• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 2413)
شنبه 17/12/1387 - 10:41 -0 تشکر 96036
و اینبار پیوندی دیگر، تبریییک

به نام او

سلام


سلااااااام دوستان خوبم... تبریک میگم... یه تبریک خااااص...تبریک میگم سالروز پیوند آسمانی امین مکه و شهبانوی قریش،حضرت محمد(ص) و حضرت خدیجه (س)

رو به همه ی شما دوستان خوبم 

حتما میدونید که انجمن خانواده در حال تهیه ی یک طومار بود، طومار آداب و رسوم ازدواج در شهرهای مختلف ایران

تصمیم گرفتیم که به مناسب این روز مبارک هدیه ای داشته باشیم به ساحت مقدس پیامبر اکرم(ص) و حضرت خدیجه(س) و ثمره ی این ازدواج آسمانی

بانوی دو عالم حضرت فاطمه(س)

بنابراین گوشه هایی از مطالبی که دوستان برامون ارسال کردن رو براتون مینویسم تا شما هم مثل من با خوندنش لذت ببرید

و تبریک میگیم به متاهلین عزیز تبیانی:

tear drop عزیز و CLIFFگرامی

doki_inkalej و nasimevesal عزیز.....

kavire teshne و همسر گرامیشون

negin22 عزیییییزم و همسر گرامیشون

مجنون صفت گرامی و asal_gh عزیز( اگه اشتباه نکنم)

manham گرامی و همسر بزرگوارشون

آقای محمد ابراهیمی گرامی و همسر عزیزشون

نسیم نجفی عزیز و همسر بزرگوارشون

گل نیلوفر آبی عزیز و همسر گرامیشون

(من واقعا خودم رو کشتم که کسی جا نمونده باشه، دیگه من از تاهل همین دوستان خبر داشتم...اگر کسی مونده بگید که بنویسم)

تشکر ویژه میکنم از دوستان خوب و همراهان انجمن خانواده که با مطالب خوبشون همراهیمون کردن:

_Aarsoo_                                              

ENIAK_ab   
پنجره ی خیال                               
Mamal92                                          
Max2000 
saeidan  
endless_road
rosesurati                                
ماندگاری
A_V_B_2066
حاج قدرت الله

پارسا زاهد

گویای خاموش

 و حس غریب عزیزم که عکس های خوشگل این تاپیک رو از کلکسیون ایشون برداشتم....

 

باز هم تبریک میگم و انشاء الله تا آخر شب گزیده ی مطالب دوستان رو براتون مینویسم


 

 

زندگیتون زیباااا، زیبا و زیبا

------------------

راستی دوستان برای این روز دو تاریخ گفته شده، دیگه من نمیدونستم کدوم درسته

 

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 10:55 - 0 تشکر 96042

به نام او

سلام

با پارسا زاهد شروع میکنیم

زرتشتیان یزد:

در مراسمی دیدم دو شخصیت نمایش، یکی در نقش عروس و دیگری در نقش داماد برای هم می خواندند:



-
آی دخترک ترگلک ورگلک خوش قد و بالا 

عقدت می کنم، عقد مدارا 

- تو که عقدم می کنی، عقد مدارا 

منم آهو می شم، می رم به صحرا 

- تو که آهو می شی، می ری به صحرا 

منم علف می شم سر در می آرم 

- تو که علف می شی سر در می آری 

منم بزی می شم علفو می چینم 

- تو که بزی می شی علفو می چینی 

منم قصاب می شم جونتو می گیرم 

- تو که قصاب می شی خونمو می گیری 

منم شیشه می شم ، خونتو می گیرم 

- تو که شیشه می شی خونمو می گیری 

منم دستمال می شم رو شیشه می شینم 

- تو که دستمال می شی رو شیشه می شینی 

منم موش می شم، دستمالو می چینم 

- تو که موش می شی دستمالو می چینی 

منم گربه می شم موش رو می گیرم 

- تو که گربه می شی موش رو می گیری 

منم عروس می شم حجله می شینم 

- تو که عروس می شی حجله می شینی 

منم دوماد می شم، پهلوت می شینم 

بادا بادا مبارک بادا

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 10:59 - 0 تشکر 96044

به نام او

سلام

پنجره ی خیال عزیییییزم و مراسم شهر نجف آباد اصفهان

شیوه مرسوم در ازدواج بدین گونه است كه پس از آنكه نزدیكان داماد (معمولاً مادر، خواهر، عمه و خاله (از طریق دلاله دختری را در نظر گرفته و پسندیدند)) دلاله به زنی می گویند كه ازدختران دم بخت خانه ها اطلاع دارد وچنانچه دختری مناسب پسری یافت آ“ را به خانواده پسر معرفی می كند. یا خانواده پسر به او سفارش میكنند كه دختری مناسب برای پسرشان پیدا كند. دلاله پس از مراجعه مكرر به خانه پسر و دختر و حصول مقصود دستمزد و شیرینی دریافت می نماید. (به بهانه ای به منزل دختر می روند) اصطلاحاً به دلالگی می روند تا از نزدیك با او آشنا شوند.

در اولین مرحله و برای آگاهی از تمایل خانواده عروس، صحبت را به گونه هایی آغاز می كنند. مثلاً از مادر دختر می پرسند كه: «ما یك مرغ داشته ایم خونه شما نیومده» و مادر دختر چنانچه آشنایی قبلی داشته باشد و یا تمایلی به این پیوند داشته باشد می گوید: « چرا، یك مرغ هست نمی دانم مال شماست یا كس دیگری.»

( ای جااان...چقدر قشنگ ه ه ه )

یا خانواده پسر می گویند: «ما آمده ایم كه پسرمان را به غلامی قبول كنید.» چانچه خانواده دختر با وصلت موافق بودند در جواب یك شاخه نبات به خواستگاران داده كه به عنوان « بله گرفتن » تلقی می شود.

بعد از خواستگاری و شیرینی و بله گرفتن از طرف خانواده عروس، از طرف خانواده داماد یك شاخه نبات ویك تكه پارچه به خانه عروس فرستاده می شود. همچنین از طرف خانواده عروس یك شاخه نبات، یك تكه پارچه یا پیراهن و مقداری آجیل به خانه داماد فرستاده می شود.

پس از دیدارهای اولیه ریش سفیدان ومردان فامیل ، جهت آشنایی و گفتگو و قرارهای مقدماتی رسماً به منزل عروس رفته و مراسم « شیرینی خورون » را انجام می دهند و با تعین ساعت خوب جهت « قباله برون » كه معمولاً با بگو و مگو و چانه زدنهای مرسوم همراه است، زمان انجام عقد را تعیین می كنند. این مراسم با مراسم ویژه عقد كلاً در منزل عروس انجام می گیرد.

قبل از مراسم عقد، مراسم قباله برون می باشد كه قباله عروس از طرف خانواده داماد داده می شود. مثلاً یك جلد كلام الله مجید دو دانگ خانه، نیم جریب باغ، پنج مثقال طلای ساخته و پرداخته شده، دومن پشم و پنبه و … .

در شب عقد سفره ای انداخته می شود حاوی وسایلی از قبیل حنا، صابون گل آیینه و شمعدان، عسل و روغن، خرما خرك. ابریشم و سایر وسایلی كه برای داماد و عروس خریداری شده است.

در شب عقد برای بله گرفتن از عروس، پدر داماد و یا خود داماد یا یكی از نزدیكان سكه طلائی به عروس می دهد كه به آن « سكّه زیر زِبون » می گویند

واقعا ممنونم پنجره ی عزیزم...

شاد باشید

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 11:3 - 0 تشکر 96046

به نام او

سلام

ماندگاری عزییییزم و شهر مقدس قم

عروس کشی یا عروس بران

(ماندگاری جون محبت میکنی بگی عروس کُشی یا کِشی؟!)

پس از شام دادن، مراسم عروس بران صورت می گرفت، که در این مراسم چند نفر از دوستان عروس او را همراهی می کردند. در گذشته رسم براین بود که موقع بردن عروس مقداری نان وپنیر وسبزی وقند داخل پارچه ای گذاشته ودورکمر عروس می بستند که این کار هم نشانه خیر وبرکت بود وهم عروس وداماد بدون شام نمی ماندند. عروس موقع خروج از منزل پدر، دست مادرش را می بوسید و با پدر وخواهر و برادران خداحافظی می کرد ودرهنگام خداحافظی گریه ای نیز سرمی داد. هنگامی که عروس و همراهان به دم در خانه می رسیدند مادر عروس دخترش را از زیر قرآن رد می کرد. هنگامی که عروس را با چراغی زنبوری در پیشاپیش او می بردند، عده ای پیاده یا سوار بر درشکه جلوی عروس و داماد آئینه می گرفتند و خنچه می گردانند ودر داخل خنچه شیرینی وکله قند نیز بود.

وقتی عروس به نزدیکی خانه داماد می رسید ، خانواده داماد حدود 70-80 متر به استقابل عروس می آمدند. دراین هنگام پدر وبرادر عروس باید «پاانداز» می دادند که معمولاً قباله خانه یا ملک یا طلا وپول بود. مثلا می گفتند برادر داماد 500تومان، برادر کوچکتر یک گوسفند، پدر داماد یک قطع زمین. داماد پس از استقبال از عروس، او را آهسته آهسته تا دم در خانه می آورد.

پاتختی معمولاً یک روز بعد از عروسی، وگاهی نیز پنج روز پس از آن صورت می گرفت. دراین روز فامیل ها ی عروس و داماد دور هم جمع می شدند، بعد از صرف چای وشیرینی، به هرکسی یک پیشدستی که در آن مقداری شیرینی، آجیل یا سوهان بود می دادند وسپس هرکس آن رادر دستمال خود می ریخت و باخود می برد. در قم بیشتر روز پاتختی «پول اندازون» بود و بیشتر فامیلهای درجه یک پول می دادند ولی در روستاها بعد از شام خوردن سینی می آوردند وپول می گرفتند.

پاگشایی تقریباً آخرین مراسم عروسی بود که چند روز پس از عروسی، مادر عروس غذا درست میکرد و عروس وداماد را برای شام دعوت می کرد وپس از خوردن شام ومیوه مادر زن هدیه ای به عروس و داماد می داد که معمول لباس، ظروف ویا پارچه، طلا، گوسفند و... بود.

در روستای دستگرد مراسم«سرسختی» بدین صورت انجام می شد که داماد را بر روی یک تخت نشانده و با زدن سازودهل شادی مراسم را برپا می کردند. دراین مراسم خانواده ها وافراد دعوت شده، هدایای خود را که اغلب پول بود به داماد می دادند تا صرف مخارج زندگی عروس وداماد شود.

مردم درگذشته، بیشتر سلیقه دختررا مورد توجه قرار می دادند.

ممنونم ماندگاری عزیزم

شاد باشید

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 11:3 - 0 تشکر 96047

به نام خدا سلام

پیوندتان مبارککککککککککک

این روز رو تبریک میگم به همه

طومار رو هم تبریک میگم

برای منو گذاشتی اگه نیاز به ترجمه بود در خدمتم ، چون من واقعا عاشق شعراش شدم !

همه روزاتون شاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

شباتون مهتاااااااااااااااااااااااااابیییییییییییییییییییییییی

تا باشه خبر عرووووووووووووووووسییییییییییییییییییییییییی

( من الان تو یه جو دیگه ام ! نمی دونین که ! )

شنبه 17/12/1387 - 11:7 - 0 تشکر 96048

به نام او

سلام

eniak_ab عزیزم و شهر اراک

(حالا که شهر اراک ه از زحمات آقای مهدی 313 هم تشکر میکنم)

نشان کردن

چند روز بعد خانواده ی پسر، یک چادر، یک روسری، مقداری نخودچی کشمش، آینه، شیشه عطر، یک بسته چایی با یک انگشتر را داخل یک سینی قرار می دادند و همراه چند نفر از زنان و مردان فامیل پسر به خانه ی دختر می رفتند و به اصطلاح دختر را برای پسر نشان می کردند.. انگشتر را زنی که بچه ی اولش پسر بود یا چندین پسر داشت در انگشت عروس می کرد تا به این ترتیب عروس نیز بچه پسر به دنیا بیاورد.

تا دو سه ماه بدین منوال می گذرد و بین عروس و داماد آینده صحبتی رد و بدل نمی شود و در این مدت صیغه یا خطبه ی عقد نیز خوانده نمی شود و پسر اکثرا با پدر و مادرش به خانه ی دختر می رود. در این زمان چند ماهه، هرازگاهی خانواده ی پسر مقداری گوشت، نخود، لوبیا، روغن و زردچوبه برای خانواده ی دختر می فرستد و اگر عید باشد عیدانه می فرستد و بنابر فصول مختلف، این اقلام متفاوت می باشد.

پس از گذشت این مدت، خانواده ی پسر به خانواده ی دختر اطلاع می دهند که برای جشن عروسی آماده شوند و یکی دو شب بعد پدر داماد به اتفاق چندین نفر از بزرگان فامیل مقدار شیر بهای تعیین شده را که به صورت نقدی بوده در داخل دستمال ابریشمی قرار می دهند و دستمال را به دست یکی از ریش سفیدان می دهند و همراه با چند چراغ زنبوری به سمت خانه دختر می روند؛ خانواده ی دختر نیز چندین چراغ زنبوری در قسمت های مختلف خانه روشن می کردند و به اتفاق چند تن از بزرگان فامیل به استقبال آنها می رفتند و خانواده ی پسر و همراهان را با احترام در بالای مجلس جای می دادند. بعد از خوردن چای و شیرینی و سلام و احوالپرسی، ریش سفید خانواده ی پسر دستمال پول را به ریش سفید خانواده دختر می دهد، او نیز پول را تحویل گرفته، می شمرد و سپس مقداری از آن را داخل دستمال قرار داده و به خانواده ی پسر بر می گرداند.

چند روز بعد از بردن شیر بها، دو خانواده مشغول پختن نان عروسی می شوند و همزمان گوسفندانی را برای ذبح مهیا می کنند. از هر خانواده ی پسر و دختر، دو زن و مرد مسئول دعوت میهمانان برای جشن عروسی می شوند و از طرف خانواده ی پسر می گفتند که امشب تشریف بیاورید چای و شیرینی بخورید و حنا ببرید و فردا بیایید نهار بخورید و عروس بیارید و از طرف خانواده ی دختر اینچنین دعوت می کردند، امشب بیایید چای و شیرینی بخورید و حنا ببندید و فردا نهار بخورید و عروس ببرید.

ممنونم عزیزم

شاد باشید

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 11:16 - 0 تشکر 96051

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifسلام عرض می کنم به انشرلی گرامیhttp://irapic.com/uploads/1236500436.gif

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifاحسنت گل کاشتی

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifبا این تیتر همه را غافلگیر کردیhttp://irapic.com/uploads/1236500436.gif

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifخوبه اینجا یک زن و شوهر نمونه هم یاد کنیم که الگوی همه جهانیان به http://irapic.com/uploads/1236500436.gifخصوص شیعیان هستندhttp://irapic.com/uploads/1236500436.gif

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifحضرت فاطمه زهرا(س)و حضرت علی (ع)http://irapic.com/uploads/1236500436.gif

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifوتبریک بگم این روز خجسته رو به متاهلین های تبیان که از فعالان تبیان نیز هستند

http://irapic.com/uploads/1236500436.gifو خسته نباشید بگم به شما دوست خوبم که این تایپیک زیبا را ایجاد کردید(این پاچه خاری نیستا واقعیته)

در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .

منتظر شما در وبلاگ دل شکسته
شنبه 17/12/1387 - 11:17 - 0 تشکر 96053

به نام او

سلام

جناب حاج قدرت الله و شهر همدان....


جشن عروسی
مراسم عروسی با خواستگاری و مراسم مربوط به آن آغاز می شود و با مراسم شب بله برون يا نامزدی ادامه می يابد. در اين مرحله از مراسم، برای عروس داماد خريد می کنند که شامل طلا و زيور و لباس عروس و حلقه های نامزدی برای عروس و داماد است و پس از آن بقيه مراسم ها برگزار می شود. آنچه در گذشته در اين شهر مرسوم بوده و امروزه آثار آن را در روستاها يا خانواده ها سنتی می توان ديد، «رخت بران» است که در فردای روز«شيرينی خوران» يا «بله برون» انجام می گيرد. بدين گونه وقتی برای خريد می روند، برای عروس پارچه هم می خرند و برای دوختن آن، يا خياط را به خانه دعوت می کنند يا پارچه را به خياط خانه می برند و دستور بريدن و دوختن آن را می دهند. در شب عروسی خانواده داماد در نزديکی نيمه شب، برای آوردن دختر همراه ميهمانان خود به خانه پدر عروس می روند. در جريان آوردن عروس، معمولا خويشان داماد وسائلی را از خانه عروس «دزدکی» بر می دارند و معتقدند انجام ندادن آن بد شگون است. پس از بردن عروس از خانه
پدری، مدتی او را با خودرو (امروزی) در خيابانها و محله های اطراف خانه پدری می گردانند و سپس به خانه داماد می برند. در فردای روز عروسی، مراسم «پایِ تخت» (پايتختی) برگزار می شود. خانواده عروس هم در اين روز «شيرين پلو» می پزند و آن را برای برگزاری مراسم «پای تخت» به خانه داماد می برند. ديگر جشن های مرسوم ديگر در استان همدان «جشن شب هفت نوزاد» و «جشن تولد» و «جشن ختنه سوران» است.

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 11:46 - 0 تشکر 96067

به نام خدا

سلام

چقدر تاپیکو زیبا آراستین.

چقدر همه چی شبیه همه.

فقط اسم رسم و آداب جاهای مختلف ایران کمی با هم فرق دارن

دیگه مراسم عین هم هستن

زیبا و با احساس..

جالب

پر معنی و با شکوه..

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

شنبه 17/12/1387 - 11:50 - 0 تشکر 96070

به نام او

سلام

متشکرم دوستان، با کارای ارسالی خوب شما دوستان گرامی و تبریک های قشنگتون آراسته میشه تاپیکمون

من دیگه برم دانشگاه انشاء الله وقتی برگشتم باقی ه کارها رو هم میذارم

از همگی متشکرم

یا علی

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
شنبه 17/12/1387 - 14:10 - 0 تشکر 96115

بسم الله النور

سلام

پیوند دو نور آسمانی و ملکوتی رو به همه ی عاشقان اون بزرگواران تبریک می گم.

امیدوارم داماد این جشن فرخنده، شادباشی در خور شأن خودشون به همه مون بدن...

و تشکر ویژه می کنم از آنشرلی عزیز که باز هم افکار قشنگش رو توی انجمن پیاده کرد و مثل همیشه هم نتیجه چیزی نیست جز قشنگی و زیبایی...

و یه عذرخواهی ویژه هم می کنم که توی دقیقه ی نود که چه عرض کنم، توی وقت اضافه مطلبم رو رسوندم.

باز هم به همگی تبریک می گم

و

التماس دعا...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.