انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 535)
پنج شنبه 9/2/1389 - 16:31 -0 تشکر 197917
آیینه ی عاشورا

انعكاسی از نـور هدایت


در روز عاشورا می توان، جامه ای سرخ پوشیده به سرخی خون و فریاد برآورد كه این سرخی نشانه پیروزی خون بر شمشیر است كه درس آن را از واقعه كربلا آموخته ایم. می توانیم لباسی سر تا پا سفید بپوشیم و با صدایی بلند بگوییم، این كفن است كه پوشیده ایم تا احدی باشد بین ما و حسین (ع) كه در راه ادامه نهضت حق طلبانه و مرام ظلم ستیز او، همواره برای شهادت آماده ایم. میتوان سیاه بپوشید و بانگ سرداد كه این سیاهی نشانه ی آن است كه من و منها، در روز و روزهای عاشورا، حسین و حسین ها را تنها گذاشته ایم و آنها در مصاف با یزیدان مظلومانه به شهادت رسیدند و این لباس سیاه، نشانه ای است بر شریك جرم بودن ما در ریخته شدن خون آنها، زیرا كه در جایی، حتی سكوت نیز شركت در وقوع جرم است آیا این فكر لرزه بر اندام نمی اندازد و تصویر شریك جرم بودن در ریخته شدن خون حسین (ع) خواب را از چشمان ما دور می كند؟ می توان سبز بپوشید و گفت نهضت حسینی، خزان مظلومان را بها كرده و نوید این پیروزی برای بشریت بهار را به ارمغان آورده و ما از این خرمی سرسبز و زنده شده ایم. می توان زرد پوشیده و گفت ما به خزان نشسته ایم زیرا كه بعد از عاشورا، بهار انسانیت، تابستان را پشت سر نگذاشته، به خزان رسیده است. میتوان خندید و شادی و پایكوبی كرد و فریاد شهیدان زنده اند را سر داد و گفت كه آنان نمرده اند و نزد خداوند روزی آسمانی دارند و جاودانگی الهی متعلق به آنان است. می توان بر سر زد و شیون نمود كه چرا هم رزم حسین (ع) نبوده ایم و این افتخار را نداشته ایم كه هم ركاب او باشیم. می توان گونه های خود را به رنگ سرخ درآورد، همان گونه كه منصور حلاج با خون خود، گونه هایش را سرخ نمود تا روی زردش را دشمن ظالم نبیند. می توان خاك بر سر ریخت كه شایسته انسان خفت زده است و بگوییم ما نیز نسبت به راه حسین (ع) چنین بوده و هستیم. می شود علمدار شد و زور و بازوی خود را به رخ دیگران كشید، بساط زورآزمایی بپا كرد و شهرت آفرید كه علم فلان دسته ی سینه زنی، از همه بزرگتر و سنگین تر است و هم می توان، سنگین ترین علمها را بلند كرد و گفت این به نشانه ی علم نهضت حسین (ع) است. به هر سنگینی ای كه باشد آنرا بر دوش خواهیم كشید.

آری می توان هر كاری انجام داد، اما مهم این است كه در پس آن كار، چه اندیشه ای نهفته باشد و به آن حركت چگونه نگاه كنیم. ارزش در این است كه ما با چه طرز فكری به رسالت خود نگاه كرده، در چه جایی و با چه محتوایی آن را پیدا می كنیم. ضمن اینكه باید بدانیم پس از رسیدن به این اندیشه ی درست، تازه در ابتدای راهی دراز قرار داریم كه چگونه آن را به عمل تبدیل كنیم؟ حالا كه او به ما یاد داد كل ارض كربلا و كل یوم عاشورا و به ما آموخت، همه جا كربلا و همه روز عاشورا است. اینك ما در عاشورا و كربلای خود چه می كنیم؟ و اگر ما هم در صحرای كربلا بودیم، آیا حسین تنها نمی ماند؟ اما اگر در كربلا نبوده ایم تا افتخار هم رزم بودن با او را داشته باشیم اما در كربلای عصر خود كه زندگی می كنیم كافی است حسین و حسین های زمان خود را بشناسیم عاشورا و كربلا به خودی خود پیدا می شوند. اما اگر حق طلبان و ظلم ستیزان همچنان تنها مانده اند به این علت است كه هنوز شناختی از معرفت عاشورا نداریم و سنگرهای دفاع از حق همچنان خالی. بنابراین باید به سوگ نشست و سوگواری نمود. خدا را شكر كنیم كه ما روز عاشورا در كربلا حضور نداشته ایم زیرا اگر آنجا بودیم یا در زمره یزیدان قرار داشتیم و یا از كسانیكه حسین (ع) را ترك كردند. بیایید معرفت و روح نهضت حسین (ع) را دریابیم و حماسه بزرگ او را زنده كنیم تا در زمره ی یزیدان زمان خود قرار نگیریم زیرا كه جهان دوقطبی است یا راه حسین (ع) و یا راه یزید، راه سومی نیز وجود ندارد بیایید به حال خود گریه كنیم و دورنمایی از عملكردهای خود را پیش رو ببینیم و حساب نغمه های سفری خود را یكبار از نظر بگذرانیم. ببینیم كه چه رسیده ایم دست كه لیسیده ایم كه تا چنین لقمه ها سوی دهان آمدند.

