• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 440)
سه شنبه 15/5/1392 - 14:33 -0 تشکر 629280
بدترین بنده كیست؟

بدترین بنده از نظر خدا

خداوند متعال به حضرت موسى  علیه‏السلام فرمود: از من بپرس در این كره زمین بدترین بنده‏ات چه كسى است؟ گفت: خدایا ! بدترین بنده تو كیست؟ گفت: كسى كه مردم را از من ناامید كند. من نمى‏خواهم مردم از من جدا شوند. من نمى‏خواهم گوینده‏اى به نام گوینده اسلامى با مردم طورى حرف بزند و طورى مرا و قیامت را نشان بدهد كه مردم بگویند: اگر خدا این است، نخواستیم.
نعوذ بالله معنایش این نیست كه پروردگار وادار شده است تا ناز ما را بكشد كه تو را به خودم قسم، جهنم نرو، بلكه به بهشت برو. این حرف‏ها بوى لطف، رحمت و كرم خدا را مى‏دهد. بوى عنایت و عشق. خدا عاشق ما است. ضربه خوردن معشوق را نمى‏خواهد.
قلب مرده با چه چیز زنده مى‏شود؟ اگر پدر و مادر، معلم و اجتماعى، قلب را مى‏میراند، قلب مرده، عقل كه نمرده است. این همه قلب مرده در دنیا هست، اما عقل آنها كار مى‏كند ؛ چون اختراع مى‏كنند، مى‏سازند، كار مى‏كنند.
 
پیام‏هاى نورى دایم از طرف خدا به سوى عقول شعاع مى‏اندازد، بعد از چند سال قلب مردگى، ناگهان مى‏گوید: ما كه همه حرف‏ها را شنیدیم، حرف ابولهب، ابوجهل، یزید و معاویه و امثال آنها، یك بار نیز حرف ابى عبدالله  علیه‏السلامرا بشنویم، ببینیم آنان چه مى‏گویند. ما كه همه صداها را شنیدیم، برویم به عالم ربانى بگوییم: شما چه مى‏گویید؟ این هدایت‏هاى درونى نسبت به بشر زیاد شده است.

سه شنبه 15/5/1392 - 14:39 - 0 تشکر 629284

شكل‏هاى مختلف پیام دادن خدا به غافلان



اگر عقل‏ها این پیام‏هاى نورى را نگیرد، پروردگار عالم از طریق وجدان پیام مى‏دهد. اگر پیام را نگیرد، نمایش‏هاى ملكوتى در خواب ایجاد مى‏كند، حتى براى دشمن. سوره مباركه یوسف علیه‏السلام را بخوانید.



هفت سال بسیار سخت و هفت سال رفاه را به حاكم كافر مصر در خواب نشان مى‏دهد تا به دست و پا بیافتد كه این خواب چیست و بعد به زندان بروند و حضرت یوسف  علیه‏السلام را بیاورند تا خواب را تعبیر كند و مملكت را از نابودى مادى و معنوى نجات بدهد.

سه شنبه 15/5/1392 - 14:42 - 0 تشکر 629287

نمونه‏اى از پیام دادن خدا در خواب


« الغدیر »، این كتاب جهانى كه تمام علماى غیرشیعه را زمین‏گیر كرده و هیچ دانشمند اسلامى غیرشیعه‏اى، حتى یك جزوه علیه آن نتوانسته است بنویسد. تا این حد محكم است.

علامه امینى در جلد ششم مى‏فرماید: خیلى وقت قبل در كشور بحرین، پدر و مادرى ناصبى ؛ یعنى دشمن سرسخت اهل بیت  علیهم‏السلام چهارده سال بچه دار نشدند. روزى این زن و شوهر نذر كردند كه الهى ! بر عهده ما باشد كه اگر به ما فرزند بدهى، تقویتش مى‏كنیم، جوان كه شد، غرق در اسلحه‏اش مى‏كنیم تا برود در راه كربلا بایستد، زوّار امام حسین  علیه‏السلام خواستند بروند، به آنها حمله كند و آنها را بكشد و اموال آنها را ببرد. این نذر واجب شرعى را كردند. از این بالاتر جنگ با خدا مى‏شود؟ جنگ با پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و اهل بیت  علیهم‏السلام و جنگ با حقیقت.

اما خدا گفت: بالاخره شما زن و شوهر دل دارید. همان سال بچه دار شدند. چه خداى عجیبى است. مى‏گوید: آمده گدایى كرده، من نیز داراى كرم بى‏نهایت هستم، رد نمى‏كنم. بچه بزرگ شد. پدر و مادر او را خواستند، گفتند: این نذر ما بوده است. اسلحه بردار و برو. این هم نقشه جاده كربلا.

