• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 1622)
شنبه 18/8/1387 - 0:22 -0 تشکر 69440
* ویژه برنامه روز میلاد*

کیستم من سائلی امیدوارم یا رضا **** تو گل گلهایی و من خار خارم یا رضا

امام رضا علیه السلام میفرمایند: رحمت ما بر آن کس که مکتب ما را زنده نگه دارد.
 
/////////////////////////////// 
 

سلام

قبل از هر چیز فرا رسیدن خجسته میلاد با سعادت ثامن الحجج امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام خدمت یکایک شما دوستان قرآنی و دوستداران عترت مبارک باشه.
 

میدونید چیه؟...
هر وقت آدم میخواد تولد یه عزیزی رو تبریک بگه اولین چیزی که یادش میوفته تهیه یه هدیه هست...
یه هدیه که در خور شاءن آن طرف باشه...
و به نحوی نشون بده که طرفمون رو از جان و دل دوست داریم.
حالا بیاییم اینور بازار...یعنی روز دوشنبه هم به یه تولد دعوتیم...
بله تعجب نکنید... اگه اینجا هستی و اینو میخونی ...
بدون که به یه نحوی دعوت شدی...
 
فقط بگم این تولد با تولدهای معمولی فرق داره و اونم اینه که درست برعکس جشن تولدهای معمولی اتفاق میوفته... در واقع ایشان به ما هدیه میدهند ... یعنی تجربه ثابت کرده که اگه کسی هم دست خالی بیاد اما فقط و فقط دعوت شده باشه ...حتما دست پر از این خانه میاد بیرون.

ما فقط اینجا میخواهیم خالی بودن دستامون رو به یه دستی که دارای کرم و جود و بخشش هست نشون بدیم ...
به همین خاطر بیاییم با هم در این روز قشنگ دل اربابمون رو شاد کنیم...
یعنی هر کس 5 تا حدیث از سخنان گوهربار مولود روز دوشنبه (حتی الامکان با ذکر منبع معتبر) در این تاپیک ثبت کنه .. و با این تفاوت که این 5 حدیث رو بعنوان یادگاری این روز قشنگ در سال 87 حفظ خواهیم کرد و علاوه بر آن در این روز تمام سعی مون را خواهیم کرد تا بهشون عمل کنیم...
تقلب هم مجازه...
یعنی شاید از همین حدیث بالایی خوشتون آمد و خواستید حفظش کنید بنابراین میتونیم حدیث تکراری هم ثبت کنیم .


یه چیز هم بگم:
یه موقع نترسیدااا...
مثلا شیطون بگه بی خیال ...
اگه ثبت کنم و بهش عمل نکنم، دروغ گفتم و خود اینکار یه گناه بزرگتریه ...
و به این نحو پشیمونتون کنه .
خدا خودش برای اینم یه راه حل گذاشته...یعنی اگه همین اول نیت کنیم و بعد از ائمه معصومین علیهم السلام کمک بخواهیم صد در صد کار برامون آسونتر میشه...

پس همین اولش همه با هم نیت میکنیم که :

 ای امام مهربون...خودت این گدا رو دعوت کردی و خودت داری بهمون این توفیق رو هدیه میکنی که 5 تا حدیث حفظ کنیم ...پس خودت هم کمکون کن تا این 5 تا حدیث رو حداقل روز میلادت عمل کنیم و نشون بدیم که گدای آستان خودت هستیم...ببین که من دوست دارم آدم بشماااا...پس بیا...این دستای خالیم رو بگیر و نذار جای دیگه برم.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

شنبه 18/8/1387 - 10:13 - 0 تشکر 69480

سلام

امام رضا (ع) فرمودند:

1-تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا


به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(بحارالانوار،ج78،ص 347)

2-لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.


هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

3-مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر


آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

4-مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل


هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود

(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)

5-مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة


هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد

(اصول کافى، ج 3، ص 268)

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 18/8/1387 - 10:20 - 0 تشکر 69483

با سلام خدمت مدیر انجمن

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا

این طرح خوبیه امیدوارم بتوانیم عمل کننده به احادیث ائمه باشیم

این هم پنج حدیث اگر لازم باشه بیشتر هم میشه

امام رضا ( علیه السّلام ) فرمود
:
به دیدن یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست داشته باشید و دست یكدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(
بحارالانوار،ج78،ص 347)

این هم یک حدیث دیگر از امام رضا علیه السلام

من اراد ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله
هر کس بخواهد قویترین مردم باشد باید که توکلش تنها بر خدا باشد

(
بحار - جلد 71 - صفحه 143)


امام رضا (علیه‌ السلام):

مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحیَی فیه أمْرُنا, لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ.

هر كه در مجلسی بنشیند كه در آن معارف ما [اهل بیت] زنده شود, در روزی

كه قلبها می‌میرد، قلب او نخواهد مرد
.

بحار الأنوار، ج 49، ص 90

امام رضا ع

پنهان کننده کار نیک ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشکار کننده
کار بد سرافکنده است ، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است

اصول کافی ، ج 4 ، ص (160)

امام رضا ع

از اخلاق پیامبران ، نظافت و پاکیزگی است .

تحف العقول ، ص (466)

التماس دعا

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 18/8/1387 - 11:16 - 0 تشکر 69491

سلام

امام رضا (ع) میفرماند:

1-صدیقُ کلُّ امری عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهَ


دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست.

(جهاد النفس، ح82)

2-لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العبادة اتکالا على حب آل محمد (ص) و لا تدعوا حب آل محمـد(ص) لامرهـم اتکـالا علـى العبـادة فـانـه لایقـبل احـدهـمـا دون الاخر.


مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد(ص) رها کنید، مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود

( بحارالانوار،ج78،ص348)

3-ما حد التَّوکل؟ فقال لی : اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً 


حد توکل چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه با وجود خدا از هیچ کس نترسی

(جهاد النفس،ح 292)

4-لاتنظروا إلی کثرة صلاتهم و صومهم و کثرة الحجّ و المعروف و طنطنتهم باللیل و لکن انظروا إلی صدق الحدیث و أداء الأمانة.


به بسیاری نماز و روزه و زیادی حجّ و احسان و زمزمه‌شان در شب منگرید بلکه به راستی سخن و امانت داریشان بنگرید

(عیون اخبار الرضا2،ص51)

5-ان الایمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجة و لم یعط بنوآدم افضل من الیقین.


ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.

(تحف العقول، ص445)

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 18/8/1387 - 11:45 - 0 تشکر 69497

کیستم من سائلی امیدوارم یا رضا **** تو گل گلهایی و من خار خارم یا رضا

سلام

اول یه نکته رو بگم :

بیشتر از 5 تا حدیث هم میتونیم ثبت کنیم اماااا باید حفظشون کنیمااا و روز دوشنبه بهشون عمل کنیم.


حدیث اول :

امام رضا علیه السلام فرمودند:

 -تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(بحارالانوار،ج78،ص 347) 

 یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

شنبه 18/8/1387 - 11:50 - 0 تشکر 69500

کیستم من سائلی امیدوارم یا رضا **** تو گل گلهایی و من خار خارم یا رضا

سلام

حدیث دوم

 امام رضا علیه السلام فرمودند:

 من اراد ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله
هر کس بخواهد قویترین مردم باشد باید که توکلش تنها بر خدا باشد


(بحار - جلد 71 - صفحه 143)
یا علی 

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

شنبه 18/8/1387 - 17:38 - 0 تشکر 69560

سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ

میلاد با سعادت امام رضا (ع)بر همه ی شیعیان ان حضرت مبارک باد

تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(بحارالانوار،ج78،ص 347)

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.
هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر
آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

التماس دعا

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

شنبه 18/8/1387 - 18:40 - 0 تشکر 69575

ضمن تشكر از جناب micro به خاطر مبحث خوب و به موقعه شون

من می خواهم قرآن كریم از دیدگاه امام رضا را برای شما دوستان عزیز بنویسم.

نخستین بهشت : راه شناخت قرآن
بهشت یكم . راه شناخت قرآن
در بوستان پیشین گذشت كه قرآن نور و كلام روشن الاهى است و از آن جا كه در نور، تاریكى و در كلام روشن ، ابهامى نیست ، قرآن از هر گونه ظلمت پاك و از هر نوع ابهامى پیراسته است . پس قرآن در روشن ساختن هر چه به آن رجوع شود، به سان نور روشنگر است و شدنى نیست كه در شناساندن راه نیل به آن ، ساكت و بدون پاسخ باشد. چون از بارزترین خاصیت نور، روشن كردن راهى است كه به خود آن نور مى انجامد و نیز شناساندن موانع دست یابى به آن است .
پس قرآن شرایط و موانع شناخت خود را به روشنى بیان كرده است . اكنون برخى از این ها را بیان مى كنیم ؛ ولى پیش از آن ، ذكر مقدمه ى كوتاهى لازم است .
هم سنخ بودن معرفت و معروف
در هر شناختى معرفت و معروف از یك سنخند؛ به گونه اى كه اگر معروف شناخته شده محسوس باشد، شناخت حسى بس است و اگر معروف از نوع تخیلات یا توهمات باشد، معرفت خیالى و وهمى بس است و اگر معروف از نوع معقول باشد، تنها معرفت عقلى شایسته است ؛ هر چند از معرفت حسى و خیالى و وهمى نیز مقدمتا مى توان سود برد.
اگر معروف برتر از این امور باشد، هیچ یك از این معرفت ها براى آن بس ‍ نیست ، بلكه گریزى از داشتن شهود قلبى نیست ؛ در عین حال كه باید از گرو حس و زندان خیال و قید و بند وهم و حجاب علم حصولى عقلى و دیگر حجاب هاى ظلمانى و نورانى رها شد، تا دیدگان قلب حجاب هاى نورانى را پاره كند و به معدن عظمت بپیوندد و روح از بندگى مولاى باطل درونى هواى نفس و برونى شیطان آزاد گردد و به مقام عزت خداى سبحان چنگ بزند و به نور عزت او دست یابد كه آن شكوهمندترین درخشنده هاست .
پس از آن با خداى سبحان آشنا مى شود و از غیر او او رو بر مى گرداند، در عین حال از خداى متعالى ترسان است ؛ ترس از آن كه مبادا با نظر كردن به غیر او آلوده شود و به پلیدى توجه به دیگران ، لكه دار گردد.
همسانى پیامبر و جانشینانش در ولایت
شناخت هر چیزى از سنخ همان چیز است و از آن جا كه قرآن ریسمان متصلى است از باطن عالم حس تا آسمان عالم عقل ، و پس از آن از عرش ‍ عقل تا قاب قوسین یا نزدیك تر است ، چنگ زدن به هر حدى از آن ، فقط با دست معرفتى شدنى است كه هم سنخ آن حد باشد و شناخت نزدیك ترین حد آن یعنى حس و نیز بالاترین درجه یعنى شهود محض ایمانى ، فقط براى داراى قلبى میسور است كه دیده هایش را دروغ نمى پندارد و نیز دیده اى كه بیناییش كند نمى شود و هرگز طغیان نمى كند و آن همان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و عترت پاك او هستند؛ كسانى كه از یك نورند.
در مقام ولایت كه باطن هر مقام است اعم از نبوت و رسالت و امامت میان رسول خدا و عترت ایشان تمایزى نیست ، بلكه تمایز در نبوت و رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم است .
چگونگى روابط علوم اعتبارى با حالات نفسانى انسان
افزون بر همه ى این مطالب ، قرآن كریم داراى الفاظى است كه از معانى خاص حكایت مى كنند و طبیعتا شمار زیادى از علوم ادبى را در بر مى گیرد كه همگى از علوم اعتبارى هستند، مانند نحو و صرف و لغت و معانى و بیان و بدیع ... ؛ هر چند این علوم نیز با بعضى از امور نسبتا حقیقى ، چون حالات نفسانى ؛ مانند برانگیختن و باز داشتن و نشاط و گرفتگى و هیجان و سكون و شادى و نگرانى و اشتیاق و كناره گیرى و اشتهار و گمنامى و... روابط رقیقى دارند، جز این كه اساس این علوم ادبى بر گرفته از اعتبارات عقلایى است كه از جهت وجود و عدم ، وسعت و ضیق به آن اعتبار وابسته است .
درجات این قواعد اعتبارى نیز به حسب اختلاف در اعتبار مرتبه ى حس و خیال و وهم متفاوت است تا به آن درجه اى برسد كه از اعتبار منزه ، از قید قرارداد اعتبارى تهى باشد، به گونه اى كه از عالم اعتبار به عالم واقع بالا رود.
در هر صورت ، تنها از طریق معرفت حقیقى است كه به معروف حقیقى مى توان دست یافت و براى شناخت معروف اعتبارى همان معرفت اعتبارى بس است هر یك به حسب حال خود.
پس از چینش این مقدمه مى گوییم : قرآن شرایط شناخت خود از پایین ترین مرتبه تا بالاترین و مهم ترین مرتبه را بیان كرده ، مردم را به تحصیل آن شرایط تشویق مى فرماید؛ چنان كه موانع شناخت خودش از رقیق ترین موانع تا شدیدترین آن ها را روشن كرده ، مردم را از آن ها برحذر داشته است . بنابراین ، تمام مبحث در دو بخش خلاصه مى شود: 1. شرایط شناخت . 2. موانع شناخت .
بخش یكم : شرایط شناخت قرآن
از آن جا كه قرآن كلامى است با زبان خاص و كتابى است با لغت مخصوص ، و با توجه به این كه نخستین ارتباط با هر كتابى از طریق خواندن آن كتاب است ، باید شنونده و خواننده ى آن از كلمات و حروف و مفردات و تركیب هاى آن آگاه باشد، تا خواندن و شنیدن و گوش دادن به آن آسان گردد. بنابراین ، كسى كه زبان عربى نمى داند و آن دیگر را از دیگر زبان ها تشخیص نمى دهد، بر كمترین درجه ى ارتباط با قرآن و تلاوت آن توانایى ندارد، با آن كه در موارد متعددى خداوند سبحان مردم را به تلاوت قرآن امر فرموده است ؛ ... فاقرءوا ما تیسر من القران . (116)
حضرت رضا علیه السلام شب ها در بستر خواب ، مقدار زیادى قرآن مى خواند و هنگامى كه به آیات یادآور بهشت یا جهنم مى رسید، بسیار مى گریست و از خداوند بهشت را مسئلت مى كرد و از آتش دوزخ به او پناه مى برد. (117)
شرط یكم : آگاهى كامل بر قواعد عربى
نخستین شرط براى تدبر در قرآن ، شناخت قواعد و علوم خاص زبان عربى است كه خداوند سبحان مى فرماید: انا اءنزلناه قرانا عربیا لعلكم تعقلون (118) و كتاب فصلت ایاته قرانا عربیا لقوم یعلمون (119) و قرانا عربیا غیر ذى عوج لعلهم یتقون . (120)
معناى غیر ذى عوج بودن قرآن
نبودن كژى در قرآن بدین معناست كه قرآن از جهت لفظ و معنا صراط مستقیم است و منحرف كردن آن نیز شدنى نیست . چون تعبیر غیر ذى عوج مانند تعبیر غیر ذى زرع است ؛ یعنى با توجه به اقسام زمین كه دایر و بایر و موات و غیر ذى زرع است و دایر كشت پذیر است و در آن زراعت مى شود. دومى نیز چنین است ، ولى زراعتى در آن نیست و سومى اصلا قابلیت زراعت را ندارد و باید اصلاح شود و چهارمى نیز چنین است ، به گونه اى كه شدنى نیست آن زمین را تغییر داد و اصلاح صنعتى در آن بى اثر است .
بنابراین ، شباهت قرآن به چنین زمینى از آن جهت است كه اساسا تحریف ناپذیر است و هیچ تلاشى در كژ ساختن آن ثمر بخش نیست ؛ نه تنها اكنون ، بلكه در هیچ زمانى لباس تحریف بر تن نمى كند.
همچنین از آنجا كه قرآن به زبان عربى غیر ذى عوج است ، باید بر قواعد آن اطلاع كامل یافت تا نخست لفظ آن را فهمید، سپس به معنایش رسید. گاهى خداوند این زبان را به غیر ذى عوج مى ستاید و گاهى به عربى مبین . بدین معنا كه زبان قرآن همه ى زبان ها را بیان مى كند، با آن كه زبان هاى دیگر از تفسیر او ناتوانند. زبان قرآن روشنگر هر زبانى است ، ولى زبانى برتر از آن نیست كه روشنگر قرآن باشد. پس ، این زبان خصوصیتى دارد كه در غیر آن یافت نمى شود؛ لسان الذى یلحدون الیه اءعجمى و هذا لسان عربى مبین .
(121)
معناى قرآن نیز معارف بلندى است و تنها عقل هایى بدان مى رسند كه از سطح حس و خیال و وهم گذشته اند. زیرا این معارف داراى شاءن كتب مرفوعه اند و از جهت ذات صحف مطهره هستند؛ چنان كه الفاظ آن نیز به زبان عربى مبین است كه تنها ادیبان و فصیحان و بلیغان در قلمرو تخصص خودشان به قواعد آن دست مى یابند. هنگامى كه نخستین شرط، اطلاع از قواعد عربى مبین ، فراهم شد، نوبت به شناخت معانى قرآن و سایر شرایط آن مى رسد.
فرمان و تشویق خداوند به تلاوت قرآن
خداوند سبحان به تلاوت قرآن امر، مردم را به آن تشویق كرده است و آداب تلاوت ، مانند استعاذه و پناه بردن به خداوند از شر شیطان رجیم از آغاز تا پایان قرائت قرآن را بیان كرده است ؛ فاذا قراءت القران فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم (122) به خداوندى پناهنده شو كه جز او پناهگاهى نیست ؛ و لن اءجد من دونه ملتحدا (123) تا شیطان بر تو چیره نگردد؛ انه لیس له سلطان على الذین امنوا و على ربهم یتوكلون * انما سلطانه على الذین یتولونه و الذین همم به مشركون . (124)
آداب تلاوت قرآن
یكى از آداب تلاوت پناه بردن به خداوند است در حال قرائت ؛ نه تنها در شروع آن ، بلكه از آغاز تا پایان ، یكى دیگر از آداب تلاوت ترتیل است ؛ و رتل القران ترتیلا (125) و مانند آن از سنت هایى كه براى تلاوت ذكر مى شود.
فرمان خداوند به تدبر در قرآن
افزون بر ترتیل ، خداوند به تدبر در قرآن امر، و مردم را به آن تشویق كرده است و براى آن آداب و احكامى بیان فرموده است و آن را تكلیف مهم الاهى قرار داده است ؛ كتاب اءنزلناه الیك مبارك لیدبروا ایاته و لیتذكر اءولوا الاءلباب (126) و اءفلم یدبروا القول اءم جاءهم ما لم یاءت اباءهم الاءولین (127) و اءفلا یتدبرون القران و لو كان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا كثیرا (128) و اءفلا یتدبرون القران اءم على قلوب اءقفالها (129) و دیگر آیاتى كه به تفكر و تعقل و تعلم معارف قرآنى فرا مى خواند.
حقیقت معارف قرآنى
معارف قرآنى از امور محسوس و متخیل و موهوم نبوده ، نیز از امور اعتبارى و فرآورده ى دست بشرى نیست ، بلكه از امور وجودى حقیقى است كه حواس ، آن را درك نكرده ، خیالات و اوهام بدان نمى رسند. چون یگانگى و دانش و قدرت خداوند به هر چیزى احاطه دارد و حیات مطلقه اش كه مرگ آن را فرا نمى گیرد و نظایر این اوصاف حقیقى كه قرآن در الهیات آن را بیان مى كند، همگى از دسترس وهم و خیال ، به ویژه حس ، دور است .
پس ، بدین جهت حكم كلام قرآن و متلكم آن خداوند یكسان است ؛ چنان كه حس ظاهر توان درك حقیقت وحى و نبوت و رسالت و امامت و خلافت و عصمت و ملائكه و روز قیامت - با مواقف آن - را ندارد، ولى شاید بعضى از این امور، تخیل یا توهم شود، لیكن باید توجه شود كه شناخت صحیح آن ها تنها با عقل محض یا شهود تام شدنى است .
نیز علوم قرآنى مانند علوم طبیعى یا تعلیمى یا ادبى نیست كه به وسیله ى حس و تجربه یا اعتبار دست یافتنى باشد، گر چه معیار همه ى علوم و ادراكات حتى علوم طبیعى و ادبى در تحلیل نهایى همان عقل است . زیرا مستند همه ى علوم است ، جز این كه این علوم در عرصه ى طبیعت و ادبیات داراى مبادى محسوس یا اعتبارى هستند.
از این رو حس و اعتبار به آن ها دست مى یابد، ولى علوم الاهى كه بدان ها اشاره شد، از حس و اعتبار فراتر است ، حتى در مبادى خود از حس و اعتبار بى نیاز است . پس ، از جهت شیوه با علوم تجربى و غیر آن كه در بعد ذهن و خارج یا بعد خارج ، فقط با ماده سر و كار دارد نمى تواند مساوى باشد. زیرا علوم الاهى به طور كلى از ماده منزه است ، به گونه اى كه تعلق به ماده مانع درك آن ها مى شود؛ یعنى ماده نه تنها زمینه ساز نیست ، بلكه خود مانعى براى چنین علوم است كه در بیان موانع شناخت قرآن كریم به آن پرداخته مى شود؛ اكنون شرایط شناخت قرآن را بررسى مى كنیم .

شنبه 18/8/1387 - 18:40 - 0 تشکر 69576

شرایط شناخت قرآن
از جمله شرایط شناخت قرآن ، طهارت از هر پلیدى و پاكى از هر گونه آلودگى است . خداوند سبحان مى فرماید: انه لقران كریم * فى كتاب مكنون * لا یمسه الا المطهرون (130)؛ آن چه از كتاب مكنون از اجنبى پوشیده است ، براى انسان پیراسته از هر آلودگى نیل پذیر است و آن كتاب مكنون نیز ظرف این قرآن كریم و محیط به آن و باطن آن و معنا و مقصد آن است و براى حواس فهم پذیر نیست .
اهل بیت علیهم السلام تنها عارفان به كنه قرآن
خداوند متعالى پس از بیان این شرط مهم ، دارندگان این شرط را نام مى برد؛ انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اءهل البیت و یطهركم تطهیرا (131) و چون تطهیر در حقیقت براى نابود ساختن آثار پلیدى است ، پس از آن كه خود آن رجس از بین رفت ، تطهیر را پس از پاك سازى ذكر كرد؛ یعنى هیچ مجالى براى خود رجس و اثر آن در اهل بیت علیهم السلام وجود ندارد و به طور كلى ، این در مقام دفع رجس است از اول رجس وجود ندارد، نه این كه رجسى وجود دارد و خداوند آن را رفع مى كند. (132)
مقتضاى حصر در: لا یمسه الا المطهرون (133) آن است كه رسیدن به كنه قرآن كه همان كتاب مكنون است ، ویژه ى اهل بیت علیهم السلام است و این ، همان همراهى حقیقى میان ثقلین است كه از حدیث رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به دست مى آید.
پس خود قرآن بیان مى كند كه كسى جز اهل بیت وحى و عصمت علیهم السلام چنان كه شایسته است ، آن را درك نمى كند و به كنه آن نمى رسد؛ چنان كه آنان نیز به حق اظهار مى دارند كه كنه قرآن و تاءویل آن را تنها راسخان در علم مى دانند و فقط آنان واجد چنین وصفى هستند - براى این موضوع در كتاب هاى روایى ، مانند بصائر الدرجات
(134) بابى ویژه تنظیم شده است - و بى تردید اهل بیت علیهم السلام به ظاهر و باطن قرآن عالمند و كسى غیر از اوصیا، همه ى قرآن را جمع نكرده است .
بنابراین ، كسى كه از هر جهت پاك باشد - خالص ترین آن ، طهارت از رؤ یت اخلاص است - و كسى كه از این مرتبه والاى طهارت برخوردار شود و جزو بندگان مخلص خداوند باشد به رستگارى رسیده است . پس ‍ چنین كسى شایسته است كه به كتاب مكنون عالم گردد و نیز كسى كه از هر جهت طاهر نگردیده ، بلكه صرفا از بعضى جهات پاك است ، فقط به اندازه ى طهارت خود به قرآن عالم است .
چون رسیدن به كنه قرآن مشروط به طهارت كامل است كه از آن به عصمت تعبیر مى شود و تنها عترت طاهره اند كه به عصمت الاهى معصومند. از این رو خداوند سبحان ، رسول خود را مبین و مفسر قرآن قرار داد؛ و اءنزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما نزل الیهم .
(135)
آگاهى عترت از باطن قرآن
در مباحث پیشین گذشت كه ائمه علیهم السلام و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نور واحدند؛ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از جهت نبوت و رسالت نسبت به ائمه علیهم السلام امتیاز دارد، ولى از جهت ولایت هیچ اختلافى با یكدیگر ندارند. ایشان به تفسیر و تاءویل و ظاهر و باطن قرآن عالم هستند. چنان كه اقتضاى همراهى و جدایى ناپذیرى ثقلین از یكدیگر در همه ى مراتب وجودى چنین است .
پس رسیدن به كلیه ى حدود الاهى شدنى نیست ، مگر با رجوع به عترت طاهره علیهم السلام چنان كه اعتماد بر روایات نقل شده از ایشان شدنى نیست ، مگر پس از عرضه ى آن ها به قرآن ، آن روایات متعارض باشند یا نه ؛ چنان كه امر به عرضه ى روایات به قرآن به صورت متواتر از رخ ود ائمه علیهم السلام نقل شده است و این نیز مقتضاى اطلاق معیت ثقلین است .
كسى كه به اسلوب ثقلین آگاه باشد، به خوبى مى داند كه چگونه فهم هر یك در گرو فهم دیگرى است ، بدون آن كه اشكال دور پدید آید؛ بدین بیان كه براى فهم قرآن باید به كلام معصوم علیه السلام نگریست و براى درك كلام معصوم نیز باید به قرآن رجوع كرد. افزون بر آن كه بر اثر و نتیجه ى تلازم ثقلین و امتناع جدایى آن دو از یكدیگر نیز بر این اسلوب متوقف است .
حضرت رضا علیه السلام نیز به این مطلب كه علم به باطن قرآن و نیز تاءویل آن نزد دعوت طاهره علیهم السلام است ، اشاره كرده است . در پاسخ على بن محمد بن الجهم كه پرسید: اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آیا شما به عصمت پیامبران اعتقاد دارید؟ حضرت فرمودند: آرى . وى پرسید: پس در مورد آیه ى : و عصى ادم ربه فغوى
(136) چه مى فرمایید؟ حضرت فرمودند: واى بر تو اى على ! تقوا پیشه كن و زشتى ها را به پیامبران نسبت نده و كتاب خداوند بزرگ را با راءى خود تاءویل مكن . خداى والا مى فرماید: و ما یعلم تاءویله الا الله و الراسخون فى العلم ... (137)؛ و یحك یا على ، اتق الله و لا تنسب الى اءنبیاء الله الفواحش ، و لا تتاءول كتاب الله عزوجل براءیك ، فان الله عزوجل یقول : و ما یعلم تاءویله ... . (138)
تشویق الاهى به تحصیل طهارت
حاصل سخن این كه ، قرآن از صحف مطهره است ؛ فى صحف مكرمة * مرفوعة مطهرة * (139) و رسول من الله یتلوا صحفا مطهرة (140) و گذشت كه شناخت هر چیز از سنخ همان چیز است ، پس شناخت صحیفه ى مطهره قرآن ناگزیر باید از قید وهم و آلودگى خیال و زنگار غفلت پاك باشد.
روشن است كه اهل توهم و تخیل و مبتلایان به زنگار غفلت به شناخت پاك دسترسى ندارند و خداوند متعالى پس از معرفى پاكان - عترت و معصوم علیهم السلام - مردم را به تحصیل طهارت تشویق فرموده است ؛ ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
(141) و والله یحب المطهرین
. (142) چون حكم به محبوبیت انسانى كه خود را براى خدا سبحان پاك كرده است ، در حقیقت تشویق مردم به دست آوردن ملاك محبت است در حقیقت ، ملاك محبت چیزى جز طهارت نیست و خداوند سبحان راه هاى دستیابى به طهارت را بیان فرموده است .

شنبه 18/8/1387 - 18:41 - 0 تشکر 69577

راه هاى تحصیل طهارت
1. انفاق در راه خداوند؛ خذ من اءموالهم صدقة تطهرهم و تزكیهم بها . (143)
2. رعایت حجاب و عفاف ؛ و اذا ساءلتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب ذلكم اءطهر لقلوبكم و قلوبهن . (144)
3. وضو و تیمم براى اعمالى كه مشروط به طهارت است و ان كنتم مرضى اءو على سفر اءو چاء اءحد منكم من الغائط اءو لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتیمموا صعیدا طیبا... و لكن یرید لیطهركم و لیتم نعمته علیكم ... . (145) مراد از طهارت در این آیه ، تنها نظافت و پاكیزگى ظاهرى نیست . زیرا از سویى در این نوع از طهارت ، قصد قربت شرط است و از سوى دیگر، نظافت به وسیله خاك - در تیمم - حاصل نمى شود. چون خاك مالى كردن صورت و دو دست نظافت نیست .
پس منظور از آیه ، طهارت از آلودگى خواهش هاى نفسانى و نیز پاكیزگى از پلیدى غرور و مانند آن است ؛ گر چه در بعضى از این موارد به نوعى از نظافت ظاهرى هم مى انجامد.
طهارت بنیادین
یكى از راه هاى تحصیل طهارت رفت و آمد در مساجدى است كه بر اساس ‍ تقوا براى برپایى نماز و مانند آن بنیان نهاده شده است ؛ فیه رجال یحبون اءن یتطهروا و الله یحب المطهرین (146) و نیز آیات دیگرى كه اساس طهارت را عبادت و بندگى خداوند سبحان در خصوص اوامر و نواهى او نام مى برد. از این رو، هر كس عابدترین و مطیع ترین انسان ها در پیشگاه خداوند باشد، مطهرترین و نیكوترین آنان است و نصیب و بهره ى او نیز از صحف مطهره فراوان تر است .
در مقابل ، كسى كه بر پایه ى استكبار، از عبادت خداوند خوددارى كند، در گمراهى مستى طبیعت ، آلوده به چرك و طغیان و پلیدى فتنه و سرگردانى است . پس به سبب نداشتن شرط شناخت و طهارت به هیچ وجه بهره اى از آن صحف مطهره ندارد. چون خداوند مى فرماید: ... و من یرد الله فتنته فلن تملك له من الله شیئا اءولئك الذین لم یرد الله اءن یطهر قلوبهم فى الدنیا خزى و لهم فى الاخرة عذاب عظیم .
(147)

با توجه به این كه اراده ى خداوند دو نوع است : تكوینى و تشریعى ؛ اولى تخلف ناپذیر است و مراد آن قطعا محقق مى شود و دومى به جهت عصیان بندگان امكان تخلف و عدم تحقق دارد
منظور از اراده در این آیه ، اراده ى تكوینى است ، نه تشریعى . زیرا اراده ى تشریعى اطلاق دارد و همه ى مكلفان را در بر مى گیرد. چون خداوند متعالى با اراده ى تشریعى عمومى اش خواسته است همه ى بندگان را پاك كند.
به همین دلیل بندگان را به طور مساوى در معرض تكالیفى قرار داده كه سبب تطهیر آنان مى شود؛ ولى بعضى از انسان ها از انجام دادن تكالیف سرپیچى كرده اند و زندگى دنیوى آنان را فریفته است و حیات اخروى را در مقابل دنیا از دست داده اند.
اینان كسانى هستند كه اراده ى تكوینى خداوند به تطهیر قلب هاى آنان تعلق نگرفته است ؛ معناى اراده در آیه ى تطهیر نیز اراده ى تكوینى است . چون اراده ى تكوینى خداوند به تطهیر عترت طاهره علیهم السلام اختصاص ‍ یافته است ، ولى اراده ى تطهیر از طریق قوانین تشریعى ، عام و شامل غیر عترت نیز هست .
بنابراین ، خداوند به اراده ى تشریعى اش خواسته است كه همه ى بندگان تطهیر شوند، ولى متعلق اراده ى تكوینى او در خصوص طهارت ، ویژه ى عترت طاهره علیهم السلام است . شاهد این مدعا كه مراد از طهارت در این آیات ، طهارت معنوى است ، این آیه است : لم یرد الله اءن یطهر قلوبهم ....
(148) چون متعلق تطهیر، قلب ها و باطن این افراد است ، نه بدن ها و ظواهر آنان .
همچنین خداوند سبحان از طریق اراده ى تشریعى عمومى خواسته است كه همه ى بندگان از حضیض پستى عالم طبیعت بالا آمده ، به فرا طبیعت پرواز كنند.
بدین جهت آنان را به امور عبادى مكلف فرموده تا به سوى خداوند كه كمال محض است ، تقرب جویند و به سوى او بالا روند؛ صعودى كه ویژه ى گروه خاصى نیست ، بلكه به همه ى بندگان در همه ى زمان ها و مكان ها، از طریق اذن تشریعى عمومى ، اجازه ى تكامل داده شده است ، جز این كه خداى متعالى مساجد و مشاهد مشرفه را خاص نه هاى خاصى قرار داده است و تكوینا اجازه داده تا این اماكن بدون وجود مانعى ، رفعت و بلندى یابد؛ ... فى بیوت اءذن الله اءن ترفع .
(149)
بنابراین ، رفتن به مساجد و آمد و شد در مشاهد مشرفه سبب برترى ممدوح مى شود؛ یرفع الله الذین امنوا منكم و الذین اءوتوا العلم درجات . (150) از این رو انسانى كه نسبت به اوامر ثقلین فرمانبردار باشد، به اذن خدا رفعت یافته ، عقلش به صحفى دست مى یازد كه از مرز حس و خیال و وهم و عالم طبیعت بالاتر است .

شنبه 18/8/1387 - 18:41 - 0 تشکر 69578

معارف غیبى از امور مشترك میان پیامبران
از آنجا كه این معارف غیبى از امور مشترك در نبوت همه ى پیامبران است ، گفته هاى ملحدان نیز از مشتركات همه ى ملحدان جاهلیت مادى است . بدین جهت سخن باطل آنان در موارد متعددى در قرآن كریم آمده است كه در هر عصرى در برابر هر پیامبرى ، ملحدان چنین مى گفتند. به گونه اى كه امروز با وجود پیشرفت صنعت و الترونیك ، نهایت شبهات مادى گرایان و مشكل ترین مسائل اعتقادى آنان از گفته هاى پیشینیانشان تجاوز نمى كند؛ هر چند اختلاف زبانى و رنگى دارد، ولى قلب هایشان مانند یكدیگر است .
از این رو، چنان كه گذشتگان رویگردان از راه خداوند چنین مى گفتند: یا شعیب ما نفقه كثیرا مما تقول
(174)، جانشینان طالح و بدكار آنان نیز مى گویند: این ها چیزى جز تحجز و ارتجاع و افتراهایى شبیه به این دو نیست ؛ مانند این سخن كه : دین افیون توده هاست .
اكنون سخن در مقام یكم و شرایط شناخت قرآن پایان یافت . پس از آن به مقام دوم و موانع شناخت قرآن اشاره مى شود؛ چنان كه به بعضى از این موانع در كنار ذكر شرایط اشاره شد. زیرا هر چه شرط شناخت است ، در حقیقت از مقابل آن ، مانع شناخت به دست مى آید. از این رو، گاهى یك وصف كمالى شرط معرفت نامیده مى شود و مقابل آن ، مانع معرفت به شمار مى آید؛ چنان كه از آیات مورد بحث در دو مقام روشن مى شود.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.