انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 2727)
شنبه 12/8/1386 - 0:4 -0 تشکر 16239
قرآن قرن 21

سلام

نمی دونم می دونید یا نه چون این یک بحث جدید نیست اما گفتم بگم تا برای کسانی که نمی دونن گفته باشم و برای اونها که می دونن یادآوری و البته تلنگر.

واون اینکه آیا قضیه قرآن قرن 21 یا فرقان الحق رو شنیدین یا نه؟

 

 

البته من دوباره به اینجا سر می زنم واگر دیدم هیچکس چیزی نشنیده یا نگفته خودم یه چیزهایی اضافه می کنم پس حتما(حتی اگه چیزی نمی دونید) یه چیزی بنویسید تا من دفعه بعد سرفرصت که سری زدم بدونم که این موضوع مهمه ودلم بیاد که یه چیزهایی اضافه کنم

اینها رو نوشتم برای بیداری بیشتر و البته ...

پس فعلا

اگه شنیدین که یه چیزهایی بگین واگر نشنیدین اول گوش کنید و بعد یه چیزهایی بگین

در نگاه آنانکه پرواز را نمی فهمند،                                                                        
هرچه اوج بگیری، کوچکتر می شوی...                                         
شنبه 10/9/1386 - 9:11 - 0 تشکر 18008

سلام

هر روز داره جالب تر میشه...
یعنی خنده دارتر...
اینجاست که میگن کافر همه را کیش خود پندارد
فکر نمیکنم جز خودشون کسی به اراجیفشون اعتقاد پیدا کنه چون واقعا خنده دار حرف میزنن...

در يكی از آيات آن ازدواج با بيش از يك زن برابر با زنا دانسته شده و در آيات ديگر طلاق و جهاد حرام و غيرشرعی خوانده شده‌اند. همچنين در مورد ارث مطالبی در آن آمده كه مغاير با دستورات اسلامی است

فقط کافیه یه کم فکر کنن...

ين كتاب كه سوره‌هايش شبيه سوره‌های قرآن است موضوعاتی مثل عشق، نور، ازدواج، صلح، روزه‌داری و نماز را به شيوه جديدی توضيح می‌دهند

لابد اون جور که خودشون دلشون میخواد و دنبالشن...


متشکرم...
خدا هممون رو هدایت کنه ان شاءالله
--------------------------------------------
خدایا به داده و نداده ات شکر....

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/9/1386 - 1:16 - 0 تشکر 18785

سلام

من واقعا از این که دیر کردم و یه هفته ای به این بحث سر نزدم متاسفم، وباید من رو ببخشید.

اومدم تا مطلب جدیدی رو به این بحث اضافه کنم... می دونم، دیگه خیلی داره طولانی میشه، ولی باید به من حق بدین چون واقعا موضوع مهمیه. من قبلا قصد پخش این خبر رو بصورت دیگه ای داشتم اما بخاطر یک سوء تفاهم بی ربط نشد و مجبور شدم بعد از آشنایی باتبیان اینجا و به این صورت این خبر رو در اختیار عموم علاقه مندان بذارم. البته بجز این فقط یک متن دیگه میمونه که یک داستان کوتاه از دفعات اولیست که نویسنده کتاب قصد ترویج وتبلیغ اون رو داشته که خوندنش خالی از لطف نیست. توی این متن هم آیاتی از قرآن آمده تا در مقایسه با این کتاب مضحک ( یا به قولی جوک) کاملا خودنمایی کنه و حقانیت خودش رو برای همه چه اونهایی که پند می گیرند و چه آنهایی که می خواهند در گمراهی بمانند ثابت کند.

باید از توجه تمام عزیزانی که در این بحث مرا یاری کرده اند تشکر و قدردانی کنم.

اینم بگم که منبع این متن همان منبع اول یعنی وبلاگ لبگزه است...

ریشه یابی

پيش از آنكه به جزئيات بيشتر و تحليلي جامع تر از اين توطئه ي احمقانه بپردازيم لازم است اين نكته بيان شود كه همواره و در طول تا ريخ پرفراز و نشيب بشريت ، معاندان و مخالفان اديان الهي با ترفندهاي گوناگون سعي در خاموشي نداي حق و براندازي و اضمحلال حركت هاي حق جويانه و ظلم ستيزانه ي پيام آوران الهي داشته اند .

قرآن در جاي جاي خود، به افشاي انواع اين تو طئه ها و شيوه ها پرداخته است. اما در اين ميان، عمده ترين و آخرين راه حل مخالفان را ابتدا كشتار ، جنگ و ترور و سپس تحريف حقايق مي شمارد.

جالب است كه قرآن كريم اين دو شيوه، يعني كشتار و تحريف را بيش از همه به بني اسرائيل نسبت مي دهد؛ چنان كه گويي اينان حرفه اي ترين و كار آزموده ترين دشمنان در اين نوع ستیزه جویی ها بوده اند.

قرآن كريم در بيان شيوه ی اول يعني خونريزي و قتل پيامبران خدا و پيروانشان، درباره ی بني اسرائيل مي فرما يد:

... و ضربت عليهم الذلة و المسكنة و باؤوا بغضب من الله ذلك بأنهم كانوا يكفرون بآيات الله و يقتلون النبيين بغير الحق ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون (بقره / ۶۱)

یعنی: بر آنان خواری و ذلت مقرر گردید و به خشم خداوند گرفتار آمدند. زیرا به آیات خدا کفر می ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشتند. این به خاطر آن بود که نا فرمانی کردند و ستمکاری پیشه می ساختند.

و لقد آتينا موسي الكتاب و قفينا من بعده بالرسل و آتينا عيسي بن مريم البينات و ايدناه بروح القدس افكلما جائكم رسول بما لا تهوي انفسكم استكبرتم ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون ( بقره / ۸۷ )

یعنی: به موسی کتاب (تورات) دادیم و پیامبرانی بعد از او فرستادیم و به عیسی حجت های روشن دادیم و او را به وسیله ی روح القدس تائید کردیم. آیا هر پیامبری که از طرف خدا چیزی بیاورد که هوای نفس شما نمی پسندد گروهی از آنان را تکذیب و گروهی دیگر را به قتل می رسانید؟

و اذا قيل لهم آمنوا بما انزل الله قالوا نؤمن بما أنزل علينا و يكفرون بما ورائه و هو الحق مصدقاً لما معهم قل فلم تقتلون انبياء الله من قبل ان كنتم مومنين ( بقره / ۹۱ )

یعنی: و چون به آنان یهودیان گفته شد به آنچه خدا نازل کرده ایمان بیاورید گفتند ما به آنچه بر خودمان نازل شده ایمان می آوریم و ـ از این رو ـ به آنچه بعد از تورات آمده (قرآن) که حق است کفر می ورزند در حالی که ـ قرآن ـ کتاب آنان را تصدیق می کند. بگو ـ اگر به تورات ایمان دارید ـ پس چرا پیامبران را می کشتید؟

فبما نقضهم ميثاقهم و كفرهم بآيات الله و قتلهم الانبياء بغيرحق... ( نساء / ۱۵۵ )

یعنی: به خاطر پیمان شکنی آنان و کفر ورزیدن به آیات خدا و کشتن پیامبران ...

و در ادامه ي همين آيات، به اعتراف بني اسرائيل به قتل حضرت مسيح عليه السلام اشاره مي كند. هر چند كه از نظر قرآن آن حضرت كشته نشده است و آنكس را كه بر صليب كشيده اند، فردي شبيه وي بوده است. اما یهودیان بر این باورند که آنان آن حضرت را کشتند و به صراحت قتل او را به گردن می گیرند .

و بكفرهم و قولهم علي مريم بهتاناً عظيماً و قولهم انا قتلنا المسيح عيسي بن مريم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه و لكن شبه لهم وما قتلوه يقينا (نساء / ۱۵۶ و ۱۵۷ )

یعنی: به خاطر کفر ورزیدن آنان و بهتان بزرگی که به مریم زدند و نیز گفته ی ایشان که مسیح عیسی بن مربم رسول خدا را کشتیم در صوورتی که او را نکشتند و به صلیب نکشیدند ولی امر بر آنان مشتبه شده... و به یقین او را نکشته اند .

