• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 380)
پنج شنبه 27/7/1391 - 22:9 -0 تشکر 567551
جایگاه حدیث درعلم كلام

منبع:www.kayhannews.ir  حجت الاسلام احمد ایمانی

جایگاه حدیث درعلم كلام



علم كلام از علومی است كه در آن به ادله اثبات عقاید و پاسخ به پرسش های معرفتی پرداخته می شود. آسیب شناسی این علم نیز از مباحثی است كه درحوزه معرفت شناسی دارای اهمیت بسیاری است. دراین مقاله با اشاره به دور شدن علم كلام موجود از منبع روایات و نوع استدلالها بر مبنای تعقل فطری اشاره شده و تأسیس علم كلام جدیدی با عنوان «كلام نقل محور» پرداخته شده است. گفتنی است این مقاله از دو ماهنامه سوره اندیشه شماره 58-59 انتخاب شده است.

در دو مقام این بحث را پی می گیریم. ابتدا گزارشی بسیاراجمالی از سیر تحول رویكردهای مباحث كلام اسلامی تقدیم حضور خواهد شد و در ادامه به وضعیت امروزی «نقل» دركلام شیعه خواهیم پرداخت

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:11 - 0 تشکر 567552


¤ مقام نخست:سیر تحول سبك های كلام اسلامی


با نگرشی كلی به تاریخ علم كلام اسلامی متوجه می شویم كه كلام اسلامی در طول تاریخ خود چهار مرحله كلام نقلی، كلام عقلی، فلسفه كلامی و كلام فلسفی یا كلام فلسفی -عرفانی را پشت سر گذاشته است.
در دوره نخست كلام اسلامی، بنای متكلمان برآن بوده كه اعتقادات اسلامی را با ذكر آیات و روایات بیان نمایند. دراین دوره تقریبا از استدلالات عقلی خبری نیست و اگر درمورد اختلافی متكلمان وارد بحث استدلالی با مذاهب دیگر می شوند، عمدتاً به آیات و روایات استدلال می كنند؛ و كمتر دیده می شود كه از استدلال عقلی بهره ببرند.
عمده كتاب های كلامی كه قبل از شیخ مفید نوشته شده اند، مثل كتاب الایضاح، تألیف فضل بن شاذان نیشابوری (متوفای 206 ق) و كتاب الاعتقادات، كتاب التوحید و كتاب اكمال الدین و اتمام النعمه از تألیفات شیخ صدوق (متوفای 386 ق) از این سنخ می باشند. البته كتاب التوحید بیشتر به عنوان كتاب حدیث شناخته می شود تا كتاب كلامی؛ درحالی كه با توجه به سبك تألیف متكلمان آن عصر- كه مباحث كلامی را با ذكر آیات و احادیث بیان می نمودند- این كتاب را هم می توان جزء تألیفات كلامی شیخ صدوق به حساب آورد.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:11 - 0 تشکر 567553


دوره دوم كلام اسلامی، كه كلام عقلی است، می توان ادعا نمود كه با شیخ مفید (متوفای 413) آغاز شده است، البته قبل از ایشان هم رگه هایی از روش عقلی دركلام اسلامی دیده می شود، اما می توان ادعا نمود كه این شیوه از بحث كلامی را شیخ مفید (ره) به عنوان یك شیوه بحث كلامی، رسمیت بخشیده است. رویكردكلام عقلی شیخ مفید در آثاری چون اوائل المقالات و به خصوص تصحیح عقائد الامامیه جلوه گر شده است. البته دقت شود كه شیخ مفید در عین آنكه به سبك كلام عقلی بحث می كند، اما نقل را فدای عقل نمی كند؛ بلكه او در اینكه عقل را محور مباحث كلامی خود قرار داده، شدیداً پای بند به نقل است و از نقلیات كمال استفاده را درمباحث خود می برد. مطلب دیگر آنكه سبك بحث او كلام عقلی است نه كلام فلسفی؛ یعنی او طبق یك مشرب فلسفی خاص وارد بحث نمی شود، بلكه استدلالات عقلی او فارغ از یك نگرش فلسفی است. اگر چه اولا گاه نیم نگاهی هم به مباحث فلسفی دارد و ثانیا می توان ازگفتارهای كلامی او نحوه ای نگاه فلسفی را هم استخراج نمود؛ كه دراین صورت می توان اسمش را نگرش فلسفی خاص شیخ مفید نام نهاد.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:12 - 0 تشکر 567554


بنیانگذاری این سبك تفكر كلامی توسط شیخ مفید هم زمان است با رواج فلسفه مشاء. چرا كه مروج اصلی حكمت مشاء یعنی شیخ الرئیس ابن سینا پانزده سال بعد از شیخ مفید یعنی در سال 428 هجری قمری از دنیا رفته است.لذا این دو سبك تفكر، دوشادوش هم پیش رفته و در مواردی با یكدیگر درگیر هم شده اند. به خصوص زمانی كه كلام عقلی به دست متكلمان سنی و خصوصا اشعری افتاده است. بعد از جلوه گری ابن سینا و رواج حكمت مشاء، شخصیت هایی مانند غزالی و سپس فخر رازی، متوجه به این معنا می شوند كه فلاسفه مسائلی تازه را وارد میدان اندیشه نموده اند.
این ها بعد از مطالعه این مسائل و پاسخ های فلسفی آن ها، پاسخ های فیلسوفان را با آرای كلامی اشعری ناسازگار می یابند. لذا منتقد فلسفه مشاء شده و با آن به نزاع علمی برمی خیزند، كه از این برهه به بعد مرحله سوم كلام اسلامی آغاز می شود. این مرحله عبارت است از فلسفه كلامی كه در آن سیستم فلسفی تابع علم كلام است. لذا دراین دوره مشاهده می كنیم كه متكلمان برخلاف اسلاف خودشان، موضوع كلام را همان موضوع فلسفه ذكر می كنند. مثلاً غزالی در تعریف علم كلام می گوید: «كلام دانشی است كه از عوارض موجود بماهو موجود بحث می كند، لكن بر طبق قانون اسلام.» بعد از غزالی، فخر رازی نیز همین راه را به شكل وسیع تری پی می گیرد.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:12 - 0 تشکر 567555


بعد از این دوره، دوره كلام فلسفی فرا می رسد كه مؤسس آن را می توان خواجه نصیرالدین طوسی (متوفای 672ق) دانست. او از یك سو اقدام می كند به دفع شبهات غزالی و فخر رازی بر فلسفه ابن سینا، كه حاصلش شده است شرح اشارت، و از سوی دیگر، با نظر به دست آوردهای حكمت مشاء و حكمت اشراق و كلام معتزله و كلام اشاعره و كلام شیعه، كتاب تجریدالاعتقاد را می نویسد و در این كتاب، سبك جدیدی از بحث كلامی را پایه ریزی می كند كه می توان آن را كلام فلسفی نامید. نظامی كلامی كه بر بنیان های فلسفی استوار شده است. البته فلسفه او تركیبی از حكمت مشاء و حكمت اشراق می باشد. جناب خواجه كتاب تجرید را در شش مقصد تدوین كرده است: مقصد نخست امور عامه، مقصد دوم در جواهر و اعراض، مقصد سوم در اثبات صانع، مقصد چهارم در نبوت، مقصد پنجم در امامت و مقصد ششم در معاد است. چهار مقصد مربوط به علم كلام و دو مقصد مربوط به مباحث فلسفی است.
طریقه خواجه نصیرالدین طوسی(ره) بعدها توسط دیگر متكلمان پی گرفته شد و بعد از تأسیس حكمت متعالیه توسط حكیم ملاصدرا(ره) به جای بنیان های تركیبی مشاء و اشراق، بنیان های نوینی برای كلام شیعه از حكمت متعالیه اخذ شد. البته خود همین كلام فلسفی نیز بسته به میزان اطلاع و دل بستگی نویسندگان به حكمت، افت و خیزهایی داشته است. لذا وقتی سبك كلامی بزرگوارانی چون امام خمینی(ره)، علامه طباطبایی، شهید مطهری، استاد سبحانی، آیت الله جوادی آملی، استاد شجاعی، علامه حسن زاده آملی و... را باهم مقایسه می كنیم، در عین آنكه یك اشتراك سبك را مشاهده می كنیم، ولی سطوح مختلفی را هم در آثارا ین بزرگواران می بینیم. بلكه در آثار كلامی برخی از این بزرگواران یك مرحله فراتر از كلام فلسفی را هم مشاهده می كنیم كه می توان نامش را كلام عرفانی گذاشت.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:12 - 0 تشکر 567556



¤ مقام دوم: كلام نقل محور، كلام فراموش شده


گفته شد كه آغاز كلام اسلامی با كلام نقلی بوده است و از مباحث سابق معلوم شد كه آن علم كلام نخستین، كلامی ابتدایی و خام بوده است؛ به نحوی كه كتب كلامی جناب شیخ صدوق جزء كتب حدیث نیز شمرده می شوند. اما این سؤال مطرح است كه آیا رها نمودن كلام نقلی و روزبه روز آمیختن كلام با فلسفه و عرفان، راه صحیحی است یا نه؟
بنده شخصاً مخالفتی با داد و ستد ضابطه مند و منطقی علوم ندارم، اما بر این باورم كه گرایش افراطی متكلمان ما به فلسفه و عرفان، ما را از دریای عظیم معارف اهل بیت(ع) محروم ساخته است. خود حكمت اسلامی به خصوص حكمت متعالیه و عرفان اسلامی از معارف قرآنی و روایی تغذیه می كند، اما از كدام آیات و روایات؟ با نظر در آیات معرفتی و به خصوص روایات ناظر به امور عقیدتی متوجه می شویم كه كلام خدا و حجج الهی دارای سطوح چندگانه اند؛ پاره ای از آن ها به درد مباحث كلامی می خورند، پاره ای دیگر در سطح فلسفه كاربرد دارند و پاره ای هم در عرفان قابل استفاده اند. بلكه حتی گاه یك آیه یا حدیث خودش چندین معنا در سطوح مختلف دارد. لذا حكما و عرفا در مباحث خودشان از آیات و روایاتی استفاده می كنند كه ناظر به سطح مباحث خودشان است و سطح مباحث آن ها مافوق سطح فهم اغلب مردم می باشد. درحالی كه علم كلام برخلاف فلسفه و عرفان نظری، كه برای خواص می باشند، علمی است كه می خواهد با عموم مردم ارتباط داشته باشد و عقائد مردم را سامان دهد. خود خداوند متعال و حجج الهی نیز با در نظر گرفتن این واقعیت اجتماعی كه مردم سطوح فكری مختلف دارند، در سطوح مختلف سخن گفته اند؛ و حتی در احادیث متعددی تصریح شده كه انبیاء و ائمه متناسب با عقول مخاطبان با آن ها سخن می گفتند.
براساس این منطق، حقیر بر این باورم كه ما باید دوباره به منابع نقلی خود بازگردیم و در سطحی وسیع تر از آن چه امروز كلام ما از نقل استفاده می كند، از نقلیات استفاده كنیم. امروز در كلام شیعه نقل یا در حاشیه است یا كمرنگ تر از آن است كه باید باشد. ما وقتی به منابع روایی شیعه نظر می كنیم با دریایی از معارف مواجه می شویم كه در كتب كلامی ما خبری از آن ها نیست. درحالی كه این معارف می توانند در علم كلام مورد تحقیق قرار گیرند، اما در لابه لای كتاب ها خاك می خورند و از میان آن همه روایات تنها گل چینی از آن ها در كتاب های كلامی ما به چشم می خورند كه عمدتاً از این كتاب به آن كتاب نقل مكان می كنند و كمتر متكلمی است كه هم خود را تحقیق در متون روایی قرار دهد. البته به استثنای بخش هایی از كلام كه در مواجهه با وهابی ها به سمت نقلیات گرایش یافته است. گویی متكلمان ما عادت نموده اند كه هر وقت مورد هجوم افكار بیگانه قرار گرفتند دست به دامن اهل بیت(ع) شوند. به عبارت دیگر، نگاه متكلمان ما به آیات و روایات، نگاه حداقلی است نه نگاه حداكثری یا لااقل نگاه اعتدالی. به عبارت سوم، متكلمان ما قرآن و احادیث را در حكم دارو و در مواردی قوت لایموت می بینند، نه مائده؛ درحالی كه این ها مائده اند، یعنی سفره ای پهن شده و پر از انواع غذاها و بلكه پر از بهترین غذاهاست.
پس باید بیش از این ها به سراغ نقلیات رفت. البته این پندار در مخاطب محترم پیدا نشود كه حقیر اعتقاد به احیای همان كلام نقلی نخستین زمان شیخ صدوق را دارم. ابداً منظور حقیر این نیست؛ بلكه باور من این است كه ما با در اختیار داشتن كوله بار عظیمی از سابقه كلامی خودمان باید دوباره به آیات و احادیث برگردیم و هم خود را این قرار دهیم كه با غوص در این بحر بی كران معارف نقلی، اولاً كلام موجودمان را تصحیح نموده و متعالی سازیم. ثانیاً از این بحر بی كران، معارف نوی را صید نماییم.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:13 - 0 تشکر 567557


متأسفانه سالیان درازی است كه علم كلام ما در لاك دفاعی فرو رفته و یك نحوه حالت انفعالی به خود گرفته است؛ به این معنا كه اغلب متكلمان ما مترصد این هستند كه شبهه ای مطرح شود یا مسأله ای از سوی مخالفان مذهب یا مخالفان اسلام طرح شود تا این ها در مقام پاسخ به آن برآیند. درحالی كه اگر ما از این حالت انفعال بیرون آمده و دوباره به منابع نقلی خود باز گردیم و به صورت جدی منابع خود را بكاویم، می توانیم افق های كلامی جدیدی را باز كنیم و فعالانه معارفی نو به عرصه معرفت عرضه كنیم. برای مثال، در كلام ما سخن چندانی از توحید در حاكمیت یا توحید در مالكیت نیست؛ درحالی كه توحید در حاكمیت، اساس سیاست و حكومت اسلامی و توحید در مالكیت، اساس اقتصاد اسلامی است. می طلبد كه متكلمان بزرگوار از زوایه ی كلامی به این مباحث بپردازند و آن را بسیار فربه نموده و در معرض دیدگان قرار دهند.این نمی شود مگر با تحقیق عمیق در معارف نقلی. دقت شود! تحقیق عمیق در معارف نقلی، نه اینكه یكی دو آیه یا روایت را ببینیم و فورا برویم سراغ استدلال های عقلی و نظریه پردازی؛ بلكه باید در هر موضوعی آیات و روایات را بكاویم و مجموعه كامل آیات و روایات یك موضوع را استخراج كنیم و با بررسی كل آن مجموعه، اقدام به نظریه پردازی و استدلال كنیم. در این صورت است كه می توان ادعا نمود كه سخن ما سخن خدا یا سخن اهل بیت(ع) است.
البته مثال هایی كه آوردیم تنها بخشی از این موضوعات مغفولند، كه خود همان دو مورد نیز كم چیزی نیست؛ چرا كه این دو موضوع، هر كدام می توانند منشا پیدایش دو علم انسانی با مدل اسلامی باشند.
مثال دیگری كه می توان به آن اشاره نمود، بحث طینت و سعادت و شقاوت در قرآن و روایات می باشد، كه در كلام ما بسیار كمرنگ است، در حالی كه پرداخت عمقی به این بحث با ابزارهای كلامی و فلسفی و عرفانی ولی با رویكرد كلام فلسفی نقل محور، می تواند موجب پیدایش یك علم انسان شناسی اسلامی یا حداقل شیعی شود. براهل تحقیق پوشیده نیست كه انسان شناسی در سایر علوم انسانی موثر است. البته كسانی چون علامه طباطبایی در برخی كتب شریفشان نظیر رسائل توحیدی به این بحث از منظر نقل محوری پرداخته اند، لكن این مقدار برای آنچه گفتیم كافی نیست.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:13 - 0 تشکر 567558


