کتاب و کتابخوانی (بازدید: 1209)
سه شنبه 13/10/1390 - 12:47 -0 تشکر 411530
☼حکایت پنجم گلستان☼

سلام به همه

انشاءالله که همگی خوب باشید و روزگارتون رنگی رنگی باشه البته نه هررنگی، رنگ الهی :-) .. صبغة اللهی...

 

حکایت پنجم برادر سعدی، در مورد حسودان هست ... بخونیمش:-)

 


سرهنگ زاده‌ای را بر در سرای اغلمش دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت. هم از عهد خردی آثار بزرگی در ناصیه او پیدا.

 

بالاى سرش ز هوشمندى

مى تافت ستاره بلندى

 

فی‌الجمله مقبول نظر سلطان آمد که جمال صورت و معنی داشت؛ خردمندان گفته‌اند توانگرى به هنرست نه به مال و بزرگى به عقل است نه به سال.

ابنای جنس او، بر منصب او حسد بردند و به خیانتی متهم کردند، و در کشتن او سعی بی‌فایده نمودند. دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست. ملک پرسید: که موجب خصمی اینان در حق تو چیست؟ گفت: در سایه دولت خداوندی دام ملکه همگنانرا راضی کردم مگر حسود را که راضی نمی‌شود الا به زوال نعمت من و اقبال و دولت خداوند باد.

 

توانم آن كه نیازارم اندرون كسى

حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است

 

بمیر تا برهى اى حسود كین رنجى است

كه از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست

 

شوربختان به آرزو خواهند

مقبلان را زوال نعمت و جاه 

 

گر نبیند به روز شب پره چشم

چشمه آفتاب را چه گناه 

 

راست خواهى هزار چشم چنان

كور، بهتر كه آفتاب سیاه

 


البته یه گله ای هم بکنم از این آقای سعدی، که فهم نوشته هاش خیلی سخته با این کلمات جالب:)) .. من خودم هر حکایتی رو باید دو سه بار بخونم تا بفهمم چی شده

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

سه شنبه 13/10/1390 - 13:44 - 0 تشکر 411535

با نام خدا و سلام
*****************
آره بعضی ها خیلی حسودند و هیچ وقت آسایش ندارند آخه نمی تونن ببینن کسی چیزی ازشون بخوره حتی نمی تونن ببینن کسی چیزی از کسی دیگه می خوره.
آب از دریا می نوشیم و جوی آب کنار کوچه حسادت می کند.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

سه شنبه 13/10/1390 - 20:52 - 0 تشکر 411868

سلام
ممنون از حکایت زیبایی که انتخاب کردین، راست گفته پادشاه سخن، با حسود جماعت هیچ جوره نمیشه تا کرد، ما که نمی خوایم مایۀ ناراحتی اونا باشیم، منتهی اونا خودشون مجّل دارن، ما چی کار می تونیم بکنیم این وسط؟
یا علی

سه شنبه 13/10/1390 - 22:14 - 0 تشکر 411915

زیبا بود دهکده خانوم.
کار شما دوست عزیز ستودنیست.
و صد البته...
ممنون ز جناب سعدی

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

چهارشنبه 14/10/1390 - 10:56 - 0 تشکر 412100

سلام
خیلی خوب بود ولی من فقط رنگ نوشته ها و اینارو فهمیدم...مخ که نیست ماشالله یه سی دی خامه...:))
ممنون خانم دهکده
پیام اخلاقیشو فهمیدم این که حسودی نکنیم دیگه:))

من از اين كوه بالا خواهم رفت.ميگويند ارتفاعش زياد است.راهش طولاني و شيب دار است,پر از صخره و صعود به آن بيش از حد دشوار است.كارخودم است.از آن بالا خواهم رفت.به زودي مرا خواهي ديد كه از قله برايتان دست تكان ميدهم يا از فرط تلاش بر دامنه جان ميسپارم

چهارشنبه 14/10/1390 - 20:15 - 0 تشکر 412263

سلام

ممنون از حضورتون

آره.. حضور این حسودان باعث میشه گاهی آدم شرمنده ی موفقیتاش بشه(شرمندگی بیخود!)

یه حدیث خونده بودم که به همه چی میشه حسد برد اِلا تواضع!!!

در مورد عکس العمل نسبت به حسودان هم مطلب میذارم...

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 15/10/1390 - 20:23 - 0 تشکر 412607

سلام سلام سلام دهکده عزیز و همه دوستان اهل ادب

نمی دونم من که مرض غبطه خوردن دارم!...خییییییلییییییی غبطه میخورم...قبلنا خیال میکردم حسودم ولی بعدا ملتفت شدم که اصلا حسادت نیست...چون حسادت یعنی آرزو داشته باشی به هر قیمتی نعمتی از کسی زایل بشه......حتی اگه خودت به اون نعمت نرسی...و این حسادت تو رو به یه عمل سوء واداره...در مورد من برعکس.

میگما ولی دهکده جانم همین ادبیات ثقیل خوندن هم خیلی فاز میده...قبول داری؟...مگه هر نوشته ای قراره هولو باشه؟!

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


پنج شنبه 15/10/1390 - 20:25 - 0 تشکر 412609

یادم افتاد یکی از کسایی که تا حالا هزاران بار بهش غبطه خوردم همین جناب سعدیه!! دلم میخواد یه پا سعدی و بل بالاتر بشم واسه خودم! ههههه چه توهما!!!

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


دوشنبه 19/10/1390 - 13:58 - 0 تشکر 414443

با نام خدا و سلام
و غبطه ای که ادم را به تلاش واداره خیلی هم عالیه

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی