• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 6903)
چهارشنبه 16/11/1387 - 11:9 -0 تشکر 87489
پیش نهاد خواست گاری

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

سلام

 

چگونه پیشنهاد ازدواج می دهید؟

دوست دارید چگونه به شما پیشنهاد ازدواج دهند؟

(غیر منتظره باشد ؟ آیا او نیز باید آمادگی داشته باشد؟)

 

چگونه مطمئن می شوید که فرد مناسبی را انتخاب کرده اید؟

و یا فرد مناسبی شما را انتخاب کرده است؟

 

از چه کسی خواستگاری می کنید؟ خانواده اش یا خودش؟

از چه کسی خواستگاری کنند؟ خودتان یا خانواده تان؟

 

برای این موضوع با چه کسانی مشورت می کنید؟

 

اگه شخص مناسبی انتخاب کرده اید که به شما جواب منفی می دهد ؛

چقدر پی گیر می شوید؟

 

اگه خودتون می خواین فرد مناسبو انتخاب کنید؛

چه مدت آشنایی، شما را در پیشنهاد دادن مصمم می کند؟

 

   شما چطور پیشنهاد خواستگاری دادید؟

به شما چطور پیشنهاد خواستگاری دادند؟

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

چهارشنبه 16/11/1387 - 11:37 - 0 تشکر 87495

سلام

خب فقط بند آخرش به کار من میاد!!! هرچند که  دیگه از ما گذشته ولی خب به ما پیشنهاد دادند آنهم چه پیشنهادیییییی!!

فرد معرف که همسایه مون بود.. اول از همه عکس سوژه مورد نظرو یواشکی نشون خودم داد  مام که بچهههه.. سادهههه.. اصن تو این فازا نبودیم کههههههه چه میدونستیم اظهار نظر کردن همانا و متأهل شدن همان.. گفتیم که صاحب عکس عجب نوربالا میزنه.. این مال قبل از شهادتشه یا بعدش؟

نتیجه این شد که همسایه ناقلا که قبلاً واسه مامانم زمینه رو چیده بود.. فوری بهشون گفت که تیردراپ راضیه!!!! چارروز دیگه شم.. دیدیم که کلیف اومد با لشگرش.. امیرنظام پشت سرش.. شاهزاده ها دورو برش و باقی ماجرا .........

حالام شکر خدا از زندگیم راضیم.. نه قبلش با همسرم آشنا بودم.. نه باهم دوست بودیم.. نه شیشماه باهم دیگه مراوده داشتیم  و خیلی از نه های دیگه که امروزه جزو واجبات ازدواج دراومده.. ولی هم زندگیم خوبه هم همسرم خیلیییییییییییی خوبه..

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

چهارشنبه 16/11/1387 - 20:28 - 0 تشکر 87687

به نام خدا

سلام به دوستان خوبم.

A V B جان خیلی سوالای خوبی مطرح کردی.

ولی جوابش رو نمیتونم قطعی بدم..

برای پیشنهاد دادن راه های زیادی وجود داره. از مستقیم و غیر مستقیم. البته همه ی راه ها درست نیستن. ولی راه های درست بیشتر از یکیه !

برای این که مطمئن بشیم فردی رو که انتخابش کردیم فرد مناسبی هست یا نه هم ، باز راه های زیادی هست. از نوع پوشش ، رفتار ، خانواده ، صحبت از اعتقادات و ... میشه به نکاتی در این رابطه پی برد.

در رابطه با این سوال که از خانوادش خواستگاری می کنید یا از خودش هم ، فکر می کنم اگه صحبت مستقیم رو اول از همه با خانواده ی عروس خانوم (به خصوص پدر یا برادر) داشته باشیم بهتره.

در رابطه با این موضوع باید با کسی مشورت کنیم که علم و آگاهی کافی در این زمینه داشته باشه. و از طرف مقابل هم شناخت (در حد قابل قبول) داشته باشه.

بستگی به این داره که دلیل جواب منفیش چی بوده . مثلا شاید یه خواستگار دیگه داشته باشه. یا دلایل دیگه. اگه دلیل قانع کننده ای داشته باشه بی خیالش میشم !

در مورد مدت آشنایی هم عرض کنم : که به نظرم  این سوال به کل مشکل داره ! چون نباید مسئله ی مدت مطرح بشه. برای انتخاب همسر مناسب شناخت لازم هست ، ولی شناخت در حد کافی. شاید این شناخت با یکی دو جلسه صحبت کردن حاصل بشه. مسئله ی اصلی اون شناخته هست ! مدتش اهمیت زیادی نداره. البته تو این مورد باید دقت کنیم. چون بعضی ها به بهانه ی این که از یکی شناخت کافی پیدا کنن پاشون رو از حدود شرع فراتر میذارن.

