• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 1434)
چهارشنبه 20/9/1387 - 2:29 -0 تشکر 76443
می خواهم ... شوم!!!

اینهم یك انشاء از یك دختر كوچولو 10 ساله
از زبان معلم این دانش آموز: مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار  تکرار شده، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم "می خواهید در آینده چه کاره بشوید. الگوی شما چه کسی است؟" و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید. انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده كه بطور مثال میتوان این رشته ها را نام برد:

از زبان یك دانش آموز: من گفتم دوست دارم كه مهندس هوا و فضا شوم ولی پدرم می گوید الان ام وی ام (منظور همان MBA است) كه بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد.

 از زبان دیگر دانش آموز میشنویم: دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد و ...

ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است "می خواهم فاحشه بشوم" شاید اولین بار است که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .

"خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند... (معلومه که نمی دانی) ولی به نظرم شغل خوبی است. خانم همسایه ما فاحشه است. این را مامان گفت. تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم. پدرم همیشه مخالف است. حتی مامان هم دیگر کار نمی کند. من هم پشیمان شدم. شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است. ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد. ولی مامان همیشه معمولی است. مامان خانم همسایه را دوست ندارد. بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست. ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد. گفت ازش سوال کاری داشته. بابای من ساختمان می سازد. مهندس است. ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است؟ خانم همسایه هنوز دم در بود. فقط کله اش را می دیدم. بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد. من که نفهمیدم چرا کتکم زد. بعد من را فرستاد تو و در را بست.

من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند. مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند. ولی مردها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من. زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند. خانم همسایه خیلی آدم مهمی است. آدم های زیادی به خانه اش می آیند. همه شان مرد هستند. برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد. بعضی هایشان چند بار می آیند. بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند. همکارهایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند. من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک. بابا می خواست من را ببرد پارک، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است. گفت می داند. آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند.

تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد. زود زود ماشین هایش را عوض می کند. فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش. این ور و آن ور می برند.

من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم. امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند"

خدا را جدی بگیرید .          امام زمانتان را جدی بگیرید .         در امورتان جدی باشید .

*انجمن معارف به دنبال بهترین هاست*
*اگر یکی از بهترین هایید*
*همین الآن کلیک کنید*

چهارشنبه 20/9/1387 - 11:28 - 0 تشکر 76474

با سلام 

بحث خوبی است مطلب تلخ ولی آموزنده ای بود 

بابا شنگول بود مامان منگول بود و دختر حبه انگور

نشان از یک واقعیت تلخ اجتماعی داشت که ریشه های متعددی می تواند داشته باشد که دربعضی از جاهای این انشا به گوشه هایی از آن اشاره شده بود .

یکی از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و تشدید شده ربخته شدن قبح گناهان بزرگ است که باعث شده گاهی مواقع گناه به شکل ارزش خودشو نشون بده .

بعضی از نکاتی که از داخل این انشاء در میومد این بود :

1 - مادر دختر برای پدر خودش رو آراسته نمی کرد و مرتب نبود ولی آن زن فاحشه بسیار تمیز بود چون می دانست چه کار می خواهد بکند چون می دانست باید مرتب باشد تا مردان به او توجه کنند اما زن خانه یا متوجه این مطلب نبوده که باید مرد خود را جذب کند یا به هر دلیل دیگری چنین کاری نمی کرده .

2- پدر به مادر احترام نمی گذارد ولی به زن همسایه احترام می گذارد یک دلیل آن می تواند این باشد که پدر انسان بی شخصیت هوس بازی است خب این هست اما دلایل دیگری هم می تواند داشته باشد و آن اینکه آن زن نیاز این مرد را بیشتر از همسر برآورده می کند و یا حداقل چون همیشه در کنار او نیست برایش تازگی دارد و از حالت یکنواخت خارج می شود پس باید زن خانه هم این مطلب را درک کند که نباید همیشه برای شوهر یکنواخت باشد .

3- یکی از مسائلی که خیلی ذکر نمی شود اما ریشه بسیاری از مشکلات خانوادگی است همین مسائل است زن وقتی به خودش نگاه می کند می بیند بیشتر به حس محبت و اینکه کسی به او محبت کند و حرفهای عاشقانه بزند احتیاج دارد اما مرد بیشترین نیاز خود را در مسائل زناشویی می بیند و این درک دو طرفه باشد یعنی هم مرد باید زن را درک کند و هم زن باید مرد را درک کند و شما می بینید در این انشاء نه مرد به زن توجه می کند و محبت می کند و نه زن نیاز جنسی مرد را برآورده می کند .

4-باید دقت داشت که این فرزند چقدر روی حرکات والدین حساس بوده و این در همه بچه ها هست بخاطر همین والدین اگر خودشان رفتار خوبی نداشته باشند نمی توانند فرزند خوبی تربیت کنند و شما می بینید فرزند بیشتر از اینکه از گفتار والدین شخصیت بگیرد و به چیزی علاقمند شود دقیقا از رفتارشان تاثیر پذیرفته و این خیلی مهم است .

و بخاطر اینکه به آنها رحمت کند آفریدشان 

چهارشنبه 20/9/1387 - 11:59 - 0 تشکر 76482

الهی!نام تو مارا جواز و مهر تو ما را جهاز

سلام دوستان

با اینکه عجله دارم و باید برم ولی دلم نیومد تا شب صبر کنم.

دبیر یکی از درسهای پیشدانشگاهیمون می گفت:

تو دوران دانشجویشش بحثی بین دانشجویان در می گیره با این موضوع :

دوستی دوختر و پسر .آری , خیر.

بحث به جاهای حساسش رسیده بود که یک آقایی گفت : من با این دوستس ها موافقم ولی به شرطی که شمای دانشجوی معماری بتونی یه خونه برام طراحی کنی که پسرم با دوست دخترش که میان خونه ی ما من نبینمشون.مسیر رفت و آمدشون جدا از بقیه خونواده باشه.

حرف این آقا که تمام شد چند ثانیه سکوت شد و یه خانوم از رشته معماری بلند شد وگفت :

من میتونم . حالا برای دخترت هم می خواهی یه همچی اتاقی طراحی کنم.

 تشکر از شما بابت بحث خوبتون.

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

چهارشنبه 20/9/1387 - 12:54 - 0 تشکر 76492

با سلام

موضوعی که به ذهن من رسید اینه که توجهی که باید و شاید به دیدگاه و طرز تفکر بچه ها داده نمیشه  کودکان رو نادان و فاقد ادراک و شعور می دونندبعد در مواجهه با شعور و فهم اونها برخوردهای تند نشون میدن کودکان و نوجوانان مانند جام های آبی هستند که هر چیزی را می شود در انها ریخت باید توجه داشت ذهن و افکار کودکان رو با بهترین موارد اشنا و پر کرد و از طرفی در مواجهه با خطر و اسیب ها اماده نگه داشت.

یا علی

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.