انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 1188)
يکشنبه 3/9/1387 - 19:25 -0 تشکر 72819
یک هفته بدون خانم خانه ...

1- مطرح کردنش خالی از لطف نبود

2- جایی بهتر از این انجمن پیدا نکردم

3- مبحث مرتبط هم پیدا نکردم

بنابراین با اجازه مدیران انجمن این تاپیک رو ایجاد می کنم ، شاید قابل بحث نباشه ، اما جای تامل داره

 

شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالی را خواهیم گذراند. یک هفته تنها . عالیه. اول از همه باید یک برنامه هفتگی درست و حسابی تنظیم کنم. اینطوری میدونم که چه ساعتی باید از خواب بیدار بشم و چه مدتی را در رختخواب و چقدر وقت برای پختن غذا توی آشپزخانه صرف میکنم. همه چیز را به خوبی محاسبه کرده ام. وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه روی کاغذ نوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر از دست این کارهای جزیی و ساده شکایت دارند. درحالی که به این راحتی همه را میشود انجام داد . فقط به یک برنامه ریزی صحیح احتیاج است. برای شام هم من و پسرم استیک داریم. پس رومیزی قشنگی پهن کردم و بشقابهای قشنگی چیدم و شمع و یک دسته گل رز روی میز نهادم تا محیطی صمیمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتی نکرده بودم.

یکشنبه: باید تغییرات مختصری در برنامه ام بدهم. به پسرم متذکر شدم که هرروز جشن نمیگیرم و لازم هم نیست که آنقدر ظرف کثیف کنیم چون کسی که باید ظرفها را بشوید منم نه او! صبح منوجه شدم که آب پرتقال طبیعی چقدر زحمت دارد چون هربار باید آبمیوه گیری را شست بهتر این است که هر دو روز یکبار آب پرتقال بگیریم که ظرف کمنری بشویم.


دوشنبه: انگار کارهای خانه بیشتر از آنچه که پیش بینی کرده بودم وقت میگیرد. راه دیگری باید پیدا کنم. ازاین پس فقط غذاهای آماده مصرف میکنم. اینطوری وقت زیادی در آشپزخانه صرف نمیکنم. نباید که وقت آماده کردن و طبخ غذا بیش از زمانی باشد که صرف خوردن آن میکنیم. اما هنوز یک مشکل باقیست: اتاق خواب. مرتب کردن رختخواب خیلی پیچیده است. نمیدانم اصلا چرا باید هرروز تختخواب را مرتب کرد؟ درحالی که شب باز هم توی آن میخوابیم!!

سه شنبه: دیگر آب پرتقال نمیگیرم. میوه به این کوچکی و قشنگی چقدر همه جا را کثیف و نامرتب میکند! زنده باد آب پرتقالهای آماده و حاضری!! اصلا زنده باد همه غذاهای حاضری!

يکشنبه 3/9/1387 - 19:26 - 0 تشکر 72820

کشف اول: امروز بالاخره فهمیدم چه جوری از توی تخت بیرون بیایم بدون اینکه لحاف را به هم یزنم. اینطوری فقط صاف و مرتبش میکنم. البته با کمی تمرین خیلی زود یاد گرفتم. دیگر در تخت غلت هم نمیزنم.. پشتم کمی درد گرفته که با یک دوش آب گرم بهتر خواهد شد. ازاین پس هر روز صورتم را نمی تراشم و وقت گرانبهایم را هدر نمیدهم.

کشف دوم: ظرف شستن دارد دیوانه ام میکند.عجب کار بیخودی است! هربار بشقابهای تمیز را کثیف کنیم و بعد آن را بشوییم.

کشف سوم: فقط هفته ای یکبار جارو میزنم. برای صبحانه و شام هم سوسیس و کالباس می خوریم.

چهارشنبه: دیگر آب میوه نمی خوریم. بسته های آب میوه خیلی سنگینند و حملشان خیلی مشکل است.

کشف دیگر: خوردن سوسیس برای صبحانه عالیست. برای ظهر بد نیست اما برای شام دیگر از حلقم بیرون میزند. اگر مردی بیش از دو روز سوسیس بخورد احتمالا دچار تهوع خواهد شد!!

پنجشنبه: اصلا چرا باید موقع خوابیدن لباسم را بکنم در حالی که فردا صبح باز باید آن را بپوشم؟!!! ترجیح میدهم به جای زمانی که صرف این کار میکنم کمی استراحت کنم. از پتو هم دیگر استفاده نمیکنم تا تختم مرتب بماند.
پسرم همه جا را کثیف کرده . کلی دعوایش کردم. آخر مگر من مستخدم هستم که هی باید جمع کنم و جارو بزنم؟ عجیب است ! این همان حرفهایی است که زنم گاهی میزند!
امروز دیگر باید ریشم را بتراشم .. اما اصلا دلم نمیخواهد . دیگر دارم عصبانی میشوم. برای صبحانه باید میز چید، چایی درست کرد، نان را خرد کرد. انجام همه این کارها دیوانه ام میکند.
برای راحتی کار دیگر شیر را با شیشه ، کره و پنیر را هم توی لفافش میخوریم و همه این کارها را هم کنار ظرفشویی انجام میدهیم. اینطوری دیگر جمع و جور کردن و میز چیدن هم نمیخواهد!
امروز لثه هایم کمی درد گرفته شاید برای اینکه میوه هم نمیخورم. چون ماشین ندارم و برایم خیلی مشکل است که میوه بخرم و به خانه بیاورم. امیدوارم که عفونت نکرده باشند. عصری زنم زنگ زد که آیا رختها رو شیشه ها را شسته ام؟ خنده عصبی سر دادم انگار که من وقت این کارها را داشتم!
توی حمام هم افتضاحی شده، لوله گرفته اما مهم نیست من که دیکر دوش نمیگیرم!

یک کشف جدید دیگر: من و پسرم با هم غذا میخوریم. آن هم سر یخچال! البته باید تند تند بخوریم چون در یخچال را که نمیشود مدت زیادی باز گذاشت.

جمعه: من و پسرم در تختمان مانده ایم تا تلویزیون نگاه کنیم. دیدن اینهمه تبلیغات مواد غذایی دهانمان را آب انداخته. با خستگی کمی غر و غر میکنیم. وقتش است که خودم را بشویم و ریشم را بتراشم و موهایم را شانه کنم و غذای بچه را آماده کنم و ظرفها را بشویم و جابه جا کنم، خرید کنم و بقیه کارها.... ولی واقعا قدرتش را ندارم. سرم گیج میرود و تار میبینم. حتی پسرم هم نایی ندارد. به تبعیت از غریزه مان به رستوران رفتیم و یک ساعتی را غذاهایی عالی و خوشمزه در ظروفی متعدد خوردیم. قبل از اینکه به هتل برویم و شب را در یک اتاق تمیز و مرتب بخوابیم، از خودم می پرسم آیا هرگز زنم به این راه حل فکر کرده بود؟

يکشنبه 3/9/1387 - 20:30 - 0 تشکر 72843

به نام او....

سلام

عالی بود جناب فرخ....

خیلی عالی

اینجاست که باید قدر خانوم خونه رو دونست.....فکر نمیکنم خالی از بحث هم باشه.....

نظرتون راجع به این بحث که مرتبط با این موضوع هم هست چیه؟ اینکه آیا فقط وظیفه ی خانوماست تو خونه کار کردن؟ چطور میشه که همه ی کارا

رو دوش خانوم خونه است...وقتی نیست همه چی بهم میریزه؟نظرتون راجع به همکاری ه اعضای خانواده چیه؟

و.....

تشکر میکنم از مطلب واقعا قابل تاملتون

یا حق

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
دوشنبه 4/9/1387 - 8:58 - 0 تشکر 72902

به نام آفریننده ی آدم و هوا

سلام

آقای مهدی فرخ ، واقعا داستان قشنگی بود.

وقتی مامانو خواهرام برای 3 روز خونه نبودن ، من و بابام یه چنین وضعی رو درک کردیم.

قرار شد شام با من باشه ناهار با بابام.ناهار و رستوران می خوردیم (بابام به من کلک زد) برای شامم یه سالاد اولویه درست کردم که هر سه شب خوردیمش(پسر کو ندارد نشان از پدر)

* * *

چیزی که سختی کارای خونه رو دو چندان می کنه اینه که باید هر روز انجام بشن.

هممون قبول داریم که روزای تعطیل یعنی کار تعطیل (دانش آموز که بودم با همین استدلال می گفتم روزای تعطیل درس تعطیل) ولی چرا برای مامانای خونه تعطیلی وجود نداره.

پسرای خونه چون فکر می کنن کار خونه برای خانوماست کمک نمی کنن(البته خیلی ها کمک می کنن یه عده محدود کمک نمی کنن)

دخترای خونه هم توو لجبازی با پسرا از کمک کردن امتناع می کنن(البته بازم خیلی ها لجبازی نمی کنن و توو کارای خونه کمک حال مادرشونن ولی... ولی همیشه یه عده محدود وجود دارن)

در ضمن نظرم راجع به همکاری اعضای خونه واده مساعده . ولی...

ولی کی حالشو داره ...

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

دوشنبه 4/9/1387 - 15:47 - 0 تشکر 72985

به نام خدا

سلام

واقعاً بحث بجا و قابل تأملیه! واقعاً چرا باید همه ی کارهای خونه گردن خانم ها بیفته؟! البته نادیده نمی گیریم زحماتی که خیلی از مردان فهمیده توی خونه می کشن رو؛ اما به هر حال در کل که نگاه کنیم می بینیم این وسط داره خیلی در حق خانم ها اجحاف می شه. خداییش باید قدر مادرهارو دونست، چون وقتی به دلیلی (مثلاً سفر یا کسالت یا چیز دیگه) حضورشون توی خونه کم رنگ بشه، اون وقت تازه همه می فهمن که دنیا دست کیه! اون وقت می فهمن که اون بنده خدا چه کارها که نمی کرده. می دونید بدتر از همه چیه؟! این که اکثر کارهای خونه با این که خیلی سخت و زیادن اما به چشم نمی یان!! خداییش این خیلی ظلمه! و شاید به همین خاطره که بعضی آقایون (به طور کلی می گم، وگرنه آقایون فهمیده هم کم نیستن) تا بحث خستگی پیش می یاد می گن من از صبح سر کار بودم و با هزار نفر سر و کله زدم و... اما خانوم واسه خودش توی خونه، تو آرامش نشسته، صبح سر صبر صبحونه ش رو میل کرده، تلویزیونش رو دیده، چای بین روزش رو هم خورده، حالا یه نهاری هم درست کرده و شاید یه دستمال هم این ور اون ور کشیده باشه!!

اما واقعاً فقط همیناست؟!! تازه بماند اون خانم هایی که شاغل هم هستند (حالا این طور وقت ها خیلی آقایون خوش انصاف(!) می گن خوب نره سر کار!!!). و تأسف بار تر اینه که خیلی ها این کارها رو از وظایف تعریف شده و تعیین شده ی خانم خونه می دونن! اما همون طور که دوست خوبمون (البته توی یه بحث دیگه) گفتن، این وظیفه ی خانم ها نیست، و اگر خانمی بخواد حتی می تونه در قبال این کارها از همسرش حقوق هم بگیره، و این کار کاملاً هم شرعیه. اما خانم ها از سر لطفشون و عشق و علاقه ای که به همسر و فرزندانشون دارن، این کارها رو با جان و دل انجام می دن و هیچ چشمداشتی هم ندارن. پس دیگه خیلی بی انصافیه که نه تنها کمکشون نکنیم، بلکه بگیم وظیفه شون هم هست!! و بعد هم بخواهیم در برابر انجام یا عدم انجام این وظیفه اظهارنظر هم بکنیم... خیلی بی انصافیه که از این عشق و علاقه شون و مسئولیت پذیریشون سوء استفاده بکنیم...

به عقیده ی من 1چیز خیلی لازمه و 1چیز خیلیییییییییی واجب:

اونی که لازمه اینه که برای یه مدت هرچند کوتاه، خانم توی خونه نباشه، تا هم آقایون و هم فرزندان به سختی و زیادی کار خونه پی ببرن تا قدر مادر مهربون خونه رو بدونن. به نظر من این واقعاً لازمه!

و اون مسئله ی واجب هم اینه که همه ی اعضای خانواده واقعاً کمک حال مادر خانه باشن، این رو نمی گم لازم، بلکه می گم واجب... و پدر خانه باید در رأس همه ی اعضای خانواده این کار رو بکنه؛ چون: 1) به همسرش کمک کرده؛ و 2) با این کارش به طور غیرمستقیم این رفتار رو به فرزندانش هم آموزش داده؛ و اون ها هم وقتی از بچگی یه چیزی رو به عنوان یک اصل توی خانواده دیدن، اون کار رو یاد می گیرن و به اهمیتش پی می برن، و بعد در آینده توی زندگی مشترکشون هم اون رو به کار می بندن؛ در واقع یه جور فرهنگ سازی هم می شه (چون اینا یه چیزهای پایه ای و اصولی هستن که باید توی خانواده یاد گرفته بشن).

خدا وکیلی بیایید حواسمون به مادرهای خوب و دلسوزمون باشه...

موفق باشید.

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

شنبه 14/10/1387 - 22:35 - 0 تشکر 81141

به نام خالق مخلوقات

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)

محرم آمد و و قت عزا شد

این یک هفته غیر قابل تصوره

شاید بعضی ها ادعا کنند که قبول ندارند ، اما در واقعیت میدونند که این جور نیست، شاید هم بنده خدا ها در چنین شرایطی نبودن

راستش یک روز هم سخته چه برسه 2 و 3 و 4 و ... اصلا حرفشو رو نزن یه هفته واقعا دردناک است

البته سختی ها درجه بندی دارن مثلا نبود همسر (خانم خانه نه آقا چون دیدم همسر به هر دو اطلاق میشه گفتم سوء تفاهم نشه)

میگفتم نبود همسر سخت تر از نبود مادر و نبود مادر سخت تر از نبود خواهر است

حالا اگه هیچ یک نباشن چی میشه؟؟؟ ( مثلا انشاالله هر سه رفتند زیارت ، کربلایی جایی)

 
شيخ رجبعلي خياط فرمود: 

اگر ما به قدر ترسيدن از يک عقرب از عِقاب خدا بترسيم،

همه کارهاي عالم اصلاح ميشود
 
 
 
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم 
 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی