انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 725)
يکشنبه 11/1/1392 - 20:44 -0 تشکر 596416
متن زیبا از شهید بهشتی در مورد نماز


 نیایش‌ و پرستش‌


در ان‌ لحظه‌ كه‌ ادمی‌ به‌ كمال‌ و شكوه‌ بی‌نهایت‌ افریدگار جهان‌ می‌اندیشد، سراپا شیفته‌ ان‌ می‌شود; دل‌ و جانش‌ به ‌خضوع‌ و خشوع‌ و فروتنی‌ می‌گراید; با اهنگ‌ فطرت‌ در برابر ان‌ همه‌ كمال‌ و عظمت‌ سر تعظیم‌ فرود می‌اورد: «ركوع»; سر به‌ زمین‌ می‌ساید: «سجود»; و زبان‌ به‌ ستایش‌ می‌گشاید: «حمد و تسبیح‌».
قرآن‌ عبادت‌ را مخصوص‌ خدای‌ یكتا می‌شمرد و پرستش‌ هر كس‌ و هر چیز دیگر جز خدا را حرام‌ و گناهی‌ بس‌ بزرگ‌می‌داند:
«و قضی‌ ربك‌ الا تعبدوا الا ایاه‌...» «فرمان‌ خدا بر ان‌ رفته‌ كه‌ جز او را نپرستید...»
اسلام‌ از نظر كلی‌، برای‌ عبادت‌ خدای‌ یكتا هیچ‌ زبان‌ یا شكل‌ خاصی‌ معین‌ نكرده‌ و هیچ‌ قید و شرطی‌ نگذارده‌ است‌. تنها شرط مهم‌ عبادت‌ در اسلام‌ این‌ است‌ كه‌ انچه‌ بندگان‌ خدا به ‌عنوان‌ عبادت‌ به‌ جا می‌اورند به‌ اوهام‌ و خرافات‌، شرك‌، خودنمایی‌ و ریا الوده‌ نباشد.
بنابراین‌، مسلمانان‌ با رعایت‌ كامل‌ این‌ نكات‌، در هر وقت‌ و هر جا، به‌ هر زبان‌ و هر لغت‌ و به‌ هر شكل‌ و هر جور كه‌ بخواهند می‌توانند به‌ نیایش‌ خدا و راز و نیاز با او بپردازند.
نماز، مراسم‌ مخصوصی‌ برای‌ پرستش‌ خدا و راز و نیاز با اوست‌ كه‌ در ان‌ جنبه‌های‌ ارزنده‌ و اموزنده‌ خاصی‌ در نظرگرفته‌ شده‌، و به‌ همین‌ جهت‌ شكل‌ مخصوصی‌ به‌ خود گرفته‌ است‌.
نماز، سرود توحید و یكتاپرستی‌ و سرود فضیلت‌ و پاكی‌ است‌ كه‌ باید فكر و روح‌ ما را در برابر عوامل‌ شرك‌زا والوده ‌كننده‌ای‌ كه‌ در زندگی‌ روزمره‌ با انها سر و كار داریم ‌پاك‌ و یكتاپرست‌ نگهدارد.هر یك‌ از ما در زندگی‌ روزانه‌ خود سرگرم‌ كار و هدف‌ خویش‌ است‌ و كمتر به‌ چیزی‌ دیگر جز ان‌ می‌اندیشد. سرگرمی‌ به‌ كار و تلاش‌ روزانه‌ در راه‌ زندگی‌، برای‌ بشر امری‌ طبیعی‌ و ضروری‌ است‌; به‌ جسم‌ و جانش‌ نشاط می‌بخشد، راه‌های‌ جدید زندگی‌ را به‌ روی‌ او می‌گشاید و او را در راه‌ علم‌ و هنر و صنعت‌ و ایجاد وسایل‌ گوناگون‌ بهتر زیستن‌ به‌ جلو می‌راند; ولی‌ در عین‌ حال‌ او را چنان‌ در خود و ارزوهایش‌ فرو می‌برد كه‌ گه‌گاه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ ارزوها در برابر این‌ و ان‌ به‌ چم‌ و خمش‌ وا می‌دارد; از خود و شخصیت‌ واقعی‌ و انسانی‌ خود بیگانه‌اش‌ می‌سازد و جسم‌ و جانش‌ را الوده‌ می‌كند. از الودگی‌ جسمی‌ مثال‌ بزنیم‌:
كمتر كسی‌ است‌ كه‌ در اثنای‌ كار روزانه‌، دستش‌، لباسش‌، دست‌ و صورتش‌، سر و پایش‌، و گاهی‌ همه‌ پیكرش‌، كثیف ‌نشود و به‌ تنظیف‌ روزانه‌ انها نیازمند نگردد. دانش‌اموز یا دانشجویی‌ كه‌ درس‌ می‌خواند، معلمی‌ كه‌ درس‌ می‌دهد، كشاورزی‌ كه‌ به‌ كند و كاو زمین‌، كاشتن‌ تخم‌ یا نشاندن‌ نهال‌، ابیاری‌، وجین‌ یا درو و برداشت‌ محصول‌ مشغول‌ است‌، كارگر یا مهندسی‌ كه‌ در كارگاه‌ كار می‌كند، پرستار یا پزشكی‌ كه‌ با بیماران‌ سر و كار دارد، بانوی‌ خانه‌ داری‌ كه‌ خانه‌ را اداره ‌می‌كند، پیشه‌ور یا بازرگانی‌ كه‌ به‌ داد و ستد مشغول‌ است‌ و محققی‌ كه‌ به‌ كاوش‌ علمی‌ می‌پردازد، همه‌ باید روزی‌ یك‌ یاچند بار لباس‌ و تن‌ خود را شست‌وشو دهند تا پاكیزه‌ بمانند.
روح‌ ما نیز در میدان‌ زندگی‌ روزانه‌ به‌ همین‌ اندازه‌ یا بیشتردر معرض‌ الودگی‌ است‌: الودگی‌ به‌ هوس‌های‌ تحریك‌ شده‌ و لجام‌ گسیخته‌، خودخواهی‌ها و چشم‌ و همچشمی‌های‌ برانگیخته‌، غرور ناشی‌ از پیروزی‌ و كامیابی‌، یا عقده‌ روانی‌ناشی‌ از شكست‌ و ناكامی‌، و به‌ دنبال‌ ان‌ حسد و كینه‌ و انتقام‌ وصدها الودگی‌ دیگر.
این‌ الودگی‌ها روح‌ را تیره‌ می‌كند و ما را از راه‌ راست ‌زندگی‌، راه‌ پاكی‌ و فضیلت‌ و تقوا منحرف‌ می‌سازد و به‌ راه ‌فساد می‌كشاند; از یاد خدا غافل‌ می‌كند و به‌ دام‌ شیطان‌ و وسوسه‌های‌ شیطانی‌ می‌افكند.
بنابراین‌، باید همان‌طور كه‌ لباس‌ و تن‌ خود را می‌شوییم‌ و پاكیزه‌ می‌كنیم‌، دل‌ و جان‌ خود را هم‌ شست‌وشو دهیم‌ و پاكیزه ‌كنیم‌; خود را به‌ خدا، سرچشمه‌ پاكی‌ و كمال‌، نزدیك‌ سازیم‌; لحظاتی‌ را به‌ یاد او، به‌ نیایش‌ او و راز و نیاز با او بگذرانیم‌ و روح‌ الوده‌ را در چشمه‌ صاف‌ و زلال‌ الهی‌ شست‌وشو دهیم‌.این‌ است‌ نمازی‌ كه‌ مسلمان‌ روزی‌ چند بار می‌خواند. . . .

 


يکشنبه 11/1/1392 - 21:1 - 0 تشکر 596417

روزی برای خواجه خربزه ای به رسم ارمغان آورده بودند.


خواجه طبق معمول به دنبال لقمان فرستاد.لقمان وارد میشود.خواجه،خربزه را پاره کرده، قطعه هایی از آن را به لقمان می دهد.لقمان مانند شکر و عسل با تمام اشتها و التذاذ، آن را می خورد.خواجه، وقتی احساس کرد که لقمان با چه لذت و خوشی آن خربزه را خورد، هفده قطعه دیگر را بریده به او داد.فقط یک قطعه مانده بود.خوش خوردن لقمان خواجه را به شوق آورد.


گفت این قطعه آخر را هم من می خورم تا ببینم چقدر شیرین است که تو اینقدر لذت نشان می دهی.وقتی که از آخرین قطعه خربزه خورد،تلخی خربزه مانند آتش شعله ورش ساخت،زبانش آبله زد و گلویش سوخت.پس از ساعتی که به خود آمد رو به لقمان کرده گفت: ای جان جهان،این زهر را چگونه نوش جان کردی و چگونه آن را به جای لطف پذیرفتی؟ چه شد که دلیلی نیاوردی،به من نگفتی معذورم؟


لقمان جواب می دهد:من شرم داشتم از اینکه با چشیدن هزاران شیرینی ها از تو، تلخی خربزه را آشکار سازم، مگر همه اجزای وجودم از احسان و بخشش های محبت بار تو نروییده است؟


گر ز یک تلخی کنم فریاد و داد                                    خاک صد ره بر سر اجزام باد


به همین لحاظ،هدیه محبت ترا،شیرین احساس می کردم. بلی:


از محبت تلخها شیرین شود                                       از محبت مس ها زرین شود


از محبت خارها گل می شود                               وز محبت سرکه ها مل می شود


از محبت سنگ روغن می شود                                بی محبت موم آهن می شود

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی