• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 527)
دوشنبه 15/9/1389 - 15:10 -0 تشکر 258698
حیات علمی علامه طباطبایی

حیات علمى علامه طباطبائى پر از الهامات غیبى است كه در اینجا به ذكر سه نمونه از آن اكتفا مى كنیم:

1 ـ امداد غیبى در طریق تحصیل
علامه آن طور كه در شرح زندگى خود نوشته است، اوایل طلبگى علاقه زیادى به ادامه تحصیل نداشته است. از این رو هر چه مى خوانده، نمى فهمیده است و چهار سال به همین نحو روزگار را گذرانیده، تا عنایات الهى شامل حالش گشته، روحیه ایشان عوض مى شود به طورى كه تا پایان تحصیل هرگز از آموختن، خسته و دلسرد نمى شود، و زشت و زیباى جهان را فراموش كرده، بساط معاشرت با غیر اهل علم را به طور كلى بر مى چینند و در خور و خواب و لوازم زندگى به حداقل ضرورت قناعت نموده، باقى را به مطالعه مى گذرانند.


یكى از شاگردان ایشان استاد محترم آقاى حائرى شیرازى است. ایشان نقل مى كنند:


«شبى بعد از اتمام نماز مغرب و عشا خدمتشان عرض كردم: عرضى دارم، نمى دانم جواب مى دهید یا نه؟ فرمود: چنانچه بدانم مى گویم. عرض كردم: مربوط به شخص شما است، مى خواهم در جواب دریغ نكنید. فرمود: آنچه بدانم دریغ ندارم. عرض كردم: شنیده ام كه حضرت عالى در سنین گذشته عملى داشته اید كه بعد از این عمل، خداوند لطفى فرموده و تفضّلى كرده و از آن به بعد مجهولى براى شما باقى نمانده است.وقتى این را گفتم مقدارى چهره اش برافروخته شد.

و فرمود: چون وعده كردم كه جریان را بگویم مى گویم. و فرمود: در ابتداى تحصیلم در تبریز به خواندن سبوطى مشغول بودم. روزى استاد، مرا امتحان كرد. من در امتحان رفوزه شدم و از عهده امتحان برنیامدم. استاد به من فرمود: وقت خود و وقت مرا تضییع كردى.

این تعبیر براى من بسیار سنگین بود. دیگر نتوانستم در شهر بمانم. از شهر خارج شدم و به كنارى رفتم; جایى كه از اغیار خالى بود. به عملى مشغول شدم (نفرمود چه عملى) بعد از اتمام آن عمل خداوند عنایتى فرمود. این را كه گفت، دیگر ساكت شد. عرض كردم: شنیده ام كه بعد از این عمل با هر مطلب مشكلى كه مواجه شده اید حل شده است. فرمودند: به حمد الله تا حال خداوند متعال چنین عنایت فرموده است.»


آرى، كسى كه در طریق تحصیل علم براى خدا قدم بر مى دارد و انگیزه اى جز خدمت به دین خدا و خلق او ندارد از آغاز این چنین مورد عنایات قرار مى گیرد و تا پایان پیوسته مورد افاضات الهى و مددهاى غیبى است. نیت خالص اوست كه او را مستعد نزول علوم قرآنى و انفاس رحمانى مى سازد; زیرا خداوند متعال فرموده: (اتقوا الله یعلمكم الله). بدیهى است كه علم حقیقى جز با دلى پاك و قلبى مملو از عشق خداوند حاصل نمى آید.

 2 ـ پیك و پیام از سوى امیر مؤمنان على(علیه السلام)

 

فرزند علامه مرحوم آقا سید عبدالباقى طباطبائى نقل كردند:

 

 


تقریباً دو یا سه سال قبل از پایان عمر پدرم از ایشان سؤال كردم چه عاملى باعث مراجعت شما به ایران شد؟


فرمودند: در سال 1314 كه رضا خان به اوضاع ایران تسلط كامل پیدا كرده بود مانع ارسال پولى كه از ایران (از محل در آمد ملك موروثى) برایمان مى رسید، شد. و ما هم كه از بیت المال دریافتى نمى كردیم، طبعاً دچار مضیقه مالى شدیم و خواه ناخواه مدتى صبر كردیم و به تدریج از آشنایان قرض مى كردیم و روز و به روز مشكلات زیاد مى شد، تا اینكه دیگر محلى براى قرض و غیره باقى نماند و قهراً ما هم به شدت به تنگ آمده بودیم و به هیچ وجه قادر به خرید مواد غذایى نبودیم.


موقع عصر بود كه صبرم تمام شده، به حرم حضرت امیر(علیه السلام) مشرف شدم و از وضع گله كردم اما بلافاصله پشیمان شدم، ولى دیگر اشتباهى شده بود و ملول و ناراحت به منزل برگشتم، ولى كسى در منزل نبود. پشت میز كوچكم به مطالعه نشسته بودم و مطلب دقیقى را مطالعه مى كردم. هنوز لحظاتى نگذشته بود كه صداى در را شنیدم. برخاستم درب منزل را باز كردم. شخص بلند قدى با محاسن حنایى و لباس بلند و عمامه در مقابل در ایستاده بود و به محض باز كردن در، سلام كرد. جواب گفتم. گفت: من شاه حسین ولى هستم; امام سلام فرستادند، فرمودند در این هفده سال چه وقت خداوند شما را تنها گذاشته كه اكنون از شما بى خبر باشد. این را گفت و برگشت.

بعد كه من به خود آمدم با خود گفتم این مرد كه بود. پس از بررسى معلوم شد وى از عرفائى بوده كه چند قرن قبل فوت نموده و در قبرستان سید حمزه تبریز مدفون است. لكن عدد هفده را در این پیام نفهمیدم به چه چیز مربوط مى شود كه بالاخره متوجه شدم تاریخ مصّمم شدن من است.


آن روز گذشت، شب شد و خوابیدیم. نزدیك اذان صبح درب منزل زده شد و خانواده برخواست و رفت تا ببیند در این موقع شب چه كسى است و چه كار دارد. وقتى برگشت گفت: مردى بود و این بسته را داد و رفت. بسته را گرفتم و باز كردم و با تعجّب دیدم مقدار سیصد دینار پول است. گفتم چرا گرفتى ما كه از كسى پول نمى گیریم. با عجله پا شدم و زود رفتم تا وجه را به صاحبش برگردانم ولى در كوچه اثرى از كسى ندیدم و قهراً فهمیدم كه مطلب به موضوع دیروز بر مى گردد. صبح كه شد تصمیم گرفتم فوراً قروض خود را پرداخته به ایران مراجعت كنم و همین كار را كردیم.


آرى آنان كه در راه تحصیل علم و دانش چشم از اسباب مادى برمى دارند و دل به خدا مى سپارند خداوند آنها را در سختیها مدد مى رساند و به آنها اطمینان مى بخشد، نبى گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) فرمودند:


«من طلب العلم تكفّل الله برزقه; هر كس خود را در مسیر تحصیل علم و دانش قرار دهد خداوند متعال متكّفل روزى اوست و گره هاى زندگیش را او مى گشاید


امید است كه این خاطره پیامى باشد براى تمام دانش پژوهان خاصه طلاب حوزه هاى علمیه تا با خاطرى آسوده در مسیر كسب دانش قدم برداشته با دلى مطمئن به كسب معارف بپردازند.

 

 

 

3 ـ وجدان آگاه و بیدار

 

علامه طباطبائى(رحمه الله) پس از بازگشت از تبریز به قم با روح حساس و كنجكاو در صدد شناسایى نیازمندیهاى موجود در بطن حوزه و رفع آنها برآمد. در پى این هدف چه بسا مورد بى مهرى بزرگان حوزه قرار گرفته از راهى كه در پیش گرفته منع مى شود، خود ایشان در این باره چنین مى گویند:


«هنگامى كه به قم آمدم مطالعه اى در برنامه حوزه كردم و آن را با نیازهاى جامعه اسلام سنجیدم و كمبودهایى در آن یافتم و وظیفه خود را تلاش براى رفع آنها دانستم.


مهمترین كمبودهایى كه در برنامه حوزه وجود داشت در زمینه تفسیر قرآن و بحثهاى عقلى بود. از این رو درس تفسیر و فلسفه را شروع كردم. و با اینكه در جوّ آن زمان تفسیر قرآن، علمى كه نیازمند به تحقیق و تدقیق باشد تلقّى نمى شد، و پرداختن به آن شایسته كسانى كه قدرت تحقیق در زمینه هاى فقه و اصول را داشته باشند به حساب نمى آمد، بلكه تدریس تفسیر نشانه كمى معلومات به حساب مى آمد، در عین حال اینها را براى خودم عذر مقبولى در برابر خداى متعال ندانستم و آن را ادامه دادم; تا به نوشتن تفسیر المیزان انجامید.»


یكى از شاگردان ایشان مى نویسد:

«درس فلسفه نیز در آن عصر چندان خوشنام نبود و تلاشهاى زیادى براى تعطیل درس استاد انجام مى گرفت و حتى یك مرتبه مرحوم آیة الله بروجردى در اثر اصرار زیاد عناصر ناآگاه از ایشان خواستند كه درس فلسفه خود را محدود نمایند. استاد پاسخ متینى براى آن مرحوم نوشتند و تأكید كردند كه این درس را به عنوان وظیفه شرعى تعیین كردم و براى تأمین نیازمندى ضرورى جامعه اسلامى مى گویم، ولى مخالفت شما را هم به عنوان زعیم حوزه و رهبر جامعه شیعه جایز نمى دانم. از این رو اگر حكم به تعطیل بفرمایید اطاعت مى كنم و حكم شما براى ترك وظیفه اى كه تشخیص داده ام عذرى در پیشگاه الهى خواهد بود، ولى اگر حكم نمى فرمایید به وظیفه خودم ادامه مى دهم.


مرحوم آیت الله بروجردى توسط پیشكار خود پیغام دادند كه هر طور وظیفه خودتان مى دانید عمل كنید. رفتار مؤدبانه و حكیمانه علامه، جلوى سوء تفاهم و تأثیر سوء سعایتهاى حسودان و ناآگاهان را گرفت و موقعیّت معظم له بیش از پیش تثبیت شد.


استاد تنها به درس عمومى فلسفه اكتفا نكرد و با تشكیل جلسات خصوصى به بررسى فلسفه هاى غربى مخصوصاً ماتریالیسم، دیالكتیك پرداختند. این جلسات به تألیف كتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» انجامید.»


ملاحظه شود كه احساس مسؤولیت در علامه وى را به سرشتى كه خود از آن بى خبر است هدایت مى كند و در پى انجام وظیفه تفسیر عظیمى چون المیزان و كتابهایى چون اصول فلسفه و بدایة الحكمة و نهایة الحكمة بهترین كتاب هاى فلسفى به جهان اسلام و به حوزه هاى علمیه تقدیم مى شود.


به راستى سیره و روش علامه مى تواند براى همه عالمان و محققان اسلامى درس باشد، تا سعى و تلاش علمى خود را در جهت تأمین نیازهاى حوزه ها و جامعه اسلامى تنظیم كنند. چنین نباشد كه در یك رشته از علوم اسلامى هزار متخصص وجود داشته باشد و در سایر رشته هاى دیگر كمتر از عدد انگشتان یك دست. و این وظیفه علاوه بر آنكه بر عهده تك تك دانش پژوهان علوم و محققان است بر عهده مدیران جوامع علمى نیز است تا بر اساس نیازهاى موجود و برآورد استعدادها با دورنگرى نسبت به آینده از همین امروز در فكر تأمین نیروهاى لازم باشند و علوم حوزه ها را در تمام عرصه ها رشد داده، از یكسونگرى اجتناب نمایند.


كوتاه سخن اینكه علامه، عالمى بود متعهد با وجدانى بیدار و در برابر نیازهاى جهان اسلام حساس.


وى مردى بود متواضع، باوقار و متین، وارسته، مهذب، عفیف، بى هوى و هوس، صبور، كم سخن، پر فكر، سخت كوش، خلیق و با حیا، بى آلایش و ساده، مودّب و در بذل دانش حریص و در نهایت او در سیر استكمالى خود به حد تجرد بررخى رسیده مى توانستند صور غیبى را كه دید افراد عادى از مشاهده آنها ناتوان است، مشاهده كنند.» 

http://philsoph.parsiblog.com

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.