• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مدیریت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مدیریت (بازدید: 604)
پنج شنبه 2/6/1391 - 9:19 -0 تشکر 524323
مدیریت از دیدگاه امام رضا(ع)

حضرت امام رضا(ع) امامت را اساس اسلام حیات بخش مى‏داند: انّ الامامة اسّ الاسلام النامى.مشروعیت مدیریت در جامعه به این دلیل است كه با امامت پیوند دارد و هرگاه این ارتباط قطع شود تمام حركت‏ها و خواص خود را از دست مى‏دهد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:19 - 0 تشکر 524324

ضرورت مدیریت

مطالعه در تاریخ زندگى بشر و روابط اجتماعى، ضرورت این اصل را به اثبات مى‏رساند و مؤید این واقعیت است كه اصل مدیریت لازمه هر جامعه مى‏باشد و هركجا افرادى جمع شده‏اند تا زندگى خویش را بر اساس همكارى و تعاون تكمیل كنند نیاز به مدیر در رأس برنامه‏هاى آنان قرار گرفته است و این ویژگى محور و موضوع حركت‏ها و تلاش‏هاى آنان بوده است، فضل بن شاذان نیشابورى مى‏گوید درباره ضرورت مدیریت از امام رضا(ع) شنیدم كه فرمود:انّا لانجد فرقة من الفرق و لاملّة من الملل بقوا و عاشوا الّا بقیّم و رئیس لما لابدّ لهم منه فى الامر الدین و الدنیا؛ به درستى كه ما در بررسى احوال بشر هیچ گروه و فرقه‏اى را نمى‏یابیم كه در زندگى موفق و پایدار باشد مگر بوجود سرپرستى كه امور مادى و معنوى (دین و دنیاى) آنان را مدیریت نماید، هیچ مكتبى به این روشنى اهمیت مدیریت و رهبرى را بیان نكرده كه سعادت و پایدارى یك ملت را در زندگى دنیوى و امور دینى مرهون آن بداند. آن حضرت در جاى دیگر در سخنى جالب، والى مسلمین و مدیر امت مسلمان را به ستون خیمه تشبیه كرد و فرموده‏اند: اما علمت انّ والى المسلمین مثل العمود فى وسط الفسطاط من اراده اخذه؛ آیا نمى‏دانى كه والى مسلمانان همچون ستون میان خیمه است (كه اولاً تمام بار سقف بر روى آن استوار است و ثانیاً مانند نقطه مركزى دایره شعاعش نسبت به همه جوانب یكسان است) به طورى كه هر كس در هر زمان و از هر طرف كه اراده كند به او دسترسى خواهد داشت. امام اگرچه شرط غلبه بر مشكلات را توفیق الهى مى‏داند ولى تأكید مى‏نماید این باور كفایت نمى‏كند و باید مدیر براى حلّ دشوارى‏ها تلاش كند: من سأل التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه؛  كسى كه توفیق از خداوند بخواهد ولى كوشش نكند (كه برناهموارى‏ها غلبه یابد) خود را مورد استهزاء قرار داده است.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:20 - 0 تشکر 524325

مشروعیّت مدیر


در بینش شیعه ضرورت مدیریت را باید در اصل استوار امامت جستجو كرد، البته منظور این نیست كه این موضوع مهم را در سطح یك مدیریت اجتماعى و سیاسى پایین آوریم، بلكه رهبرى امام خیلى والاتر از مسایل اجرایى، ادارى و اجتماعى است، اما شجره طیّبه امامت كه ریشه در وحى دارد و از نور نبوت تغذیه مى‏گردد و از جویبارهاى عصمت استفاده مى‏كند، شاخه‏هاى سرسبز، نشاط آور و فرح‏انگیز خود را بر جامعه بشرى مى‏افكند و مدیریت یكى از شاخه‏هاى این درخت شكوهمند، تناور و با صلابت است. مدیریت را اگر این گونه ارتقا دهیم و با امامت مرتبط نمائیم، عوارض و آفاتش كاسته مى‏گردد، حضرت امام رضا(ع) امامت را اساس اسلام حیات بخش مى‏داند: انّ الامامة اسّ الاسلام النامى. مشروعیت مدیریت در جامعه به این دلیل است كه با امامت پیوند دارد و هرگاه این ارتباط قطع شود تمام حركت‏ها و خواص خود را از دست مى‏دهد. حضرت امام رضا(ع) در این باره فرموده‏اند: «بوسیله امام نماز و زكوة، روزه، حج و جهاد تمام و خراج و صدقات افزون و حدود و احكام اجرا، مرزها و مناطق حفظ مى‏گردد.» اگر كسى از این ویژگى محروم باشد نه تنها اعمالش ناقص مى‏باشد بلكه خود از حوزه اسلام خارج است هرچند با نام مسلمان در جامعه اسلامى باشد زیرا پیامبر اكرم(ص) فرموده‏اند: كسى كه بدون امام بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. حضرت امام رضا(ع) در تفسیر آیه «والسماء رفعها و وضع المیزان» فرموده‏اند: میزان امیرالمؤمنین است، خدا او را براى مردم امام (معین) كرده است، پرسیده شد: الّا تطغوا فى المیزان (در میزان سركشى نكنید)یعنى چه؟ امام فرمود: امام را نافرمانى نكنید، گفته شد: «اقیموا الوزن بالقسط» به چه معناست، امام گفتند: امام را به دادگرى برپا دارید (پیروى و یارى كنید) پرسیده شد: ولاتخسروا المیزان یعنى چه امام پاسخ دادند: در حقوق امام كمى و كاستى روا مدارید. در این حدیث میزان و وزن كه در كلام وحى آمده به امام تفسیر گردیده است در برخى آیات میزان در كنار كتاب قرار گرفته است. از آن جا كه «وزن» در كتب لغت شناخت اندازه هر چیز است، مراعات حد تعادل و اعتدال و عدالت از عبارت اقیموا الوزن بالقسطبدست مى‏آید و این نكات رعایت عدالت را در تمام اقوال و افعال انسان ثابت مى‏كند و عدل یعنى چیزى را در جاى خود قرار دادن چنانچه حضرت على(ع) فرموده‏اند: العدل یضع الامور مواضعها. امیر مؤمنان عدل را پایه‏اى دانسته‏اند كه استوارى جهان به آن وابسته است و عدالت را مایه پایدارى مردمان معرفى كرده‏اند پس عدل محور ضابطه تشكیل جامعه انسانى و سبب استوارى زندگى جوامع است و هم در نظام هستى و تكوین و هم در نظام تشریع این مشخصه مشاهده مى‏گردد و این خود مى‏تواند روشنگر مفهوم سخن امام رضا(ع) باشد كه چهره امام را به عنوان میزان در خلقت و جامعه تبیین كرده‏اند. آن حضرت فرموده‏اند: استعمال العدل و الاحسان موذن بدوام النعمة...؛ به كار بستن دادگرى و نیكوكارى، عامل پایدارى نعمت‏هاست.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:20 - 0 تشکر 524326

مدیر و میزان


حضرت امام رضا(ع) مى‏فرمایند: از جمله (دلیل‏هاى پیروى از ولىّ امر) این است كه هیچ كدام از فرقه‏ها و ملت‏ها دیده نمى‏شوند كه جز به داشتن سرپرست و رئیسى كه به دین و دنیایشان رسیدگى كند، باقى مانده باشند. پس در حكمت حكیم روانیست كه مردم را از چیزى كه ناگزیر باید داشته باشند و دوام و قوامشان جز به آن میسّر نیست محروم سازد. كسى كه به راهنمایى او با دشمنان خود مى‏جنگند و غنائم را تقسیم مى‏كنند و او نماز جمعه و جماعت آنان را برپا مى‏دارد و از تعدّى ستمگران بر دیگران جلوگیرى مى‏كند، دیگر این كه چون آفریدگان بر حدّ محدودى قرار گرفته و فرمان یافته‏اند كه از این حد در نگذرند تا كارشان تباه نشود، این كار جز به آن میسر نمى‏شود كه برایشان امینى بگمارند، تا آنان را از تجاوز از حدّ و درآمدن به ناحیه‏اى كه براى ایشان ایجاد خطر كند باز دارد. آرى امام میزان و معیار پیاده كردن حق و عدل است، پس امین اموال اشخاص و اعراض و نفوس است و چون بر كلّ مسایل اجتماعى و اقتصادى، مبادلات، بازار، كارگاهها و مزارع نیك نظارت مى‏كند تا ستم و بیدادى رخ ندهد و غصب، بهره كشى، احتكار، گران فروشى، رباخوارى و غبن و دیگر اسباب باطل پیش نیاید. در این حدیث حضرت امام رضا(ع) معیار و میزان بودن امام و حاكم اسلامى را بطور كلّى براى تمامى بخش‏هاى جامعه در امور دینى و دنیایى بیان مى‏كنند، یعنى ضمن آن كه مرز دیانت، حدودش، شیوه پیاده كردن آن، توسط امام مشخص مى‏گردد، امور دنیوى را با برنامه ریزى، ارائه ضوابط عدل و حق سامان مى‏بخشد و سعادت همگان را فراهم مى‏سازد. چون امام معیارهاى درست جمع گرایى، زندگى اجتماعى و عوامل استوارى جامعه را به مردم مى‏آموزد و آن‏ها را در متن جامعه عملى مى‏سازد، مردمان را در جامعه‏اى فداكار، صمیمى و قانون شناس و دادور بار مى‏آورد و آنان را از خودخواهى، سلطه جویى، سودجویى، ستم پیشگى و تجاوزكارى كه از عوامل پراكندگى،سستى و تزلزل در جامعه است باز مى‏دارد. روابط ظالمانه‏اى كه موجب پیدایش حسّ بدبینى، كینه توزى‏ها، تضادها و رقابت‏هاى ناسالم است با حضور امام كه میزان عدل است برچیده مى‏شود به همین دلیل امام رضا(ع) مى‏فرمایند: ما سرپرست مؤمنان هستیم كه به سود آنان حكم مى‏كنیم و حقوقشان را از ستمگران مى‏ستانیم. پس بیشترین بخش در فلسفه سیاسى كه هشتمین فروغ امامت ترسیم مى‏كند و قلمرو مسؤولیت مدیران و كارگزاران نظام اسلامى را ترسیم مى‏كند به برقرارى عدالت اجتماعى و سامان بخشیدن به مسایل اقتصادى، رفع ستم و استضعاف اقتصادى اختصاص دارد. حتى در حدیثى پرداخت بدهى افرادى كه از پرداخت آن ناتوان هستند از وظایف كارگزار شمرده شده است: مردى از امام رضا(ع) پرسید: فدایت شوم، خداى متعال مى‏گوید: فنظرة الى میسرة(پس مهلت داده مى‏شود تا گشایشى پدید آید) منظور از این مهلت دادن(نظره) چه مى‏باشد، آیا حدّ و تعریفى دارد كه معلوم گردد به آن كس كه در عسرت است تا چه اندازه باید مهلت دهند در صورتى كه مال مردى را گرفته و خرج خانواده خود كرده و او را محصولى نمى‏باشد كه منتظر رسیدن آن باشد وطلبى ندارد كه چشم به راه دریافت آن بنشیند و اموالى در جایى ندارد كه انتظار رسیدن آن را بكشد؟ امام در پاسخ فرمودند:آرى چندان مهلت مى‏دهند تا خبر آن به امام برسد و امام به جایش طلب وى را از سهم بدهكاران (كه درزكات هست) مى‏پردازد، به شرط آن كه مال وام گرفته را در مسیر معصیت و خلاف خرج ننموده باشد.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:21 - 0 تشکر 524327

مدیر و كاركنان و نیروى انسانى


مدیر غالب طرح‏ها و برنامه‏هاى مدیریت را از طریق همكاران اجرایى مى‏كند و در واقع تمام افرادى كه در سازمان‏ها، نهادها و تشكیلات دولتى مشغول كارند كارگزاران مدیرند و بازو و عاملى براى وى مى‏باشند، در فرهنگ اسلامى نقش همراهان و یاران در ترویج و گسترش اندیشه‏هاى الهى از موقعیتى ویژه برخوردار است، مدیرى كه به اخلاص، كمال خواهى، دل سوزى، صداقت گویى و درستى مزیّن مى‏باشد در چهارچوب ضوابط ارزشى و با رعایت اصل فطرت و كرامت‏هاى انسانى اندیشه‏ها و طرح‏هاى مفید، سازنده، رشد دهنده و اصلاحى را به دست همكاران مؤمن، متعهد و داراى وجدان دینى و اخلاقى مى‏سپارد و از آنان مى‏خواهد به عنوان تكلیف شرعى در گسترش و اجراى آن‏ها بكوشند. حضرت عیسى به كمك اصحاب خاص خود كه حواریون نام داشتند آئین یكتاپرستى را پیش برد و نسبت به گسترش آن در جوامع كوشید، این افراد از شاگردان شایسته آن حضرت بودند كه در اثر مجاهدت‏هاى طولانى و تزكیه درونى به مقام والایى رسیده بودند. حضرت امام رضا(ع) فرموده‏اند: به این جهت شاگردان عیسى(ع) را حواریون گفته‏اند كه موفق شدند از طریق جهاد با نفس به مقام اخلاص دست یابند و درون را از كدورت پاك كنند و نیز به وسیله موعظه و تذكر دیگران را از تیرگى‏هاى زشت گناهان بشویند. آن پیامبر الهى در منصب رهبرى الهى و مدیریت هدایتى و ارشادى جامعه چنین افرادى را برگزید تا به كمك آن‏ها جامعه را به فضیلت آراسته نماید و خلاف‏ها را از آنان دور كند. در نهضت عظیم رسول اكرم(ص) مهاجرین و انصار به عنوان بازوان پرتوان پیامبر در پیشبرد برنامه‏ها و اهداف اسلامى نقش ارزنده‏اى عهده دار شدند و در شرایطى سخت و آشفته، بار سنگین اجراى احكام الهى را در بعد تبلیغ و عمل و در میدان‏هاى فرهنگ، معرفت و جهاد بر دوش جان كشیدند، همان‏ها كه خداوند آنان را پیشگامانى نامید كه در صدر اسلام در ایمان سبقت گرفتند و آنها كه به نیكى از آنان پیروى كردند، پروردگار از آنان خشنود و آنها نیز از خداوند خشنود شدند. امام رضا(ع) در سیره عملى خویش مراقب كاركنان و خدمتگزاران بود، ابراهیم بن عباس مى‏گوید هیچ‏گاه ندیدم كه امام ابوالحسن الرضا(ع) كلمه‏اى به زیان كسى بر زبان آورد و نه سخن كسى را پیش از پایان آن قطع كند و نه حاجت كسى را كه به اداى آن توان داشت ردّ كند، هیچ موقع نزد كسى كه در حضورش نشسته بود، پایش را دراز نكرد و بر متكا در برابر افراد تكیه نداد به دوستان و كارگزارانش هرگز سخنى ناشایست نگفت و چنان بود كه هرگاه به خلوت مى‏رفت و سفره غذاى خویش را مى‏گسترانید همه كاركنانش را بر سر آن مى‏نشانید و حتى دربانان و مهتران را بسیار احسان مى‏كرد و صدقات فراوان مى‏داد و این كار را غالباً در شب‏هاى تاریك انجام مى‏داد. آرى این گونه نبود كه امام صرفاً از اطرافیان و كارگزاران وظایفى را بخواهد و آنان را ملزم كند كه در این راستا از عمق وجود بكوشند ولى از تكریم، تشویق، احترام و رفاه آنان غافل گردد، حرمت همه را در رفتارهاى خویش حفظ مى‏كند، عمق توجه امام به اطرافیان و ملازمان در این روایت آشكار مى‏گردد:یاسر مى‏گوید:(در روزى كه امام رضا(ع) مسموم گردید و در اثر آن به شهادت رسید) پس از این كه نماز ظهر را گذارد به من گفت: اى یاسر مردم (اهل خانه، كاركنان و خادمان) چیزى خوردند؟ عرض كردم اى آقاى من! چه كسى مى‏تواند غذا بخورد با این كه شما در چنین وضعى به سر مى‏برید در این هنگام بر جاى خویش راست نشست و فرمود: سفره را حاضر كنید و همگان را بر سر آن فراخواند و كسى را فروگذار نكرد و یكایك را مورد مهر و محبت خویش قرار داد هنگامى كه همه سیر شدند امام (بر اثر تأثیر زهرى كه مأمون به حضرت داده بود) بیهوش بر زمین قرار گرفت. این گونه بزرگداشت نیروهاى انسانى در سیره امام، شكوفا گردیده است، آن فروغ هشتم در قلمرو اندیشه، تربیت و رفتار چنین معیارهایى را به بشریت آموخت و در میدان عمل خود پیشتاز و تجسّم بخش كامل آن تعالیم بود و به یقین جامعه پیرو مكتبش باید در مناسبات انسانى و برنامه‏هاى مدیریتى چنین باشد و این گونه عمل كند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:21 - 0 تشکر 524328

همزیستى و همگامى با محرومان و رنج دیدگان


محصول روابط اجتماعى و اقتصادى ظالمانه تشكیل طبقات و پدید آمدن یك جامعه با تضادهاى اجتماعى آشكار است، امام امتیازات طبقاتى را از بنیاد واژگون نمود، عبداللّه بن صلت مى‏گوید، مردى از اهل بلخ گفت در سفر خراسان با امام بودم، روزى سفره‏اى انداختند و غلامان سیاه و غیر آنان را بر سر آن فراخواندند(و همه باهم با خود ایشان غذا خوردند) گفتم: اى كاش براى این‏ها سفره‏اى جداگانه ترتیب مى‏دادید، فرمود: خاموش باش، خداى همه یكى است، مادر یكى و پدر یكى (پس تفاوت نیست) و پاداش هر كس به كردار او بستگى دارد. امام در تعالیم والاى خویش به كارگزاران و دیگر مسؤولان نظام اسلامى مى‏آموزد هر كسى باید در گام نخست در اندیشه ساختن خود باشد و شایستگى‏هاى لازم را در وجود خویش آشكار سازد و با دیگران با تعهد و به خوبى رابطه برقرار كند و خدمتگزار همه مردم باشد. امام در خراسان تمام اموال خود را در روز عرفه (میان مردم و نیازمندان) تقسیم كرد، در این هنگام فضل بن سهل گفت: این كار با خسران توأم است، حضرت فرمود: بلكه چنین كارى قرین با غنیمت و منفعت است، آنچه را كه براى دست‏یابى به پاداش الهى و كرامت انسانى بخشیدى زیان و غرامت تلقى مكن. معمر بن خلّاد مى‏گوید: هنگامى كه امام رضا(ع) غذا مى‏خوردند، سینى مى‏آوردند و نزدیك سفره مى‏گذاشتند، آن حضرت به بهترین غذایى كه برایش مى‏آوردند مى‏نگریست و از هر خوراكى مقدارى را برداشته و در آن سینى مى‏نهادند، سپس دستور مى‏دادند آن سینى غذا را براى بینوایان ببرند امام نمى‏تواند غذایى را میل كند كه محرومان از آن نخورده‏اند، این شیوه در راستاى همان محورهاى اصولى در تعالیم الهى امام است كه انسان‏ها ارزشى همانند دارند و باید نیازهاى آنان برآورده شود امام فرموده‏اند: عونك للضّعیف افضل من الصدقه؛ یارى به افراد ناتوان از صدقه در راه خدا برتر است. حتى در تعالیم رضوى كارى كه خدمت در دربارها را جبران مى‏كند و عمل نامشروع كمك به ستمگران را محو مى‏سازد، یارى رساندن به مردم و گره‏گشایى از كار آنان است، حسین انبارى مى‏گوید: مدت چهارده سال به امام رضا(ع) نامه نوشتم و از كار در دربار پادشاه اجازه خواستم، امام در جوابم نوشت، نامه‏ات را خواندم و از هراسى كه در این شغل دارى آگاه شدم. اگر مى‏دانى كه هرگاه معتدى كارى(در دربارها) كردى، طبق دستورات رسول اكرم(ص) عمل مى‏كنى و دستیاران و كاتبان تو از هم كیشان تو خواهند بود و هنگامى كه مالى به دستت رسید بخشى از آن را به بینوایان مؤمن مى‏دهى تا بدان اندازه كه خود مانند یكى از آنان باشى، اگر این گونه عمل كنى، كار تو در دربار سلاطین با خدمت به برادران دینى ترمیم مى‏گردد و گرنه (خدمت در دربارها) جائز نمى‏باشد. امام در حدیث زیر نقش حیاتى كارگزاران نظام اسلامى را چنین ترسیم مى‏نماید: آن حضرت به مأمون گفت: درباره امت محمد و فرمانروایى كه برایشان دارى از خدا بترس، زیرا كارهاى آنان را تباه كرده‏اى و كار را به دست كسانى سپرده‏اى كه به غیر حكم خداوند بلند مرتبه داورى مى‏كنند و خود در این سرزمین ماندگار شده و خانه هجرت و محل فرو آمدن وحى را ترك كرده‏اى و بر مهاجران و انصار با نبود تو ستم مى‏رود و سوگند و پیمان هیچ مؤمنى را نگاه نمى‏دارند و روزگار بر مظلومان به سختى مى‏گذرد و آنان براى زندگى به هزینه‏اى دسترس ندارند و كسى را نمى‏یابند كه نزد او از اوضاعى كه دارند شكایت كنند. ماجراى این حدیث آن است كه روزى مأمون خدمت امام رفت و با خود نامه‏اى طولانى داشت كه متن آن را براى حضرت خواند، در آن مكتوب آمده بود كه برخى روستاهاى كابل به دست لشكریان اسلام فتح گردیده است وقتى خواندن آن خاتمه یافت امام فرمودند آیا فتح مناطقى از قلمرو شرك و كفر تو را خرسند ساخته است، مأمون پرسید آیا این خبر شادمانى ندارد كه امام مطالب فوق را فرمودند و به او تأكید كردند تو عدالت را در داخل سرزمین‏هاى اسلامى برقرار كن و فقر و محرومیت را از ریشه برانداز و به گرفتارى‏هاى مردم رسیدگى كن كه این مایه خشنودى و خوشحالى یك حاكم اسلامى است نه كشورگشایى و فتوحات تازه و افزون بر قلمرو جغرافیایى. امام از سویى تصریح مى‏نمایند كه بر اثر عواملى، افرادى در جامعه زندگى مى‏كنند كه از نظر سلامتى مشكل دارند و پدیدآمدن آنان بر اثر بیمارى، سالخوردگى، حوادث طبیعى و جنگ‏ها طبیعى است امّا بقاى آنان به همان حال نگران كننده از نظر اسلام محكوم است، باید كارشان را در كمترین زمان سامان داد و از تعهد و تكلیف انسانى و حكومتى در این زمینه فراموش نكرد و ضرورت دارد كار این گونه افراد درست شود تا از آن وضع آشفته رهایى یابند: «...لان اللّه كلّف اهل الصحة القیام بشأن اهل الزمانه و البلوى»یعنى خداوند توانمندان (آنان را كه امكانات، قدرت و شرایطى را در اختیار دارند) مكلف كرده است كه امور زندگى بیماران از كار افتاده و بلا دیدگان را سامان دهند. كه این كلام سخن حضرت على(ع) را به اذهان متبادر مى‏نماید: «اللّه اللّه فى الطبقه السّفلى من الّذین لاحیلة لهم من المساكین و المحتاجین و اهل البؤسى و الزّمن» خدا را خدا را در كار فرودستان یعنى بینوایان و نیازمندان و فقیران و بیماران زمین گیر كه هیچ كارى از دستشان برنمى‏آید. امام رضا(ع) در سخن دیگرى از این واقعیت بیشتر پرده برمى‏دارد و با صراحت افزون‏ترى مسؤولیت كارگزاران مسلمان را مطرح مى‏فرمایند: اگر زمام حكومت را در دست گیرم غذاى ساده‏تر و كم ارزش‏ترى (نسبت به زمان زمامدارى) خواهم خورد و لباس خشن و زبر(پس از لباس‏هاى نرم) در برخواهم كرد و (پس از آسایش) با سختى و مشقّت خواهم زیست. و باز این كلام گهربار مؤیّد كلام با كرامت حضرت على(ع) كه فرموده‏اند:خداوند مرا براى مخلوقات خودش امام قرارداد پس بر من واجب ساخت كه درباره خودم و خوردنى و نوشیدنى و لباس‏هایم، همچون ناتوان‏ترین مردم زندگى كنم تا فقیر به فقر من اقتدا كند و ثروتمند به سركشى برنخیزد. حضرت امام رضا(ع) از دیدگاهى دیگر رسیدگى به اوضاع مسلمانان را مورد تأكید قرار مى‏دهد و آن این كه هر فردى از كارگزاران با مردمان تحت قلمرو خویش برادر دینى هستند و از این منظر باید با آنان به برابرى و برادرى رفتار كنند در هر چیزى كه برابرى در آن رواست. در روایتى آن حضرت از اجداد خود نقل مى‏كند كه در نظر پیامبراكرم(ص) برترین مسلمان كسى است كه بهتر و بیشتر از دیگران به بخشش اموال و كمك رسانى اجتماعى اقدام كند و خیرخواه‏ترین افراد نسبت به برادران خود و جامعه اسلامى باشند. اصولاً حضرت امام رضا(ع) برادرى را كه به همیارى و مساوات در مسایل اجتماعى و اقتصادى نینجامد، رد مى‏كند: آن امام همام خطاب به اسماعیل راوى حدیث از امام باقر(ع) نقل كرده است: اى اسماعیل، آیا در میان آشنایان خود چنین دیده‏اى كه هرگاه كسى جامه‏اى ندارد و دیگرى آن را اضافه دارد، به او بدهد، گفتم نه، فرمود: اگر كسى پوششى دارد و براى دیگرى مى‏فرستد تا او نیز پوشش داشته باشد، جواب دادم خیر آنگاه امام (به نشانه ابراز تأسّف عمیق) دست بر زانوى خویش زد و فرمود: این‏ها برادر یكدیگر نمى‏باشند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:22 - 0 تشکر 524329

توجّه به كرامت‏هاى انسانى


از دیدگاه امام رضا(ع) وظایف كارگزاران و دست اندركاران نظام اسلامى در برخورد با برادران مسلمان خلاصه نمى‏گردد و آنان باید براى تمامى انسان‏هاى تحت قلمرو خود صرف نظر از مرام و مسلكى كه دارند كرامت قایل گردد و حقوق افراد غیر مسلمان را هم در نظر گیرند. این دقت و تأكید تا آن جاست كه امام رضا(ع) اجازه نمى‏دهد یك فرد ذمّى كه دینى غیر اسلام اختیار كرده است آزادى فرزندش را با امور مادى معاوضه كند و آزادى‏اش به جرم این كه گرسنه است و مجاز نمى‏داند به بهانه رفع احتیاجات اقتصادى كسى برده شود و اختیارات خداداى او سلب گردد. زكریا فرزند آدم مى‏گوید: از حضرت امام رضا(ع) پرسیدم مردى از اهل ذمّه(غیر مسلمان ساكن در سرزمین‏هاى اسلامى) كه به فقر و گرسنگى مبتلا شده بود فرزندش را آورد و گفت: فرزندم مال تو او را خوراك بده و او برده تو باشد، امام فرمود:(انسان) آزاد خریده و فروخته نمى‏شود این كار شایسته تو نمى‏باشد. از دمیّان نیز روا نخواهد بود. نقل كرده‏اند مرد سالخورده نابینایى به گدایى مشغول بود، حضرت على(ع) پرسید این كیست گفتند اى امیرمؤمنان(ع) مردى نصرانى است، آن امام پرهیزكاران فرمود: از او چندان كار كشیده‏اید تا كهنسال و ناتوان شد، حال به او چیزى نمى‏دهید، مخارجش را از بیت المال مسلمین بدهید. منطق آن حضرت در نامه‏اى به مالك اشتر این است: مردم یا برادر دینى تو هستند یا نظیر نوعى توو نیز امام حسین(ع) تأكید مى‏كردند: كار نیك همچون رگبارهاى تند است كه همه را در بر مى‏گیرد نیكوكار و بدكارامام صادق(ع) فرموده‏اند: سه چیز است كه تمام مردم بدان‏ها نیاز دارند(و باید همه از آن‏ها برخوردار گردند) امنیت، عدالت و رفاه. حضرت امام رضا(ع) از پیامبر اكرم(ص) نقل كرده‏اند: اوج خردمندى بعد از ایمان به خدا دوستى با مردم و نیكوكارى نسبت به هر انسان نیكوكار و بدكارى است. آن فروغ فروزان خطاب به على بن شعیب فرمود: كسى از همه مردم بهتر زندگى مى‏كند كه دیگران در زندگى او شریك باشند. آن حضرت از پدران خود، از امام على(ع) نقل نموده‏اند كه پیامبر اكرم(ص) فرمود: نیكى كن نسبت به افرادى كه شایسته‏اند و آنان كه این گونه نمى‏باشند(اگر به انسان) خوب و شایسته‏اى دست نیافتى، تو خود سزاوار نیكوكارى (و دست یازیدن به كار خیر) هستى. اباصلت مى‏گوید: به امام رضا(ع) گفتم: اى فرزند رسول خدا این موضوع چیست كه شما فرموده‏اید مردمان بردگان شمایند، امام پاسخ داد: خداوندا تو گواهى كه من هیچ‏گاه چنین سخنى نگفته‏ام و از هیچ یك از پدرانم نیز نشنیده‏ام كه چنین گفته باشند، پروردگارا تو به ظلم هایى كه از این امّت بر ما رفته است آگاهى دارى و این (تهمت) از آنهاست. امام رضا از اجداد خود از امام على(ع) نقل كرده است كه مسلمانان به پیامبر اكرم(ص) گفتند: اى فرستاده الهى اگر كسانى را كه در حوزه قدرت تو هستند در پذیرش اسلام مجبور كنى، نفرات ما زیاتر مى‏گردد و در برابر دشمنان قوى مى‏شویم، پیامبر فرمود: من هیچ گاه با انجام دادن كارى كه بدعت است و درباره‏اش دستورى نرسیده است به دیدار خداى بلند مرتبه نخواهم رفت، من از زورگویان نمى‏باشم. در این روایت حضرت امام رضا(ع) آزادى اراده و انتخاب انسان را مورد توجه قرار مى‏دهد، آدمى باید خود ایمان را برگزیند و با این گزینش شایسته رسیدن به پاداش مى‏گردد، این تعلیم عظمت ارزش انسان حقوق و حرمت او را روشن مى‏سازد. یاسر مى‏گوید: نامه‏اى از نیشابور به این مضمون به مأمون رسید: مردى مجوسى در لحظات آخر زندگى وصیت كرده است اموال زیادى از دارائى‏اش را میان بینوایان تقسیم كنند، قاضى نیشابور آن اموال را میان مسلمانان تقسیم كرده است، مأمون خطاب به امام رضا(ع) گفت: اى سرورم در این باره چه مى‏فرمائید، امام فرمود: (اگر چه) مجوسیان به بینوایان مسلمان چیزى نمى‏دهند (امّا) نامه‏اى به آن قاضى بنویس تا همان مقدار از مالیات‏هاى مسلمانان بردارد و به بینوایان مجوسى بدهد. ریّان فرزند شبیب مى‏گوید از حضرت امام رضا(ع) پرسیدم: خواهرم وصیت كرده است براى گروهى از مسیحیان (كه به آنان اموالى بدهم) ولى من مى‏خواهم آن را به گروهى از افراد مسلمان بدهم امام فرمود: وصیت را به همان صورت كه هست اجرا كن، خداوند متعال گفته است: گناه آن بر كسانى است كه آن (وصیت) را عوض كنند و تغییر دهند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:23 - 0 تشکر 524330

مدیر مذموم


