• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 1386)
يکشنبه 24/9/1387 - 12:26 -0 تشکر 77401
هادی دلها

میلاد امام علی النقی را به همه ی شیعیان جهان تبریک می گویم.

با کمک شما دوستان گرامی می خواهیم اطلاعاتمان را درباره امام هادی افزایش دهیم.

 

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

يکشنبه 24/9/1387 - 12:31 - 0 تشکر 77403

شعر امام على النقى (ع )
امام دهم ، ابو الحسن ، على ، الهادى ، النقى ، فرزند محمد، الجواد بن على الرضا علیه السلام مى باشد. آن حضرت به عسكرى نیز معروف مى باشد؛ همچنان كه پسر آن حضرت ، امام یازدهم ، معروف به این لقب بوده است و علتش خواهد آمد. ابن خلكان ، در تاریخش درباره آن حضرت علیه السلام و نیز مسعودى در مروج الذهب در ذكر خلافت متوكل ، با اسنادش به محمد بن یزید مبرد مى گوید:
از او نزد متوكل سعایت كرده ، گفتند: در منزلش سلاح و كتب و جز آنكه براى شیعیان اوست ، موجود است . و متوكل را به توهم انداختند كه امام علیه السلام بر آن است كه خلافت را از آن خود سازد. پس شبى همراه عده اى از سربازان ترك به سوى امام گسیل شد. آنها به ناگاه به منزل امام على علیه السلام هجوم بردند. حضرت را تنها در اتاقى در بسته دیدند كه ردایى از مو بر دوش داشت و بر سرش ملحفه اى از پشم بود، در حالى كه آیاتى قرآنى را در وعد و وعید ترنم مى نمود. بین او و زمین چیزى نبود. به اطراف ایشان نگاه كردند، در منزل ایشان چیزهایى كه گفته شده بود نداشت و دلیلى علیه ایشان ، یافت نشد.
متوكل ، جامى كه به دستش بود به ایشان تعارف كرد، امام (ع ) فرمود: گوشت و خون من هرگز با شراب آمیخته نشده است ؛ مرا از آن عفو كن !
متوكل از این كار صرف نظر كرد و گفت : شعرى نیكو برایم بگو!
ایشان فرمود: من كمتر شعر مى گویم .
متوكل گفت : باید شعرى براى من بخوانى !
پس ایشان شروع به خواندن این شعر كرد و فرمود:

باتوا على قلل الاجبال تحرسهم
غلب الرجال فما اغنتهم القلل
واستنزلوا بعد عز من منازلهم (عن معاقلم - خ ل )
فاودعوا حفرا یا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا
این الاسره والتیجان والحلل ؟
این الوجوه التى كانت منعمه
من دونها تضرب الاستار و الكلل
فافصح القبر عنهم حین سائلهم
تلك الوجوه علیها الدوه تنتقل (تقتتل - خ ل )
قد طالما اكلوا دهرا و ما شربوا
فاصبحوا بعد طول الاكل قد اكلوا
و طالما عمروا دورا لبحصنهم
فخلفوها على الاعداء وارتحلوا
اضحت منازلهم قفرا معطله
وساكنوها الى الاجداث قد رحلوا

همه حاضرین بر جان امام علیه السلام برسیدند و گمان بردند كه از متوكل به او گزندى مى رسد. اما به خدا قسم ، متوكل مدتى طولانى گریه كرد؛ چنان كه اشكها محاسنش را خیس نمود و همه حاضران گریستند سپس متوكل به برچیدن بساط شراب امر كرد و به امام گفت : اى اباالحسن ! آیا دین و قرضى دارى ؟
فرمود: بلى ، چهار هزار دینار!
متوكل دستور داد كه مبلغ را به ایشان بدهند و با اكرام او را به منزلش باز گرداندند.

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

يکشنبه 24/9/1387 - 12:32 - 0 تشکر 77404

شرط رویت خدا
احمد بن اسحق مى گوید: خدمت امام هادى علیه السلام نوشتم كه نظر مباركشان در مورد دیدن خداوند متعال چیست ؟ زیرا این مساءله مورد اختلاف مردم است .
امام علیه السلام در جواب مى نویسد: دیدن چیزى ممكن نیست ، مگر آنكه میان آن چیز و بیننده ، هوا فاصله باشد و اگر هوایى نباشد و نیز نور هم نباشد، دیگر دیدن امكان ندارد و اگر بگوییم خداوند را مى توان دید، لازمه اش آن است كه خداوند را به دیگر مخلوقات تشبیه كرده باشیم .

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

يکشنبه 24/9/1387 - 13:43 - 0 تشکر 77413

زیبا گل باغ سرمدی آمده است          مرآت  جمال  احمدی  آمده است         

شادند  تمام   خلق عالم  زیرا          یک دسته گل محمدی آمده است          

میلاد امام علی نقی امام دهم شیعیان بر عاشقان و دلدادگان حضرت مبارک باد

امروز شکفته گلبن آزادی

غرق است زمین واسمان از شادی

یک بار دگر مدینه شد مطلع نور

از روی علی بن محمد هادی

شعری در ولادت امام دهم

مژده که شام تیرگی بار دگر سر امده

روح زتن جدا شده باز به پیکر آمده

مژده دهید خلق راکه نیست بیم گمرهی

برای رهبریشان یگانه رهبر آمده

ز مقدم گرامیش جهان در التهاب شد

در این کویر بی چمن گلی به نوبر آمده

بار دگر گشوده باب رحمت خدا شده

بهر هدایت بشر سبط پیمبر امده

قدم نهاده در جهان دهم امام شیعیان

که از فروغ چهره اش جهان به زیور آمده

خون علی است در رگش مثل علی است همتش

نام علی است شهرتش قرین حیدر امده

منادی حقیقت و هادی راه حق بود

کسی که ریشه کن کند کاخ ستمگر امده

اوست زنسل مصطفی به صولتست مرتضی

انکه به پیش پای او شیر محقر امده

نور ولای او بود جلوه قلب های ما

به اسمان نه فلک ماه منور امده

از ان امید بخششم ز درگه خدا بود

که او مرا زلطف خود شافع محشر امده

شب ولادتش"نوید"سراید این سرود را

خوش امده خوش امده جلوه کوثر امده

امام محمد باقر(ع):

امروز راغنیمت شمار چه میدانی فردا از آن کیست؟

دوستدار همه تبیانی ها احمد نصری

يکشنبه 24/9/1387 - 21:20 - 0 تشکر 77525

من هم به نوبه ی خودم این میلاد فرخنده و با عظمت رو به همه ی شیعیان جهان تبریک می گم و آرزوی سربلندی برای همه ی شیعیان جهان دارم.

يکشنبه 24/9/1387 - 23:24 - 0 تشکر 77554

ویژگیهاى زندگى امام هادى (ع )
مقام امامت ، بعد از امام جواد (علیه السلام ) به پسرش ابوالحسن ، امام على بن محمّد (علیه السلام ) رسید؛ زیرا همه خصلتهاى امامت در او جمع بود و وجودش سرشار از فضایل و مناقب بود و هیچ كس جز او نبود كه مقام پدرش به او ارث برسد، به علاوه پدرش امام جواد (علیه السلام ) با تصریح و با اشاره ، امامت و جانشینى آن حضرت را بعد از خودش بیان فرمود.
امام هادى (علیه السلام ) در روستایى به نام
((صریّا)) نزدیك مدینه در نیمه ماه ذیحجّه سال 213 هجرى ، چشم به این جهان گشود و در ((سامرّا))
در ماه رجب (سوّم ماه ) در سال 254 هجرى در حالى كه 41 سال و چند ماه از عمرش مى گذشت ، به شهادت رسید.
متوكّل (دهمین خلیفه عبّاسى ) آن حضرت را به وسیله
((یحیى بن هرثمة بن اعین )) از مدینه به شهر((سامرا))
احضاركردوآن حضرت در سامرا سكونت نمود تا به شهادت رسید.
مدّت امامت آن حضرت 33سال بود.مادرش اُمّ ولد بود و
((سَمانه )) نام داشت .

يکشنبه 24/9/1387 - 23:30 - 0 تشکر 77557

دو نمونه از فضایل و دلایل امامت امام هادى (ع )
1 - ((اسماعیل بن مهران )) مى گوید: هنگامى كه بار اوّل ، امام جواد (علیه السلام ) از مدینه به سوى بغداد مى رفت ، هنگام خروج ، به او عرض كردم : فدایت گردم ! من در مورد این سفر تو ترسان و نگرانم ، امر امامت بعد از تو از آن كیست ؟
آن حضرت خندان به من توجّه كرد و فرمود:
((آنكه تو گمان كرده اى (شهادت ) در این سال رخ نمى دهد))
.
هنگامى كه معتصم عباسى (هشتمین طاغوت عباسى ) آن حضرت را از مدینه به بغداد طلبید، هنگام خروج آن حضرت از مدینه به حضورش شتافتم و عرض كردم : فدایت گردم ! تو مى روى ، بعد از تو به چه كسى مراجعه كنیم ؟ (امام بعد از تو كیست ؟) آن بزرگوار گریه كرد به طورى كه محاسنش از اشك چشمش تر شد، سپس به من رو كرد و فرمود: در این سفر، نگرانى و خطر وجود دارد
((اَلاَْمْرُ مِنْ بَعْدِى اِلى ابْنِى عَلِی ؛ مقام امامت بعد از من با پسرم على (امام هادى (علیه السلام )) است ))
.
2 -
((خیرانى )) مى گوید پدرم مى گفت : من ملازم و خدمتكار خانه امام جواد (علیه السلام ) بودم كه آن حضرت مرا بر آن گماشته بود، احمد بن محمّد بن عیسى اشعرى (از شیعیان ) هرشب هنگام سحر نزد من مى آمد تا حال امام جواد (علیه السلام ) را كه بیمار و بسترى بود. بپرسد و گاهى ((خادم مخصوص ))
حضرت جواد (علیه السلام ) كه بین او و (پدر) خیرانى رابطه برقرار بود و پیام (خصوصى ) امام جواد (علیه السلام ) را براى او مى آوردو پیام او را نزد امام جواد (علیه السلام ) مى برد، نزد (پدر) خیرانى مى آمد، احمد بن محمّد بن عیسى اشعرى بلند مى شد و مى رفت و آن خادم مخصوص ، با (پدر) خیرانى خلوت مى كرد (و بین آنان به طور خصوصى ، سخنانى ردّ و بدل مى شد).
(پدر) خیرانى مى گوید: یك شب آن
((خادم مخصوص ))
از حضور امام جواد (علیه السلام ) بیرون آمد و احمد بن محمد بن عیسى (طبق معمول ) برخاست و چندقدم رفت و خادم مخصوص با من خلوت كرد و با من همسخن شد، احمد كمى بازگشت و نزدیك ما ایستاد به طورى كه سخن ما را مى شنید، خادم مخصوص به من گفت آقایت (امام جواد) سلام مى رساند و مى فرماید:
((اِنِّى ماضٍ وَالاَْمْرُ صائِرٌ اِلَى ابْنِى عَلِىٍّ ...؛ من از دنیا مى روم و امر امامت به فرزندم على انتقال مى یابد و او بعد از من ، همان حق را بر شما دارد كه من بعد از پدرم ، آن حق را بر شما داشتم ))
.
سپس خادم مخصوص رفت و احمد بن محمّد اشعرى ، نزد من آمد و گفت : خادم مخصوص به تو چه گفت ؟
گفتم : خیر است .
گفت :
((آنچه را به تو گفت ، من شنیدم ))
و شنیده خود را براى من بازگو كرد.
به احمد گفتم : خداوند این كارى كه انجام دادى (سخن مخفى ما را شنیدى ) بر تو حرام كرده و فرموده است :(وَلا تَجَسَّسُوا ...)؛
((تجسّس نكنید)).
(175)
اینك كه (مرتكب حرام شدى و) سخن (مخفى خادم مخصوص ) را شنیدى ، آن را براى گواهى دادن در خاطره ات نگهدار، شاید ما روزى احتیاج به این گواهى پیدا كردیم و حتما از فاش ساختن آن بپرهیز تا وقتش فرا رسد.
(پدر) خیرانى در ادامه سخن مى گوید: وقتى كه صبح شد، آنچه را خادم مخصوص به من گفته بود (در مورد امامت حضرت هادى ) در ده نسخه نوشتم و آنها را مهر كردم و به ده نفر از بزرگان اصحاب و شیعیان دادم و به آنان گفتم :
((اگر قبل از آنكه این نسخه ها را از شما بخواهم ، مرگ به سراغم آمد، شما آنها را باز كنید و بخوانید و مطابق آن عمل نمایید))
.
هنگامى كه امام جواد (علیه السلام ) از دنیا رفت ، از خانه ام بیرون نیامدم تا اینكه مطّلع شدم كه بزرگان شیعه در منزل
((محمّد بن فرج ))
به گرد هم آمده اند و درباره مساءله امامت گفتگو مى كنند و محمّد بن فرج براى من نامه اى نوشت و در آن نامه مرا از اجتماع بزرگان شیعه در نزدش آگاه كرده و یادآورى كرده بود كه اگر خطر فاش شدن در كار نبود، با هم نزد تو مى آمدیم و دوست دارم كه سوار بر مركب شوى و خود را به من برسانى .
(پ -در) خیرانى مى گوید: سوار بر مركب شدم و خود را به خانه
((محمّد بن فرج ))
رساندم ، دیدم بزرگان شیعه در نزد او اجتماع كرده اند، درباره امامت (امام هادى ) با آنان گفتگو كردم ، دیدم اكثر آنان در این باره در شك و تردید هستند، به آن ده نفر كه نسخه ها را به آنان داده بودم و در مجلس حاضر بودند، گفتم : آن نسخه ها را بیرون بیاورید.
نسخه ها را بیرون آوردند. گفتم : همین مطلبى را كه در این نسخه ها نوشته شده ، من به آن ماءمور هستم
(176) (و گواهى مى دهم ).
بعضى از حاضران گفتند: ما مایل بودیم گواه دیگرى با تو وجود داشت تا گواهى تو را تاءكید و محكمتر مى كرد.
به آنان گفتم : خداوند، خواسته شما را برآورده كرده ، این ابوجعفر اشعرى (احمد بن محمّد بن عیسى اشعرى ) است كه در اینجا حاضر است گواهى مى دهد كه این سخن مذكور در نسخه ها را (از خادم مخصوص ) شنیده است .
حاضران ، متوجّه احمد اشعرى شدند، از او خواستند گواهى دهد، ولى از گواهى دادن امتناع نمود.
(پدر) خیرانى در ادامه سخن مى گوید: من احمد اشعرى را به
((مباهله ))
(177) دعوت كردم ، او از شركت در مباهله ترسید و گواهى داد كه آن سخن را شنیده است و گفت : من گواهى مى دهم ، ولى مى خواستم این افتخار به یك فرد عرب برسد نه به من كه از عجم هستم ، اما چون پاى مباهله به پیش آمد، دیگر راهى براى كتمان گواهى نمانده است ، آنگاه همه حاضران در آن مجلس به امامت حضرت هادى (علیه السلام ) اعتقاد پیدا كردند و رفتند. (178)
روایات در این خصوص جدّا بسیار است و ذكر آنها در این كتاب - كه بنایش بر اختصار است - به طول مى انجامد.
و اینكه : همه شیعیان بر امامت امام هادى (علیه السلام ) اتفاق راءى دارند و در آن عصر، كسى در برابر او ادّعاى امامت نكرد تا موضوع امامت را در دست انداز شبهه قرار دهد، ما را از نقل نصوص دیگر به طور مشروح در مورد امامت آن حضرت ، بى نیاز مى سازد.

يکشنبه 24/9/1387 - 23:32 - 0 تشکر 77558

نمونه اى از معجزات امام هادى (ع )
((خیران اسباطى )) مى گوید: در مدینه به حضور امام هادى (علیه السلام ) رفتم ، به من فرمود: از واثق (نهمین خلیفه عبّاسى ) چه خبر؟
گفتم : او به سلامت است و من نزدیكترین شخصى هستم كه با او دیدار كرده و ده روز بیشتر نیست از او جدا شده ام .
امام هادى (علیه السلام ) فرمود:
((مردم مدینه مى گویند او مرده است ))
.
عرض كردم : دیدار من با واثق از همه نزدیكتر بوده است .
فرمود:
((مردم مدینه مى گویند او مرده است ))
.
وقتى كه دیدم امام هادى (علیه السلام ) باز از مردم مدینه سخن گفت ، دریافتم كه منظور، خودش مى باشد.
سپس فرمود: جعفر چه كرد؟ (یعنى متوكّل دهمین خلیفه عباسى كه پسر معتصم بود چه مى كند؟).
گفتم : او در زندان در بدترین حال مى باشد.
فرمود:
((آگاه باش او اینك خلیفه شده است ))
.
سپس فرمود:
((از ((ابن زَیّات )) (وزیر واثق ) چه خبر دارى ؟))
.
گفتم : مردم با او هستند و فرمان ، فرمان اوست .
فرمود:
((آگاه باش كه این منصب براى او نكبت بود))
.
سپس سكوت كرد، آنگاه فرمود:
((مقدّرات و احكام الهى واقع خواهد شد، اى خیران ! واثق از دنیا رفت و جعفر متوكّل به جاى او نشست و ابن زَیّات نیز كشته شد))
.
گفتم : فدایت شوم ! چه وقت كشته شد؟
فرمود: شش روز بعد از بیرون آمدن تو (از سامرا).
در این راستا، روایات بسیار است و شواهد فراوان مى باشد.

يکشنبه 24/9/1387 - 23:32 - 0 تشکر 77559

فرزندان امام هادى (ع )
امام هادى (علیه السلام ) در (سوّم ) ماه رجب سال 254 در سامرا چشم از جهان فروبست و جسد مطهّرش در همان خانه اى كه سكونت داشت ، به خاك سپرده شد، فرزندان او عبارتند از:
1 - ابامحمّد، امام حسن عسكرى (علیه السلام ) كه مقام امامت بعد از امام هادى ( علیه السلام ) به او رسید.
2 ، 3 و 4 - حسین ، محمّد و جعفر (كذّاب ).
5 - عایشه .
امام هادى (علیه السلام ) ده سال و چند ماه در سامرا (دور از وطن و تحت نظر) بود تا جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهادت رسید.

دوشنبه 25/9/1387 - 10:49 - 0 تشکر 77598

نذر مادر متوكل
شیخ مفید مى گوید:
ابوالقاسم ، جعفر بن محمد، برایم نقل كرد: متوكل بر اثر دمل و زخم بزرگ و عمیقى بیمار شد و در شرف مرگ بود و احدى جرات نداشت دست به زخمش بزند. مادرش نذر نمود كه اگر شفا یابد، مال بسیارى به ابوالحسن ، على بن محمد علیه السلام ببخشد.
فتح بن خاقان به متوكل گفت : كاش كسى را نزد آن مرد (امام دهم علیه السلام ) گسیل مى داشتى و از او كمك مى خواستى ! شاید نزد او چیزى باشد كه وسیله گشایش تو شود.
متوكل دستور داد تا چنین كنند؛ كسى نزد آن حضرت فرستادند و مرض او را گفتند. آن شخص بازگشت و این دستور را آورد كه : از پشكل گوسفند بگیرند و در گلاب حل كنند و بسایند و بر آن دمل گذارند، كه این اذن خدا نافع است .
پس به دستور عمل كرد و آنرا بر زخم گذاشت . زخم باز شد و هر چه در آن بود خارج شد. مادر متوكل چون خبر سلامتى فرزند را شنید، ده هزار دینار براى امام علیه السلام فرستاد و متوكل از بیمارى بهبود كامل یافت . چند روز بعد، بطحائى ، نزد متوكل از حضرت سعایت كرد كه اموال و اسلحه ها نزد اوست . متوكل به سعید حاجت دستور داد تا شبانه به خانه آن حضرت علیه السلام حمله برد و هر چه مال و اسلحه بیابد نزد او بیاورد.
سعید حاجب مى گوید: شبانه قصد خانه آن حضرت را كردم ، و نردبانى به همراهم بردم ، سر بام رفتم و در تاریكى مانده بودم كه چگونه و از كجا وارد خانه شوم . امام فریاد زد: اى سعید! به جاى خود باش تا برایت شمع بیاورند.
طولى نكشید كه شمعى آوردند و من فرود آمدم . دیدم آن حضرت ، جبه پشمینى پوشیده و كلاه پشمینى بر سر نهاده و سجاده اس از حصیر برابر اوست .
تردید نكردم كه مشغول نماز بوده است .
فرمود: این اتاقها در اختیار تو.
من به همه اتاقها رفتم و بازرسى كردم و چیزى نیافتم .یك كیسه اشرفى در خانه بود كه مهر مادر متوكل ، بر سرش پدیدار بود و یك كیسه دیگر هم با همان مهر موجود بود.
امام به من فرمود: این جا نماز را هم بازرسى كن !
من آنرا برداشتم كه یك شمشیر غلاف كرده ؛ زیرا آن بود، آنها را برداشتم و نزد متوكل بردم و چون به مهر مادرش نگاه كرد، او را خواست . مادرش نزد او رفت .
یكى از خدمتكاران خاصش از گفت و گوى آنان چنین مرا خبر داد كه مادرش به او گفت ، در بیمارى تو چون نا امید شدم ، نذر كردم ، كه اگر شفایابى ، از مال خود، ده هزار دینار براى او بفرستم ، و چون بهبود یافتى آنها را فرستادم و این هم مخر من است كه بر كیسه مى باشد. سپس كیسه دیگر را گشودند و در آن چهار صد اشرفى بود. متوكل یك كیسه پر از پول دیگر نیز بر آنها افزود و به من گفت : اینها را ببر و شمشیرش را نیز بدو باز گردان !
من نیز چنین كردم و خدمت امام رسیدم و از او شرم نموده ، گفتم : ورود بدون اجازه به خانه شما براى من سخت است ؛ ولى من ماءمورم و چاره اى ندارم .
ایشان در پاسخ فرمود: و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون ؛

و آنان كه ستم كردند، به زودى دریابند كه به چه كیفرگاه و دوزخى بازگشت مى كنند.

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

دوشنبه 25/9/1387 - 11:14 - 0 تشکر 77606

دیدن خدا امكان ندارد!
شیخ جلیل طبرسى در كتاب احتجاج از احمد بن اسحاق از امام هادى علیه السلام نقل مى كند كه : نامه اى به آن حضرت نوشتم و در مورد دیدن خداوند سوال كردم و همچنین اختلاف میان مردم در این باره را ذكر كردم .
آن حضرت در جواب نوشتند: دیدن خداوند متعال امكان ندارد؛ زیرا اگر نور بخواهد اتصال میان بیننده و خداوند را برقرار سازد؛ لازمه اش تشبیه خداوند به دیگر موجودات است و خداوند برتر از شباهت داشتن به موجودات است . پس نتیجه مى گیریم كه خداوند را به چشمان نمى توان دید؛ زیرا سببها باید به مسببهاى خود متصل باشند.

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.