• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 19204)
دوشنبه 22/6/1389 - 17:25 -0 تشکر 230734
طنزیم ادبیات!

سلام

 

این تاپیک مخصوص مطالب اشعار و... طنز ادبی است

 

البته با رعایت قوانین سایت محترم تبیان (به دور از تمسخر و اهانت و تحقیر صنفی و قوم و ملیتی و...)

 

روزهاتان پرتقالی باد!

 

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت کن و بگو ماهي ها حوضشان بي آب است 
  
پنج شنبه 15/5/1388 - 12:46 - 0 تشکر 139278

سلام

بهلول و وزیر

روزی وزیر خلیفه به بهلول گفت : خلیفه تو را امیر و خلیفه بر سگ و خروس و خوك نمونده است .بهلول جواب داد : پس از این ساعت قدم از فرمان من بیرون منه كه رعیت منی.همراهان وزیر همه به خنده افتادند.وزیر از جواب بهلول منفعل و خجل گردید.

بهلول با دوست خود

شخصی ك هسابقه دوستی با بهلول را داشت روزی مقداری گندم به آسیاب برد.چون ارد نمود برالاغ خود نمود و چون نزدیك منزل بهلول رسید اتفاقا خرش لنگ شد و به زمین افتاد. آن شخص با سابقه دوستی كه با بهلول داشت بهلول را صدا زد و درخواست نمود تا الاغش را به او بدهد. و بارش را به منزل برساند و چون بهلول قبلا قسم خورده بود كه الاغش را به كسی ندهد به آن مرد گفت : الاغ من نیست. اتفاقا صدای الاغ بلند شد بنای عرعر كردن را گذارد.آن مرد به بهلول گفت الاغ تو در خانه است و میگویی نیست؟بهلول گفت: عجب دوست احمقی هستی . تو پنجاه سال با من رفیقی حرف مرا باور نداری ولی حرف الاغ را باور مینمایی.

به آینده امیدوار باشیم كه همیشه روشنه...

♫♫ باغچه ♫♫(کلیک کنید)

هر آمدنی رفتنی هم دارد...

ولی ایکاش رفتن ها زیباتر از آمدن ها بودند.....

خدانگهدار همگی

پنج شنبه 15/5/1388 - 12:58 - 0 تشکر 139283

سلام

حمام رفتن بهلول و هارون
روزی خلیفه هارون الرشید به اتفاق بهلول به حمام رفت.
خلیفه از روی شوخی از بهلول سوال نموند: اگر من غلام بودم چند ارزش داشتم.
بهلول جواب داد: پنجاه دینار.
خلیفه غضبناك شده گفت : دیوانه تنها لنگی كه به خود بسته ام پنجاه دینار ارزش دارد.
بهلول جواب داد : من هم فقط لنگ را قیمت كردم وگرنه خلیفه ارزشی ندارد.

بهلول و مستخدم
آورده اند كه یكی از مستخدمین خلیفه هارون الرشید ماست خورده و قدری ماست در ریشش ریخته بود.
بهلول از او سوال نمود : چه خورده ای؟مستخدم برای تمسخر گفت : كبوتر خورده ام.
بهلول جواب داد : قبل از آنكه گویی من دانسته بودم.
مستخدم پرسید : از كجا میدانستی ؟
بهلول گفت : چون فضله ای بر ریشت نمودار است

بهلول و هارون
روزی هارون الرشید به بهلول گفت بزرگترین نعمت های الهی چیست؟
بهلول جواب داد : بزرگترین نعمت های الهی عقل است و خواجه عبدالله انصاری هم در مناجات های خود گوید : خداوندا آنكه را عقل دادی چه ندادی و انكه را عقل ندادی چه دادی

به آینده امیدوار باشیم كه همیشه روشنه...

♫♫ باغچه ♫♫(کلیک کنید)

هر آمدنی رفتنی هم دارد...

ولی ایکاش رفتن ها زیباتر از آمدن ها بودند.....

خدانگهدار همگی

پنج شنبه 15/5/1388 - 13:27 - 0 تشکر 139287

سلام

ممنون جناب مکس واما حکایت ...

آورده اند که :

 روزی زبیده زوجه هارون الرشید در راه بهلول را دید که باکودکان بازی می کرد و با انگشت بر زمین خط می کشید .

 پرسید :

 _ چه می کنی ؟

 گفت :

_ خانه می سازم .

 پرسید :

 _ این خانه را می فروشی ؟

 گفت :

_ آری .

 پرسید :

 _ قیمت آن چقدر است ؟

بهلول مبلغی ذکر کرد . زبیده فرمان داد که آن مبلغ را با بهلول بدهند و خود دور شد . بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد .

شب ، هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده ، به خانه ای رسید و چون خواست داخل شود او را مانع شدند و گفتند این خانه از زبیده زوجه ی توست .

دیگر روز ، هارون ماجرا را از زبیده بپرسید : زبیده قصه ی بهلول را باز گفت .

هارون نزد بهلول رفت و دید که با اطفال بازی می کند و خانه می سازد.

گفت :

 _ این خانه را می فروشی ؟

 بهلول گفت :

_ آری .

هارون پرسید :

_ بهایش چه مقدار است ؟

بهلول چندان مال نام برد که در جهان نبود .

هارون گفت :

 _ به زبیده به اندک چیزی فروخته ای .

 بهلول خندید و گفت :

_ زبیده ندیده خرید و تو دیده می خری . میان ایندو ، فرق بسیار است .

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

شنبه 17/5/1388 - 12:46 - 0 تشکر 139903

هارون الرشید از بهلول پرسید که :

_ دوست ترین مردم نزد تو کیست ؟

 گفت :

_ آن کس که شکم مرا سیر کند .

 گفت :

 _ اگر من شکم تو را سیر کنم ، مرا دوست داری ؟

 گفت :

_ دوستی به نسیه نمی باشد .

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

يکشنبه 18/5/1388 - 22:37 - 0 تشکر 140479

سلام

خوبین ؟

 حکایتارو می خونین یا نه ؟

 اگه می خونین چطورن ؟

می گمــــــــــــــا ...

اگه خوشتون نمیاد رودربایسی نکنــــــــــــــینا بم بگید منم فی الفور بی خیال این قضیه میشم .

اکی ؟

روزی هارون الرشید از کنار گورستان می گذشت بهلول و مجنون را دید که با هم نشسته اند و سخن می گویند و خواست با ایشان مطایبه کند .

دستور داد هر دو را آوردند .

 گفت :

 من امروز دیوانه می کشم . جلاد را طلب کنید .

جلاد فی الفور حاضر شد با شمشیر کشیده . و مجنون را بمشاند که گردن زند .

 گفت :

 ای هارون ، چه میکنی ؟

هارون گفت :

 امروز دیوانه می کشم .

 گفت :

سبحان الله ، ما در این شهر دو دیوانه بودیم ، تو سوم ما شدی .

تو ما را بکشی چه کس تو را بکشد ؟

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

سه شنبه 20/5/1388 - 12:20 - 0 تشکر 140926

سلام

سوال هارون از بهلول درباره شراب

آورده ان كه روزی بهلول بر هارون وارد شد. خلیفه در حال صرق شراب بود و خواست خودرا از خوردن حرام تبرئه نماید. بدین لحاظ از بهلول سوال كرد اگر كسی انگور خورد حرام است؟

بهلول جواب داد : نه

خلیفه گفت بعد از خودرن انگور آب هم بالای آن خورد چطور؟

بهلول دوباره جواب داد : نه

خلیفه گفت بعد از خوردن انگور ‌آب مدتی هم در آفتاب نشیند!

بهلول جواب داد: باز هم اشكالی ندارد

پس خلیفه گفت چطور انگور و آب را اگر مدتی در افتاب بگذارند حرام است.

بهلول جواب داد : اگر قدری خاك بر سر انسان بریزند آیا به او صدمه میرسد.

خلیفه جواب داد نه

بهلول گفت : بعد از آن مقداری هم آب بر روی ان بریزند صدمه میزند !

خلیفه گفت نه

بهلول گفت اگر همین اب ‌خاك را با هم مخلوط كنند و از آن خشتی بسازند و به سر انسان بزنند صدمه میرسد یا نه.

خلیفه گفت البته سرانسان میشكند.

بهلول گفت : چنانچه از تركیب آب و خاك سر آدم مشكند و صدمه میزند از تركیب انگور و اب هم متاعی بدست می آید كه قانون شرعی آن را حرام و نجس قرار داده و از خوردن ان صدمه های فراوان به انسان وارد میآید و خوردن ان حد لازم دارد.

خلیفه از جواب لهلول متحیر شد و دستور داد تا بساط شراب را بردارند.

به آینده امیدوار باشیم كه همیشه روشنه...

♫♫ باغچه ♫♫(کلیک کنید)

هر آمدنی رفتنی هم دارد...

ولی ایکاش رفتن ها زیباتر از آمدن ها بودند.....

خدانگهدار همگی

سه شنبه 20/5/1388 - 16:28 - 0 تشکر 141016

گل ذرت ، چ....فیل!؟

برای خیلی از ما ایرانیان سابقه شش هزار سال فرهنگ غنی و هویت مستقل دینی -ملی از جمله افتخارات غیر قابل انکار تاریخمان محسوب می شود . در هر کدام ازین زمینه ها که بیاندیشید ما همواره برای نعمات الهی - حد اقل در سطح الفاظ- احترام قائل بوده ایم و تنها استثنا در این زمینه همین معضل " گل بلال" است که در این مطلب با زبان مطایبه واقعیتش را برایتان شرح می دهیم . آیا از ما بعید نبوده که برای این خوردنی ملیح چنین نام نا مطبوعی را انتخاب کرده باشیم ؟ و یا شاید ماجرا چیز دیگری است:

پرسش:

آیا می‌دانید چرا ما ایرانی‌ها و یا بهتر است بگوییم فارسی زبانان در سراسر گیتی از افغانستان تا تاجیکستان به ذرت بو داده می‌گوییم "چ... فیل" ؟

پاسخ:

حتماً خیلی چیزها به ذهن‌تان می‌رسد یا رسیده و یا پیرامون آن اندیشه کرده اید، اما صبر كنید و شکیبا باشید، خیلی پیچیده‌اش نكنید. اولین ذرت بوداده ایی كه در ایران به فروش می‌رسید محصول كارخانه‌ی آقای "چستر فیلد" بود. ما ایرانی‌ها هم كه در كوتاه كردن و از سر و ته اسم‌ها زدن استادیم ، مثلا به سلام می گیم سام ، به مشهدی می گوییم مشدی ، به کلب علی می گوییم کبلای و به محمد علی می گوییم مملی و ... رفته رفته واژه‌ی "چستر فیلد" را به "چ... فیل" تقلیل دادیم و بلکه تغییر دادیم !!! بیچاره آقای چستر فیلد با این اکتشاف مهم و یا اختراعی که مرتکب شده ، نامی و نشانی از او نیست و این افتخار نصیب نفخات جناب فیل گردیده است و این همان خوش شانسی است که برخی از رجال نیز دارند ، که کاری را کسی انجام داده، اما افتخار ثبت اسم آن برای دیگری محفوظ است ، خوب؛ نوش جانشان!!!

اما خوب است این را هم بدانید كه فرهنگستان زبان فارسی واژه‌ی مناسب برای ذرت بوداده را "گُلْ بلال" انتخاب كرده است. حالا این به سلیقه‌ی شما بستگی دارد كه هنوز هم بخواهید به ذرت بو داده بگویید "چُ... فیل" یا از این به بعد به جای این واژه‌ی نادرست می‌گویید گُلْ بلال؟! یا شاید هم ، همان ذرت بو داده را بیشتر می‌پسندید.

گفتنی است برخی از بزرگان ادبیات فارسی در سنوات اخیره و یا همان سالهای گذشته خودمان چنین گفته اند: خوب است به این شیی(چیز) خوش مزه و سبک (به معنای اتم کلمه) "شکوفه" گفته شود و بسیاری از ظرفا نیز این ترکیب را بیشتر پسندیده اند، چیزی که هست، اسم بر قامت مسمی قدری زیاد است و اختلاطی که به ارمغان می آورد اختلاط موزونی نیست ، چون شاعر گفته :

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت                آری به اتفاق جهان می توان گرفت

از آنور آب هم به گوش می رسد که اهالی باختران یعنی اروپا به این غذای سبک می گویند "پاپ کورن" (pop corn) و در مناطق مرفه شهر های خودمان نیز، این اسم متداول شده و بعضی ها، همدیگر را به این اسم صدا می زنند بنابراین اگر در خیابان می رفتید و ناگهان شنیدید که کسی گفت "پاپ کورن" اصلاً نهراسید منظور همان "چ... فیل" خودمان است .

بخش ادبیات تبیان


كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
چهارشنبه 21/5/1388 - 0:3 - 0 تشکر 141118

سلام

عجب بحث جالبی!!!

منم از همون بچه گی از این به کاربردن این لفظ پرهیز می کردم و بهش می گفتم ذرت بوداده یا پوفیلا!!!

همش به این فکر می کردم که حکمتش چیه که به ذرت بوداده می گن....؟

که امروز فهمیدیم!!!

پست مفیدی بود واقعا!!

در پناه حق

 من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم ماند

به اميدي که تو فانوس شب من باشي

براي سلامتي و ظهور امام زمان(عج) صلوات ختم کنيد.

چهارشنبه 21/5/1388 - 11:16 - 0 تشکر 141212

سلام

ممنون از مطلب خوبت.من خودم همیشه برام سوال بود كه این اسم كذایی از كجا اومده وریشه اش كجاست.اینو در بخش ثبت مطلب هم بذار.موفق باشی

                          این نیز بگذرد.....
پنج شنبه 22/5/1388 - 13:58 - 0 تشکر 141508

سلام

خیلی جالب بود....

من ولی هیچ وقت این كلمه رو به كارنبردم

یا همون ذرت بوداده یا بهش میگیم شكوفه...

موید باشید

یا حق

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.