• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کتاب و کتابخوانی (بازدید: 3251)
شنبه 15/8/1389 - 6:34 -0 تشکر 248144
*کتاب نای حکمت*

 

به نام خدا

سلام

دوست دارم حالا که ا
ین کتاب رو میخونم برای
شما هم قرار بدم استفاده کنید

کتاب نای حکمت (مواعظ حضرت رسول ص به اباذر )نوشته جواد محدثی

امیدوارم لذت ببرید

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 28/9/1389 - 7:54 - 0 تشکر 263865


خسارت علم بدون عمل
در اسلام، آنچه تکلیف آور است. «دانایی» و «توانایی» است. هرچه انسان بیشتر «بداند» و «بتواند»، مسؤ ولیتش ‍ سنگینتر است. «علم» و «قدرت»، زمینه مسؤ ولیت انسان مسلمان است. اگر «دانش»، دست انسان را نگیرد و به «نجات» نرساند، وبال گردن است و مایه بدفرجامی.
خسارت، از آنِ کسی است که چیزی نمی داند. خسران زده تر، کسی است که می داند ولی عمل نمی کند.
حکیمی را پرسیدند: عالم بی عمل به چه ماند؟
گفت: به درخت بی ثمر. (گلستان سعدی)
آنچه بیشتر مایه رسوایی و خسران است، مربوط به آخرت است. از زبان پیامبر بزرگ بشنویم:
«ای ابوذر!.
در قیامت، گروهی از بهشتیان به اهل دوزخ رو کرده، می پرسند:
ما به کمک تعلیمها و آموزشهای شما و در سایه تاءدیب و تربیت شما به بهشت وارد شدیم. شما خودتان چرا به دوزخ افتادید؟
می گویند:
ما به خیر دعوت می کردیم. ولی خودمان عمل نمی کردیم.» [1] .
آیا این خسارت نیست که انسان، دارویی برای درمان بیماران یا مشعلی برای هدایت دیگران تهیه کند، ولی خود در کام مرض بمیرد یا در دام ظلمت بماند؟!
هم ندانستن عیب است، هم به دانسته عمل نکردن.
رسول خدا «ص» ادامه می دهد:
«ای ابوذر!...
حقوق پروردگار، بیش از آن است که بندگانش بتوانند ادا کنند.
نعمتهای خدا، افزونتر از آن است که بندگان، قدرت شمارش آن را داشته باشند.
ای ابوذر!..
تو، در گذشت شب و روز، در حالی به سر می بری که اَجَلها کم می شود، کارها دقیقاً محفوظ است، مرگ هم ناگهان می رسد.
هر زارع و کشتکاری، آنچه را کاشته درو می کند (گندم از گندم بروید، جو ز جو...)
هرکس به هر چیزی برسد، خداوند عطا کرده، و هرکه از گزند و شرّی محفوظ مانده، خداوند نگهبانش بوده است...» [2] .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 28/9/1389 - 7:54 - 0 تشکر 263866


سیمای پرهیزکاران
«ای ابوذر!...
پرهیزکاران، سرورانند. و فقها، رهبران.
همنشینی با اهل تقوا و فقه، سبب فزونی دانش و دین است.
مؤ من، گناهش را همچون صخره ای سنگین می بیند که می ترسد بر سرش بیفتد و... کافر، گناه خود را همچون مگسی می بیند که بر بینی اش می گذرد.
_________________________________
ای ابوذر!...
هرگاه خداوند، اراده نیکی به بنده ای بکند، گناهانش را همیشه پیش چشمش قرار می دهد و هرگاه، خوبی کسی را نخواهد، گناهانش را از یادش ‍ می برد...» [1] (که موفق به توبه نشود).
یکی از بزرگترین گناهان، کوچک شمردن گناه است. این، نشانه غرور انسان است. اگر انسان نسبت به معصیتها، بی توجه باشد، موفق به توبه هم نخواهد شد. کسی که بی توبه بمیرد، در قیامت باید پاسخگوی خطاها و نافرمانیهایش ‍ باشد.
حیف است که وجود، در باتلاق گناه، خفه شود.
ظلم است که هستی، به گناه آلوده گردد.
ستم بر انسان است و ناسپاسی از خدا، که انسان «گنهکار» شود.
_____________________________________
انسان برای طاعت آفریده شده.... نه معصیت! و برای عبادت،... نه سرکشی! و برای رحمت،... نه عذاب و برای وصال... نه هجران! و برای صعود،... نه هبوط و سقوط!
گرچه گناهان را به «صغیره» و «کبیره» تقسیم کرده اند و «کبائر» را زشت تر و عذاب آن را دردناکتر از «صغائر» دانسته اند ولی... گناه، گناه است. از این جهت که نافرمانی است، کوچک و بزرگ ندارد. وقتی درک کنیم که سرپیچی از فرمان چه کس ‍ شده است، آنگاه از گناه کوچک هم هراس خواهیم داشت و «گناهان صغیره» را هم ترک خواهیم کرد.

