• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 1290)
جمعه 29/9/1387 - 19:22 -0 تشکر 78531
هدف و شیوه طنز--به همراه چندتا عکس طنز خنده دار

در واقع، هدف اصلاح طلبی، جزء لاینفك طنز است كه از طریق انتقاد ابراز می شود و شرایطی را  كه به نظر طنزپرداز باید اصلاح شود را مورد تمسخر یا حمله قرار می دهد. طنز بدون هدف اصلاح طلبانه معنایی ندارد.

     بنابراین طنز باید  بر اساس هدف اصلاحی و شیوه ادبی اش تعریف شود. پس یكی از تعاریف منطقی طنز می تواند این باشد: "طنز سبك ادبی است كه عقیده انتقادی را با شوخی و بذله گویی تركیب می كند و از این راه می كوشد تا از طریق خنده  اصلاحاتی ایجاد كند."  طنز خوب به دنبال این نیست كه با انتقاد صدمه یا خرابی ایجاد كند بلكه در جستجوی آن است كه با یافتن عیب، نسبت به آن تنفر ایجاد كند تا این عیب از فرد یا جامعه مورد نظر برطرف شود (بدون توجه به اینكه چه كسی مورد هدف این انتقاد قرار می گیرد) و در صورت امكان عیب را از طریق خنده  یا  شوخی  نشان  می دهد.  در واقع   طنز  داروی تلخی است كه با طعم عسل را عرضه می شود. طنز نه تنها مخرب نیست بلكه سازنده است و طنز پردازان، اغلب خود را منتقدانی سودمند می دانند . سوئیفتSwift   )شاعر و نویسنده معروف و خالق "گالیور")  در اشعار خود به نام " مرثیه هایی در مرگ دكتر سوئیفت" وجود نیات بدخواهانه در آثارش را نفی می كند و تاكید دارد كه هدفش اصلاح است :

"عقاید اخلاقی را مطرح كرد

تا شرارت های انسانی را چاره كند

نیت او كه اكنون در كام مرگ است

شناساندن ابلهان و سرزنش بدكاران است

اما هدفش بد خواهی نبود

او بدیها را سرزنش كرد اما نامی از فرومایگان نیاورد

هیچ كس نمی تواند خشمگین باشد،

وقتی منظور او هزاران نفر بودند

طنز او بر هیچ عیبی دست نمی گذارد

بلكه به چیزی اشاره می كند كه تمام انسانهای فانی می توانند آن را اصلاح كنند"

     سوئیفت در " جاسوس شماره 2" نیز با رد انگیزه بدخواهی در طنز، مجددا هدف طنز را اصلاح شرارت و برقراری مجدد تقوا بیان می كند: "نویسندگان دو هدف را در نوشتن طنز دنبال می كنند كه یكی از این اهداف به خوبی دیگری نیست زیرا طنز اگرچه نظر بدخواهانه ای ندارد اما تنها رضایت شخصی و خوشایند نویسنده را در نظر می گیرد. هدف دیگر طنز با روح جامعه سر و كار دارد و افراد برجسته و متقی را وادار می كند تا جهان را در حد توانشان اصلاح كنند. اما اگر نقشه من اصلاح انسانها باشد،  پس این وظیفه من است و لااقل مطمئن هستم كه به سود تمام دادگاهها و دولتمردان است كه از من به دلیل انتقاد كردن از كاستی ها  قدردانی كنند."

     سوئیفت می گوید : "هدف طنز نویسان اصلاح جهان در حد توانشان است. آنها به تكامل انسانها یا اصلاح كامل آنها اعتقاد ندارند. البته طنز پرداز نیز مایل است كه انسانها به اصول اخلاقی فراموش شده توجه كنند  اما می داند كه تلاش برای متوقف كردن زوال تمدن، دگرگون ساختن این تنزل و حركت به سوی پیشرفت اخلاقی بیهوده است زیرا این كار نیازمند تهذیب اخلاقی كامل است و چنین تهذیب اخلاقی در نهایت غیر ممكن است. بنابراین هدف و آرزوی عملی طنز پرداز این است كه حتی اگر نتواند این وضعیت را تغییر دهد، حداقل طعنه های او تا حدی برانگیزنده باشد كه جرم را متوقف یا كم كند." سوئیفت در " عذرخواهی" كه در پیشگفتار " داستان یك وان " در سال 1710 چاپ شد در مورد هدف و شیوه طنز " مفید و مفرح " می گوید: "چرا باید روحانیون كلیسا از بیان طنزآمیز حماقتهای متعصبان و خرافه پرستان عصبانی شوند؟ این شیوه احتمالا بهترین راه برای رفع نواقص یا حداقل جلوگیری از گسترش آنها است."  الكساندر  پوپ این موضوع  را  در  نامه ای  منعكس  می كند  و  در  مورد  طنز  خود  می گوید: "امیدوارم اگر طنز نواقص را اصلاح نكند، لااقل مانع آن شود.  بد گمانی كه در اغلب آثار طنز دیده می شود،  نشان می دهد كه نویسندگان در این خیال باطل نیستند كه می توانند با تلاش خود زمین را به بهشت تبدیل كنند. اگرچه طنز همیشه باید اصلاح كننده باشد اما نمی توانیم آن را تضمین كنیم. ما تنها می توانیم نواقص و دورویی ها را نشان دهیم و اثرات زیان آور چنین معایبی را خاطر نشان كنیم. "

     البته می توانیم در اینجا اعتراض كنیم كه تمام طنزها اصلاح كننده  نیستند زیرا طنزپردازان گاهی ضعفها و نواقص اساسی انسان را مورد انتقاد قرار می دهند كه قابل تغییر  نیست یا  احتمال  تغییر  آن  كم  است. اما در پاسخ می توانیم بگوئیم كه این نوع طنزها نیز اصلاح كننده هستند زیرا به دنبال عقاید اخلاقی مناسب به جای آن نواقص می گردند. برای مثال اگر خلاص شدن از حسادت و خودخواهی غیر ممكن است، طنزپرداز می كوشد به انسانها بیاموزد كه آن احساسات را خوار بشمارند و در برابر آنها مقاومت كنند و مانع از گسترش آنها شوند. در مواردی كه طنزپرداز انسان را به دلیل نیاز به غذاخوردن و رفع حاجت و دیگر نیازهای اساسی مورد تمسخر قرار می دهد، در واقع می كوشد تا دیدگاه انسان را نسبت به خود تغییر دهد و با یادآوری محدودیتها و عجز او از غرورش بكاهد.

     موضوع اصلی طنز كه از هدف اصلاح طلبانه اش نشات می گیرد، باید حفظ استانداردها با تاكید  بر ارزشها و ضرورت اصلاح باشد. بنا به گفته " مك مینارد" : طنز ارزشها و بایدهای مرسوم و  معانی موجود در قوانین را بیان می كند. طنز به شكل گریزناپذیری اخلاقی و تعلیمی است (حتی در قالب بدترین كلمات) حتی هنگامی كه طنزپرداز به جای تباهی كه مورد حمله  قرار  داده  است،  هیچ گونه  ارزش قطعی و مثتبی را ذكر نمی كند. لازم نیست طنزپرداز ارزشهای اخلاقی را جایگزین نواقص كند زیرا هدف او مبتنی بر این اصول اخلاقی است.  طنزپرداز  خواننده خود را انسانی تحصیلكرده می پندارد كه می تواند به آسانی اصول اخلاقی نهفته در شعر یا نثر را تشخیص دهد، اگرچه ممكن است اشارات طعنه آمیز نویسنده را درك نكند. لااقل طنزپرداز با قراردادن خود به عنوان یك مدل درك اخلاقی و رفتاری نمونه خوبی ایجاد می كند. بنابراین الكساندر پوپ می تواند "گالیور" را مسافر اصلاحات اخلاقی بداند:

"تو مانند سامیان Samian از سرزمینهای ناشناخته دیدار می كنی

و با اصول اخلاقی آنها خود را اصلاح می كنی

پس  ارفیوسOrpheus نیز برای اصلاح خود سفر كرد

بازگشت و با اهلی كردن حیوانات وحشی آنها را پشت سر نهاد

تو رفتی ‚ دیدی و شنیدی و مملو از تقوا شدی

سپس درسهای اخلاقی هوین هامس Houyhnhnms را پراكنده كردی..."

(پوپ، اشعار دوم . 17-22 )

     در  حقیقت  طنز كاملا  با  عدالت، اخلاقیات  و  تقــوا  در  ارتباط  است و شباهتهای شگفت آوری  با نقطه نظر اخلاقی ادیان دارد. طنز نیز مانند "دین"  به شدت به ماهیت لغزش پذیر انسان ایمان دارد و معتقد است كه انسان بدون هدایت نمی تواند به درستی رفتار كند (مانند طنز "داستان یك وان" ) و غرور بدترین مصیبت  است ( مانند سفرهای گالیور) و عقل خوب است اما اگر انسان ادعا كند كه عقل تنها معیار تشخیص حقیقت است، فاجعه اخلاقی پیش می آید (مانند داستان " قیمت" ). ادوارد و لیلیان بلون می گویند: "طنزپرداز باید عاشق یا حداقل علاقه مند به نوع بشر باشد تا برای انتقاد از بدیها و اصلاح ضعفها خود را به زحمت بیندازد."

     می توانیم بگوئیم كه طنزپردازان این دستور مسیح را به كار می برند كه دشمنان خود را دوست داشته باشید زیرا علاقه واقعی به دیگران درصورتی كه به ما ضرر نزند از نشانه های اساسی علاقه بدون غرض است. پوپ در بسیاری از اشعار خود تاكید می كند كه علاقه او به انسانها  و  به خوبیها  بی غرض است. او در شعر "نامه ای به دكتر آربوت نات" در مورد خود می گوید:" نه برای شهرت بلكه برای هدف والا و تقوا در مقابل دشمن خشمگین و دوست ترسو می ایستم. این موضوع در شعر " تقلیدهایی از هرس " نیز بسط داده شده است

"این را بشنوید و بر خود بلرزید، شما ای گریزندگان از قانون

بله،  تا زمانی كه من زنده ام ‚ هیچ فرومایه ثروتمند یا اصیلی

جهان را تا لب گور با سرافرازی طی نمی كند..."

     پوپ بدون توجه به اینكه تقوا را كجا می یابد، احساس وظیفه می كند تا ضمن مقابله با بدیها،  برا ی ایجاد حقیقت و تقوا تلاش كند. در حقیقت افرادی كه از نظر اخلاقی مقام والایی دارند از روی علاقه به خود و دیگران موظف هستند كه اصول اخلاقی مناسب را به نسل حاضر منتقل كنند و در مقابل اعمال بدی كه موجب تنزل انسان از وضعیت كنونی اش می شود، مقاومت كنند یا آن را اصلاح نمایند. طنز پرداز نباید از روی خودخواهی به فرد مخالف حمله كند بلكه باید بدون توجه به اینكه عمل بد از طرف چه كسی یا برعلیه چه فردی است،  با آن مقابله كند.

"... از تو سؤال می كنم كه انگیزه من چه بود

ناسازگاری شدید خوب و بد

هنگامی كه برای تقوا یا حقیقت دچار ترس می شوی

این ترس دوست من است و باید دوست تو نیز باشد

ترس مانند دوستی برای هر ذهن ارزشمند است

و ترس من مانند انسانی است كه تمام انسانها را دوست دارد

(پوپ،  بخش آخر، 197-204، 189-190)

     فكر می كنم كه در پس همه طنزها درسهای اخلاقی نهفته است (قابل تصور است كه فردی برای اینكه رفتار اجتماعی را اصلاح كند با استفاده از ارزشهای عشق راستین، تقوا و اخلاقیات را به طنز درآورد. چنین ارزشهایی در فرهنگ ساده نیز وجود دارند اما طنز پرداز همیشه خود را با عقاید سنتی پایدار، تقوا و اخلاقیات می سنجد) درس اخلاقی موجود در طنز اغلب با شیوه هجایی و ضمنی عرضه می شود كه به دلیل ساختار و ماهیت فساد اجتماعی لازم است. ضمن این كه ایهام از لوازم طنز است.

      دلیل  اینكه طنز پرداز برای  تشویق  مردم  به  تقوا،  صرفا  نكات اخلاقی را  نمی نویسد و خود را محق می داند كه در مقابل كاستی ها و شرارتهای انسانها عصبانیت و انتقاد خود را نشان دهد، این است كه دنیای طنز پرداز دنیای خوبی نیست كه تصادفا به راه خطا رفته باشد  بلكه بیشتر دنیایی پر از انسانهای نادان و فرومایه است كه یا ادعا می كنند متقی هستند یا تقوا را رد كرده و شرارت را تقوا می دانند. این دنیا ریاكار است و در آن مقام اجتماعی، عناوین و درجات، مدح و ستایش، خدمت به اخلاقیات، ثروت، همه در درجه اول برای پنهان ساختن بدیها به كار می روند. در این محیط كه مملو از انسانهای دو رو و لاف زن است،  تشویق ساده به اخلاقیات فایده ای ندارد. بنابراین طنزپرداز عقاید انتقادی و اصول  اخلاقی  را  از  طریق  طعنه  بیان می كند طنز نویس ریاكاران پست را از طریق طعنه مورد تمسخر قرار می دهد تا آنها را در معرض دید قرار دهد و بترساند. در حقیقت كنایه و طعنه به فرد برای نشان دادن كاستی های او به كار می رود تا مخاطبان از او دوری كنند و فرد ریاكار از این طعنه ها  بر خود  بلرزد تا شاید اعمال خورد را اصلاح كند.

     درعین حال برای انتقاد و اصلاح جامعه ریاكار نیز این شیوه لازم است. این تنها شیوه مثمرثمر است زیرا مردم، دیگر به ناصحان و پنددهندگان توجهی نمی كنند. از آنجایی كه این شیوه خاص برای انتقاد از ریاكاری لازم است ، پس جای تعجب نیست كه طنز پرداز ریاكاری را در آثارش امری مسلم فرض می كند. پس تئوری موجود این است كه برای اینكه شیوه  هجائی اصلاح كننده باشد، باید به  ارزشهای خاصی اشاره كرد كه مردم از آن اطاعت نمی كنند، اما ادعای پیروی از آنها را دارند. دكتر جانسون می گوید: " مردم بیشتر نیاز به یادآوری دارند تا تعلیم ".

     برای اینكار هم طنز عمومی ( كه با افراد زیادی سروكار دارد) باید اصول اخلاقی را در  یك  سیستم  ارزشی  گسترده مطرح كند. هنگامی كه این ارزشها در رفتارها رعایت نمی شوند طنز پرداز می كوشد تا آنها را به جامعه بازگرداند و یا حداقل از گسترش این شكاف فرهنگی جلوگیری كند. اگر ارزشهای زبانی نیز از جامعه رخت بربندد، دیگر امیدی به اصلاح از طریق شیوه هجایی نیز وجود ندارد. هنگامی كه پنهان كاری از میان می رود و افراد اعمال زشت خود را آزادانه و بدون هیچ اعتراضی انجام می دهند طنزپرداز یا باید از نوشتن دست بردارد و یا صرفا نارضایتی خود را نشان دهد:

"بنگرید كه تمام اصیل زادگان برده می  شوند

بنگرید كه تمام نادانان، فرومایه می شوند

زیركی در فریب دادن و جسارت در اعمال بد

هزاران بار مورد غبطه و ستایش قرار می گیرد

و همه با ترسی حاكی از احترام به آنها نگاه می كنند

مجرمانی كه می گریزند یا بر قانون فائق می شوند

درحالیكه هر روز حقیقت ارزش و خرد نابود می شود

و چیزی جز پستی مورد احترام نیست

شاید این شعر (اگر شعری باقی بماند)

نشان دهد كه فردی بود كه به این بدیها پشت پا زد..."

 

 

هنگامیكه جهان ما به دنیای بدیها  تبدیل شود، جایی برای طنز باقی نمی ماند. اما خوشبختانه در هر عصری از جمله دوران ما تنها گوشه ای از فاجعه و نابودی كامل نمـود پیدا می كند بنابراین نوشتن طنز نه تنها ممكن بلكه لازم است.

     از آنجایی كه فشار اجتماعی جزء چندین قدرتی است ك انسانهای  در مقابل آن سر خم می كنند، طنزپرداز می تواند با كمك گرفتن از خوانندگان خود، رفتارهای مطلوب را ایجاد و ارزشها را ترویج كند. در نهایت، طنزپرداز نمی تواند به تنهایی رفتار بد فرد مورد نظر را تغییر دهد، اما  هنگامی كه فرد مورد نظر تشخیص دهد كه مورد حمله قرار گرفته است خود را اصلاح می كند،  یا  هنگامی كه  صدها نفر با طنزپردازی به نقد وی می پردازند، یا او را از حقوق اجتماعی اش محروم می كنند، مجبور به اصلاح رفتار خود می شود.

     هنگامی كه طنزپرداز با جهل و كاستی های  گسترده ای مواجه است، فشار اجتماعی دیگر موثر  نیست، مانند  زمانی كه افراد یك كشـور  یا  یك كلاس در كارهای  شرارت آمیز  شركت می كنند. در چنین مواردی، خود خواننده نیز باید اصلاح شود. در این زمان طنزپرداز باید خواننده را مورد حمله قراردهد و با تبیین ناهنجاری و شرمنده ساختن خواننده او را متاثر كند. باید ناهنجاریهای رفتاری او را به صورتی نشان دهد كه در نظرش نفرت انگیز جلوه كند و موجب تغییرات مطلوبی در او شود.

     این نوع طنز عمومی كه  با  افراد  زیادی سروكار دارد، از  متداولترین  و  مهمترین انتقادهای فردی است . زیرا آرمان طنزپرداز اصلاح و تهذیب اخلاقی كل جامعه است. نخستین هدف طنز اصلاح كلی بدیها است،  زیرا  طنزنویس با تعداد اندكـی افراد شرور راحت تر زندگی می كند تا  با دهها و هزاران فردی كه دنیای او را به سمت تاریكی سوق می دهند. احتمالا جهانی كه تنها یك شیطان دارد قابل تحمل تر از جهانی است كه گروهی از پیروان شیطان در آن زندگی می كنند و همه در آرزوی رسیدن به مقام ابلیس هستند. به علاوه، بدی، آسانتر از فساد كامل اصلاح می شود. به این دلیل است كه طنز برای آموزش توده مردم و اصلاح آنها از یك فرد به عنوان الگوی نابهنجاری استفاده می كند. این فرد فرومایه، نمونه ای می شود كه مخاطبان او را رد می كنند و هر جا كه با خصوصیات او مواجه می شوند آن را تكذیب می كنند. بنابراین هدف طنزهای تند، مانند طنزهایی كه علیه "كرل" و "شادول"  و "بنتلی" (Curll, Shadwell, Bentley) نگاشته شد، اصلاح این افراد غیر قابل اصلاح نیست،  بلكه طنزپرداز این افراد را مورد انتقاد قرار می دهد تا توده مردم را از تشویق، تصدیق  یا همراهی با آنها باز دارد و نشان دهد كه مخاطبان باید این افراد و تمام اشخاصی كه چنین شرارتهایی را مرتكب می شوند، از حقوق اجتماعی محروم كنند. هنگامی كه طنزپرداز این افراد را به نقد می كشد مانع از تكرار شرارتهای آنها خواهد شد. پاپ به این منظور از انتقاد شخصی در نامه ای به دكتر آربوت نات Arbuthnot استفاده كرد:

     "من با تعهد و اعتقاد كامل و بدون غرض بیان می كنــم ( و تنفر و اكراه خود را در نوشته هایم نشان می دهم ) كه به نظر من طنز در برابر فساد عمومی هیچ كارایی و قدرتی ندارد و افراد هنگامی كه تعداد زیادی با آنها در ارتكاب جرم مشاركت دارند، دیگر از انجام جرم شرمنده نمی شوند.  پس  تنها  با  شكار  یك  یا دو مورد از این تعداد، می توانیم نمونه هایی در اختیار جامعه قرار دهیم . اگر برای مثال انسانی تمام زندگی خود را وقف مبارزه با همه راهزنان و  یا  همه وكلای  فاسد كند، آیا كمترین تاثیری خواهد داشت؟ آیا تعداد این افراد را كم خواهد كرد؟ اما اگر تعدادی از این افراد به دار آویخته شوند یا قصاص گردند. دیگران مرتكب این جرم نمی شوند. من در جایگاه حقیر خود و با قدرت كم خود امیدوارم كه اگر نمی توانم جرم را اصلاح كنم حداقل مانع از آن شوم."

     شیوه  هجایی كاربرد كاملا وسیعی دارد زیرا خود طنز بیشتر یك عقیده یا آرمان است تا  یك ژانر و سبك ادبی . طنز به قالب و ساختار محدود نمی شود بلكه یك شیوه بیان موقعیتی است كه می تواند در قالبهای ادبی متفاوت بیان شود  با این وجود طنز باید لحن كنایی داشته باشد تا شرایط متظاهرانه افراد بد در جامعه را به تصویر بكشد و شكل مبالغه آمیزی داشته باشد تا مجرم را با گناهش آشنا كند( مبالغه یا كنایه به تنهایی ایجاد طنز نمی كند بلكه عامل انتقادی نیز لازم است).

     ویژگی دیگر طنز، استفاده  از  شوخی و بذله گویی است  كه حمله انتقادی را زیركانه تر و جالبتر می كند. طنز نیز مانند ادبیات و شعر باید لبریز از جانمایه های ذوقی و حسی  باشد، معقولانه نوشته شود و سرگرم كننده باشد تا باقی بماند.  لحن اصلی انتقاد و عدم تصدیق، باید نرم  و مطبوع باشد . شوخی و بذله گویی انتقاد را سرگرم كننده و جذاب می سازد.

     بنا  به  گفته سوئیفت:" شوخی  شریف ترین و سودمندترین هدیه به نوع بشـر است و بذله گویی نیز قابل قبولترین هدیه است.  هنگامی كه این دو  به ساختار هر اثری وارد شوند، آن اثر را برای جهان قابل ارائه می كنند ".

     طنز از فنون و ساختارهای ادبی خاصی بهره می برد. این ساختارها می توانند شوخی و بذله گویی را انتقال دهند. این ساختارها شامل مبالغه، ایهام، كنایه و ابهام است كه فنون آن بیشتر شبیه استعاره، كلمات ضد و نقیض، تمثیل و حكایت است . احتمالا آشنایی با  هر یك از این فنون، به شما كمك می كند تا با تغییر پذیری شیوه هجایی و راههای متعددی  كه  طنزپرداز  برای  بیان  انتقاد  خود دارد، آشنا  شوید. این نكته مهم است كه طنز پرداز شیوه انتقادی خود را با استفاده از ابزار موجود تغییر دهد زیرا مردم از انتقاد تكراری خیلی زود خسته می شوند.

     از آنجا كه كنایه، عامل  حمله كننده و هدایت كننده در پس طنز است و در همه جای طنز آشكار است نیازی به مثال ندارد. همانگونه كه ذكر كردم كنایه، به كل اثر سر و صورت می دهد زیرا ابزار اصلی در انتقاد از دو رویی ها است . بنابراین كنایه جزو  فنون طنز نیست  بلكه مانند هدف اصلاح طلبانه طنز، جزئی از اصل طنز محسوب می شود. مبالغه اگر چه مانند كنایه،  ضرورتی ندارد  اما  از  متداول ترنی فنونی است كه در طنز استفاده می شود.  زیرا  بزرگنمایی  عمل  نابهنجار،  از بهترین شیوه ها  برای نشان دادن نابهنجاری ها و عاملان آن است. پیش از اصلاح نابهنجاری ها باید آن را شناخت و تشخیص داد. طنز پرداز  عمل  بد را  تا حد منطقی توصیف می كند یا در مورد آن مبالغه می كند تا بدیهای نادیده را به شما نشان دهد یا نواقص دیگر را مورد اعتراض قرار دهد و فساد را  برطرف كند.

     خواننده با چنین  مبالغه هایی، متوجه می شود كه شاید او نیز  در حق خود و دیگران كوتاهی هایی كرده كه نادیده انگاشته شده است پس باید مواظب باشد و مهار خود را كمی بیشتر نگاه دارد.

     گرچه، گاهی اوقات بدی آنقدر بزرگ است  كه به زحمت می توان در مورد آن مبالغه كرد. مبالغه برای بیان بدی و نابهنجاری ها استفاده می شود تا توجه خواننده را به خود بدی جلب كند. كنایه ابزار خوبی در درست طنزپرداز  است  زیرا به او امكان می دهد تا به وسیله انتقاد كاملا غیرمستقیم، موضوع را به فرد مورد نظر بفهماند. اگر فرد مورد نظر مقتدر و خطرناك باشد استفاده از  این  فن  بسیار  مفید است.  زیرا  اغلب  می توان اشاره به او را رد كرد. نامه پوپ به دكتر آربوت نات شامل نمونه ای از این كنایه است :

"من برا ی قضاوت  و امور مهم زاده نشدم،

باور كنید من قرضهایم را می پردازم و دعایم را می خوانم

نمی توانم بدون اندیشه شعری بسرایم

و نمی دانم كه آیا دنیس اصلا مرده است یا زنده...."

     اگر پوپ را برای حساب پس دادن دعوت كنند، می تواند ادعا كند كه سه خط آخر شعر اشتباها به خط اول متصل شده است.

     ابهام نیز فن مفیدی است، زیرا همیشه می توان قصد نویسنده را انكار كرد اما تجاهل و انكار برای مهم جلوه دادن انتقاد نیز به كار می رود. در واقع  طنزپرداز همچون آینه، دیوانگی افرادی را كه جنون خود را پنهان می كنند، به آنها نشان می دهد ولی خود  به جرم دیوانگی محكوم می شود.

            ایهام نیز كه موجب می شود گستره افراد مورد انتقاد افزایش یابد، از ابزار و لوازم طنز است. به كارگیری جناس و استعاره نیز می تواند بر غنای ایهام بیفزاید.

            تطابق معنوی، از دیگر عواملی است كه در طنز كاربرد دارد. تطبیق و در كنار هم گذاشتن چند مفهوم، می تواند ایجاد فضای طنزآمیز كند. به این شعر دقت كنید:

"برای زن زیبا چه تفاوت كه قانون دیانا را نقص كند

یا شیشه شكننده ای ترك بردارد

چیزی شرافت او را  لكه دار كند یا  لباس ابریشمین او را

دعایش را فراموش كند یا نمایشی را از دست بدهد

یا در مجلس رقص قلبش را و گردنبندش را گم كند

یا  بهشت كه از این اتفاق تاریك شده است، ویران شود..."

     هدف مطابقه در اینجا این است كه نشان دهد دختران عصر جدید، فكر می كنند كه از دست دادن شرافت و خاكی شدن لباس، هر دو فاجعه های یكسانی هستند. پیام متن، هوشمندانه منتقل شده است و بسیار قدرتمندتر از تمام انتقادات دیگر در این زمینه است.

     در طنز شیوه  متداول دیگری  نیز وجود دارد كه ظاهرا اسمی ندارد. من آن را فهرست می نامم چون شامل فهرستی از موارد انسانها و عقایدی است كه در كل شبیه هستند و تنها در یك یا دو مورد كه آماج انتقاد طنزپرداز است،  متناقض هستند. این شیوه، شباهت كاملی با  مطابقه دارد زیرا طنزپرداز ادعا می كند كه موارد موجود در فهرست برای فرد مورد نظر یا خودش از ارزش یكسانی برخوردار است . الكساندر پوپ دوباره موضوع دختران امروزی را به طنز در می آورد و برای نشان دادن عقیده آنها نسبت به مذهب از یك  فهرست  استفاده می كند:

"و اكنون، بی پرده، میز آرایش نشان داده شده است

هر گلدان نقره ای با نظمی پنهانی چیده شده است

اینجا سنجاقهای سر در صفهای درخشانی امتداد یافته اند

و طره های مو، پودرها، وصله ها ، كتاب مقدس و بلیت دیسكو..."

     كتاب مقدس نه تنها تا سطح لوازم درهم ریخته روی  میز آرایش تنزل پیدا كرده است بلكه به نظر می رسد تقریبا در میان چیزهای دیگر مدفون شده است. احتمالا كتاب مقدس برای  "دختر جدید"  به اندازه یك پودر آرایشی  فایده و كاربرد ندارد و به اندازه بلیت دیسكو برایش جالب نیست. بنابراین به ندرت مشتاقانه به دنبال آن می گردد. طنزنویس می تواند با جایگزین كردن عناصر مناسب در فهرست، طرز تلقی خود را در مورد موضوعات نشان دهد.

     تشبیه و  استعاره از اسلحه های طنزپرداز است . به خصوص زمانی كه طنزنویس موضوع مورد انتقاد خود را  با جزئیات توصیف می كند و یا با مقایسه خوب و بد،  تضادها را نشان می دهد و به مخاطب می قبولاند كه موضوعات مورد انتقادش،  شبیه به مواردی است كه مخاطب نیز آنها را خوار می شمرد و آنها را تصدیق و تایید نمی كند. در واقع تشبیه و استعاره به طنزنویس امكان می دهد تا مفاهیم كاملا متفاوت را به یكدیگر پیوند دهد و یك متن انتقادی خوب بسازد.

     تمثیل و قصه پردازی آخرین عناصری هستند  كه ذكر می كنیم. این دو شیوه، مانند تشبیه و استعاره می توانند دو جنبه یك معنی را مورد بحث قرار دهند و در عین حال، این دوجنبه را مقایسه و مقابله كنند . طنز در قالب  تمثیل، بیشتر به خاطر می ماند زیرا با استفاده از داستان و مصداقهای فیزیكی می توان  مفاهیم را بهتر منتقل كرد.

     تقریبا همه این فنون عنصر مشتركی دارند:  همه این فنون شیوه ای برای بیان دو یا چند موضوع به صورت  همزمان ایجاد می كنند و آن موارد را معمولا با كنایه،  مقایسه، مطابقه یا مقابله می كنند. استفاده از  این فنون به طنزپرداز این امكان را می دهد تا در اثر خود،  بار  انتقادی كنایی ایجاد  كند. نابهنجاری  انسانها تهدیدی برای  تمدن  محسوب می شوند و طنز پرداز  احساس وظیفه می كند تا با گوشزد كردن این بدیها به اصلاح خود و جامعه اش بپردازد و به افراد خاطی این امكان را بدهد تا انتفاد را درك كنند و به اصلاح خود بپــــردازند. طنز باید به گونه ای تاثیرگذار و برانگیزنده ارائه شود. هدف طنز، اصلاح جامعه و روش آن حمله به ریاكاری و نابهنجاری از طریق  برخورد كنایی با ارزشهاست.

  

يکشنبه 8/10/1387 - 23:38 - 0 تشکر 79822

توجه.....توجه......

با برنده شدن در مسابقه ذهنیت كه عنوان انتخابی این هفته اش ( مردی كه از روی پرچین پرید است ) آمار بازدید كنندگان مطلب خود را افزایش دهید

100 % تضمینی

سال و مال و فال و حال         اصل و نسل و بخت و تخت

           باشدت بر شهریاری بر مراد و بر دوام

سال خرم ، مال وافر ، حال خوش          اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت رام

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.