• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 820)
پنج شنبه 10/11/1387 - 17:33 -0 تشکر 85962
خاطرات كودكی

سلام

بچگی هركس پر از خاطرات جالبه

یكی از بهترین و خنده دار ترین خاطرات كودكی تان چیست ؟

گفتم به كجا گفت صدايم كردند!

پنج شنبه 10/11/1387 - 22:6 - 0 تشکر 85997

درود

فکر کنم پنجم دبستان بودم شایدم کمتر!

اون زمان سلمونی از خونمون خیلی دور بود در عوض یه بازارچه خیابون پشتی خونمون بود!

ظهر ماه رمضان پدرم گفت اینبار محمد خودت برو سلمونی تا چند مدت دیگه رزمایش هست و من حسابی سرم شلوغه نمی تونم ببرمت منم کلی کیف کردم که این بار قرار خودم تنها برم تا اون سر پایگاه!!! گفتم باشه کی برم؟؟ پدرم گفت عصری منم گفتم چشم!

عصری حدود 4 یا 5 ظهر پدرم خواب آلود اومد بالا سر من که در حال سگا بازی کردن بودم یه حرفی زد و 500 تومان پول بهم داد و رفت بیرون دنبال کارها! من از حرف پدرم که هیچی نفهمیدم جز یه برو! چون بابام خوابالود حرف می زد منم که در حال بازی بودم و هیچ صدایی جز دوف دوف تنگ بازی نمی شنیدم! ولی از 500 تومان پول فهمیدم که باید برم سلمونی! سریع سگا رو خاموش کردم پول رو گرفتم سوار دوچرخه کوچولوم شدم از هیجان بدون اینکه به بقیه چیزی بگم از خونه زدم بیرون به سوی سلمونی!!! رفتم سلمونی (اتفاقا سلمونی هم فوق العاده شلوغ بود) حدود 4 ساعت بعد در حال کیف کردن که اولین بار خودم رفتم تا اونجا با سر اصلاح شده برگشتم!!!

دیدم مامانم وسط خیابون غش کرده و همه خانوم ها همسایه دورش هستن! خواهرم داره زار زار گریه می کنه بابام اون سر خیابون نشسته سرش رو گرفته بین دستاش!

با دوچرخه داشتم نزدیک می شدم یه مرتبه خواهرم داد زد اوناهاش! منم زود ترمز گرفتم که خدایا چی شده!!! یه مرتبه دیدم بابام، مامانم، خواهرم، همسایه، فک و فامیل خلاصه یه 20 نفر آدم دارند می دوند به طرفم!!! کپ کردم!!! همونجا از ترس دور زدم الفرار با تمام جونم پایدون می زدم!!! نمی دونستم چی شده!! فقط وقتی دیدم یه 20 نفر آدم دارند بهم حمله می کندد زدم به فرار همه داد و بیداد می کردن که برگرد ولی مگه من جرات داشتم!! یه مرتبه پسر همسایمون پرید جلوم از جلو گرفت منو!! گفت کجا می ری؟؟؟؟؟ چرا فرار می کنی؟؟؟ منم زدم زیر گریه گفتم نمی دونم اونا می خوان منو بگیرن بکشنم!! خندید گفت نه بابا فقط نگرانتن از ظهر تا حالا کجا بودی؟؟؟ منم با بغض گتم به خدا بابا گفت برو سلمونی منم رفتم سلمونی نیگا موهامم آلمانی زدم!!

خلاصه آخرش فهمیدم بابام ون روز ظهر بهم گفته برو 500 تومان زولبیا بخر برای افطار بیا! بازارچه هم که پشت خونمون انتظار داشتند من 10 دقیقه ای برگردم ولی من رفته بودم سلمونی و 4 ساعت دیر کرده بودم بدون هیچ گونه نشانی غیبم زده بود! کل پایگاهم همه گشته بودن ولی محمد نبود!!!

هنوز که هنوز ماه روضون ها یه کلی با این خاطره بخصوص فرار من می خندیم!


من و تو همسایه خدا بودیم
ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد
ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا.
  ما گم شدیم و خدا را گم كردیم ... 
یادت میاد جمله آخر خدا رو؟
از قلب كوچك تو تا من یك راه مستقیم است.
اگه گم شدی از این راه بیا
بلند شو . از دلامون شروع كنیم...
تا خدا راه زیادی نیست...

*کتاب موبایل مذهبی* 

يکشنبه 27/11/1387 - 16:21 - 0 تشکر 90831

یادمه یه بار پشت باغ پدر بزرگم یه لاستیک آتیش زدیم  

بعد همسایه پدر بزرگم فکر کرده بود

آبگرمکنشون آتیش گرفته واسه همین زنگ زده بود آتیش نشانی

وای که چقدر اون روز هم خندیدیم هم دعوامون کردند

نیکادل

فرمانده کل پادگانها

مدیر انجمن طنز

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.