• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 4852)
چهارشنبه 21/12/1387 - 12:57 -0 تشکر 97516
مغالطه ها در منطق

مدتی هست که با دیدن استدلالهای اشتباه و بعضا سرشار از مغالطه در انجمن به این فکر افتادم که بحثهای کاربردی از علم منطق رو در اینجا مطرح کنم. منطق علمی هست که روش درست فکر کردن رو آموزش میده و به کارگیری اون باعث مصون بودن از خطا در اندیشه میشه. مغالطه هم یکی از اون بخشهای مهم و ضروری برای ما هست. ما باید مغالطه رو خوب بشناسیم تا هم بتونیم خودمون ازش احتراز کنیم و هم در صورتیکه فرد مقابل به کار برد شناسایی کنیم و به دام نیفتیم. هر جا استدلالی هست و نیاز به درست اندیشیدن، شناخت مغالطه هم ضروری میشه. بنابراین فقط انجمن سیاسی نیست که این مطلب رو نیاز داره و این شامل جاهای دیگه هم میشه، اما چون ما در این انجمن بیشتر اهل بحث هستیم، شاید بهتر باشه همینجا مطرح کنیم، البته به زبان بسیار ساده و همه فهم.

چون این تاپیک به یک تاپیک مرجع تبدیل خواهد شد از دوستان تقاضا دارم پاسخهای نامربوط و غیر علمی ندن.مطالبی که در اینجا عنوان میکنم غالبا از کتاب هنر استدلال با منطق نمادین The Art of Reasoning with Symbolic Logic هست اثر دیوید کلی. این بحث بخاطر طولانی بودن و اینکه خودم هم مشغول مرور کتاب مذکور هستم به تدریج ارائه خواهد شد.

 

-------------------------------------

 

نکته مهم: ما در انجمن سیاسی علاقمند هستیم تا به ورزیدگی فکری و کسب دانش مورد نیاز برای این عرصه برسیم. روشهای نقد و استدلال بدیهی ترین ابزار کار در این جهت هستند. نباید انتظار داشت که در اینجا تنها به کپی کردن اخبار از منابع دیگر (که خود نیز کاری خوب و در جای خود لازم است) اکتفا کرد. برای درست اندیشیدن و انتخاب کردن و "تحلیل" سیاسی داشتن، شناختن مغالطات ضروری است. از همه فعالین در انجمن سیاسی درخواست میکنم این مطالب را دنبال کنند. بدیهی هست که بعد از اتمام این بحث، توقع ما از یکدیگر برای اینکه خواسته یا ناخواسته در استدلالهای خود از مغلطه دوری کنیم، بیشتر خواهد شد.

 


يکشنبه 24/8/1388 - 13:49 - 0 تشکر 163853

سلامی گرم خدمت دوستان تبیانی

توفیقی حاصل شد که با شما در مورد مهمترین رکن علم سیاست یعنی فلسفه تبادل نظر کنیم.من در این تاپیک که در ادامه بحث مغالطه در منطق جناب ریسرچر هست میخوام کمی این موضوع رو بسط و گسترش بدم و از کتاب منطق سال سوم که در واقع ساده ترین کتاب در مورد منطق است بهره بردم یک نکته ای که لازمه که یادآوری کنم ،در مورد کلمه به کلمه این بحث لطفا در ذهنتون مصادیق واقعی پیدا کنید تا برای شما ملموس تر و قابل درک تر بشه. انشاء الله که مورد استفاده قرار بگیرد:

سفسطه یا مغالطه قیاسی است که در ان قضایایی که شبیه به قضایای صادق است به عنوان قضایای کاملا صادق بهره گرفته شود یا قیاسی باشد که صورت ان صورتی صحیح نیست.(اگه متوجه نشدید چندبار بخونید)

استدلال یا حجت به سه گروه تقسیم میشود :تمثیل ، استقراء و قیاس که در منطق، قیاس بیشتر مورد توجه است. قیاس استدلالی است که از چند قضیه حاصل شده باشد به نحوی که از ان چند قضیه قضیه ای دیگر به نام نتیجه به دست اید.در قیاس چنانچه قضایا را قبول کنیم باید نتیجه انرا نیز قبول کنیم.مثال:1.اگر سعید دانشجو باشد ،پس دیپلم دارد. 2.سعید دانشجوست. 3.پس سعید دیپلم دارد (شماره 1 و 2 قضیه و شماره 3 نتیجه است)در قیاس نتیجه بر خلاف استقرا و تمثیل، قطعی است.بحث در مورد خود قیاس و انواع ان دارای سختی ها یی است که بنا بر غیر ضروری بودن ، از خیرش میگذریم که هدف فقط اشنایی با قیاس بود.

اما مهمترین نکته برای یافتن ریشه ای مغالطه، پی بردن به نوع ماده ای است که در قضیه می اید .در مثال بالا هر دو قضیه از متواترات است که قابل یقین است و نتیجه حاصله هم مورد یقین است.اصلا نترسید چون میخوام 11 ماده مورد استفاده در قضایا و مقدمات استدلال رو اینجا تک به تک براتون توضیح بدم:

1.محسوسات:قضایایی که از راه حس برای ادمی حاصل شود و احتیاج به استمداد از عقل نیست مانند :عسل شیرین است ،نمک شور است. کلید تمامی علوم ما همین محسوسات است و از طریق این ماده میتوان به انواع علوم رسید.

2.اولیات یا بدیهیات یا ضروریات:به قضایایی که بالذات روشن اند و جای هیچ تردیدی ندارند مانند :2+2میشود4 ،عالم یا حادث است یا قدیم و عدد یا زوج است یا فرد.(این دو قضیه اخیر بدیهی ترین بدیهیات است و نقطه اتکای علوم) از اولیات میتوان در ریاضیات بسیار به کار برد.

3.مجربات یا تجربیات :قضایایی که با ازمایش های دقیق و مکرر به اثبات رسد مانند : عدسی محدب تصویر معکوس می اندازد.کلا همه قوانین موجود در فیزیک و شیمی علوم تجربی از این نوع اند.

4.متواترات:قضایایی که به سبب شهادت و روایت افراد بسیار که احتمال تبانی بین انها نمی رود ،ایجاد یقین کند مانند:تبریز شهر پرجمعیتی است،گلستان از سعدی است. در مسایل دینی نیز از این ماده زیاد استفاده میشود مثلا حدیث ثقلین حدیثی متواتر است که از عالمان شیعه و سنی متعدد روایت شده است.

این 4 قسم قضیه، همه جزو قضایای یقینی هستند و فقط از این گروه میتوان برای اقامه دلیل و برهان استفاده کرد.فعلا همین 4 تارو داشته باشید تا هفته اینده بقیه این مواد رو باهم بخونیم.هنوز به مرحله خود سفسطه نرسیدیم پس لطفا به دقت دنبال کنید.

چه خوشبخت است كسي كه با افتخار بگويد من يك تورك هستم

ne mutlu turkum diyene

جمعه 29/8/1388 - 22:36 - 0 تشکر 164634

سلام

همانطور که قول داده بودم میخوام بقیه مواد مورد استفاده در قیاس رو براتون به طور خلاصه توضیح بدم:

5.مقبولات :قضایایی که چون از بزرگان و حکیمانی که مورد وثوق اند نقل شده مورد قبول واقع شود بدون اینکه با برهان به اثبات رسد مانند:قناعت گنجی است تمام نشدنی یا حسود سیادت نمی یابد.(چنانچه بتوان این مقبولات را با برهان به اثبات رسانیم از ان به عنوان قضایای یقینی میتوان استفاده کرد)از این ماده بیشتر در خطابه استفاده میشود که البته چون در خطابه اصولا عامه، مستمع هستند برای شیرین کردن و از حالت خشکی در آوردن، مقبولات گزینه مناسبی است.

.6.وهمیات :قضایایی که قوه وهم برخلاف عقل موجب اعتقاد بدان ها میشود:هر موجودی دارای جهت است و مرده ترس اور است

7.مشهورات:قضایایی که زبانزد همه است و موجب اعتقاد بدان یا شهادت اکثر مردم یا شهادت دانشمندان شود مانند:برهنه بودن آدمی زشت است.(در واقع منظور همان فرهنگ یک اجتماع است چه فرهنگ غربی و چه فرهنگ اسلامی و....)

8.مشبهات:قضایایی که شبیه مشهورات و مقبولات است و به وجهی باطل و به وجهی حق است و زمانی که بر وجه باطل ان را استعمال کنند آن را مشبهات خوانند مانند:خدا نور است اما مرادمان نور محسوس باشد.

9.مظنونات:قضایایی که ذهن آنها را می پذیرد اما نه با تصدیق ثابت جازم ،بلکه همواره امکان نقیضش هم به ذهن می اید ولیکن ذهن نقیضش را راحتتر میپذیرد مانند:هرکس با دشمن نجوا کند دشمن است و دیگر سوء ظنها

10.مسلمات:قضایایی که فردی یا جماعتی آن را مسلم دانسته و بدان ملتزم شده اند و ما همان را برای ابطال عقیده ی آنها به کار میبریم.این نوع قضایا در جدل به کار میرود.

11.مخیلات:قضایایی که از خیال مایه می گیرد و با اینکه ایجاد یقین نمی کند تاثیری زیاد بر ذهن دارد و هدف گوینده ایجاد میل و نفرت در شنونده است .صناعات شعری از این قبیل اند.

حالا که با 7 تای دیگر این مواد اشنا شدید بهتره بدونید که با توجه به همین مواد قیاس،ارزش قیاس هم متفاوت می شود و متناسب با آن مقدمات، به نامی نامیده می شود و بدین ترتیب پنج صناعت یا فن (صناعات خمس)به وجود می آید.ارسطو در مورد هریک از این صناعات رساله مخصوصی دارد:1.برهان 2.جدل3.سفسطه4.خطابه5.شعر که در نوشته بعدی به هریک خواهیم رسید پس بای بای تا برنامه بعدی!!!

چه خوشبخت است كسي كه با افتخار بگويد من يك تورك هستم

ne mutlu turkum diyene

پنج شنبه 5/9/1388 - 21:10 - 0 تشکر 166090

1.برهان

قیاسی است که مقدمات ان منحصرا از قضایای یقینی(محسوسات،تجربیات،اولیات و متواترات)یا از قضایایی که در تحلیل منتهی به یقینیات شود،تالیف شده باشد.

اقسام برهان:برهان بر 2 قسم است 1.برهان لمی 2 .برهان إنیِِ

برهان لمی:برهانی که از علت پی به وجود معلول برده شود. برهان إنی:برهانی که برعکس برهان لمی در ان از وجودمعلول پی به وجود علت برده شود. برهان لمی کاملا اطمینان بخش است اما برهان إنی این چنین نیست؛زیرا وقتی ما پی به علت معین بردیم معلولهای آن کاملا مشخص است،برای اینکه «علت معین همیشه معلول معین دارد» اما یک معلول ممکن است به علل مختلف ایجاد شود.

2.جدل

جدل عبارت است از بحث و پرسش و پاسخی که به نحوی خاص بین دوتن درگیر شود.در جدل معمولا مقصود این است که بطلان عقیده کسی را با استناد به معتقدات خود او معلوم سازیم.به عنوان مثال پیامبر شهید «سقراط» از این روش استفاده می کرد به این صورت که ابتدا سقراط از شخص مقابل ،سوالی می کند و نظر او را درباره امری جویا می شود.او در پاسخ سقراط عقیده خود را ابراز می کند.سقراط در می یابد که این عقیده باطل است،اما در ابتدا آن را ابراز نمی کند و به ظاهر آن را می پذیرد،انگاه با تکیه بر همان جواب سوال دیگری مطرح می کند و این سوال را بسیار ماهرانه ادامه میدهد تا طرف را به تناقض گویی بکشاند و از این راه اورا توجیه کند که آنچه در آغاز گفته صحیح نبوده است. ماده ای که در جدل از آن استفاده می شود مسلمات طرف مقابل است و البته از مشهورات و مقبولات نیز استفاده می شود . جدلیات حضرت ابراهیم با مخالفان توحید نیز از این قسم است.زمانی که خورشید طلوع کرد می گفت این پروردگار من است اما همین که غروب آن را دید اعلام کرد که من غروب کنندگان را دوست ندارم.وهمین کارا با ستاره و ماه انجام داد تا ضعف خدایان را از طریق مسلماتشان به خودشان اثبات کند.

3.خطابه

خطابه سخنی است که در برابر جمع ،برای اقناع و برانگیختن آنها ایراد می شود.فن خطابه صناعتی است که آیین توفیق در اقناع را به شخص می آموزد.مقصود از خطابه این است که شنونده منفعل شود و سخن را به دل پذیرا گردد.مقدمات خطابه از مشهورات و مظنونات و مقبولات فراهم می آید.خواجه نصیرالدین در کتاب اساس الاقتباس می گوید :هیچ صناعتی از صناعات خمس در إفاده ی تصدیق اقناعی،به درجه خطابه نمی رسد.چنانچه در نص تنزیل آمده « ِِِادع إلی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن » که در این آیه مراد از حکمت برهان ،مراد از موعظه حسنه خطابه و مراد از جادلهم جدل است و این سه از صناعات خمس است. از شروط مهم خطابه این لست که باید برای هدفی معین بیان شود و از پراکنده گویی و از سخنان غیر منظم پرهیز کند.به قول افلاطون حکیم اخلاق هر خطابه باید بسان موجود زنده ای باشد.

سخن را سراست ای خداوند و بن میاور سخن در میان سُخُن

4.شعر:

ماده شهر از مخیلات فراهم می آید.از اینکه گفتیم ماده شعر از مخیلات است،نباید تصور کرد که شعر سراسر خیال بافی است،بلکه شعر نوعی حکایت از عالم واقع است با این تفاوت که شاعر در سخن با استفاده از صناعات شعری تصرف می کند.

خوب عزیزان تبیانی که البته مشخصه که زیادی فلسفه میدونید و دیدم ماشاءالله همه از قوانین موجود در منطق هم به نحو احسن در موقع انتخابات بهره بردید و الان هم إند مخ هستید می خوام که در نوشته بعدی از سفسطه که در سیاست بسیار برو بیایی هم داره بنویسم شاید که پند گیریم!!! خلاصه قراره که یه حالی به حولتون بدم!

چه خوشبخت است كسي كه با افتخار بگويد من يك تورك هستم

ne mutlu turkum diyene

يکشنبه 15/9/1388 - 16:40 - 0 تشکر 168149

سفسطه یا مغالطه شامل خیل عظیمی از گناهان کبیره است که بزرگترین و اصلی ترین شاکله آن دروغ است.شاید به همین خاطر است که بزرگترین گناه در اسلام دروغ شمرده شده چون شامل انواع گناهان دیگر نیز می شود مثل غیبت ،تهمت،تمسخر و.... وغرض تضلیل و به غلط افکندن خلق است.در واقع مغالطه به صورت عمد و برای رسیدن به هدف لغو و باطل انجام می گیرد و نباید با مشاهده یک عمل اشتباه سهوی به انسانها تهمت مغالطه گری زد.(قابل توجه بعضیها)

و اما مواد مورد نیاز برای تهیه مغالطه!:مشبهات ،مظنونات و وهمیات از جمله مواد مورد نیاز است. سبب استفاده از قضایای شبه یقینی آن است که آن ها را برعقل رواج دهند.علت به غلط افتادن شنونده این است که چیزی را به جای شبیه آن می پنداردو حکم خاص یکی را به دیگری منتقل می سازد.سفسطه شبیه استدلال درست ،است اما در واقع چنین نیست .این نوع سخن، آهن دارای روکش طلاست .بنا بر اطلاعاتی که من در این مورد دارم تا به حال بیش از 600 شاخه از سفسطه جدا شده و هرکدام ساخت و ساز مخصوص به خود دارد. اینجا فقط به 11 مورد از این چندصد شاخه اشاره می کنم:

1.استقراء ناقص و تعمیم های ناروا:استشهاد به موارد معدود و سپس کلیت دادن آن به همه موارد است .مثال:یکی از کاندیداها با دیدن طرفدارانش در یکی از محلات اینطور نظر می دهد که همه کشور به من رای خواهند داد و در واقع به این روش استدلال می کند.

2. آوردن جمله های دوپهلو :سخنانی که حامل دو معنی گاها مخالف هم باشند:مانند گزارش اخیر مزدور آمریکا جناب البرادعی در مورد برنامه های هسته ای.

3.تمثیل های ناروا و ناصواب:سرایت دادن حکم دو یا چند چیز شبیه به یکدیگر.مثال:تشبیه اقتصاد ایران و برزیل و موفق جلوه دادن طرح هدفمند کردن یارانه ها (گزارش رجانیوز)

4.استنتاج باطل از حق:از مهمترین ،رایج ترین و گمراه کننده ترین شیوه های مغالطه که ابتدا گوینده مطلبی را که از هرجهت حق و صواب است اظهار می داردو سپس از آن نتیجه باطل و ناصواب استخراج می کند.مطمئنا مطلبی که از بن باطل باشد معمولا آنچنان گمراه کننده نمی تواند باشد.بیشتر مغاطه کاران نیز چنین می کنند.بهترین مثال خوارج نهروان است که با استفاده از این عبارت "إن الحکم الا لله" شعاری"لا حکم الا لله" را ساختند و به این ترتیب پیشانی پینه بسته ها با این افراطی گریها در اسلام طومار ذلتشان را امضاء کردند.

5.انتشار اخبار دروغ در سطح وسیع : با این روش در ظاهر می توان یکی از مواد مورد استفاده در برهان را فراهم کرد(متواترات).مثال :پخش دروغ نامه هایی در ایام انتخابات در کل کشور علیه یکی از کاندیداها با این مضمون:کمک 200هزار تومانی هر ایرانی به کشورهای ونزوئلا و بولیوی...

6.تحلیل نادرست پدیده ها

7.معنی عبارت برخلاف ظاهر یا برخلاف مراد گوینده:مثال: تفسیر بالرای آیات قرآن.

8.تکذیب یا تخطئه گوینده: کسانی که نقد "من قال" می کنند به جای نقد"ما قال".مثال:رد انتقادات یک شخص در مجلس به بهانه عضویت وی در حزب مخالف.

9.مغالطه آماری:از شیوه های متداول تبلیغاتی است.مانند:بحرانی جلوه دادن اقتصاد براساس آمارهای داخلی و بدون مقایسه با عرصه جهانی.

10.مصادره به مطلوب:عبارت از این است که نتیجه خود یکی از مقدمات باشد.مثال:چرا این دختر لال است؟چون نمی تواند سخن بگوید.وچرا سخن نمی تواند بگوید؟زیرا زبان او قدرت عمل را از دست داده.

11.اهمال در شرایط قیاس :از شیوه های پیچیده در مغالطه که در ان شرایط انتاج و استنتاج رعایت نشود و عدم رعایت شرایط حد وسط مانند قیاس زیر: ماست از شیر است ،شیر برای اسهال مضر است.پس ماست برای اسهال مضر است.

نترسید ما همه خودآگاه و ناخودآگاه از سفسطه استفاده می کنیم و خیلی وقتا هم به خودمون افتخار می کنیم که چقدر راحت سر هم کلاه گذاشتیم.

چه خوشبخت است كسي كه با افتخار بگويد من يك تورك هستم

ne mutlu turkum diyene

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.