مثال دیگر، بحث خلقت آدم(ع)


بحث نحوه خلقت زن و مرد است، كه آیات و روایات فراوانی را به خود اختصاص داده اند. تحقیق عمقی در آن ها از نظر گاه كلامی می تواند در تحول انسان شناسی اسلامی و حتی روان شناسی اسلامی (روان شناسی مرد و زن) بسیار موثر واقع شود، اما با كمال تاسف ما در كتب كلامی اثر چندانی از این نوع مباحث نمی بینیم. در كتب فلسفی و عرفانی هم پرداخت به این نوع مباحث، اولا چندان نقل محور نبوده، و در مواردی چه بسا از مسیر اهل بیت(ع) دور شده اند. ثانیا مباحث فلسفی به اندازه ی مباحث كلامی، نمی تواند افكار دانشمندان علوم پایین دست مثل انسان شناسی و روان شناسی و امثال آن را جذب خود كند.
مثال دیگر، بحث شعور و تكلیف و معاد حیوانات و بلكه نباتات و جمادات است كه در كلام ما مغفول مانده است. حال آن كه پرداخت عمقی به این گونه مباحث می تواند افق های جدیدی در علوم طبیعی و حتی علوم اجتماعی باز كند. در قرآن كریم و روایات، بارها و بارها از مكلف بودن حیوانات و حتی مكلف بودن جمادات سخن به میان آمده است؛كه تحقیق كلامی عمیق در این نوع مباحث می تواند دیدگاه ما را نسبت به طبیعت و حقوق حیوانات و حقوق گیاهان و حقوق طبیعت به ظاهر بی جان، به كلی دگرگون كند. همچنین می تواند منشا تاسیس اخلاق نوینی باشد كه می توان آن را «اخلاق طبیعت» یا «اخلاق فرا انسان» نام گذاری نمود.
و مورد دیگر، بحث جامعه و امت در متون دینی است كه باز بحثی است مغفول در كلام ما؛ حال آنكه در قرآن كریم این گونه امور با نوعی نگاه متكلمانه مورد بحث قرار گرفته اند. در قرآن كریم، اولا خیلی از مجموعه ها، موجوداتی مستقل از اجزای خودشان لحاظ می شوند، مثل حیات فرد بشری كه مستقل از حیات سلول های آن است، اگرچه نوعی ارتباط بین مجموعه زیستنده با اجزای آن وجود دارد. در قرآن كریم به وضوح، از امت حیوانات سخن به میان آمده، از نوعی حیات ویژه برای شهرها سخن گفته شده؛ از اجل داشتن امت ها سخن به میان آمده است و....؛ كه این نوع مباحث، در كتاب های رسمی كلام وجود ندارند و برخی هم كه در این باب بحث نموده اند، متاسفانه اغلب با رویكرد غرب نگرانه وارد بحث شده اند و آن اندازه كه به نظرات فلان فیلسوف غربی و شرقی پرداخته اند به آیات و روایات و تحقیق و تدقیق در آن ها نپرداخته اند؛ كه اگر می پرداختند ما می توانستیم امروز یك جامعه شناسی بسیار عمیق و گسترده اسلامی داشته باشیم. جامعه شناسی ای كه فراتر از جامعه شناسی انسانی، به جامعه شناسی حیوانی و مادون حیوانی هم می پردازد. نوعی جامعه شناسی متعالی كه بیشتر به علوم طبیعی شباهت می یابد تا به علوم انسانی؛ به نحوی كه حتی می توان آن را «زیست شناسی جامعه» نامید.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:14 - 0 تشکر 567559


مثال دیگر، بحث نزول و صعود و ملكوت اشیا و ربط بین عوالم طولی در كتاب و سنت است كه ربط وثیقی با بحث خلقت و بحث وحی و نبوت دارد؛ كه در این زمینه نیز اگر مباحث كلامی عمقی در این حیطه انجام گیرد می تواند افق های بسیار گسترده ای را در علوم انسانی بر روی ما باز كند. چرا كه در علوم انسانی اسلامی باید آغاز و انجام هر علمی به خدا منتهی شود. البته این بحث در فلسفه و عرفان مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفته است، لكن نه با نگاه نقل محور. لذا در مواردی واقعا ما فرو می مانیم از تطبیق مباحث فلسفی و عرفانی با متون دینی. كه این خود حكایت گر وجود نوعی نقص در هندسه فلسفی و عرفانی ماست. لذا اگر متكلمین اسلامی با نگاه كلامی نقل محور وارد این گونه مباحث شوند، نه تنها می توانند در پیدایش علوم انسانی موثر باشند، بلكه می توانند تلنگری هم به فلسفه و عرفان نظری زده و این دو علم شریف را به تكاپو و تكامل وادارند.
مثال های دیگری هم می توان در این باره جست كه اگر وارد مباحث كلامی ما شوند، كلام ما یك جهش بسیار فوق العاده خواهد داشت.
البته ممكن است برخی ادعا كنند كه این گونه مباحث ربطی به موضوع كلام ندارند؛ اما واقع امر چنین نیست. این گونه موضوعات اگرچه می توانند از زوایای دیگر در فلسفه و علوم دیگر مورد بحث قرار گیرند، اما از جهاتی هم مباحث كلامی اند، بلكه در اصل مباحث كلامی اند.
همان گونه كه در كلام ما از معاد انسان صحبت می شود، می توان از معاد سایر موجودات هم بحث كرد. البته خود بحث معاد هم مقدماتی دارد، كه با ورود معاد حیوانات به كتب كلامی، آن مقدمات هم وارد كلام خواهند شد.
باز همان گونه كه در كلام ما از رابطه نفس و بدن و پدیده مرگ و حیات بحث می شود، می توان از مرگ و حیات جامعه ها هم بحث نمود و نیز همان گونه كه در كلام ما از تكلیف و ثواب و عقاب انسان ها بحث می شود، می توان از تكلیف و ثواب و عقاب دیگر موجودات و حتی تكلیف و ثواب و عقاب، جامعه بما هو جامعه و شهر بما هو شهر هم بحث نمود. در قرآن كریم، حتی مصنوعاتی چون لباس هم دارای حقیقت ملكوتی شمرده شده اند تا رسد به جامعه، كه تركیب آن به مراتب حقیقی تر از تركیب صناعی لباس است. اساساً به نظر می رسد كه از منظر قرآن كریم، تركیب اعتباری معنا ندارد، بلكه تركیب حقیقی مراتب دارد.
بحث نحوه خلقت انسان و نحوه خلقت زن و مرد و ارتباط این مقوله با تفاوت تكالیف این دو صنف و شاید هم دو نوع، باز از مباحث كلامی است.

پنج شنبه 27/7/1391 - 22:14 - 0 تشکر 567560


خلاصه آنكه حقیر وقتی از كلام نقل محور سخن می گویم، كلام نقلی صرف را توصیه نمی كنم بلكه بر این باورم كه تحقیقات كلامی ما باید از نقل آغاز شود و كتب كلامی ما باید با شواهد نقلی غنی سازی شوند و مباحث كلامی جدیدی از متون نقلی وارد كتب كلامی ما شوند و سبك جدیدی از علم كلام پا به عرصه معرفت بگذارد كه بنده نام آن را «كلام فلسفی نقل محور« می گذارم. البته در این باب كمابیش كارهایی هم صورت گرفته است، اما این مقدار كافی نیست بلكه باید تلاش نمود كه این سبك از مباحث كلامی، سبك غالب زمانه شود. به خصوص باید برای سطح عمومی جامعه از این سنخ كتاب ها زیاد نوشته شود. چون هدف اساسی در علم كلام شیعه باید این باشد كه مردم با جهت هدایت گری قرآن و
اهل بیت(ع) آشنا شوند. امروز وقتی كسی كتب كلامی ما را می خواند، این احساس به او دست نمی دهد كه این ها معارف اهل بیت(ع) هستند. در حالی كه مأموریت اصلی یك متكلم شیعه این است كه معارف اهل بیت(ع) را به نام خود اهل بیت(ع) به مردم القا كند نه به نام خود یا مشرب فكری خودش. باید كتب كلامی به گونه ای تألیف شوند كه خواننده با تمام وجود احساس كند كه امام معصوم دارد معارف دین را به او تعلیم می دهد؛ البته مقصودم آن نیست كه حس تعبد به او دست دهد و مطالب را تعبدی بپذیرد؛ بلكه برعكس، باید خواننده احساس كند كه سخن معصوم او را قانع كرده است نه سخن متكلم. در این حالت است كه مباحث كلامی تولید ایمان می كنند. با كلام متكلم، معمولا ایمان به خدا و پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) حاصل نمی شود یا تقویت نمی شود، بلكه با كلام خدا و رسول و امام، ایمان به این ها حاصل یا تقویت می شود. این همان مأموریتی است كه اهل بیت(ع) بر عهده متكلمان شیعه نهاده اند، ولی ما امروز از آن فاصله گرفته ایم.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «رحم الله عبدا حببنا الی الناس و لم یبغضنا الیهم اما و الله لو یروون محاسن كلامنا لكانوا به اعز و ما استطاع احد ان یتعلق علیهم بشی ء و لكن احدهم یسمع الكلمه فیحط الیها عشرا» (الكافی، ج8، ص229)
ترجمه: «خداوند رحمت كند بنده ای را كه ما را محبوب مردم سازد و ما را مبغوض آن ها نكند. به خدا سوگند اگر زیبایی های كلام ما را برای آن ها نقل می كردند، به سبب آن، عزیز (نفوذناپذیر) می شدند و كسی نمی توانست در آنان دست اندازی كند، ولی یكی از آن ها سخنی از ما می شنود و آن را ده چندان می كند.» یعنی به جای آنكه زبان ما شود و سخن ما را به مردم بگوید، سخن خود را از زبان ما یا به نام ما می گوید؛ در نتیجه مردم دوست دار ما نمی شوند و چه بسا دشمن ما هم می شوند.
و امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «رحم الله عبدا احیا امرنا فقلت له و كیف یحیی امركم قال یتعلم علومنا و یعلمها الناس فان الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا» (بحارالانوار، ج2، ص30) یعنی: «خدا رحمت كند بنده ای را كه امر ما را احیا كند. (هروی گوید:) گفتم: چگونه امر شما را زنده گرداند؟ فرمودند: علوم ما را یاد می گیرد و به مردم یاد می دهد. همانا مردم اگر زیبایی های سخنان ما را بدانند حتماً از ما پیروی می كنند.»

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.