پیامبر اسلام «ص» در سفارش به ابوذر، ملاک را اینگونه روشن می کند:
«ای ابوذر!... به کوچکی گناه نگاه مکن.
نگاه به عظمت کسی بنگر که نافرمانی اش کرده ای...
ای ابوذر!...
یک انسان، حتی به خاطر گناه، از رزق محروم می شود.
بهره مند، کسی است که سخنش با عملش یکی باشد. و گرفتار آنکه قول و فعلش با هم ناسازگار باشد.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 28/9/1389 - 17:44 - 0 تشکر 264189

goolha عزیز واقعا صمیمانه از همکاری شما با انجمن ممنونم . مطالب بسیار مفیدی است .

 

 

 

يکشنبه 28/9/1389 - 19:8 - 0 تشکر 264205

nikbonyad گفته است :
[quote=nikbonyad;463775;264189]goolha عزیز واقعا صمیمانه از همکاری شما با انجمن ممنونم . مطالب بسیار مفیدی است .

به نام خدا

سلام

عزیزم این وظیفه همه ماست ...رسالت انجمن کتاب وکتابخانی خیلی بیشتر از اینهاست امیدوارم بتونیم ذره ای به اطلاعات خود ودیگران بیافزاییم

منم از مدیریت خیلی خوب شما تشکر میکنم ...واقعا بهتون خسته نباشید میگم هر وقت کمکی خواستید درخدمتم

موفق باشید

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 4/10/1389 - 14:59 - 0 تشکر 266889

به نام خدا
سلام


راز برتری
خداوند، عادل است؛ لیکن به آنکه بیشتر کار و عبارت کند، پاداش بیشتر می دهد. و این نه تبعیض که عین عدالت است. در درجات آخرت نیز همین گونه است.
رتبه های مختلف بندگان، نزد خدا و در بهشت، در گرو برتری و پیشگامی و استمرار هرکس در عبادت و تقوا و جهاد و خدمت است. کلام نبوی را در این باره بشنویم:
«ای اباذر!...
خدای سبحان در قیامت، گروهی را به بهشت می برد و به آنان آن قدر (نعمت و مرتبت) عطا می کند که خسته می شوند. درحالی که برتر و بالاتر از آنان، گروهی در درجات رفیعتری قرار دارند.
وقتی چشمشان به آن والاتران می افتد، آنان را می شناسند، و می گویند: خدایا! این برادران، در دنیا با ما و همراه ما بودند. چه شد که آنان را برما برتری بخشیدی؟
گفته می شود:
هیهات! هیهات! وقتی شما سیر بودید، آنان گرسنگی می کشیدند.
وقتی سیراب می شدید، آنان تشنه بودند.
وقتی در خواب بودید، چشم آنان (به عبادت و گریه) بیدار بود.
ای ابوذر!...
خدای بزرگوار، نور چشم و فروغ دیدگانم را در «نماز» قرار داده است. و همانگونه که برای گرسنه، «طعام» و برای تشنه، «آب» را محبوب ساخته، نماز را نیز محبوب من قرار داده است.
گرسنه هرگاه غذا بخورد، سیر می شود.
امّا من... هرگز از «نماز» سیر نمی شوم!...» [1] .
این است راز برتری انسانهایی بر انسانهای دیگر. قرب جستن به خدا از راه عبادت، سحرخیزی، شب بیداری، تهجّد.
چگونه مدعی عشق خداست، آنکه شب را، همه شب، تا سحر می خوابد و درِ خانه خدا را نمی زند و با حلاوت مناجات و شیرینی «ذکر خدا» بیگانه است؟ چگونه ادعای مسلمانی دارد، آنکه از درد و نیاز همسایه و برادر دینی اش بی خبر است؟
«ای ابوذر!...
تا وقتی در حال نمازی، پیوسته در خانه خدا را می زنی.
و هرکس، درِ هر خانه ای را زیاد بکوبد، بالا خره باز خواهد شد!...» [2] .
هم نجوا شدن با صدّیقان متهجّد و نماز شب خوانان پرسوز، انسان را به رتبه آنان نیز می کشد و می رساند... امروز روز عمل است. نتیجه و نمره و پاداش در قیامت معلوم می شود. دریغ و حسرت، بر آنان که از مزرعه امروز، برای فردای نیازمندی، برگ و بار و رهتوشه ای برندارند...
«... ای اباذر!
اگر هر نمازگزار، خبر داشت از نیکیهایی که میان آسمان و زمین بر او فرو می ریزد و می دانست که در نماز، با چه کسی به سخن ایستاده است، هرگز دست از نماز نمی کشید...» [3] .
آری... نماز، حضور در بزم دیدار الهی است و نشستن برمائده رزق معنوی پروردگار. از این سفره رزق و مائده معنوی، بی بهره نمانیم...

