• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 75)
يکشنبه 19/6/1391 - 14:40 -0 تشکر 553381
روش برخورد با مخالفان از منظر قرآن

انسان به سبب نیاز به اجتماع و حضور در آن، نیازمند مجموعه ای از شیوه های ارتباطی است که شامل حقوق، قوانین، سنت های اخلاقی و آداب اجتماعی است. در حقیقت، این مجموعه به آدمی کمک می کند تا بتواند تعامل بهتری با دیگران داشته باشد و از فواید حضور در اجتماع بهره مند و از آثار زیانبار آن در امان باشد.

انسان به علل و عوامل درونی و بیرونی چندی، خواسته یا ناخواسته با گروهی از افراد جامعه درگیر می شود. این درگیری دارای مراتبی است که از جمله می توان به درگیری در سطح مخالفت های قلبی و یا زبانی یا رفتاری اشاره کرد؛ چرا که انسان هر چقدر که سرشار از جاذبه باشد، دست کم حسادت ها می تواند عامل کینه ها و خشونت های زبانی باشد. از این رو، نمی توان از مخالفت در جامعه گریخت؛ چرا که برخی از انسانها طوری هستند که بقول معروف اگر دست خود را تا آرنج در عسل کنید و به خورد ایشان دهید، باز هم می خواهند دست شما را گاز بگیرند و به گونه ای مخالفت و کینه و حسادت خویش را بروز دهند.

 

برخی از انسان ها، هر آن چه را شما بگویید، ناحق و باطل می شمارند و از در مخالفت با شما برآمده و شما را متهم به کذب و دروغگویی می کنند و به انواع روشهای گوناگون می کوشند تا شخصیت اجتماعی شما را تحقیر کرده و یا خرد کنند. روش برخورد با این افراد پرسشی است که نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن شد تا آن را واکاوی کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

¤ ¤ ¤

مخالفان و مخالفت های اجتماعی

از آن جایی که انسان نمی تواند بدون حضور در اجتماع هر چند کوچک زیست کند، لذا باید شیوه های رفتار اجتماعی را نیز بیاموزد. بخش بزرگی از آموزه های انسانی، به آموزه های اجتماعی اختصاص دارد؛ چرا که انسان کم تر به مطالب و آموزه هایی نیاز دارد که تنها به حوزه فردی محض بازمی گردد؛ بلکه حتی همان آموزه های اندکی که به حوزه های فردی اختصاص یافته به گونه ای مرتبط با حوزه های اجتماعی است.

به سخن دیگر، حتی آموزه هایی که ما از آن به فضایل انسانی و شخصیتی یاد می کنیم، در ارتباط تنگاتنگی با حوزه های اجتماعی می باشد؛ چرا که انسان به گونه ای آفریده شده که نیازمند دست کم جفت و زوج است. خداوند در آیات مرتبط با آفرینش از جمله آفرینش انسان به این نکته توجه می دهد که زوجیت در آفرینش یک مبنای اصیل و مؤلفه اصلی و اساسی است و به یک معنا نمی توان موجودی را یافت که دارای زوج نباشد؛ چرا که هر موجودی به شکلی دارای زوجیت است.

خداوند در آیه ۴۹ سوره ذاریات در این باره می فرماید: و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون ما از هر چیز دو زوج آفریدیم شاید شما متذکر شوید. در این آیه مساله زوجیت به تمام اشیای جهان سرایت داده شده است. در آیه ۳۶ سوره یس نیز می فرماید: سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لایعلمون؛ منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید از آنچه زمین می رویاند و از خود آنان و از آنچه نمی دانند. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، بعد از بیان مجموعه موارد استعمال کلمه زوج و استنباط این که در تحقق یافتن معنای زوجیت، یک نوع احتیاج نسبت به یکدیگر وجود دارد به عنوان نمونه به دو لنگه در و یا به دو کفش که یک زوج و یا جفت کفش می گویند اشاره می کنند و می فرماید که این کاربرد به سبب یک نوع نیازی است که آن دو به یک دیگر دارند و لذا زوج بودن اشیاء از مقارنه بعضی با بعض دیگر برای نتیجه دادن یک شی سوم می باشد. (ترجمه المیزان، ج۱۷، ص ۱۳۰)

از آیات دیگر، چون آیه۳ سوره رعد نیز به دست می آید که زوجیت در دنیا یک امر عمومی و فراگیر است و همه موجودات دنیا به گونه ای دارای جفت و زوج هستند. انسان ها نیز از همان ابتدای خلقت دارای زوج بودند. چنان که خداوند در آیه۳۵ سوره بقره گزارش می کند که پس از آفرینش حضرت آدم(ع) همسرش را آفریده و از آنان خواسته در بهشت نخستین ساکن شده و از آن بهره برند. در قیامت نیز براساس آیه ۲۵ سوره بقره، انسان دارای ازواج مطهر و پاکی است که با او زندگی می کنند.

بنابراین، انسان نیازمند آن است که روابط خویش را دست کم با همسر و جفت خویش سامان دهد و فضایل اخلاقی او نیز ارتباط تنگاتنگی با تنظیم و ساماندهی درست این روابط پیدا می کند.

از آن جایی که هر انسانی دارای اراده، اختیار و انتخاب خاص است، هر کسی ممکن است اراده و خواسته ای داشته باشد که گاه با خواسته و اراده دیگری در تضاد است. این تضاد اراده ها به سبب اختلاف فهم ها و درک ها و سلایق بشری است. هر کسی چیزی را حق یافته و منفعت خویش را چیزی تعریف می کند، بدین ترتیب اختلافات پدید می آید و افراد در برابر هم قرار می گیرند.

خردمندان با توجه به این مسائل به عقل خویش رجوع کرده و قوانینی را به عنوان اصول اخلاقی عقلانی وضع کرده اند که از آن جمله می توان به قباحت ظلم و خوبی عدل اشاره کرد. انسان ها مبنای روابط خویش را بر پایه عدالت و انصاف سامان داده اند و تا آن جایی که عقل ایشان دسترسی دارد، قوانین را بر این مبنا وضع کرده اند تا تضادها را به کم ترین حد ممکن کاهش دهند.

با این همه، انسان ها با خردورزی هم بنا به علل و عواملی نمی توانند قوانین کاملی را در این موضوعات و مسایل ارایه دهند، این جاست که وحی و شریعت به کمک انسان آمده تا روابط انسانی را افزون بر خدا با انسان های دیگر نیز سامان دهد و تنظیم نماید.

با وجود همه تلاش های وحی و عقل انسانی، بنا به عللی چون اختلاف در سطوح فهم، هواهای نفسانی، وسوسه های شیطانی و مانند آن، اختلاف میان انسان ها باقی خواهد بود و هر کسی ممکن است مخالفانی داشته باشد لذا این پرسش مطرح می شود که چگونه با مخالفان برخورد و تعامل داشته باشیم که هم از زیان مخالفت ها در امان باشیم و هم آنان را به سوی حق و کمال رهنمون باشیم و یا از دیگر منافع وجودی آنان بهره مند شویم؟

شیوه های پیامبری در برخورد با مخالفان

شاید بهترین روش ها را در این حوزه همانند دیگر حوزه ها بتوان از شیوه و سبک زندگی پیامبران(ع) بویژه پیامبر گرامی(ص) به دست آورد؛ زیرا ایشان به سبب این که بزرگ ترین دعوت کننده به سوی حق و عدالت بود، بابیش ترین مخالفت ها و واکنش ها از سوی اقشار مختلف جامعه و طبقات اجتماعی مواجه شد و بیش ترین اذیت و آزارها را تحمل کرد. چنانکه خود در این باره در حدیثی می فرماید: ما أوذی نبی مثل ما اوذیت؛ هیچ پیامبری چون من اذیت و آزار نشد. (بحارالانوار، ج۳۹، ص۵۶)

خداوند در آیاتی از جمله آیه۲ سوره طه و ۳ سوره شعراء و همچنین ۴۸ سوره شورا، به مشقت و رنج و اندوهی که از سوی مخالفان تحمل می کرد، اشاره می کند و او را دلداری می دهد و می فرماید که وظیفه وی تنها رساندن پیام است و نمی بایست خود را به مشقت و رنج افکند و از فشارهای آنان و مخالفت هایشان اندوهگین شود.

پیامبر(ص) بهترین و کامل ترین و نیکوترین سرمشق انسان ها در همه امور و سبک زندگی از جمله در ارتباط با مخالفان و مخالفت هاست؛ چنان که خداوند این مطلب را در آیه ۲۱ سوره احزاب به صراحت بیان کرده و او را اسوه حسنه نامیده است.

آن حضرت (ص) همانند هر انسانی از مخالفت ها و مخالفان در رنج و عذاب بود؛ بلکه به یک معنا حزن و اندوه ایشان از مخالفت ها بیش از دیگران بود، چرا که هم آثار ابدی این مخالفت ها را در عذاب های دوزخ برای آنان می دید و هم این که از نظر عواطف و رحمت؛ قوی تر از دیگران بود. از این رو خداوند او را به عنوان رحمت برای جهانیان می ستاید (انبیاء، آیه ۱۰۷) و به خاطر رافت و رئوف بودن (توبه، آیه ۱۲۸) و ا ذ ن بودن و شنیدن سخنان حتی مخالفان (توبه، آیه ۶۱) ستایش و مدح می کند.

پیامبر(ص) از انکار و مخالفت ها و تکذیب های مخالفان، اندوهگین می شد (انعام، آیات ۳۳ و ۴۳) و از این که می دید سخنان به حق و عقلانی و عقلایی اش را به تمسخر می گیرند و آن را باطل و سحر می شمارند، شگفت زده می شد (صافات، آیات ۱۲ تا ۱۵) ولی دلسوزانه از آنان می خواست که به جای این شیوه نادرست برخوررد باحق و سخنانش، به درستی گوش کنند و تفکر و تدبر در آن نمایند تا در مسیری قرار نگیرند که به جرم و گناه ختم می شود (یونس، آیه ۴۱) و سرانجام شوم ابدی برای آنان به عنوان کافران رقم می خورد (حج، آیات ۴۲ و ۴۴ و فاطر، آیات ۲۵ و ۲۶)؛ چرا که این گونه برخورد با حق و سخن حق، چیزی جز گرایش به ظلم و ظالمان نیست. (نحل، آیه ۱۱۳)

اما دلسوزی ایشان و تحمل عظیم در برابر فشارها و برخوردهای نادرست مخالفان، موجب نشد تا بسیاری از ایشان در مسیر حق قرار گیرند و یا اگر قرار گرفتند در این مسیر تا پایان پایدار نبودند و به کم ترین چیزی چون مال و ثروت و وسوسه قدرت و جاه و مانند آن کفر ورزیدند و بر علیه خلیفه و ولی الله قیام کردند و او را از مقام برحق خویش دور ساختند و گمراه شدند.

روش های برخورد با مخالفان

از شیوه های برخورد پیامبر(ص) که در قرآن گزارش شده می توان چند شیوه مهم و اساسی را به دست آورد که در این جا به آن ها اشاره می شود.

۱- صبر: شاید تحمل در برابر مخالفان و مخالفت ها، مهم ترین و اساسی ترین اصل باشد که از سبک زندگی پیامبر(ص) و دیگر پیامبران بویژه اولوالعزم آنان به دست می آید. آنان نشان دادند که می توان آستانه تحمل را چنان بالا برد که صدها سال دشنام و تحقیر و استهزاء را تحمل کرد، چنان که نوح(ع) انجام داد و یا حتی در تمام عمر خشم و غضبی نگرفت و نفرین عمومی در حق ایشان نکرد، چنان که حضرت ابراهیم(ع) و حضرت رسول(ص) انجام دادند. خداوند پیامبر(ص) را اسوه صبر و بردباری در برابر مخالفت ها و مخالفان معرفی می کند. آن حضرت (ص) چنان که از آیات ۳۳ و ۳۴ سوره انعام و نیز ۱۳۳ تا ۱۳۵ سوره طه برمی آید، در برابر تکذیب و مخالفت ها صبر پیشه کرد و آن را امری شایسته برای خود و دیگران دانست. بنابراین، صبر بویژه در برابر مخالفت ها، تکذیب کردن ها و دروغگو نامیدن ها و استهزاء و تمسخرکردن ها، شیوه ای شایسته است که انسان می بایست در پیش گیرد و زود از کوره به در نرود و سخنی بر زبان نراند که موجبات تضاد بیش تر و مخالفت ها شود. خداوند به پیامبر(ص) و یارانش فرمان می دهد که حتی در برابر مخالفان و گفتار زشت آنان به گونه ای عمل کنند که ایشان را درحالت دفاعی قرار دهند. به این معنا که اگر آنان دشنام به خدا دادند، اینان اقدام به دشنام نکنند، یا به خدایان باطل آنان دشنام ندهند تا آنان به حق و حقیقت تعرض کنند. (انعام، آیه ۱۰۸)

