انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 3609)
چهارشنبه 27/6/1387 - 7:36 -0 تشکر 58387
منقل اینترنتی

تمامی نوشته های زیر غیر واقعی می باشد و اگر شباهتی در اسمها با اسم شما وجود داشت به ما ربطی نداره مشکل از اسم شماست !

واژه نامه : سیخ : اینترنت ، جنس : کارت اینترنت ، جنس ناب : اکانت تبیان ، شیشه : ای دی اس ال

روزی روزگاری در یکی از محله های پایین شهر خانه ای بود محقر که در آن خبرایی بود !

منقلی برپا بود و عده ای دور منقل با حالات مختلف مانند دمر ، چهار زانو درازکش نشسته بودند و سیخ رو داغ می کردند . صاحب منقل محسن خسرو نامی بود که شهرتش تا چین و ماچین یکی رو برچین می رفت و می اومد و دیگری ممل نامی بود که در تمام شهر همیشه دودی تهران  معروف بود و همه او را می ستاییدند زیرا سیخ داغ کن خوبی بود . دیگری جعفر بود که امروز رو مهمون محسن خسرو بود و زیاد با دود و این جور چیزا حال نمی کرد [شاید اهل شیشه و پلاستیک باشه ]  دور تر از همه جوانی خوشتیپ با نام حسن یا علیرضا و یا هومن نشسته بود و به منقل نگاه می کرد که چه قدر زیبا می سوزد و گاهی هم اس ام اس می زد و منتظر پاسخش می نشست .

اما پای این منقل چه خبر بود چه چیزی گفته می شد و چه چیزی شنیده میشد با هم بریم بشینیم پای صحبتهای پا منقلی .

محسن : ممل داغش کن ، بیا بگیر بذا سرش .

ممل : بده من خوبه بیا داغه . جعفر سیگارو بده .

جعفر : بچه ها من برم دیر وقته .

ممل : چرا نمی زنی ؟

جعفر :بهم نمی سازه .

محسن : جعفر اهل منقل نیست ، چیزای بالاتر می زنه .

جعفر : نه بابا خیلی وقتیه گذاشتم کنار .

ممل : محسن یه به مهدی بزنگ بگو بش از این جنسای ناب بیاره .

محسن : چشم ممل جون . بذا ، شروع کرد به گرفتن شماره ، آهان گرفتش : الو مهدی خوبی داش . چی کاره ای داشی ، بیا اینجا خونه ی ما ، آره بلدی دیگه آره همون جا آره عمو داری میای از اون جنسای اصل و نابت بردار بیار اینجا منقل روشنه . منتظرما . یادت نره . آفرین وردار بیار من اینجا منتظرتم .

حسن : بچه ها شنیدید یه عده وجود دارند که میگند زمین گرد نیست .

ممل : بابا به ما چه که زمین گرده یا گرد نیست .

محسن : این گمینی هم بیاریم منقلیش کنیم موافقید .

ممل : فک نکنم اهل منقل باشه .

جعفر : کمتر از شیشه تو کارش نیست .

صدای در همه رو از حال خودشون خارج می کنه

محسن : کیه ینی ؟

ممل : باید مهدی باشه با مک لارنش اومده .

جعفر : ینی به این زودی ؟

حسن : من برم در رو باز کنم .

محسن: آفرین . رو به بچه های دیگه می کنه و یواش میگه : این حسن خیلی پسر گلیه ،

ممل : اهل منقل هست ؟

جعفر : فک نمی کنم منقلی باشه .

صدای مهمونها همه رو شوکه کرد : یاالله یاالله صاب خونه مهمون نمی خوای .

محسن با صدای بلند : بغرما . بفرما .

حمید و محمد [دوستدار یو و مجنون صفت ] وارد اتاق میشند و حمید با دیدن منقل میگه : به به منقل هم که روشنه من برم خودمو بسازم به سرعت میره پشت منقل و یه سخ میذاره تا داغ شه .

محسن : سلام محمد جون می دونی چند وقته که ندیدمت یه ماچ بده عمو . بوس بوس . بیا محمد بیا بشین یه سیخ بزن ، جنسش اصله اصله بیا بزن ضرر نمی کنی .

