• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 433)
جمعه 20/5/1391 - 12:34 -0 تشکر 501902
روان‌شناسی‌ عزاداری‌

محمد كاویانی‌

ابتدا، توضیحی‌ در باب‌ عزاداری‌ از دیدگاه‌ متون‌ دینی‌ خواهیم‌ داد.سپس‌ «عزاداری‌ و سوگ‌ واقعی‌» و «مراسم‌ عزاداری‌»، را از دیدگاه‌ روان‌ شناسی‌ معرفی‌می‌كنیم‌؛ بعد از آن‌ از منظر یك‌ روان‌ شناس‌ اجتماعی‌، آن‌ مراسم‌ را یك‌ گروه‌اجتماعی‌، تلقی‌ كرده‌ و به‌ آثار و پیامدهای‌ آن‌ می‌نگریم‌ و در انتها به‌ هیجان‌های‌ روانی‌ناشی‌ از عزاداری‌ مثل‌ غم‌ و اندوه‌، افسردگی‌، شادی‌، عزت‌ نفس‌ و... پرداخته‌ و از این‌رهگذر به‌ بعضی‌ اشكالات‌ علمی‌ مطرح‌ شده‌، در این‌ موضع‌ خواهیم‌ پرداخت‌. در نهایت‌به‌ آسیب‌شناسی‌ مراسم‌ عزاداری‌ اشاره‌ای‌ مختصر خواهیم‌ كرد.

جمعه 20/5/1391 - 12:37 - 0 تشکر 501906

مراسم‌ عزاداری‌ از دیدگاه‌ متون‌ دینی‌



در قرآن‌، آیاتی‌ كه‌ به‌ طور صریح‌ و مستقیم‌، بیان‌ كنندة‌ حكم‌ عزاداری‌ باشد، وجودندارد، اما آنچه‌ اكنون‌ تحت‌ عنوان‌ مراسم‌ عزاداری‌ انجام‌ می‌شود، دست‌ تأیید چند گروه‌ ازآیات‌ را بالای‌ سر خود دارد:


الف‌) آیاتی‌ كه‌ به‌ فریاد كردن‌ علیه‌ ظلم‌، امر می‌كند یا مجوزمی‌دهد؛


ب‌) آیاتی‌ كه‌ تحكیم‌ ولایت‌ را هدف‌ خود قرار داده‌اند؛


ج‌) آیاتی‌ كه‌ مودت‌ اهل‌بیت‌ را تأكید كرده‌اند؛


د) آیاتی‌ كه‌ دلالت‌ بر سوگواری‌ بعضی‌ از انبیا یا دیگر اولیای‌ الهی‌داشته‌اند، مثل‌ سوگواری‌ حضرت‌ یعقوب‌ در فراق‌ حضرت‌ یوسف‌؛


ه) آیاتی‌ كه‌ بزرگداشت‌شعائر الهی‌ را تأكید می‌كنند.


آیات‌ بسیار زیادی‌ از قرآن‌ نیز هست‌ كه‌ از طریق‌ روایات‌ معصومان‌، به‌ گونه‌ای‌درباره‌ امام‌ حسین‌ است‌؛ اما از آن‌ جا كه‌ در باب‌ نیست‌، به‌ آن‌ها نمی‌پردازیم‌. مثل‌ آیة‌مباهله‌، كه‌ آن‌ حضرت‌ (ع) یكی‌ از مصادیق‌ آن‌ هستند، یا آیة‌ نفس‌ مطمئنه‌ كه‌ به‌امام‌حسین‌(ع) تفسیر می‌شود؛ یا آیه‌ای‌ كه‌ خداوند از بندگانش‌، دربارة‌ خون‌ ریزی‌ و...پیمان‌ می‌گیرد، در تفسیر برهان‌ در ذیل‌ این‌ آیه‌ آمده‌ است‌ كه‌ وقتی‌ این‌ آیه‌ نازل‌ شد،پیامبر فرمود: یهود، عهد خدا را نقض‌ و رسولان‌ او را تكذیب‌ كردند واولیای‌ الهی‌ راكشتند، آیا به‌ شما خبر بدهم‌ به‌ مشابه‌ آنان‌ از یهود این‌ امت‌؟ گفتند بله‌ یا رسول‌ الله،حضرت‌ رسول‌(ص) فرمود: قومی‌ از امت‌ من‌ كه‌ خود را از اهل‌ ملت‌ من‌ می‌دانند، افاضل‌ذریة‌ مرا می‌كشند، شریعت‌ و سنت‌ مرا عوض‌ می‌كنند، فرزندانم‌ حسن‌ و حسین‌ رامی‌كشند، همان‌ طور كه‌ یهود، زكریا و یحیی‌ را كشتند.


روایات‌ زیادی‌ نیز داریم‌ كه‌ دلالت‌ بر جواز گریه‌ و عزاداری‌ می‌كنند؛ امام‌ صادق‌ (ع)می‌فرماید: بانوان‌ در مصیبت‌ها، نیاز به‌ نوحه‌ سرایی‌ و شیون‌ و زاری‌ دارند وباید اشك‌هایشان‌ جاری‌ شود، اما نباید سخنان‌ باطل‌ و بیهوده‌ بگویند... آن‌ حضرت‌ در جای‌ دیگرمی‌فرمایند: گریه‌ كنندگان‌ پنج‌ نفر بودند، آدم‌ و یعقوب‌ و یوسف‌ و فاطمه‌ بنت‌ محمد وعلی‌ بن‌ الحسین‌. گریه‌ی‌ آدم‌ به‌ جهت‌ خطا و اخراج‌ از بهشت‌، یعقوب‌ در فراق‌ یوسف‌ ویوسف‌ در دوری‌ پدر و حضرت‌ زهرا برای‌ پدرش‌ و امام‌ سجاد (ع) نیز برای‌ شهادت‌ پدرش‌گریه‌ می‌كردند؛ امام‌ صادق‌ (ع) به‌ فرزندش‌ سفارش‌ می‌كند كه‌ برایش‌ مجالس‌ عزاداری‌برگزار نماید.روایاتی‌ از این‌ نوع‌، بسیار فراوان‌ است‌ و مهم‌ترین‌ اهدافش‌، مبارزه‌ با ظلم‌ وستم‌ بنی‌ امیه‌ و بنی‌ عباس‌ بوده‌ است‌.


البته‌ بعضی‌ از روایات‌ اهل‌ سنت‌ با عزاداری‌ مخالفت‌ كرده‌اند، اما از خود روایات‌اهل‌ سنت‌، پاسخ‌ آن‌ها نیز داده‌ شده‌ است‌. پاسخ‌ این‌ است‌ كه‌ این‌ روایات‌ جمع‌ شدنی‌هستند، و وجه‌ جمع‌ آن‌ها این‌ است‌ كه‌ روایات‌ مخالف‌، برای‌ نفی‌ بعضی‌ از كارهای‌ناصحیح‌ كه‌ در عزاداری‌ انجام‌ می‌شود، آمده‌ است‌؛ مثل‌ داد و فریاد كردن‌، گریبان‌ دریدن‌،سخن‌ باطل‌ گفتن‌...، اما آن‌ها كه‌ موافق‌ هستند، نظر به‌ اصل‌ عزاداری‌ دارند.


در سیرة‌ معصومان‌ (ع) و سیرة‌ مسلمانان‌ نیز عزاداری‌، دارای‌ سابقه‌ بوده‌ است‌.مسلمانان‌ در جنگ‌ احد 70 شهید دادند؛ در مدینه‌، هر كسی‌ برای‌ بستگان‌ شهید خودگریه‌ می‌كرد. چشمان‌ پیامبر (ص) با دیدن‌ این‌ صحنه‌، پر از اشك‌ شد و فرمودند: «اماعمویم‌ حمزه‌ گریه‌ كننده‌ ندارد». ابن‌ مسعود می‌گوید: «پیامبر (ص) در سوگ‌ حمزه‌ بسیارگریه‌ كرد، جنازة‌ حمزه‌ را رو به‌ قبله‌ نهاد و ایستاد و با صدای‌ بلند گریه‌ كرد و صفات‌ خوب‌حمزه‌ را برشمرد». اسماء، همسر جعفر بن‌ ابی‌ طالب‌ كه‌ از زن‌های‌ با ایمان‌ و فداكار صدراسلام‌ بوده‌ است‌، می‌گوید:«جعفر در جنگ‌ موته‌ به‌ شهادت‌ رسید؛ بر رسول‌ خدا (ص) واردشدم‌، ایشان‌ فرمودند: ای‌ اسماء فرزندان‌ جعفر كجا هستند؟ آنان‌ را پیش‌ آن‌ حضرت‌آوردم‌، آنان‌ را در آغوش‌ كشید و گریه‌ كرد و گفت‌: جفعر امروز به‌ شهادت‌ رسید».


پیامبر به‌ دفعات‌ فراوانی‌ در سوگ‌ یارانش‌ از جمله‌: در عیادت‌ آخر و بیماری‌ احتضارسعد ابن‌ عباده‌، رئیس‌ قبیله‌ خزرج‌، در كنار مزار دختر خود در مدینه‌، در سوگ‌ فرزندش‌ابراهیم‌، (با بیان‌ این‌ كه‌ قلب‌ از شدت‌ اندوه‌ می‌سوزد، اماسخنی‌ بر خلاف‌ رضای‌ حق‌نمی‌گویم‌)، در سوگ‌ عثمان‌ بن‌ مظعون‌ در مدینه‌، در كنار مزار مادرشان‌ در ابواء، (پس‌ ازگذشت‌ سالیان‌ دراز و مبعوث‌ شدن‌ آن‌ حضرت‌ به‌ نبوت‌)، به‌ هنگام‌ یادآوری‌ شهادت‌امام‌علی‌ (ع) و امام‌ حسین‌ (ع)، حتی‌ در هنگام‌ ولادت‌ امام‌ حسین‌ (ع) و در مكان‌های‌مختلف‌؛ مثل‌ منزل‌های‌ ام‌ المؤمنین‌ ام‌ سلمه‌، ام‌ المؤمنین‌ زینب‌، ام‌ المؤمنین‌ عایشه‌، ودر خانة‌ امام‌ علی‌ (ع) و...، گریه‌ كرده‌اند. پس‌ از پیامبر نیز، صحابه‌ عزاداری‌ می‌كردند،علاوه‌ بر گریة‌ مستمر حضرت‌ زهرا 3، كسان‌ دیگری‌؛ مثل‌ بلال‌، قیس‌، ام‌ ایمن‌، خلیفة‌اوّل‌ و دوم‌ نیز در سوگ‌ پیامبر گریه‌ كردند.


زنان‌ بنی‌ هاشم‌ در شهادت‌ امام‌ حسن‌ و امام‌ حسین‌، عزاداری‌ و گریه‌ كردند؛ ام‌سلمه‌، ام‌ المؤمنین‌، در رؤیا، از شهادت‌ امام‌ حسین‌ با خبر می‌شود و پس‌ از بیداری‌ به‌عزاداری‌ می‌پردازد و زنان‌ هاشمی‌ را نیز به‌ عزاداری‌ بر حسین‌ دعوت‌ می‌كند؛ جابر ابن‌عبد الله انصاری‌، پس‌ از غسل‌ در فرات‌ و پوشیدن‌ لباس‌ تمیز، به‌ صورت‌ پابرهنه‌ واندوهگین‌ به‌ سوی‌ مزار امام‌ حسین‌ می‌رود و گریه‌ فراوان‌ می‌كند؛ انس‌ ابن‌ مالك‌ و زیدابن‌ ارقم‌، از یاران‌ پیامبر، در سوگ‌ امام‌ حسین‌ گریه‌ كردند؛ مختار ثقفی‌ در عزای‌ امام‌حسین‌ گریه‌ كرد و قسم‌ خورد كه‌ انتقام‌ بگیرد؛ توابین‌ با شعار یالثارات‌ الحسین‌، به‌ رهبری‌سلیمان‌ ابن‌ صرد خزاعی‌، برای‌ انتقام‌ جمع‌ می‌شوند و بر مزار امام‌ حسین‌ رفته‌ و گریه‌ وناله‌ می‌كنند، مردم‌ كوفه‌ و شام‌ و مدینه‌، پس‌ از شهادت‌ امام‌ حسین‌ عزاداری‌ می‌كنند؛شعرا و سرایندگان‌ عرب‌، اشعار فراوانی‌ در سوگواری‌ سروده‌اند.


یادآوری‌ می‌شود كه‌ بعضی‌ از موارد ذكر شده‌ از سیرة‌ معصومان‌ و مسلمانان‌، ناظربه‌ مراسم‌ عزاداری‌ نبوده‌ است‌ بلكه‌ سوگ‌ و داغ‌ دیدگی‌ واقعی‌ بوده‌ است‌، اما موارد متعددی‌هم‌ بوده‌ است‌ كه‌ سوگ‌ واقعی‌ نبوده‌ است‌، بلكه‌ مراسم‌ عزاداری‌ بوده‌ و با هدف‌ تبلیغی‌ وسیاسی‌ نیز انجام‌ می‌ شده‌ است‌. ائمة‌ پس‌ از امام‌ حسین‌، همة‌ آنان‌ برای‌ آن‌ حضرت‌عزاداری‌ كرده‌اند و مصیبت‌ آن‌ حضرت‌ را تازه‌ نگه‌ داشته‌اند، به‌ ویژه‌ امام‌ صادق‌ مجلس‌می‌گرفت‌ و افراد جمع‌ می‌شدند و ذكر مصیبت‌ می‌شد و گریه‌ می‌كردند.


پس‌ از زمان‌ ائمه‌ (ع) نیز عزاداری‌ امام‌ حسین‌ توسط‌ شیعیان‌ انجام‌ می‌شد، اما تاپیش‌ از قرن‌ چهارم‌ به‌ صورت‌ پنهان‌ بود، همان‌ طور كه‌ جشن‌ و سرور در روز عید غدیر(18 ذیحجه‌) نیز پنهان‌ بود و از آن‌ پس‌ آشكار شد.


معز الدولة‌ دیلمی‌، از سلاطین‌ بزرگ‌ و مقتدر آل‌ بویه‌ بود كه‌ در آشكار ساختن‌شعائر شیعه‌، نقش‌ اساسی‌ داشت‌ و مردم‌ بغداد را به‌ عزاداری‌ حسین‌ تشویق‌ می‌كرد. درسال‌های‌ بین‌ 352 تا اواسط‌ قرن‌ پنجم‌، مراسم‌ عاشورا، مهم‌ تلقی‌ می‌شد و اجرا می‌شد.در همین‌ سال‌ها، فاطمیه‌ و اسماعیلیه‌، مصر را به‌ تصرف‌ درآوردند و شهر قاهره‌ را بنانهادند و مراسم‌ عاشورا در مصر نیز برگزار می‌شد. مراسم‌ عزاداری‌، به‌ سایر كشورهای‌اسلامی‌، شمال‌ آفریقا، ایران‌ و برخی‌ كشورهای‌ عربی‌ رسوخ‌ كرد. در ایران‌ از قرن‌ اول‌ ودوم‌، تعزیه‌ رایج‌ بود، ولی‌ گسترش‌ بیشتر یافت‌.


اكنون‌ نیز نه‌ تنها شیعیان‌، بلكه‌ حتی‌ بسیاری‌ از غیر شیعیان‌ و غیر مسلمانان‌ نیز،امام‌ حسین‌ و مراسم‌ عزاداری‌ حسینی‌ را به‌ خوبی‌ می‌شناسند و برای‌ آن‌ احترام‌ قائلند،امروزه‌ به‌ بركت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، مراسم‌ عزاداری‌، به‌ همان‌ شیوه‌های‌ مرسوم‌ درایران‌ (سخنرانی‌ و روضه‌ خوانی‌ و مداحی‌ و سینه‌ زنی‌ و تشكیل‌ دادن‌ دسته‌های‌ عزاداری‌و...) به‌ زبان‌های‌ مختلف‌ دیگری‌؛ مثل‌ انگلیسی‌، المانی‌ چینی‌، ژاپنی‌ و...، نیز رواج‌ یافته‌است‌.


ملت‌های‌ دیگر، حضور و اثر گذاری‌ این‌ مراسم‌، در پدیده‌های‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌شیعیان‌ را مشاهده‌ كرده‌اند. هر كسی‌ اندك‌ تأملی‌ كرده‌ باشد، نقش‌ حسین‌ و عزاداری‌حسینی‌ را در دفاع‌ مقدس‌، به‌ خوبی‌ می‌شناسد، حسین‌ در انحصار شیعیان‌ نیست‌؛ رهبرفقید هند، گاندی‌، از حسین‌ بهره‌ گرفته‌؛ نهضت‌های‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌، لبنان‌، فلسطین‌،و... از حسین‌ بهره‌ گرفته‌اند.


كسانی‌، می‌توانند به‌ خوبی‌، مراسم‌ عزاداری‌ را درك‌ كنند كه‌ اولاً شناخت‌های‌ لازم‌دربارة‌ آن‌ را داشته‌ باشند، و ثانیا در آن‌ شركت‌ كرده‌ و آثار عاطفی‌ آن‌ را تجربه‌ درونی‌ كرده‌باشند. برای‌ شناخت‌ این‌ پدیده‌، علم‌ حصولی‌ و تحلیل‌ عقلی‌، لازم‌ است‌ اما بسنده‌نیست‌.

جمعه 20/5/1391 - 12:42 - 0 تشکر 501910

چیستی‌ عزاداری‌



عزاداری‌ در عرف‌ عام‌ به‌ دو معنا اطلاق‌ می‌شود:


الف‌) داغ‌ دیدگی‌ و عزاداری‌شخصی‌ و بالفعل‌؛


ب‌) مراسم‌ عزاداری‌ كه‌ به‌ صورت‌ سنتی‌ برای‌ بزرگان‌ دینی‌ و دیگران‌برگزار می‌شود.


این‌ دو، از دیدگاه‌ روان‌شناسی‌ كاملا متفاوت‌ هستند. داغ‌ دیدگی‌ واقعی‌امری‌ است‌ غیر اختیاری‌ و افراد داغ‌ دار از مدار زندگی‌ عادی‌ خارج‌ می‌شوند و باید به‌تدریج‌ به‌ زندگی‌ عادی‌ برگردند. اما مراسم‌ عزاداری‌، كاملاً اختیاری‌ و برنامه‌ ریزی‌ شده‌است‌ و بخشی‌ از برنامه‌های‌ زندگی‌ عادی‌ افراد محسوب‌ می‌شود. داغ‌ داری‌ حالتی‌ روانی‌ ودرونی‌ است‌، ولی‌ مراسم‌ عزاداری‌ معمولاً به‌ صورت‌ اجتماعی‌ صورت‌ می‌گیرد. برای‌عادی‌ شدن‌ زندگی‌ فرد داغ‌ دار، عواملی‌ به‌ كمك‌ می‌آیند، كه‌ از جملة‌ آن‌ها مراسم‌عزاداری‌ است‌. داغ‌ دیدگی‌ ممكن‌ است‌ به‌ صورت‌ ناگهانی‌ و بدون‌ آمادگی‌ باشد؛ مثل‌ این‌كه‌ عزیزی‌ را در تصادف‌ اتومبیل‌ از دست‌ بدهند و ممكن‌ است‌ با پیش‌ بینی‌ و آمادگی‌قبلی‌ باشد، مثل‌ این‌ كه‌ عزیزی‌ پس‌ از یك‌ دورة‌ سخت‌ بیماری‌ لاعلاج‌، از دنیا برود. درهر دو صورت‌، داغ‌ دیدگی‌ صدق‌ می‌كند، اما ناگهانی‌ بودن‌ سخت‌تر است‌.


داغ‌ دیدگی‌: فقدان‌های‌ مختلف‌، بار داغ‌ دیدگی‌های‌ متفاوت‌ دارند. مرگ‌همسر یكی‌ از پرفشارترین‌ وقایع‌ زندگی‌ است‌، هم‌ برای‌ زنان‌ و هم‌ برای‌ مردان‌. بونل‌ وبرنل‌ 1988بر اساس‌ مصاحبه‌ هایشان‌ با بیش‌ از 100 خانوادة‌ داغ‌ دیده‌،راهنمایی‌های‌ زیر را به‌ فرد داغ‌ دیده‌ ارایه‌ كردند:


1) حداقل‌ تا 6 ماه‌ از تصمیمات‌ ناگهانی‌ پس‌ از فقدان‌، خودداری‌ كنند؛ (مانندخرید و فروش‌ خانه‌ و وسایل‌ آن‌، تغییر شغل‌، ازدواج‌ مجدد و...)؛


2) فرد داغ‌ دیده‌ بایداطمینان‌ داشته‌ باشد كه‌ تجربة‌ فقدان‌، مراحلی‌ دارد و طی‌ خواهد شد؛


3) در حالت‌های‌خیلی‌ شدید روحی‌، در روزهای‌ اولیه‌، استفاده‌ از آرام‌ بخش‌های‌ ضعیف‌ در هنگام‌ خواب‌اشكال‌ ندارد؛


4) توسط‌ یك‌ مشاور، در یك‌ فضای‌ همدلانه‌، فرایند مرگ‌ برای‌ داغ‌ دیده‌،بیان‌ شود؛


5) در مواردی‌ كه‌ لازم‌ است‌ از مددكار اجتماعی‌ استفاده‌ شود، مانند مردی‌ كه‌همسر خود را از دست‌ داده‌ و فرزند خردسال‌ دارد.

جمعه 20/5/1391 - 12:47 - 0 تشکر 501915

فقدان‌ والدین‌ و فرزندان‌


نیز از سوگ‌های‌ شدید است‌، به‌ ویژه‌ برای‌ مادران‌؛ پدر زودتر به‌ زندگی‌ عادی‌ برمی‌گردد، اما مادر چه‌ بسا از پدر متعجب‌ می‌شود كه‌ چه‌ زود، عادی‌ شده‌ است‌. در این‌موقعیت‌، پدر باید بسیار به‌ وضعیت‌ مادر توجه‌ كند و او را حمایت‌ كند.


در سوگ‌ فرزند، نكتة‌ مهم‌ این‌ است‌ كه‌ روابط‌ والدین‌ خدشه‌ دار و ناسالم‌ نشود.والدین‌ سعی‌ كنند یكدیگر را درك‌ و حمایت‌ كنند، فهم‌ و تبیین‌ خوبی‌ از مرگ‌ داشته‌باشند، فلسفة‌ منسجمی‌ از زندگی‌ داشته‌ باشند، از اعتقادات‌ ایمانی‌ خود بهره‌ بگیرند.متخصصان‌ داغ‌ دیدگی‌، می‌گویند، فرد، با فقدان‌ والدین‌، گذشته‌ را، و با فقدان‌ همسر،حال‌ را و با فقدان‌ فرزند، آینده‌ را از دست‌ می‌دهد. (بونل‌ و برنل‌،)1988


در هر صورت‌ فرد داغ‌ دیده‌، فشارهای‌ زیادی‌ را تحمل‌ می‌كند. لایندمن(‌1944)در مطالعات‌ روان‌ پزشكی‌ خود، 101 فرد داغ‌ دیده‌ را مورد مطالعه‌ قرار داد. او واكنش‌ هایی‌مثل‌ گریستن‌، اضطراب‌، بی‌ قراری‌، بی‌ خوابی‌، و بی‌ اشتهایی‌، را گزارش‌ كرده‌ است‌.كوبلر راس‌ (1981 )می‌گوید، همه‌ به‌ عزا و فقدان‌، واكنش‌ نشان‌ می‌دهند، اما هر كسی‌ به‌شیوة‌ خاص‌ خود.


در مجموع‌، آثار داغ‌ دیدگی‌ در سه‌ بعد فیزیكی‌، روان‌ شناختی‌، و جامعه‌شناختی‌ بررسی‌ می‌شود. در بعد فیزیكی‌، آثاری‌؛ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمانی‌، تشدیدعلایم‌ بیماری‌های‌ قبلی‌ و ایجاد شكایات‌ جدید و افزایش‌ مراجعه‌ به‌ پزشك‌، توجه‌كردنی‌ است‌. بونل‌ و برنل‌ (1989) آثاری‌؛ مثل‌ احساس‌ گرفتگی‌ شانه‌ها، ضعف‌ماهیچه‌ها، گرفتگی‌ گلو (بغض‌)، خشكی‌ دهان‌، فقدان‌ انرژی‌، تنگی‌ نفس‌ و آه‌ كشیدن‌ رامشاهده‌ كرده‌اند.


آثار روان‌ شناختی‌، به‌ متغیرهای‌ بسیاری‌ ارتباط‌ دارد؛ مثل‌ سن‌، جنس‌، سلامت‌جسمانی‌ قبلی‌، سازگاری‌ قبلی‌، متغیرهای‌ شخصیتی‌ فرد، عوامل‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌،فرهنگی‌، نوع‌ رابطة‌ داغ‌ دیده‌ و متوفی‌، چگونگی‌ فوت‌، سابقة‌ متوفی‌ و سابقة‌ داغ‌ دار دراموری‌؛ مثل‌ مواد مخدر، مشروبات‌ الكلی‌، سیگار و...


پاكز در مطالعه‌ای‌ به‌ دست‌ آورد كه‌ اگر افراد داغ‌ دیده‌ گرفتار مشكلات‌شدید روان‌ پزشكی‌ بشوند، در سال‌ اوّل‌ خواهند شد، نه‌ بعد از آن‌. اما در هر صورت‌ افراد كم‌و بیش‌ گرفتار ناباوری‌، گیجی‌، دل‌ مشغولی‌ با افكار راجع‌ به‌ متوفی‌، توهمات‌ بینایی‌،شنوایی‌ و...، انكار غم‌، افسردگی‌، احساس‌ گناه‌، خشم‌ و اضطراب‌ می‌شوند.


آثار اجتماعی‌ داغ‌ دیدگی‌ به‌ ویژه‌ در بین‌ زنان‌ بیوه‌ زیاد است‌. رفت‌ و آمدها تغییرمی‌كند، نگاه‌ها عوض‌ می‌شود،اموری‌ مثل‌ فقدان‌ شغل‌، تعارضات‌ خانوادگی‌، بازنشستگی‌و... نیز، در این‌ جهت‌ ایفای‌ نقش‌ می‌كنند.


فرد داغ‌ دیده‌، در مرگ‌ طبیعی‌، چهار مرحله‌ را طی‌ می‌كند:


1) پذیرش‌ واقعیت‌فقدان‌؛ گاهی‌ فرد داغ‌ دیده‌، آن‌ چنان‌ ضربة‌ روحی‌ می‌بیند كه‌ فقدان‌ را انكار می‌كند،می‌گوید او نمرده‌ است‌. گاهی‌ افراد گرفتار فراموشی‌ می‌شوند. وردن، نقل‌ می‌كندكه‌ فردی‌ در 12 سالگی‌ پدرش‌ را از دست‌ داد و برای‌ سالیان‌ متمادی‌، همه‌ چیز را دربارة‌پدرش‌ فراموش‌ كرد، حتی‌ صورت‌ پدرش‌ را نیز به‌ خاطر نمی‌آورد.


2) تجربة‌ دردناكی‌فقدان‌؛ این‌ تجربه‌، جزئی‌ از فرایند عزاست‌، و بدون‌ آن‌، فرایند عزا، به‌ طور سالم‌ طی‌نمی‌شود. در این‌ مرحله‌، جامعه‌ نقش‌ مهمی‌ به‌ عهده‌ دارد. بالبی‌ می‌گوید اگركسی‌ از این‌ مرحله‌ امتناع‌ كند، دیری‌ نمی‌پاید كه‌ غالباً به‌ درجاتی‌ از افسردگی‌ دچارمی‌شود.


3) سازگاری‌ با اوضاع‌ جدید؛ این‌ مرحله‌ هم‌، به‌ ویژه‌ برای‌ زنان‌ بیوه‌ مشكل‌ است‌.مدت‌ها طول‌ می‌كشد كه‌ دریابند چگونه‌ زندگی‌ كنند، و چگونه‌ جای‌ خالی‌ نقش‌های‌متوفی‌ را پر كنند.


4) سرمایه‌ گذاری‌ در ارتباطات‌ جدید؛ باید انرژی‌ عاطفی‌ فرد داغ‌ دیده‌،بر ارتباطات‌ جدید متمركز شود. به‌ اصطلاح‌ عامیانه‌، باید از فرد متوفی‌ دل‌ بكند و به‌زنده‌ها دل‌ بسپارد. برای‌ عده‌ای‌، این‌ خیلی‌ سخت‌ است‌، گروهی‌ می‌پندارند این‌ بی‌اعتنایی‌ به‌ متوفی‌ است‌.بعضی‌ از افراد می‌پندارند اگر مثلاً ازدواج‌ مجدد كنند، فرزندانشان‌دچار تعارض‌ خواهند شد. برای‌ ایجاد رابطة‌ جدید، در سطح‌ ازدواج‌ مجدد، حدود یك‌ تا دوسال‌ وقت‌ لازم‌ است‌.

جمعه 20/5/1391 - 12:50 - 0 تشکر 501917

مراسم‌ عزاداری‌:



عزاداری‌، در متون‌ اسلامی‌، یك‌ اصطلاح‌ شرعی‌ نیست‌، بلكه‌ مسلمانان‌ آن‌ را به‌كار برده‌اند، لذا باید در فرهنگ‌ لغات‌، به‌ دنبال‌ كاربردهای‌ آن‌ گشت‌. عزا به‌ معنای‌ صبر وشكیبایی‌ در ماتم‌ و به‌ معنای‌ سوگ‌ و مصیبت‌ آمده‌ است‌. «عزّی‌""""»؛ از باب‌ تفعیل‌ به‌ كاررفته‌ است‌، «تعزیه‌ الرجل‌»؛ یعنی‌ تسلی‌ دادن‌ و توصیه‌ به‌ صبر كردن‌، «عزّی‌"""" بعضهم‌بعضاً»؛ یعنی‌ یكدیگر را توصیه‌ به‌ صبر كردند. «حسن‌ الله عزاك‌»؛ یعنی‌ خداوند به‌ توصبر و نیكی‌ عطا كند.


همان‌ گونه‌ كه‌ از لغت‌ به‌ دست‌ می‌آید، عزاداری‌، در اصل‌ برای‌ تسلی‌ دادن‌ به‌ داغ‌دیده‌ است‌. برای‌ آرامش‌ بخشی‌ به‌ داغ‌ دیده‌ از عوامل‌ متعددی‌ می‌توان‌ سود جست‌، ازجمله‌:


1) هنجارهای‌ اجتماعی‌ و هم‌ دردی‌ها.


2) همسان‌ سازی‌ با بزرگان‌ دینی‌ و تاریخی‌ مورد علاقه‌ مردم‌.


3) تفكر منطقی‌، براین‌ نكته‌ كه‌ لاجرم‌ باید به‌ زندگی‌ عادی‌ برگردیم‌، نمی‌شود زندگی‌ را تعطیل‌ كرد.


4) گریه‌كردن‌ و برون‌ ریزی‌ عاطفی‌.


5) ذكر كردن‌ غم‌ و غصّه‌ها با دیگران‌ (راه‌ دیگری‌ از برون‌ریزی‌)


6) خواندن‌ اشعار غم‌ ناك‌ و معنا دار.


7) اعتقاد به‌ معاد و... و یادآوری‌ آن‌ها.


نكتة‌ جالب‌ توجه‌ این‌ است‌ كه‌ همة‌ عوامل‌ هفت‌ گانه‌، در ضمن‌ مراسم‌ عزاداری‌، وبا كمك‌ دیگران‌، برای‌ فرد داغ‌ دیده‌، حاصل‌ می‌شود. در غالب‌ دید و بازدیدها، اظهار هم‌دردی‌ها، شركت‌ در مراسم‌ و ادای‌ احترام‌ به‌ متوفی‌ و بازماندگان‌، مداحی‌ كردن‌ از بزرگان‌دینی‌ و ذكر مصایب‌ آنان‌، خواندن‌ قرآن‌ و آیات‌ مناسب‌ تسلی‌ بخش‌، اجرای‌سخنرانی‌های‌ مناسب‌ با موقعیت‌ و اوضاع‌ و ارایه‌ كردن‌ شناخت‌های‌ لازم‌ برای‌ داغ‌ دیده‌ ودیگر مخاطبان‌، و... این‌ها همه‌ در ضمن‌ مراسم‌ عزاداری‌ حاصل‌ می‌شود، و جالب‌ توجه‌تراین‌ كه‌ بسیاری‌ از این‌ها، اختصاص‌ به‌ مراسم‌ جمعی‌ دارد و در تنهایی‌ و نشست‌های‌خانوادگی‌ حاصل‌ نمی‌شود.


در جوامع‌ مختلف‌، شیوه‌های‌ نسبتاً مشابهی‌ برای‌ این‌ مراسم‌ وجود داشته‌ و دارد.مراسم‌ عزاداری‌ و ختم‌ در سه‌ روز اوّل‌، هفته‌، چهلم‌، وگاه‌ سالگرد (در جامعة‌ ما)، به‌سازگاری‌ داغ‌ دیده‌ با اوضاع‌ جدید كمك‌ می‌كند. با گرفتن‌ مراسم‌ سالگرد، به‌ بازماندگان‌كمك‌ می‌شود كه‌ ضمن‌ برگزاری‌ گرامی‌ داشت‌ یاد متوفی‌، آن‌ را به‌ خاطرات‌ عزیز و تكرارنشدنی‌ تبدیل‌ كنند. به‌ طور كلی‌ دو عامل‌ «فراموشی‌» و «گذشت‌ زمان‌» از جملة‌ عوامل‌سازگاری‌ است‌.


در سایر ادیان‌ نیز چنین‌ هنجارها و مراسمی‌ وجود دارد؛ مثل‌ مراسم‌ یادآوری‌ ازمصلوب‌ شدن‌ حضرت‌ عیسی‌ در دین‌ مسیحیت‌. در فرهنگ‌ ایرانی‌ قبل‌ از اسلام‌ نیز«خون‌ سیاوش‌» و «مرگ‌ سهراب‌»، اگر چه‌ به‌ نوعی‌ افسانه‌ می‌ماند، ولی‌ در كاهش‌ غم‌ وغصه‌های‌ داغ‌ داران‌ ایفای‌ نقش‌ می‌كرده‌ است‌. تیشه‌ بر سر زدن‌ فرهاد، بیابان‌ گردی‌مجنون‌، ناكامی‌ زلیخا، صبر یعقوب‌ در غم‌ فرزندش‌ یوسف‌، بردار رفتن‌ حلاج‌، و...، همه‌ وهمه‌، عناصری‌ نمادین‌ از غم‌ و اندوه‌ برای‌ درك‌ این‌ معنی‌ و كنار آمدن‌ با غم‌ است‌.

جمعه 20/5/1391 - 12:54 - 0 تشکر 501925

مراسم‌ عزادری‌ یك‌ گروه‌ اجتماعی‌



انسان‌ موجودی‌ اجتماعی‌ است‌ و بخش‌ بسیاری‌ از زندگی‌ خود را در گروه‌هامی‌گذراند. گروه‌های‌ خانواده‌، مدرسه‌، هم‌ بازی‌ها، هم‌ سالان‌، هم‌ كاران‌، گروه‌های‌مذهبی‌، سیاسی‌، اجتماعی‌ و...، از گروه‌هایی‌ هستند كه‌ ما معمولاً بخش‌ جالب‌ توجهی‌ اززندگی‌ خود را با آن‌ها می‌گذرانیم‌. گروه‌های‌ مذهبی‌ نیز در همین‌ ردیف‌ است‌ و به‌ عنوان‌یك‌ گروه‌ بررسی‌ می‌شود.


تعریف‌ گروه‌



گروه‌ متشكل‌ از دو یا چند نفر است‌ كه‌ با هم‌ تعامل‌ دارند، در اهدافی‌ مشتركند،روابط‌ پایداری‌ با هم‌ دارند، به‌ نحوی‌ به‌ هم‌ وابسته‌اند و خود را عضوی‌ از گروه‌ تلقی‌می‌كنند (بارون‌ و بایرن‌،1977 )از این‌ تعریف‌ چند ویژگی‌ برای‌ گروه‌ به‌ دست‌ می‌آید:


1 ) تعامل‌ دارند.


2) وابسته‌اند، به‌ نحوی‌ كه‌ آن‌ چه‌ برای‌ یك‌ فرد اتفاق‌ می‌افتد، بر دیگران‌نیز موثر است‌.


3) روابط‌ آن‌ها پایدار است‌ و چه‌ بسا روزها و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها ادامه‌دارد و منشأ آثاری‌ در جنبه‌های‌ دراز مدت‌ زندگی‌ مثل‌ ازدواج‌ هم‌ می‌شود.


4) اهداف‌مشترك‌ دارند كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ با هم‌ تلاش‌ و همكاری‌ می‌كنند.


5) این‌ تعامل‌ درقالب‌ گروه‌، معمولاً به‌ گونه‌ای‌ نظام‌مند است‌ كه‌ هر عضو، جایگاهی‌ دارد و خودش‌ ودیگران‌، او را در آن‌ جایگاه‌ می‌شناسند.


6) خود را بخشی‌ از گروه‌ می‌دانند.




گروه‌ با این‌ تعریف‌ و ویژگی‌هایی‌ كه‌ ذكر شد، كاركردهای‌ روانشناختی‌ متعددی‌دارد. بعضی‌ از آن‌ كاركردها عبارتند از:


1) بخشی‌ از نیاز روانی‌ ما به‌ تعلق‌ داشتن‌ رابرآورده‌ می‌سازد.


2) با راحتی‌ بیشتری‌ به‌ اهداف‌ مشترك‌ می‌رسیم‌.


3) دانش‌ و اطلاعاتی‌به‌ دست‌ می‌آوریم‌ كه‌ در بیرون‌ گروه‌ بر ایمان‌ میسر نیست‌.


4) در مقابل‌ دشمن‌ مشترك‌احساس‌ امنیت‌ بیشتر بر ایمان‌ حاصل‌ می‌شود.


5) باعث‌ استحكام‌ و تثبیت‌ هویت‌اجتماعی‌ ما می‌شود.


6) در ایجاد و تغییر احساسات‌ و عواطف‌، باعث‌ تسهیل‌ اجتماعی‌ ما می‌شود.


7) ویژگی‌ جمعی‌ بودن‌ بعضی‌ برنامه‌ها، باعث‌ استدامه‌ و استمرار برنامه‌می‌شود.


8) به‌ اعتماد نفس‌ بیشتر فرد كمك‌ می‌كند.


9) به‌ افراد به‌ ویژه‌ كودكان‌ در فراینداجتماعی‌ شدن‌ كمك‌ می‌كند.


10) فواید جانبی‌اش‌ مثل‌ مشاوره‌ها، دوست‌ یابی‌ها،شغل‌ یابی‌ها، قرض‌ الحسنه‌ها، دید و بازدیدها به‌ هنگام‌ بیماری‌ و مشكلات‌، نیز از طریق‌گروه‌های‌ مذهبی‌، حاصل‌ می‌شود.


11) هنجارهای‌ گروه‌ (خوب‌ یا بد)، معمولاً موردپذیرش‌ همة‌ اعضاء قرار می‌گیرد (افراد به‌ جهت‌ اهمیتی‌ كه‌ برای‌ گروه‌ قائل‌ هستند، ازاختلافات‌ كوچك‌ می‌گذرند و گاهی‌ به‌ واقع‌، تغییر نگرش‌ می‌دهند.


12) این‌ گروه‌هامی‌تواند شروع‌ و مبنایی‌ باشد برای‌ شروع‌ و شكل‌ دهی‌ كارهای‌ تشكیلاتی‌ آشكار ومخفی‌ و انجام‌ دادن‌ كارهای‌ فرهنگی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌ و گاهی‌ نظامی‌.


یكی‌ از نمونه‌های‌ این‌ حركت‌، اقدامات‌ سید جمال‌ الدین‌ اسد آبادی‌ بود، او ازمراسم‌ سادة‌ مذهبی‌ شروع‌ كرد و در نهایت‌ تشكیلاتی‌ شكل‌ داد كه‌ حكومت‌ مصر ناچار به‌اخراج‌ ایشان‌ از كشور مصر شد.


تمام‌ كاركردهایی‌ كه‌ برای‌ گروه‌های‌ اجتماعی‌ ذكر شد، در گروه‌های‌ مذهبی‌ نیزوجود دارد. برای‌ اجتناب‌ از تفصیل‌، به‌ توضیح‌ آن‌ها نمی‌پردازیم‌. اما بسیاری‌ از آن‌كاركردها را در قالب‌ یك‌ حدیث‌ در سخنان‌ امام‌ علی‌ (ع) می‌خوانیم‌: آن‌ حضرت‌می‌فرمایند هر گاه‌ كسی‌ به‌ مسجد رفت‌ و آمد كند، یكی‌ از بهره‌های‌ هشت‌ گانه‌ را نصیب‌خود خواهد كرد:


1) یافتن‌ یك‌ برادر دینی‌ و دوستی‌ كه‌ در مسیر الهی‌ با او همراه‌ باشد.


2)علمی‌ جدید بر علوم‌ او اضافه‌ خواهد شد.


3) نشانه‌ای‌ از نشانه‌ها و آیات‌ محكم‌ الهی‌ بر اوروشن‌ خواهد شد.


4) رحمت‌ مورد انتظارش‌ را از جانب‌ خدا دریافت‌ خواهد كرد.


5) سخنی‌می‌شنود كه‌ باعث‌ دوری‌ و اجتناب‌ او از پستی‌ها می‌شود.


6) یا سخنی‌ كه‌ موجب‌ هدایت‌ اوبه‌ راه‌ راست‌ خواهد شد.


7) یا باعث‌ ترك‌ گناهی‌ از خوف‌ الهی‌ می‌شود.


8) یا حجب‌ وحیای‌ او پیش‌ دیگران‌، او را از گناه‌ باز خواهد داشت‌.

جمعه 20/5/1391 - 12:57 - 0 تشکر 501927

هیجان‌های‌ روانی‌ ناشی‌ از عزاداری‌



بیشترین‌ و مهم‌ترین‌ تأثیری‌ كه‌ مراسم‌ عزاداری‌ بر شركت‌ كنندگان‌ دارد، تأثیرات‌روانی‌ است‌ و اكثر شركت‌ كننده‌ها نیز در پی‌ همین‌ نوع‌ تأثیرات‌ هستند. احساس‌ لذتی‌خاص‌ به‌ آن‌ها دست‌ می‌دهد، آرامشی‌ می‌یابند كه‌ در كمتر مجلسی‌ و گروهی‌ از نوع‌ دیگر،حاصل‌ می‌شود. چهرة‌ افراد عزادار، درمجالس‌ عزاداری‌، غم‌ بار می‌شود، گریه‌ می‌كنند یاحالت‌ گریه‌ به‌ خود می‌گیرند، اما این‌غم‌ از نوعی‌ دیگر و متفاوت‌ با غم‌ و غصه‌های‌ زندگی‌روزمره‌ است‌. غم‌ معنویت‌ است‌، غم‌ آخرت‌ است‌. غم‌ مظلومیت‌ مظلومان‌ است‌. غمی‌است‌ كه‌ منشأ حركت‌ است‌ و كنش‌ وری‌ اجتماعی‌ افراد را افزایش‌ می‌دهد نه‌ كاهش‌،عامل‌ نابهنجار در زندگی‌ افراد نمی‌شود، بلكه‌ در مواردی‌ نقش‌ درمانی‌ ایفا می‌كند.برای‌ زندگی‌ نشاط‌ می‌آفریند.


بدیهی‌ است‌، كسانی‌ كه‌ خود به‌ صورت‌ مستمر و یا به‌ صورت‌ مقطعی‌، درزمان‌های‌ خاصی‌ از سال‌ در این‌ گروه‌ها و مراسم‌ شركت‌ می‌كنند و اكثر قریب‌ به‌ اتفاق‌مردم‌ مذهبی‌ (شیعه‌)، با این‌ مراسم‌ موافق‌ هستند و آن‌ را می‌پسندند و از آن‌ استقبال‌می‌كنند.


افرادی‌ نیز هستند كه‌ با عزاداری‌ مخالفند و بر این‌ مخالفت‌، استدلال‌هایی‌ نیزدارند؛ به‌ بعضی‌ از دلیل‌های‌ آن‌ها اشاره‌ می‌كنیم‌:


1) ما دلیل‌ و برهانی‌ از متن‌ دین‌، برای‌عزاداری‌ نداریم‌ و این‌ نوعی‌ بدعت‌ محسوب‌ می‌شود.


2) بر فرض‌ این‌ كه‌ دلایلی‌ كل‌ وعام‌ بر جواز عزاداری‌ نیز داشته‌ باشیم‌، اما چه‌ لزومی‌ دارد كه‌ برای‌ كسانی‌ عزاداری‌ كنیم‌ كه‌قرن‌ها پیش‌ شهید شده‌ و به‌ مقام‌ والایی‌ رسیده‌اند؟


3) عزاداری‌ كردن‌، مخالفت‌ با قضا وقدر الهی‌ است‌. ما باید بپذیریم‌ و تسلیم‌ باشیم‌.


4) عزاداری‌ و ازدیاد این‌ مراسم‌ در طول‌سال‌ به‌ مناسبت‌های‌ مختلف‌، باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ جامعه‌ از شادی‌ها به‌ دور باشد و بیشتراحساس‌ غمگینی‌ كند و در نتیجه‌ باعث‌ افزایش‌ فراوانی‌ افسردگی‌ در جامعه‌ بشود. این‌اشكال‌، گاهی‌ از زبان‌ و قلم‌ بعضی‌ از صاحب‌ نظران‌ روان‌شناسی‌ در كلاس‌های‌ درس‌ و درمقالات‌ نیز مطرح‌ شده‌ است‌.

جمعه 20/5/1391 - 13:0 - 0 تشکر 501933

مراسم‌ عزاداری‌ و گریه‌



گریه‌ دارای‌ یك‌ ظاهر است‌ و یك‌ باطن‌. ظاهر آن‌ یك‌ امر فیزیولوژیك‌ است‌،باید تأثیرات‌ روانی‌، از طریق‌ محرك‌های‌ بیرونی‌ یا درونی‌ مثل‌ تفكر، شكل‌ بگیرد.سپس‌ این‌ تأثرات‌، وارد چرخة‌ فیزیولوژی‌ مغز و اعصاب‌ بشود، بخش‌ خاصی‌ از مغز فعال‌شده‌ و غدد اشكی‌ چشم‌ را فرمان‌ فعالیت‌ بدهد و در نهایت‌ قطرات‌ اشك‌ جریان‌ پیدا كندو ما آن‌ را گریه‌ بنامیم‌.


باطن‌ گریه‌ همان‌ تأثرات‌ درونی‌ است‌. نگاه‌ روان‌ شناختی‌ ما و داوری‌ ما در باب‌پیامدهای‌ گریه‌ نیز دایر مدار تأثرات‌ عاطفی‌ است‌. اگر در روایات‌ آمده‌ است‌ كه‌ گریه‌ كردن‌و گریاندن‌ و حالت‌ گریه‌ به‌ خود گرفتن‌، در مراسم‌ عزای‌ حسینی‌، منشأ اثر دنیوی‌ و اخروی‌است‌، به‌ تأثرات‌ درونی‌ نظر دارد و گرنه‌ می‌شود به‌ صورت‌ مصنوعی‌ و یا با مواد شیمیایی‌،چشمانی‌ گریان‌ داشت‌. ما در این‌ جستار، باطن‌ گریه‌ را به‌ چهار نوع‌ تقسیم‌ می‌كنیم‌. كه‌فقط‌ یك‌ نوع‌ آن‌، معطوف‌ به‌ خود و نیازهای‌ سركوب‌ شدة‌ خود است‌ و می‌تواند با افسردگی‌هم‌ بستگی‌ مثبت‌ داشته‌ باشد، و كنش‌ وری‌ اجتماعی‌ فرد را مختل‌ كند، اما سه‌ نوع‌ دیگر،امید بخش‌ است‌ و حركت‌ آفرین‌ و رابطة‌ معكوس‌ با افسردگی‌ دارد. نوع‌ اول‌، ناشی‌ از مرگ‌واقعی‌ است‌ اما سه‌ نوع‌ دیگر، سوگ‌ واقعی‌ نیستند، اگر چه‌ در مراسم‌ سوگواری‌ حاصل‌می‌شوند.


الف‌) گریة‌ ناشی‌ از علاقة‌ طبیعی‌ انسان‌ به‌ خود و متعلقات‌ خود: این‌ گریه‌ به‌ هنگام‌غم‌ و مصیبت‌ و داغ‌ دیدگی‌ حاصل‌ می‌شود و اختیاری‌ نیست‌، معمولاً بی‌ اراده‌، اشك‌جاری‌ می‌شود. تأثرات‌ فرد ناظر به‌ گذشته‌ است‌، مصیبتی‌ رخ‌ داده‌ و آثاری‌ گذاشته‌ و اكنون‌به‌ اصطلاح‌ عامیانه‌، عقده‌ها گشوده‌ می‌شود و اشك‌ می‌ریزد. این‌ گریه‌ به‌ اصطلاح‌ روان‌شناسان‌ و روان‌ در مان‌ گران‌، تخلیة‌ روانی‌ - هیجانی‌ است‌ و به‌ خود فرد و نیازهای‌سركوفته‌ شدة‌ او بر می‌گردد.


ب‌) گریه‌ای‌ كه‌ ریشه‌ در اعتقادات‌ دارد: مثل‌ آنچه‌ در حال‌ مناجات‌ حاصل‌ می‌شود،فرد خود را در محضر خدا می‌یابد و رفتار و كردار خود را ضبط‌ شده‌ می‌داند و خود را گناه‌ كارو... به‌ عنوان‌ مثال‌ دعای‌ امام‌ سجاد (ع) در وداع‌ با ماه‌ رمضان‌ و یادآوری‌ رحمت‌های‌خداوندی‌ از این‌ نوع‌ است‌. این‌ نوع‌ گریه‌ ناظر به‌ آینده‌ و حال‌ است‌ و آنچه‌ روی‌ خواهد داد.این‌ كه‌ امام‌ سجاد (ع) می‌فرمایند: «محبوب‌ترین‌ قطره‌ در نزد خداوند متعال‌، قطرة‌اشكی‌ است‌ كه‌ مخلصانه‌، در تاریكی‌ شب‌ و از ترس‌ خدا ریخته‌ شود»، این‌ ریشه‌ دراعتقادات‌ دارد. مربوط‌ به‌ ترس‌های‌ دنیایی‌ و زندگی‌ روزمره‌ نیست‌. اكثر گریه‌ها درمناجات‌های‌ امامان‌ معصوم‌ (ع) از این‌ نوع‌ است‌.


ج‌) گریه‌ای‌ كه‌ از فضیلت‌طلبی‌ و كمال‌ خواهی‌ ناشی‌ می‌شود: مثل‌ گریه‌ای‌ كه‌ درفقدان‌ معلم‌ و مربی‌ اخلاق‌ و پیامبر و امام‌ و... رخ‌ می‌دهد. این‌ گریه‌ از این‌ روی‌ است‌ كه‌ مادر عمق‌ وجودمان‌ كمال‌ و رشد را تحسین‌ می‌كنیم‌ و از بودن‌ آن‌ كمالات‌، ذوق‌ زده‌می‌شویم‌ و از فقدان‌ آن‌ها نارحت‌. گاهی‌ در مراسم‌ عزاداری‌، گریه‌هایی‌ از این‌ نوع‌ نیزوجود دارد. مثلاً؛ در باب‌ شجاعت‌ و وفاداری‌ حضرت‌ عباس‌ (ع) به‌ امام‌ حسین‌ (ع)، بسط‌سخن‌ داده‌ می‌شود، و ما با شنیدن‌ آن‌، اشك‌ می‌ریزیم‌. پس‌ از وفات‌ حضرت‌ رسول‌ (ص)،ام‌ ایمن‌ گریه‌ می‌كرد، خلیفة‌ دوم‌ از او پرسید، چرا گریه‌ می‌كنی‌؟ مگر نه‌ این‌ كه‌ رسول‌ خدادر پیش‌ گاه‌ خداوند است‌؟ ام‌ ایمن‌ پاسخ‌ داد: گریة‌ من‌ برای‌ آن‌ است‌ كه‌ دست‌ ما از اخبارآسمان‌ و وحی‌ كوتاه‌ شده‌ است‌.


د) گریه‌ بر مظلوم‌: مانند گریة‌ رسول‌ خدا (ص) بر علی‌ (ع) و حسین‌ (ع)، پیش‌ ازشهادت‌ آن‌ها و مثل‌ گریه‌ و عزاداری‌ مسلمانان‌ در شهادت‌های‌ ائمة‌ دین‌ كه‌ به‌ صورت‌مظلومانه‌ شهید شدند؛ مثل‌ گریه‌ به‌ هنگام‌ روضه‌ خوانی‌ حضرت‌ رقیه‌، و حضرت‌ علی‌ اكبرو حضرت‌ فاطمه‌ و دیگر مصایب‌ اهل‌ بیت‌ و... .


- گاهی‌ نوعی‌ دیگر از گریه‌ را نیز تحت‌ عنوان‌ «گریة‌ سیاسی‌» نام‌ می‌برند. مثلاًامام‌ خمینی‌ می‌فرمایند: «زنده‌ نگه‌ داشتن‌ عاشورا، یك‌ مسئلة‌ بسیار مهم‌ سیاسی‌ -عبادی‌ است‌. عزاداری‌ كردن‌ برای‌ شهیدی‌ كه‌ همه‌ چیز را در راه‌ اسلام‌ داده‌ است‌ یك‌مسئلة‌ سیاسی‌ است‌.» اما در واقع‌ از دیدگاه‌ روان‌شناسی‌، این‌ گریه‌، نوعی‌ مستقل‌نیست‌، بلكه‌ به‌ یكی‌ از انواع‌ مذكور بر می‌گردد. و در اهداف‌ سیاسی‌، جهت‌ دهی‌ می‌شود.این‌ یكی‌ از كاربردهای‌ انواع‌ گریه‌ است‌.


گریه‌ در مراسم‌ عزاداری‌، از هر كدام‌ از انواع‌ چهارگانه‌ كه‌ باشد، كاركردهایی‌ دارد:


الف‌) در هر صورت‌ نوعی‌ تخلیة‌ هیجانی‌ است‌ و آرامشی‌ را به‌ دنبال‌ دارد و باعث‌ جلای‌قلب‌ می‌شود و این‌ نكته‌ بسیار مهم‌ و ارزش‌مند است‌.


ب‌) هیجان‌ها و تأثرات‌ روانی‌، دربعد شناختی‌ اثر گذاشته‌ و كنجكاوی‌ و در نهایت‌ شناخت‌ فرد، در موضوع‌ مورد نظر راتقویت‌ می‌كند.


ج‌) با تقویت‌ عواطف‌ و شناخت‌ها، آمادگی‌ رفتاری‌ فرد به‌ تناسب‌ آن‌شناخت‌ها و عواطف‌، بیشتر می‌شود و نگرش‌ فرد نسبت‌ به‌ آن‌ موضوع‌ تقویت‌ می‌شود.


د) باعث‌ همانند سازی‌ با آن‌ افراد و موضوعات‌ مورد علاقه‌ می‌شود. كسی‌ كه‌ در شنیدن‌شجاعت‌ حضرت‌ عباس‌، اشكی‌ می‌ریزد، به‌ طور ناخودآگاه‌، در شجاعت‌، درحد توان‌خودش‌، با آن‌ حضرت‌ همانندسازی‌ می‌كند و... .


ه) تمام‌ انواع‌ گریه‌ها می‌تواند جهت‌گیری‌های‌ سیاسی‌، فرهنگی‌، دینی‌ و... داشته‌باشد و از آن‌ها حسن‌ استفاده‌ یا سوء استفاده‌ بشود (توسط‌ خود فرد یا توسط‌ اداره‌ كنندگان‌مجالس‌ عزاداری‌). و) علاقه‌ و محبت‌ فرد نسبت‌ به‌ موضوع‌ مورد نظر افزایش‌ می‌یابد.

جمعه 20/5/1391 - 13:3 - 0 تشکر 501938

مراسم‌ عزاداری‌ و شادی‌ جامعه‌


شادی‌ چیست‌؟ چه‌ عواملی‌ باعث‌ شادی‌ جامعه‌ می‌شوند؟، مراسم‌ عزاداری‌مذهبی‌، چه‌ رابطه‌ای‌ با شادی‌ افراد و جامعه‌ دارد؟ در این‌ موارد به‌ اختصار سخن‌می‌گوییم‌. برای‌ شادی‌ تعاریف‌ مختلفی‌ شده‌ است‌؛ ارسطو معتقد است‌،


حداقل‌ سه‌ نوع‌شادی‌ وجود دارد:


الف‌) حالتی‌ كه‌ همراه‌ با لذت‌ حاصل‌ می‌شود.


ب‌) حالتی‌ كه‌ به‌ دنبال‌عمل‌ كرد خوب‌ برای‌ فرد حاصل‌ می‌شود.


ج‌) حالتی‌ كه‌ بر اثر زندگی‌ متفكرانه‌ حاصل‌می‌شود. از دیدگاه‌ ارسطو، نوع‌ اوّل‌ سطح‌ نازل‌ و زودگذر شادی‌ است‌؛ نوع‌ دوم‌، سطح‌متوسط‌ و میان‌ مدت‌ شادی‌ و نوع‌ سوم‌ سطح‌ عالی‌ و دراز مدت‌ شادی‌ است‌. فیلسوفانی‌مثل‌ جان‌ لاك‌ و جرمی‌ بنتام‌، گفتند شادی‌ بستگی‌ به‌ تعداد لذات‌ زندگی‌ دارد.


این‌ تعاریف‌، منطبق‌ با تعریف‌ تودة‌ مردم‌ از شادی‌ نیست‌. از دیدگاه‌ مردم‌، شادی‌یعنی‌ انبساط‌ خاطر، یك‌ فرد ممكن‌ است‌ یك‌ روز صبح‌ شاد باشد و بعد از ظهر غمگین‌باشد، با شنیدن‌ یك‌ خبر، شاد و با خبری‌ دیگر غمگین‌ بشود. در بعضی‌ از كتاب‌های‌ انگیزش‌و هیجان‌ نیز همین‌ گونه‌ تعریف‌ شده‌ است‌، بر این‌ اساس‌، حتی‌ اگر با مصرف‌ دارو هم‌،انبساط‌ خاطری‌ حاصل‌ شود، نام‌ آن‌ شادی‌ است‌.


وقتی‌ ما از شادی‌ اجتماعی‌ سخن‌ می‌گوییم‌، نه‌ آن‌ شادی‌ سطح‌ اعلای‌ ارسطویی‌را در نظر داریم‌ و نه‌ شادی‌ زودگذر و مبتذلی‌ كه‌ حتی‌ با مصرف‌ دارو ممكن‌ است‌ حاصل‌شود؛ پس‌ شادی‌ مورد نظر چیست‌، امروزه‌ از دیدگاه‌ روانشناسی‌ اجتماعی‌، شادی‌ برابراست‌ با حاصل‌ جمع‌ رضایت‌ و سطح‌ لذت‌

جمعه 20/5/1391 - 13:4 - 0 تشکر 501944

سطح‌ لذت‌ + رضایت‌ = شادی‌



این‌ نوع‌ تعریف‌ با تصور تودة‌ مردم‌ از شادی‌، منطبق‌ است‌ و بر این‌ اساس‌، شادی‌هم‌ با فعالیت‌ یا موضوع‌ لذت‌ افرین‌ بالفعل‌ مرتبط‌ است‌، كه‌ با مؤلفة‌ سطح‌ لذت‌، آن‌ رابیان‌ كردیم‌ و هم‌ با وضعیت‌ روانی‌ فرد كه‌ ناشی‌ از تجربه‌ها، انتظارات‌ و آرزوها، و...است‌، ارتباط‌ مستقیم‌ دارد كه‌ آن‌ را با مؤلفة‌ رضایت‌ بیان‌ كردیم‌؛ و هر دو مؤلفه‌، اموری‌غیر ثابت‌ و غیر مطلق‌ هستند.


آنگوس‌ كمپبل‌، ویلارد رادجرز، و فیلیپ‌ كانورس‌، محققان‌ امریكایی‌،تلاش‌ كردند كه‌ رابطة‌ 10 متغیر (سن‌، نژاد، اشتغال‌، بیكاری‌، درآمد خانواده‌، اشتغال‌رئیس‌ خانه‌، تحصیلات‌، مذهب‌، جنس‌، شهرنشینی‌، تجرد، تأهل‌ بدون‌ فرزند، تأهل‌ بافرزند) را با میزان‌ شادی‌ بسنجند، آنان‌ 2144 آزمودنی‌ را آزمودند، با لحاظ‌ كردن‌ همة‌ این‌عوامل‌، توانستند فقط‌ 10 درصد تفاوت‌ شادی‌های‌ بین‌ افراد را به‌ این‌ امور، نسبت‌ بدهند،و در نهایت‌ نتیجه‌ گرفتند كه‌ عمدتاً شادی‌ به‌ نوع‌ شخصیت‌ یا منش‌ افراد بستگی‌ دارد.


بدین‌ ترتیب‌ معلوم‌ می‌شود كه‌ برای‌ بالا بردن‌ سطح‌ شادی‌ در فرد و جامعه‌، باید به‌آن‌ دو مؤلفه‌ (سطح‌ لذت‌ و رضایت‌) توجه‌ كرده‌ و آن‌ها را تقویت‌ كنیم‌؛ و آن‌ دو مؤلفه‌ ازمراسم‌ عزاداری‌، اثر منفی‌ نمی‌پذیرند. این‌ گونه‌ نیست‌ كه‌ مراسم‌ عزاداری‌، با سطح‌ لذت‌و سطح‌ رضایت‌ افراد، همبستگی‌ منفی‌ داشته‌ باشند، بلكه‌ شواهدی‌ برای‌ همبستگی‌مثبت‌ وجود دارد.


قطعاً كسانی‌ كه‌ با علاقه‌ و انتخاب‌ خود به‌ مراسم‌ عزاداری‌ می‌روند، از آن‌ لذت‌می‌برند و از آن‌ احساس‌ رضایت‌ می‌كنند.


عده‌ای‌ از روان‌ شناسان‌ از جمله‌ روان‌ شناس‌ آمریكایی‌ مایكل‌ فوردیس‌،برنامه‌ای‌ برای‌ افزایش‌ شادی‌ تهیه‌ كردند. به‌ نظر او، بهترین‌ راه‌ این‌ است‌ كه‌ افراد، خود،برای‌ شاد بودن‌ اقدام‌ كنند. او یك‌ برنامة‌ چهارده‌ عنصری‌ تهیه‌ و ارایه‌ كرد كه‌ به‌ اختصاردر زیر می‌آید:


1) خود را مشغول‌ نگه‌ دارید و فعال‌تر باشید.


2) وقت‌ بیشتری‌ را به‌ روابط‌ اجتماعی‌اختصاص‌ دهید.


3) در كارهای‌ با معنی‌ شركت‌ كنید.


4) امور زندگی‌ را به‌ بهترین‌ نحو طرح‌ریزی‌ و سازماندهی‌ كنید.


5) حتی‌ المقدور از نگرانی‌ دست‌ بردارید.


6) سطح‌ انتظارات‌ وآرزوهایتان‌ را پایین‌ بیاورید.


7) تفكر مثبت‌ و خوش‌ بینانه‌ را در خود بپرورانید.


8) در زمان‌حال‌ زندگی‌ كنید.


9) سعی‌ كنید شخصیتی‌ سالم‌ داشته‌ باشید.


10) برون‌ گرا و اجتماعی‌باشید.


11) خودتان‌ باشید.


12) احساسات‌ منفی‌ و مسایل‌ منفی‌ را بیرون‌ ببرید.


13) باداشتن‌ روابط‌ نزدیك‌ خود را شاد كنید.


14) شادی‌ را در درجة‌ نخست‌ اولویت‌ قرار دهید.


در یك‌ بررسی‌، 89 درصد از شركت‌ كنندگان‌ گفتند كه‌ این‌ برنامه‌ به‌ آن‌ها كمك‌كرده‌ است‌، تا خلق‌ غمگین‌ خود را متوقف‌ كنند، با آن‌ مقابله‌ كنند، یا آن‌ را تأخیر اندازند.80 درصد نشان‌ دادند كه‌ این‌ برنامه‌، سطح‌ شادی‌ شان‌ را افزایش‌ داده‌ است‌، 36 درصدمدعی‌ بودند كه‌ افزایش‌ شادی‌ آن‌ها خیلی‌ زیاد بوده‌ است‌.


با توجه‌ به‌ این‌ برنامه‌ و دقت‌ در كاركرد تك‌ تك‌ توصیه‌های‌ آن‌، نیز می‌توان‌ رابطة‌مراسم‌ عزاداری‌ و شادی‌ را تشخیص‌ داد. آیا در مراسم‌ عزاداری‌ تعداد جالب‌ توجهی‌ ازاین‌ توصیه‌ها، اجرا نمی‌شود؟! افراد فعال‌تر نیستند؟ روابط‌ اجتماعی‌ شان‌ بیشترنمی‌شود؟ عزاداری‌ كار با معنایی‌ نیست‌؟ سطح‌ انتظارات‌ و آرزوها را تعدیل‌ نمی‌كند؟تفكر خوش‌ بینانه‌ القاء نمی‌كند؟ برون‌ گرایی‌ را رشد نمی‌دهد؟ با اطلاعات‌ دینی‌،سیاسی‌، فرهنگی‌ اجتماعی‌ كه‌ افراد می‌دهد، آن‌ها را در زمان‌ حال‌ واقع‌ نمی‌كند؟ و...پاسخ‌ به‌ همة‌ این‌ سؤالات‌، مثبت‌ است‌ و عزاداری‌ در واقع‌ برای‌ جامعه‌ و افراد، شادی‌حقیقی‌ می‌آفریند، نشاط‌ و تحرك‌ می‌آورد و... .البته‌ آسیب‌ هایی‌ نیز مراسم‌ عزاداری‌ راتهدید می‌كند كه‌ به‌ آن‌ها اشاره‌ خواهیم‌ كرد، اما آن‌ آسیب‌ها از لوازم‌ لاینفك‌ این‌ مراسم‌نیست‌، بلكه‌ اموری‌ عارضی‌ است‌ كه‌ باید زدوده‌ شود.

جمعه 20/5/1391 - 13:12 - 0 تشکر 501959

مراسم‌ عزاداری‌ و افسردگی‌



اختلالات‌ افسردگی‌ به‌ سه‌ قسم‌ كلی‌ تقسیم‌ می‌شود.


1) اختلاف‌ افسردگی‌عمده‌.


2) اختلال‌ افسرده‌ خویی‌.


3) اختلال‌های‌ افسردگی‌ موردی‌ كه‌ در آن‌ دو نوع‌ جای‌نگرفته‌اند.




اختلاف‌ افسردگی‌ عمده‌، شدیدترین‌ نوع‌ افسردگی‌ است‌. و بعضی‌ از نشانه‌های‌ آن‌عبارتند از:


الف‌) احساس‌ غمگینی‌ یا پوچی‌ در بخش‌ عمده‌ یا تقریباً تمام‌ روز.


ب‌) كاهش‌چشم‌ گیر علاقه‌ یا لذت‌ نسبت‌ به‌ تقریباً همة‌ فعالیت‌ در بخش‌ عمدة‌ روز.


ج‌) كاهش‌چشم‌ گیر وزن‌ بدن‌، بدون‌ پرهیز یا رژیم‌ غذایی‌ (یا افزایش‌ قابل‌ ملاحظة‌ وزن‌ در عرض‌یك‌ ماه‌).


د) بی‌ خوابی‌ یا خواب‌ زدگی‌ در تقریباً همة‌ روز.


ه) بی‌ قراری‌ یا كندی‌ روانی‌ -حركتی‌ تقریباً در همه‌ روز.


و) خستگی‌ یا از دست‌ دادن‌ انرژی‌ تقریباً در همه‌ روزه‌.


ز)احساس‌ بی‌ ارزشی‌ یا احساس‌ گناه‌ مفرط‌.


ح‌) كاهش‌ توانایی‌ فكری‌ یا تمركزیابی‌ یا بی‌تصمیمی‌ همه‌ روزه‌.


ط‌) افكار مكرر و عود كننده‌ راجع‌ به‌ مرگ‌.


از بین‌ این‌ سه‌ نوع‌ افسردگی‌، نوع‌ اوّل‌ و سوم‌ مورد نظر كسانی‌ كه‌ می‌گویند، مراسم‌عزاداری‌ باعث‌ افسردگی‌ جامعه‌ شده‌ است‌، نیست‌؛ چرا كه‌ نوع‌ اوّل‌ بسیار شدید و واضح‌البطلان‌ است‌. نه‌ جامعة‌ ایران‌ مبتلا به‌ افسردگی‌ عمده‌ است‌ و نه‌ مراسم‌ عزاداری‌ باویژگی‌ هایی‌ كه‌ شناختیم‌، می‌تواند باعث‌ افسردگی‌ عمدة‌ جامعه‌ شود. نوع‌ سوم‌ هم‌ مرادنیست‌. چرا كه‌ مربوط‌ به‌ مواردی‌ خاص‌؛ مثل‌:


الف‌) اختلال‌ ملال‌ پیش‌ از قاعدگی‌ ب‌)اختلال‌ افسردگی‌ جزئی‌. ج‌) اختلال‌ افسردگی‌ پس‌ از روان‌ پریشی‌ ناشی‌ از اسكیزوفرنی‌و... است‌. پس‌ افسرده‌ خویی‌ مورد نظر است‌.


اختلال‌ افسرده‌ خویی‌، نسبتاً خفیف‌ است‌ و دارای‌ نشانه‌های‌ تشخیصی‌ زیر است‌:


الف‌) دو یا چند مورد از نشانه‌های‌ كم‌ اشتهایی‌ یا پر اشتهایی‌، بی‌ خوابی‌ یا خواب‌ زدگی‌،كمبود انرژی‌ یا احساس‌ خستگی‌، عزت‌ نفس‌ پایین‌، تمركز ضعیف‌ یا اشكال‌ درتصمیم‌گیری‌ و احساس‌ درماندگی‌ در فرد وجود داشته‌ باشد.


ب‌) این‌ نشانه‌ها در بخش‌عمدة‌ روز و در بیشتر روزها، به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 سال‌ گزارش‌ شوند.


ج‌) طی‌ یك‌ دورة‌ دوساله‌، شخص‌ هرگز به‌ مدت‌ بیش‌ از دو ماه‌ خالی‌ از نشانه‌های‌ بالا نباشد.


د) در طی‌ این‌ دوسال‌ افسردگی‌ عمده‌ وجود نداشته‌ باشد.


ه) هرگز ملاك‌های‌ اختلال‌ ادواری‌ خویی‌ وجودنداشته‌ باشد.


و) این‌ نشانه‌ها ناشی‌ از آثار فیزیولوژیك‌ (مثل‌ مصرف‌ ناصحیح‌ دارو و...نباشد.


ز) این‌ نشانه‌ها موجب‌ اختلال‌ در كاركرد اجتماعی‌، شغلی‌ و... بشوند.



اكنون‌ ببینیم‌ آیا مراسم‌ عزاداری‌، نشانه‌های‌ افسرده‌ خویی‌ را ایجاد می‌كند وباعث‌ افزایش‌ افسردگی‌ در جامعه‌ می‌شود؟ برای‌ روشن‌ شدن‌ این‌ مطلب‌ لازم‌ است‌ به‌عوامل‌ افسرده‌ خویی‌ از دیدگاه‌ روانشناسی‌، توجهی‌ بكنیم‌. برای‌ افسرده‌ خویی‌ سه‌ عامل‌عمده‌ را شمارش‌ كرده‌اند


الف‌) زیستی‌؛ ب‌) ارثی‌؛ ج‌) هیجانی‌ و محیطی‌.


عوامل‌ زیستی‌ به‌ وضعیت‌ مغز و كاركرد قسمت‌های‌ مختلف‌ آن‌ و ناقل‌های‌عصبی‌ و انتقال‌ عصبی‌ و سیناپس‌ها و... اشاره‌ دارد. بسیاری‌ از نشانه‌های‌ افسردگی‌،جایگاه‌ خاصی‌ در مغز را به‌ خود اختصاص‌ داده‌اند. تا كنون‌ بیش‌ از 30 ناقل‌ عصبی‌شناخته‌ شده‌ اما سه‌ ناقل‌ نوراپی‌ نفرین‌، سروتونین‌، و دوپامین‌، باعث‌ بعضی‌ ازنشانه‌های‌ افسردگی‌ می‌شوند.


عامل‌ ارثی‌، سالهاست‌ مورد توجه‌ واقع‌ شده‌ است‌ و افسردگی‌ را یك‌ بیماری‌خانوادگی‌ دانسته‌اند، و امروزه‌، ژن‌ و توارث‌ را عامل‌ مهمی‌ برای‌ افسردگی‌ می‌دانند و به‌دنبال‌ شناسایی‌ ژن‌ آن‌ نیز بوده‌اند. بعضی‌ از مطالعات‌ آماری‌، خانوادگی‌ و ارثی‌ بودن‌افسردگی‌ را تقویت‌ كرده‌ است‌.


عوامل‌ محیطی‌ و هیجانی‌، نیز همواره‌ و پیش‌ از عوامل‌ زیستی‌ و ارثی‌، مورد توجه‌روان‌ شناسان‌ و پزشكان‌ بوده‌ است‌. آنان‌ می‌دانستند كه‌ رویدادهای‌ محیطی‌، می‌تواندذهن‌ و احساسات‌ ناشی‌ از آن‌ را تحت‌ تأثیر قرار دهند. روابط‌ با دیگران‌، تربیت‌ خانوادگی‌،فقدان‌ها و بحران‌ها، همه‌ می‌توانند بر ذهن‌ مؤثر باشند. به‌ این‌ ترتیب‌ افسردگی‌ نیزمی‌توانست‌ تحت‌ تأثیر عوامل‌ محیطی‌ قرار بگیرد، اما این‌ دیدگاه‌ به‌ تدریج‌ دقیق‌تر شد؛اكنون‌ پژوهش‌ گران‌ معتقدند كه‌:


1) بعضی‌ افراد، پس‌ از رویدادهای‌ استرس‌ زای‌ شدید،مبتلا به‌ افسردگی‌ می‌شوند.


2) نمونه‌های‌ فراوانی‌ نیز بوده‌ كه‌ بی‌ هیچ‌ گونه‌ استرس‌شدیدی‌، مبتلا به‌ افسردگی‌ شده‌اند. لذا بعضی‌ پژوهش‌ گران‌ بر این‌ باورند كه‌ تجربه‌های‌استرس‌ زای‌ محیطی‌، فقط‌ به‌ طور غیر مستقیم‌ و فقط‌ در كسانی‌ كه‌ آمادگی‌ زیستی‌ ووراثتی‌ را دارند، باعث‌ افسردگی‌ می‌شود. و كسانی‌ كه‌ آن‌ زمینه‌ها را ندارند، استرس‌هاباعث‌ افسردگی‌ شان‌ نمی‌شود. بعضی‌ از عوامل‌ استرس‌ زا كه‌ زمینه‌های‌ زیستی‌ و ارثی‌را فعال‌ می‌كنند، عبارتند از: از دست‌ دادن‌ شغل‌، قطع‌ یك‌ رابطه‌، مرگ‌ یكی‌ از بستگان‌،طلاق‌، ازدواج‌ ناموفق‌، مشكل‌ اقتصادی‌ جدی‌، و... .


اكنون‌ با آن‌ چه‌ گذشت‌، معلوم‌ است‌ كه‌:


الف‌) تنها عامل‌ افسردگی‌، عامل‌ محیطی‌نیست‌.


ب‌) عامل‌ محیطی‌ فقط‌ در كسانی‌ موثر است‌ كه‌ زمینه‌های‌ ارثی‌ و زیستی‌ دارند


.ج‌) در بین‌ عوامل‌ محیطی‌ كه‌ استرس‌ زایی‌ شدید دارند، جایی‌ برای‌ مناسك‌ و مراسم‌اسمی‌ عزاداری‌ پیدا نمی‌كنیم‌. آن‌ عوامل‌ متعدد بود، سوگ‌ و داغ‌ واقعی‌ می‌تواند یكی‌ ازآن‌ عوامل‌ باشد، اما مراسم‌ عزاداری‌ هیچ‌ سهمی‌ در استرس‌ زایی‌ ندارند.


د) بلكه‌ برعكس‌ با توجه‌ به‌ مباحثی‌ كه‌ در روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ و كاركرد گروه‌ها و ویژگی‌های‌گروه‌های‌ مذهبی‌، گفته‌ می‌شود، می‌توان‌ گفت‌ كه‌ مراسم‌ عزداری‌ كاملاً نقش‌ استرس‌زدایی‌ دارد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.