• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 2342)
شنبه 27/7/1387 - 13:58 -0 تشکر 65871
نماز ستون دین

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان

عزیزان شما هر مطلب خوب و مفیدی كه باعث شود در نماز خواندن ما تاثیر مثبت بگذارد یا ما را بیشتر با نماز آشنا كند بنویسید تا همه استفاده كنند.

فراموش نكنید كه هیچ امر الهی مانند نماز خواندن ما را از زشتی و گناه دور نمی سازد .

 

شنبه 27/7/1387 - 14:8 - 0 تشکر 65878

نیتّ به كار ارزش مى دهد
فرض كنید شخصى از روى ظلم و تجاوز یك نفر را كشت و بعداً معلوم شد كه مقتول نیز یك انسانِ جنایتكار بوده كه باید اعدام مى شده است . در اینجا با اینكه كار قاتل مفیده بوده است ، امّا مردم قاتل را ستایش نمى كنند، زیرا قصد او كشتن یك انسان بى گناه بود، نه كشتن یك مفسد فى الارض .
پس مفیدبودن یك عمل كافى نیست تا آن عمل صالح باشد بلكه لازم است با انگیزه اى پاك نیز همراه باشد.
قرآن ، در همه جا روى قصد قربت تكیه مى كند، چه در خمس و زكوة و انفاق هاى مالى و چه در جنگ و جهاد با دشمنان . اینكه قرآن روىِ كلمات (فى سَبى لِ اللّهِ)
(109)، (لِوَجْهِ اللّهِ)(110)، (اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ)(111) تكیه مى كند، نشان دهنده اهمیت قصد قربت است .
كسانى كه با ساختن مدرسه و بیمارستان و راه و خوابگاه براى مردم كارهاى مفید انجام مى دهند، اگر قصد الهى نداشته باشند به خودشان ظلم كرده اند زیرا خود از آن عمل هیچ بهره اى ندارند گرچه دیگران از آن بهره هاى فراوان مى برند.
اینكه قرآن همواره عمل صالح را در كنار ایمان مى آورد و مى فرماید: (الَّذینَ آمَنوُا وَ عَمِلوُا الصّالِحاتِ) و یا مى فرماید: (مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ اَو اُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِن )
(112)، بخاطر آنست كه حُسن فعلى به تنهایى كفایت نمى كند، بلكه حُسن فاعلى نیز لازم است .
دو خاطره
بلال حبشى كه مؤ ذّن پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله بود در گفتنِ جمله ((اَشهَد ان لااله الاّ اللّه )) بجاىِ شین ، سین مى گفت ، زیرا زبانش گیر داشت . مردم این را عیب مى گرفتند، اما پیامبر فرمود: سینِ بلال در نزد خدا شین است .(113)
گرچه در ظاهر كارش ناقص است ، اما چون قصد قربت وحُسن نیّت دارد پاداش دارد.
عبداللّه بن مكتوم ، یكى از یاران مخلص پیامبر و شخصى نابینا بود. روزى این صحابى بزرگ وارد مجلسى شد كه پیامبر و عده اى مشغول گفتگو بودند. او كه افراد جلسه را نمى دید با صداى بلند مشغول صحبت شد. یكى از افراد جلسه به او عبوس كرد و ناراحت شد.
با آنكه براى شخص نابینا، عبوس كردن و لبخندزدن فرقى نمى كند زیرا او نمى بیند، امّا قرآن براى همین عبوس كردن یك سوره نازل كرد و در ده آیه پى درپى شخص عبوس كننده را كوبید.

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65879

راه رسیدن به قرب
رسیدن به قرب الهى و قصد قربت از دو راه است :
یكى شناخت عظمت و مقام خداوند و دیگرى شناخت پوچى و بى اعتبارى غیر او.
قرآن همواره نعمت ها و الطاف الهى را بر بندگان مطرح مى كند تا انسان را عاشق خدا كند. ذكر صفات او، آفریده هاى او، امدادهاى مادى و معنوى او و دهها نعمت بزرگ و كوچك ، همه و همه بخاطر آنست كه محبت و عشق ما را به خدا زیاد كند.
از طرف دیگر آیات زیادى ضعف و پوچى غیر او را شمرده و مى فرماید: غیر او نه عزّتى دارد نه قدرتى ، اگر همه جمع شوند و بخواهند مگسى خلق كنند نمى توانند، جز او چه كسى مى تواند به نداى افراد مضطرّ و درمانده پاسخ دهد؟ آیا درست است كه دیگران را در كنار خدا مطرح كنیم و آنها را همسان و یكسان با خدا بدانیم ؟
خاطره
یكى از مراجع تقلید جهان تشیّع ، آیة اللّه العظمى بروجردى بود. ایشان در ایام سوگوارى در منزلش عزادارى برپا مى كرد. در یكى از این جلسات حال ایشان خوب نبود، لذا در همان اتاق شخصى خود استراحت مى كردند و به صداى سخنران گوش مى دادند.
یكى از حاضران در مجلس عزا مى گوید: براى سلامتى امام زمان و آقاى بروجردى صلوات .
ناگهان دیدند كه ایشان عصاى خود را به در مى كوبد، نزدیكان آقا حاضر شدند و پرسیدند: چه امرى دارید؟ این مرجع بزرگوار فرمودند: چرا نام مرا در كنار نام امام زمان علیه السلام بردید؟ من كه لایق نیستم شما نام مرا در ردیف نام امام ببرید و براى هر دو صلوات بفرستید.
(105)
این مرجع دینى كه نایب امام زمان است حاضر نمى شود نامش در ردیف نام امام معصوم آورده شود، اما بسیارى از ما از روى كج فهمى و بى ادبى ، نام موجوداتى ضعیف و سراپا نیاز و احتیاج را در كنار خداوند قادر مطلق متعال قرار مى دهیم و گویا آنها را در یك ردیف مى دانیم .

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65880

خدا را براى خدا بخوانیم
مى گویند: سلطان محمود غزنوى براى آزمایش درباریانش كه چقدر به او وفادارند، كاروانى به راه انداخت و صندوق جواهرى را بر شترى نهاد اما در آنرا قفل نكرد. در مسیر راه به درّه اى رسیدند او شتر را رَم داد، صندوق برگشت و جواهرات به درّه سرازیر شد. سلطان گفت : هر كس هر جواهرى به دستش رسید از آنِ او باشد، اطرافیان شاه را رها كردند و به سراغ جمع كردنِ درّ و گوهر رفتند.
در این میان دید كه اَیاز جواهرات را رها كرده و به دنبال سلطان آمده است . از او پرسید تو چرا به سراغ جواهرات نرفتى ؟ ایاز در جواب گفت :

منم در قفاى تو مى تاختم
زخدمت به نعمت نپرداختم
آنگاه مولوى از این ماجرا نتیجه گیرى كرده و مى گوید:
گر از دوست چشمت به احسان اوست
تو در بند خویشى نه در بند دوست
خلاف طریقت بود كاولیاء
تمنا كنند از خدا جز خدا
قرآن از كسانى كه خدا را بخاطر خود مى خوانند و فقط در مشكلات به سراغ او مى روند و در غیر آن خدا را فراموش و یا حتى انكار مى كنند، به شدت انتقاد كرده است :
(فَاِذا رَكِبوُا فِى الْفُلْك دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین فَلمّا نَجّاهُمْ اِلىَ الْبرِّاِذاهُمْ یُشْرِكوُن )(102)
هرگاه بر كشتى سوار و در آستانه غرق شدن قرار گیرند، با اخلاص خدا را مى خوانند، اما همین كه به خشكى پا گذاشتند و نجات یافتند مشرك مى شوند.
به هرحال ، كار براى خود، نفس پرستى است .
كار براى مردم ، بت پرستى است .
كار براى خدا و خلق ، دوگانه پرستى است .
و كارِ خود و خلق را براى خدا كردن ، خداپرستى است .
در مناجات مى خوانیم : ((اِلهى ما عَبَدْتُك خَوْفاً مِنْ نارِك وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِك بَلْ وَجَدْتُك اَهْلاً لِلْعِبادَة فَعَبْدتُك ))(103) خداوندا! عبادتِ من نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت توست ، بلكه بخاطر آنست كه تو را شایسته عبادت و بندگى یافتم پس تو را عبادت كردم .
آرى ، این تجّارند كه به طمع سود كار مى كنند و این بردگانند كه از روى ترس ‍ كار مى كنند، آزادگان و اَحرار بخاطر شكر نعمتهاى الهى او را عبادت مى كنند. چنانكه در كلمات معصومین آمده است :
((اِنَّ قَوماً عَبَدوُا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْك عِبادَةُ التُّجارِ وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدوُا اللّهَ رَهْبَةًفَتِلْك عِبادَةُ الْعَبیدِ و اِنَّ قَوماً عَبَدوُاللّهَ شُكْراً فَتِلْك عِبادَةُ الاَْحْرارِ))(104)
به قول حافظ:
در ضمیر ما نمى گنجد بغیر از دوست كس
هردو عالم را به دشمن دِه كه ما را دوست بس
در عشق مادى انسان معشوق را براى خود مى خواهد، اما در عشق معنوى ، انسان خود را براى معشوق . على علیه السلام در دعاى كمیل مى گوید: ((وَاجْعَلْ قَلْبى بِحُبِّك مُتَیَّماً)) خداوندا! قلبم را از محبّت خود لبریز كن .

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65881

خدا را براى خدا بخوانیم
مى گویند: سلطان محمود غزنوى براى آزمایش درباریانش كه چقدر به او وفادارند، كاروانى به راه انداخت و صندوق جواهرى را بر شترى نهاد اما در آنرا قفل نكرد. در مسیر راه به درّه اى رسیدند او شتر را رَم داد، صندوق برگشت و جواهرات به درّه سرازیر شد. سلطان گفت : هر كس هر جواهرى به دستش رسید از آنِ او باشد، اطرافیان شاه را رها كردند و به سراغ جمع كردنِ درّ و گوهر رفتند.
در این میان دید كه اَیاز جواهرات را رها كرده و به دنبال سلطان آمده است . از او پرسید تو چرا به سراغ جواهرات نرفتى ؟ ایاز در جواب گفت :

منم در قفاى تو مى تاختم
زخدمت به نعمت نپرداختم
آنگاه مولوى از این ماجرا نتیجه گیرى كرده و مى گوید:
گر از دوست چشمت به احسان اوست
تو در بند خویشى نه در بند دوست
خلاف طریقت بود كاولیاء
تمنا كنند از خدا جز خدا
قرآن از كسانى كه خدا را بخاطر خود مى خوانند و فقط در مشكلات به سراغ او مى روند و در غیر آن خدا را فراموش و یا حتى انكار مى كنند، به شدت انتقاد كرده است :
(فَاِذا رَكِبوُا فِى الْفُلْك دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین فَلمّا نَجّاهُمْ اِلىَ الْبرِّاِذاهُمْ یُشْرِكوُن )(102)
هرگاه بر كشتى سوار و در آستانه غرق شدن قرار گیرند، با اخلاص خدا را مى خوانند، اما همین كه به خشكى پا گذاشتند و نجات یافتند مشرك مى شوند.
به هرحال ، كار براى خود، نفس پرستى است .
كار براى مردم ، بت پرستى است .
كار براى خدا و خلق ، دوگانه پرستى است .
و كارِ خود و خلق را براى خدا كردن ، خداپرستى است .
در مناجات مى خوانیم : ((اِلهى ما عَبَدْتُك خَوْفاً مِنْ نارِك وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِك بَلْ وَجَدْتُك اَهْلاً لِلْعِبادَة فَعَبْدتُك ))(103) خداوندا! عبادتِ من نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت توست ، بلكه بخاطر آنست كه تو را شایسته عبادت و بندگى یافتم پس تو را عبادت كردم .
آرى ، این تجّارند كه به طمع سود كار مى كنند و این بردگانند كه از روى ترس ‍ كار مى كنند، آزادگان و اَحرار بخاطر شكر نعمتهاى الهى او را عبادت مى كنند. چنانكه در كلمات معصومین آمده است :
((اِنَّ قَوماً عَبَدوُا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْك عِبادَةُ التُّجارِ وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدوُا اللّهَ رَهْبَةًفَتِلْك عِبادَةُ الْعَبیدِ و اِنَّ قَوماً عَبَدوُاللّهَ شُكْراً فَتِلْك عِبادَةُ الاَْحْرارِ))(104)
به قول حافظ:
در ضمیر ما نمى گنجد بغیر از دوست كس
هردو عالم را به دشمن دِه كه ما را دوست بس
در عشق مادى انسان معشوق را براى خود مى خواهد، اما در عشق معنوى ، انسان خود را براى معشوق . على علیه السلام در دعاى كمیل مى گوید: ((وَاجْعَلْ قَلْبى بِحُبِّك مُتَیَّماً)) خداوندا! قلبم را از محبّت خود لبریز كن .

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65882

قصد قربت
قصد قربت ، یعنى نزدیكى به مقام پروردگار، و ناگفته پیداست كه وقتى مى گویند: فلانى به فلان مقامِ كشورى نزدیك است ، مراد نزدیكى مكانى و جسمى و فیزیكى نیست وگرنه پیشخدمت ها از همه نزدیك ترند، بلكه مراد از نزدیكى ، نزدیكى معنوى و مقامى و اُنس است .
انجام كارها براى جلب رضاى خداوند نیز به معناى آن نیست كه خداوند تحت تاءثیر كارهاى ما قرار بگیرد و تغییر حال بدهد، كه در این صورت محلّ حوادث و تغییر مى شود، بلكه قرب به خدا، یعنى بالارفتن روح از نردبان وجود، كه نتیجه اش نفوذ پیداكردن در هستى است . یعنى نزدیك شدن به سرچشمه هستى و او را در دل خود یافتن .
همانگونه كه مراتب وجود در جماد و نبات و حیوان و انسان تفاوت دارد، مراتب انسانها نیز در قرب به سرچشمه هستى متفاوت است و انسان مى تواند تا آنجا به خداوند قرب پیداكند و مقرّب درگاه الهى شود كه خلیفه خدا در روى زمین گردد. عبادت همراه با قصد قربت ، انسان را نورانى تر، كاملتر و با ظرفیت وجودى بیشترى مى گرداند.
همه عبادات و خصوصاً نمازهاى مستحبى نقش مهّمى در این امر دارند، چنانكه در حدیث مى خوانیم :
((
لا یَزالُ الْعَبْد یَتَقَرَّبُ اِلىَّ بِالنَّوافِل ))(97)
انسان مى تواند همواره از طریق نمازهاى مستحبى به خدا نزدیك شود.
نمازِ واجب ممكن است از ترس دوزخ یا قهر خدا انجام شود، امّا نماز نافله نشانه عشق است و رمز اُنس با معبود.

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65883

نیّت

اولین ركن نماز نیّت است .
نیّت ، یعنى آنكه بدانیم چه مى كنیم و چه مى گوییم و براى كه و چه حركت مى نمائیم .
ارزشِ هر كارى به نیّت و انگیزه آنست ، نه فقط صِرف عمل . لذا حساب كسى كه بخاطر حفظ نظم و احترام به قانون ، پشت چراغ قرمز مى ایستد از حساب كسى كه از ترس پلیس یا جریمه مى ایستد جداست . در همه عبادات و خصوصاً نماز، نیّت جایگاه ویژه اى دارد و اصولاً چیزى كه یك كار را عبادت مى كند، نیّتِ الهى آن كار است كه اگر آن نیّت نباشد، هرچه هم ظاهر كار خوب و صحیح باشد، امّا ارزش عبادت ندارد. پیامبر گرامى اسلام در این باره مى فرمایند:
((
اِنَّمَا الاَْعْمالُ بِالنّیّات ))(91)
كارها به واسطه انگیزه ها ارزش پیدا مى كند وبا آنها سنجیده مى شود.
آرى ، فرق مادى یا معنوى بودن یك كار، در تفاوت نیّت ها و هدف هاست .
نیّت خالص
نیّت خالص آن است كه انسان فقط براى خدا كار كند و در عمق جانش هدفى جز او و رضاى او نداشته و از مردم انتظار تشكر یا پاداش نداشته باشد.(92)
نانى كه اهل بیت رسول خدا علیهم السلام در چند شب پى درپى هنگام افطار به یتیم و اسیر و فقیر دادند، ارزش مادّىِ زیادى نداشت ، اما چون خالصانه بود خداوند بخاطر آن یك سوره نازل كرد.

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65884

قداست نماز
قداستِ نماز به قدرى است كه زمانِ اجراى بعضى مراسم مانند قَسم و اداى شهادت ، بعد از نماز قرار داده شده است .
قرآن در سوره مائده آیه 106 مى فرماید: هرگاه كسى در سفر دچار بیمارى شد و در آستانه مرگ قرار گرفت ، دو نفر مسلمان و یا غیر مسلمان را بر وصیّتِ خود گواه گیرد، لكن مراسم اداى شهادت باید پس از نماز باشد، یعنى آن دو نفر پس از اداى نماز حاضر شده و با قسم خوردن شهادت دهند كه فلان مسلمان در مسافرت چه وصیت كرده است .
امروزه مرسوم است كه مراسمِ قسم را در حضور قرآن و با دست گذاردن بر قرآن انجام مى دهند، امّا خود قرآن در این مورد مى فرماید: مراسم قسم پس از انجام نماز باشد!
جامعیّت نماز
خداوند، هم در آفرینشِ تكوینى و هم در دستورات تشریعى عالى ترین و كامل ترین برنامه ها را بكار برده است . مثلاً در آفرینش شیر مادر تمام ویتامین هایى را كه نوزاد نیاز دارد در شیر مادر جمع كرده است .
اگر به آفرینشِ انسان نگاه كنیم مى بینیم آنچه در طبیعت وجود دارد در وجود انسان نیز قرار داده شده است .
اگر در طبیعت صداى رعد است ، در انسان فریاد است .
اگر در طبیعت گیاه و نبات است ، در انسان رویش مو است .
اگر در طبیعت رودخانه است ، در انسان رگهاى ریز و درشت است .
اگر در طبیعت آب شور و شیرین است ، در انسان اشك شور و آب دهان شیرین است .
اگر در طبیعت معادن بسیار است ، در انسان استعدادهاى نهفته فراوان است .

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65885

نماز جعفر طیّار
جعفر طیّار برادر حضرت على علیه السلام است كه در هجرت به حبشه توانست با استدلال و رفتار مناسب خود دل نجاشى و عدّه كثیرى را به اسلام جذب كند و مؤ سّسِ اسلام در قارّه آفریقا شود. او در جنگ موته دو دستش را در راه خدا داد و خداوند بجاى آن دو بال در بهشت به او داد و لذا به جعفر طیّار مشهور شد. هنگامى كه جعفر از حبشه بازگشت ، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به او فرمود: آیا مى خواهى هدیه با ارزشى به تو عطا كنم ؟ مردم گمان كردند كه حضرت مى خواهد طلا یا نقره اى به او بدهد و لذا هجوم آوردند تا هدیه پیامبر را ببینند. اما پیامبر فرمود: نمازى به تو هدیه مى كنم كه اگر هر روز آنرا انجام دهى ، از دنیا و آنچه در دنیاست براى تو بهتر باشد و اگر هر روز یا هر جمعه یا هر ماه یا هر سال بجاى آورى ، خداوند گناهان بین دو نمازت را (گرچه یكسال باشد) بیامرزد.
این نماز به سندهاى معتبر از شیعه و سنّى نقل شده است و نام اِكسیر اعظم و كبریت احمر به خود گرفته است .
امام صادق علیه السلام مى فرماید: هرگاه مشكل یا حاجتى داشتید پس از خواندن نماز جعفر دعا كنید كه انشاءاللّه مستجاب مى شود. نحوه این نماز در اوایل مفاتیح در اعمال روز جمعه پس از ذكر نمازهاى امامان معصوم آمده است .
البتّه این نماز یكى از دهها نماز مستحبى است كه براى رفع مشكلات وارد شده است . اخیراً كتابى تحت عنوان نمازهاى مستحبى تاءلیف شده كه حدود سیصدوپنجاه نماز مستحبى را با اسم و رسم آورده است و این خود از اهمیت نماز است كه اینهمه تنوّع دارد و بهر مناسبتى نمازى وارد شده است .

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65886

درجات عبادت
اگر از كودك سؤ ال كنیم پدر و مادرت را براى چه دوست دارى ؟ مى گوید: بخاطر خرید شیرینى و لباس و كفش ! امّا اگر از یك جوان سؤ ال كنید چرا آنها را دوست دارى ، مى گوید: والدین نشانه هویت و شخصیت من و مربّى و دلسوز من هستند.
اگر رشد فرزند بیشتر شود، اُنس با والدین براى او لذّت بخش تر است و دیگر به فكر كفش و كلاه نیست و چه بسا فرزندانى كه خدمت به والدین را وسیله قرب و كمال خودشان مى دانند و بالاتر از مادیات فكر مى كنند.
پرستش و عبادت خدا نیز اینچنین است و هركس به دلیلى خدا را عبادت مى كند. عبادت مراحلى دارد:
گام اوّل : گروهى خدا را بخاطر نعمتهایش عبادت مى كنند تا شكر او را بجاى آورند. چنانكه قرآن نیز خطاب به عمومِ مردم مى فرماید:
(فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ ه ذَا الْبَیْت الَّذى اَطْعَمَهُم مِنْ جوُعٍ وَ آمَنَهُم مِنْ خَوْفٍ)
(
پس پروردگار این خانه را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.
گام اوّل عبادت كه ما نامش را عبادتِ شكر مى گذاریم ، درست مانند علاقه كودكى است كه والدینش را بخاطر خرید كیف و كفش و شیرینى دوست دارد!
گام دوّم : در این مرحله ، انسان به خاطر آثار و بركاتِ عبادت ، خدا را پرستش ‍ مى كند و توجه به آثار روحى و معنوىِ نماز دارد چنانكه قرآن مى فرماید: (اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنكَر)
(مانا نماز انسان را از بدى ها و منكرات بازمى دارد.
این مرحله از عبادت را كه ما عبادتِ رشد مى نامیم ، به مانند علاقه جوانى است كه پدر و مادر را بخاطر آنكه معلّم و مربّى او بوده اند و او را از انحرافات و خطرات حفظ كرده اند احترام مى كند.
گام سوم : كه بالاتر از مراحل قبلى است آنجاست كه خداوند به حضرت موسى مى فرماید:
(اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى )
نماز را بخاطر یاد من بجاى آر
حضرت موسى كه نماز را بخاطر آب و غذا نمى خواند، بخاطر دورى از فحشاء و منكرات هم نمى خواند، زیرا او اصولاً از شكم پرستى و منكرات دور است . او پیامبر اولوالعزم است و نماز را بخاطر اُنس با خدا و یاد خدا بجاى مى آورد. براى اولیاى خدا اُنس با او بهترین دلیل براى عبادت است .
آرى این كودكانند كه در بالاى مجلس نزد بزرگان مى نشینند تا بهتر پذیرایى شوند! اما افرادى هستند كه كنار بزرگان نشستن را بخاطر استفاده هاى معنوى انتخاب مى كنند و كارى به پذیرایى ندارند، براى آنها همین اُنس با دانشمند یك ارزش است .
گام چهارم : این مرحله كه بالاترین و برترین مراحل عبادت است ، عبادت براى شكر و رشد و اُنس نیست ، بلكه براى قرب است ، قرب به خدا.
در قرآن چهار آیه داریم كه هركس آنها را بخواند واجب است سجده كند. در یكى از آنها همین مساءله قرب بواسطه عبادت مطرح شده است . آنجا كه مى فرماید:
(وَاسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ)
سجده كن و به او قرب پیدا كن .
بهر حال عبادت درجات و مراحلى دارد كه بر اساس درجاتِ معرفت و ایمان افراد فرق مى كند.

شنبه 27/7/1387 - 14:9 - 0 تشکر 65887

عبادت و ولایت
عبادت زمانى ارزش دارد كه سطحى نباشد، بلكه همراه با شناختِ رهبر آسمانى و ولایت او و همراه با خشوع و آداب مخصوص خود باشد.
حضرت على علیه السلاّم گرفتار یك عدّه نماز خوانِ خشك مقدس بود كه در تاریخ بنام مارقین و خوارج معروفند. كسانى كه پیشانى آنها بخاطر سجده هاى طولانى و مكرّر پینه بسته بود، امّا در برابر على علیه السلام قیام كردند و بر او شمشیر كشیدند. در روایات مى خوانیم كه وقتى امام زمان علیه السلام ظهور كنند گروهى از مساجد علیه آن حضرت حركت خواهند كرد.
گمان نكنید آنها كه براى كشتن امام حسین به كربلا آمده بودند همه تارك الصلوة بودند، بلكه نماز جماعت مى خواندند! و خود یزید و معاویه پیشنماز بودند!
آرى عبادتى كه همراه با جهالت باشد، كشتنِ عابدترین مردم را در محرابِ عبادت ، بزرگ ترین عبادت مى داند و با قصد قربت براى كشتن على علیه السلام مى رود!
نه فقط نماز كه سایر عبادات نیز باید همراه با معرفتِ رهبر حق و اطاعت از او باشد، لذا در روایات آمده كه خداوند حج را واجب كرد تا مردم دور خانه او جمع شوند و در این مركز اجتماع با امامان معصوم ارتباط برقرار كنند. اما امروزه میلیون ها نفر گرد كعبه مى گردند، و به خاطر نداشتن رهبر آسمانى از هم گسیخته اند و با داشتن مركز وحدت و اهرمهاى اقتصادى از عدّه اى یهودى توسرى مى خورند!
آرى اسلام مجموعه اى است كه تجزیه بردار نیست . نماز بدون پذیرفتن ولایت قبول نیست ، نماز بدون پرداخت زكوة قبول نیست چنانكه انفاق بدون نماز نیز پذیرفته نیست .
دستورات اسلام مثل اعضاى بدن است كه هیچیك جاى دیگرى را نمى گیرد، نه چشم كار گوش را مى كند و نه گوش كار دست را. در اسلام نیز خواندن نماز جاى زكوة را نمى گیرد، چنانكه هیچیك از این دو جاى جهاد و مبارزه در راه خدا را پر نمى كنند. بلكه مجموعه اینها اسلام است .

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.