انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 952)
چهارشنبه 27/8/1394 - 17:44 -0 تشکر 692864
تحلیل قرآن از فرزند سالم و صالح

تحلیل قرآن از فرزند سالم و صالح
فرزند سالم و صالح یکی از نعمت های الهی به بندگان است که بدین ترتیب نعمت و فضل الهی بر بندگان تمام می شود و آرامش و آسایشی خاص فزون تر از آرامش ابتدایی وجود همسران، در کنار هم پدید می آید.
 

فرزند سالم و صالح یکی از نعمت های الهی به بندگان است که بدین ترتیب نعمت و فضل الهی بر بندگان تمام می شود و آرامش و آسایشی خاص فزون تر از آرامش ابتدایی وجود همسران، در کنار هم پدید می آید. با این همه بسیاری از مردم قدر این نعمت و فضل بزرگ الهی را نمی دانند و همان گونه که در زندگی شخصی نسبت به نعمت های الهی راه ناسپاسی را در پیش می گیرند، همچنین نسبت به فضل فرزند این گونه عمل می کنند و کفران نعمت می کنند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا آموزه های قرآنی را درباره اهمیت فرزند، حقوق طرفین، راه های محبت و نیز سپاسگزاری از این نعمت را بیان کند.

آرزوی فرزند، آرزوی هر انسان

هر موجودی، خواسته و ناخواسته بر آن است تا نوع خود را حفظ کند. این بقای نوع، هر چند که در بسیاری از موجودات به عنوان یک قانون و سنت الهی صورت می گیرد و به شکل غریزی در نهاد همگان قرار داده شده اما در نوع انسانی، به سبب وجود اراده و اختیار، معنا و مفهوم دیگری می یابد. همه موجودات بطور طبیعی و غریزی به فرزندداری گرایش داشته و اقدام به آن می کنند.

در نهاد همه موجودات علاقه به فرزند به هر شکل آن قرار داده شده است. در انسان نیز این علاقه و محبت وجود دارد (آل عمران، آیه ۱۴ و توبه، آیه ۲۴) و تولید نسل یکی از دغدغه ها و علاقه مندی های انسانی است تا این گونه بقای نسلی تضمین گردد. از گزارش خداوند در آیه ۱۸۹ سوره اعراف درباره آدم و حوا (علیهما السلام) این معنا به دست می آید که ایشان آرزوی داشتن فرزندی صالح را داشتند؛ زیرا مراد از نفس واحده همان حضرت آدم(ع) و منظور از زوجها همان همسرش حضرت حوا(ع) است (جامع البیان، طبری، ج ۶، جزء ۹، ص ۱۹۰) آن دو بزرگوار هنگامی که دریافتند که حوا آبستن است، از خداوند خواستند تا فرزندی صالح و سالم به ایشان ارزانی کند. به این معنا که از نظر اعضا کامل و بدون بیماری و نقص باشد و از نظر روحی و اعتقادی نیز در مسیر کمال گام بردارد. (اعراف، آیه ۱۸۹ و ۱۹۰ و نیز المیزان، ج ۸، ص ۳۷۵)

از این آیات همچنین به دست می آید که هر انسانی این گونه است و آرزوی داشتن فرزندی سالم و صالح را دارد و از خداوند می خواهد که فرزندی سالم و صالح به ایشان عنایت کند تا این گونه سپاسگزار نعمت های الهی باشند؛ ولی با این همه، بسیاری از همسران پس از برخورداری از فرزندی اینچنین، راه ناشکری را در پیش می گیرند و گمان می کنند که در تولید فرزند کسی غیر از خداوند نقش داشته است، در حالی که اینچنین نیست و تنها خداوند است که این نعمت فرزندداری و فرزند سالم را به ایشان بخشیده است. (همان)

علاقه به فرزند اختصاص به عامه مردم ندارد، بلکه حتی پیامبران اولوالعزم چون حضرت ابراهیم(ع) به فرزند علاقه مند بود و از آن جایی که تا زمان پیری فرزندی نداشت، همواره دغدغه بی فرزندی او را می آزرد. از این رو با بشارت فرزندداری از سوی فرشتگان، ضمن شگفتی و تعجب، شادان می شود و همسرش این شادی را به صورت صوت و هیجانات صدایی ابراز می کند. (حجر، آیات ۵۱ تا ۵۴؛ و هود، آیات ۶۹ تا ۷۲) همچنین حضرت زکریا(ع) نیز با بشارت فرزندی به نام یحیی(ع) خوشحال می شود و با روزه سکوت، این نعمت را شکر می گذارد. (آل عمران، آیات ۳۸ و ۳۹؛ و نیز مریم، آیات ۲ تا ۷)

