• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 19204)
دوشنبه 22/6/1389 - 17:25 -0 تشکر 230734
طنزیم ادبیات!

سلام

 

این تاپیک مخصوص مطالب اشعار و... طنز ادبی است

 

البته با رعایت قوانین سایت محترم تبیان (به دور از تمسخر و اهانت و تحقیر صنفی و قوم و ملیتی و...)

 

روزهاتان پرتقالی باد!

 

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت کن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است 
  
دوشنبه 24/5/1390 - 16:29 - 0 تشکر 353188


اندر حکایت محارب بودن

زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد. زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد.
ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور!
گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد. گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند:
تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟
گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟
گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟
گربه گفت اشتباه شما همین جاست ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد!!!!!


خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
دوشنبه 24/5/1390 - 16:39 - 0 تشکر 353193

دیگر به حكیمان وطن نیست امیدی

هم خسته ز بیرونم و هم خسته‌ام از تو

هر قدر كه از زیر بدم بدترم از رو



از نسخة ی بی‌مصرف هر دكتر بی‌خیر

شد خانة ی مسكونی من سیلوی دارو



یك بار پس از مصرف بی‌دقت یك قرص

تا صبح زدم روی تشك پشتك و وارو



دیگر به حكیمان وطن نیست امیدی

از بس متخصص زده بیرون ز ابرقو



چون خاصیتی نیست در این قوم محال است

امید بهی داشتن از شلغم و كاهو



از اردك و مرغابی و گنجشك و حواصیل

شد بیشتر آمار فلاطون و ارسطو



یک عمر به تحقیق و پژوهش گذراندند

شد حاصلش این نکته ی باریکتر از مو :



صد سال اگر بر لب جویی بنشینی

هرگز گذر عمر نبینی لب آن جو !



از قصة ی سوراخ و دم موش گذشتیم

حاشا كه رعایت شود اندازة ی جارو!



دور است سرِ آب در این بادیه افسوس

ما را به بلم نیست به جز دستة ی پارو



با اینکه دو بیت از غزلم غیر ضروری ست

یک قافیه مانده ست مگر می روم از رو !!


ناصر فیض

سه شنبه 25/5/1390 - 17:11 - 0 تشکر 353803

خرد دیوانه کُن ، مردی خردمند

کزو گریان شدی ، هر گونه لبخند

چو خالی دید ، تختِ پادشایی

برآن بَر شد ، به رختِ بی نوایی

فرو انداختند و ؛ زدَندَش

بدیدش پادشا گریان به بندش

بگفتا از چه او گریان شدستی

ز تحقیر ار ؛ ز دردِ چوبدستی

بگفتا گریه ام بر حالِ شاه ست

نه بر حالِ خودم ؛ ایزد گواه ست

به یک دم پادشایی ، این چنیینم

چه آید بر تو، من، در فکر اینم

به یک دم پادشایی ، تیره روزیست

چه آید بر تو با این دوزخی زیست

که گر در باختر باشی ، به خاور

ستم بینند ؛ پرسندت ، به محشر


مهدی فرزه

چهارشنبه 26/5/1390 - 12:53 - 0 تشکر 354197

شادی از بهر چیست ؟

پاسبان مردی به راهی دید و گفتا كیـــستی ؟

گفت : فـــــردی بی خیــــال و فارغ و آزاده ام



گفت : از بهر چه می رقصی و بشكن می زنی ؟

گفت : چون دارای شور و شوق فوق العاده ام



گفت : اهل خاك پاك اصفــــــــــهانی یا اراك ؟

گفت : اهل شهر آباد و خــــــوش آبــــــــاده ام



گفت : خیلی شاد هستی ، باده لابد خورده ای

گفت : هم از باده خور بیــــزارم ، هم از باده ام



گفت : از جام وصال نازنینـــی ســــرخوشــــی ؟

گفت : از شهوت پرستی هم دگر افــــــتاده ام



گفت : پس شاید قماری كرده ، پولی برده ای

گفت : من در راه برد و باخت پا ننـــــــــهاده ام



گفت : پولی از دكان یا خانه ای كش رفته ای ؟

گفت : دزدی هم نمی چسبد به وضع ساده ام



گفت : آخر هیچ ســـرگرمی نداری روز و شب ؟

گفت : سرگرم نمازو ســــجده و ســـجاده ام



گفت : لابد ثروتی داری و دلشــــــادی به پول ؟

گفت : من مستضعف و مسكین مادر زاده ام



گفت : آیا راستــــی آهی نداری در بـــــساط ؟

گفت : خود پیداست این از وصله لـــــباده ام



گفت : گویا كارمـــــــند ســـــاد ه ای یا كارگـــر ؟

گفت : بیـــكارم ولی از بــــــهر كار آمــــــاده ام



گفت:بیكاری وبی پولی؟پس این شادی زچیست ؟!

گفت : یك زن داشتم ، اینك طلاقــــش داده ام

چهارشنبه 26/5/1390 - 19:28 - 0 تشکر 354438

لنگه كفش

گفتند نبرد کیف از لنگه ی کفش
نه ما و نه هیچ طیف از لنگه ی کفش

یک عده به نقد این عمل لاف زدند!
حق با آنهاست ! حیف از لنگه ی کفش


ناصر فیض

پنج شنبه 27/5/1390 - 16:13 - 0 تشکر 354769

خیابان شد قرق با ادعای حل مشكل ها
ومشكل شدعبور از شهر بر ول ها و نا ول ها

من آنجا بودم اما اشتباهی هم نمی كردم
گرفتند اشتباهاً بنده را هم با اراذل ها!

مرا بردند آنجایی كه نامش رفته از یادم
گروهی را هم آوردند آنجا از منازل ها!

نه قتلی كرده بودم نه به سرقت متهم بودم
شبی را صبح كردم پیش سارق ها و قاتل ها

به آنها گفتم:آخر!جرم من؟ گفتند:می فهمی!
كه جرمت بستگی دارد به خیلی از مسائل ها!

اگرتنهانشستی روی جدول،اینكه جرمی نیست
ولی گویا نشستی با كسی روی جداول ها!

تو را از دلبران و گلرخان شهر سهمی نیست
كه مال دیگرانند این پری روها و خوشگل ها

تو استادی مگر هنگام تعطیل مدارسها!
مرتب می روی چون سایه دنبال محصل ها!؟

نمی دانم كجا!در محفلی دیدم ؟! شنیدم؟!نه!
خجالت می كشم ازشرح آن شكل و شمایل ها!

نمیدانم چه معنی داشت آن اوضاع نا مطلوب
نمیدانم چه رنگی داشت آن رژها و ریمل ها!

گرفتم جلب كردیم آنچه مجنون بود با لیلی
كجا باید نگهداریم از این عشاق محمل ها!؟


ناصر فیض

يکشنبه 30/5/1390 - 17:37 - 0 تشکر 356616

این بار میبرند كه بازنده ات كنند
یعنی كه،در گذشته ی آینده ات كنند!

از آن زمان بترس كه عریان و هاج و واج
پیش نگاه آینه شرمنده ات كنند


ناصر فیض

شنبه 5/6/1390 - 22:13 - 0 تشکر 359064

دراز كردم و دستم به آن جلو نرسید

رسید، اما دستم به زلف تو نرسید



درست مثل همان روز اول خلقت

به من از آن همه جز چند برگ مو نرسید


ناصر فیض

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.