حضرت امام رضا(ع) مى‏فرمایند:خمس من لم تكن فیه فلاترجوه لشى‏ءٍ من الدّنیا والآخرة من لم تعرف الوثاقة فى ارومته، والكرم فى طباعه و الرّصانة فى خلقه و النّبل فى نفسه و المخافة لربّه؛ پنج چیز اگر در كسى نبود در امور دنیا و آخرت از او انتظار كار نیك نداشته باش: اصالت خانوادگى، اخلاق نیكو، پایدارى در خلق و خوى، بزرگوارى روح و كرامت نفس و پرهیز از پروردگارش. مدیرى كه از این خصال بهره‏اى ندارد نه تنها در كارهاى خود موفق نخواهد بود و مردم به خیرش امیدى ندارند بلكه براى اقشار جامعه كارشكنى بوجود مى‏آورد و به فردى دردسر ساز و مشكل آفرین تبدیل مى‏گردد و سطح نارضایتى‏هاى عمومى را افزایش مى‏دهد دست اندازى به منصب مدیریت به عنوان ریاست و نه براى خدمت انحطاط و هلاكت هرچه بیشتر را رقم مى‏زند. مردى خدمت امام رضا(ع) درباه شخصى كه این مقام را وسیله‏اى براى ارضاى خودخواهى‏هاى خویش مى‏دانست سخن به میان آورد و عرض كرد او در چنین مسندى ریاست‏طلبى را بر خدمت ترجیح مى‏دهد. امام در مثالى قابل درك عموم فرمودند: چنین ریاستى براى دیانت و اعتقادات مسلمانان زیان بارتر از آن است كه دو گرگ گرسنه در میان گله گوسفندى بیفتند كه چوپان نداشته باشد،در واقع در این بیان پرمعنا و در عین حال ساده، امام مدیر را همچون چوپانى امانتدار براى حفظ منافع مردم به حساب مى‏آورد و هرگاه به جاى چوپان، گرگ‏هایى بر امور مردم مسلط گردند، فاجعه‏اى بزرگ در عرصه مدیریت پدید مى‏آید و زمینه زیان بار فرهنگى، اخلاقى و اقتصادى جامعه فراهم مى‏گردد، از نظر امام صادق(ع) حتى اراده و تفكر چنین مدیریتى هلاكت به شمار مى‏آید: «من اراد الرئاسة هلك»حضرت امام رضا(ع) تأكید نموده‏اند: ولایفرض اللّه العباد طاعة من یعلم انّه یظلّمهم و یغویهم؛خداوند بر بندگان خود پیروى كسى را واجب نمى‏كند كه مى‏داند بر آن‏ها ستم كرده و گمراهشان مى‏نماید، پس دستورات مدیرى كه از مسیر شرع و دیانت، قانون و عدالت خارج گردیده قابل اطاعت و اجرایى كردن نمى‏باشد و بر نیروى انسانى كه در اختیارش مى‏باشد فرض است كه از پیرامون چنین مدیرى پراكنده شوند و مردم نیز نباید از توصیه‏ها، بخشنامه‏هاى باطل و بیهوده و ظالمانه‏اش متابعت كنند. در كلام گهربار دیگرى امام هشتم چنین درّ افشانى كرده‏اند: لم یخنك الامین ولكن ائتمنت الخائن؛انسان امین به تو خیانت نكرده است بلكه تو به خائن اعتماد كرده‏اى، بسیارى از عقب ماندگى‏ها و نارسایى‏ها از مدیریت‏هاى ظاهرساز اما خائن و نقشه‏هاى خائنانه آنان ریشه مى‏گیرد، تكیه بر چنین كارگزارانى فسادهاى مالى، كم فروشى، غصب اموال، احتكار، رباخوارى،بهره كشى و تضاد طبقاتى را بوجود مى‏آورد. خائن‏هاى خادم نما بر حسب ظاهر طرح‏ها و نقشه هایى ارائه مى‏دهند كه مى‏تواند در نظر افراد سطحى نگر سازنده جلوه كند و به صلاح جامعه شناخته شود اما با اجراى آن‏ها زیان بارى و عوارض سوء آن‏ها آشكار مى‏گردد. بدین جهت مدیران دل سوز، متعهد و مؤمن و نیز برنامه ریزان متدین باید از نیّت‏هاى شوم مدیران خائن و وابسته پرده بردارند و با منطق استدلال، دلایل علمى و اصول فنى و تخصصى زیان كارشان را براى مردم روشن نمایند. از شگردهاى این خائنان آن است كه طرح‏ها و برنامه‏هاى مترقى و سازنده را با نیرنگ‏هایى خاص، از مسیر اصولى و درست خود منحرف مى‏كنند و در نتیجه آن طرح مفید را با شكست روبرو مى‏سازند، به عنوان نمونه اگر قانونى ارائه شود كه بر اساس مفادّ آن، اقشار جامعه امنیت اقتصادى داشته باشند و احساس كنند كه میدان براى تولید، كار، هنرمندى و فعالیت‏هاى صنعتى باز است و مى‏توانند به كارهاى سازنده روى آورند و جامعه را از محرومیت برهانند، این كارگزاران خائن وارد میدان مى‏گردند و مفهوم و موضوع كاربردى آن قانون سازنده و حیاتى را منحرف مى‏كنند و آن را به نفع زالوهاى اجتماعى و سرمایه داران وابسته تفسیر مى‏كنند، همچنین اگر طرحى براى محدودیت نقشه‏هاى محتكران، گران فروشان و رباخواران تدوین و ارائه گردد تا جامعه به سوى امنیت اجتماعى و اقتصادى سوق یابد، در مفهوم و مسیر اجرایى آن انحراف ایجاد مى‏كنند و در نتیجه مأموران به جاى آن كه به سراغ این آفت‏ها و غدّه‏هاى سرطانى بروند در صدد محدود كردن سرمایه‏هاى مفید و سازنده هستند و تولید كنندگان اصلى و نیروهاى كارآمد و مفید را دچار مشكل مى‏كنند و درست بر عكس، حاصلى شوم و نگران كننده بوجود مى‏آورند و در نتیجه بخش‏هاى اقتصادى خیراندیش و متعهد به حقوق جامعه و طبقات مصرف كننده و مقررات دولت را به ورشكستگى مى‏كشانند بخش‏هاى قدرتمند و سرمایه‏هاى كلانى را كه بذر فساد و خلاف مى‏افشاند بى رقیب مى‏سازند كه جز به غارت امكانات فكرى، فرهنگى و مادى مردم به چیزى نمى‏اندیشند. و تاره وقتى قوانین قضایى به سراغ آنان مى‏آید و قاضى مى‏خواهد آنان را به این جرم سنگین محاكمه كند مى‏گویند ما قصد اصلاح داشته‏ایم، قرآن چه نیكو فرموده است: واذا قیل لهم لاتفسدوا فى الارض قالو انّما نحن مصلحون؛وقتى به ایشان گفته مى‏شود در زمین فساد و تباهى نكنید (در جواب) مى‏گویند ما اهل صلاح هستیم.


حضرت امام رضا(ع) به نقل از پیامبر اكرم(ص) فرموده‏اند: از ما نیست هر كس كه در كار مسلمانى غش به كار برد یا به او زیان رساند و یا با او به نیرنگ رفتار كند كه این سه آفت در یك مدیر خائن دیده مى‏شود.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:23 - 0 تشکر 524332

تباه كارى و ندانم كارى


حضرت على بن موسى الرضا(ع) در حدیثى درخشان این گونه به واقعیتى تلخ تصریح فرموده‏اند: انّ اللّه یبغض القیل و القال و اضاعة المال و كثرة السّؤال؛ به درستى كه خداوند قیل و قال(گفتار بى فایده و شعار دادن) و تباه سازى اموال و زیاد درخواست كردن را دشمن مى‏دارد. در مسایل مدیریتى تباه كارى به دلایلى روى مى‏دهد گاهى بر اثر اسراف و یا مصرف بیش از اندازه بودجه‏هاى كشور در امور غیر ضرورى و در مواقعى نبودن توانایى‏ها، مهارت‏ها و تخصّص مى‏تواند چنین فاجعه‏اى را بوجود آورد، در مواقعى دست اندركاران یك تشكیلات اجرایى چنان افراطى به مسایل مذهبى و عبادى و زهدهاى صوفیانه گرایش نشان مى‏دهند و در این گونه مسایل به گونه‏اى زیاده روى مى‏كنند كه از واقعیت‏هاى مسلّم اجتماعى، نارسایى‏هاى اقتصادى غافل مى‏گردند و بر اثر كوتاهى و سهل انگارى ناخواسته امكانات، ظرفیت‏ها، استعدادها و سرمایه‏هاى ملى و عمومى را ضایع مى‏كنند. شهید آیت اللّه مطهرى تأكید نموده‏اند فرهنگ و تمدن مسلمانان به دو جهت افول نمود گروهى به مسایل اجتماعى بى رغبتى نشان دادند و از مردم فاصله گرفتند تا به معنویت و معرفت بپردازند و عدّه‏اى هم دنیاگرایى محض را مورد توجه قرار دادند و هردو گروه فوق رشد و شكوفایى اقشار مسلمانان را به بوته فراموشى سپردند و در نتیجه آنان از توسعه و ترقى و تعالى فكرى و فرهنگى بازماندند. عارف معروف مرحوم آیت اللّه على قاضى طباطبایى ضمن این كه در مسیر معنویت بر اثر تزكیه و عبادت واخلاص مقامات عالى را بدست آورده بود امّا از رسیدگى به مسایل خانواده، اجتماع و فقیران غفلت نداشت و مى‏گفت آدمى كه مى‏خواهد خدا را عبادت كند و به دستورات شرعى و دینى عمل كند باید توانایى‏هاى بدنى هم داشته باشد، نمى‏توان آن امكانات مادى را به فراموشى سپرد، سواركارى به مقصد مى‏رسد كه مركب خوبى داشته باشد و این مركب هم باید از انرژى و تحرك برخوردار باشد تا بتواند راكب را كمك كند، در این جهان مادى عروج معنوى در شرایط مساعد طبیعى و با فراهم بودن امكانات مادى فراهم مى‏شود بالاتر از همه این سخن‏ها، فرمایش حضرت رسول اكرم(ص) است كه مى‏فرمایند: فلولا الخبز ما صلّینا ولا صمنا؛ اگر نان نباشد نه ما مى‏توانیم نماز بخوانیم و نه قادریم روزه بگیریم. این كه در قرآن اموال سبب قوام و برپایى خوانده شده و در احادیث ائمه هدى بر ضرورت تأمین معاش و امور زندگى مردم تأكید شده است براى عملى گردیدن واقعیت مزبور است، باید شرایط و زمینه‏هاى مساعد حیات آدمى فراهم باشد تا قدرت و فراغتى براى سیر باطنى و رشد معنوى به دست آورد و در واقع او باید از نردبان‏هاى دنیایى هم براى این ترقى ملكوتى كمك بگیرد. در فرهنگ رضوى مدیر كم خرد، محروم از تشخیص درست و تخصص لازم مذمت گردیده است: البرائة ممّن نفى الاخیار...و آوى الطّرداء للعناء...واستعمل السّفهاء؛ نفرت و بى‏زارى از افرادى كه نیكان را تبعیدى (و منزوى) كردند و آنان را كه رسول اكرم(ص) رانده و لعنت كرده بود در كانون اسلامى پناه دادند(و جذب كردند) و كم خردان و محرومان از تشخیص صحیح را به كار گماردند، جزء اسلام خالص است. این سخن گزیده‏اى از نامه است كه حضرت امام رضا(ع) به درخواست مأمون نگاشته و در آن كلیات اصول و فروع دین را بیان كرده‏اند. در این روایت حضرت امام رضا(ع) نابسامانى‏هاى اجتماعى و مشكلات نظام اجرایى و ادارى را به عللى نسبت مى‏دهد كه یكى از آن‏ها روى كارآمدن جاهلان، ساده اندیشان و غیر متخصّصان است قرآن هشدار مى‏دهد: ولا تؤتوا السّفهاء اموالكم الّتى جعل اللّه لكم قیاماً؛ اموال(توانایى‏هاى مالى) را كه خداوند مایه قوام كار(و سامان یابى زندگى شما) قرار داده است در اختیار كم خردان و نادانان قرار مدهید، رسول اكرم(ص) خطاب به ابن مسعود فرموده‏اند: هرگاه به كارى دست زدى با دانایى و خردمندى عمل كن و از این كه بدون تدبیر و دانایى كارى انجام دهى اجتناب كن زیرا خداوند فرموده‏اند: چون آن زن مباشید كه رشته و بافته خود را پس از تابیدن، پنبه و قطعه قطعه كرد. امیرمؤمنان(ع) نیز سوء تدبیر و كم كفایتى را كلید فقر تلقى كرده‏اند و حتى عامل هلاكت و نابودى جامعه‏اى را تدبیر بد دانسته‏اند. آن حضرت فرموده‏اند: اندوه من از این بابت است كه بر این امّت كم خردان و بدكاران حاكم شوند. امام صادق(ع) اعتماد كردن به فرد خیانت پیشه و تباه كننده اموال (ناوارد) را یكى دانسته‏اند. یكى از راویان حدیث متذكر گردیده‏اند: مردى به امام صادق(ع) عرض كرد: چنین درك كرده‏ام كه میانه روى و تدبیر نیمى از كسب و كار است، امام فرمودند:نه (چنین نیست) بلكه تدبیر تمام كسب و كار خواهد بود. آن حضرت در سخنى دیگر تأكید كرده‏اند: آن كس كه سرپرستى امورى از مسلمانان را بپذیرد ولى(به دلیل آگاهى اندك و محروم بودن از مهارت و توانایى علمى و فكرى) آن را تباه كند، خداوند او را ضایع مى‏نماید. گاهى مدیر و كارگزار انسان مهربان و خوبى است، شعارهاى جالب و جذّابى مطرح مى‏كند، نیت خیر هم دارد ولى این‏ها براى اداره جامعه كافى نیست باید كوشید با روش‏هاى علمى و درست و استفاده از تجربه‏هاى اهل فن مشكلات را بر طرف كرد. خودمحورى و اتكا به آگاهى‏هاى اندك و آزمون و خطاهاى مستمرى را بوجود مى‏آورد كه صدمات و لطماتى را متوجه همین مردمى مى‏كند كه ما به آن‏ها ارادت مى‏ورزیم و دوستشان داریم، ارتباط مردم با دولت ضرورتى اجتناب‏ناپذیر است ولى زیاده روى در آن نیز كارگزاران را از برنامه‏ریزى‏هاى ریشه‏اى و اساسى و جهت دهنده دور مى‏كند و این روند مثل آن مى‏ماند كه یك خلبانى كه باید هواپیما را در مسیرى درست هدایت كند بیاید از مسافران پذیرایى گرمى كند و عواطف و احساسات خویش را به آنان بروز دهد، آن خلبان اگر واقعاً دوستدار جان مردم است باید در كابین مخصوص قرار گیرد و هواپیما و سرنشینان آن را به سلامت به مقصد برساند.


در مواقعى به دلیل ضعف كارشناسى‏ها و مهارت‏ها امور اساسى و بنیادى زاید و اضافى تلقى مى‏گردد و كارگزار كم تشخیص و ناتوان فكرى احساس مى‏كند برخى امكانات و تشكیلات مزاحم اوست و لذا به حذف آن‏ها اقدام مى‏كند این تصمیم نادرست همچون كسى است كه براى كم كردن وزن بیاید اندام‏هاى حیاتى بدن را بردارد یا آن كه راننده‏اى آمپر اتومبیل را كنار بگذارد و یا براى آن كه راحت رانندگى كند،علائم راهنمایى و رانندگى و هشدارهاى نصب شده بر سر راه خود را از جاى خود بردارد، مدیر توانمند كسى است كه از ظرفیت‏هاى موجود با رعایت قوانین و در نظر گرفتن وضع مردم حداكثر استفاده اصولى و درست را نماید و جامعه را به سوى توسعه‏اى پایدار، رفاهى همه جانبه و امنیتى پایدار سوق دهد.نگاه عقلانى، در نظر گرفتن واقعیت‏ها و استفاده از نیروهاى متخصص، این مسیر را هموار مى‏كند.

پنج شنبه 2/6/1391 - 9:24 - 0 تشکر 524333

تكاثرطلبى و فزون خواهى


حضرت امام رضا(ع) در نامه‏اى كه براى مأمون نگاشته‏اند فرموده‏ اند: از موارد اسلام خالص بیزارى از كسانى است كه اموال را منحصر به خود مى‏كنند. در پرتو این تعالیم به چنین خصلت هایى در اخلاق انحصارطلبان و فزون خواهان دست مى‏یابیم: تمایل به سودجویى در برابر طلب پاداش و قرب الهى، ترك نیكوكارى و احسان و خیرخواهى، رعایت تعهدهاى فامیلى نه به منظور صله ارحام بلكه براى تحكیم پایه‏هاى قدرت‏طلبى، بخل و خسّت در برابر انفاق، گشاده دستى و سخاوت، حرص و طمع در برابر گذشت و ایثار مالى، انحصارطلبى در برابر نوع دوستى، ترك تعهد و مسؤلیت‏شناسى. حضرت امام رضا(ع) دلایل تكاثرطلبى را این گونه بیان كرده‏اند: لایجتمع المال الّا بخصال خمسٍ: ببخل شدید، و املٍ طویل و حرص غالب و قطیعة الرحم و ایثار الدنیا على الآخرة؛مال دنیا جمع نگردد مگر در سایه پنج صفت: بخل زیاد، آرزوهاى طولانى، حرص غلبه یافته بر آدمى، ترك صله رحم، دنیاطلبى و فراموشى آخرت. از دیدگاه امام حكمت وجودى نظام اسلامى و دولت نظارت بر بخش‏هاى گوناگون اقتصادى و اجتماعى است كه مبادا تباهكارى و فزون‏طلبى اوج گیرد. چه اگر چنین نمى‏بود هیچ كس لذت جویى و سودمندى خود را به خاطر جلوگیرى از تباه شدن دیگران فرو نمى‏گذاشت، پس براى مردمان سرپرستى قرار داده شده تا از فساد و تباهى بازشان دارد و حدود و احكام را میان ایشان اقامه كند. امام مشكل اساسى یك نظام اجرایى معیوب و آفت زده را چنین بیان فرموده‏اند: اموال را میان ثروتمندان به گردش گذاشته است (افراد غنى سرمایه‏هاى اصلى را در اختیار گرفته‏اند) مردم به سود خوارى تمایل پیدا كرده‏اند، از گناهان كبیره كاستن(از كار و كالاى مردم) است و خیانت به آنان، كسانى كه با خودكامگى اموال عمومى را به خود اختصاص داده‏اند. وقتى چنین روش هایى از عملكردهاى حكومت‏هاى طاغوتى و غیر دینى به حساب آمد و بیزارى از آن‏ها تكلیف اسلامى است مى‏توان به این واقعیت پى برد كه چقدر خود این تكاثرطلبى و یا زمینه دادن به فزون خواهان به هر روش و شیوه‏اى كه باشد و به دست هر كس انجام گیرد چقدر قباحت دارد. هر برنامه و روشى كه اموال را از عمومیّت و بهره بردارى عمومى بیندازد و به جمع معدودى از خواص و اشراف و به تعبیر قرآن ملأمترفین و مسرفین سرازیر سازد محكوم و غیر اسلامى است، آزادى محض اقتصادى و عدم كنترل دولت‏ها و رهاسازى بدون نظارت بخش خصوصى موجب مى‏گردد كه امكانات مختص عموم در دست اهل تكاثر قرار گیرد و با ادامه این وضع روند مذكور كه ضد حق، عدل و تعالیم ائمه است به تهیدستى مردم، تورّم زیاد، مشكلات اقتصادى و افزایش فقیران و نیازمندان منجر گردد. امام هشتم فرموده‏اند: بیزارى از افرادى كه به آل محمد(ص) ستم كردند و نفرت از پیمان شكنان، منحرفان و مرتدان و برائت از انحصارطلبان در اموال، جزو نشانه‏هاى اسلام و ایمان خواهد بود. در نامه امام به مأمون آمده است: دوستى اولیاى الهى واجب است، چنان كه خصومت با دشمنان خدا و بیزارى از ایشان و پیشوایشان فرض است و نیز انزجار از انحصار طلبان. و این نكته سخن رسول اكرم(ص) را در اذهان تداعى مى‏كند كه فرموده‏اند: پنج كس هستند كه من و هر پیامبر مستجاب الدعوه‏اى آنان را لعنت كرده‏ایم، آن فردى كه در كتاب خدا آیه‏اى زیاد گرداند و فردى كه سنت و سیره را فراموش كند و نیز آن شخصى كه اموال عموم را به خود اختصاص دهد و آن را براى خویش حلال شمارد. امام رضا(ع) هشدار داده‏اند كه كالاها و مواد حرام(نه تنها) مورد نیاز مردمان نیست بلكه تباه كننده و ویران‏گر و نابود كننده (هستى فرد و جامعه) است. دلیل این امر روشن است زیرا تكاثرطلبى و جمع اموال عمومى آن هم از طریق خلاف و نامشروع مایه فساد، طغیان و ظلم مى‏گردد و جامعه اسلامى را به مرز سقوط نزدیك مى‏كند زیرا اموال و امكاناتى كه موجب صلاح و بقاء و رفاه مردم است در انحصار افراد خاصى قرار مى‏گیرد و از دسترس نیازمندان و مصالح كلى جامعه دور نگاه داشته مى‏شود كه این وضع نتیجه‏اى جز نابودى و عقب افتادگى ندارد.


نویسنده: غلامرضا گلى زواره


موسسه غیرانتفاعی الكترونیكی نور طوبی

سه شنبه 7/6/1391 - 10:3 - 0 تشکر 532348

[quote=shadbi;75242;524324]ضرورت مدیریت

مطالعه در تاریخ زندگى بشر و روابط اجتماعى، ضرورت این اصل را به اثبات مى‏رساند و مؤید این واقعیت است كه اصل مدیریت لازمه هر جامعه مى‏باشد و هركجا افرادى جمع شده‏اند تا زندگى خویش را بر اساس همكارى و تعاون تكمیل كنند نیاز به مدیر در رأس برنامه‏هاى آنان قرار گرفته است و این ویژگى محور و موضوع حركت‏ها و تلاش‏هاى آنان بوده است، فضل بن شاذان نیشابورى مى‏گوید درباره ضرورت مدیریت از امام رضا(ع) شنیدم كه فرمود:انّا لانجد فرقة من الفرق و لاملّة من الملل بقوا و عاشوا الّا بقیّم و رئیس لما لابدّ لهم منه فى الامر الدین و الدنیا؛ به درستى كه ما در بررسى احوال بشر هیچ گروه و فرقه‏اى را نمى‏یابیم كه در زندگى موفق و پایدار باشد مگر بوجود سرپرستى كه امور مادى و معنوى (دین و دنیاى) آنان را مدیریت نماید، هیچ مكتبى به این روشنى اهمیت مدیریت و رهبرى را بیان نكرده كه سعادت و پایدارى یك ملت را در زندگى دنیوى و امور دینى مرهون آن بداند. آن حضرت در جاى دیگر در سخنى جالب، والى مسلمین و مدیر امت مسلمان را به ستون خیمه تشبیه كرد و فرموده‏اند: اما علمت انّ والى المسلمین مثل العمود فى وسط الفسطاط من اراده اخذه؛ آیا نمى‏دانى كه والى مسلمانان همچون ستون میان خیمه است (كه اولاً تمام بار سقف بر روى آن استوار است و ثانیاً مانند نقطه مركزى دایره شعاعش نسبت به همه جوانب یكسان است) به طورى كه هر كس در هر زمان و از هر طرف كه اراده كند به او دسترسى خواهد داشت. امام اگرچه شرط غلبه بر مشكلات را توفیق الهى مى‏داند ولى تأكید مى‏نماید این باور كفایت نمى‏كند و باید مدیر براى حلّ دشوارى‏ها تلاش كند: من سأل التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه؛  كسى كه توفیق از خداوند بخواهد ولى كوشش نكند (كه برناهموارى‏ها غلبه یابد) خود را مورد استهزاء قرار داده است.

[/quot
سلام
من از این جمله خیلی خوشم اومد
(كه اولاً تمام بار سقف بر روى آن استوار است و ثانیاً مانند نقطه مركزى دایره شعاعش نسبت به همه جوانب یكسان است) به طورى كه هر كس در هر زمان و از هر طرف كه اراده كند به او دسترسى خواهد داشت.
واقعا نکات بکر و ظریف زیادی میشه از این جمله کشید بیرون .. یکیش همونی که گفته: در دسترس بودن برای همه در هر زمان به یک میزان
که من چند تا جمله ی توصیفی ازش میکشم بیرون 
عدالت داشتن در صرف زمان برای همه
عدالت داشتن در پذیرش حق از طرف همه ( حتی کسانی که خیلی پایینتر از مدیر هستن )
و 
تا وقتی همه اطرافیان به سان حلقه دورش منسجم هستن که مدیر این مرکزیت خودش رو از دست نده .. مثلا اگه این نقطه به یک سمت متمایل شد و به یه قسمت از دایره نزدیکتر شد .. دیگه دایره خراب میشه و دیگران هم به همون میزان ازش فاصله میگیرن ... .

میدونی فرق انجمن مدیریت با انجمنای دیگه چیه ؟

دوست داری بدونی ؟ خب فرقش اینه : همه ی انجمنهای تخصصی تبیان فقط یه مدیر داره ، ولی تو انجمن مدیریت هر کس بیاد و فعالیت کنه

خودش یه مدیره پس بیا انجمن مدیریت و با چشمان یک مدیر نگاه کن

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.