محمد : محسن جون من دیگه نمی کشم باور کن نمی تونم بکشم .

ممل : یه شب که هزار شب نمیشه . بیا بزن هیچ چی نمیشه .

محسن : چیه از زنت می ترسی !!!

محمد : محسن حالا که این طور شد بیایید بچه ها اینم ده ساعت نابه ناب بیا ممل داغش کن گرفته بودم شب یواشکی بزنم .

حمید یه پک میره و میگه : آخ که دلم لک زده بود واسه منقل . اونقدر به ما شیشه دادند تو تبیان !

جعفر : ممل برا منم داغ کن بده هوس کردم

ممل : آفرین پسر حالا عاقل شدی .

حسن : بچه ها منم بیام جلو ؟

ممل : بیا این داغه بگیرش .

صدای دوباره ی در یک لحظه سکوت را شاه مجلس می کند .

ممل : مهدیه این دفعه .

محسن : بذا برم ببینم .

محسن به طرف در می ره و با دیدن مهدی می گه : سلام مهدی جون بیا تو آوردی دیگه ؟

مهدی : آره ، دیر شد ، سر همین جنسا بود ، ما رفتیم موسسه من سر خانم گل رو گرم کردم امیر هم یواشکی از رو میزش دو دره کرد . این اصله اصله محسن .

محسن : امیر حیدری هم باهاته ؟

مهدی : آره

محسن : پس کو ؟

مهدی: همنجا بود . ای بابا تو ماشین گیر کرده .

مهدی : امیر بیا بیرون اون تو چرا موندی . آخ ببخشید حواسم نبود در رو بستم . بذار من برم بازش کنم .

امیر حیدری : کیفم رو بده از صندوق . سلام به تو محسن جان .

محسن : سلام امیر بیا تو

امیر در گوشی به محسن میگه : منقل داغه داغه دیگه ؟

محسن : آره بیا تو ممل پاشه .

امیر با ورود به اتاق بلند میگه : درود بر همگیه پا منقلیها . بیایید جنس ناب

ممل : بده به من داغش کنم .

امیر حیدری: یه دونه داغشو بده من . آهان ، به به چه طعمی .

محسن : یادش بخیر قدیما .

محمد : آره چه روزایی بود .

حمید : همیشه منقل بچه ها روشن بود منم بودم .

ممل : قدیما خدایا شکرت که هنوز سالمیم .

مهدی : دیگه اون زمونا تکرار نمیشه سیخو بده به من جعفر .

محسن : الان دور دروه پناه 60 و ماندگاری و مای میل و مهدی 313 و سعیدان و سیب سرخ و موف لاین و مکس 2000 هستش .

ممل : اوه اوه آنشرلی رو یادت رفت .

مهدی : من برای آیندش نگرانم .

محسن : این آنه ای که من میشناسم ، هیچ مشکلی براش پیش نمیاد ، فقط جدیدا زیاد پا منقل میشینه .

محمد : اینا همش دوره ایه زودی از سرشون میفته .

جعفر : درمورد آنشرلی این طوری صحبت نکنین !

محسن زیر لب میگه : کاسه ی داغ تر از آش !

دوباره صدای در اون حال رو از بین برد .

محسن : حسن جون برو در رو باز کن .

حسن : باشه محسن جان .

بعد از چند دقیقه حسن کاسه به دست بر می گرده محسن از جاش بلند میشه و میگه : کی بود حسن ؟

حسن : خانم نوای آسمانی آش آورده .

مهدی : دستش درد نکنه .

ممل : محسن برو یه چند تا کاسه دیگه هم بگیر .

محسن : من بهتون قول میدم کاسه ای زیر نیم کاسس . بذار کاسشو بشورم برم بش بدم ببینم چه خبره . ممل داعش کن تا بیام .

ممل : برو سریع بیا .

محسن کاسه رو میشوره و میره جلوی در .

محسن : سلام نوا چه طورسنی ؟

نوا : اون تو چه خبره ؟

محسن : مگه فضولی . بذا ببینم اون کیه پشت چراغ برق قایم شده .

