• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 282)
سه شنبه 31/5/1391 - 2:25 -0 تشکر 520997
همسرانی که از آزادگان سبقت گرفتند

در تمام مدتی که آزادگان در زندانهای رژیم بعثی دوران سخت اسارت به سر می بردند همسران آنها با تحمل روزهای تلخ انتظار و سختی هایی که از دردها و آلام ناشی از اسارت آزادگان بعد از بازگشت شان تحمل می کنند از همسران آزاده خود سبقت گرفته و به آزادگی معنا بخشیدند.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:25 - 0 تشکر 520999

به گزارش افکارنیوز به نقل از مهر، یکی از زنان صبور که همچون همسر آزاده اش فاتح قله های مقاومت است "ربابه علی نژاد" همسر پیرترین آزاده استان اردبیل "حجت علی نژاد است".

سه شنبه 31/5/1391 - 2:26 - 0 تشکر 521001

این آزاده در حالیکه ۴۹ سال داشت و صاحب پنج فرزند قد و نیم قد بود، در سال ۱۳۶۲حضور در جبهه های مبارزه حق علیه باطل را به ماندن در کنار خانواده و فرزندانش ترجیح می دهد و بعد از گذراندن هفت سال دوران اسارت شهریورماه سال ۱۳۶۹ با سربلندی و سرافرازی به میهن اسلامی بازگشت.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:26 - 0 تشکر 521002

همسر این آزاده در گفتگو با خبرنگار مهر از خاطرات نهفته در قلب خود و از سالهای سخت انتظار و شکوه امید چنین می گوید: وقتی اشتیاق همسرم را برای حضور در جبهه و نیاز کشور به حضور نیرو در جبهه ها برای مقابله با دشمن را دیدم نتوانستم در مقابل اراده اش مقاومت کنم و برای رضای خدا و مصلحت کشور با رفتنش موافقت کردم.

ربابه علی نژاد در آن موقعیت با وجود اینکه مسئولیت سنگین زندگی را باید بر دوش می کشید ولی می گوید: آن روزها خیلی از مادران و همسرانی بودند که صبر و مقاومت آنها بیشتر از ما بود، حداقل ما بعد از یکسال خبردار شدیم که حجت اسیر است ولی آنها هنوز هم چشم انتظارند و دنبال گمشده شان هستند.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:27 - 0 تشکر 521006

صبر تنها کاری بود که باید می کردم

وی درباره چگونگی اطلاع از اسارت همسرش می گوید: برادرم آمد و گفت "دیشب از منطقه زنگ زدند و گفتند حجت اسیر شده است". آن زمان شنیدیم کسی در محله پیرمادر اردبیل صدای حجت را زمانی که خبر اسارتش را از رادیو عراق اعلام می کرده ضبط کرده است. چند روز دنبال شان گشتیم. بالاخره پیدایشان کرده و کاست صدا را گرفتیم. از این به بعد هر وقت دلمان برایش تنگ می شد به آن صدا گوش می دادیم.

این همسر رنج کشیده که در مدت اسارت شوهرش بار سنگین زندگی را به تنهایی به دوش کشیده در مورد کنار آمدنش با شرایط پیش آمده خاطرنشان می کند: اوایل خیلی برایم سخت بود. خیلی ناراحت بودم. مانده بودم با وضعیت پیش آمده، چگونه تربیت فرزندانم را به نحو احسن انجام دهم تا آنها به بهترین شکل زندگی شان را بگذرانند. از خدا صبر خواستم تا بر مشکلات فائق آیم و بتوانم جای خالی پدر را برای فرزندانم پر کنم تا غم بی پدری بر چهره شان ننشیند و اشک بی کسی بر چشمانشان جاری نگردد.

در مدتی که حجت دور از خانه بود هیچ وقت جلوی چشم بچه هایم گریه نکردم و خود را آنچنان با اراده نشان دادم که آنها به من افتخار می کردند. طوری که دخترم همیشه می گوید "صبر مادرم در آن دوران ستودنی بود. در مدت غیبت پدرم هیچ وقت مادرم را ندیدم که در مقابل مشکلات خم به ابرو بیاورد و گریه کند".

سه شنبه 31/5/1391 - 2:27 - 0 تشکر 521009





دریافت نامه ای که یکسال طول کشید

این همسر در مورد اولین مکاتبه اش با همسر آزاده اش می گوید: یک سال از این خبر گذشته بود که که نامه حجت آمد و اولین خبر سلامتی اش را از اردوگاه موصل یک داد.

وی از احوال خود و بچه هایش بعد از دریافت اولین نامه شوهرش می گوید: با دخترم در فروشگاه بودیم. دوستم که شوهر او هم در اسارت بود گفت "از اسرا نامه آمده...". خبر آنقدر خوشحال کننده بود که بقیه آن را نشنیدم. بعد از لحظاتی به خود آمدم و گفتم "نامه کجاست؟ از کی باید بگیریم؟" گفت "بروید سپاه ناحیه و نامه را بگیرید". به سرعت با دخترم راهی شدیم تا نامه را گرفتیم دخترم آن را در آغوش کشید و اشک از چشمانش جاری شد. گریه امانش را بریده بود نتوانست چیزی بگوید. تحویل دهنده نامه هم با ما گریه می کرد، نامه را باز کردیم از خودش و سلامتی اش نوشته و از ما خواسته بود از خودمان برایش بنویسیم. از این به بعد هر یک یا دو ماه نامه بین مان رد و بدل می شد.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:29 - 0 تشکر 521011

این زن خستگی ناپذیر نحوه تامین مخارج زندگی اش را چنین عنوان می کند: با اینکه حجت قبل از اسارت کارمند اداره شیلات مازندران بود به دلیل اینکه خود حضور در جبهه را انتخاب کرده بود و به عنوان بسیجی عازم جبهه های حق علیه باطل شده بود بعد از اسارت حقوقش را ندادند. آن زمان از طرف بسیج ماهانه ۳۹ هزار ریال حقوق می دادند که با آن زندگی مان را می گذراندیم.

این همسر آزاده در پاسخ به این سوال که آیا امیدی به بازگشت حجت داشتید می گوید: آن روزها خیلی از خانواده ها وضعیتی همچون ما را داشتند. به همدیگر امید می دادیم و شب و روز دعایمان پیروزی رزمندگان و آزادی اسرا بود. با اینکه دلتنگی مان روز به روز بیشتر می شد اما چاره ای نداشتیم. خداوند کمکمان می کرد که این غم دوری را تحمل کنیم. همیشه چشم مان به در بود و گوش مان منتظر شنیدن خبر بازگشت اسرا. روزها از پی هم می گذشتند و خبری از آزادی اسرا نبود. تنها از طریق نامه، ما از حجت و حجت از ما خبر می گرفت. تا اینکه در سال ۱۳۶۹ زمزمه های تبادل اسرا مطرح و روزنه امید برای بازگشت حجت دل همه ما را روشن کرد.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:29 - 0 تشکر 521012


وی بازگشت حجت را چنین تعریف می کند: انتظارمان بالاخره سرآمد و خبر دادند به زودی حجت همچون دیگر آزادگان به میهن بر می گردد. مشغول مهیای مقدمات آمدنش شدیم. کوچه و خانه را آذین بسته و منتظر ورودش به خانه شدیم. دخترم به همه دوست و فامیل زنگ زد و گفت: « زود بیایید بابام داره می آد». یک هفته قبل از ورود حجت به کشور خانه مان از میهمانان پر بود. تا تبریز به استقبالش رفتیم و با عزت و احترام و با همراهی خویشان و دوستان به خانه آوردیم. وقتی از در وارد حیاط شد به پیشوازش رفتم و ورودش را به خانه تبریک گفتم. از زمان ورود به ایران اولین باری بود که از نزدیک حجت را می دیدم. ۲۷ راس گوسفند به عنوان قربانی از طرف فامیل و دوستان هدیه داده شده بود.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:30 - 0 تشکر 521013

حجت بازگشت تا بار زندگی را قسمت کنیم

این همسر فداکار با بیان اینکه بعد از حضور حجت در خاک وطن هنوز بازگشتش را باور نمی کردم می افزاید: احساس می کردم خواب می بینم. باورش سخت بود. خیلی لاغر شده بود. به آشپزخانه رفتم و یک ساعت به حال و روزگارش گریه کردم. دیگر راحت شده بودم. حجت بازگشته بود تا بار سنگین زندگی را با من قسمت کند، او آمده بود تا غم بی پدری و بی کسی از روی من و فرزندانم برداشته شود، او آمده بود تا زندگی را در کنار هم و با آرامش سپری کنیم.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:30 - 0 تشکر 521015

هدف ما شهادت بود نه اسارت

اما آزاده سرافراز حجت علی نژاد در تمام دمتی که همسرش نقل خاطره می کرد گاهی با لبخند، گاهی با بغض و گاهی با قطرات اشک همراهی اش می کرد، وی در مورد اینکه چطور خود را راضی کرده که زن و فرزندانش را تنها بگذارد و راهی جبهه های حق علیه باطل شود، می گوید: همه وطن و ناموس شان را دوست دارند و نمی خواهند به مملکت شان خطری برسد، هر کس غیرت داشت در آن زمان حساس که دشمن به خاک و میهن مان تجاوز کرده بود برای دفاع از میهن به جبهه ها شتافته بود تا خاکش را از دست دشمن نجات دهد. همه ما برای شهادت رفته بودیم اما قسمت مان اسارت بود.

سه شنبه 31/5/1391 - 2:31 - 0 تشکر 521018

حجت در مورد دریافت اولین نامه از سوی خانواده اش می افزاید: با دیدنش شاد شدم. خوشحال بودم که خانواده ام سالم هستند و ناراحتی ندارند. خودم خواندن بلد نبودم دادم همبندیها چندین بار نامه را برایم خواندند. نامه بوی ایران و خانواده ام را برایم به ارمغان آورده بود. بعد از دیدن نامه تحمل اسارت بیشتر از گذشته برایم آسان شده بود.

این آزاده قهرمان در مورد عکس العمل سایر اسرای ایرانی بعد از دریافت نامه چنین می گوید: برخی ها خوشحال و عده ای ناراحت بودند وقتی می دیدم کسی ناراحت است کنارش می نشستم و با گفتن اینکه: « غصه نخور. ما به ایران برمی گردیم و این به زودی محقق خواهد شد». تسکیناش می دادم.

در اسارت هر ایرانی نیاز به صحبت و درد دل با دیگری داشت تا ناراحتی او را از پای درنیاورد، کسانی بودند که غم و اندوه اسارت را تحمل نکردند و همان جا به خیل شهدا پیوستند.

همیشه به دوستانم می گفتم: « به خاطر اسلام و قرآن و میهن اسارت را پذیرفته ایم. باید اینجا هم با سعه صدر و تحمل ناراحتی ها، دشمن را در اجرای نقشه اش که ناامیدی و مرگ ماست ناکام بگذاریم».

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.