خداوند در آیه ۱۴ سوره آل عمران، بیان می کند که در ذات انسان ها علاقه به فرزند قرار داده شده و همین عامل خود عامل گمراهی بشر نیز می شود، زیرا در دام این زینت دنیایی می افتد و مسیر تعالی را گم می کند و یا از آن دور می شود؛ زیرا محبت ویژه به فرزند همانند محبت به زن و مال و متاع دنیای فریبنده، اجازه نمی دهد تا در مسیر آخرت و کمال گام های درست و استوار را بردارد.

فرزند، آزمون بزرگ الهی

فرزندداری ارتباط تنگاتنگی با عواطف و احساسات بشری دارد و به بخش بزرگی از نیازهای عاطفی و احساسی بشر از این طریق پاسخ داده می شود. عشق و علاقه به فرزند همان اندازه که پاسخگوی عواطف و احساسات آدمی است همان اندازه مایه آزمون های بزرگی برای اوست. انسان ها به اشکال گوناگون در دام این آزمون گرفتار می شوند و به سادگی نمی توانند سربلند از آن بیرون آیند.

خداوند گزارش می کند که برخی از مردم به فرزند تفاخر می ورزند (کهف، آیات ۳۴ تا ۳۹) و فرزند بیشتر را مایه تفاخر و بزرگی خود برمی شمارند و بدان بر دیگران تکبر می ورزند و خودنمایی می کنند (مریم، آیه۷۷؛ و نیز سبا، آیات ۳۴ و ۳۵) همین تفاخر و تکاثرطلبی، آنان را از خود و خدا جدا می کند و موجبات شرک، کفر و انکار قیامت و معاد ایشان را فراهم می آورد. (کهف، آیات ۳۴ و ۳۶ و ۳۷ و ۴۲)

البته برخی از فرزندان به طریق دیگر مایه گمراهی بشر می شوند و در دام خسران و زیان ابدی می افتند. (نوح، آیه ۲۱) از این افراد می توان به کودکی اشاره کرد که حضرت خضر(ع) وی را می کشد چون زمینه کفر و گمراهی والدین خود را فراهم می آورد. از امیرمؤمنان علی(ع) این معنا درباره عبدالله بن زبیر آمده است که موجبات گمراهی پدرش زبیر را فراهم آورد و او را به جنگ با علی(ع) وادار کرد.

خداوند در آیه ۱۴ سوره تغابن از دشمنی برخی از فرزندان با پدران مؤمن خود در امر دین خبر می دهد (مجمع البیان، طبرسی، ج۹ و ۱۰، ص۴۵۲) در همین آیه خداوند به مؤمنان توصیه می کند تا هوشیاری خود را حفظ کنند و از تأثیرات سوء فرزندان خود در امر دین بر حذر باشند؛ چنان که از ایشان خواسته است تا با عفو و گذشت و چشم پوشی همراه با هوشیاری زمینه بازگشت آنان به دین را فراهم آورده و اجازه ندهند تا ایشان به سبب تسلط عاطفی خود بر والدین آنان را گمراه کنند. در حقیقت مدارا با فرزندان باید به شکلی باشد که ایشان به دین بازگردند نه اینکه موجبات تزلزل دینی والدین را فراهم آورند و آنها را به راهی که می روند ببرند و در دام گمراهی افکنند.

اصولا یکی از روش های آزمون الهی، آزمون با نعمت است که از این جمله می توان به آزمون انسان ها با فرزندان اشاره کرد. از این رو خداوند در آیاتی از جمله ۲۸ سوره انفال و ۱۴ و ۱۵ سوره تغابن نسبت به آزمایش مؤمنان از طریق فرزندان هشدار می دهد تا آمادگی روحی و روانی برای این آزمون سخت و خطرناک داشته باشند. این آزمون، اشکال گوناگونی دارد که از جمله آنها مرگ فرزندان است (بقره، آیه ۱۵۵)

خداوند در آیه ۳۴ سوره ص، افکنده شدن جنازه فرزند سلیمان بر تختش را وسیله ای برای آزمایش او می داند و در آیات ۸۳ تا ۱۰۶ صافات، حضرت ابراهیم(ع) مأمور ذبح فرزندش می شود تا اینگونه، آزمون الهی را بگذراند.

از نظر بسیاری از مردم ارزش فرزند گاه حتی از دین و ایمان و آخرت نیز فراتر می رود و این گونه است که بسیاری از مردم دین و ایمان خویش را فدای فرزند می کنند. از این رو خداوند به مؤمنان هشدار می دهد تا در مقایسه و ارزیابی خود به درستی حرکت کنند و فرزند را فراتر از ارزش های اعتقادی و اموری چون خدا و جهاد و آخرت قرار ندهند. بنابراین لازم است تا انسان های مؤمن با پایین قراردادن ارزش فرزند درمقایسه با ارزش های الهی، پیامبر(ص)، جهاد و آخرت، درمسیر تعالی و کمال به درستی گام بردارند. (توبه، آیه ۲۴)

البته از نظر قرآن، فرزند خود یک ارزش است به شرط آنکه درمسیر تعالی وکمال مورد ارزیابی قرار گیرد و عامل بازدارنده نباشد. با این همه حتی اگر فرزند به عنوان یک ارزش و نعمت الهی با دیگر امور چون احسان و انفاق و محبت به خدا و اولیای الهی سنجیده شود، فرزند درمقایسه با آن باقیات صالحات، دارای ارزش محدود و ناچیزی است. (کهف، آیه۴۶)

به سخن دیگر، امیدبستن به فرزند، درمقایسه با امیدواربودن به پاداش الهی امری کم ارزش و ناچیز است؛ بنابراین باید توجه بیشتری به دیگر باقیات صالحات داشت و برای ذخیره آخرت و دست یابی به کمالات از آن بهره برد.

چهارشنبه 27/8/1394 - 17:46 - 0 تشکر 692865

حقوق طرفین


هریک از فرزند و والدین حقوق و تکالیفی دارند که لازم است آن را رعایت کنند. فرزند سالم و صالح فرزندی است که به این دو تکالیف و حقوق خویش به درستی آگاه باشد و براساس آن حرکت کند.


از وظایف والدین نسبت به فرزند آن است که نام خوب و زیبایی برای وی برگزینند تا در آینده از نام خویش شرمگین نشود. در روایات از جمله حقوق فرزند انتخاب نام خوب دانسته شده است.


از دیگر وظایف والدین تعلیم و تربیت فرزندان است. تعلیم و تربیت از هر چیزی حتی تغذیه نیز واجب تر است. البته این بدان معنا نیست که فرزندان از تغذیه و بهداشت مناسب و خوب برخوردار نباشند، بلکه به معنای توجه ویژه پدر و مادر به تربیت و تعلیم فرزندان است. بنابراین نباید عشق و علاقه به فرزندان، والدین را از تربیت و تعلیم درست غافل سازد. خداوند در آیات ۵۸ و ۵۹ سوره نور، به والدین سفارش می کند تا در تربیت فرزندان کوشا باشند و مسائل مهمی چون آداب زندگی و ریزه کاری های آن را بیاموزند. از آن جمله بر ایشان است که به فرزندان بیاموزند که چگونه می بایست در خلوتگاه والدین رفت و آمد کنند و بی اجازه ایشان به هرجایی نروند. در آیات ۱۷ و ۱۹ سوره لقمان، آموزش اخلاق و آداب معاشرت از مهمترین وظایف پدر نسبت به فرزندش بیان شده است. بنابراین محبت و عشق نباید مانع آموزش های سخت و ناخوش اخلاقی و آداب معاشرت شود.


حضرت علی(ع) می فرماید: «ما نحل والد ولدا نحلا افضل من ادب حسن؛ هیچ پدری هدیه ای بهتر از تربیت نیکو به فرزندش نداده است.» (نوری الطبرسی، میرزا حسین؛ مستدرک الوسائل ج۱۵، ص۱۶۵) پیامبر(ص) فرمود: «لأن یودب الرجل ولده خیر له من ان یتصدق کل یوم ینصف صاع؛ اگر پدری فرزندش را تربیت کند، بهتر از این است که روزی یک و نیم کیلوگرم طعام صدقه بدهد.» (حرعاملی، محمدبن الحسن؛ وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۹۵)


همچنین امام صادق(ع) درباره فرزند، سه حق را بر پدر لازم می داند که یکی از آنها جدیت در تربیت اوست: «تجب للولد علی والده ثلاث خصال: اختیاره لوالدته و تحسین اسمه والمبالغه فی تأدیبه؛ فرزند برپدر سه حق دارد: انتخاب مادر مناسب برای او، نام نیک نهادن بر او و جدیت در تربیت او». هر سه حق می تواند در تربیت فرزند مؤثر باشد، ولی تأثیر قسم سوم کاملا تربیتی است. (مجلسی، بحارالانوار؛ ج ۷، ص ۲۳۶)


و نیز فرمود: «دع ابنک یلعب سبع سنین و یؤدب سبع سنین الزمه نفسک سبع سنین فان افلح و الا فلا خیر فیه؛ فرزندت را هفت سال رها کن تا بازی کند و هفت سال دوم او را تربیت کن و هفت سال سوم نیز همراه و ملازم او باش. اگر هدایت شد چه خوب وگرنه دیگر خیری در او نیست».(وسائل الشیعه؛ ج ۵۱، ص ۱۹۴)


البته مراد امام(ع) از این که فرمود بعد از ۱۲ سالگی اگر هدایت نشد، دیگر خیری در او نیست قطعی بودن این امر نیست، زیرا کودکی که حدود پانزده سال به تربیتش پرداخته شود و هدایت پذیر نباشد، دیگر چندان امیدی نمی توان به او داشت. شاید هم مراد این باشد که دیگر وظیفه پدر درباره تربیت او ساقط است و تربیت او برعهده خودش می باشد.


دو روایت دیگر از پیامبر(ص) و علی(ع) در تأیید این مطلب وارد شده که به والدین و مسئولان تربیت فرزند دستور می دهد که بعد از این سن دیگر او را آزاد بگذارید و دست از تربیت او بردارید (قال امیرالمؤمنین«ع»: احمل صبیک حتی یأتی علیه ست سنین ثم ادبه فی الکتاب ست سنین ثم ضمه الیک سبع سنین فادبه بادبک فان قبل صلح و الا فخل عنه (وسائل الشیعه؛ ج ۵۱، ص۱۹۵) یا می فرماید: «شما دیگر معذورید و به تکلیف و وظیفه خود عمل کرده اید». (قال النبی(ص): الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین فان رضیت خلائقه لاحدی و عشرین سنه و الا ضرب علی جنبیه فقد اعذرت الی الله (همان منبع)


بنابراین، روایت بر تربیت فرزند در دوران کودکی، نوجوانی و اوایل جوانی تأکید فراوان دارند. حضرت علی(ع) در نامه ای خطاب به فرزندش امام حسن(ع) علت این امر را این گونه بیان می کند: «چون قلب کودک مانند زمین خالی است که هر بذری در آن بکارند می روید، من تربیت تو را در کودکی و قبل از اینکه قلبت سخت و ذهنت مشغول شود، آغاز کردم تا تو به حقیقت آنچه را که اهل تجربه تو را از تجربه مجدد آن بی نیاز می سازند، بپذیری». (نهج البلاغه؛ عبده، ج ۳، ص ۰۴)


از این رو خداوند از موعظه و پنددهی به فرزند همراه با مهربانی و عطوفت به عنوان یک سیره خوب انسانی یاد می کند که از سوی لقمان(ع) انجام می شد. (لقمان، آیات ۳۱ تا ۹۱) ازنظر خداوند، حقوق فرزند از پیش از تولد آغاز می شود و بر والدین است که این حقوق را مراعات کنند (بقره، آیه۳۳۲ و نساء، آیات۹تا ۲۱. طلاق، آیه۶ و تحریم، آیه۶) خداوند در آیه۳۳۲ سوره بقره بر لزوم رعایت تقوا در حقوق فرزند شیرخوار تأکید می کند و محفوظ بودن حق شیرخواری فرزند از مادرش حتی در صورت طلاق را لازم برمی شمارد.


برخورد نیک و گفتار درست و راست با کودکان بویژه فرزندان یتیم از جمله مطالبی است که در آیه۹ سوره نساء بدان اشاره شده است. خداوند باتوجه دادن به مسأله تقوا و ترساندن از عقوبت اخروی و کیفر آتش دوزخ می کوشد تا مردم را به سوی مراعات این حقوق وادار سازد. (نساء، آیات۹ و ۰۱ و آیات دیگر) چنان که با برانگیختن عواطف و احساسات انسانی بر آن است تا زمینه های ایجاد انگیزه برای رعایت حقوق فرزندان بویژه یتیمانی که بیشتر در معرض خطر تعرض به حقوقشان قرار دارند، فراهم آورد.


از حقوق فرزند بر پدر و مادر آن است که در حق فرزند دعا کنند، چنانکه این دعا می تواند پیش از انعقاد نطفه هم باشد. از این رو حضرت ابراهیم(ع) و زکریا(ع) برای فرزند خویش این گونه دعا کردند که خداوند فرزندی سالم و صالح به ایشان ببخشد. (اعراف، آیه۹۸۱ و بقره، آیات۷۲۱ و ۸۲۱ و مریم، آیات۵ و ۶ و آیات بسیار دیگر)


از حقوق فرزندان آن است که تفاوتی میان دختر و پسر نگذارند و ایشان را تکریم و احترام کنند. (آل عمران، آیه۱۶) این مطلب را می توان از سیره پیامبر(ص) نیز به دست آورد. البته آیه۱۶ سوره آل عمران که آیه مباهله نیز خوانده می شود، به خوبی روشن می سازد که در تحلیل قرآنی، فرزندان دختر و پسر باهم در ازرش انسانی تفاوتی ندارند. از این رو حسن و حسین(ع) فرزندان حضرت فاطمه(س) به عنوان فرزندان و پسران پیامبر(ص) معرفی شده است تا این گونه نشان دهد که هیچ تفاوتی میان دختر و پسر نیست، زیرا پسران حضرت فاطمه(س) به عنوان پسران پیامبر(ص) معرفی شده اند.


از دیگر حقوق فرزندان آن است که آنان را از مرگ و تلف شدن حفظ کنند. بنابراین کشتن فرزند از ترس فقر و گرسنگی گناهی نابخشودنی و امری سفیهانه و جاهلانه شمرده شده است. (انعام، آیات۰۴۱ و ۱۵۱ و اسراء، آیه۱۳). در عصر حاضر نیز افراد بی خردی به دلایل واقعی فرزند خود را به کشتن می دهند و با انجام سقط جنین، در حق فرزند ظلم می کنند.


مشورت با فرزندان در مسایل مربوط به ایشان از امور شایسته ای است که در آیه۲۰۱ سوره صافات به آن توجه داده شده است. خداوند در آیات ۱۸ و ۱۰۱ و ۲۰۱ همین سوره به سیره حضرت ابراهیم(ع) اشاره می کند که به مشورت با فرزندش می پردازد و از وی نسبت به عمل خود و واکنش وی پرسش می کند.


حقوق پدر و مادر


در مقابل، به فرزندان نیز توصیه شده تا مراعات والدین به ویژه در هنگام پیری و ناتوانی را بکنند و ایشان را یار و یاور باشند. خداوند در آیه۵۳ سوره آل عمران، خدمت فرزند به مادر را از حقوق طبیعی مادر دانسته است که البته مادر می تواند از این حق خویش بگذرد. ولی این بدان معنا نیست که فرزند دست از خدمت مادر بشوید. البته مادر می تواند فرزند خویش را به خدمت دیگری حتی خدا درآورد و از حقوق خویش بگذرد و به دیگری بدهد، چنان که همسر عمران از حق خویش گذشت و حضرت مریم(س) را به خدمتکاری خانه خدا درآورد.


خداوند در آیه۵۱ سوره احقاف تبیین می کند که یکی از حقوق والدین آن است که فرزندان در حق ایشان دعا کنند تا مورد رحمت الهی قرار گیرند. این دعا در حقیقت پاداش تربیتی است که والدین در خردسالی در حق فرزندان روا داشته اند. (اسراء، آیات۳۲و ۴۲)


بر فرزندان است که در هنگام سخن گفتن با والدین مراعات تکریم و احترام ایشان را نمایند و به صورت محترمانه با آنها سخن بگویند و درشتی نورزند و حتی سخنی که بیانگر آزردگی و خستگی است بر زبان نرانند. (اسراء، آیه۳۲)


فرزندان باید همواره شکرگزار خدا و والدین خویش باشند و این شکرگزاری بر فرزندان امری واجب و لازم است تا دست کم گوشه ای از رنج ها و سختی های والدین و محبت ایشان را جبران کنند. (لقمان، آیه۴۱)


هرگونه زیان رسانی به والدین از سوی فرزندان امری حرام و گناهی است که مورد نهی الهی قرار گرفته و خداوند در آیه۳۳۲ سوره بقره از آن برحذر داشته است.آنچه بیان شد تنها گوشه ای از حقوق متقابل فرزند پدر و مادر است و سخن در این باره بسیار است اما به لحاظ رعایت اختصار به همین مقدار بسنده می شود.



کریم صداقتی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.