• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 865)
شنبه 13/4/1388 - 16:37 -0 تشکر 129100
برهان معجزه

 

 

معجزات و یا رخدادهای غیرعادی که در اثر دعا و نظیر آن حاصل می شود، امدادهای غیبی که در زندگی افراد پدید می آید، مانند شفای بیمار و یا ظهور برخی از حوادث غیر قابل کنترل و غیر قابل پیش بینی که به حل بعضی از معضلات اجتماعی منجر می شود و یا بروز برخی از بارقه های ذهنی که بعضی از مشکلات علمی را بطور ناگهانی برطرف می گرداند، از جمله اموری هستند که به صورت مقدمه برای اثبات واجب توسط برخی از متکلمان غربی مسیحی به کاررفته اند؛ به این بیان که نظیر حوادث یاد شده وجود دارد، و این گونه از حوادث مبدا و علت مادی و طبیعی ندارند. پس برای آنها علت و مبدئی مادی نیست و ناگزیر علت و مبدئی غیر مادی که سبب پیدایش آنها باشد، وجود دارد.    

برهان فوق اگر به برخی از براهین پیشین نظیر برهان امکان و وجوب بازگشت ننماید هرگز صلاحیت اثبات واجب را نداشته و اشکالات فروانی بر آن وارد می شود از آن جمله:   

اول: کسانی که رخدادهای غیرعادی را نیازموده باشند و تجارب مربوط به این حوادث به صورت یقینی به آنها شده، منتقل نشده باشد، می توانند در اصل وقایع یاد شده تردید نمایند.  

دوم: بر فرض قبول حوادث یاد استناد آنها به واجب و در نتیجه اثبات خداوند از این طریق می تواند محل شک و تردید باشد، زیرا استناد به واجب در صورتی تام خواهد بود که اولا: اصل علیت مورد اذعان بوده و معلول بودن حوادث یاد شده محرز باشد و ثانیاً: تمام راههای طیبعی و غیر طبیعی که می تواند به ایجاد آنها منجر شود، تصویر گردد و ثالثا: علیت عمه راههای تصویر شده به استثنای علیت واجب تعالی ابطال شود.   

طرح برهان به صورت یاد شده موجب شده است تا کسانی که در اصل علیت تردید دارند و از فهم و تفسیر عقلی ان عاجز هستند، آن را مورد نقد قرار دهند، چه این که بر فرض قبول علیت، چون راههای دیگری که در توجیه این گونه از حوادث می تواند موثر باشد، ابطال نشده اند، برهان یاد شده همچنان ناتمام است.  

حوادث غیر عادی وغیر منتظره ای که در محدوده ی جان آدمی رخ می دهد مانند کشف دفعی مطالب علمی و یا کسب ناگهانی فضیلت عملی که با بروز جاذبه های روحانی حاصل می شود، می تواندریشه در گذشته زندگی انسانِ برخوردار از چنین نعمت علمی یا عملی داشته باشد.  

شکافته شدن دریا و یا رود توسط موسای کلیم و شکاف زمین برای بلیدن قارون و یا شق القمر به اشارت نبی خاتم و حوادثی نظیر رد و بازگشت خورشید، گرچه هرکدام حادثه ای غیر عادی است و لیکن هریک از آنها می تواند علتی ناشناخته داشته باشد، که هنوز کشف نشده و روزگاری دیگر ممکن است شناخته شود. 

حوادث غیر عادی و امدادهای غیبی در ایجاد یقین روانشناختی می تواند موثر باشد ولیکن این گونه یقین ها که همان آرامش و تمکین عملی است، غیر از یقین علمی است که با ضرورت منطقی قرین و همراه است. در براهین عقلی به چیزی کمتر از یقین منطقی که تمکین نظری را تامین می کند نمی توان اکتفا کرد.

 

 ادامه دارد...

 

 

 

دل دریای من بی تو مرداب است

 

يکشنبه 14/4/1388 - 8:57 - 0 تشکر 129254

معجزه در دیدگاه حکمای اسلامی و متکلمان غربی

معجزه مسئله ای است که حکیمان و متکلمان الهی از آن برای اثبات نبوت استفاده می کنند و هرگز آن را در اثبات ذات واجب به کار نبرده اند. در قرآن مجید نیز همواره معجزه آیت و نشانه بر رسالت پیامبری است که داعیه ی نبوت نموده و بر نبوت  خاصه ی آن نبی گواهی می دهد، و چون نبوت خاص ثابت شود نبوت عام نیز در ضمن آن ثابت خواهد شد، زیرا هیچ خاصی بدون عام و هیچ مقیدی بدون مطلق نخواهد بود.