تا بعد ...

یا علی

موفقیت حاصل تصمیم گیری درست است، و تصمیم گیری درست حاصل تجربه و جالب اینکه تجربه اغلب حاصل تصمیم نادرست است!

 

پنج شنبه 17/11/1387 - 8:2 - 0 تشکر 87776

به نام او...
سلام


خب دوست دارم غیر منتظره باشه
جالب ه
اگه امادگی نداره بیکاره خواستگاری میکنه؟!!!


خب این سوال خیلی سخت و کلی ه
باید یاد بگیری با مشورت و مطالعه زیاد...دوراندیشی و کنار گذاشتن احساسات
این چیزی ه که ما تو این انجمن دنبالشیم


از خودم
دوست دارم اول خودم بدونم


با چه کسانی؟
خب با خانواده
و با دوستان عاقلم
و من به شخصه با .... گرامی
یعنی احتمالا اولین کسی هست که باهاش مشورت میکنم



منم باید جواب بدم؟
گیر میدم دیگه...زیاد
اگه دلایلش منطقی نباشه


مدت اشنایی مهم نیست
مهم اینه که چقدر با طرف آشنا بشی
ولی خب حداقل یکی دو سال
تا اگه احساسات زود گذری هم هست
بگذره و بره و ببینیم چی میمونه


تا به حال پیشنهادهای من دوتاشون اول از خودم بوده
باقیش با خانواده صحبت کردن
و بیشتر با مادربزرگم



راستی جناب jafar
به داداشش بگید تیکه تیکت میکنه که بنده خدا

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
پنج شنبه 17/11/1387 - 12:10 - 0 تشکر 87850

به نام خدا

با سلام

از آخر شروع می کنم

سوالای سیاه از خواستگار پرسیده شده و سوالای آبی از خواستگاری شونده(زن و مرد جدا نکردم چون میگن دنیا عوض شده....یعنی راست می گن؟!!)

سوالای دورنگ هم مخاطبش مشترکه.(بند آخر اشتباهی تک رنگ شد)

البته فکر بدی نیست برای خلاصی از بیکاری خواستگاری کنیم

هم خودمون از بیکاری در میایم هم جوون مردم

حداقل 2 سال؟!!! اونوقت این زودگذره؟

خانومارو نمی دونم ولی ما مردا غروب همون روز برامون کافیه تا این احساست زودگذر ؛گذر کنن.

اگه بخوایم به همشون توجه کنیم که باید روزی عاشق صد نفر بشیم...

بیچاره ما مردا چی می کشیم

جعفر عزیز

با کی مشورت می کنین؟ دوست , برادر , پدر ...؟

الان شما برای مشورت چی کسی و دارین؟

اگه آقای کلیف هم ماجرای خواستگار و تعریف کنن جالب میشه.

یعنی به ایشون هم عکس نشون دادن؟ یا نه؟

و خودم:

اگه آمادگی داشته باشه بهتره ولی چجوری بهش بفهمونم؟

انتخاب فرد مناسبم که توو همین انجمن زیاد صحبت شده

به شخصه از خودش دوست دارم خواستگاری کنم

اما شنیدیم برای ایجاد یک اینتر فیس مناسب در خانواده طرف بهتره از اونا خواستگاری کنیم

قبلا عقیده داشتم  با پدر و مادرو خواهرام باید مشورت کنم

اما از وقتی که پدرم به شدت علاقه مند شده که خودش برام آستین بالا بزنه

من یه تغییر سیاست دادم و گفتم نه! یا من انتخاب می کنم یا هیچ کس دیگه!

دارم گربهو می کشم تا بعدا  اصطکاک بوجود نیاد

اگه جواب منفی بده بی خیالش میشم

بسته به محیط آشنایی مدتش متفاوته. مثلا آشنایی در محیط کار نیازمند زمان زیادیه

شاید همون یکی دوسال

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

پنج شنبه 17/11/1387 - 21:14 - 0 تشکر 88014

به نام خدا

سلام.

Aansherly  :

راستی جناب jafar
به داداشش بگید تیکه تیکت میکنه که بنده خدا

وا!

برا چی باید این کار رو بکنه اون وقت ؟

یه چی میگیدا !

A_V_B_2066 :

جعفر عزیز

با کی مشورت می کنین؟ دوست , برادر , پدر ...؟

الان شما برای مشورت چی کسی و دارین؟

خب همونایی که گفتید دیگه !  دوست ، برادر ، خواهر ، پدر.

