• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 2499)
چهارشنبه 16/5/1392 - 19:35 -0 تشکر 630018
ورق نامه های زندگی و دلنوشته های مصور من (مطلب تولیدی)

سلام به زیبایی ذات نام خداوند ِ سلام

اینجا كاغذپاره های مجازی من است. جایی كه از خوشی  ها و تلخی ها و احساساتم مینویسم و بوی احساسی را كه در لابه لای زندگی ام میپیچد بر روی این ورق نامه های تكنولوژی ثبت میكنم.

تا چشم كار میكند دنیا را پر از نقش و نگار می بیند. هر از گاهی از تصاویر دنیای پیرامونم به یادگار عكس میگیرم تا یادآور همان لذت و جذابیتی باشد كه هنگام دیدن آنها پیمانه ی زیبایی های خلقت را سر كشیده و سرمست شده ام.
خودم را بگویم؟ كه نه دیدن، بلكه خاطراتش هم مرا غرق در زیبایی های گاه نهان خود میكند. و من آنها را با شما قسمت میكنم تا به دور كرسی حقیر ولی صمیمی مان بنشینیم و آن را گرم تقسیم بندی شادی ها و خاطرات و محبت هایمان كنیم.

شاید دلنواز ها ، چشم نوازها و تراوشات ذهنی من ، دلنواز و چشم نواز دل و چشم شما هم باشد.

به یاد یار و به نام یار
   
   *  استارت *

پنج شنبه 17/5/1392 - 19:38 - 0 تشکر 630448

سلااااااااااااام به رنگ رحمت. چون هنوز ماه رمضون تموم نشده كه

بعضی مواقع یه اتفاقایی میفته كه شاید به نظر ساده بیان اما در عین حال پیچیده و جالبن. یادمه ماه رمضون سال پیش موقع سحری داشتیم راجع به تسبیح و تاثیراتش حرف میزدیم. بابا میگفتن خدا انسان رو وقتی در حال تسبیح و حمد باشه دچار مصیبت نمیكنه. همینطور كه بابا اینارو میگفتن من یاد آیه ی یسبح لله ما فی السماوات و الارض افتادم... با خودم گفتم پس همه ی مخلوقات آسمون و زمین چه اونایی كه میبینیم چه اونایی كه نمیبینیم باید تسبیح بگن... بعدشم یاد تسبیح آجرای خونه ی علامه طباطبایی افتادم كه از صدای تسبیحشون علامه خوابشون نمیبرد.

خلاصه ما سحریو خوردیم سفره رم جمع كردیم. آبم كه خوردیم (تااااااااا دلت بخواد :d)
موقع اذان پنجره ی رو به حیاط آشپزخونه مون باز بود. من اومدم پنجره رو ببندم كه یهویییی...
دیدین این فیلما رو كه مثلا جنتلمنه میخواد از در ساختمون كه داره بسته میشه رد شه چجوری خودشو میندازه زمین سر میخوره دقیقه ی نود رد میشه و بعد ساختمونه منفجر میشه؟ :دی
منم پنجره رو كه می بستم یه كبوتر یاكریم سریع خودشو رسوند به پنجره مونو پرید تو خونه. نگو یه گربه بدجوری پی ش بوده اینم از چنگ گربه ی نامرد خودشو نجات داد... البته باید بگم خدا نجاتش داد

اینجا من یاد جریان تسبیح افتادم با خودم گفتم این كبوتره داشته خدارو تسبیح میگفته واسه همین خدا بلا رو از سرش رفع كرد.... :)
نظر شما چیه؟

آقا حالا جونم بگه واستون: امسال یه كبوتره اوایل ماه رمضون خودشو از پشت بام خونه مون انداخت رو بالكن. طفلی پرشو بریده بودن چشمشم مجروح كرده بودن. بابام كبوتره رو برداشت حول و حوش دوساعت (مطمئنم بیشتر از یه ساعت و نیم) با چشمش ور رفت آخرسر چشمشو كه فكر میكردیم كور شده خوبش كردددد.  :d
حالا این ماه رحمتو مهمونمون بود.... آخرش دیگه پرشم خوب شد پرید رفت....