برخی از متکلمان مسیحی معجزه را نیز نظم دلیل بر اثبات ذات واجب دانسته اند و بیشترین انتقادهای کسانی که در غرب به نقد براهین واجب پرداخته اند نیز متوجه این دو برهان است، آنگاه گروهی از مشرق زمینان، مشابه آن نقدهای وارداتی را متوجه براهین معروف بین حکما و متکلمان اسلامی می پنداشتند.

معجزه به عنوان کار خارق العاده و امری که به اصل علل و اسباب طبیعی و شناخته شده آنها نتواند استناد پیدا کند، برای کسی که قبلا بر ذات واجب برهان اقامه نکرده باشد و برخی از اسماء و صفات او نظیر مدبر و هادی بودن وی نپذیرفته باشد و یا حتی از اثبات نبوت عامه عاجز مانده باشد و نیز برای کسی که در اصل علیت تردید نموده و احتمال صدفه و اتفاق را بدهد و همچنین معجزه برای اشخاصی که ادراک حسی را تنها راه آگاهی و معرفت علمی دانسته و دیگر دانسته ها را فاقد ارزش جهانشناختی می خوانند به شیوه ای منطقی بر ذات باری تعالی دلالت نمی کند.

معجزه به لحاظ منطقی تنها پس از اثبات و یا پذیرش بسیار از اصول موضوعه مانند وجود واجب، ضرورت وجود نبی و معرفت دینی برای راهنمایی وهدایت انسانهایی که بطور مستقیم از آن محروم هستند، بر نبوت پیامبری خاص که داعیه نبوت دارد، دلالت می نماید و بر اساس این اصول،معجزه هرگز مخالف علیت و یا ناسازگار با قوانین ساری در هستی نبوده و بلکه خود به عنوان یک قانون و سنت ضروری عمل می نماید.

اگر معجزه خارق اصل علیت باشد، در این صورت به جواز صدفه و اتفاق حکم خواهد شد  با ورود اتفاق به عالم، راه استدلال و برهان بر اصل وجود خدواند نیز مسدود خواهد شد.

 ادامه دارد...

دل دریای من بی تو مرداب است

 

يکشنبه 14/4/1388 - 9:20 - 0 تشکر 129255

معجزه، کرامت، اعانت، اهانت

معجزه، خارق عادتی است که با تحدّی بر نبوت همراه است و تحدّی قیدی است که آن را از سایر خوارق عادات امتیاز می بخشد. امر خارق عادت می تواند به وساطت اراده و نفس زکیّ یکی از اولیای الهی انجام شود که در این صورت کرامت نامیده می شود و می تواند در اثر اجابت دعای بنده ای از بندگان صالح خدا باشد و در این حال اعانت نام می گیرد و نیز می تواند بااسباب وسایلی که به تعلیم و تعلّم تحصیل می گردد، پدید آید، مانند سحر و نظائر آن و گاه برای افشای کسی واقع می گردد که به دروغ داعیه ی نبوت داشته و به تحدّی زبان می گشاید که در این حال به اهانت موسوم می باشد، مانند مسیلمه ی کذّاب که چون آب دهان در چاه ریخت تا بر آب آن چاه افزوده گردد، آن مقدار آب که در آن بود نیز خشکید و خشکیدن آب چاه بدین صورت، گرچه خرق عادت است ولیکن برخلاف مورد تحدی بوده و خواری مدعی را به بار می آورد و کذب دعوای او را آشکار می سازد، البته خارق عادت منحصر به اقسام چهار گانه مزبور نیست، زیرا برهان عقلی بر حصر آن در موارد یاد شده اقامه نشد.

ویژگی اصلی معجزه آن است که از قدرت مطلق الهی بهره می برد و به بیان دیگر قدرت قائق و قاهر خدا را آشکار می سازد و نبی که داعیه ی رسالت و پیام آوری از ناحیه مبدا مطلق را دارد، همان گونه که اصل رسالت او خرق عادت بوده و به علل مقید و محدود مستند نمی باشد و او نیز دعوای چنین امر خارق عادت را کرده است، آیت دیگری را نیز از آن قدرت مطلق اظهار می نماید، تا بدین وسیله بر ارتباط او با مبداء جهان هستی گواهی دهد و خداوند سبحان که خلق و هدایت موجودات از جلمه انسانها را برعهده دارد، به دلیل این که در معرض دیده ی مردم قرار نمی گیرد هدایت او به مباشرت با آنان انجام نمی شود، بلکه به وساطت برگزیدگانی انجام می شود که شایستگی گفتگو و دیدار الهی را با دیده ی دل و زبان معصوم خود دارا هستند و رسولان او با آیت و نشانه ای که به رسالت آنها یعنی به پیوند و ارتباط آنها با مبدا آفرینش گواهی دهد، ظاهر می شوند"و ارسلناک للناس رسولاً و کفی بالله شهیداً" (نسا79)یعنی ای رسول ما تو را به پیامبری برای مردم فرستادیم و بر رسالت تو گواهی خداوند کفایت می کند و گواهی خداوند به رسالت پیامبر به این است که آیت غیبی و خارق عادت خود را در دست او ظاهر کند.

معجزه به دلیل این که نشانه ی قدرت الهی است شکست ناپذیر است و رمز تحدّی صاحب اعجاز نیز در همین است و اگر خارق عادتی همراه با تحدی باشد، چندان که زمینه ی گمراهی خلقی را فراهم آورد، خداوند قادر که حکیم و هادی است، بدون شک آن خارق را، بر خلاف آنچه که بر ان تحدی شده، به گونه ای مبدل می نماید که نتیجه ای جز خواری و اهانت متنبیّ و داعیه پرداز دروغین به بار نیاورد.

ادامه دارد...

دل دریای من بی تو مرداب است

 

يکشنبه 14/4/1388 - 11:0 - 0 تشکر 129280

معجزه به عنوان یک دلیل عقلی

معجزه، دلیلی عقلی بر نبوت خاصه ی پیامبران است و بهره وری کامل از آن تنها برای صاحبان خرد و اندیشه ممکن می باشد و کسانی که تنها به دیده ی حسی بر معجزه بنگرند و از تامل عقلی که با استفاده ی از مبانی مذکور حاصل می شود، محروم بمانند؛ هر چند که به دیده اعجاب و شگفتی بر معجزه بنگرند و به آن بگروند، علی رغم اعجاب و گرایش، شناختی یقینی که مصون از تردید و شک باشدنسبت به نبوت خاصه پیدا نمی کنند. صاحب خرد، ابتدا باید قدرت تمییز خارق عادت را از اموری که به اسبات وعلل علمی و قابل دسترس حاصل می شود، داشته باشد و از آن پس به ملازمه ی صدق دعوی با اعجاز آگاه باشد، تا از این طریق بر نبوت پیامبر یقین بیاورد.

در اعجاز موسای کلیم در صحنه ی مناظره و تحدی ، ساحران چون خود بهتر از دیگران به دایره ی تعلیم و تعلم سحر آگاه بودند خارق عادتی را که خارج از علل مرسوم و معروف در نزد آنان بود به نیکی شناختند و به همین دلیل آنها که به اصل خالقیت و ربوبیت ایمان داشته به سرعت به ربّ موسی ایمان آوردند و در این ایمان ثابت قدم باقی ماندند و اما کسانی که فقط مار شدن عصا را دیدند و از تامل در لوازم عقلی آن باز ماندند، همان گونه که با اژدها شدن عصا به موسی گرویدند، با بانک بر آوردن گوساله به گرد سامری جمع شده و حال آن که کار سامری عملی ساحرانه بود و دعوت او نیز به سوی پروردگاری گوساله بود که عقل بر بطلان آن گواهی می دهد.

معجزه همانگونه که بیان شد، دعوای نبوت را پس از یقین به مبدا جهان اثبات می کند و هرگز عهده دار اثبات محتوای دعوت انبیا -یعنی اصل مبداء- نیست. عقل قبل از دریافت ضرورت نبوت به مبداء جهان و توحید آن پی می برد. اگر مدعی رسالت دعوت به شرک نماید، چون شرک فاقد برهان بوده و بلکه برهان بر نفی آن گواه است، عقل از بطلان دعوت مدعی به بطلان دعوا و ادعای او نیز پی می برد.

شیخ رئیس بوعلی در اشارات و خواجه طوسی در شرح اشارات معجزه را به دو قسم فعلی و قولی تقسیم می کنند و اعجاز قولی را برای خواص از اهل معرفت مناسبتر دانسته و اعجاز فعلی را برای عوام مفیدتر می دانند.

پیامبر خاتم، از معجزات فعلی فراوانی برخوردار بود که بیشتر عوام از مردم رااقناع می کرد و خواص از اصحاب که به معانی بلند و جایگاه عمیق قرآن واقف بودند به آن اکتفا نموده و هرگز طلب معجزه فعلی نمی کردند و قرآن که معجزه قولی حضرت خاتم است و بهترین مصداق برای جوامع الکلم می باشد که به پیامبر(ص) داده شد، با تحدی علن و آشکار خود، معجزه ای باقی و مستمر است که بر رسالت و پیامبری آن حضرت برای هرکس که بر مبداء هستی جهان آگاه و به اوصاف او آشنا باشد، گواهی می دهد.

ادامه دارد...

دل دریای من بی تو مرداب است

 

يکشنبه 14/4/1388 - 11:40 - 0 تشکر 129289

امکان عقلی و استحاله ی عادی معجزه

برخی گمان کرده اند معجزه یک محال عقلی است که خداوند انجام می دهد و حال آنکه اعجاز همان گونه که مخالف اصل علیت نیست محال عقلی نیز نمی باشد، بلکه فقط محال عادی است، به این معنا که به وسیله اسباب و علل محدود و مقید انجام نمی شود و به قدرت غالب و پیروز خداوند اعتماد می نماید. کاری که با اسباب عادی انجام نمی شود و در دسترس فکر یا عمل بشر متعارف نیست و با تعلیمهای حصولی و ذهنی یا تمرین های عملی بدست نمی آید از غیر خداوند ساخته نیست. اژدها شدن عصا و ایستادن آب جاری و دیگر معجزات هیچ یک محال عقلی نیست،چه این که چوب با گذشت سالها و بعد از تجزیه عناصری که در آن هست به صورت غذای مار در می آید و در نهایت می تواند جذب بدن آن شده و جزئی از بدن او را تشکیل دهد و آنگاه بصورت نطفه درآمده و مار آینده گردد و یا آن که طوفان قوی و یا سدی مستحکم می تواند مانع پیشروی آب جاری گردد و آن را متوقف سازد یا منحرف کند ولیکن تبدیل عصا به اژدها و توقف آب رود نیل بدان صورت که توسط موسای کلیم انجام شد و یا انشقاق ماه به اشارت نبی، امری نیست که با وسایل عادی و متعارفی که در دسترس بشر هست انجام شده باشد، تا بتوان با علوم حصولی و ذهنی یا تمرینهای عملی آن را انجام داد.امری که محال عقلی باشد، فاقد هرگونه مصداق خارجی است و حکایت از هیچ مصداقی ندارد تا آن که از تحقق و واقعیت آن مصداق سخن به میان آید. لذا چون از امام صادق(ع) در مورد قدرت خداوند بر گنجاندن جهان در پوسته ی تخم مرغ پرسش شد امام فرمودند: گرچه قدرت خداوند لاینتاهی است لیکن "والذی سألته لا یکون" آنچه را که تو از آن پرسش می کنی "لا شیء" است. "لا شیء" نظیر "عدم" و یا مانند "اجتماع نقیضین" مفهومی است که از هیچ مصداق خارجی و واقعی حکایت نمی کند و بر هیچ شی ء ای دلالت نمی کند و به همین دلیل از ذیل قدرت خداوند که بر همه ی اشیا قادر است، نه به تخصیص، بلکه به تخصص خارج است، زیرا اصلاً شیء نیست.قرآن نیز که کتابی آسمانی است و در طی 23 سال بر قلب مطهر رسول اکرم(ص) نازل شده است و هیچ گونه اختلاف و تهافتی در آن وجود ندارد، یک محال عقلی نیست بلکه آوردن همانند آن یک محال عادی است. شیخ طوسی در "تبیان" و به دنبال آن "امین الاسلام طبرسی" در "مجمع البیان" و همچنین بسیاری از مفسرین اهل سنت که معجزه را انجام یک محال عقلی پنداشته اند، در صدد پاسخ از این اشکال برآمده اند که قرآن محال عقلی نیست، و از آن پس برا ی دفع اشکال به دنبال اثبات استحاله ی عقلی قرآن برآمده اند، و حال آنکه نه معجزه محال عقلی است و نه قرآن مصداق آن، در عین حال که قطعا معجزه است.

تنزّه قرآن از هر گونه اختلاف از یک سوء، و هماهنگی و انسجام آیات آن با هم از سوی دیگر، علیرغم آن که در شرایط مختلف در طیب 23 سال تنظیم شده، حقیقتی است که با اسباب و علل عادی قابل تحقق نیست. چه این که خداوند سبحان در این مورد می فرماید: "ولوکان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً" (نساء82) اگر جز از ناحیه خداوند سبحان بود در آن اختلافی فراوان می یافتند، چه این که بلاغت قرآن نیز محال عقلی نیست بلکه یک محال عادی است که با تحدی از جانب پیامبر همراه است و این تحدی نه برای اثبات اصل خداوند و یا اصل نبوت عام بلکه برای اثبات نبوت خاصه"حضرت رسول اکرم" (صلی الله علیه و آله) است.

منبع: فلسفه دین، تبیین، براهین اثبات خدای تعای از آیت الله عبدالله جوادی آملی

دل دریای من بی تو مرداب است

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.