جوان راه افتاد. خدا گفت پیام عقلى و وجدانى را نگرفت، پس بگذار پیام ما را در خواب بگیرد. در بین راه خسته بود، در خواب سنگینى فرو رفت. در عالم خواب دید قیامت شده است، به همان صورتى كه قرآن مطرح كرده است، نوبت به او شد. ملائكه با خشم آمدند و گریبانش را گرفتند. گفتند: مردك قاتل ! آن هم قتل در راه كربلا و كشتن زوّار عزیز خدا. گفتند: تو محاكمه و دادگاه ندارى، برو.

خواب بوده، كسى را نكشته بود، فقط قصد داشت بكشد. جلوى ملائكه را گرفتند، گفتند: او را رها كنید. وقتى خواب بود و بر اثر خستگى خوابش سنگین بود، چند زائر آمدند رد شدند، گرد و غبار پاى آنها و راه رفتن آنها روى او ریخته است، نمى‏شود به جهنم برود ؛ چون او بوى حسین  علیه‏السلام مى‏دهد. جوان از خواب پرید، دید هوا تاریك است و خبرى از زوّار نیست. شمشیر، خنجر و زره را درآورد. راه كربلا را در پیش گرفت. با خود مى‏گفت: وقتى با گرد و غبار كفش زوّار او ما را نجات دادند، واى به حال این كه خود ما زائر او شویم. این را مى‏گفت و مى‏رفت.

سه شنبه 15/5/1392 - 16:20 - 0 تشکر 629345

گناه، كشنده قلب


مگر این كه خود او، نه تنها با زبان و شعارش، بلكه عملاً به پروردگار اعلام كند: دلم مى‏خواهد به جهنم بروم، كارى به كارم نداشته باشید.

پروردگار زود نمى‏گوید: باشد، دیگر كارى به كار تو ندارم، بلكه سال‏ها به دنبال این انسان پیام مى‏فرستد كه من خدایى نیستم كه از تو قهر كنم. به قدرى در كنار تو مى‏مانم تا شاید به جهنم نروى. تا چه وقت؟ تا آخرین نفس كه مى‏خواهد بالا بیاید، اگر بگویى: نمى‏خواهم به جهنم بروم، اشتباه كردم، مى‏گوید: باشد، دیگر به جهنم نمى‏روى.

در دستگاه او، از این طرف، كار به این راحتى نیست كه بگویى نمى‏خواهم و او بگوید: باشد، به دنبال خداى دیگرى برو! تو هزاران بار بگو نمى‏خواهم، او هزار بار مى‏گوید: من كه تو را مى‏خواهم. تو بگو بهشت را نمى‏خواهم، او مى‏گوید:

سه شنبه 15/5/1392 - 16:48 - 0 تشکر 629377

تو را كجا طلب كنم؟
داود پیغمبر علیه السلام گفت:

الهى! تو را كجا طلب كنم و تو كجا باشى؟

جواب داد:

أَنَا عِنْدَ الْمُنْكَسَرَةِ قَلْبُهُمْ لِأَجْلى؛

من نزد آنانم كه دلشان براى خاطر من شكست‏...

سه شنبه 15/5/1392 - 16:52 - 0 تشکر 629383

ورع از دیدگاه عارفان‏


عارفان عاشق براى ورع معنایى بس وسیع و گسترده دارند و این معنا را از مفاهیم آیات و روایات استفاده كرده و به عباد حق تعلیم داده‏اند.

در ابتداى توضیح ورع به آیه شریفه:

[وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ‏].

و هیچ یك از ما فرشتگان نیست مگر این كه براى او مقامى معین است.

متوسل شده و فرموده‏اند:

اول مقام، همانا مقام انتباه است و این بیرون آمدن بنده است از حدّ غفلت.

پس توبه است و آن رجوع است از ما سواى خداى تعالى، پس از آن كه رفته باشد، با آن كه پیوسته پشیمان باشد و استغفار بسیار كنند.

پس انابت و آن رجوع از غفلت است سوى ذكر و بعضى گفته‏اند: توبه ترسیدن است و انابت رغبت و قومى گویند: توبه در ظاهر است و انابت در باطن. پس ورع و آن ترك كردن چیزى است كه بر او مشتبه گشته باشد.

پس محاسبت نفس است و آن نگاه داشتن زیادت آن از نقصان است، آنچه سود او باشد و زیان او.

پس ارادت است و آن استدامت رنج است و ترك راحت.

پس زهد است و آن ترك كردن حلال از دنیاست و رغبت از آن و شهوت‏هاى آن بگردانیدن.

پس فقر است و آن نابودن املاك است و خالى شدن دل از آنچه دست از او خالى باشد.

پس صدق است و آن راستى نهان و آشكار است.