نوا : اه عشق آبیه دیگه .

محسن : چیه اومدین آمار بگیرین ؟ اون آنشرلی قرستادتون .

نوا : چیییییییییی می گییییییییییی ؟

مجسن : برو مزاحم نشو برو .

محسن در رو می بنده و به طرف اتاق بر می گرده .

ممل : چی بود چی شد چی گفت ؟

محسن : اومده بود آمار بگیره . ولش کن بابا اینا همشون منتظرند یه سوتی از ما بگیرند .

مهدی : من می گم ما باید آنشرلی رو نیست و نابودش کنیم .

جعفر : نه این درست نیست .

محمد : همه اولش همین طوریند بعد خودش کم کم مصرفش کم میشه .

مهدی : من خودم روزی چند بار خودمو توپ می کردم ولی الان که دیگه نه نمی تونم باید تو غرفه باشم .

حمید : راستی چی شد محسن چرا اخراج شدی ؟ ممل داغش کن

محسن : بابا مگه نمی بینی وعضمو باید خودمو بسازم . تو نمایشگاه نمی تونستم . این مهدی و امیر سر حالند . من که مثل اینا نیستم . باید برم تو ترک . بین بچه ها فقط ماندگاریه که با شدت معتادی تا امروز وایستاده و داره دوش به دوش همه کار میکنه . ما که این اعتیاد کمرمون رو شکسته .

ممل : بچه ها اصلا میشه ترک کرد ؟

مهدی : فقط اراده میخواد .

حمید : نه مهدی مهم تصمیمه .

مهدی : خوب اراده می خواد دیگه .

محمد : باید زن بگیرین یه زن خوب که بتونه ترکتون بده .

ممل : من که هربار اومدم ترک کنم نشد .

امیر : کار گیر بیارین همه چیز درست میشه انشاءالله .

جعفر : به نظر من حرمت ها از بین رفته .

حسن : میگن دارویی اومده که ...

محسن : باز تو حرف زدی ! بشین اونجا حرف نزن دیگه ! ممل ماهواره رو روشن کن الان فیلم بهروز شروع میشه .

ممل : کدومش ؟

محسن : رضا موتوری

محمد : من عاشقشم .

بدین ترتیب اون شب با تمام حرفایی که زده شد به پایان رسید .

با تشکر از همگی که به گفت و گوی پا منقلی چند تن از معتادان کهنه کار تبیان توجه کردین .

چهارشنبه 27/6/1387 - 17:39 - 0 تشکر 58498

هوالباقی...

سلااااااااااام

بعله!...نه خیرم اصلنی جالب نبود! بووووووووووووود! ببخشید من امروز زیادی كشیدم قراربود ترك كنماااا ولی امروز قلقلكی شدم كه بیام پای منقلم!...هه هه كلی خندیدیم!

عجب خوب سیخ داغ می كنیداااا! من ازاولم سیخ داغ كردن بلد نبودم! كلی طول كشید یاد گرفتم! یعنی داییم بهم یاد داد!(از بس كه با كتابخونش ور می رفتم جونش به لبش رسید و برای واكردن ما از سرش مارا اینچنین معتااااد كرد!)

من شیشه ای نیستماااااا! جنسی می كشم كه نگوووو! اوندفه كه داداشیمون برا منقلمون آتیش داغغغ روشن كرد( كه تا حالا خاموش نشد!) سرعت جنس نابمون شد 921 كیلو بایت و از این حرفاااا!انقده فاز دارهههههه! حیف كه دوره ی من تموم شد! می خواستید از من حرفففففف بكشید كه اینچنین از خود بیخودمان كردید؟ دید؟ دید؟ما داریییییم ترك می كنیم به شما هم كه معتااااد دو چیزید توصیههههه می كنیم ترك كنید! نگذاریییید بگویم تا این حددددد معتااااد فیلمیدااااا! نگذارییییید!

حیف كه ما تهراااانی نیستیم. بلی! بدین دلیل است كه مظلوم واقع شدیییییم! یعنی اینكه نشیدیییم! ای وااااااااااای یَك خاطراتی نشانتان دهیم كه ...

حساااابی خندیدم وكشیدیم و...بریدیم! هی! مانیز از اعتیادمان بریییدیم!اعتیاد خوشایندی بود!به انتظار اعتیادی دوباره نشسته ام!بچه ها به من جنس برسونییییییییید! جنسمان ته كشیده! ان شاءالله ایندفعه كه جنسمان جوووور شد میاییم وحال همه تان را می گیریم!تا به یافتن جنسی ناااااااااااب

بابابای بای بای بای

در پناه یزدان پاك...

و او تنها پناه  همه ي ماست...
چهارشنبه 27/6/1387 - 18:36 - 0 تشکر 58513

به نام خدا

سلام

بشتابید ......بشتابید......

بزنگاه 2 هم رسید......

سرشار از بد آموزی......

هم سیخ داره ...... هم جیز داره......

با كارگردانی محسن خسرو......

♫♫ باغچه ♫♫(کلیک کنید)

هر آمدنی رفتنی هم دارد...

ولی ایکاش رفتن ها زیباتر از آمدن ها بودند.....

خدانگهدار همگی

چهارشنبه 27/6/1387 - 21:32 - 0 تشکر 58542

به نام خدای مهربون

سلام

همگی به هووووووووووش... همگی به گوووووووووووش..

آهای اهالی هه محترم تبیان....به هووووش باشید...

خبر ... خبر... روزنامه.. اطلاعات.. اطلاعات.... خبرای جدید... خبرای واقعی... خبرای دست اول....

بزرگترین محموله ی مواد امروز در تبیان اندكی قبل از كلاس نجوم جابجا شد!

مدیر انجمن دانشجویی یك سوی این باند مخوف است..

دانشجویان  مراقب خود باشید... دانشجویان از دانشجویی حذر كنید... ... دانشجویان ...

بشتابید.. بشتابید...

ساقی نوا امروز در حال ارتكا به جرم رویت شد... 

این مجرم امروز حدود 150 ساعت جنس را به مدیر انجمن دانشجویی اهدا كرد! به همراه كلی جنس دیگر كه مادام العمر است...

نچ نچ نچ....

 خلاصه این بود كلهم اخبار ما

منتظر شنیدن اخباری از این دست باشید

چشم و گوشتون رو باز كنین...

ببینین چه كسایی دور و برتون هستن

الان تمامی این افرادی كه تو این صفحه ازشون نام برده شده... در حال استعمال هستند.. باور ندارید بیاین نگا كنین...

نچ نچ نچ

هههههههه

ما كه رفتیم

فهلا

مواظب خودتون و دلای پاكتون باشید

یا علی 

چهارشنبه 27/6/1387 - 22:8 - 0 تشکر 58551

به نام خدای مهربون

سلام!

دوستان عزیز... همكارانم اشاره میكنن كه تصویری از صحنه ی جرم پیدا كردن... الآن برا همه میزارم تا ببینین كه همه چی واقعیت داشته...

الله اكبر از این مدیر انجمن دانشجویی...

امیدواریم كه هر چه زودتر ایشون ترك كنن...

 خدا همه رو به راه راست هدایت كنه

این شما و این هم تصاویر مستند امروز...

در ضمن... ساقی نوا تحت پیگرد قانونیست...از یابنده تقاضامندیم كه ایشون رو به سربازان وظیفه شناس قانون تحویل دهند... 

مواظب خودتون و دلای پاكتون باشید

یا علی 

چهارشنبه 27/6/1387 - 22:13 - 0 تشکر 58552

به به

میبینم که این روزا همه چیز میکشن!

شما چطور؟!

خوب خدا رو شکر ما حتی منقلی هم به حساب نمیایم چه برسه به اینکه شیشه و ناب و اصل و...

ولی خداییش جالب بود با اینکه من فقط شخصیت ممل و مهدی و خود آقا محسن رو میشناختم

اما دخترا رو میشناختم کامل

داستان ادامه داره هنوز؟

انگار پاي ثانيه ها سنگ مي‌شود  

وقتي دلي براي دلي تنگ مي‌شود

پنج شنبه 28/6/1387 - 1:0 - 0 تشکر 58576

محسن فیلم نامه ایی نوشتیا واسه خودت!!!
یه جورایی معنا گرا بود .


خیلی باحال بود کلی خندیدم .


 میدونی چیه: مثله همیه کارایه سینمایی "منقل اینترنتی2" هم بنویس .مثله هری پاترو اخراجیها!!!


به نظره من نقطه جذابه فیلم ورود خانوما بود , فک کنم فیلم نامت دستکاری شده بود ینی وزارت فرهنگ یه جاهاشو اصلاح کرده بود ولی هنر این چیزا رو قبول نمیکنه داداش (جو گیر )!!!


آره دیگه  اگه خواستی فیلمش کنی من و محمد جواد اسپانسرات میشیم.

         زندگی زنگ تفریح است             ساعت بعد حساب داریم....
پنج شنبه 28/6/1387 - 1:41 - 0 تشکر 58583

سلام...آقا محسن عاللللللیییییییی بود...میگن خواهی نشوی رسوا     همرنگ جماعت شو

هر چی دارم فک می کنم می بینم نمیشه...ببخشیداااا من جام اینجا نیست...باید برم...

فقط...بعد نگین هر کی پاسخ این تاپیک رو داده به جرم همدستی با معتادین گرام محکوم به

حبس ابد می باشد...خاهشااااان جایی درز نکنه...اسمی هم از من برده نشه...با سپاس.

هميشه بايد رفتني باشه ، تا بودني احساس بشه .  

همراه ما باشيد در :انجمن د انشجويي

    http://img.tebyan.net/Big/1388/11/1341061741261678981114214248198168411517821.jpg

 

 

 

 