بابا میگه عجب وقتی اومد عجب وقتی رفت.



اینم از عكساش... می بینین؟ همه جای بالكنمونو به هم زده شیطون :دی

پنج شنبه 17/5/1392 - 19:45 - 0 تشکر 630450

من به شخصه از مخلفات سفره ی افطار خیلیییی زیااااد به سالاد فصل علاقه دارم... خیلی هم دوس دارم مانور بدم باهاش... مثلا تزیینشو بدن به من ببینن چی از آب درمیارم :دی

من كه خعلی هنرمندم ... شمارو نمیدونم :دی

این كه عكس كبوترمونه رو سالاد كشیدمممم... نه ببخشیدم ریختم

اینم مثلا شبیه درخته.... خب چیه؟ چی میشه شبیه نباشه به نظر من كه خیلی هم شبیهه

جمعه 18/5/1392 - 20:40 - 0 تشکر 630654

سلام
چه دست نوشته های جذاب و خوندنی ای بود
خیلی خوشم اومد
آفرین
شیرین و جذاب مینویسی
من حتما پیگیر مطالبت هستم
یک خوننده پر و پاقرص داری

خدا در همین نزدیکی است
جمعه 18/5/1392 - 22:20 - 0 تشکر 630660

heaven_h گفته است :
[quote=heaven_h;612899;630654]
سلام
چه دست نوشته های جذاب و خوندنی ای بود
خیلی خوشم اومد
آفرین
شیرین و جذاب مینویسی
من حتما پیگیر مطالبت هستم
یک خوننده پر و پاقرص داری



سلاااااااااام
خواهش میكنم نظر لطف فراوون شماست
شیرین و جذاب میخونی
چه عالی
من كه خوشحال شدم
1000 دمت گرم ....  وات انرژی دادین

جمعه 18/5/1392 - 23:17 - 0 تشکر 630724

عاغا به ما گفتن اینجا بنویسین تولیدی كه بفهمیم ... ولی من با این كلمه ی تولیدی مشكل دارم خب چیكار كنم؟ یاد تولیدات واردات صادرات میفتم :دی

به هر حال اینم از اون مطلب جیزاست ;)


ای ترنم مبهم عشق

ای ترانه ی محكم درد


چه آرام بر كنج وجودمن خانه می كنی



ای موج روح من


چرا برای بودنت


 باد را بهانه می كنی؟



بعد از این


 بی حضور تو


دلم هزار ناكجای ویرانه سفر میكند.


یك شام تاریك و پهن را


هزار بار بی پایانه سحر میكند.



بی تو كلبه ی كهنه و كرخت من


سطر های زرد و كاغذ زمخت من


لحظه های خشك و خالی و خرفت من


رعنای من!


رنگ و رویشان پریده است
...


انتهاش قشنگ نیست.تلخههه.  واسه همین نمیذارمممم

جمعه 18/5/1392 - 23:22 - 0 تشکر 630726

یك روز سرد پاییزی
زیر برفای یخی
بیدارم كردند
اشتباه نكن شعر نیست دارم خاطره میگم.

روزشم بهاری بود زیر آفتابم بودیم. فك كن شب یه ساعت خوابیده باشی صبح علی الطلوع بیدارت كنن.
آخه مگه زوره؟ نمیرم دانشگااااه. به مامان میگم خب استادمون خوب نیس نمیرم... میگه پاشو بهونه نیاار... خلاصه رفتیم
این استاد ما گاهی خوب حواسش پرت میشد. كافی بود یكی از بچه ها یه مطلب خارج از درس بپرونه وسط...  ایشون دفترچه خاطراتشو با ما مرور میكرد.
خیلاصه ایشون مشغول صحبت بودن كه من این عكسه رو گرفتم.

منتظر بودین اتفاق خاصی بیفته؟ خب عكس گرفتن خودش خاصه دیگه... والا

جمعه 18/5/1392 - 23:29 - 0 تشکر 630727


بازم مطلب تولیدی (جییییییییز)


زندگی بازی گرگم به هواست

ما به دنبال نمیدانم چه

مرگ هم در پی ماست...




غروب خورشید در راه برگشت از یه مسافرت به یاد موندنی

جمعه 18/5/1392 - 23:45 - 0 تشکر 630730

میگن خوشبخت كسیه كه از هر ثانیه ش لذت ببره! با این طرز فكر كه این ثانیه ها دیگه تكرار نمیشن... شاید شبیهشو تجربه كنیم اما عینشو بعیده... كه تو همون سن تو همون لحظه با همون جمع دوباره عین همون لحظه ها تكرار بشه. حتی تو تلخیا آدم میگه كاش این تلخی و سختی هرچه زودتر تموم شه ... اما بعدها واقعا خاطره میشن حتی اگه ناراحتت كنن و تو میدونی كه اون فقط یه گذشته بود و الان فقط یه تصویره توی قلب تو

رفته بودیم كرمانشاه واسه مسابقات قرآن دانشجویی. محلشم دانشگاه رازی بود... مسابقات قرآن یه خوبی داره اونم اینكه با رقبات رفیقی... با یكی از همین رفیقام تو محوطه ی دانشگاه قدم زنون داشتیم صحبت میكردیم و حفظیاتمونو مرور میكردیم كه به جاییش رسیدیم كه شهدای گمنام رو دفن كرده بودن.

گفتیم اینجا كه خلوته... آقایونم نیستن بریم اونجا خلوت كنیم

دوتاشهید بودن فك كنم. بعد فاتحه من بالاسر یكیش نشستم رفیقمم بالاسر اونیكی... حرف زدیم و حرف زدیم كه اصلا مسابقه یادمون رفت... بعد نصف حفظیاتمون كه مونده بود به دوستم گفتم همینجا مرور كنیم و (تف به ریا) ثوابشو هدیه كنیم به این دوتا بهشتی... بلكه م یه روزی شفاعت كنن یا خودمون شهید شیم

الان كه مینویسم یه حسرتی تو دلمو خالی میكنه... دوست داشتم برگردم به اون لحظه و دوباره همین اتفاقای ساده بیفته و آخرسر (آقایون مزاحم ;) ) بیان و نصفه بمونه (نه اینبار نصفه نمونه) 

و دوباره من این عكسو بگیرم

جمعه 18/5/1392 - 23:55 - 0 تشکر 630732

اینم یه غزل ا خودم


هجران بی فجری كه با ما ماندگاری می كند

هر عاقل بیگانه را فوری فراری میكند



چندین قدم آن سوتر از اینجا بیا تا پل زنیم


اینجا كه بر اندوهمان هم شادمانی میكند



خواهم سپردن این سفر تا روح و جان دارد رمق


حتی اگر رهوار ِمان ناساز ِگاری می كند



باید كسی مفقودِ غایب را بگوید عشق  ِ او


با عشق ِ او چندین چهل شب زنده داری  میكند



باران دریایی بگو سرریز شد از چشم من


كی میشود سر هجر او تا كی نهانی میكند؟



پاسخ نمی آید مرا تا كی صبوری ربنا


گویی خدا دارد به ما بی اعتنایی میكند



مجنون كم پیدای من دیوانگی دیگر بس است


این فاصله كم كم مرا بی شك هوایی می كند



teravaterooh

شنبه 19/5/1392 - 0:4 - 0 تشکر 630733

سلام 
خیلی جالب بود:)
میدونین چقدر باباتون ثواب کردههه! آخیی کبوتره چه مظلومه:|

راستی هنرمندیاا!خیلی قشنگ شدهه منم معمولا غذاهارو با تزیین سر سفره میذارم:) یعنی بیشتر از آشپزی ، از تزیینات بعد آشپزی خوشم میاد:دیی

امواج زندگی را بپذیر حتی اگر گاهی تو را به عمق ببرد، ماهی آسوده که بر سطح آبها می بینی مرده است!
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.