و در آياتي از سوري مباركه غافر، به رسالت موسي مي پردازد و مقاومت بني اسرائيل را در برابر وي به تصوير مي كشد:

فلما جائهم بالحق من عندنا قالوا اقتلوا ابناء الذين آمنوا معه و استحيوا نسائهم .. ( غافر /۲۵)

یعنی: چون (موسی) حق را از ناحیه ی ما بر آنان عرضه کرد گفتند فرزندان کسانی را که با وی ایمان آورده اند بکشید و زنانشان را زنده نگه دارید ...

و پس از آن نظر فرعون را براي كشتن رهبر مؤمنان یعنی حضرت موسي نقل می کند:

و قال فرعون ذورني اقتل موسي وليدع ربه اني اخاف ان يبدل دينكم ( غافر / ۲۶ )

یعنی: فرعون گفت بگذارید من موسی را بکشم و ـ بگذارید ـ او خدایش را بخواند. من از آن می ترسم که دین شما را تغییر دهد ...

و آنگاه به اعتراض مؤمن آل فرعون اشاره مي كند:

و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه أتقتلون رجلاُ أن يقول ربي الله و قد جائكم بالبينات من ربكم ( غافر / ۲۸)

یعنی: و مرد با ایمانی از فرعونیان که ایمانش را پنهان می کرد گفت آیا کسی را به جرم اینکه می گوید الله پروردگار من است می کشید در حالی که برای شما دلایل روشنی از ناحیه ی پروردگارتان آورده است ...

اما شيوه ي دوم و خطرناك تري را كه قرآن بدان توجه مي دهد و پرده از آن بر مي دارد، موضوع تحريف، واژگون كردن حقايق و آميختن حق و باطل است.

يعني از آنجا كه كشتن پيامبران و پيروان آنها تأثيري در كنترل حق طلبي آنان نداشت و اتفاقاً بر مبناي اصل پيروزي خون بر شمشير و بيدارتر شدن ملت ها، موجب شعله ورتر شدن شعله ی نهضت هاي الهي مي گشت، توطئه ی تحريف واردميدان مي شد. شيوه اي كه دين خدا و حقايق رباني چنان با باطل و اهواي شيطاني در هم مي آميخت كه ديگر جز پوسته اي از دين حقيقي باقي نمي ماند و در نتیجه، خداي متعال براي هدايت مردم، از نو رسولي جديد و آئيني جديد به سوي مردم روانه مي كرد.

يا أیها الرسول لايحزنك الذين يسارعون في الكفر من الذين قالوا آمنا بأفواههم و لم یؤمن قلوبهم من الذين هادوا سماعون للكذب سماعون لقوم آخرين لم يأتوك يحرفون الكلم من بعد مواضعه .. ( مائده / ۴۱ )

یعنی: ای پیامبر تو را غمگین نکند ـ رفتار ـ آنان که به سوی کفر می شتابند و گروهی که به زبان گفتند ایمان آوردیم ولی دلهایشان ایمان نیاورده است و همین طور یهودیان که سخن دروغ و سخن کسانی که نزد تو نیامده اند (ایمان نیاورده اند) را گوش می دهند که کلام خدا را پس از استقرار آن، تحریف و تبدیل می کنند...

در سوره ی بقره پس از يادآوري بهانه هاي بني اسرائيل در پيروي از دستور خداوند

متعال، خطاب به مؤمنان مي فرمايد:

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون ( بقره / ۷۵ )

یعنی: آیا انتظار دارید که آنان به شما ایمان بیاورند در حالی که گروهی از ایشان کلام خدا را می شنیدند و با اینکه آنها را فهمیده بودند با آگاهی تحریف می کردند.

و درچند آيه ي بعد ادامه مي دهد:

فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عندالله ليشتروا به ثمناُ قليلاً فويل لهم مما كتبت أيديهم و ويل لهم مما يكسبون ( بقره / ۷۹ )

یعنی: پس وای بر کسانی که کتابی به دست خود می نویسند و آنگاه می گویند این از ناحیه ی خداست تا آن را به قیمتی ناچیز بفروشند پس وای بر آن ها به خاطر آنچه نوشتند و وای بر آنها از آنچه به دست می آورند.

و باز در سوره ي بقره پس از ياد آوري نعمت هاي الهي به بني اسرائيل مي فرمايد:

و لا تلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون ( بقره / ۴۲ )

یعنی: و حق را با باطل مشتبه نکنید تا حقیقت را بپوشانید در حالی که به حق بودن آن واقف هستید.

و ان منهم لفریقاً یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب و ما هو من الکتاب و یقولون هو من عند الله و ما هو من عند الله و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون ( آل عمران / ۷۸۷ )

یعنی: همانا برخی از اهل کتاب، کتاب را ـ به نفع خود ـ تحریف می کنند و به عنوان کتاب خدا می خوانند در حالی که از کتاب نیست. و می گویند این از جانب خدا نازل شدهاست، در صورتی که چنین نیست. و با آنکه ـ به کرده ی خود آگاهی دارند _ به خدا دروغ می بندند.

اذا خذ الله ميثاق الذين اوتوا الكتاب لتبيننه للناس و لا تكتمونه فنبذوه وراء ظهورهم و اشتروا به ثمناً قليلاً فبئس ما يشترون ( آل عمران / ۱۸۷ )

یعنی: چون خداوند از کسانی که کتاب به آنها داده شده پیمان گرفت که آن را برای مردم بیان کنید و پنهانش نکنید، پس آن را پشت سر انداختند و به بهای ناچیزی فروختند و چه بد معامله کردند.

بازهم بخاطر کوتاهی ام در رسیدگی به این مبحث در یک هفته گذشته از شما عزیزان عذر خواهی میکنم؛ سعی می کنم مطلب بعدی را در چند روز آینده در اختیارتان بگذارم.

یاحق

مجتبی

در نگاه آنانکه پرواز را نمی فهمند،                                                                        
هرچه اوج بگیری، کوچکتر می شوی...                                         
شنبه 17/9/1386 - 15:9 - 0 تشکر 18867

به نام خدا

سلام

**************

تشکر میکنیم دوست خوبم

طولانی هم نشده ما مشتاقانه دنبال میکنیم مطالبتون رو

دستتون هم درد نکنه

منتظر ادامه مطلب هم هستیم همچنان

**یا علی از تو مدد**

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
جمعه 23/9/1386 - 1:6 - 0 تشکر 19204

سلام به همه همراهان

اومدم ولی مثل نوبه قبل یه خورده دیر شد که خیلی شرمندم (البته من دیشب این مطلب رو گذاشتم ولی پیغام خطا داد، مجبور شدم امشب دوباره بیام)، ولی اومدم تا یه مطلب جدید و البته آخرین چیزی رو که دارم بذارم اما از این بحث دل نمی کنم، چون خیلی این بحث رو دوست دارم، یکی به این خاطر که باعث شده که من از زیر فشار یک موضوع مهم بیرون بیام و دیگه اینکه باعث شد دوستان تبیانی عزیز و بزرگواری چون شما (نگارینا، یلدا عشق،کنیز امام زمان ، محسن یاهو و یارمن ( که بعد از اولین نظرشون دیگه خبری از ایشون ندارم)) پیدا کنم. تا مدتی گاه گاه به اینجا خواهم آمد و مطالب را دوباره مرور خواهم کرد تا دلم و دینم رو روشن کنم.

واین هم آخرین مطلب من ...

تحریف

موضوع اصلي اين مبحث، همين محور تحریف و كتمان حقايق است. بنا بر این با صرف نظراز وقايع تاريخي كه در راستاي قتل، خونريزي و جنگ هاي فراوان عليه اسلام و مسلمانان از آغاز بعثت نبي اكرم تا عصر حاضر وجود داشته، بايد گفت كه تصمیم بر تحريف، از صدر اسلام یعنی حتي در زمان حيات پيامبر اكرم آغاز شده بود. افسانه ي غرانيق و حديث افك و. گوشه هايي از تلاش مخالفان و عمدتاً بني اسرائيل براي مخدوش كردن چهره ي مطهر اسلام و قر آن بوده است. در متون دینی ما روايات بسياري وجود دارد كه در جهت مخدوش جلوه دادن دين اسلام و شخصيت پيامر اكرم و اولياي راستين الهی، توسط يهوديان ساخته و پرداخته شده و در کتاب های اسلامی وارد شده است. این مطلب آنقدر حایز اهمیت است که در حديث شناسي اسلامي، مبحث " اسرائيليات " براي شناخت اين قبيل روايات و راويان آنها جايگاه ويژه اي دارد.

بنابراین همانطور که پیشتر نیز گفتم با توجه به سابقه ی دیرینه ی بني اسرائيل در انواع فتنه هاي نظامي و فرهنگي در طول تاريخ اديان الهی، دست داشتن اينان در ماجرای " الفرقان الحق " نيازي به توضيح و استدلال ندارد. با اين حال، غير منطقي نيست كه رد پاي اسرائيليان و لابي هاي صهيونيستي را در طراحي و تدوين اين كتاب جستجو كنيم و دلايل آن ها را كه بسيار روشن است، مرور نمائيم.

قبل از آن، به ماجرای زیر که من آن را بطور بسیار خلاصه ترجمه کرده ام، توجه فرمایید..

" وليد رياح " رئيس تحريريه ی نشريه ی " صوت العروبة " كه در آمريكا منتشر مي شود، مي نويسد: قبل از چند ماه يك آمريكايي كه به لهجه ی تگزاسي صحبت مي كرد تماس گرفت و پس از معرفي خود به عنوان " كشيش ياهو " خواستار ملاقات فوري با من شد. از او پرسيدم:

عالينجاب كشيش ! چگونه شما كشيش هستيد و اسمتان ياهو است ؟ ــ ياهو مانند يهوه نامي يهودي است ــ اگر خود را به نام جورج، ديويد يا سام معرفي مي كرديد، باور كردني تر بود که کشیش باشید.

او خنده اي كرد و گفت: برايت هديه اي ارزشمند دارم.

پس از پذیرفتن درخواست ملاقات، هنوز دقایقی نگذشته بود که وارد دفترم شد؛ گویی که با تلفن همراه و از نزدیکی دفتر روزنامه صحبت می کرد. او كيفش را باز كرد و چيزي كه در لای زرورق بسته بندي شده بود از آن بيرون آورد و گفت: اين زندگي جديدي است كه من به شما پيشكش كرده ام.

آنگاه بسته را گشود و كتابي به دستم داد كه روي جلد آن نوشته شده بود: الفرقان الحق.

سپس از سجاياي آن كتاب و زندگي مرفهي كه در انتظار من است سخن گفت. آنقدر گفت كه من خسته شدم و پرسيدم: چقدر؟

با خنده گفت: حداكثر يك ..

گفتم: نه ، دو

گفت: قبول است.

سپس پرسيدم: اصلاً منظور از يك و دو چيست؟

گفت: ملیون ( دلار )

پرسیدم: برای چه کاری و با چه شرایطی؟

گفت: اينكه اين كتاب به صورت مسلسل ( پاورقي ) در نشريه ی تو يعني صوت العروبة چاپ شود و تيراژ آن نيز ده برابر گردد.

گفتم: چرا ما را انتخاب كرده ايد؟ روزنامه ي ما كوچك و ناچیز است. چرا سراغ نشريات و روزنامه هاي مشهور نمي رويد كه در طول و عرض جهان منتشر مي شوند؟

گفت: هدف ما آشنايي مسلمانان مقيم آمريكا با اين كتاب است و بر اين باوريم كه عرب ها و مسلمانان اينجا روزنامه ی شما را مي خوانند. و ما فعلاً چیزی بيش از اين نمي خواهيم.

وي كه کسل شدن من از این دیدار را احساس كرد برخاست و گفت: به زودي با تو تماس مي گيرم تا موافقت خود برای این کار و تاریخ چاپ را اعلام کنی.

گفتم: باید كتاب را بخوانم تا بتوانم در این باره صحبت کنیم.

گفت: زمان در اختيار تو باشد اما اگر نياز به حمايت و پشتيباني سريع داري از همين حالا ـ برای پرداخت ــ آماده ام.

گفتم: نه .. بماند براي جلسه ی بعد.

وقتي او رفت، كتاب را باز كردم. در یک صفحه به زبان عربی و در صفحه ی مقابل به زبان انگلیسی نوشته شده بود. ابتدا مقدمه ي آن را خواندم و سپس شروع به تورق کردم. نوع بسم الله و سوره ی فاتحه را خواندم .

واقعاً فرق بين قرآن كريم و اين كتاب، مانندتفاوت بين موجود زنده و موجود مرده بود. در همین اثنا به ياد مسيلمه ي كذاب افتادم و با خود گفتم: درست است که او دروغگو و کذاب بود، اما زبان عربي را از اين مسخره بهتر می دانست.

در دل مي خنديدم و با خود می گفتم: حالا که " المهدي " زبان عربي را نمي شناسد و فخامت و استواري آن را نمي داند و حتي مفردات كلام عرب را بلد نیست، چرا من به وي نخندم؟

بعد از دو هفته " يا هو " تماس گرفت. گفتم: براي انجام در خواست شما يك شرط دارم.

به محض شنیدن اين سخن، خوشحالي او را از پشت تلفن احساس كردم. بنابراین به سرعت پاسخ داد: شرطت را بدون گفتگو پذيرفتم.

پرسيدم: نمي خواهيد بدانيد که شرط من چيست؟

گفت: از آنجا كه شما موافقت خود را براي چاپ آن اعلام مي كنيد، شرطتان هر چه باشد مورد قبول است.

گفتم: شرط من اين است كه يك مناظره ی علمي بين شما و بين هر يك از روحانيون مسلمانان عرب كه در آمريكا اقامت دارند و البته شما او را انتخاب مي كنيد، صورت گيرد و من آن را قبل از چاپ كتاب مورد نظرتان در روزنامه ام منتشر كنم.

چند ثانيه سكوت كرد و گفت: بايد فكر كنم.

گفتم: نيازي به فكر كردن نيست.

و به شوخي ادامه دادم: مگر آنكه بخواهيد با " شارون " يا " نتانياهو " يا " خاخام گوريون " و مشورت كنيد.

با خنده گفت: مگر نمي داني كه گوريون مدت هاست كه مرده است؟

گفتم: چرا .مي دانم و تاريخ مرگش را نيز در خاطرم دارم. چگونه مي شود كسي را فراموش كنم كه پس از اشغال قدس، به " موشه دايان " پيشنهاد كرد كه مسجد الاقصي را با يكصد كيلو گرم تي ان تي منفجر نمايد ؟

گفت: با اين نوع تفكر نمي توان به تفاهم رسيد با اين حال، من به زودی با تو تماس خواهم گرفت.

و آنگاه بدون خداحافظي تلفن را قطع كرد. از آن تاريخ تا امروز منتظر تماس وي و موافقت او با پيشنهاد خود هستم. اما آن روز هنوز نيامده و هرگز نخواهد آمد

بطوراختصاصی، از یارمن که اولین پاسخ رو به بحث دادن، از نگارینا که واقعا در تمام مدت همراهیم کردن و حتی باعث ادامه کارم در این بحث شدن، از یلدا عشق که تا آخرین لحظه با من بودنو از کنیز امام زمان و محسن یاهو برای نظرشون و همراهیشون در این بحث واقعا متشکرم.

امیدوارم همونطور که پشت من بودید همیشه یکی پشتتون باشه ... البته خدا برای بنده اش کافی ...

یاحق

مجتبی

در نگاه آنانکه پرواز را نمی فهمند،                                                                        
هرچه اوج بگیری، کوچکتر می شوی...                                         
جمعه 23/9/1386 - 13:20 - 0 تشکر 19235

هو المعشوق

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.

سلام

***********************

واقعا جالب بود...

اگر قرار باشه کسی تشکر کنه من از شما متشکرم

که بحث رو شروع کردید...پایان خیلی جالبی بود.

خدا هممون رو هدایت کنه.

تشکر از توجهتون

خوشبختانه دوستان انجمن قران و عترت همیشه با هم بودن

همیشه در برنامه ها شرکت کردن.

همیشه برای هم دلگرمی بودن برای ادامه راه...خصوصا برای من

از همگی ممنون.

ان شاء الله با یه موضوع دیگه و زیبا میبینیمتون در انجمن.

موفق باشید

**یا علی از تو مدد**

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
دوشنبه 26/9/1386 - 15:47 - 0 تشکر 19644

سلام به همه دوستان

والا اومدم که بگم، مطالب جدیدی از این مثلا قرآن قرن 21 و تصاویری از برخی صفحاتش بدستم رسیده که اگه خدا بخواد و موافق باشید تا یک یا دوهفته دیگه که خودم مطالعه کردم و انداز براندازش کردم، توی یه تاپیک جدید براتون بذارم تا شما هم بخونیدو ببینید.

اینم بگم که اگه کسی مخالفتی داره ویا بنظرش همین قدر کافی ویا حتی تا همینجا هم خیلی طولانی شده و دیگه نیازی به تاپیک جدید و مطالب جدیدی نداره، نظرش رو برام بنویسه. وگرنه اگر مخالفتی بگوشم نرسید خودم( بطور اتوماتیک وار) این تاپیک جدید رو با موضوع بحث قدیم شروع می کنم.

البته از همین برخورد سرد با این تاپیک و اینکه حتی کسی برای اتمام این بحث نظری نداده میشه فهمید که نظرشون چیه، ولی من باید یه نظر مخالف ثبت شده رو بخونم تا دست از ادامه این کار بردارم.

یاحق

دوستدار شما، مجتبی

در نگاه آنانکه پرواز را نمی فهمند،                                                                        
هرچه اوج بگیری، کوچکتر می شوی...                                         
جمعه 17/12/1386 - 18:38 - 0 تشکر 32878

و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین...

دوست عزیزم هنگامی كه من با مطالبی همچون تحریف قرآن برخورد می كنم بلافاصله یاد این سخن خداوند عزوجل می افتم كه به پیامبر خود فرمودند:

«...اگر راست می گویند كتابی و یا سوره ای مانند آن بیاورند. ...»

ولی مطمئن باشید كه دنیا هر چه پیشرفت كند حتی از آن بی سوادان دوران جاهلیت عربستان تا آن روشنفكران دهكده جهانی آمریكایی(غربی) كسی نمی تواند سوره و یا حتی كلمه ای مانند آن بیاورد.

والاسلام

موفق باشید

اللهم عجل لولیك الفرج

يکشنبه 31/6/1387 - 12:31 - 0 تشکر 59497

بسم رب المهدی

سلام

****

شهادت مظلومانه امام امتمون و اولین مظلوم امامان،علی ابن ابی طالب(ع) رو تسلیت عرض می کنم.

****

واااای.... چه قدر جالبه... دستتون درد نکنه....من که تا حالا چیزی در این باره نشنیده بودم

ممنوووونم 

یا علی مدد

 

 

خدایا ریشه ی شادی های مرا در غم دیگران قرار مده... 

 

دوشنبه 23/1/1389 - 11:37 - 0 تشکر 194236

جناب مجتبی مطالب شما در این تاپیک خیلی جالب و بیان آنها واقعا لازمه حقیقتا وعده خداوند متعال حق است که بعد از تحدی فرمود هرگز نخواهند توانست مانند قرآن را بیاورند.
آخرین پاسخ شما به این بحث 26/9/86 ایجاد شده اما مطمئن باشید این بحث امروز با گذشت سه سال هنوز برای روشنگری مفید و موثر است امیدواریم با این ذهن باز و پیگیری که در دین دارید ضمن ادامه این تاپیک به انجمن خودتون (معارف) هم سر بزنید تا حضور شما باعث گرم تر شدن محفل علمی معارفی ها هم بشه.

هنگامي که مقدمات نعمتها به شما مي رسد دنباله آن را به واسطه کمي شکر گزاري از خود دور نسازيد .
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.