ظهر عاشورا است و ظهر عاشوراها فرصتی است كه انسان با خود واقعی اش روبرو شود و نیز امروز در این آینه خود را مشاهده می كنم آنچه را كه میبینیم باور نكردنی است. می بینم كه چقدر عجول هستند (خلق انسان عجولا) تا چه حد حریص هستیم و سیری ناپذیر (خلق الانسان هلوعا) و جز شكم خود چیز دیگری را نمی شناسند و شكم بر من حاكم است (اولئك كالانعام بل هم اضل )، امروز براحتی دروغ می گویم، به گرسنه و درمانده تر از خود رحم نمی كنم، در اسراف غرق هستم و ... این است خود واقعی من كه در آیینه ی عاشورا انعكاس پیدا كرده است.
آری عاشوراها، آیینه ی تمام قدی است در مقابل ما كه می توانیم خود واقعی را در آن نظاره كنیم و این فرصتی برای شناخت خود است. بیاییم در این آیینه، منصفانه نگاهی به خود بیاندازیم و چاره ای بیاندیشیم و طرحی نو بیابیم تا پس از رسیدن به اندیشه ای درست، مسیر تحول را طی نموده و نهضت حسین (ع) را در عمل زنده نگاه داریم. وای اگر از همه ی این نهضت ها و حماسه های بزرگ برای ما فقط دست بریده، لب خشكیده، سر بریده و فرق شكافته ای و ... باقی مانده باشد معرفت حركت انسانهای بزرگ تاریخ درگذر زمان به دست فراموشی سپرده شود و از آن همه درسها فقط رسم ها بجا بماند و بس، آن وقت است كه باید گریست بر سر زد و شیون كرد و به ماتم نشست.
 


امروز عاشورا است به یاد آوردم سالهاست كه با او بیعت بسته و بیعت شكنی می كنم، به یاد مهر نمازم افتادم كه از تربت پاك كربلاست كه من آنرا به نشانه ی بیعت با او مبنی بر ادامه ی نهضت حق طلبانه و ظلم ستیزانه اش به سجاده ام برده ام تا هر زمان كه پیمان اول ایاك نعبد و ایاك نستعین را با خدا می بندم پیمان دوم را همراه با آن، با حسین (ع) بسته و بیعت می كنم تا من نیز همچون او حق طلب و ظلم ستیز باشم، اما دریغ از یك جو عمل. امروز در آیینه عاشورا خود را نظاره می كنم و جز پیمان شكنی كه ارزش و اهمیت پیمان و بیعت برای او كاملا از بین رفته و در بعضی موارد، حتی به پیمان شكنی های خود نیز واقف نیستم، موجود دیگری نمی بینم. من از یك سو پیمان خود را با خداوند می شكنم و از سویی دیگر با حسین(ع) و می خواهم با شركت در مراسمی و ریختن اشكی به خود بگویم كه من با او هستم و دین خود را نسبت به او ادا كرده ام و با این وسیله وجدان پیمان شكن خود را راحت كنم. اما آیا بدینگونه كار خاتمه پیدا كرده و من در زمره حسینیان قرار گرفته ام؟ می خواهم این آیینه را بشكنم اما چه فایده :

آیینــه گر، نقـش تـــو بنمـــود راســت
خـود شكن، آیینه شكستن خطاست


باید جرات رویارویی با خود را داشته باشیم و بدانیم فرار از آن، مشكل را حل نخواهد كرد و پیمان سوم (لبیك لك لبیك ) را نبسته و بار پیمان شكنی ام از این سنگین تر نشده است و به شیطان نیز سنگی نزده ام كه شریك دزد و یار قافله باشم و جرم پیمان شكنی ام را از این بیشتر نكرده و دروغ گویی ام بیشتر از اینها نشده است. به راستی اگر امروز حسین (ع) در بین ما بود و ما از آن حضرت سوال می كردیم كه از ما عمل و وفای به عهد می خواهد یا گریه و زاری و بر سر زدن، چه جوابی به ما میدادند؟ مسلما می فرمودند كه وفای به عهد را، زیرا او شهادت را برای نشان دادن راه خدا انتخاب نمود تا برای ما الگوی كاملی باشد از یك انسان متعهد نسبت به راه خدا (ایاك نعبد و ایاك نستعین)، حق طلب و ظلم ستیز، تا ما بتوانیم او را نمونه و چراغ راه خود قرار بدهیم، نه اینكه برای شهادت افتخار آمیز او صرفاً شیون كرده و بر سر زنیم. آری باید برای این همه گمراهی پرت بودن از راه و پیمان شكنی های خود گریه كنم، حداقل امروز را، زیرا فردا همه چیز را دوباره فراموش خواهم كرد و چهره ی واقعی خود را نیز به دست فراموشی می سپارم، تا محرم و محرم های دیگر...

زندگی چیدن سیبی است باید چید و رفت / زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت

زندگی رودی است جاری که هرکه آمد شادمان / کوزه ای پر کرد و رفت . . .

پورتال بندری های خونگرم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی