• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 8881)
سه شنبه 30/9/1389 - 11:25 -0 تشکر 264786
اخلاق معاشرت

 

به نام دوست

با سلام خدمت دوستان عزیز . در این تاپیک می خواهم بخشهایی از کتاب اخلاق معاشرت رو قرار بدم که در رابطه با شیوه درست معاشرت با دیگرانه. در این مورد ، مطالب زیادی در قرآن، احادیث و روایات و ... وجود داره . از دوستان میخوام که همراهی کنند تا خیلی از مطالبی که نمیدونیم رو یاد بگیریم یا مروری باشه بر دانسته هامون. دانستن میتونه مقدمه عمل باشه و انشالله که این مبحث رو عملا پیگیری کنیم.

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 6/6/1390 - 15:2 - 0 تشکر 359286

ادامه عزت نفس:

حفظ گوهر عزت


نـگـهـبـانـى از گـوهـر عـزت و كرامت ، وظیفه است . نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قـرار داد. انـسـان بـایـد از كـارى كـه بـه معذرت خواهى وادار شود پرهیز كند، تا از این طـریـق هـم ، وجـهـه و آبـرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه ، براى مصون مـانـدن از تـعـرض و دشـنـام نـا اهـلان ، نگهبانى از عزت نفس است . رسیدن به این هدف ، تـنـظیم خاصى را در روابط انسان با دیگران مى طلبد، رابطه اى بر مبناى هوشیارى و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمعها و خواهشها.


باید چنان زیست كه به پرداخت جریمه ، مجبور نشد،
باید چنان كار كرد، كه مورد توبیخ و ملامت قرار نگرفت ،
بـایـد آن گـونـه رفـتـار كـرد كـه از سوى دیگران ، توهینى به انسان صورت نگیرد.

حـداقـل ، بـخـشـى از ایـنها به دست ماست . البته نه به این معنا كه انسان از انجام وظیفه گـفـتـارى و كردارى و موضع گیرى در جاى مناسب ، شانه خالى كند، بلكه موجبات وهن و توهین نسبت به خویش و تحقیر شدن در حضور جمع را فراهم نیاورد.
هـم در بـرخـورد بـا قـدرتمندان باید عزت دینى خود را پاسدار باشیم ، هم در مواجهه و مـعـاشـرت بـا پـولداران ، از رفـتار ذلیلانه و حقیرانه سربلند نگه داشت .

اگر كسى ثـروتـمـندى را به خاطر پولش احترام كند، دین و شرافت خود را زیر پاهاى خویش ، له كرده است . به تعبیر حضرت على (علیه السلام ):
من اتى غنیا فتواضع له لغناه ، ذهب ثلثا دینه ؛

هـر كـس نـزد ثـروتـمـنـدى رود و بـه خـاطـر تـوانـگـرى و ثـروتـش در مقابل او كرنش و فروتنى كند، دو سوم دینش رفته است !


 بزرگترین خدمت به فـرزنـدان ، تـعـالى بـخـشـیـدن به همتها و غنا بخشیدن به شخصیت و جودى آنهاست . در سـایـه چـنـیـن تـربـیـتـى ، صاحبان روحهاى بلند و وارسته ، این گونه طلبها را تلخ و دشوار مى یابند و به آن تن نمى دهند. در دیوان منصوب به حضرت على (علیه السلام ) شعرى است با این مضمون :
جـابـه جـا كـردن صـخـره هـا از قـله كـوهـهـا، نـزد مـن از تـحـمـل مـنـت مـردم مـحـبـوبـتـر اسـت . مـن تلخى همه اشیاء را چشیدم . هیچ چیز، تلختر از سؤ ال و درخواست نیست

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 20/6/1390 - 10:54 - 0 تشکر 364426

بندگى و آزادگى

گاهى مرزهاى اخلاقى در معاشرت ، آشفته مى شود. افراد، به نام خضوع و تواضع ، در دام ذلت و حـقـارت مـى افـتند، و به نام وقار و عزت ، گرفتار تكبر و خود برتر بینى مى شوند. از این رو شناختن این مرزها و تشخیص جایگاه هریك از صفات ، مهم است .


عزت و منت


بندگى ، بد است ، اما در برابر خداوند نیكوست .
آزادى مـقـدس و مـطـلوب اسـت ، امـا نـسـبـت به خدا و حریم بندگى ، عبودیت و فرمانبردارى قداست دارد.
خـضـوع ، نـاپـسـند است ، لیكن در برابر آفریدگار و اولیاء خدا و صالحان شایسته ، پسندیده است .
خـود را حـقیر دیدن ، نشانه ضعف روح است ، اما در برابر خداى هستى ، انسان را به عظمت مى رساند و بزرگى و عزت را در سایه عبودیت فراهم مى آورد.
تـواضع ، پسندیده است ، اما حاجت نزد دونان بردن و ملتمسانه بار منت نامردان را كشیدن ، بسیار زشت و حقارت آمیز است .


این نكته بدان جهت گفته مى شود تا كسى به اشتباه مپندارد كه براى عزت و سربلندى ، بـایـد از خـضـوع و خـاكـسـارى و فـروتـنـى گـذشـت ، حـتـى در پـیـشـگـاه خـداى متعال ! كه در این قلمرو، هركه بنده تر و خاضعتر باشد و دست نیازش گشوده تر، مقرب تر است و محبوبتر.

نـزد خـدا و در آسـتـان ذوالجلال ، باید سر فرود آورد و به نیاز خواهى پرداخت ، چرا كه بـندگى درگاهش و اطاعت فرمانش و سجود در پیشگاهش در هركه تحقق پذیرد، از بار منت دیـگـران كـشـیـدن و خـوارى و ذلت دونـان را تـحمل كردن نجات مى یابد.

 به فرموده امام صادق (علیه السلام ):
هـر كـس عزت بدون قوم و عشیره مى خواهد، و هیبت و شكوه بدون سلطنت و حكومت مى جوید و سـرمـایـه و بـى نـیـازى بـدون مـال ، پـس بـایـد از ذلت مـعـصـیـت بـه عـزت اطـاعـت خـدا منتقل شود.

بـنـده خـدا خـود را چـنـان عـزیـز و مـحـتـرم مى بیند كه نیازى به تملق كردنش در برابر فـرومـایـگـان نـمـى بـیـند و چنان خویش را با عظمت مى یابد كه حقارت نفس را به خاطر مـسـائل دنیوى نمى پذیرد و چنان خود را به خاطر بندگى خدا شریف مى شمارد كه عزت خـود را بـه ایـن آسـانـى زیـر پـا نـمـى گـذارد.

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 29/8/1390 - 14:19 - 0 تشکر 390319

آیین دوستى

*******************

نعمت ((دوست ))


از قدیم گفته اند: هزار دوست كم است و یك دشمن بسیار.
دوسـت ، هـمدم تنهاییهاى انسان ، شریك غمها و شادیها، بازوى یارى رسان در نیازمندیها، تـكـیـه گـاه انـسان در مشكلات و گرفتاریها و مشاور خیر خواه در لحظات تردید و ابهام است .
بـعـضـى از مـردم ، بـه خـاطـر خـصـلتهاى خودخواهانه یا توقعات بالا یا تنگ نظرى یا سـخـتـگـیـرى یا دلایل دیگر، نمى توانند براى خود، دوستى برگزینند و از تنهایى در آیند.

این به تعبیر حضرت امیر (علیه السلام ) نوعى ناتوانى و بى دست و پایى است .
هـم دوسـت یـافـتـن ، هـنـر اسـت و هـم دوسـت نـگـه داشـتـن ، هـم دوسـتـیـهـاى تـعـطـیـل شـده و بـه هم خورده را دوباره به هم پیوند زدن و برقرار ساختن .

على (علیه السلام ) مى فرماید:
اعـجـز النـاس مـن عـجـز عـن اكـتـسـاب الاخـوان ، و اعـجـز مـنـه مـن ضـیـع مـن ظـفر به منهم ؛

نـاتـوان ترین مردم كسى است كه از دوستیابى ناتوان باشد. ناتوانتر از او كسى است كه دوستان یافته را از دست بدهد و قدرت حفظ آنها را نداشته باشد.


تامل در اینكه چه خصلتها و برخوردها و روحیه هایى سبب مى شود انسان ، دوستان خود را از دسـت بـدهـد و تـنـهـا بـمـانـد، یـا آن كـه از آغـاز، نـتواند دوستى براى خویش بگیرد، ضـرورى اسـت . سعدى گفته است : دوستى را كه به عمرى فرا چنگ آرند، نشاید كه به یك دم بیازارند.


خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 29/8/1390 - 14:24 - 0 تشکر 390320

ادامه آیین دوستی 

*******

همرنگ و هماهنگ


دوسـتـان هركس ، مبناى قضاوت دیگران نسبت به اخلاق و شخصیت افكار او است . بعلاوه ، تـاثـیـر پـذیـرى انـسـان از دوستان ، در سنین مختلف ، چه كودكى ، چه جوانى و چه حتى مـیـانـسـالى ، بـسـیـار اسـت . از ایـن رو دقت در گزینش دوست موافق ، به سلامت اخلاقى و رفتارى انسان كمك مى كند.

به فرموده حضرت على (علیه السلام ):
الصاحب كالرقعة فاتخذه مشاكلا؛

دوسـت ، هـمـچـون وصـله جـامـعـه اسـت ، پـس آن را هـم شكل و هم سان با خودت برگزین .


ارتباط قلبى و درونى میان انسانها، به پیوندهاى اجتماعى و بیرونى مى انجامد. روابط اجـتـمـاعى هم ، در روحیات و اخلاق افراد، اثر مى گذارد. بنابراین ، آنان كه به تعالى فـكـر و سلامت اخلاق و تهذیب نفس و تكامل شخصیت خویش علاقه مندند، ناگزیر باید در انتخاب دوست ، معیارهاى مكتبى را لحاظ كنند و به آن چه از دوست مى گیرند، اهتمام ورزند. اینكه گفته اند:

تو اول بگو با كیان زیستى پس آنگه بگویم كه تو كیستى

نشان دهنده معیار دوستان در ارزیابى شخصیت یك فرد است كه مردم نیز آن را در داوریها و ارزیابى هاى خویش به كار مى گیرند.


این سخن زیباى حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم )، خواندنى و شنیدنى است :
مـثـل الجـلیـس الصـالح مـثـل العـطـار، ان لم یـعـطـك مـن عـطـره اصـابـك مـن ریـحـه و مثل الجلیس السوء مثل القین ان لم یحرق ثوبك اصابك من ریحه ؛

مثل همنشین شایسته و خوب ، مثل عطار است ، كه اگر از عطر خودش هم به تو ندهد، ولى از بـوى خـوش او بـه تـو مـى رسـد، و مثل همنشین بد، همچون كوره پز آهنگرى است كه اگر لباس تو را هم (جرقه هاى آتش كوره ) نسوزاند، ولى بوى كوره به تو مى رسد!


خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 29/8/1390 - 14:31 - 0 تشکر 390321

دوست شایسته


در منابع دینى ، در اینكه دوست خوب كیست ؟ و با چه كسانى باید دوستى و مودت داشت و از مـعـاشـرت و هـمـنـشـیـنـى چـه كـسـانـى بـاید پرهیز كرد، و... احادیث بسیارى است ، با رهنمودهاى كاربردى و جالب .
در صـدد بـررسـى و نـقـل این گونه احادیث نیستم ، اما در قلمرو بحث از آداب معاشرت با دوست و آیین دوستى ، توجه به نكاتى كه به عنوان صفات دوست خوب مطرح شده است ، ضرورى است . همان معیارها، حاوى دستورالعمل چگونگى معاشرت هم هست .به عنوان نمونه به یكى از این روایات ، اشاره مى كنیم .


امـام حـسن مجتبى (علیه السلام ) در بستر بیمارى بود و پس از آن مسمومیت كه به شهادت مـنـجـر شـد، در دیـدارى كـه جـنـاده (از اصـحـاب وى ) بـا حضرت داشت ، امام چنین توصیه فرمود:
اصـحـب مـن اذا صـحـبـتـه زانـك ، و اذا خـدمـتـه صـانـك و اذا اردت مـنـه مـعـونـة اعـانـك و...؛

با كسى همنشینى و مصاحبت و دوستى كن كه :


1 - هرگاه با او همنشین شدى ، مایه آراستگى تو باشد،
2 - آنگاه كه خدمتش كنى ، تو را نگهبان باشد،
3 - هرگاه از او یارى خواستى كمكت كند،
4 - اگر سخنى گفتى ، تو را تصدیق كند،
5 - اگر (بر دشمن ) حمله بردى ، قدرت و صولت تو را بیفزاید،
6 - اگر دستت را به فضل و نیكى دراز كردى ، او هم دست ، پیش آورد،
7 - اگر در تو، (و زندگیت ) رخنه اى پدید آمد، آن را برطرف سازد،
8 - اگر از تو نیكى دید، آن را در شمار و حساب آورد،
9 - اگر چیزى از او طلبیدى عطا كند،
10 - و اگـر تـو سـاكـت بـودى (و چـیـزى نـخـواسـتى ) او آغاز كند (و نیازت را برطرف سازد).


اینها اوصاف كسى است كه شایسته رفاقت و دوستى از دیدگاه امام مجتبى (علیه السلام ) است . از اینها بر مى آید كه آیین دوستى عبارت است از:
آراسـتـن دوسـت ، یارى رساندن ، قدر شناس بودن ، تقویت كردن ، همكارى داشتن و در راه دوست ، فداكارى و خدمت كردن .


از سـوى دیگر، اگر در سخنان ائمه از دوستى با بعضى نهى شده ، آنها نیز به عنوان صـاحـبـان رفـتـار نـاپـسـنـد مـحـسـوب مـى شوند كه در قلمرو آیین دوستى نمى گنجد، از قـبـیـل : عـیـبـجـویـى ، نـابـخردى ، كینه توزى ، پر توقعى ، كم ظرفیتى ، بد دهانى و بـدزبـانـى ، بـى تـقـوایى ، لجاجت و ستیزه جویى ، شوخیهاى بى جا و آزار دهنده ، خود پـسـنـدى و بـد رفـتـارى و از ایـن دسـت خصلتها و رفتارها.

اینها، هم موجب كاهش دوستان و سستى دوستیها مى گردد، و هم شیوه هاى ناپسند در معاشرت با دوستان است كه باید از آنها پرهیز كرد.
دوستى حد و مرزى دارد كه باید آن حریم حفظ و آن حق ، ادا شود.


امام صادق (علیه السلام ) در سخن بلندى این حدود و حقوق را بیان فرموده ، مى افزاید: مراعات این حدود، در هركس بود (همه اش یا مقدارى ) او دوست است ، وگرنه نسبت دوستى و صداقت به او نده . این پنج نكته عبارت است از:
اول : آنكه نهان و آشكار دوست براى تو یكسان باشد.
دوم : آنكه زینت تو را زینت و آراستگى خود ببیند و عیب و نقصان تو را عیب خویش بشمارد.
سـوم : اگـر بـه ریـاسـت و و ثـروت و پـسـت و مـقـامـى رسـیـد، ایـن پـسـت و پول ، رفتار او را نسبت به تو عوض نكند.
چهارم : اگر قدرت و توانگرى دارد، از آن چه دارد نسبت به تو دریغ و مضایقه نكند.
پـنـجـم : (كـه جـامـع هـمـه آنـهـاسـت ) ایـنـكـه تـو را در گـرفـتـاریـهـا، رهـا نـكـند و تنها نگذارد
.


آرى ...اینهاست آیین دوستى و برادرى دینى .
جـلوه دوسـتـى كـامـل و راستین ، در مودت قلبى ، حفظ حرمتها، مراعات حقوق ، یارى در هنگام نیاز و مساعدت در وقت گرفتارى است و بدون اینها ادعاى دوستى پذیرفته نیست .


امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
مـردم ، جـز بـا امـتـحـان و آزمـایـش شـنـاخـتـه نـمـى شـونـد. پـس هـمـسـر و فرزندانت را در حـال غـیـبـت و نـبـودنت امتحان كن ، و دوستت را در مصیبت و گرفتارى ، و خویشاوندان خود را هنگام نیازمندى و تهیدستى ...و صدیقك فى مصیبتك

خدا در همین نزدیکی است
پنج شنبه 17/9/1390 - 15:21 - 0 تشکر 398083

یكى از ضرورتهاى اخلاق مسلمانى و معاشرت مكتبى،«مردم‏دارى‏» است، یعنى با مردم بودن، براى مردم بودن، در خدمت‏دیگران بودن، شریك درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن. همراهى‏و همدردى و همگامى و همخونى با دیگران و هر نام دیگرى كه بتوانى‏بر آن بگذارى، لیكن واقعیت، همه یكى است، یعنى خود را خدمتگزارو غمخوار دیگران دیدن و دانستن.

این، رمز و راز حیات اجتماعى یك مسلمان است و براى او «پایگاه‏مردمى‏» و برخوردارى از رافت و رحمت و مودت و حمایت مردم رافراهم مى‏آورد.

ماهى به آب زنده است و یك مسلمان اجتماعى، به حسن سلوك بادیگران.

باید دید چه چیزهایى و چگونه رفتارهایى و چه روحیاتى این‏زمینه و موقعیت و پایگاه را براى انسان پدید مى‏آورد؟ وقتى هدف یك‏مسلمان، خدمت‏بیشتر به همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم‏آموخت. مردم‏دارى، یكى از این رمزها است.
نمودهاى مردم‏دارى

بدون شناخت نمودها و شاخصهاى مردم‏دارى و این خصلت‏نیكو، نمى‏توان به رمز آن دست‏یافت. چه روحیه‏ها و خصلتهایى سبب‏جذب دیگران مى‏شود؟ جذبى كه راهگشاى توفیق بیشتر براى خدمت‏و همدلى باشد. برخى از این نمودها از این قرار است:
1- خوش‏اخلاقى

«حسن خلق‏»، كمندى است كه دیگران را در دام محبت اسیرمى‏كند.كیست كه از برخورد شایسته خوشش نیاید و جذب چنین‏انسانى نشود؟

از امام صادق(ع) پرسیدند:

حد و مرز اخلاق نیك، چیست؟

فرمود: آن است كه:

اخلاقت را نرم كنى،

كلامت را پاكیزه سازى،

و با چهره‏اى باز و گشاده با برادران دینى‏ات روبه‏رو شوى.

گشاده‏رویى، از بارزترین صفات رسول خدا(ص) بود كه سهمى‏عمده در جذب مردم به اسلام و شیفتگى آنان به شخص پیامبر اسلام‏داشت. خداوند در باره این خصلت مردمى رسول اكرم(ص)مى‏فرماید:

«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك‏»; (

به خاطر رحمت الهى بود كه براى مردم نرم شدى و اگر تندخو وخشن و سخت‏دل بودى، از دور تو پراكنده مى‏شدند.

در ادامه آیه مى‏فرماید: پس، از آنان درگذر، برایشان استغفار كن، ودر كار با آنان مشورت نما.

گویا كه «عفو»، «استغفار» و «مشورت‏»، نمونه‏هاى دیگرى از حسن‏خلق و رفتار مردم‏دارانه و جاذب است، چرا كه نوعى اعتماد به مردم وبه حساب آوردن آنان است و چنین برخوردى، عامل جاذبه شخص‏مى‏گردد.
2- عفو و گذشت

كینه‏توزى و لجاجت، ویژه روحهاى حقیر و همتهاى پایین است.برعكس، آنان كه نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزشها را مى‏پذیرند، ازخطاهاى دیگران چشم مى‏پوشند و از حق شخصى خویش‏درمى‏گذرند. بلندنظرى انسان، عامل محبت دلهاى دیگران است. براى‏خود انسان نیز نوعى لذت روحى دارد و گفته‏اند: «در عفو، لذتى است كه‏در انتقام نیست.».

عفو و گذشت و چشم‏پوشى و نادیده گرفتن لغزشهاى دیگران،دانه‏هاى جلب محبت است و دیگران را خوشبین، وفادار و بامحبت‏نگاه مى‏دارد.

امام سجاد(ع) در دعاى بلند «مكارم الاخلاق‏»، از خداوند این‏گونه‏مى‏طلبد:

«خداوندا!...

مرا ثابت‏قدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغلها، خیرخواهانه برخوردكنم،

و هر كس از من دورى گزید، من به او نیكى كنم،

و به كسى كه مرا محروم كرده، بذل و عطا كنم،

و با آن كه با من قطع رابطه كرده، بپیوندم،

و كسى را كه غیبت مرا كرده است، به خوبى یاد كنم،

توفیقم ده كه نیكى را سپاسگزار باشم،

و ... از بدى، چشم پوشم و درگذرم.»

اینها گوهرهاى تابناكى در شیوه‏هاى معاشرت است. گفتن اینها درزبان، آسان است، اما عمل، بسیار سنگین است و جز از همتهاى والا وروحیه‏هاى زیبا برنمى‏آید و باید توفیقش را از خدا طلبید.
3- بخشش و محبت

آدمیزاد، بنده احسان است. به هر كس نیكى كنى، او را رام و مطیع‏خویش مى‏سازى و به هر كس محبت و لطف كنى، قلعه دلش را فتح‏كرده‏اى. به قول سعدى:

بنده حلقه بگوش، ار ننوازى، برود.

لطف كن لطف، كه بیگانه شود حلقه بگوش.

این تعلیم حضرت رسول(ص) است كه:

«اى مردم!

مى‏دانم كه نمى‏توانید با اموالتان همه مردم را راضى كنید، ولى با چهره باز وگشاده‏رویى و خوش‏اخلاقى، مى‏توانید.»

و سخن مولایمان حضرت امیر(ع) چنین است:

«بالایثار یسترق الاحرار»; (5) .

آزادمردان، با ایثار، بنده و غلام مى‏شوند.

البته بنده و غلام خوبیها و كرامتهاى اخلاقى. این هم گام دیگرى‏در جذب دلها و ایجاد الفتها و تحكیم رابطه‏هاى عاطفى در جامعه‏بشرى است.
4- تواضع و خاكسارى

همچنان در پى بیان نمونه‏هایى از روحیه «مردم‏دارى‏» هستیم.افتادگى و تواضع و فروتنى، یكى دیگر از این ویژگیهاست. چنین كسان‏مى‏توانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع كنند، آن‏گونه كه‏پیامبر خدا بود و انجام مى‏داد. تكبر، پشت انسانها را خالى مى‏كند و زیرپا را هم!

مردم، از پیرامون افراد مغرور و متكبر و خودخواه، پراكنده‏مى‏شوند. برعكس آن، تواضع، مردم را به محبت و عنایت و حمایت‏مى‏كشاند.

امام على(ع) فرموده است:

سه چیز موجب محبت دیگران مى‏شود: «الدین و التواضع والسخاء»;

دیندارى، فروتنى و بخشندگى.

مغروران و خود بزرگ بینان، هرگز نمى‏توانند با جمعى كار كنند وحمایت آنان را همواره همراه خود داشته باشند. اگر هم چند صباحى‏مردم در پى آنان باشند، به تدریج رهایشان مى‏كنند. مى‏گویى نه؟ به‏اطراف و دوستانت‏بنگر، و به آنان كه كارى در دستشان است دقت كن.ببین متكبران در میان مردم جا و محبوبیت دارند، یا متواضعان؟
5- حوصله و تحمل

«سعه‏صدر»، وسعت‏نظر و ظرفیت لازم داشتن، از نمونه‏هاى دیگر«مردم‏دارى‏» است. گاهى افراد، بى‏حوصله‏اند، از جایى و چیزى ناراحتى‏دارند، یا ضرر و آسیبى دیده‏اند، یا تحت فشار و گرفتارى‏اند،توقعهایشان بالاست، عصبانى مى‏شوند، حرف تند مى‏زنند و ...

آن كه صبور باشد و بردبار، مى‏تواند با مردم كنار آید،

آن كه تحمل حرفها، تندیها و بداخلاقیها را در «مكتب صبر»، تمرین‏و تجربه كرده باشد، مى‏تواند در ارتباط با مردم، به خدمت‏خویش وحضور كریمانه در كنارشان ادامه دهد. خود تحمل و مقاومت، براى‏انسان، هوادار درست مى‏كند. از كوره در نرفتن، بردبارى نشان دادن،خشمگین نشدن، از آثار این «ظرفیت‏» است. كسى كه از این ویژگى‏اخلاقى برخوردار باشد، از یارى و حمایت دیگران هم برخوردارخواهد بود. باز بشنویم از كلام امیرالمؤمنین(ع) كه فرمود:

«بالحلم تكثر الانصار.»

و نیز این كلام نورانى آن حضرت:

«بالاحتمال و الحلم یكون لك الناس انصارا و اعوانا.»

كه هر دو سخن، معناى مشابه دارد، یعنى: در سایه حلم و بردبارى‏و تحمل است كه یاوران زیاد مى‏شوند و مردم، پشتیبان و حامى تومى‏گردند.

این خصلت، بویژه براى كسانى كه با مردم در تماس و ارتباطبیشترى‏اند و در معرض مراجعات، طرح سؤالها، نیازها، توقعات ومشكلاتند، ضرورى‏تر و از مهمترین صفات شایسته براى مسؤولان‏است.
6- تفقد و رسیدگى

مردم، بویژه گرفتاران و دردمندان، نیازمند احوالپرسى، رسیدگى،سركشى و در یك كلمه «تفقد»ند.

گاهى یك احوالپرسى و سلام، شادابى روح و نشاط زندگى‏فراوانى (براى هر دو طرف) پدید مى‏آورد.

گاهى نوشتن یك نامه یا تلفن كردن به یك آشنا و فامیل، محبتها وصفاهاى بسیارى ایجاد مى‏كند.

گاهى سر زدن به همسایه و عیادت یك بیمار و شركت در یك‏مجلس ختم یا عروسى، مبدا بسیارى از دوستیهاى ماندگار مى‏شود.

دید و بازدیدهاى خانوادگى، دلها و زندگیها را به هم مربوطمى‏كند.

پرسیدن از گرفتاریها و مشكلات دیگران و تلاش در حل و رفع‏آنها، در دلها را به روى انسان مى‏گشاید.

پس چه باید كرد؟ روشن است: با مردم زیستن، با همسایه‏ها وهمشهریها و همكاران و معاشران و همنوعان، جوش خوردن، انس‏گرفتن، در رنج و راحت دیگران شریك شدن، فاصله‏ها را با دیگران‏كوتاه كردن، قطع رابطه‏ها را به «آشتى‏» بدل كردن، اختلافها و كدورتها رازدودن و ...

اینها همه «عمل صالح‏» است.

و خداوند چنین نیكوكاران را دوست مى‏دارد.

تا توانى به جهان خدمت محتاجان كن.

به دمى یا درمى یا قلمى یا قدمى.

«مردم‏دارى‏»، اخلاق زیبنده مسلمانى است كه مى‏خواهد ازالگوهاى دینى و ارزشهاى مكتبى الهام بگیرد و «زندگى اسلامى‏» داشته‏باشد.

باید با «عمل‏»، دیگران را جذب كرد، نه با «حرف‏»! «گفتار بى‏عمل،چك بى‏محل است‏». و مردم‏دارى، اخلاق انبیا و اولیاست ..

♪•°٠•●♥ مـــــــــريمـــــــ ♥●•٠ °•♪
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.