• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 4642)
شنبه 16/6/1387 - 2:40 -0 تشکر 55748
اعتقاد به شانس = انکار خداوند

سلام علیکم؛ از دیدگاه شما عزیزان آیا اعتقاد به شانس برگرفته از فلسفه ی ماتریالسم است یا فلسفه ی اسلامی؟

پنج شنبه 21/6/1387 - 13:15 - 0 تشکر 56967

پس به نظر من شانس وجود دارد و هم به قضا و قدر مربوط است. اما مسئله آن کمی پیچیده تر و مبهم تر است. چون شاید ما قوانین را رعایت کرده باشیم اما نتیجه آن چیزی که بدیهی بوده نباشد. حال خدا این جریان را بهم زده یا یک سری پدیده های طبیعی که از آن بی اطلاعیم؟ بحثی پیچیده است که مجددا نیاز به بحث دارد. شما چه فکر می کنید؟

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


جمعه 22/6/1387 - 7:18 - 0 تشکر 57151

سلام علیکم؛

با سپاس از مطالب زیبا و قابل تامل دوست گرامی helella16

آن قدر دشمن ظریف و زیبا عمل نموده که ما را متحیر کرده و پایه های اعتقادی ما را به صورت غیر مستقیم سست نموده تا آنجا که ما بدون اطلاع به محضر پیامبر اسلام (ص) اهانت می کنیم و نمی دانیم، تا آنجا که ما وجود حضرت حق را حداقل در کلام نفی می کنیم و توجهی به این معنا نداریم( شاید در آینده در رابطه با آن بحث کنیم). شانس اساسا کلمه ای است بر گرفته از غرب یعنی این کلمه را اگر در فرهنگ دهخدا ملاحظه فرمایید نوشته شده است فرانسوی خوب پس اصالت کلمه که تکلیفش روشن شد و اما قضا و قدر و خواست خداوند در چهار چوب فلسفه ی اسلامی تعریف گردیده و بکار بردن آن در زندگی روزمره یاد حضرت حق(جل و اعلی) و مطلوب شان یک مسلمان است. اما شانس، هم کلمه ای غربی و هم برگرفته از فلسفه ی غیر الهی است یعنی یک تعریف کاملا مشخص دارد و آن به طبیعت بر می گردد نه حضرت حق(جل و اعلی).

شنبه 23/6/1387 - 13:28 - 0 تشکر 57440

با سلام مجددبعد از مقدمه ای که گفتم تمایل دارم صحبت اصلی را شروع کنم.البته قبل از آن نکته ای که مرا درگیر این بحث کرده آن است که آدم ها دودسته اند یا به شانس معتقدند و یا به آن اعتقادی ندارند اما عجیب ان است که از هر گروهی علت عقیده اش را بپرسی پاسخ روشنی نخواهد داد. مثلا بپرسی که اصلا شانس یعنی چه؟ شما که خوش شانس هستید شانس را چه تعبیری میکنید؟ خودش هم نمی داند. برای همین برای من هم جالب است بحثی که شما مطرح کردید نکته مجهول ذهن بسیاری از آدمهاست در حالی که نسبت به آن دغدغه ای ندارند.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 13:31 - 0 تشکر 57442

و اما ادامه بحث: به آنجا رسیدیم که فهمیدیم هر پدیده ای چه مستقیم وچه غیر مستقیم بستگی به اراده خداوند دارد. اما جایگاه شانس اینجا چیست و آیا برهان علمی و عقیدتی دارد و در مقوله قضا و قدر می گنجد یا نه؟با مثال عرض می کنم. اگر بخواهیم به سادگی شانس را رد یا تایید کنیم احتیاج داریم گفته مان را به اثبات برسانیم.بهترین مثال قرعه کشی است. فرض کنیم از میان ده نفر قرار است به یک نفر جایزه بدهیم و شماره های آنها را در سبد میریزیم. شماره 8 که متعلق به خانم ایکس است درمی آید. دوستانش او را خوش شانس خطاب می کنند. و اما سوال:1-آیا همه چیز اتفاقی بوده است؟2- اگر اتفاق بوده نیروی خاصی سبب این اتفاق شده تا شماره 8 دربیاید؟3-خداوند اراده کرده تا شماره 8 برداشته شود؟

4- خداوند دخالتی نداشته و شماره خود به خود بیرون آمده است؟

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 13:34 - 0 تشکر 57443

خب فردی که میگوید شانس آوردم باید روشن کند منظورش کدام مورد بالا بودهاما من فکر می کنم(مطمئن نیستم) دلیلی ندارد خداوند در هر مسئله ای به طور مستقیم دخالت کند.فکر کنید بازی کامپوتری بسازیم که در آن مزرعه ای قرار دهیم تا گوسفندان بچرند. آیا هنگامی که بازی مجازی فعال میشود ما باید برای اینکه هر گوسفند یک برگ و علف خاص را بخورد دکمه فشار دهیم؟خیر این بازی را ما ساخته ایم اما پروگرام هایی ایجاد کرده ایم تا در آن گوسفند بتواند هر علفی که جلویش بود بچرد.در واقع یک اختیار مجازی به کاراکتر ها میدهیم حال آن که اصل بازی و خود قوانین به دست ما پرداخته و اجرا میشود.در دنیای خودمان فرمولهایی ریاضی برای این جور پدیده ها کشف شده است.وقتی تاس را میاندازیم احتمال 1 به 6 دارد که عدد 3 دربیاید(ریاضی 2 دبیرستان)خب...پس میبینید که قوانین علمی را اساسا خدا ایجاد کرده اما ما از آن استفاده میکنیم و میتوانیم حتی روابط میان آنها را تشخیص دهیم.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 13:37 - 0 تشکر 57446

حالا مثلا فوتبالیستی که به سمت دروازه شوت میکند و توپش به تیر دروازه میخورد خب زاویه ای که به توپ ضربه زده باعث شده توپ به تیر بخورد. یعنی یک احتمال بوده درون چارچوب باشدو یک احتمال آنکه خارج از چارچوب و درصد کمی هم اینکه به تیر اصابت کند. همه این اتفاقات طبیعی است.حالا ما اسمش را(باز هم میگویم اسمش را) می گذاریم بد شانسی

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 13:40 - 0 تشکر 57448

میتوانیم بجای اینکه بگوییم احتمال 1 به 6 هست. بگوییم شانس یک به شش.بله شانس کلمه خارجی است اما واژه ایست که انسان ناچارا روی چنین عواملی که مثال زدم گذاشته برای سهولت. مهم این است که بدانیم منشا همه چیز خداست. حالا شاید غربیها به این صورت که گفتم معتقد نباشند.

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 13:42 - 0 تشکر 57449

حرف آخر: فرض کنید یک نفر عاشق میشود ولی در گنجینه لغات او کلمات"عشق و عاشقی" وجود نداشته باشد. از او می پرسیم چه احساسی داری؟ میگوید "حس عجیب و خوبی دارم" به جای اینکه بگوید"عاشق شده ام"

شانس هم دقیقا همین است یعنی به جایی که بگوییم"این اتفاق به نفع من بود" میگوییم خوش شانسی آوردم. و به جای اینکه بگوییم "این اتفاق به ضرر من بود" میگوییم "بد شانسی آوردم."

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 13:44 - 0 تشکر 57451

پس در نتیجه این تساوی شما که گفته اید اعتقاد به شانس= انکار خداوند همیشه صادق نیست. چون باید ببینیم تعریفی که اشخاص از شانس دارند همان تعریفی ست که ما می گوییم؟یا نه؟**کسی عشق را همان شهوت و هوس تعریف می کند. در این صورت عاشق شدن=معصیت خداونداما کسی عشق را همام علاقه و محبت انسانی قلمداد میکند که در این صورت عاشق شدن= رحمت خداوند.

درست نیست؟؟

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


شنبه 23/6/1387 - 17:6 - 0 تشکر 57509

با سلام

مسئله شانس که معادل آن در زبان فارسی اتفاق می باشد از

 مسائلی است که در فلسفه اسلامی به آن پاسخ داده شده است

 که در اینجا به بررسی آن می پردازم

اصولاً همه می دانند که قوانین حقیقی حاکم بر هستی همیشگی و

 تخلف ناپذیرند [اینکه می گوییم قوانین حقیقی ، در مقابل قوانین

 نسبی و اعتباری می باشد قوانینی که انسانها وضع می کنند]

 قوانین حقیقی که گاهی به آن سنت هم می گویند چند ویژگی دارند

 1- ضرورت دارند 2- همیشگی هستند 3- کلی هستند .اما اینکه

 گفته می شود ضروری هستند یعنی با تحقق شرایطشان حتماً

 بوقوع می پیوندند و اینکه گفته می شود همیشگی هستند یعنی

 متعلق به یک دوره از زمان یا مکان خاصی نیستند و اینکه گفته می

 شود کلی هستند یعنی این قوانین شامل همه میشوند و به اصطلاح

 تخصیص نمی خورند و استثنا بذیر نیستند .

حال باید دانست یکی از این قوانین حاکم بر هستی که تمام آن

 شروط را داراست اصل و قانون علیت می باشد. این قانون به ما می

 گوید که هر اتفاقی که در هستی رخ می دهد بدون علت نمی باشد

 و خود علت هم چهار قسم است 1-علت فاعلی 2-علت غایی 3-

علت مادی 4-علت صوری

در مورد شانس بحث در دو علت اول یعنی علت فاعلی و علت

 غایی است یعنی یک حادثه ای یا بدون هیچ فاعلی رخ بدهد یا اینکه

 بدون اینکه هدفی در کار باشد یک حادثه اتفاق بیفتد.

با توجه به مطالب گفته شده هر پدیده ای که در عالم رخ بدهد به

 علتی ختم می شود و از آن هم تخلف نمی کند و همه علت ها هم

 بی واسطه یا با واسطه به یک علت ختم می شود که او حق تعالی

 «عزه اسمه» می باشد واینکه قائل به شانس شویم و برخی از امور

 را شانسی بدانیم یعنی ناخوآگاه معتقد شده ایم که قانونی ورای

 این عالم نیست ، و نکته دیگر هم این است که از آن جهت که

 شانس و اتفاق در همه جوامع وجود دارد و هستند افرادی که بدان

 اعتقاد دارند نمی توان آن را توطئه غرب دانست چون برخی از این

 مسائل سالیان بسیار دور در کتب ما موجود بوده اند . برای اطلاع بیشتر به کتاب بدایه الحکمت علامه طباطبایی مراجعه کنید با آرزوی پیروزی و سلامت

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.