• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 935)
جمعه 24/8/1387 - 20:32 -0 تشکر 70680
تشکیلات جاسوسی از انجمن صندلی داغ (CIA)

سلام

این تشکیلات جاسوسی

در تاریخ .../.../1387

راه اندازی شد

 تشکیلات

این مسئولیت رو به عهده داره که

بفهمه تو انجمن صندلی داغ چه خبره ؟

چون کسی از این موضوع خبر ندارد و

مکلارن به طور کاملا سری در این انجمن مشغول فعالیت است

اما ...

مکلارن نمی داند که

این تشکیلات به همراه جاسوسان خبره اش

فعالیت هایش را آشکار می سازد

( ما خودمون یه پا سازمان CIA هستیم )

:-)


 تمام اطلاعات این تشکیلات جاسوسی محرمانه است  .


تبصره:

1- این بحث برای گفتن خبرهای انجمن صندلی داغ به زبان طنز است .

2- دوستان جوری حرف نزنید که به کسی بر بخوره .

3- جاسوسان گرامی به تشکیلات وفادار باشید و محل اختفا را به مکلارن لو ندهید .

4- باید کاملا مخفیانه به فعالیت بپردازید

  

 

هميشه مهربان بمان ...

يکشنبه 26/8/1387 - 11:45 - 0 تشکر 71108

به نام خدای مهربون

سلام

واااااااااااااااو... رویاااااااااا.... نگووووووووووووو.... نگو اینا رو....

من یه روشن دلم! هوم! 

از كجا فهمیدییییییییییییییییی... این همه معلوم بود؟

اوووووووووووووووووووووو.....

ولی واقعن نبودن جناب مكلارن همین بلاها رو سرم آوردااااااااااا.....

راستییییییییییی

من اومدم به عنوان اولین جاسوس ثفت نام كنم! هوم

در ضمن... میدونی كه من جاسوس خوبی خواهم شد...

یو هاهاهاها

فعلن

مواظب خودتون و دلای پاكتون باشید

یا علی 

يکشنبه 26/8/1387 - 12:4 - 0 تشکر 71115

سلام اور سی . (روی دریا)

من اصلا نمیدونم انجمن صندلی داغ جریانش چیه . بخدا اگه میدونستم حداقل یه مبحث میزدم . اگه یه مختصر کلامی در موردش بگی ممنون میشم .

کاش میدانستم که کجا دلها به ظهور تو آرام خواهد گرفت  

يکشنبه 26/8/1387 - 12:6 - 0 تشکر 71118

به نام خدای مهربون

هیس ..... ساکت ....... سه نکنید.... من که مک ‌لارن نیستم!!! من فقط یه روحم.

من فقط اومدم بگم که بابا سه نکنید، یوخ یه غریبه میاد تو بحث بهتون می‌خنده!!!

ببینم مگه مک لارن صندوخ عخب داره که اینجوری میگین؟!؟!؟!

ولی خب عیب نداره چون نمیدونستید زیاد کسی بهتون نخندید

فقط بدونید مک‌لارن 2 تا دونه صندوخچه داره که هر کدوم در طرفین بالای رکاب نزدیک چرخ عقب قرار گرفته و خیلی همچینی باکلاسه که نگو نپرس

خب دیگه ما بریم تا روحمون رو اسیر نکردین

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

يکشنبه 26/8/1387 - 18:23 - 0 تشکر 71186

خیلی ها از پشت پرده ها معمولا با خبر نیستند من یکی از این پشت پرده ها رو با دوست پر آوازمون مک لارن براتون بیان می کنم :

عصر یکی از روزهای تابستان بود حیاط نمایشگاه قرآن هم خلوت بود و هم شلوغ ، مک لارن و ممل و محسن خسرو به سوی مقصدی شدند و در حین قدم بر قدم نهادن مباحثه ای بین آنها به جریان افتاد و هم چون پشت پرده های پیشین محسن خسرو دغل باز  نیمه حرفه ای این بحث را شروع کرده بود  .

شخصیت منفور محسن خسرو خطاب به مک لارن چنین آغاز کرد : در وصف تو حیرانم ، قالب توهی کنم و ویرانم *** چون تو نتوانم جست ***با هفت هزارو هفتصد و هفتاد و هفت پست ! 

مک لارن دستی بلند کرد و پایین آورد و چنین گفت : بس است ، درخواستت را بگو .  محسن خسرو ادامه داد : جناب مک لارن عرق  شرم از پیشانی بر پسانی ( مقصود همان چانه است ! )  فرومی ریزد  جهان را لعن می کنم که چنین گفته ای از مدخل الطعام من ! بیرون می آید . 

ممل که از طفره رفتن محسن خسرو عصبانی شده بود فریاد برآورد : محسن طفره نرو جواب شاه مک لارن سوم را بگو تا سرت را نزدم ! 

محسن خسرو : چشم جناب ممل ، گردن من موییست از خرطوم فیل باریک تر و ارزش شمشیر تیز و بران شما را ندارد ، همی خواهم گفت که از سلطان مک لارن سوم چه می خواهم ، شاه شاهان ، اسوه ی دلیران ، غرشت چو شیران ، مدیر مدیران  ، درخواست بنشستن بر صندلی داغ را دارم .

محسن خسرو به رعشه افتاده بود و گویی منتظر تیغ تیز و برنده ی ممل مشاور اعظم ادراکش را از دست داده بود . 

مک لارن دستی به زیر چانه اش کشید و همانند مدیران تبیان چانه ای خاراند و نگاهی زیرکانه به محسن بکرد و گفت : خوب پسرک چه به همراه خود آوردی تا ما را به این امر واداری . محسن خسرو که خانی از چند خان را گذرانده بود چنین پاسخ داد : سلطان من در این جهان به جان این تبیان چیزی نیست که در خور شما باشد و حقیر ارزش شما را بیش از سکه های ربع این پنج طبقه و سه تا زیر شایدم بیشتر می دانم ! اما چه کنم که در این دنیا جز طوق زرین و طلای ناب و جواهرات نقش بکرده چیز دیگری نیست که بتوان به افراد باهوشی چون شما عطا کرد ، از شما این درخواست را دارم که هفت طبق طلا و هفت طوق زرین و هفت غلام حلقه به گوش و هفت کنیز حلقه به پا از هفت ده و هفت شهر و هفت کشور از من بپذیرید . 

مک لارن که شنیده ها را جمع بندی می کرد نگاهی زیر چشمانه به مشاور اعظم بکرد و مشاور نیز چشمکی بکرد که گویا محسن خسرو پاک عقل باخته و حیران برای صندلی فکستنی نابود گر سه چنان از مال و جان خویش فدا می کند که گویا صندلی ناپلئون زاده از دولت فرانس به او خواهند داد . 

مک لارن که هوشش از چین ماچین فراتر مورد تحسین حکام بود جواب آری نداد و جای جواب دست به جیب بکرد و تلفن موبایل از عجایب چندین گانه ی عهد اخیر را بیرون بیاورد و به سرعت شماره ی آشنایی را گرفت ، مدت زمانی بدین منوال بگذشت و پس از ختم گفت و گو رو به ممل کرد و چیزی بگفت و ممل بعد از آن شروع کرد به سراییدن در مدح سلطان مک لارن خطاب به محسن خسرو : ندیدم به مردی نظیر مک لارن ،  هیچ گاه نباشد به کشور همچو یک خائن *** زمان یاس خاکی آن مدیر مشهور  ، تو بنشستی بر صندلی ای منفور ***هم اینک وقت رج ادیت است مکتوب ، همی می غرم تا شود جامه ات مرطوب ، محسن خسرو که از ترس به خودش می لرزید سرش را پایین انداخت و چند نفر نقل کردند که از آن دوره بود که به بیابان های آندلس گریزان شد و با شمس اردبیلی آشنا شد و فردی زاهد و پارسا گشت . 

خوب این تکه خاطراتی بود از میرزا محسن خسروی شهزاده که در عهد اخیر من باب زندگی اش با سلاطین و بزرگان چاپ و منتشر شده است . 

یادم اصلا نمیره که چه طور مک لارن دست رد زد به سینه ی من اون موقع نوای آسمانی هم دم دست نبود که حداقل پیشنهاد رشوه رو به ایشون بدیم که ایشون هم اصلا اهلش نیستند بازم مدیر سینما ! زمان قدیم یه یاس خاکی بود کلی گریه کردم تا گذاشت رو صندلی بشینم ، خداییش مک لارن عدالت رو خیلی خوب برقرار می کنه . 

همی در وصف تو مانده ام ای شهزاده ی تبیان ***بیایند یاد بگیرند به ظاهر مهتران ! 

در پناه حق 

يکشنبه 26/8/1387 - 19:38 - 0 تشکر 71198

سلام

جاسوسان گرامی

هر وقت مکلارن را این حوالی دیدید

خود را به کوچه ی علی چپ بزنید و ساعاتی را در این کوچه به پرسه زنی مشغول باشید

کوچه ی علی چپ کدوم وره ؟!

از این وره و از اون وره !!!!!!

کوچه ی علی چپ کدوم وره ؟!

از این وره و از اون وره !!!!!!

:- )

هميشه مهربان بمان ...

يکشنبه 26/8/1387 - 19:44 - 0 تشکر 71200

سلام

بر نوای آسمانی

ورود شما را به تشکیلات تبریک می گم

یه مژده هم به شما بدم

که در صورت فعالیت زیاد شما و دادن خبرهای زیاد

کمک هزینه ای برای عمل چشماتون که تازگی ها نمره اش رفته بالا داده می شود

همچنان در انجمن صندلی داغ رفت و آمد داشته باشید

و به ما در امر جاسوسی کمک کنید

ممنون

:-)

هميشه مهربان بمان ...

يکشنبه 26/8/1387 - 19:50 - 0 تشکر 71202

به به

سلام بر محسن خسروی گرامی

ورود شما رو هم تبریک می گم

شما که در امر راپورت دادن خودتون از درجه دارای این سازمان هستین

فعالیت های شما را در خصوص دادن خبرهای نمایشگاه قرآن و مکلارن در نمایشگاه را زیر نظر داشتم

و از کار شما بسیار راضی هستم

از شما ممنونم

و این مژده را به شما بدهم که

برای تقدیر از شما به زودی جشنی برپا خواهد شد و درجه ی سرجاسوسی به شما اعطا می شود

و همین طور از راپورت های شما از مکلارن در نمایشگاه قران به زودی کتابی

کمک آموزشی برای جاسوسان تازه کار به بازار عرضه خواهد شد.

با تشکر

:-)

هميشه مهربان بمان ...

يکشنبه 26/8/1387 - 22:4 - 0 تشکر 71234

به نام خدایی که همین نزدیکی هاست

سلام

چند تا نکته مهم رو جا انداختین.

من که کلی پیش مکلارن بودم میدونم چه خبر بود، البته بهش نگینااااااااااااااااااااا!!!

جونم براتون بگه، این مکلارن همش خواب بود، البته علتش اون دارو خواب آوری بود که محسن تو چایش ریخت و مهدی هم چون سرش شلوغ بود نخورد و من ریختم تو لیوان اب دادم بهش، و بهش گفتم بخور آب نطلبیده مراده، بعدش مکلارن میگفت: مراد کیه؟

راستش میدونین من از یه منبع آگاه که گفت اسمش فاش نشه، گفت صندلی داغ نقص فنی پیدا کرده، چون به فصل سرما نزدیک شدیم و با کمی سوخت ممکنه بازم مواجه بشیم، به صندلی داغ تبیان سوخت نمیدن، و به همین دلیل دچار نقص فنی شده.

به همین منظور مکلان و چندی از دوستان کمر همت بسته و به جنگل های رفتن تا هیزم جمع کنن برای داغ کردن صندلی داغ...

از سوی دیگر میدان، خانم نوای اسمانی که تمام تلاشش رو میکرد و با همه سازمان های سوخت رسانی رای زنی کرد که به صندلی بتونن سوخت برسونن، ولی متاسفانه سوخت گرون شده و نتونستن کار کنن.

از این سوی میدان هم شاه تبیان، که خودش میدونه کیه، با جدیت نشسته بود تا هرکسی نشست روی صندلی اتیشش بزنه، ولی این بی سوختی همه رو به زانو در آورده.

به همین خاطر جلسه ای پشت درهایه بسته تشکیل شد و به این نتیجه رسیدیم:

به علت سرما درخواست برای نشستن روی صندلی زیاد شده، ولی چون همه یخ میزنن روش کسی جرات نمیکنه بیاد سمتش.

به همین خاطر تصمیم گرفته شد، صندلی داغ رو بزارن روی بخاری تا از گرمای بخاری برای گرماش استفاده بشه.

و این شعار صادر شد همین اینک منتظر یاری سبزتان، برای کمک سوختی به صندلی داغ هستیم.

کمیته رسیدگی به نقص فنی صندلی داغ.

این بود بخشی از اتفاقات پشت پرده صندلی داغ.

التماس دعا

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
سه شنبه 28/8/1387 - 14:38 - 0 تشکر 71585

به نام خدای مهربون
سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت
واااااااااااااااااااو اینجا ببین چه خبره!!!!
محسن تو هم به جمع شوریده سران‌ها پیوستیده شدی؟؟
چرا لحنت عوض شده؟؟؟ تو حالت بده باور کن، چرا هذیون میگی؟؟ شاه کیه سلطون کیه بابا؟؟ ما یه سلطان بیشتر نداریم اونم پروینه!! یه دونه هم امپراطور داریم که اونم قطبیه
ولی جدن گولی متن جالبی نوشتی کلی خندیدم، جالب صحنه پردازی کرده بودی آفرین
ممل خان مگر دستم به دستت نرسد، که حالا انجمن بی سوخت شده آره؟؟؟
حالا باید به همه میگفتی که سوخت صندلی داغ رو به خودم تزریق کردم هان هان؟؟‌با تو ام جواب منو بده
حالا واسه اینکه یکم سورپرایز شین میگم که صندلی داغ بعدی چسبیده به صندلی داغ فعلی در راه هستش
خلاصه نگران گرمای انجمن در زمستان نباشید که صندلی داغ مسئولیتش رو به دوش گرفته
خب دیگه من برم
بازم از دوستانم که خلاقیت به خرج دادن تشکر میکنم ، کارتون خوب بود.
مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

سه شنبه 28/8/1387 - 15:41 - 0 تشکر 71603

مژده به جاسوسان تازه کار :

کتاب کمک آموزشی 

 نوشته ی

سر جاسوس محسن خسرو

 از هم اکنون

در تمام کتابفروشی های مجاز جاسوسی

 در سرار تبیان

همراه با :

داستان مکلارن در نمایشگاه

آموزش جاسوسی از نزدیک

آموزش 007 بازی (جاسوسی پنهانی)

و ...

هميشه مهربان بمان ...

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.