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 4/10/1389 - 14:59 - 0 تشکر 266890

به نام خدا
سلام


راز برتری
خداوند، عادل است؛ لیکن به آنکه بیشتر کار و عبارت کند، پاداش بیشتر می دهد. و این نه تبعیض که عین عدالت است. در درجات آخرت نیز همین گونه است.
رتبه های مختلف بندگان، نزد خدا و در بهشت، در گرو برتری و پیشگامی و استمرار هرکس در عبادت و تقوا و جهاد و خدمت است. کلام نبوی را در این باره بشنویم:
«ای اباذر!...
خدای سبحان در قیامت، گروهی را به بهشت می برد و به آنان آن قدر (نعمت و مرتبت) عطا می کند که خسته می شوند. درحالی که برتر و بالاتر از آنان، گروهی در درجات رفیعتری قرار دارند.
وقتی چشمشان به آن والاتران می افتد، آنان را می شناسند، و می گویند: خدایا! این برادران، در دنیا با ما و همراه ما بودند. چه شد که آنان را برما برتری بخشیدی؟
گفته می شود:
هیهات! هیهات! وقتی شما سیر بودید، آنان گرسنگی می کشیدند.
وقتی سیراب می شدید، آنان تشنه بودند.
وقتی در خواب بودید، چشم آنان (به عبادت و گریه) بیدار بود.
ای ابوذر!...
خدای بزرگوار، نور چشم و فروغ دیدگانم را در «نماز» قرار داده است. و همانگونه که برای گرسنه، «طعام» و برای تشنه، «آب» را محبوب ساخته، نماز را نیز محبوب من قرار داده است.
گرسنه هرگاه غذا بخورد، سیر می شود.
امّا من... هرگز از «نماز» سیر نمی شوم!...» [1] .
این است راز برتری انسانهایی بر انسانهای دیگر. قرب جستن به خدا از راه عبادت، سحرخیزی، شب بیداری، تهجّد.
چگونه مدعی عشق خداست، آنکه شب را، همه شب، تا سحر می خوابد و درِ خانه خدا را نمی زند و با حلاوت مناجات و شیرینی «ذکر خدا» بیگانه است؟ چگونه ادعای مسلمانی دارد، آنکه از درد و نیاز همسایه و برادر دینی اش بی خبر است؟
«ای ابوذر!...
تا وقتی در حال نمازی، پیوسته در خانه خدا را می زنی.
و هرکس، درِ هر خانه ای را زیاد بکوبد، بالا خره باز خواهد شد!...» [2] .
هم نجوا شدن با صدّیقان متهجّد و نماز شب خوانان پرسوز، انسان را به رتبه آنان نیز می کشد و می رساند... امروز روز عمل است. نتیجه و نمره و پاداش در قیامت معلوم می شود. دریغ و حسرت، بر آنان که از مزرعه امروز، برای فردای نیازمندی، برگ و بار و رهتوشه ای برندارند...
«... ای اباذر!
اگر هر نمازگزار، خبر داشت از نیکیهایی که میان آسمان و زمین بر او فرو می ریزد و می دانست که در نماز، با چه کسی به سخن ایستاده است، هرگز دست از نماز نمی کشید...» [3] .
آری... نماز، حضور در بزم دیدار الهی است و نشستن برمائده رزق معنوی پروردگار. از این سفره رزق و مائده معنوی، بی بهره نمانیم...

