انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 2420)
چهارشنبه 6/6/1392 - 10:7 -0 تشکر 637992
فرهنگ لغت مازندرانی(حرف ی)

http://tabarestan.ir/


زبان طبری یكی از زبانهای بازمانده از زبانهای كهن پهلوی ، سانسكریت و... است و ریشه در تاریخ دیرپای جهان دارد و هرگونه غفلت و سهل انگاری در حفظ این میراث در معرض خطر، می‌تواند بخشی از پیشینه ایران كهن را به مخاطره بیاندازد. د ر رابطه با زبان طبری، سیاحان و مستشرقان و اندیشمندانی چون "ملگونوف"، "خودزكو"، "درن" و... به تحقیق و مطالعه درباره این زبان پرداخته‌اند. این امر بیانگر ارزش و اعتبار زبان طبری بوده و سبب شده تا افراد بیگانه نیز در مورد این زبان به تحقیق بپردازند. گوناگونی گویش‌های مازندرانی به حدی است كه این تفاوت از محله‌ای به محله دیگر در شهرها و روستاهای مازندران كاملا مشهود می‌باشد هر یك از گویش‌های مازندرانی دارای لهجه خاص، اصطلاحات و فرهنگ مربوط به خود را داشته و با فرهنگ و زبان مختلف گفت وگو می‌كردند. نداشتن آشنایی اولیه با زبان مازندرانی موجب شده كه سایر استانهای كشور به ویژه تهرانی‌ها آن را با زبان گیلانی اشتباه بگیرند در حالی كه تفاوتهای عمده‌ای بین این دو زبان وجود دارد. این فرهنگ لغت اساس ان بر کتاب فرهنگ لغات تبری تالیف دکتر اشرفی میباشد تا کنون شامل حدود 35000 کلمه میباشد که برای هر کلمه فارسی ، معنی اصیل مازندرانی و گویش آن کلمه در شهرهای ساری ، یهشهر ، بابل ، آمل ، سوادکوه و تنکابن همراه بات آوانگاری هرکدام در دو ویرایش جستجوی فارسی به مازندرانی و مازندرانی به فارسی برای علاقه مندان جمع آوری شده است.


در این مبحث حرف ی

چهارشنبه 6/6/1392 - 10:10 - 0 تشکر 637993

یابو کاره yaaboo kaare کره اسب بارکش
یاجه yaaje دندانه ی اره و داس
یاجه هاکردن yaaje haakerden ۱تیز کردن داس ۲شکستن لبه ی تیز تبر و داس براثر برخورد به ...
یاجینی و یالو yaajini vayaaloo از دهکده های سدن رستاق واقع در استرآباد
یاخچال yaaKhchaal نام مرتعی در نور
یاخچانو yaaKhchaano مرتعی در روستای کدیر نوشهر
یاد بکاردن yaad bakaarden ۱فراموش کردن ۲از یاد بردن
یاد بیاردن yaad beyaarden ۱به خاطر آمدن – تداعی شدن دانسته ها ۲به یاد آوردن
یاد بییتن yaad baeiten آموختن
یاد درشین yaad dar sheyan از خاطر رفتن – فراموش شدن
یاد دکتن yaad daketan به یاد آمدن
یاد دینگئن yaad dingoen به یاد آوردن – یادآوری