پس تصبّر است و آن تحمل نفس است بردشوارى‏ها و چشیدن تلخى‏ها و این آخر مقام‏هاى مریدان است.

پس صبر است و آن ترك شكایت است.

پس رضاست و آن لذت یافتن به بلاست.

پس اخلاص است و آن بیرون كردن خلق است از معامله حق.

پس توكل است بر خداى و آن اعتماد كردن است بر او كه طمع از جمله زایل كند به جز از او.

آرى، هر كس با این اوصاف به محضر آن جناب رود، به حضورش پذیرند و از شراب عشق جمال به كامش ریزند، آن چنان كه تا ابد مست شده و محو زیباى مطلق گردد.

به قول عارف عاشق حكیم صفاى اصفهانى:

در رحمت ابد بر من خسته بازكردى‏


كه دلم زدست بردى و محلّ راز كردى‏


تو هزار بار كشتى و نمردم و نمیرى‏


كه به كشتگان عشق ازلى نماز كردى‏


همه من شدى به مستى و چو هشیار گشتم‏


زمن اى بلاى هوش و خرد احتراز كردى‏


تو گداى را توانى ملك الملوك كردن‏


كه به صعوه بال و پر دادى و شاهباز كردى‏


نگهى كه باز كردى زتجلّى ولایت‏


بهشب امیدواران زره نیاز كردى‏


به صفا توان رسیدن زره فناى هستى‏


تو كه هست خویش را بر سر حرص و آز كردى‏

چهارشنبه 16/5/1392 - 14:16 - 0 تشکر 629822

حقیقت دنیا از دیدگاه اسلام


رسول خدا  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله با چند نفر از كنار مزبله‏ها عبور كردند. هواى مدینه گرم است و زباله‏ها نیز به شدت بو مى‏داد. لاشه متعفن حیوان مرده‏اى نیز در آنجا افتاده بود. تا چشم پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به آن لاشه مرده افتاد، اصحاب را صدا كرد و به سمت آن لاشه اشاره كرده، فرمود:

« اِنَّ الدُّنیا عَلَى اللّهِ اهْوَنُ مِنْ هذا عَلَیْكُمْ »

دنیاى بى‏خدایان، بى‏معادها، حسودان، حریصان، بخیل‏ها، متكبّرها، ریاست پرستان، شكم و شهوت‏پرستان را مى‏خواهید ببینید، به این لاشه متعفن این حیوان مرده نگاه كنید، این همانند دنیا است.

چهارشنبه 16/5/1392 - 14:18 - 0 تشکر 629824

مرده‏خورى اهل جهنم


همین مرده را در قیامت به خورد آنها مى‏دهند:

 « وَ أَصْحَـبُ الشِّمَالِ مَآ أَصْحَـبُ الشِّمَالِ * فِى سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ * وَ ظِـلٍّ مِّن یَحْمُومٍ »

« لَأَكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ * فَمَالِـٔونَ مِنْهَا الْبُطُونَ »

 نمى‏فرماید: من به خورد آنها مى‏دهم، بلكه مى‏فرماید: خودشان مى‏خورند. البته چاره‏اى ندارند ؛ چون آنجا جایى نیست كه نخواهند بخورند:

 « فَشَـرِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ * هَـذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ * نَحْنُ خَلَقْنَـكُمْ فَلَوْلاَ تُصَدِّقُونَ »

وقتى پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله این آیات را خواندند، كسى برخاست و عرض كرد: « زقّوم » چیست؟ این اولین بار است كه ما در عربى این كلمه را مى‏شنویم. فرمود: ماده سیاه بدبویى در جهنم است كه اگر به اندازه قطره اشك چشمى از آن را در هفت دریاى عالم بیاندازند، از بوى بد آن تمام موجودات دریا و زمین خفه مى‏شوند.

حرص و بخل براى چه؟ این دعواهاى خانگى یعنى چه؟ سر چه چیزى دعوا مى‏كنید؟ سر نماز؟ یا سر دنیا؟ مردم كوچه و بازار سر چه چیزى دعوا مى‏كنند؟ هر طرف این دعواها كه ناحق است، او« زقّوم » خور و جیفه خور است. آن كسى كه مى‏داند بر حق نیست، ولى آمده اسنادى را فراهم كرده است كه قاضى با دیدن آن اسناد، حكم مى‏كند كه این زمین و اموال براى تو است، پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهمى‏فرماید:

« مَنْ سَرَّه ان ینظُرَ بحذافیرها فلینظر الى هذه المَزْبَلَة »

 دنیاى این‏ها همان مردار و لاشه متعفّن است كه به شكل خانه، زمین، پاساژ، كارخانه و اسكناس درآمده و در قیامت به شكل « زقّوم » است.

امیرالمؤمنین  علیه‏السلام مى‏فرماید:

« الدنیا جیفة و طالبها كلاب »

 دنیا مردار است و كسى كه طالب دنیا است، مانند سگ‏هاى مرده‏خور است. در ظاهر به دهانش خیلى خوشمزه مى‏آید، اما این همان لاشه مرده قیامت است. آیا در آنجا نیز خوشمزه و خوشبو است؟ تمام این جنگ‏ها و نزاع‏ها از سر حرص، بخل، كینه و بر سر لاشه مرده است.

چهارشنبه 16/5/1392 - 14:20 - 0 تشکر 629825

روزى پاك در اختیار مؤمن


در حالى كه پروردگار مى‏فرماید: من روزى شما را « من الطیّبات » قرار داده‏ام:

 « كُلُواْ مِنَ الطَّیِّبَـتِ وَ اعْمَلُواْ صَــلِحًا »

« كُلُواْ مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَـلاً طَیِّبًا »

حضرت على  علیه‏السلام وقتى لقمه‏اى مى‏خورد، در باطنش مانند نور مى‏شود. آن كسى كه لاشه مرده را كه نجس و حرام است، مى‏خورد، دلش را مى‏میراند و خودش نیز اخلاق حیوانات را پیدا مى‏كند. مانند بعضى از این خارجى‏ها كه شب و روز گوشت خوك مى‏خورند و هیچ غیرتى نسبت به ناموس خود ندارند. دل با خوردن لاشه مى‏میرد و بى‏نور و بى‏صفا مى‏شود.


پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:


« القلب القاسى بعید من الله و بعید من الجنة و قریب من النار »


 این دل سنگ شده و از خدا و بهشت دور مى‏شود و دل او به شیطان نزدیك مى‏شود. مى‏گویید: براى چه این همه جنگ، نزاع و سندسازى مى‏كنى؟ مى‏گوید: فداى پول بشوم، همه مى‏برند، چرا من نبرم؟ مفهوم حرف او این است كه خدا توان كارگردانى و روزى دادن مرا ندارد، لذا من باید نجس‏خور شوم.


خدا اسم این گونه روزى را « لِمَن یَشَآءُ وَ یَقْدِرُ » گذاشته است. كم و محدود است. آیا خدا توان دادن این روزى را ندارد؟

چهارشنبه 16/5/1392 - 14:21 - 0 تشکر 629826

تقدیر خدا بر روزى موجودات


آن گاه شما را فراموش مى‏كنم كه نان بدهم؟ ! پس چرا به دنبال حرام مى‏روید؟ چرا بخیل و حریص شدید. چرا خواهر و برادران به جان هم افتاده‏اید؟ چرا با هم قهر هستید؟

 « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ »

 پروردگار براى روزى دهى به خودش قسم خورده است. مستقیم به خودش قسم خورده است:

« وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ »

 روزى شما و هر چه به شما وعده داده شده، در علم من و نزد من است.

 « فَوَ رَبِّ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ »

 به پروردگار این آسمان‏ها قسم كه روزى دادن من به شما حق است.


تمام تعداد موجودات روزى خورم، مقدار روزى هر كدام، عیال و افراد تحت تكفل شما، مقدار عمر شما، همه را مى‏دانم و به ملك الموت گفته‏ام: این روزى بنده من است، تا آخرین لقمه‏اش را نخورده است، جان او را نگیر. در دادن روزى به شما كم نمى‏گذارم. گاهى چلوكباب است، گاهى نان و سیب زمینى، گاهى نان و ماست. چرا این همه حرص مى‏زنید؟


تا آخرین لقمه روزى شما را ندهم، شما را به آخرت انتقال نمى‏دهم. آن كسانى كه چنان دنیایى را جیفه مى‏بینند، لقمه‏اى از آن مى‏خورند؟ آنها از حلال مى‏گذرند، چه رسد به حرام.

چهارشنبه 16/5/1392 - 14:23 - 0 تشکر 629827

شما عهده‏دار ریاست كل كشورى‏

حضرت على علیه السلام در زمانى كه عهده دار امور مملكت پهناور اسلامى بود، به قنبر فرمود:براى من و تو پیراهن لازم است، چون لباس هر دو نفر ما در حدى كهنه شده كه قابل استفاده نیست. پس به بازار پیراهن فروشان رفتند و دو پیراهن قیمت كردند یكى به دو درهم و یكى به سه درهم و هر دو را خریدند، چهار درهمى را به قنبر مرحمت كرد و فرمود: بپوش. عرض كرد: على جان! شما عهده دار ریاست كل كشورى پیراهن قیمتى‏تر زیبنده شماست. فرمود: قنبر! من به پیرى نزدیك شده‏ام و تو جوانى، پیراهن كم قیمت‏تر برازنده من و پر قیمت‏تر زیبنده تو است!!

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.