۲- تذکر و یادآوری و معرفی حق: از دیگر روش های برخورد با مخالفان و مخالفت های آنان این است که موارد حق را به یادشان آورد و آنان را به این موارد تذکر داد. به این معنا که اصل را بر عدم آشنایی و فهم حقیقت توسط آنان قرار دهیم و نخست به جای این که آنان را به مخالفت عمدی با حق متهم سازیم، به نادانی و عدم درک صحیح متهم کنیم و با تذکر و یادآوری حق سعی کنیم تا ایشان را با حق آشنا سازیم. البته مراد این نیست که آنان را به عدم درک صحیح متهم کرده و در روی ایشان این عبارت را بیان کنیم، بلکه به معنای این است که احتمال دهیم آنان حق را نشناخته اند و با این ذهنیت به گفت وگو و تذکر اقدام کنیم. به سخن دیگر، اصل این است که از روی عناد و لجاجت و جحد به انکار نپرداخته اند، بلکه به سبب عدم شناخت و یا نادرستی در فهم و اشتباه در تشخیص حق از باطل، به باطل گرایش یافته اند. بنابراین می توان با تذکر و یادآوری، آنان را به سمت حق و حقیقت کشاند. از این رو خداوند در آیه ۱۴۷ سوره انعام به پیامبرش یادآور می شود که اگر ایشان از در تکذیب وارد شدند، به آنها از رحمت گسترده خداوند در دنیا و آخرت سخن بگو و با این برخورد مناسب اجازه ده تا با فهم و شناخت از حق و باطل موضع گیری نمایند. به هرحال، تذکر و یادآوری حق گام مهمی در برابر مخالفان است.

۳- اعراض: شیوه هایی که در قرآن در برابر مخالفان اتخاذ می شود، شیوه گام به گام است. نخستین گام در برابر ایشان صبر و صبوری است که تا آنان هر آن چه در دل دارند بیان کنند، آن گاه پس از گوش (اذن) و سمیع بودن، حق را به ایشان تذکر داد. در گام بعدی می بایست، از آنان دوری گزید؛ چرا که همراهی با ایشان خود عامل تقویت رفتارهای زشت و گمان آنان بر حقانیت است. اعراض نوعی طرد اجتماعی است که می تواند آنان را به خود آورد.

مخالفان باید درک کنند که مخالفت هایشان همواره بی پاسخ نخواهد ماند و دست کم نخستین پاسخ عملی به زشت گویی های آنان دوری و اعراض از آنان است. خداوند در آیه ۱۱ سوره مزمل به پیامبر(ص) فرمان می دهد که از مخالفان به ویژه تکذیب کنندگان اعراض کند؛ چرا که اینان قدر حق و حقیقت را ندانسته و شاکر نعمت های الهی نیستند. پس نوعی محدودیت در ارتباطات اجتماعی و طرد اجتماعی آنان می تواند زمینه هوشیاری و بیداری آنان را فراهم آورد و آنها را به راه حق و حقیقت بازگرداند.

۴- تبری: گام نهایی درباره مخالفان، تبری جویی از ایشان است. هر انسانی لازم است که دلبستگی خویش به حق و ولایت مداری خود را نسبت به آن ابراز و اظهار نماید و نسبت به مخالفان و دشمنان، برائت و بیزاری جوید. این گام تاثیرات روانی و تربیتی نیز دارد؛ زیرا برخی از افراد تنها زمانی هوشیار و بیدار می شوند که فراتر از طرد اجتماعی و اعراض، از آنان به عنوان دشمنان حق و دوستان باطل برائت و تبری جسته شود. اعلان و اظهار بیزاری می تواند ایشان را هوشیار و بیدار کند. بعلاوه این گونه رفتار، موجب می شود تا مرزهای میان حق و باطل شناخته شود و دیگران که در دام فتنه ها گرفتار می شوند، بتوانند حق را بشناسند و موقعیت خود را بازسازی و تبیین نمایند. (یونس، آیه ۴۱) در حقیقت اعلان و اظهار برائت کارکردهای چندگانه ای دارد که از جمله هشدار به مخالف برای بیداری، هوشیار کردن دیگران برای رهایی از دام فتنه و مرزبندی میان حق و باطل است. بی گمان تبری جویی رسمی از مخالفان به ویژه کسانی که در اصول اساسی با شما در اختلاف و تضاد هستند، به معنای شفاف سازی موضع و همچنین موقعیت است و اجازه نمی دهد تا کسانی از عدم شفافیت مواضع و موقعیت استفاده کنند و زمینه فتنه را فراهم آورد. برای جلوگیری از هرگونه شبهه افکنی و بسترزدایی از فتنه ها لازم است که شفاف سازی در این زمینه صورت گیرد. از این رو تبری و برائت جویی از مخالفان و مخالفت ها در سطوح عالی لازم و ضروری است. این آخرین گامی است که از آیات قرآنی در حوزه برخورد با مخالفان می توان استنباط کرد. البته در شرایطی که مخالفان به دشمنان تبدیل می شوند و در مقام عمل برمی آیند، شیوه های عمل نیز به همان اندازه تغییر می یابد که این بحث بیرون از موضوع می باشد و درجای خود به آن پرداخته می شود.

سخن درباره هریک از این گام ها و شیوه ها بسیار است و می توان از روایات و آیات دیگر برای تبیین این معنا استفاده کرد ولی به همین مقدار در این مطلب بسنده می شود.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.