چهارشنبه 6/6/1392 - 13:24 - 0 تشکر 638025

یاد هادان yad haadaan یاد دادن – تعلیم
یار yaar ۱دوست ۲معشوقه ۳یار و یاری دهنده
یار بالا yaar baalaa نام مرتعی در آمل
یاربگتن yaar begtan ۱فاسق گرفتن ۲هم بازی انتخاب کردن
یار بیتن yaar bayten ۱انتخاب هم گروه در یک بازی دسته جمعی ۲انتخاب معشوقه
یاربیس yaar beys فلانی – یارو
یارپایین yaare paaein نام مرتعی در آمل
یارتو yaartoo یال گردن اسب
یارجلم yaar jalom از توابع رامسر
یارز yaaraz نام مرتعی در نزدیکی روستای کدیر نوشهر
یارسم yaaresm روستایی از دهستان عشرستاق هزارجریب بهشهر
یارم مسی yaarem masi گیاهی با غده ای شیبه سیب زمینی که از آن ترشی تهیه کنند و از ...
یارمه yaarme آرد نامرغوب
یارمه – هاکئردن yaarme hakoerden خرد کردن جو
یار نونی yaare nooni دوست فرصت طلب
یاره – دم yaare dam غروب
یاری yaari ۱نسبت همسران دو برادر به هم – جاری ۲در جریان
یاری – گری yaari gari همکاری دو جانبه در کشاورزی و دام پروری
یازن yaazen از توابع اشکور تنکابن
یازه yaazze یازده
یاسته yaasta اشتیاق دیدار دوست و عزیز
یاسل yaasal نام روستایی در نور
یاسملو yaasmaloo نوعی پیچک با گل های ریز و سفید رنگ
یاسه yaase ۱آرزو ۲هوس بسیار کردن ۳دلتنگی
یاسه yaase فلزی قلاب ماننداست که به وسیله ی تسمه ی چرمی یک متری،پالان ...
یاسه – مال yaase maal آبی که در جوی لبریز باشد و به هنگام حرکت،شکل کمند مانندی ...
یاسه – مال – بین yaase maal bayyen لبریز بودن آب در جوی
یاسه هاکردن yaase haakordan اشتیاق زیاد برای دیدار کسی داشتن
یاش yash رقیق
یاش چال yaashechaal مرتعی در دهستان دو هزار تنکابن
یاش هکتن yaash haketen رقیق شدن
یاشیگ yaashig ۱جعبه ی چوبی ۲تخته
یاغ دشت yaagh dasht از توابع دو هزار تنکابن
یاغ کوه yaagh koo از توابع شیرگاه سوادکوه
یاغی بورده yaaghi baverde در لغت به معنی یاغی برده استاز تکه های موسیقی چوپانی مازندران ...
یاغی کلا yaaghi kelaa از توابع لاله آباد بابل
یاغی لوکا yaaghi lookaa نام چاهی در کوه ایل ملی رامسر
یافتی yaafti ولگرد
یافتی سگ yaafti sag سگ ولگرد
یافرتی yaaferti دم دمی مزاج
یا قلازار yaaghlaazaar مرتعی در حوزه ی رویان نور
یاقوت تپه yaaghoot tappe تپه ای قدیمی نزدیک،گوهر تپه و موسی تپه ی بهشهر
یا کریم yaakarim نام پرنده است
یال yaal ۱سو – طرف ۲بلندی ۳بالای کوه ۴گردنه
یال دراغ yaal deraagh ۱بادی که از نیمه ی دوم امرداد شروع به وزیدن کند ۲نام ستاره ...
یالرود yaalrood ۱نام روستایی در نور ۲از توابع نوشهر
یالمان yaalemaan رنگین کمان
یالو yaaloo روستایی از منطقه ی روشن آباد کردکوی
یالو yaalo از توابع یال رود نور
یالی yaali نام روستایی در نور

