• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن نصف جهان > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
نصف جهان (بازدید: 2753)
چهارشنبه 25/8/1390 - 22:16 -0 تشکر 388802
دلنوشته های دوستان مربوط به گردهمایی و بازدید از خانه سالمندان

دوستان تشریف بیارید و دلنوشته هاتون رو درمورد این گردهمایی در این بخش قرار بدید

خدایا آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز که بزرگ ترین گناه شکستن دل آدمیان است
چهارشنبه 25/8/1390 - 22:30 - 0 تشکر 388808

اولین نوشته رو خودم میزنم
آی که دلم بدجور گرفته نمیدونم بگم کاش نرفته بودم یا از اینکه رفتمو به این عزیزا سر زدیم ابراز خوشحالی کنم
امروز یه روز بارونی بود برخلاف همیشه که وقتی هوا ابری میشد و بارون میبارید دل منم ابری میشد امروز دلم ابری نبود یه شور و شعف دیگه ای داشتم اما به محض ورود به خانه سالمندان دلم بدجور گرفت
یکی از تنهایی و بی کسی اومده بود یکی از درد بی سرپناهی یکی به هزینه خودش و و و
یکی یه همدم میخاست برا صحبت یکی...
خلاصه از اینکه رفتم هم خوشحالم هم دپرسده ماجراهای جالبی هم بود یکی دوستان رو موقع ورود به یکی اتاقا براش کل کشیدن و دست زدند تو یه اتاقای دیگه هم بهش گفتن از دانشگاه اومدید گفت بله اون خانم مسن با یه نمک خاصی بهش گفت پس عاشقی دیگه از اون به بعد تموم مدت بهش میگفتیم عاشق(قولم داده بره اسم ایدیشو عوض کنه بذاره عاشق:)) )
خیلی گلایه ها دارم از مسئولین خانه سالمندان. بخدا این عزیزا بیش اینا به توجه نیاز دارن وقتی پای تعاریفشون نشستیم وای که چه حال بدی بهم دست داده بود انگار یکی دلمو چنگ میزد
نمیدونم بگم یا نه
در حد همین یه جمله بسنده میکنم واقعا وضعشون عصفناک بود:((

خدایا آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز که بزرگ ترین گناه شکستن دل آدمیان است
چهارشنبه 25/8/1390 - 23:8 - 0 تشکر 388839

وای منم از وقتی اومدم خونه خیلی دلم گرفته واقعا براشون ناراحت شدم
ولی بچه ها یه چیزی و دقت کردین با اینکه توی اون وضعیت بد بودن ولی خیلیاشون هنوز امید داشتن و می خندیدن چقدر از دیدن ما خوشحال شدن و چقدردوست داشتن ما پیششون بشینیم ولی فضا شدید سنگین بود من که یه آن حالم بد شد نمی رفتم بیرون بی هوش می شدم خیلی وحشتناک بود
اخه چرا به اینا نمیرسن چرا پرستار براشون نمی گیرن اینهمه ازشون هزینه می گیرن ولی اصلا رسیدگی نمی کنن بهزیستی باید پاسخگو باشه خانواده اینا این محیط و میبینن و باز میان اینا را میزان اینجا
اما بچه ها یه چیزی و بدونین از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری مطمئن باشین هر کسی هر کدوم از اینا را که آورده توی این محیط خفگان آور حتما تقاصش و پس میده خدا خیلی بزرگه دل یه ماردیا شکوندن اونم مادرای قدیم که چقدر برای بزرگ کردن فرزندانشون زحمت می کشیدن مثل الان نبوده که وسایل آماده و راحت در اختیارشون باشه با چه سختی و با چه وضعی بچه هاشون و بزرگ کردن چه پدرا و چه مادرا بزرگشون کردن که به جایی برسن و به خونه بخت بفرستنشون بعد اینجوری باید تشکر بشه ازشون خدا به هممون رحم کنه فقط همین و می تونم بگم.

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

چهارشنبه 25/8/1390 - 23:48 - 0 تشکر 388878

yasekaboud63 گفته است :
[quote=yasekaboud63;498511;388839]وای منم از وقتی اومدم خونه خیلی دلم گرفته واقعا براشون ناراحت شدم
 ...  ولی فضا شدید سنگین بود من که یه آن حالم بد شد نمی رفتم بیرون بی هوش می شدم خیلی وحشتناک بود
اخه چرا به اینا نمیرسن چرا پرستار براشون نمی گیرن

متوجه منظورتون نشدم. از چه لحاظ فضا سنگین بود؟ از لحاظ روانی و روحی یا تهویه فیزیكی اتاق ها منظورتونه؟ رسیدگی عاطفی یا رسیدگی بهداشتی و نظافت منظورتونه؟

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

پنج شنبه 26/8/1390 - 1:58 - 0 تشکر 388927

جناب نیری از همه لحاظ
عاطفی ،محیط افسرده و دلگیر ،بهداشت و نظافت، تهویه محیط همه چی
این بندگان خدا هفته ای یه بار فقط حق استحمام داشتن بابا ادم هفته ای یه بار بره حمام بو تعفن میگیره تازه اونم با وضعیت جسمانی که یه سری از اونها داشتن اونجا
واقعا وضعیت خیلی بدی بود
از یکی خانوما پرسیدم خب حاج خانوم اگر اینجا یکی حالش بد بشه نصفه شب چیجوری خبر میدید گفت هیچی میمیره میبرنش سردخونه زنگ میزنن فامیلش بیان ببرنش
ببینید وضع چقدر خرابه
بخدا من موسسات دیگه هم رفتم اینقدر که به نظافتو بهداشت افراد رسیدگی میکنن اینجا اصلا
سرویسای بهداشتیشون سقفاش در حال ریزش بود خب این بندگان خدا به چه امنیتی تو یه همچین محیطی راه برن تازه به قول یکیشون همه هم آقا بالاسرشون هستن مدام دارن چکشون میکنن کجا رفتی کی بود اومد دیدنت اما موقع رسیدگی دریغ از...
باید بودیدو میدیدید

خدایا آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز که بزرگ ترین گناه شکستن دل آدمیان است
پنج شنبه 26/8/1390 - 9:32 - 0 تشکر 388963

سلام
من فقط میتونم بگم متاسفم
اخر دنیا همین جا بود همه یجورایی منتظر مرگ بودن
هزینه های به این بالایی خدمات بسیار پایین افراد سالمند رو به دید كم نگاه كردن
وای چه شرایط بدی بود

هر كس كه با زندگي ميسازد ميبازد. بازندگي نساز زندگي را بساز.
پنج شنبه 26/8/1390 - 10:30 - 0 تشکر 388968

سلام
خانوم مطلبی راست میگه. اونجا انگار همه منتظر مرگ بودن. یه جور دل مردگی خاصی اونجا وجود داشت.
خدا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر کنه.

پنج شنبه 26/8/1390 - 10:32 - 0 تشکر 388969

به نام خدا

واقعا دلگیر کننده و تاسف آور بود

این هزینه هایی که ازشون می گیرن و هیچ خدماتی
دنیای این سالمندان یه اتاقی هست که توش هیچی جز یه تخت فلزی نیست
بدون فرش و هیچ امکاناتی
نه پرستاری که مرتب بهشون سر بزنه و کارهاشونو انجام بده
نه بهداشت درستی
یه قسمت هایش که می ری از بوی بد و بهداشتی که نیست حتی یه لحظه نمی شه ایستاد
چرا حداقل در مقابل هزینه ای که می گیرن خدمات نمی دن

واقعا متاسفم
سالمند هایی که اونجان به تنها چیزی که فکر می کنن مرگه :(

خداوندا ! دستانم خاليند و دلم غرق آرزوها ، يا با قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن ...
پنج شنبه 26/8/1390 - 11:56 - 0 تشکر 388989

nayyeri1982 گفته است :
[quote=nayyeri1982;434716;388878]

[quote=yasekaboud63;498511;388839]وای منم از وقتی اومدم خونه خیلی دلم گرفته واقعا براشون ناراحت شدم
 ...  ولی فضا شدید سنگین بود من که یه آن حالم بد شد نمی رفتم بیرون بی هوش می شدم خیلی وحشتناک بود
اخه چرا به اینا نمیرسن چرا پرستار براشون نمی گیرن

متوجه منظورتون نشدم. از چه لحاظ فضا سنگین بود؟ از لحاظ روانی و روحی یا تهویه فیزیكی اتاق ها منظورتونه؟ رسیدگی عاطفی یا رسیدگی بهداشتی و نظافت منظورتونه؟

[/quote

از هر دو لحاظ هم از نظر روانی و روحی و هم از نظر بهداشتی اصلا بهشون رسیدگی نمی کردن 

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

پنج شنبه 26/8/1390 - 18:8 - 0 تشکر 389105

sobhan127 گفته است :
[quote=sobhan127;657359;388968]سلام
خانوم مطلبی راست میگه. اونجا انگار همه منتظر مرگ بودن. یه جور دل مردگی خاصی اونجا وجود داشت.
خدا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر کنه.

مگه شمام رفته بدین؟

راستی كسی نگفت افراد حاضر چه كسانی بودن... اونایی كه بودن دستا بالا

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

پنج شنبه 26/8/1390 - 18:56 - 0 تشکر 389133

خانم مطلبی, من ،12345صبا و دوستشون, یاس کبود,آذر 13, خانم کوثر, خانم حلاجی,msh3, سبحان127و عاشق(زیبا) :))
این افراد حضور داشتن جای اونایی هم که نیومده بودن خیلی خالی بود

خدایا آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز که بزرگ ترین گناه شکستن دل آدمیان است
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.