پنج شنبه 28/6/1387 - 10:32 - 0 تشکر 58628

به نام خدایی که همیشه در قلب ماست

سلام

من رو شطرنجی کنین، آقا عکس نگیر، ای بابا آبرومون رفت
من دیگه این همه هم درصد عملم بالا نیستااااااااااااااا
جنس من خوبه از شرکت معتبری میگیرم، قطعی هم نداره دائم برام میاد
بهت گفتم برو از اینا بگیر گفتی گرونه، ولی مرغوبه موغوبه، تازه نامحدود هم هست، تموم نمیشه که
خانم نوای آسمانی شما چرا آش میارین جنس همراهش نمیارین، همه شاهد بودن من جنس مرغوبی از نمایشگاه آورده بودم و تحویل ایشون دادم، چون خودشون به منبع بهتری وصل بودن و از شیشه استفاده میکردن، گفتم این رو برسونن به دست خانم عشق آبی که جز نفرات برتر امداد بود
تازه این که چیزی نبود، خانم ماندگاری نفر دوم کلاس امداد شدن و از این اجناس مرغوب بهره مند شدن
نمیدونین با چه سختی و مشقتی اون اجناس رو گیر اورده بودم، به سختی و کلی واسطه گری، تونستم گیر بیارم، قسمت نشد خودم استفاده کنم ولی شنیدم جنسش توپه توپ بوده
عسل خانم شما هم جدیدا دارین آلوده میشین، شما و دیگر دوستان که کنکور دارین، برین تو ترک که کنکور سال بعد رو با بهترین رتبه ها قبول بشین که هم دوستان و هم انجمن ها به شما افتخار کنن
راستی یادتون رفت منم کنکوری هستم؟
ولی از نوع با کلاسش، کنکور کاردانی به کارشناسی دارم من!
خانم ماندگاری به جون خودم من بی تقصیرم، الان وجدان درد گرفتم چرا اون اجناس رو دادم به شما، من خودم رو مسئول معتاد شدن شما میدونم، من چیکار کنم، برنامه این بود به سه نفر برتر از این اجناس داده بشه، ولی نمیدونستم این میشه عاقبتش، به قول خودتون هق هق
من رو به شدت شطرنجی کنین، خانم حس غریب به خدا من بی تقصیرم، من چیکار بیدم، یه ذره آبروی نداشتمون رفت، به خدا این کلاس امداد قرار بود امدادگر تحویل جامعه بده، ولی خب نفرات برتر قرار بود ................، من چیکار کنم، این جایزه بود خب، یاد شعر مجنونu افتادم، بخونین دو بیتش رو:
... آه از آن ساعت و آن سالی که تبیانی شدم عضوی از اعضای این وبسایت ایرانی شدم
با اکانت رایگان (جنس مفتی) تبیان مرا اینجا کشید من به دام افتادم و صیاد من هورا کشید
خانم پناه 60 شما هم، از شما دیگه انتظار نداشتم، شما که باید الگو بچه ها باشین، از نوع مرغوب که چه عرض کنم، از نوع خفنش با سرعت 921 کیلو بایت، استفاده میکنین، ایول از این اجناس از کجا میارین به منم بدین، ولی به دیگران ندین، بازم از این اجناس خوب داشتین من رو خبر کنین
یه اتفاق بسیار مهم رو هم باید میگفتم که از چشم دوستان دور موند، سر کلاس امداد وقتی که نمره ها وارد شده بود، یه اتفاق مهیب افتاد، بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی از دوستان تبیانی ............... به صورت زیر میزی به استاد جنس داد که نمره ش رو بگیره، از اونجایی که استاد اهلش نبود، بود مودم نداشت، یعنی منقل نداشت، جنس رو قبول نکرد!!!
حالا یه سوال، چرا فقط خانم ها به این مطلب پاسخ دادن؟
یعنی پسرا میخوان بگن ما معتاد اینترنت نیستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اوه اوه اوه، دیگه کارمون از شطرنجی گذشت، mona خانم شما هم دیدین چجوری آبروی ما رفت، من شخصیتی معتاد ندارم، میتونم ترک کنم، همش دوست ناباب بود، با یه نون بربری شروع شد، نه ببخشید با یه اکانت شروع شد، یعنی همون جنس، البته قبلی از روی کنجکاوی مودم، همون منقل رو تهیه کرده بودم، ببینم اینترنت چی هست و معتادش شدیم، آبرومون اساسی رفت، شدیم سر دسته معتادین تبیان
مینی من تو دیگه چرا اومدی اینوری، خیلی کار خوبی کرده محسن، حالا میخواهین اسپانسر هم بشین، دیگه همین آبروی نداشتمون رفت، بخواهیم به قسمت دوم و سوم برسه دیگه وا ویلا، میشه سریال، مهران جون من کسی نفهمه ها، بیا چند تا جنس خوب بهت بدم، دهنت رو ببندم، بیا جنسش خوبه
وووووووووووااااااااااااااییییییییییییی رز صورتی شما دیگه چرا اومدین، آقا این در رو ببند، دیگه گونی کشیدم سرمون دیده نشیم، شما دیگه چرا اومدین قاطی معتادین تبیان، برین بیرون اینجا دز مواد بالاست سریع معتاد میکنه، اگر میخواهین اسمی از شما برده نشه چند تا جنس خوب از نوع تبیانیش بدین تا بچه ها سکوت کنن، مگه نه شما هم سابقه دار میشین
من برم کلون در رو بندازم، یه فکری هم برای آبروی خودم کنم، دیگه با این کار تابلو شدیم، جمعیت معتادین تبیان هم مشخص شد، اینا همش نقشه بود تا ببینیم کی به اینترنت اعتیاد داره، من طعمه شده بودم، من اغفال شدم، من معتاد نبودم، باقی دوستانی که پای منقل بودن و نیومدن، به مشکل شطرنجی شدن برخورد کردن و چون شطرنجشون خوب نبود، کیش و مات شدن، حالا بهشون اطلاع داده میشه بیان تا از خودشون دفاع کنن
وای چه آبروریزی شد

*****

خب راستش حقایق تلخی به صورت طنز به شیوه ای نوین محسن جان بیان کردن، به راستی این اعتیاد ما به اینترنت، وابستگی به زندگی مجازی و دوری از زندگی حقیقی رو بسیار جالب و شیوا بیان کردن، حقیقت هم همینه، منم میخواستم عین دیگر دوستان با زبان طنز این مطلب رو ادامه بدم، ولی اگر کمی دقت کنیم میبینیم که طنزی تلخ و واقعی هست، خطر اعتیاد به اینترنت از اعتیاد به مخدر هم بیشتره.

تا حالا فکرش رو کردیم روزی چقدر داریم از اینترنت استفاده میکنیم؟
چقدر براش هربار هزینه میکنیم؟
پول تلفن هر ماه چقدر میاد؟
هزینه ای دی اس ال چقدره؟
نتیجه چی میشه، عین مخدر صرف تفریح استفاده میکنیم، چقدر ازش استفاده مفید میبریم؟
این مطلب طنز بود و جالب، حالا بیاییم برای ترک این هم راه حل هایی رو پیشنهاد بدیم، و ببینیم چجوری میشه، این مخدر خطرناک (اینترنت) رو ترک کرد و استفاده مفید ازش ببریم؟
اگر دوستان نظراتشون رو بدن، علاوه بر طنز بودن بحث، بحثی آموزنده هم میشه. 

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
پنج شنبه 28/6/1387 - 12:9 - 0 تشکر 58650

من چی بگم ؟؟؟

حاشا ؟ انکار ؟ نمی تونم خوب !

همه شاهد بودن ! همه شاهد ماجرا بودن ! حتی آنشرلی که در بک گراند این عکس هست !

من معتاد .. من میخوام یه مسافر باشم اما نمی تونم .. من فعلا در حد تفریح ! .. من فعلا در مرحله جنس ! .. خانواده شاکی ؟ نه بابا ! .. تیریپ شاکی جاست لحظه رویت قبض ! .. من مظلوم نما .. من کاره ای نبیدم !

یه پند از من به شما جوونا ! با دوستای ناباب نگردین ! .. آخرشم میشه این عکسی که می بینید .. خودشون به مرحله شیشه می رسن و ما رو در منجلاب جنس فرو می برن ! .. هر چی هم دست و پا میزنی بیشتر فرو میری ! .. این عکس هم که پابلیش شده در کل منطقه و جهان !

دیروز نبودین ببینید دست آنه رو که با سیخ سوزیده شده بود و با چسبی روش پوشونده شده بود با رعایت تمام نکات امدادگری ! ناشی گری کرده که با وجود شیشه بازم از سیخ استفاده کرده ! هوووووم .. نمی دونم شایدم میخواسته خواطراتشو زنده کنه واسه خودش به یاد قدیما !

فقط خوشحالم که تا قبل این داستان کسی به اعتیاد زیرپوستی من پی نبرده بود ! الانم که شدم رسوای عالم ! ( نادم ) .. فقط به خودم مفتخرم که خوب ظاهر سازی کرده بودم ! ( نیشخند )

خلاصهههههههههههه اینترنت بالغ بر 150 ساعت رو دوستتر میدارم ! ( جمله ادیبانه = جمله جایگزین )

***

بازم ممنون از جناب محسن خسرو که این واقعیت رو به رشته تحریر درآوردن

جمعه 29/6/1387 - 9:8 - 0 تشکر 58857

شلام وای ببخشید یعنی سلام

راشتش نمی دونم اینجا چطوری .......

مادرم گفت با معتادها نگرد گوش ندادم با کله رفتم تو دامش دلم می خواشت دربیام اما چون با کله رفتم شرم گیر کرد ......

خلاشه اونجا رفتم بهترین مواد ها از اون ور مرز میووردن برام ......

الان بد جوری تو کارشم خواشتی اشاره کن تا مرغوبشو بیارم تعجب نکنید من معتاد درجه یکم معتادیم از موقعی که از گروه ضربت زدم بیرون .

چندتا رفیق مثل اشامی بالا به من کرار،شیشه،حشیش، تریاک ،و ....... ایکس 

همه چی خلاشه سرگذشت طولانی دارم که 10 محشن خشروهم نمی تونه بگه 

سلام علیکم 

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات کوچیک و بزرگ همه 

آقا محسن واقعا احسن ( فتبارک ا... احسن الخاقین )

شما بشیار ببخشید بسیار مهارتتون بالاست فقط من آبرو دارم اسمم در نره،

اصلا بی خیال در بره 

موفق مؤید باشید.

http://rahpoyvesal.blogfa.com
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.