• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 3910)
شنبه 26/5/1392 - 17:39 -0 تشکر 634174
فرهنگ لغت مازندرانی(حرف گ)

http://tabarestan.ir/


زبان طبری یكی از زبانهای بازمانده از زبانهای كهن پهلوی ، سانسكریت و... است و ریشه در تاریخ دیرپای جهان دارد و هرگونه غفلت و سهل انگاری در حفظ این میراث در معرض خطر، می‌تواند بخشی از پیشینه ایران كهن را به مخاطره بیاندازد. د ر رابطه با زبان طبری، سیاحان و مستشرقان و اندیشمندانی چون "ملگونوف"، "خودزكو"، "درن" و... به تحقیق و مطالعه درباره این زبان پرداخته‌اند. این امر بیانگر ارزش و اعتبار زبان طبری بوده و سبب شده تا افراد بیگانه نیز در مورد این زبان به تحقیق بپردازند. گوناگونی گویش‌های مازندرانی به حدی است كه این تفاوت از محله‌ای به محله دیگر در شهرها و روستاهای مازندران كاملا مشهود می‌باشد هر یك از گویش‌های مازندرانی دارای لهجه خاص، اصطلاحات و فرهنگ مربوط به خود را داشته و با فرهنگ و زبان مختلف گفت وگو می‌كردند. نداشتن آشنایی اولیه با زبان مازندرانی موجب شده كه سایر استانهای كشور به ویژه تهرانی‌ها آن را با زبان گیلانی اشتباه بگیرند در حالی كه تفاوتهای عمده‌ای بین این دو زبان وجود دارد. این فرهنگ لغت اساس ان بر کتاب فرهنگ لغات تبری تالیف دکتر اشرفی میباشد تا کنون شامل حدود 35000 کلمه میباشد که برای هر کلمه فارسی ، معنی اصیل مازندرانی و گویش آن کلمه در شهرهای ساری ، یهشهر ، بابل ، آمل ، سوادکوه و تنکابن همراه بات آوانگاری هرکدام در دو ویرایش جستجوی فارسی به مازندرانی و مازندرانی به فارسی برای علاقه مندان جمع آوری شده است.
در این مبحث حرف گ

يکشنبه 27/5/1392 - 11:7 - 0 تشکر 634411

گائن gaaen ۱گاوآهن ۲قسمت شیار کننده ی خیش
گابزه یره faabzire نوعی گیاه شبیه زیره که خوراکی نیست
گاترمه gaaterme ۱افسار گسیخته ۲حرفی از روی بی خردی زدن – یاوه
گاج gaaj دیوانه خل
گاجمه gaajome خیش گاوآهن
گاجمه تیر gaajme tir چوب بلند خیش که بر گردن حیوان وصل شود
گاجمه دسه gaajme dasse دسته ی گاوآهن
گاچ گاچ gaach gaach گشاد گشاد
گاخسه gaa Khese مکانی مسطح در گاوسرا جهت خوابیدن گاوها و دوشیدن آن ها
گادار gaadaar خویش
گادا گادا gaadaa تحریف خدا – خدا واژه ای است که هنگام بازی با کودکان به کار ...
گادر gaader زمان گاه وقت
گا در گا gaa dar gaa بدتر خیلی بدتر
گادک gaadek گوساله گاومیش
گادوش gaadoosh ظرف شیردوش ۲ظرف مسی که لبه ی آن پهن است – فردی که بتواند ...
گته اننا gate enenaa لک لک بزرگ
گاذر gaazer ۱محل عبور گذر جای گذر کردن ۲گدار،محلی از رود که به سبب عمق ...
گاذر سر gaazer sar سرگذر
گاذر هکاردن gaaze hekaarden عبور کردن – گذشتن
گاذری gaazeri گذر کردن اتفاقی – گذری
گاذشت gaazesht گذشت – بخشش
گارا گار gaarraa gaar پشت سرهم و با شاب
گارجی gaarji گرجی اهل گرجستان،که شاه عباس اول بخشی از آنان را در مناطق ...
گاردمال gaardemaal نوعی گیاه مردابی
گاردن gaarden ۱برگشت هر چیز ۲گرداننده
گارده gaarde کلیه قلوه دل و جرأت – توان و بردباری و شکیبایی
گارده دار gaarde daar با شهامت – با جرات
گارده دار gaarde daar گرز
گارزندی gaar zondi دو زانو
گار زندی بزئن gaar zondi bazoen دو زانو نشستن
گارس gaars ۱نوعی پارچه که از آن چارقد تهیه شود ۲ارزن
گارسنه gaaresni گرسنگی
گارسنی gaaresni گرسنگی
گراگ gaarg گرگ
گارگار gaar gaar ۱صدای آتش تند – گرگر آتش ۲پیوسته – پیاپی
گارگه خو gaarge Kho مست خواب
گارگه زن gaarge zan نام گیاهی پیچنده و بالا رونده
گارم gaarm ران
گار ماستی gaar maasti غذایی که از شیر و ماست و برنج تهیه شود
گارم په gaarme pe کشاله ی ران
گارمه دیم gaarme dim قسمت داخلی ران – جایی که عضله های و ران به هم ساییده شوند ...
گارن gaarn درختچه ای جنگلی
گارو gaaro گرو،رهن
گارو بیشتن gaaro beyeshten گرو گذاشتن
گارون بویین gaaron baviyen گران شدن

يکشنبه 27/5/1392 - 11:7 - 0 تشکر 634412

گاره gaare ۱گره بندی ۲غنچه ۳گهواره
گاره gaare ۱فریاد ۲آوای رسا به قصد آگاه نمودن افراد دور از همدیگر
گاره گاره gaare gaare ۱سخن بیهوده ۲ حرف مفت هیاهو برای هیچ
گاره گاره هاکردن gaare gaare haakerdan بیهوده سر و صدا کردن
گاز امبور gaaz amboor گاز انبر انبر
گاز بزوئن gaaz bazooen گاز زدن
گاز بیتن gaaz bayten گاز گرفتن
گازران gaazeraan ۱گذران کردن ۲با معاش اندک ساختن
گازر گلییه gaazer gaaliye گذر و راه
گازو gaazoo آدمی که دندان های پیش آمده دارد
گازه gaaze ۱مجموعه ی دندان ها – دندان های جلو ۲آراواره
گازی gaazi ۱قسمت انتهایی خیار ۲بیماری عصبی و کج شدن موقتی چانه که در ...
گازی gaazi ۱نوعی پشه ی بزرگ ۲ورم و آماس قسمتی از صورت و کشاله ی ران
گازی بچرده gaazi bacherde بید زده
گازی دنون gaazi denoon دندان های تیز جلوی دهان که در ردیف نامنظم قرار داشته و اغلب ...
گاژ گل gaazhgel جیجاق – نام پرنده ای است
گاسبن gaasben گوسفند
گاسبند gaasbend گوسفند
گاسره gaa sare به نوی نی گفته می شد که در کارگاه بافندگی قدیمی نح را به دور ...
گاسفند gaasfend گوسفند
گاسن gaasen ۱گذاشتن – فرو کردن در چیزی ۲نزدیکی کردن
گاش لاک gaash laak کاسه ی بزرگ چوبی
گاشنه gaashne گرسنه
گافه gaafe ۱جفت،همتای جنسی نر یا ماده –جفت بچه ۲پایه و اساس ۳محل استقرار ...
گافه gaafa پی عمیق دیوار گودی بن چیزها
گافه ره گم هکاردن gaafe re gom hekaarden نشانه و جایگاه چیزی را از میان بردن
گاگا gaagaa ۱برادر ۲سوغات برای بچه ها
گا گندله کنک gaa gondele konak نوعی سوسک سرگین غلتان
گاگور gaagor نوعی شیپور که از پوست درختان تهیه شده و جهت خبررسانی مورد ...
گال gaal ۱کیسه یاگونی بافته شده از الیاف پشمی خصوصا پشم بز ۲نوعی ...
گال gaal ۱گل و گیاه ۲رتیل
گال gaal ۱بیماری برص لک های روی پوست ۲کیسه ی زغال ۳دفعه مرتبه ۴ظرف ...
گال آب پاش هکردن gaal aab paash hekorden آب پاشی کردن
گال انار gaal enaar انار سرخ رنگ با طعم ترش و شیرین
گال باغ gaal baagh ۱باغ گل ۲مرکز هر چیز
گل باغ gel baagh ۱خال خالی ۲مرغ خال خالی
گال بزوئن gaal bazoen ۱دو پارچه را با نخ و سوزن به هم وصل کردن و کوک های درشت زدن ...
گال بنشه gaal baneshe گل بنفشه
گال بواره gaal bevaare ۱گل ببارد در مقام تحسین و آفرین گوینند ۲ به عنوان سخریه به ...
گال به گال gaal be gaal گاهی اوقات
گال پر gaal par ۱گل پر ۲برگ گل
گال پرجن gaal parjen گل پنبه که هنگام شکفتن به رنگ های مختلف در آید
گالخت gaalaKht گلخن
گالخن gaal Khan گلخن
گال دسته gaal daste ۱گلدسته مناره ی مسجد ۲دسته ی گل
گال دشنین gaal desheniyen گل افکندن بر قالی و گلیم و بافتن آن
گالدم gaaldam ظرفی است چوبی و مدرج به شکل ملاقه که برای اندازه گیری حجم ...
گال دنگوئن gaal dengoen ۱سرخ شدن ۲سرخ شدن صورت
گال دوجی gaal dooji گل دوزی
گال دینگئن gaal dingoen سرخ شدن – گل انداختن صورت

يکشنبه 27/5/1392 - 11:7 - 0 تشکر 634413

گال سر شور gaal sar shoor ۱گل ختمی – گل سرشور هم گویند ۲سفیداب
گالش gaalesh ۱گاوچران – چوپان گاو دار ۲کفش لاستیکی زنانهدر سانسکریت ...
گالش انگیر gaalesh angir گیاهی دارویی که نام علمی آن saoocoosigraمی باشد – انگورکوهی
گالش بنه gaales bene جایگاه گالش ها
گالش تقوم gaalesh taghvem نوعی گیاه که در بهار روید
گالش تقویم gaalesh taghvim تقویم گالشی و باستانی تبرستان
گالش کلا gaalesh kelaa ۱از توابع شهرستان ساری ۲از توابع گیل خواران قائم شهر ۳از ...
گالش گو gaalesh go گاوی که در جنگل به وسیله گالش نگهداری شود
گالش لاک gaalesh laak ظرفی چوبی پایه دار،پهن و گود که گالش ها در آن غذا خوردن
گالش مله gaalesh male ۱از توابع یخکش بهشهر ۲از توابع رامسر
گالشی gaaleshi گاوبانی شغل نگاهداری گاو
گال کاردن gaal kaarden ۱گل کردن،شکوفا شدن
گالک پر gaalek par گلپر
گال گال gaal gaal سرخ شدن متناوب صورت در اثر تب یا زیبایی یا شرم و حیا
گال گو زوان gaal go zevaan گل گاو زبان
گل گاو زوون gel gaav zevoon گل گاو زوون
گال مال بازی gaal maal baazi الک دولک
گال مال چو gaal maal choo دو قطعه چوب کوتاه و بلند مربوط به بازی الک و دولک
گال مخ gaal meKh ۱میخی که به دیوار کوبند و روی آن چیزی آویزند ۲میخ آهنی بسیار ...
گالمه gaalme ۱گل کلاه ۲تزیین بافه ای کلاه کودکان
گالمه گالمه gaalme gaalme ۱بوته ای ۲پاره ای از هر چیز ۳دسته دسته
گالنج gaalenj جوال دوز
گالنگ gaalang دو شاخه ی متصل به سبد و زنبیل میوه چینی
گالنگ gaalang قلاب چوبی که با آن آب از چاه کشند
گال نماشن gaal nemaashon گونه ای گل که از شب هنگام تا بامداد شکوفه اش بازمانده و بعد ...
گالوج gaalooj جوال دوز
گال ولگی gaal valgi گونه ای بیماری که بدن سرخ شده و جوش های نرم و کوچکی در آن ...
گاله galle ۱گلوله ۲توده – بسته ی کلاف شده
گاله gaale ۱نوعی علف هرز که جهت پوشش گیاهی بام مورداستفاده قرار گیرد ...
گاله بار gaale baar شکوفه ی پنبه
گاله بسر gaale be sar خانه ای که سقفش با گاله یا گالی پوشیده شده است
گاله چور gaale choor گل همیشه بهار
گال هدائن gaal hedaaen سرخ شدن – گل انداختن
گال هکاردن gaal hekaarden ۱جوانه زدن ۲شکوفا شدن – شکفتن
گاله گاله gaale gaale ۱جای جای ۲گله گله کپه کپه
گاله هدائن gaale hedaaen برخاستن دود و غبار ناگهانی از مکان یا چیزی
گاله هکاردن galle hekaarden ۱گلوله کردن ۲لفظی که در مقام تعرض به نوع غذا خوردن کسی گویند ...
گالی gaali ۱ساقه های گیاه مردابی که برای پوشش بام به کار رود ۲خرده کاه ...
گالی بویین gaali baviyen ۱بریده شدن ۲دونیم شدن ۳شکستن دست یا پا
گالی پوش gaali poosh شیروانی پوشیده از ساقه های گیاهی
گالی کومه gaali koome آلونکی که با ساقه ی گیاه مردابی پوشانده شده باشد
گالی گالی gaali gaali قطعه قطعه کردن چوب های کلفت
گالیله gaalile گلوله
گالی مار بازی gaali maar baazi نوعی بازی بومی
گالینگا gaalingaa
گالینگا gaalingaa ۱قدم ۲گم ناپیدا
گامش gaamesh گاومیش
گام و گور gaam o goor مفقود گم
گان gaan ۱پستان گاو ۲جان
گاندل gaandel ۱غلت در سرازیری ۲آلت تناسلی زن

يکشنبه 27/5/1392 - 11:7 - 0 تشکر 634414

گاندل بییتن gaandel bayiten غلتیدن
گاندله gaandele گرد،مدور
گاندله بویین gaandele baviyen ۱کلاف شدن گرد شدن ۲درهم پیچیدن
گاندل هدائن gaande hedaaen غلتاندن
گانده gaande ۱گلوله کرده ۲چانه ی خمیر ۳درشت
گانده gaande چانه ی خمیر
گانده بزوئن gaande bazoen ۱گلوله کردن کاه و گل برای چیدن دیوار ۲خمیر را به صورت چانه ...
گانده گیر gaande gir چونه گیر نان
گاندی gaandi ستبری کلفتی
گانگ gaang ۱لوله ی سفالی ۲پالانه ۳گیج و سردرگم ۴ناشنوا
گانگ سر gaanegsar از توابع شهرستان رامسر
گانگول gaangool غلت
گاوان کلا gaavaan kelaa ۱از توابع گنج افروز شهرستان بابل ۲از توابع بابل کنار شهرستان ...
گاوبارگان gaav baaregaan نسبت این خاندان به جاماسب پسر پیروز و برادر بلاش و کواذ(قباد) ...
گاوبر gaavbar از توابع سه هزار واقع در منطقه ی تنکابن
گاوپشته gaav poshte از توابع خرم آباد شهرستان تنکابن
گاو پل gaav pol از توابع خرم آباد شهرستان تنکابن
گاوپوستی gaav poosti این مکان محل مدرسه و دخمه ی اسپهبدان باوندی در ساری بوده ...
گاو دشت gaav dasht نام قسمتی از زمینهای کشاورزی دشت سر از بخش مرکزی شهرستان ...
گاودم لافند gaavdom laafend طناب بافته شده از موی دم گاو
گاورمک gaav ramak از توابع واقع در منطقه ی رامسر
گاو زن محله gaav zan mehalle از توابع بندپی بابل
گاوزیره gaav zire زیره ی کوهی
گاولنگر gaav langer از روستاهای شهرستان بابل
گاور gaavoor نام محلی در تنکابن که راه سه هزار از آن می گذرد
گاهره gaahre گهواره
گاهره لـله gaahre lale نی کوتاهی در گهواره ی نوزاد برای هدایت ادرار کودک به ظرف ...
گاهره هلاکنیئن gaahre helaakenian تکان دادن گهواره
گاه ری gaahrey گاهی
گاهن gaahan گاوآهن
گئراز goeraaz ۱خوک گراز ۲دندان بلند خوک
گئربه goerbe گربه
گئربه وچه goerbe vachche بچه ی گربه
گئردمال goerdemaal از انواع گیاه دارویی
گئر ماست goer maast نوعی غذا که از آمیختن و مخلوط کردن برنج پخته شده با شیر و ...
گئر وچه goer vache بچه ی گربه
گئم goem ۱قد بلند ۲گام بلند
گئندله نخ goendele naKh گلوله ی نخر – نخ کلاف شده
گئنگ لوه goeng lave دیگ بزرگ که برای پختن برنج مورد استفاده قرار گیرد
گبر gabr زرتشتی
گبر gaber ابیا از خانواده ی آب چلیک
گبر کتی gabre keti خاکریز دستی و اثری قدیمی در گیل محله ی دشت سر واقع در منطقه ...
گبلک gebelak قارچ خوراکی
گپ gap سخن
گپاس goppaas صدای افتادن ناگهانی
گپ گپه gap gape ۱گفتگو ۲به گوش رسیدن صدای گفتگوی دیگران همهمه
گینگنی فنی gingeni feni کسی که تو دماغی حرف بزند
گپه گپه gappe gappe آوایی که از گفتگو پدید آید
گپه گپه هکاردن gappe gappe hekaarden ۱حرف زدن ۲بیهوده حرف زدن

يکشنبه 27/5/1392 - 13:43 - 0 تشکر 634454

گت gat بزرگ
گتاب gataab نام روستایی در شهرستان بابل
گتاره getaare ۱سر به سر گذاشتن ۲سخن گفتن از روی حقد و حسددرباره ی کسی یا ...
گتاره getaare بحث و جدل،بگومگو
گتاره هاکردن getare haakerden ۱جر و بحث کردن ۲سر به سر گذاشتن
گتاسری gataa serey مرتعی جنگلی در حومه ی شهرستان نوشهر
گت اشکم gat eshkem شکم گنده
گت اشکمبه gat eshkembe ۱شکم گنده ۲مرحله ای از رشد برنج
گته اننا gate enenaa لک لک بزرگ
گت با gat baa پدربزرگ
گت بانو gat baanoo کدبانو زن خانه دار
گت ببا gat babaa ۱بابا بزرگ ۲بابا ۳در تحقیر افراد ابله،ساده و عامی به کار ...
گت برتیم gate bertim ۱شکم گنده ۲مرحله ای از رشد برنج
گت بین gat bayyen رشد و نمو کردن
گت پر gat per ۱بابا بزرگ ۲بابا
گت پی یر gat piyer پدر بزرگ
گت تر gatter ۱بزرگتر ۲درشت تر
گت ترین gat terin بزرگترین
گت تلا سر gat telaa sar مرتعی در لفور شهرستان سوادکوه
گت جنده کا gat jondekaa گاونر اخته ی درشت اندام که برای بارکشی مورد استفاده قرار ...
گت جونکا gat joonnekaa گاو نر جوان و جنگنده
گت چشم gat cheshm چشم درشت
گت چشمه gat cheshme ۱روستایی از دهستان عشرستاق هزار جریب واقع در منطقه ی بهشهر ...
گت چله gat chelle چله ی بزرگ – چهل روز اول زمستان
گت حرف زئن gat jarf zan کسی که حرف درشت زند – درشت گو
گت خانه gat Khaane اتاق بزرگ
گت دره gat darre دره ای در منطقه هزار جریب شهرستان بهشهر
گترکا gaterkaa دره ای در آلاشت واقع در منطقه ی سوادکوه
گترک gatrem از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
گترونه gatteroone حق بزرگتری
گتره gotre سخن بیهوده
گت شان gat shaan الک درشت سوراخ مخصوص برنج و آرد
گت فا gat faa نیا جد
گت کانده gat kaande ۱چند ستون میانی که به عنوان حمال در زیرپوشش بام به کار رود ...
گتکش gatkash از توابع خیررود کنار شهرستان نوشهر
گت کفشگر کلا gate kafshger kelaa از توابع علی آباد شهرستان قائم شهر
گت کلا gat kelaa از توابع بندپی منطقه ی واقع در بابل
گت کو gat koo از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
گت کوتی gat kooti قله ای به ارتفاع ۲۲۲۶ متر در کلاردشت چالوس
گت کیله gate kile نهری قدیمی که آب زراعتی لرگان و پول کجور را تأمین می کند
گت گته بئوتن gat gate baooten ۱حرف های خارج از حدود دانایی و توانایی خود بر زبان راندن ...
گت گتی کاردن gat gati kaarden ۱خود نمایی کردن ۲سرپرستی کردن ۳نقش کاذب مهتران را ایفا نمودن ...
گت لوه gat lave دیگ بزرگ
گت مار gate maar مادر بزرگ
گتمسو gotemosoo کسی که به اصرار زیاد تن به کاری دهد
گتن geten گفتن
گتنا gatenaa بزرگ،بزرگی
گت ننا gat nenaa ۱مادر بزرگ ۲مادر بزرگ مادری
گتو gatoo از توابع زیرآب واقع در منطقه ی قائم شهر
گت و گانده gato gaande درشت و بزرگ – ناهموار

يکشنبه 27/5/1392 - 13:45 - 0 تشکر 634455

گته gate بزرگ
گته برتیم gate bertim شکم گنده
گته پل gate pal گل بابا آدم خود رو و جنگلی
گته تیج دم gate tij dom فیلوش – از انواع اردک
گت هکاردن gat hekaarden ۱بزرگ نمایی کردن ۲پروراندن
گته کتار gate ketaar چانه دراز
گته کش gate kesh مدفوع
گته کله gate kalle سر بزرگ
گته گته gate gate ۱بسیار بزرگ ۲سخنان درشت
گته گته gete gete شایعه
گته مار gate maar مادربزرگ
گت همند gate hemend ۱زمین هموار با وسعت زیاد ۲از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در ...
گته موزی gate moozi شاه بلوط – بلوط کهن سال
گته هوتو gate hoto غاری است در شرق کوسان در سامان دهکده های کوسان و تروجن بهشهر،دهنه ...
گتی gati بزرگی،مهتری
گتی گتی هاکردن gati gati haakerdan ۱بزرگی و سروری کردن ۲لاف زدن – حرف های بیهوده زدن
گتین گنا gatin genaa خیلی بزرگ
گج gej آمادگی سگ ماده برای جفتگیری
گج gej ۱آشفته نامرتب ۲نوعی بیماری صرع در گوسفند ۳گیج
گج رگ geje rag ۱محل حساس سر ۲شقیقه
گج گا gej gaa گیج گاه
گجلون gejloon موی فر – مجعد
گجه geje ۱تراشه ی هر چیز که برنده باشد ۲قسمت انتهایی فرش که بافته ...
گجه goje گوجه فرنگی
گجه جار goje jaar زمین مخصوص کاشت گوجه فرنگی
گجه هکاردن geje hekaarden جدا کردن نخ از پارچه یا هرچیز بافته شده
گچال gechaal نام محلی در حوزه ی آلاشت شهرستان سوادکوه
گچ دره gach darre مرتعی در روستای میان رستاق شهرستان کتول
گچه geche واژه ای که برای راندن گاو و گوساله بر زبان رانند
گدار gedaar زمان موقع
گدار godaar کولی
گدار تپه godaar tappe تپه ای در بهشهر
گداز godaaz کزاز
گدا گدول gedaa gadool ۱تهیدست ۲به طور کنایی به افراد خسیس و بی گذشت گویند
گدا گشنه gedaa geshne ۱گدا تهیدست ۲در مقام تحقیر به آدم های نوکیسه گویند
گدانی godaani جای بدبو و متعفن
گدر goder موقع هنگام
گد ننه gad nane مادر بزرگ پدری
گدورما godoor maa گره بزرگ شبیه به سر گرز که در شاخه ی درخت و امثال آن پدید ...
گدوش gedoosh شیردوش مسی با دهانه پهن
گدوک gadook نام گردانه ای در میانه ی راه فیروزکوه و سوادکوه
گده gode برآمدگی
گذشت چال gezasht chaal دره ای در کلاردشت چالوس
گر gar ۱زمین بی آب و خشک ۲از بیماری های پوستی که در اثر آن موی بدن ...
گر gor ۱مشت ۲زبانه ی آتش
گر ger ۱گره ی ریسمان ۲گره های چوب
گراچک geraachek نام مرتعی درلفور واقع در شهرستان سوادکوه
گرار geraar گوسفندی که زیرگلویش سیاه و سفید است
گراز garaaz ۱شیب دامنه ی کوه در ارتفاع پایین کوه ۲زمینی که دارای درختچه ...

يکشنبه 27/5/1392 - 13:46 - 0 تشکر 634460

گراز geraaz گونه ای بیل فولادی
گراز بن garaaz ben مرتعی جنگلی در حومه ی شهرستان نوشهر
گرا کو garaa koo از روستاهای واقع در منطقه ی تنکابن
گراگر geraa ger ۱پشت سرهم ۲پیاپی
گرام گو geraame goo ۱رک گو ۲بی ملاحظه
گرامه جان geraame jaan از توابع کلارستاق چالوس
گرانک geraannek از توابع میان رود واقع در شهرستان ساری
گراودین تپه geraavdin tappe تپه ای قدیمی و دست ساز در شمال گلوگاه بهشهر
گرایلی geraayli نام طایفه ای ترک نژاد و مهاجر در مازندرانگرایلی ها توسط ...
گرباز gerbaaz نوعی بیل با ساختار مستطیلی شکل جهت کندن ریشه ی درختان ستبر ...
گربان garbaan گریبان یقه
گر بزوئن ger bazooen گره زدن
گربییتن ger bayiten ۱عملی برای رفع پیچش شکمدر این شیوه ی درمان بیمار دراز کشیده ...
گرپلس ger peles زایده های و برآمدگی چوب دستی یا شاخه ی درخت
گرپه گرپه gerappe gerappe ۱گروه گروه ۲پیوسته – همواره – پی در پی
گرج gerj ریگ های درشت زرد رنگی که در یکی از لایه های زمین باشد
گرجی gorji قوم گرجی از اقوام همسایه ی ایران و در ادوار گذشته خاک آنان ...
گرجی garji ۱آبله گون ۲زندگی
گرجی پل gorji pel از توابع رودپی شهرستان ساری
گرجی کیسه garji kise کیسه ی کتانی
گرجی محله gorji mahalle نام مکان و رودخانه ای که از ارتفاعات ششصد و پنجاه متری دامنه ...
گرجینگ gerjing سرشاخه ی درهم پیچیده ی درختان
گرجی وره garji vare بره ی خال خالی سیاه و سفید
گرچ garch ۱کوزه یا سبدی قدیمی که از آن برای ماهی گیری استفاده می کردند ...
گرچ gerch محصور شده حصاره شده
گرچ gerch ۱سرحال ۲چابک و توپر ۳بهم چسبیده
گرچله چال garchele chaal مرتعی در اطراف شهرستان تنکابن
گرچم gorchem ۱کبوتر طوقی ۲دو یا چند میوه ی چسبیده به هم
گرچو garchcho آب گچ – مایع رنگی که از گل سفید به دست آید و برای اندودن منافذ ...
گرختن goroKhtan گریختن – فرار کردن
گرداب gerdaab گرداب
گردالو gerdaaloo فرفره
گردان گردان کاردن gerdaan gerdaan kaarden منتظر فرصت بودن
گردبست gerde bast زمین حصار شده
گرد بیج gerd bij ماهی شکم پر که به طرزی خاص و بدون استفاده از روغن بر روی آتش ...
گرد چشم gerde cheshm کسی که چشمانی گرد و کوچک دارد
گرد داشتن gerd daashten ۱جمع کردن ۲مواظب بودن
گردرو gardaroo زیوری نقره ای که با سنجاق به روسری بندند
گرد رودبار gerd roodbaar از توابع بندپی شهرستان بابل
گردسوز gerd sooz ۱لامپا ۲چراغ نفتی
گردشی gerdeshi ۱فروشنده ی دوره گرد – پیله ور ۲هرزه گرد
گردشی gerdeshi ۱زمین و ملک مدور ۲تفریح – گردش – آدم اهل سفر و گشت و گذار ...
گردشی gerdeshi از توابع کلیجان رستاق شهرستان ساری
گردک gerdok نام دهکده ای در کلارستاق واقع در چالوس
گردکتی gerde koti از مراتع لنگای شهر عباس آباد تنکابن
گردگو gerdego مرعی است در اطراف شهرستان تنکابن
گرد گوشی gerde gooshi شیوه و فرمی سنتی در بستن روسری
گردله gerdele گرد و مدور
گردم جار gerdeme jaar ۱چهارزانو ۲شستن با پاهای جمع شده

يکشنبه 27/5/1392 - 13:48 - 0 تشکر 634463

گردن gerden گردن
گردن بری gerden beri از روستاهای شهرستان بابل
گردن بند gerden band ۱نوعی گره زدن،بطوریکه سر کیسه را جمع نموده و با طنابی آنرا ...
گردن بییتن gerden baiyten قبول کردن – پذیرفتن
گردن پشت gerden pesht پشت گردن
گردن چالکا gerden chaalekaa گودی پشت گردن
گردن دکت gerden daket ۱وبال ۲اصرار کننده – لج کننده ۳ناتوانی
گردن دکته gerden dakete ۱تحمیل شده ۲لج کننده
گردنده gerdende ۱گردشی – آدمی که همیشه در گردش است ۲دوار
گردن شق gerden shagh آدم سرکش
گردنک بزوئن gerdenek bazoen ۱شاخ و شانه کشیدنی که گردن به چپ و راست بچرخد ۲نوعی حرکت ...
گردن کته gerden kate وبال به گردن افتاده
گردنه gerdene ۱گردنه – غیرآبادی خرابه ۲می گردد می چرخد
گردن هاکردن gerden haakerden ۱آب آسیاب یا آبدنگ را منحرف کردن ۲شاخه ها و تاج درخت را قطع ...
گردنه توار کوه gardane tavaarkooh گردنه ای در ارتفاع ۲۵۰۰متر در کلاردشت چالوس
گردنه سر gerdene sar نام روستایی در منطقه ی سوادکوه
گردنه سر خرتاب سره gerdene sar Khortaab sare نام مرتعی در منطقه ی آمل
گردنی gerdeni نوعی شالی آمیخته با تخم گیاهان هرز و شلتوک پوچ و توخالی که ...
گردنی gerdeni گردن بند که انواع آن عبارتند از:مناتی خفته ای – رجه ای – ...
گردنی میرکا gerdeni mirkaa خرمهره ی خوشرنگی که برگردن آویزند
گردو gerdo ۱مرتعی در بخش قشلاقی کجور ۲روستایی در عباس آباد تنکابن
گردو gerdo از توابع لنگا واقع در منطقه ی عباس آباد
گردوا gerdevaa گردباد
گردو سر gerdo sar مرتعی در راستوپی شهرستان سوادکوه
گرده gerde کلیه
گرده gerde ۱برنج گرده ۲بذر خاصی از برنج،که برنجی نامرغوب و ارزان قیمت ...
گردهاییت gerd haayit ۱غبارآلود ۲گردو خاک گرفته
گرد هاکردن gerd haakerden گرد کردن – جمع و جور کردن – پیرامون زمین و جایی را با دیوار ...
گرد هرستائن gard herestaaen بلند شدن گرد و غبار
گرده کوه gerdekoo قله ای به ارتفاع ۴۱۴۰ متر در کلاردشت چالوس
گرده لپو gerde lapoo نام شالیزار معروفی در دهکده ی چارز کلارآباد
گردی gerdi به دنبال در جستجو
گردی gerdi ۱دایره ۲دور – اطراف
گردی دویین gerdi daviyen در پی چیزی بودن – به دنبال چیزی بودن
گردیک gerdik گریک
گردی کار gerdi kaar کار کنتراتی که یک نفر انجام آن تعهد کند
گردیگ gerdig ۱معلق زدن ۲معلق شدن
گردینه gardine آخرین دانه های گندم که درخرمنگاه به کمک جارو جمع آوری کنند ...
گردیه gardeye گردگیری خانه تکانی
گردیه بزئن gardeye bazoen گردگیری سقف با جاروی بلند
گرروآر gar rooaar از توابع ولوپی قائم شهر
گرز gerz ۱گرز ۲نوعی علف،متعلق به ارتفاعات البرز،با ارتفاع یک متر ...
گرز garaz ۱گاز ۲فشردن چیزی بین دندان ها ۳دندان های نیش سگ و گرگ و گربه ...
گرز garza هویج
گرز بزوئن garaz bazooan ۱گاز بزرگ زدن ۲حمله ی گوشتخواران بزرگ با دندان های تیز و ...
گرزمال gerzemaal نوعی گیاه که بیشتر در جای باتلاقی روید لویی
گرزمان سر garzamaan sar نام قلعه ای در میان راه کتالم و گرسباسر تنکابن
گرزمون garzemoon از توابع مسکوره ی شهرستان ساری
گرزواش gerze vaash نوعی علف
گرزه gerze موش

يکشنبه 27/5/1392 - 13:49 - 0 تشکر 634465

گرزی gerzi نوعی حشره
گرزی بزه gerzi baze سن زدگی غلات
گرزین چال gerzin chaal نام روستایی از دهستان سجارود شهرستان بابل
گرزین خل gerzin Khel از توابع خانقاه پی شهرستان سوادکوه
گرس gors ۱گاورس ۲ارزن زرد که برای خوراک دام استفاده می شود
گرس gares ۱میوه های تلقیح شده که سفت و غیرقابل خوردن باشند ۲گره و زمختی ...
گرس آش gors aash آش ارزن – که در گذشته طبخ می شد
گرسا gersaa واگیر
گرسپاسر gares paa sar از توابع جنت رودبار شهرستان تنکابن
گرس پلا gors pelaa پلویی که با ارزن پخته شود
گرسکل gereskel ۱حلزون ۲برق ناگهانی
گرس گرس gors gors صدای تپش قلب
گرسون gersoon نام مرتعی در منطقه ی آمل
گرسه گرسه gorse gorse ۱پشت سرهم – پیاپی ۲به مقدار زیاد
گرشاسف gar shaasf از قبایل ساکن در کردمحله که نام قدیمی کردکوی است
گرک garek ۱آویزی که از علف های هرز تهیه می شود و برای نگهداری و حفاظت ...
گرک garek ۱آویزی که در آن خوراک نهند ۲اهرم
گرک پتن garak petan محکم پیچیدن طناب
گرک پس garak pas روستایی در کلاردشت شهرستان چالوس
گرک تج gorak taj از توابع چهاردانگه ی شهرستان ساری
گرک gerek نوعی پرنده – سیاه کاکل
گرگاشون gargaashoon نام مرتعی در شرق آلاشت سوادکوه
گرگی gorgi دودی رنگ – دودی پر رنگ
گرم آبک garm aabak از توابع بیرون بشم شهرستان چالوس
گرما پشته garmaa poshte از توابع خرم آباد تنکابن که نام قدیمی آن جور پشته بوده است ...
گرماج گرماج germaaj germaaj جر و بحث نامفهوم بین دو نفر
گرماری garmaari فلفل
گرماز garmaaze ۱تخم مرغ ۲پلوی گرم
گرماس garmaas ۱خوراکی از شیر و پلوی داغ همراه با ماست که مخصوص چوپانان ...
گرم اشکم garm eshkem شکمو
گرم او garm o آب گرم
گرمب goramb صدای افتادن چیزی از بلندی
گرمباس gorambaas صدای افتادن چیزی از بلندی
گرم بویئن garm baveyan آمادگی برای انجام کاری پیدا کردن
گرم پشتی garm peshti ریزش خمیر نان در تنور در اثر ازدیاد گرمای تنور
گرم پشتی نون garm peshti noon خمیری که به هنگام گرمی تنور به آن بچسبانند
گرم خانی garm Khaani ۱مرتعی در منطقه ی سوادکوه ۲از توابع رامسر
گرمداری garm daari فلفل سیاه
گرم دره garm darre دره ای در منطقه هزارجریب بهشهر
گرم دو garm e do ۱گرماگرم ۲فوری
گرم رج garme raj بی درنگ
گرمرود garme rood از توابع کلیجان رستاق شهرستان ساری
گرم رودبار garm roodbaar از توابع کوهستان شرق کجور
گرمزه garmeze تخم مرغ
گرمزیل garmzelil ۱جای گرم ۲گرمای زیاد
گرمستون garmestoon از توابع کلیجان رستاق واقع در منطقه ی ساریمنطقه ی گرمسیری ...
گرم سنگ تریاک garm sang teryaak نوعی درمان درد شکم یا درد گوش با تریاک استدر این شیوه ی درمان ...
گرمش garmesh ۱باد گرم ۲جوش و تاول زدن عمومی بدن و سرخ شدن آن در اثر حساسیت ...

يکشنبه 27/5/1392 - 13:51 - 0 تشکر 634467

گرمش بزوئن garmesh bazooen جوش زدن در اثر سوزش عرق
گرمک germak استخوان قوزک پا
گرمک germek ۱گرمک ۲نوعی طالبی مرغوب و زودرس
گرم کش garm kash نام دهکده ای در کوهستان کلارستاق چالوس
گرمکه garmeke ۱بلال ۲ذرت
گرمل germel فرد چاق و فربه
گرمنه بن گیجنا germene bene gijnaa نام مرتعی در آمل
گرمنه چشمه garmene cheshme چشمه ای در جنوب درازنو شهرستان کردکوی
گرمو garm o ۱آب گرم ۲منطقه ی در چهاردانگه ی ساری
گرمه garme ۱خربزه ی ترکمنی ۲خربزه ی زودرس یا هر میوه ی زودرس
گرمه تسو ته garme tosoo te مرتعی در ناحیه ی گرگان
گرمه تیم garme tim بذر محصول زودرس
گرمه دو garme do گرما گرم
گرمه سردی بزه garme sardi baze ۱نوعی نفرین است به معنای گرم و سرد شده ۲گرم و سرد شدن بدن ...
گرمه سل garme sel ۱آدم گرم مزاج ۲بذر ومیوه ی زودرس ۳آدم زود خشم
گرمیار garmeyaar شب صاف با ابرهای رقیق
گرمیج garmij از توابع لاله آباد واقع در شهرستان بابل
گرمی داشتن garmi daashten ۱فرد حساس به گرما ۲دارای مزاج گرم
گرمینه garmine فلفل
گرن garen ۱پست و بلند ناصاف ۲فرد مبتلا به بیماری گر
گرنا gar naa نام دهکده ای در بالا لاریجان شهرستان آمل
گرنام gornaam از توابع چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
گرن ماچگر garene maachegor نوعی سوسمار که در کوه ها و صخره ها زندگی می کند
گرو gero گرو رهن
گرواز gervaaz نوعی وسیله ی کشاورزی که در وجین مزارع و شالی کاری مورد استفاده ...
گروان gervaan گیروانگه گیروان واحد وزن معادل چهارصد گرم
گروبکشیین gero bakeshiyen تهدید کردن
گروک garook آدم یا حیوان گر گرفته
گرومبه گرومبه goroombe goroombe ۱پی در پی ۲صوتی است که از کوبیده شدن دو جسم سخت به هم ایجادمی ...
گرون geron ۱گران ۲سنگین
گرون gervon گریبان یقه
گره gore ۱فریاد ۲میوه ی کوچک و نورس مرکبات که بلافاصله پس از گل دهی ...
گره gore ۱تبدل هیمه به زغال که از طریق قرار دادن هیزم در زیر پهن حیوانات ...
گره gare گهواره
گره gere ۱مایه ی خمیر ۲فدا قربان گره
گره بندی gare bandi بستن کودک به گهواره
گره پاکی gare paaki لگن مخصوص ادرار در گهواره
گره توده gare tode
گره جا gare jaa لگن مخصوص ادرار در گهواره
گره جلیل gare jalil پارچه ی روی گهواره
گره جنبان gare jonbaan ۱گهواره جنبان ۲در گذشته ها دختران رعایا گهواره جنبان کودکان ...
گره جینگا gare jingaa پیشاب دان نوزاد که در قسمتی از گهواره تعبیه می شود
گره چو gare choo چوب گهواره
گرهدئن ger hadeen غلتاندن
گره سری gare sari ۱نوعی مهمانی و سور که به مناسبت گهواره بستن کودک داده می ...
گره کا gere kaa نوعی بازی ابتدایی که افراد باید گره ی به ظاهر ساده ای را ...
گره کلا gere kelaa از توابع پشتکوه شهرستان ساری

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.