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 4/10/1389 - 15:5 - 0 تشکر 266893

به نام خدا

سلام

دو مرز بی نهایت

فاصله ای که میان «خداجویان» و «خودخواهان» است، از خاک تا خداست.

خاکیان با افلاکیان، قابل مقایسه نیستند و دو مرز تا بی نهایت، میان آنان که تا حد و مرز فرشته اوج می گیرند، یا تا پستی حیوانیت سقوط می کنند، وجود دارد.

رسول خدا «ص» نماز را، عاملی در این قلمرو، برای تعالی و رشد می داند و به ابوذر می فرماید:

«ای اباذر!...

هر که غیر از نمازهای واجب، در شبانه روز دوازده رکعت نافله بخواند، بر خداست که او را به بهشت ببرد... نماز ستون دین است» [1] .

تفاوت بندگان خدا، از خاک تا خدا، در همین «پیوند با خدا» نهفته است.

یکی از عبادت خدا لذّت می برد، دیگری حال و حوصله نماز و قرآن و دعا ندارد. آیا رواست که نتیجه یکسان ببرند؟...

تو و چشمهایت، که همیشه خواب است

من و قلب پاکم، که زلال آب است

من و چشم بیدار، تو و دیده برهم

من امید فردا، تو فسرده غم

تو زظلمت شب، من از آفتابم

تو به «خویش» پابند، من از آن رهایم

تو و ناله هایت، من و نغمه هایم

تو و رنج پستی، من و گنج هستی

تو و دردِ «ماندن»، من و... شوقِ «رفتن»!

آری... «چگونه بودن» است که رتبه ها را مشخص ‍ می سازد.

وقتی نماز، پیوند عاشقانه خالق و مخلوق باشد و نیایش ‍ «بنده» با «خدا» و گفتگوی دو دوست، نجوای دو حبیب و راز و نیاز دلبر و دلداده، مگر کسی از این گونه نماز، خسته می شود؟

قلبی به عظمت قلب محمد «ص» در نماز وقتی پیش روی خداست و معرفتی به ژرفای شناخت و عمق معرفت نبوی، در برابر اقیانوس کران ناپیدای عظمتِ «اللّه» قرار می گیرد، خستگی و ملالت یعنی چه؟

و اصلاً سخنی جز شوق نمی توان گفت.

مسجد، خانه خداست و سنگر مردم، و محل آموزش ‍ مسلمانان و سکوی عروج مؤ منین. و انسان را از مفاسد و منکرات باز می دارد و موجب قرب به خداست. دلها را آرامش ‍ می بخشد و روح را صفا می دهد.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 19/10/1389 - 19:4 - 0 تشکر 272196

به نام خدا
سلام
گذرگاه جاودانگی آخرت
«ای ابوذر!
دنیا، زندان مؤ من است و بهشت کافر.
مؤ من در دنیا، به حزن و اندوه، روزگار می گذراند، و چرا نه؟ در صورتی که در آخرت، به جهنّمی که انسانها واردش می شوند، وعده داده شده، به علاوه در دنیا، مؤ من با گرفتاریها و ابتلائات رو به روست. و در مقابل، چشمداشت پاداش از پروردگار دارد.
از این رو، اندوه دائمی اش، تا رسیدن به راحت و کرامت ادامه دارد.
ای ابوذر!...
خداوند به چیزی همچون «اندوه طولانی» عبادت نشده است...» [1] .
قبلاً هم رسول، از «دنیا» گفته بود.
و از فرصتهایی که می گذرد و ما در برابرش متعهدیم
و از عمری که نسبت به مصرف آن مسؤ ولیم
اینک، بار دیگر: دنیا به منزله زندانی برای مؤ من. زندانی که باید از آن «آزاد» شد. محبسی که باید از آن پرگشود و به سوی آفاق «ابدیت» پرواز کرد.
مؤ من، متعلّق به این دنیا نیست. مرغ باغ ملکوت است، و دنیا، تنگنایی است که انسان مؤ من، به حالت «تکلیف» در آن بسر می برد.
در دنیا هم برای «عمل»، «خودآزمایی» و «امتحان» آمده ایم، نه برای خوشگذرانی، لذّت جویی، کامروایی و عیش ‍ و عشرت!...
خوشی و عشرت مؤ من، برای آخرت است و در این دنیا، باید عمل کند، بکوشد بر خواسته های نفس، مهار بزند، از هوسها و تمنّاها دل برکند، خود را محدود کند، قانون و شرع را بپذیرد، پای بند مقررات باشد، «عبد» باشد...
می بینیم که در این صورت، دنیا برای مؤ من، محدود است، «زندان» است. ولی کافر، که بی تعهد و بی حساب، بی تکلیف و بی مؤ اخذه، عمل می کند و شهوت می راند و هوسبازی می کند، دنیا برایش بهشت است، بهشت بی خیالی و بی دردی و بی تعهدی.
مؤ من، در این «محبس»، اندوهگین، متفکر و اندیشناک است، می داند که چه راه سخت و دشواری در پیش دارد و چه محاسبه های دقیق و توقفگاههای طولانی در انتظار اوست. آیا این گونه اندوهگین بودن (که به فکر آینده بودن است) عبادت نیست؟
اندوه، نه بر خسارت مالی و زیانهای جزئی و بدهکاریها و مرگ و میرها و غربت و دوری از عزیزان، بلکه بر تباه شدن فرصتها و نزدیک شدن اجل، بر سپری شدن عمر و حساب دقیق قیامت و وعده و وعیدهای الهی، بر خسرانهای بزرگ حیاتی!...
دل، باید به حزن سرنوشت شوم، محزون شود.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 21/3/1390 - 9:49 - 0 تشکر 329628

راز رستگاري در اين بخش، کلام نبوي «ص» با «ابوذر»، حالت گفتگو مي يابد و اينگونه ادامه دارد: ابوذر مي گويد: روزي به رسول خدا «ص» وارد شدم، در مسجد بود و تنها. اين خلوت را غنيمت شمردم، و در حضورش زانو زدم. فرمود: اي ابوذر! مسجد، تحيّت دارد. گفتم: تحيّت مسجد چيست؟ يا رسول الله؟ فرمود: دو رکعت نماز مي خواني. آنگاه ابوذر، رو به حضرت رسالت کرده، مي پرسد: اي رسول خدا! مرا به نماز فرمان دادي، نماز چيست؟! پيامبر نماز بهترين موضوع و نهاد است، هرکس بخواهد، کم مي خواند، و هر که بخواهد بسيار! ابوذر اي رسول خدا!، چه کاري نزد خدا محبوبتر است؟ پيامبر ايمان به خدا و جهاد در راه خدا. ابوذر اي پيامبر! ايمان چه کسي از مؤ منان بيشتر و کاملتر است؟ پيامبر آنکه اخلاقش نيکوتر باشد. ابوذر از خود مؤ منان، چه کسي برتر است؟ پيامبر آنکه مسلمانان، از دست و زبان او در امان باشند. ابوذر کدام هجرت برتر است؟ پيامبر آنکه از «بدي» هجرت کند!. ابوذر چه وقتي از شب با فضيلت تر است؟ پيامبر دل شب تار. ابوذر کجاي نماز برتر است؟ پيامبر قنوت طولاني. ابوذر چه روزه اي با فضيلت تر است؟ پيامبر روزه واجب، که خدا هم پاداشي مضاعف مي دهد. ابوذر کدام صدقه بهتر است؟ پيامبر تلاش و انفاق مخفيانه انساني تهيدست به يک نيازمند! ابوذر کدام جهاد برتر است؟ پيامبر آنکه مرکب در آن آسيب ببيند و خون رزمنده ريخته شود. ابوذر - بزرگترين آيه اي که خدا نازل کرده چيست؟ پيامبر آية الکرسي

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 21/3/1390 - 15:49 - 0 تشکر 329873

سلام ممنون گلهاجان... اين كتاب رو خيلي دوست دارم... ميخونمش باهاتون:-)

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.