• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 979)
سه شنبه 15/5/1392 - 13:46 -0 تشکر 629242
کارگاه اموزشی اشنایی با عرفانهای نوظهور و نقد این مذاهب

با عرض سلام خدمت دوستان تبیانی عزیز امروز افتتاحیه کارگاه اموزشی اشنایی با عرفانهای نوظهور و نقد این مذاهباست .این موضوع را به این دلیل انتخاب کردم تا متوجه پست بودن این ادیان شوید و قدر دینمان را بیشتر بدانیم.  اگر با کارگاه همراه شوید متوجه میشوید که بعضی از نویسندگانی  که کتابهایشان را بدون اگاهی مطالعه میکنیم در واقع در داستان مفاهیم ضد دین را به ما القا میکنند.

انشاالله با همکاری شما دوستان و نظرات شما بتونیم نتیجه خوبی از کارگاه بگیریم.
محتوای اموزشی که میخوام در اختیار شما قرار بدم بسیار جالب و بحث برانگیز است. پس کارگاه رو از دست ندید.
اگه خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد هر سه روز یکی از دروس در کارگاه قرار میدم. روز بعدش خلاصه درس روز قبل برای مرور میزارم.
منتظر دیدار شما در کارگاه هستم.

التماس دعا...

سه شنبه 15/5/1392 - 14:0 - 0 تشکر 629251

درس 1  : کلیات و تعاریف

مقدمه

گرایش به معنویت و دین، از امیال غریزی بشر است. به همین دلیل است كه مكاتب مختلف، تلاش دارند تا برای رشد معنوی انسان، طرح­های مختلفی را ارائه كنند كه در اصطلاح به «طرح­های عرفانی» شناخته می­شود. آن چه مسلم است، دین آسمانی اسلام، برنامه جامعی برای زندگی بشری ارائه كرده است كه جنبه­های روحانی و معنوی این برنامه، بخش زیادی از ادبیات دینی را تشكیل می­دهد. در رویكرد دینی، چنین عرفانی كه برآمده از متن وحی و دستورات خالق حكیم و آگاه به خلفت انسان و نیازهای او است، عرفان واقعی و اصیل خوانده می­شود و طرح‌هایی كه در برابر آن قرار دارد و از ذهن­های محدود و گاهی بیمار بشری تغذیه می­كند، عرفان كاذب نام می‌گیرد.


بشر امروز برای دستیابی به رفاه بیشتر و پیشرفت گسترده­ مادی، به پوچی بیشتری رسیده و برای پوشش این پوچی، به معنویت روی آورده است. همین گرایش گسترده جدید، به ویژه در جوامع توسعه یافته، پدیده­ای را به عنوان «عرفان­های نوظهور» یا «معنویت­های جدید» به دنبال آورده است.


در این درس و درس­های آینده با چنین معنویت­هایی آشنایی خواهیم یافت.

چهارشنبه 16/5/1392 - 5:17 - 0 تشکر 629603

محتوای آموزشی درس1


 اهمیت بحث


گرایش به معنویت و دین به معنای عام كلمه، از امیال و گرایش‌های نهفته در وجود بشر است. بشر امیال و غرایز متنوع و متعددی دارد. در یك تقسیم‌بندی كلی، می‌توان همه‌ی امیال و غرایز بشر را به دو دسته تقسیم كرد:


اگر امیال فطری شكوفاشده را به درستی پاسخ ندهیم، مورد سوء‌استفاده قرار گرفته، به صورت كاذب ارضا و در نتیجه، ابزار سعادت به ابزار شقاوت تبدیل خواهد شد. اگر به امیال فطریِ شكوفاشده به صورت كاذب پاسخ داده شود، ضرر و خطرشان برای سلامت دینی و اخلاقی و سعادت حقیقی جامعه به مراتب بیش از آسیب كفر و معنویت‌ستیزی و دین‌ستیزی است.


امروزه، صدها فرقه و آیین‌ عرفانی و معنوی خرد و كلان به گونه‌های مختلف در حال فعالیت و عضوگیری‌اند و همگی آنها نیز مدعی پاسخ‌گویی به این میل فطری هستند. برخی از آنها به صورت زیرزمینی فعالیت می‌نمایند. برخی نیز در عرصه‌ی تبلیغات مكتوب و با نفوذ در رسانه‌های ارتباطی، به جان ایمان و معنویت مردم افتاده، می‌‌كوشند به نام عرفان و معنویت، پیروانی به گرد خود جمع كنند و بهره‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی از آنان ببرند.