اگه چند ماه پیش این سوال رو می پرسیدید اولین نفری که میگفتم مادرم بود.

تا بعد ...

یا علی

موفقیت حاصل تصمیم گیری درست است، و تصمیم گیری درست حاصل تجربه و جالب اینکه تجربه اغلب حاصل تصمیم نادرست است!

 

پنج شنبه 17/11/1387 - 22:16 - 0 تشکر 88024

سلام...

-غیر منتظره خیلی بهتره...

مطمئنا باید تا حدودی آمادگی داشته باشه، وگرنه در قبال اون خواستگاری غیر منتظره، جواب غیر منتظره تر میشنون!

-خببب تقریبا مشخص میشه. با توجه به معیارهایی، حداقل ظاهری ، میشه تا حدودی طرف مقابل رو شناخت.

-بستگی داره.... . شاید بهتره بگم خانواده (پدر و برادرم)، مامانا احساسی تر تصمیم میگیرن!.

 خواستگاری که از خانواده صورت بگیره، جدی تر هست. یه جورایی طرف مقابل خودشو آماده تر حس میکنه که به خانواده پیشنهاد میده. و دیگه اینکه فکر منم درگیر نمیکنند...خانواده اگه صلاح دونستند و جوابشون مثبت بود، به منم پیشنهاد میدن تا تصیمیم نهایی رو خودم بگیرم.

-با پدرم و برادرم و مادرم.

-این سوال که مربوط به ما نمیشه!

-خب چه خودم انتخاب کنم و یا چه خانواده ، نیازه که شناخت برای خودم صورت بگیره...مدتش هم بستگی داره تا چقدر طرف مقابل نیاز داره کشف بشه!

-توسط پدر و مادرم و فامیلهای نزدیک. البته بعد پیشنهادش رو به من ندادند...خودشون با توجه به شناختی که از من داشتند جواب دادند!.

 یکی رو یادمه اکیپی (مامان و بابا و برادر و دایی و ...)بهم پیشنهاد دادند، منم در کمال آرامش اینجوری(...)!بودم، دیگه خودشون فهمیدند چطوری تصمیم بگیرند.

ممنون به خاطر سوالاتتون.به تامل وا داشت....

 

خدايا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي مي کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رويين تن کن. (علي شريعتي)

.

.

"مدير انجمن زن ريحانه ي آفرينش"

"جانشين انجمن زبان انگليسي"

پنج شنبه 17/11/1387 - 23:14 - 0 تشکر 88033

چگونه پیشنهاد ازدواج می دهید؟  آیا او نیز باید آمادگی داشته باشد؟ خب من اگه با اون طرف آشنا باشم یعنی قبلش در محیط کار یا دانشگاه یا محیطی دیگه با اون در مورد مسائل مختلفی صحبت کرده باشیم. شاید بتونم خودم خواستگاری کنم. وگرنه روم نمیشه و از خجالت آب میشم و حتماً نفر سومی مثل پدر یا مادر یا دوست رو جلو میفرستم.

به نظرم بهتره آمادگی داشته باشه چون اون طوری 90 درصد فکراش رو کرده

دوست دارید چگونه به شما پیشنهاد ازدواج دهند؟ غیر منتظره باشد ؟ خب راستش بدم نمیاد بهم پیشنهاد هم بدهند. اونوقت بررسی میکنم. اما دوست ندارم غیر منتظزه باشه . یعنی خودم اونقدر زرنگ هستم که همچین اتفاقی رو پیش بینی کنم

چگونه مطمئن می شوید که فرد مناسبی را انتخاب کرده اید؟ خب به نظرم اول احساسم بهم 30 درصد اطمینان میده. بعد با تحقیقاتی که هم خودم هم پدر و مادرم و هم دوست مورد اطمینانم و خلاصه یه لشکر از اون انجام میده 70 درصد بقیه رو مطمئن میشم

و یا فرد مناسبی شما را انتخاب کرده است؟خب بازم میرم تحقیق میکنم تا ببینم فرد مناسبی منو انتخاب کرده یانه

از چه کسی خواستگاری می کنید؟ خانواده اش یا خودش؟ خب این سوال رو که تقریباً تو سوال اول جواب دادم. من ابراز علاقه خودمو به اون اگه باهاش آشنا باشم نشون میدم و یه خواستگاری اولیه نا محسوس برای دیگران و کاملاً محسوس برای خود طرف انجام میدم بعد با پدر مادرم از خانواده اش خواستگاری میکنم و سعی میکنم خوهرام رو با خودم نبرم.

البته به داداشش نمیگم چون واقعاً شاید تیکه تیکم کنه.

از چه کسی خواستگاری کنند؟ خودتان یا خانواده تان؟ خب به قول امام علی هر چه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند. پس دوست دارم اول خواستگاری کنه. ولی خب بعدش برای اینکه شان اون خانم حفظ بشه با خانواده میریم خواستگاریشون

برای این موضوع با چه کسانی مشورت می کنید؟ خب با دوستاش مشورت میکنم البته اونایی که صداقت داشته باشن.و بی طرف باشن یا اونو برای داداش خودشون در نظر نگرفته باشن

اگه شخص مناسبی انتخاب کرده اید که به شما جواب منفی می دهد ؛

چقدر پی گیر می شوید؟ خب اگه بدونم از ریختم بدش اومده و حاضر نیست دیگه منو ببینه دیگه پیگیر نمیشم. اما اگه دیدم دلیل دیگه ای حالا هر دلیلی باشه داشته باشه اون وقت پاشنه در خونشون رو در میارم

اگه خودتون می خواین فرد مناسبو انتخاب کنید؛

چه مدت آشنایی، شما را در پیشنهاد دادن مصمم می کند؟ اون قدری که یقین پیدا کنم(یقین علمی) که فرد مناسب رو پیدا کردم.

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
جمعه 18/11/1387 - 2:47 - 0 تشکر 88059

                                       بنام خدا

با سلام و عرض ادب

جناب 2066 ظاهرا خیلی مشتاقید.

خانم تیردراپ بعضی خاطرات رو بازگو می کنند و منم مجبور میشم بگم(بقول بچه های جنگ ریا نشه وشاید از گفتنش اکراه داشته باشم)

پیوند آسمانی

اگه بگم مسبب ازدواج ما صدام معدوم شد،من در عملیات والفجر مقدماتی مجروح شدم و بعد از اینکه در بیمارستان شفای تهران بستری شدم،یک هم تختی داشتم که ایشان از مجروحین و جانبازان خوب که سالهاست داره رنج و مرارت میکشه برادر حسین خانی که در بیمارستان با هم دوست شدیم و ایشان مستاجر پدر همسرم بودند و این خانواده محترم را به من معرفی کردند و حاج آقا و حاج خانم که به ملاقات ایشون اومده بودند ،منم دیدم دارند زیر چشمی به من نگاه میکنن،البته دوستم به منم یه چیزای گفته بود و که ایشان(خانم تیردراپ) قصد داره با یک جانباز ازدواج بکنه و نیتی مقدسی برای خودشون داشتند (که من خودمو لایق این همه محبت نمی دیدم )بقیشو خودشون بگند.

ما تو یک عالم دیگه بودیم و اصلا به ازدواج دنیایی فکر نمی کردیم،ولی وقتی دیدم که بهم مهر برگشت خورده خود بخود دست تقدیر الهی منو برگرداند و شوتم کرد تو دنیا (بقول مرحوم پدرم که اسم منو گذاشته بود چک برگشتی و به شوخی میگفت ما حقیقتا از تو دل کنده بودیم ولی هر چی بود بین تو و خدای خودت بود ما راضی شدیم که تو بری ولی خدا قبولت نکرد،آخه در این عملیات که مجروح شدم بعد از مجروحیت قبلی اولین روزی بود که وارد منطقه جنگی شده بودم که دوباره مهر برگشت خوردم و حاج آقا مرحوم پدرم میگفت که ما همش منتظر بودیم که از ستاد تخلیه مجروحین بما زنگ بزنند و دیگه میدونستیم که از ستاد تخلیه شهدا بما زنگ نمیخوره،خدایش اگه بدهیمو به خدا داده بودم برگشت نمی خوردم       الله اعلم

یاران همه رفتند وامانده ام من            از کاروان عشق جا مانده ام

افضل العبادة انتظار الفرج‏

یاران همه رفتند جامانده ام من           ازکاروان عشق وامانده ام من

جمعه 18/11/1387 - 12:55 - 0 تشکر 88103

سلام

سلام بر جماعت مشتاق ازدواج و از این حرفاااا. کلییییییییییییییییف ! شما کجا؟ اینجا کجا؟ مامان بابای منننننننننننننننن؟ نگاه خریدار میکردن؟ لابد بغل تختتون گلی ، شیرینی چیزی بوده داشتن به اونا نگاه میکردن (چشمک) هرچند وقتی گل به این قشنگی و بزرگی تو تخت دراز کشیده که آدم دیگه دلش نمیاد به چیز دیگه ای نگاه کنه (پاچه خواری رو داشته باشین).

اما آقای 2066 جواب شما.. اول باید بگم که خواستگاری که فقط با عکس نبود.. این تقریباً مرحله پایانی بود.

همسایه مون اول وضعیت ایشونو گفتن.. راجع به شغلشون.. اعتقاداتشون.. وضعیت خانوادگیشون.. اقتصادیشون و توقعاتشون( اینا چیزایی بود که جناب کلیف به دوستشون گفته بودن که به من و خانواده م بگن) بعد که از طرف خانواده ما اوکی در وَشُد.. جناب کلیف یه روز از پدرم اجازه گرفتن و اومدن بامن صحبت کردن (ایشون اولین خواستگاری بود که موفق به گذر از این خان سخت شده بودا.. جوابی که پدرم به بقیه خواستگارا داده بود میدونین چی بود؟ هرکی پیغام میداد که اجازه میدین خدمت برسیم؟ پدرم جواب میفرستاد که: بهشون بگو اگه پاشونو در خونه من بذارن جفت پاهاشونو قلم میکنم.. هههههههههههههه بابای منه دیگه .. (چشمک)

بعد جناب کلیف گرین کاردشو که گرفت اومد خونمون و ماباهم صحبت کردیم..

اما سئوالای شما:

- من به وسیله یه واسطه پیشنهاد ازدواج میدادم (البته اگه مردبودم) شایدم خودم بهش میگفتم

- خب به من غیرمنتظره پیشنهاد دادن .. جالب بود.. شمام امتحان کنید.

- خب به وسیله تحقیق و پرس و جو از نزدیکان و همسایه ها و محل کارشون به آنچه که میخواستیم رسیدیم. و همینطور دیدار و صحبت حضوری

- خب این سئوالتون یکم ایهام داره.. برای خواستگاری میشه هم به طرف گفت هم به خانواده اش.. ولی خواستگاری رو باید هم از خودش کرد هم از خانوادش. یعنی اینکه هم خودش باید شرایط مناسب داشته باشه هم خانوادش.

در مورد خودمم همینطور شد. یعنی هم به خودم گفته شد هم به خانوادم.

- تو این مورد که آقا ما همینجوری خجالت خجالت خجالت .. تا شیشماه رومون نمیشد تو صورت بابا ننه مون نیگا کنیم. چه برسه به اینکه ازشون مشورت بخوایم. بهترین مشاورم خدا بود.

- خب انقدمخشو میزدم تا نظرش برگرده (شوخی) وقتی یه نفر هرچقدرهم مناسب باشه ولی منو نخواد به زور که نمیشه باهاش زندگی کرد. مگه اینکه دلیلی داشته باشه که با روشنگری (همون مخ زدن) به اشتباهش پی ببره و قانع بشه.

- من اصولاً آدمارو خیلی زود میشناسم.. با اولین برخورد و نگاه. اگه الان میخواستم ازدواج کنم یه ساعت حرف زدنو کافی شاپ رفتن کافی بود هههههههه

ولی اون موقع یه ده سالی وقت لازم داشتم

- اینم که قبلاً جواب دادم.

موفق باشین

راستی جناب جعفر! اگه بابای دختره مثل بابای من فکر کنه .. زیاد عاقلانه نیست که به باباش بگیدا!!!!!!!!!!!!!!!

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

جمعه 18/11/1387 - 20:24 - 0 تشکر 88205

به نام خدا

سلام.

tear drop :

راستی جناب جعفر! اگه بابای دختره مثل بابای من فکر کنه .. زیاد عاقلانه نیست که به باباش بگیدا!!!!!!!!!!!!!!!

نمیدونم والله.

پس فکر کنم با این اوصاف بهتره اول یه تحقیقاتی در مورد پدرشون انجام بدم ! بعد در مورد خودشون !!!

نکته ی مهم : در جمله ی بالا ضمایر (شون = شان) ضمیر جمع نیستا !!!  برا احترام نوشتم. یه وقت فردا پس فردا به خوندن این متن سوء تفاهمی برا کسی پیش نیاد !!!!

ه هههه

جدای از شوخی.

رضایت پدر عروس خانم خیلی خیلی برام مهمه. ایشالله اگه لازم باشه از این خان هم به سلامتی میگذرم. :)

فعلا...

یا علی

موفقیت حاصل تصمیم گیری درست است، و تصمیم گیری درست حاصل تجربه و جالب اینکه تجربه اغلب حاصل تصمیم نادرست است!

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.