چهارشنبه 6/6/1392 - 13:26 - 0 تشکر 638026

یامان yaamaan
یاندشت yaandasht از توابع سه هزار تنکابن
یانه سر yaane sar از توابع چهاردانگه ی شهریاری(هزارجریب)بهشهر
یاواش yaavaash آهسته – آهسته تر
یاواش یاواش yaavaash yaavaash ۱آرام آرام ۲کلمه ی خطاب است،یعنی:بیا بیا
یپور yapoor ۱سرکش ۲خود بزرگ بین
یتا yettaa یکی – یک دانه
یتا په yettaa pe یک لنگه
یتا دیگه yettaa dige یکی دیگر
یتاق yetaagh کومه ی شبانان
یتا یتا yattaa yattaa یکی یکی
یتپو yateppoo ۱خیلی خیلی کم ۲کوچک
یته yette یکی
یته بن yette ban یک بند آواز خواندن – یک بند در عرف متداول به معنی:اجرای یکی ...
یته دیر yete deyar یکی دیگر
یته کم yette kam ۱مقداری – اندکی ۲روستایی در قائم شهر ۳روستایی از نرم آب ...
یتیم چه yatim che ۱بچه ی تیم ۲نوعی خورشت که از بادمجان،تخم مرغ و پیاز درشت ...
یچمول yachmaval گرفتگی بخشی از عضلات بدن
یخان yaKhaan از مراتع کتول
یخ او yaKh ow آب یخ
یخ چا yaKhe chaa گودال بزرگی که در آن برف و یخ را کوبیده و نگهداری کنند و در ...
یخچال پشت yaKhchaal pesht از توابع فیروزجاه بابل
یخ خام yaKh Khaam مرتعی در روستای بالاچلی کتول
یخ خوردی yaKh Khoordi خیلی کوچک – به این کوچکی
یخره yaKhare نام مرتعی در حوزه ی کارمزد سوادکوه
یخ شیشه yaKh shishe قندیل یخی
یخکش yaKh kash از توابع یخکش بهشهر
یخ لولو yaKh looloo قندیل یخ
یخله yoKhle ول – بیکار
یخمه yoKhme لاغر
یخنی yaKhni ۱ترکیبی از برف و شکر ۲نوعی گلابی وحشی نارس
یخنی yaKheni ۱گوشت آب پز کرده و سردشده و قرمه کرده ۲یخ زده
یخه yaKhe یقه – گریبان
یخه چاک هادان yaKhe chaak haadaan ۱پاره کردن گریبان که در سوگ و ماتم چنین کنند
یخ هکاردن yaKh hekaarden ۱کسی را مسخره کردن ۲سرد شدن
یخ یخی yaKh yaKhi سرمایی – کسی که زیاد سردش شود
یدفه yadafe ۱یکباره – ناگهانی ۲بی خبر
یدک yadak اسبی است زین کرده و بدون سوار که روپوشی روی آن اندازند و ...
یر yar نزدیک
یر yer ۱این ور – این سو – این سمت ۲این سوی رودخانه
یر yor ۱آن سو – آن سمت ۲آن سوی رودخانه
یراق yaraagh ۱اسلحه ۲نواری از مفتول زرد و سفید که بر لباس دوزند
یراق کیسه yeraagh kise کیسه ی ابزار و وسایل تفنگ
یر بموئن yer bemooan ۱آمدن از آن سوی رودخانه یا هر محل سخت گذر ۲انجام کاری دشوار ...
یرتمه yertme یورتمه – نوعی حرکت اسب
یرد yord ۱محل توقف – پهنه ای که آن جا گوسفندان رابدوشند ۲اطاق خانه ...
یردم yerdem نهیب تشر
یردم دکردن yerdem dakerdan با تشر کسی را از خوردن بازداشتن
یرش yeresh ۱نوعی حرکت آرام و با تأنی اسب ۲یورش – حمله
یرش yeresh خوراک – غذا

چهارشنبه 6/6/1392 - 13:28 - 0 تشکر 638028

یرش میدان yeresh meydaan میدان یورش – یکی از میدانگاه های نبرد مردم منطقه ی استرآباد ...
یرغه yerghe حرکت تند و سریع اسب بدون آنکه موجب تکان سوار شود
یرماز yar maaz آراسته – شیک پوش
یرو یر هکاردن yer o yor hekaarden ۱این ور و آن ور کردن ۲این سو و آن سو رفتن ۳این سو آن سو کردن ...
یرو یور yeroo yoor این سو و آن سو – این طرف و آن طرف
یره به کینگگ yere be kingek از انواع بازی های بومی
یر هکاردن yar hekaarden از روی مانعی گذشتن و عبور کردن
یزدکی yazdeki کوهی در جنوب منطقه ی گرگان
یساقی yesaaghi روستایی در سدن رستاق شرقی کردکوی
یشماق yashmaagh عرف آهتسه صحبت کردن عروس نزد اقوام شوهر که به مدت یکسال ادامه ...
یغره yeghre گونه ای راه رفتن اسب که دو دست و دو پا با هم به نبت برداشته ...
یقد yaghad یک کم – یک مقدار
یقده yaghade مقداری – کمی
یک yak یک
یک اشکم yak eshkem ۱مقیاس فرضی به اندازه ی یک شکم ۲مقیاس حجم در خوردن غذا
یک اشکم خون yak eshkem Khoon یک شکم خون – مقیاس اندوه و حسرت
یک انا yek annaa یک اندازه – هم اندازه
یک او yak o آبیاری اول زمین و مزرعه
یک او دنگ او yak o dang o اندازه حجمی از آب که برای به حرکت در آوردن یک دستگاه شالی ...
یک باردی yak baardi یک مرتبه – ناگهانی
یک بار هاله yek baar haale مقیاسی جهت توزین – یک لنگه بار اسب یا قاطر
یک بدو هاکردن yako bedow haakordan مشاجره لفظی کردن
یک بن yak ban یک بند خوانی – بخش کردن آواز که به طور معمول با یک مقام بزرگ ...
یک – پا – بل yak paa bel واحد حجم به اندازه ی:یک بیل زدن یا برداشتن یک بیل خاک
یک پر yak par رشد مرحله ای برنج
یک پرش yak paresh پرورش ماکیان در یک دوره که از زمان روی تخم نشستن تا بزرگ ...
یک – پستان yak pestaan واحد حجم به ظرفیت یک لیفه ی شلوار
یک پشت yak pesht ۱متحد – با هم ۲سر راست و مستقیم
یک پلی yak pali ۱نیم رخ – یک پهلو ۲یک طرف بدن
یک پلی دکتن yek pali daketen یک پلی دکتن
یک په yak pe ۱یک لنگه از جفت هر چیز ۲لنگه ی در
یک په yak pe پیوسته – پیاپی
یکتا yaktaa یک – یک دانه – تک و تنها
یکتا دگه yaktaa dege یکی دیگر
یک تپ yak tep ۱یک ذره ۲یک قطره
یک تپه yak teppe ۱یک ذره ۲یک قطره
یک تنگ هکاردن yak tang hekaarden یک پهلو دراز کشیدن
یک تی yak ti اصطلاحی در پارچه بافی سنتی یعنی:از هر شکاف شانه یک رشته نخ ...
یک جایی yak jaaei ۱شریکی ۲تمام – همه
یک جگا yak jegaa ۱یک جا ۲دور هم
یک چر yak char گوساله نر پنج ساله
یک – چک yak chak ۱دفعه ی اول – بار اول ۲فوری
یک چنگ yak chang حجمی به اندازه ی یک مشت از هر چیز
یک چوبه yek choobe در لغت،به معنی خیمه ی تک ستون استدر فرهنگ دهخدا به خیمه ای ...
یک – چین yak chin چین اول – برداشت اول محصول
یک خالم yak Khaalem مقیاس سطحزمینی باریک با عرضی که گاو شخمی با خیش بتواند در ...
یک خله yak Khale ۱خیلی ۲مقدار زیاد
یک دال yak daal بز یا گوسفندی که یک پستانش شیر دهد
یک در بند yak dar band یک اتاق

چهارشنبه 6/6/1392 - 13:30 - 0 تشکر 638030

یک در یک yak dar yak بطور ناگهانی – یک دست
یک دفه yak dafe یکدفعه – به طور ناگهانی – ناگهان – یک بار
یک دنده yek dande
یک دو yekode مشاجره ی لفظی – یک و دو کردن
یک دوش yak doosh یک طرف – یک سمت
یک – دیم yek dim از توابع شیرگاه سوادکوه
یک دیم yak dim ۱یک سو – یک طرف – یک دسته ۲هم کاسه ۳به طور مستمر
یک دیم yek dim ۱حالتی از خفتن و دراز کشیدن ۲به پهلو خوابیدن
یک رسن yak rasen معادل چهارمترمربع از مساحت زمین که در موقع فروش علوفه ی ...
یک رنگ yak rang بی ریا – صاف و ساده – صمیمی
یک سر yak sar ۱یک ریز – پیاپی ۲هم کاسه
یک سرده گوش yak sar de goosh ۱اجنه – موجودی خیالی برای ترساندن بچه ها
یک سره رو yak sare roo مرتعی در حوزه ی لفور سوادکوه
یک سرین yak serin یکی از فنون کشتی محلی استپس از اعلام شروع بازی توسط میان ...
یک سنگ yak sang مقدار آبی که یک سنگ آسیاب را بگرداند
یک سون yak soon ۱یک سو – یک طرف ۲همانند
یکشوب yek shoob از توابع بابل کنار بابل
یک ضرب yak zarb یکباره – یک دفعه
یک فرا yek feraa دوره ای کمتر از ده روز که کرم ابریشم برگ های ریز توت را می ...
یک – قالنجک او yak ghaalenjek o حجم آب به اندازه ی یک قلوپ
یک قیلان بکشین yak ghaylaan bakeshiyen
یک کپلی yak kappeli سواری یک نفره
یک کش yak kash ۱یکباره – یک دفعه ۲یک دنده – کله شق
یک – کفتل – را yak kaftel raa ۱مقدار فاصله ای ایجاد شده در اثر پرتاب چوب یا سنگ
یک کل yak kel شخم اول
یک کل yak kal گاو یک شاخ
یک کل لفا yak kal lefaa چوبی تک شاخک که در خرمنگاه برای زیر و رو کردن خوشه های استفاده ...
یک کله yak kalle یک باره – ناگهان
یک کله تو yak kalle to از فنون کشتی محلی استپس از اعلام آغاز مبارزه توسط میان دار ...
یک کم yak kam ۱مقداری – مقدار کم ۲روستایی در قائم شهر ۳نام روستایی در ...
یک کند yak kand از فنون کشتی محلی استابتدا میان دار آغاز بازی را اعلام می ...
یک کوم yak koom ساختمانی که شیروانی آن شیبی یک سویه دارد
یک کینگه yek kinge حالتی از نشستن
یک کینگی yek kingi نشستن روی یک طرف باسن
یک گاریه yak gaareye یک باره،یک مرتبه
یک گال yak gaal گاهی – زمانی
یک – گله – دار yak gaalleh daar ۱کسی که یک گوسفند در رمه دارد ۲هر چیز جداگانه ای که در یک ...
یک گلی yak gali یک نفس آواز خواندن
یک – گلی – آواز yak gali aavaaz اصطلاحی که توسط آن کسی را به خواندن آواز دعوت نمایند
یک لـله yek lale واحد اندازه گیری برابر با:چهار ارش به علاوه ی چهارانگشت
یک لینگه yek linge ۱حالتی از نشستن ۲یک لنگه از بار حیوان
یکم yekam مقدار کم
یک من yek men مرتعی در حوزه ی کارمزد سوادکوه
یک وجه yak vaje
یک وجین yak vejin وجین اول
یک ور yak var ۱یک پهلو ۲یک طرف – یک سمت
یک وری yak vari کج – اریب
یک وری کومه yak vari koome
یکول yekol یک دنده – کله شق – لجوج
یکه بخردن yakke boKhordan جا خوردن

چهارشنبه 6/6/1392 - 13:37 - 0 تشکر 638032

یکه شناس yakke shenaas به کودکی گویند که تنها با مادرش یا فردی آشنا خو گرفته و در ...
یک – هندی yak hendi مقدار کمی
یکه – یکه yakke yakke ۱گاهی اوقات ۲تک تک
یکی چی yaki chi یک چیز – چیزی
یک یک yek yek واحدی برابر با هم در تقسیم تولیدات کشاورزی،در نظام تولیدی ...
یگ دست yag dast یک دست – هماهنگ – از یک نوع
یگ راست yag raast مستقیم
یگ سیب yeg sib اندکی – بسیارکم
یگ گال yag gaal ۱گاهی – زمانی ۲یک بار
یگن yagen ۱گردن کلفت ۲شمرده ۳حسابی – چیز خوب
یگن – یگن yagen yagen ۱درشت گویی ۲قابل توجه
یل yal ۱نوعی نیم تنه ی زنانه ۲پهلوان و نیرومند
یل yel ۱پسوند فاعلی به معنی:گذارنده ۲آن که چیزی را می نهد یا می ...
یلاق yelaagh ییلاق – کوهستان
یلخی yelKhi وحشی – اسب سرکش و رام نشده – رمه ی اسبان وحشی
یلخی – وان yelKhi vaan نگهبان و مراقب اسب های رام نشده
یلس yales روستایی از فیروزجاه بابل
یلنگی yalengi یک پایی – با یک پا
یله yale ۱آدم هرزه گرد – ول گرد ۲سرگشته
یله گرد yale gard هرزه گرد – ول گرد
یله هادان yale haadaan ۱تکیه کردن ۲رها کردن
یمان yemaan بیماری زخم و ورم مفاصل در حیوانات – به صورت کنایی:به عنوان ...
ینده yande این قدر – این مقدار – این اندازه
ینگه yenge باجناق هم ریش – هم زلف – ساق دوش
یوئر yoar کار دسته جمعی،بدون دریافت مزد
یوج yowj از توابع سه هزار تنکابن
یور yoor ۱بیرون ۲آن سوی
یور خمن yoor Khaman نام مرتعی در آمل
یورسیا کلا yoor siyaa kelaa روستایی از توابع گتاب بابل
یورغه yorghe چهار نعل رفتن اسب
یورمله yoor male روستایی از گتاب بابل
یورنه yoorne از توابع ولوپی سوادکوه
یور هاکردن yoor hakerden رد کردن – عبور کردن
یوری مرغ yori mergh نوعی اردک وحشی با سر قهوه ای رنگ
یوز yooz یوزپلنگ
یوز گنجه yooz ganje فالاروب گردن سرخ که نام پرنده ای است
یوش yoosh محل تولد علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج،پدر شعر نو ایران ...
یوشیج yooshij ۱اهل یوش ۲نام مستعار پدر شعر نوین ایرانعلی اسفندیاری معروف ...
یه ya یک
یه ye هنگامی بکار رود،که واژه ی قبل همراه با کسره ی اضافی ملکی ...
یه آموج yr aamooj به گاو نری گویند که یک سال تجربه ی شخم کردن زمین را دارد
یه اسه گردان او ye asse gardaan ow مقدار آبی که آسیاب را به گردش وا دارد
یه افاگی ye afaagi اندازه آبی که برای به حرکت در آوردن یک دستگاه دنگ آبی کفایت ...
یه اولی ye ooli ۱بهاندازه ی یک باریکه آب جهت یک بار مشروب ساختن زمین ۲یک ...
یه باد ye baad تراز – در یک ردیف – هم ردیف
یه باله سر ye baale sar واحد اندازه گیری جهت تعین مقدارمثل:مقدار هیزمی که میان بازوی ...
یه پریکی ye perikay اندکی – مقداری – کمی
یه پلو ye paloo یک پهلو

چهارشنبه 6/6/1392 - 13:39 - 0 تشکر 638033

یه پلوکت ye paloo kat ۱یک دنده ۲کج
یه پنیک ye penik یک کمی
یه پوس ye poos یک بار کامل
یه پوس کتک ye poos kotak تنبیه کامل
یه پوش ye poosh یک بار
یه پی ye pay از انواع بازی
یه – تپو ye teppoo ۱مقدار کمی – اندکی ۲روستایی در قائم شهر ۳روستایی از نرم ...
یه تیش ye tish مستقیم به طرف کسی رفتن
یه دفه ye dafe یکباره – ناگهانی
یه دنگ او ye dang ow اندازه آبی که برای به حرکت درآوردن یک دستگاه شالی کوبی به ...
یه دیم ye dim یک طرف – یک سویه – یک طرفه
یه دیم هاکردن ye dim haakordan ۱یک طرفه کردن ۲فیصله دادن
یه رچ ye rach ۱یک بار – یک دفعه ۲ردیف
یه رک ye rek بستن احشام
یه – سر – دگوش ye sar de goosh موجودی خیایل برای ترسادن بچه ها
یه سنگ او ye sang o مقدار آبی که یک سنگ آسیاب را بچرخاند
یه شیب ye shib
یه کش ye kash یک بار
یه کم ye kam اندکی – مقداری
یه گلی بخنسن ye gali boKhonessan به اندازه ی یک بند آواز خواندن
یه لا آدم yelaa aadem ۱آدم ضعیف و ناتوان ۲فقیر
یه لو ye loo تک بیضه – فرد تک بیضه
یه مینی ye minaey اندکی به تقریب
یه وخت ya vaKht یک زمان – یک وقت
یه وخته ye vaKhte گاو یا گوسفند یک ساله
یهودی مله yahoodi male از محله های قدیمی شهرستان بابل
یهی yahy از اصوات چوپانان به هنگام چرانیدن حیوانات که جهت هدایت آن ...
لوجم loojem نورگیر
روجن roojeen ۱پنجره ۲روزنه
روجن rujen ۱پنجره ۲روزنه
روجین roojin پشته و توده ی شاخ و برگ درختان
بنشه baneshe ۱بنفشه ۲نامی برای دختران
بنشه baneshe ۱بنفشه ۲نامی برای دختران
بنفشه banefshe بنفشه – نوعی گل و نامی برای دختران
گال بنشه gaal baneshe گل بنفشه
گل مموشک gol mamooshek گل بنفشه
گو ونوشه go vanushe از انواع بنفشه خودرو
ونوشه vanoosheh بنفشه
ونوشه مار vanoosheh mar گیاهی خودرو،شبیه بنفشه با گلها و برگ های درشت تر از آن که ...
ونوشه-وسنی vanooshe-vasni بنفشه ی کم رنگ که متمایل به آبی آسمانی است

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی
x