باید اعتراف كرد كه بسیاری از ما از تهاجم گسترده‌ی فرقه‌ها به ایمان و باور مردم و همچنین فرهنگ، اقتصاد، سیاست و امنیت جامعه خبر نداریم و بسیاری از كسانی هم كه در این زمینه اطلاعاتی دارند، كمتر به عمق این تهاجم و پی‌آمدهای اجتماعی، فرهنگی و دینی آن توجه كرده‌اند.


برخلاف ذخایر بی‌همتای معنوی و عرفانی، هنوز نتوانسته‌ایم از قالب بحث‌های آكادمیك و اصطلاحات خشك علمی نجات یابیم و آموزه‌های عمیق عرفان اسلامی را به زبان روز به نسل جوان و برای سطوح مختلف ارائه دهیم. آن قدر خود را در لابه‌لای اصطلاحات پیچیده‌ی علمی گرفتار كرده‌ایم كه از حقیقت عرفان و هدف اصلی این علم فاصله گرفته‌ایم. وضعیت كنونی ما همانند جستجوگر نادانی است كه مولوی داستان او را در مثنوی بازگو می‌كند؛ كسی كه گنج اصلی در خانه‌اش بود، ولی از روی نادانی و غفلت، در كوچه پس‌كوچه‌های مصر به دنبال پرسه می‌زد:


بر سر گنج از گدایی مرده‌ایم/ زان كه اندر غفلت و در پرده‌ایم



آمیختگی حق و باطل در فرقه‌ها


نباید فراموش كرد كه در بسیاری از امور دنیا، حق و باطل به هم آمیخته‌اند. اهل باطل، هرگز، رفتار یا اندیشه‌ی باطلشان را آشكار ارائه نمی‌دهند و اهل حق نیز در بسیاری اوقات نمی‌توانند همه‌ی پیرایه‌های باطل را از حق دور سازند؛ به تعبیر امام علی (علیه السلام):


«فلو أنّ‌الباطلَ خَلَصَ من مزاجِ‌الحقّ لم‌یخْفَ علی‌المرتادین ولو أنَّ‌الحقَّ خَلَصَ من لَبْسِ‌الباطلِ لانقَطَعَتْ عنه اَلْسُنُ‌المعاندین ولكنْ یؤخَذُ مِن هذا ضِغْثٌ و من هذا ضِغثٌ فیمزَجان فهنالك یستَولِی‌الشیطانُ علی اولیائه؛


پس اگر باطل با حق در نیامیزد، حقیقت‌جو آن راخواهدشناخت و اگر حق بوسیله باطل پوشیده نگردد، دشمنان را مجالِ‌ طعنه زدن نخواهدماند، ولی اندكی از این و آن می گیرند تا به هم درآمیزند و شیطان فرصت می یابد و حیله خواهد ساخت تا بر دوستانِ خود چیره شود و از راه راست بیرونشان كند»[1]

از انجا که بیشتر صاحبان این آیین‌ها، اندیشمند و هنرمند بوده‌اند؛ به همین دلیل، سخنان خود را در پوششی از زیبایی‌های ادبی و مانند آن ارائه می‌دهند و این مسئله موجب گمراهی و انحراف بسیاری از «نوسفران» می‌شود. شكی نیست كه بین ادعای دروغین و اغواگری‌های شیطانی رهبران فرقه‌ها، سخنان حق و درستی نیز وجود دارد. به هر روی، روح حاكم بر اندیشه‌ها و سخنان و رفتارهای چنین افرادی مهم است. البته تشخیص روح و فضای حاكم بر این فرقه‌ها، نیازمند دقت‌ ویژه می‌باشد. شناخت حق و باطل در مسائل دینی و معنوی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا در چنین اموری، شیطان انسان‌ها را برای ساختن بدل‌ها و اجناس تقلبی وسوسه می‌كند. هر چیزی كه ارزشمندتر باشد، بدل‌های آن نیز زیادتر و نامشخص‌ترند.


جذابیت‌ها و چشم‌نوازی‌های ظاهری بعضی از ادیان و عرفان‌های ساختگی و تقلبی نیز بیشتر از ادیان و عرفان‌‌های حقیقی‌ است. همان گونه كه هر كسی نمی‌تواند الماس و طلای حقیقی را از تقلبی به وضوح بازشناسد، بازشناسی عرفان و معنویت حقیقی از عرفان‌ها و معنویت‌های دروغین نیز كار هر كسی نیست. همچنان كه برای تشخیص الماس و طلای حقیقی از تقلبی به جواهرشناس نیاز داریم، برای شناخت دین و آیین حقیقی از دروغین هم نیازمند وجود جواهر شناس هستیم.


 [ 1 ] . نهج‌‌البلاغه، ترجمه‌ی جعفر شهیدی، خطبه‌ی50، ص43

چهارشنبه 16/5/1392 - 17:46 - 0 تشکر 629960

عرفان


از نظر لغوی، عرفان و معرفت به معنای «شناختن» است، ولی در اصطلاح با هم فرق دارند. «معرفت» شامل هر گونه شناختی می‌شود، ولی «عرفان» شناختی ویژه‌ است كه از راه شهود درونی و دریافت باطنی به دست می‌آید. البته شناخت‌های شهودی فراوان‌اند، ولی همگی عرفان نیستند. عرفان عبارت است از «شناخت شهودی و باطنی خدای متعال، اسما، صفات و افعال او».


معنویت


یكی از اصطلاحاتی كه در دهه‌های اخیر رواج یافته، «معنویت» است. برخی از نویسندگان، عصر جدید را عصر معنویت نام نهاده‌اند، ولی منظور از معنویت چیست؟ با این حال، به یقین می‌توان گفت كه غربیان با تكیه بر مبانی سكولاریستی و اومانیستی، به دنبال پاسخ‌گویی به نیازهای معنوی انسان جدید هستند؛ به همین دلیل، بیشتر معنویتی كه در غرب در حال شكل‌گیری است، از معنویت‌های سكولار و متناسب با جهان‌بینی و ایدئولوژی لیبرالیستی می‌باشد؛ برای نمونه، برخی از معنویت‌های شرقی از قبیل بودیسم و هندویسم، كه در غرب فعّال‌اند یا معنویت‌هایی كه با خاستگاه غربی - اروپایی و امریكایی- در حال گسترش‌اند-‌ همگی- با مبانی سكولار غرب سازگارند یا صورت سازگارشده‌ی آنها با مبانی مغرب‌زمین در رسانه‌های غربی تبلیغ می‌شود.


معنویت‌گراهای جدید حتی لازمه‌ی معنویت را اعتقاد به خدا نمی‌دانند، چه رسد به دین. بیشتر آنان معنویت را در خارج از چارچوب ادیان الهی جست‌وجو می‌نمایند یا دست‌كم آن را فقط از دین و آموزه‌های دینی طلب نمی‌كنند. براساس چنین پنداری از معنویت، حتی شیطا‌ن‌پرستی و جن‌گیری هم در زمره‌ی آیین‌های معنوی برشمرده می‌شود. برخی از نویسندگان داخلی نیز ادعا كرده‌اند كه «زندگی معنوی، لزوماً به معنای تعلق به یكی از ادیان نهادینه و تاریخی نیست، بلكه به معنای داشتن نگرشی به عالم و آدم است كه به انسان آرامش، شادی و امید بدهد»[2] در این تعریف، میان معنویت و دیانت تلازمی نیست. نیاز بشر جدید به این نوع معنویت از آن جا ناشی شده است كه زندگی و دوران جدید، مشكلات روحی، رنج‌ها و اضطراب‌های روانی شدیدی برایش پدید آورده است؛ بشر جدید، پیوسته، در اضطراب، دلهره، اندوه، غم و احساس سردرگمی و بی‌معنایی به سر می‌برد و علم و عقل جدید نیز نمی‌تواند مشكلات روحی و روانی وی را برطرف نماید. انسان امروزی در جست‌وجوی چیزی است كه برای او شادی، نشاط، آرامش و امید به زندگی را پدید بیاورد؛ چیزی كه سبب شود انسان تفسیر و تصویر معناداری از جهان هستی داشته باشد و با رضایت باطن زندگی كند.


منظور از «معنویت» در اصطلاح غربیان و برخی نویسندگان داخلی، چیزی است كه بهره‌مندی از آن موجب می‌شود چنان حالت‌هایی در انسان پدید نیاید یا چیزی است كه قدرت مقابله با چنان حالت‌هایی در انسان ایجاد می‌كند. چنین معنویتی نه مستلزم باور به خدا است، نه مستلزم تن دادن به پیام پیامبران و نه نیازمند وجود دنیایی دیگر در ورای دنیای مادی! تنها چیزی كه در معنویت عاید انسان می‌شود، «نوعی رضایت باطن است كه البته سازگار است با این كه زندگی آدمی منحصر به دنیا باشد یا به نظر شخص، زندگی پس از دنیا هم وجود داشته باشد».


البته روشن است كه معنویت دینی با معنویت سكولار فرق دارد. معنویت دینی انسان را محدود و محصور به حیات دنیا نمی‌داند. همچنین زندگی اصلی او را در جایی دیگر دانسته، همه‌ی زندگی دنیا با همه‌ی‌ شادی‌ها و بیم‌ها و امیدهایش را صرفاً به منزله‌ی گذرگاه‌ و پلی برای وصول به حیات حقیقی‌ می‌داند. از نگاه اسلام، معنویتِ منهای خدا معنا و جایگاهی ندارد. اصولاً بدون اتصال به منبع اصلی حیات، نشاط، شادی و امید حقیقی به دست نخواهد آمد. معنویت دینی انسان را به منبع اصلی حیات متصل می‌كند و در ذیل سایه‌ی او، به وجود و حیات انسان معنا می‌دهد.


شنبه 19/5/1392 - 17:27 - 0 تشکر 630849

عرفان سكولار


در تقسیم‌بندی كلی، می‌توان عرفان را به دو دسته‌ تقسیم كرد: عرفان دینی و عرفان سكولار.


عرفان دینی یعنی عرفانِ برآمده از ادیان الهی: عرفانی كه نه تنها هدف نهایی خود را وصول به خدا یا قرب الهی می‌داند، كه معتقد است ابزار وصول به هدف نیز باید برآمده از دین یا مطابق با آموزه‌های دینی باشد یا دست‌كم با آموزه‌های دینی مخالفت نورزد.


از سوی دیگر، به هر عرفانی كه به آموزه‌های دینی بی‌اعتنا باشد و غایت و هدف سلوك را در جایی به جز خدا جست‌وجو نماید و انسان را فقط محدود به زندگی دنیایی كند، عرفان سكولار می‌گوییم. همه‌ی عرفان‌هایی كه چیزی به جز خدا را هدف می‌دانند، هر چند ماورایی باشند یا با ابزاری به جز دین و شریعت درصدد وصول به هدف نهایی برآیند، عرفان سكولار نام دارد.


عرفان كاذب


فرقه‌های نوظهور معنوی در جهان اسلام، به ویژه در ایران، «عرفان‌های كاذب» نامیده می‌شوند. منظور از عرفان كاذب، هر عرفانی است كه هدف او وصول به خدا و قرب الهی نباشد یا وسیله و ابزار سلوكی او در چارچوب مورد تأیید دین و شریعت راستین قرار نگیرد.

دوشنبه 21/5/1392 - 10:14 - 0 تشکر 631463

سلام
خیلی مطلب عالی و جذابیه
فقط یه سوال
یعنی سکولاریسم ها هم معنویت رو قبول دارن و معنویت غیر خدا رو مد نظر دارن؟
چون تا الان فکر میکردم معنویت رو قبول ندارن
البته ماورا رو چرا ولی معنویت رو فکر نکنم
بازم ممنون از بحث خوب و جالبتون

من از اين كوه بالا خواهم رفت.ميگويند ارتفاعش زياد است.راهش طولاني و شيب دار است,پر از صخره و صعود به آن بيش از حد دشوار است.كارخودم است.از آن بالا خواهم رفت.به زودي مرا خواهي ديد كه از قله برايتان دست تكان ميدهم يا از فرط تلاش بر دامنه جان ميسپارم

دوشنبه 21/5/1392 - 17:0 - 0 تشکر 631650

علیک سلام soltan-azdad  
خوشحالم که از کارگاه بازدید کردید مفهوم و مصداق معنویت از نظر ما مسلمانان با جامعه سکولار خیلی متفاوت است.
از نظر جامعه سکولار معنویت داشتن هر نگرش یا تجربه ای است که به انها شادی و امید و ارامش بدهد!
اگر با کارگاه من تا پایان همراه شوی به جواب سوالت میرسی. دربحثهایی بعدی عقاید چند تا از این عرفان های کاذب قرار میدم . اونموقع متوجه میشی که از نظر این افراد چه اعمال پستی معنویت محسوب میشه!!

دوشنبه 21/5/1392 - 17:36 - 0 تشکر 631699

تبلیغات گسترده‌ی گروه‌های معنویت‌گرا


می‌توان تبلیغات گسترده، فراوان و جذاب گروه‌های معنویت‌گرا را یكی دیگر از دلایل روی آوردن بشر جدید به سوی معنویت به معنای عام كلمه دانست. صاحبان هر یك از ادیان برای معرفی دینشان و جذب افراد بیشتر، تبلیغات گسترده‌ای دارند. همان گونه كه می‌دانیم، امروزه، مسیحیت و گروه‌های مختلف مسیحی با امكانات مادی و تبلیغاتی بسیار گسترده‌ای، بیش از هر زمان دیگری در گوشه و كنار جهان تبلیغ می‌نمایند. افزون بر آن، ادیان هندی و بودایی نیز از هیچ كوششی در این عرصه فروگذار نمی‌كنند. حتی برخی از گروه‌های معنویت‌گرای افریقایی و امریكایی نیز یكی از رسالت‌های اساسی خویش را جذب دیگران به آیین خود می‌دانند.


در این آشفته‌بازار تبلیغات دینی و معنوی، حتی یهودیت نیز از تبلیغ بی‌بهره نیست.


در ادیان رسمی و مشهور، یهودیت شاید تنها دینی باشد كه در تاریخ هیچ تبلیغی نداشته است، زیرا خود را دینی نژادی و ویژه‌ی قوم بنی‌اسراییل می‌داند. با این حال، امروزه، با استفاده از شگردهای مختلف تبلیغاتی، برای معرفی عرفان یهودی، كه با نام عرفان كابالا یا قبالا نیز خوانده می‌شود، می‌كوشد.


ارباب كابالا و صهیونیست‌ها تلاش مرموزانه‌‌ای برای جذب چهره‌های شاخص و ستاره‌های سینمایی، هنری و ورزشی و همچنین خانواده‌های متمول آغاز كرده‌اند. چندی پیش، در رسانه‌ها اعلام شد كه یكی از ستاره‌های هنری هالیود و خوانندگان مشهور پاپ به نام «مَدونا» یا «مادونا» به آیین كابالا پیوست یا اعلام شد كه «دیوید بكهام»، یكی از فوتبالیست‌های مشهور، همراه همسرش به آیین كابالا گرویدند یا «خانم پاریس هیلتون»، وارث خانواده‌ی ثروتمند هیلتون و دارنده‌ی هتل‌های زنجیره‌ای هیلتون به آیین كابالا پیوست! به همین ترتیب، با تكیه بر محبوبیت این شخصیت‌ها و الگوپذیری دیگران، به ویژه جوانان، از چنین افرادی، می‌كوشند افراد گوناگون را جذب نمایند.

دوشنبه 21/5/1392 - 17:39 - 0 تشکر 631703

برنامه‌های نظامی و اطلاعاتی


یكی دیگر از ابزار دامن زدن به برخی از نحله‌های عرفانی و معنوی، سوء‌استفاده‌های اطلاعاتی و نظامی مراكز بزرگ استكباری از قدرت‌های روحی برتر است. مراكز اطلاعاتی و نظامی استكبار می‌كوشند از نیروی معنوی و روحی افراد به منظور بهره‌برداری‌های نظامی و اطلاعاتی استفاده نمایند. شواهد و قرائن نشان می‌دهد كه دست‌های نظامی و اطلاعاتی در پشت صحنه‌ی برخی از گروه‌های عرفانی و معنوی وجود دارد:


ا. پیشنیه‌ی نظامی رهبران برخی از گروه‌های عرفانی و معنوی

با توجه به سوابق نظامی رهبران برخی از آیین‌های به اصطلاح عرفانی و معنوی، بعید نیست سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی امریكا و كشور‌های غربی، پشتیبان گسترش برخی از فعالیت‌های به اصطلاح معنوی باشند؛ برای نمونه، بنیان‌گذار «عرفان اِكَنْكار»، كه فعالیت‌های گسترده‌ای در جهان دارد و در نزدیك به 150 كشور جهان به صورت علنی مشغول فعالیت و عضوگیری است، «پال توئیچل»، افسر نیروی دریایی امریكا، بود و هم‌اكنون نیز رهبری آن برعهده‌ی «هارولد كلمپ»، افسر پیشین نیروی هوایی امریكاست!

پنج شنبه 24/5/1392 - 11:49 - 0 تشکر 632964

پیروزی انقلاب اسلامی ایران


یكی دیگر از مهم‌ترین علل و عوامل روی آوردن انسان زمان ما به دین و معنویت، پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.[7] همه‌ی اندیشمندان دنیا و بسیاری از مردم دیدند انقلابی كه با نام دین، روحانیت، معنویت و اسلام از آغاز دهه‌ی چهل آغاز شد، با وجود كارشكنی‌ها، مخالفت‌ها، محدودیت‌ها و محرومیت‌های فراوان، روز به روز، به بالندگی ادامه داد تا آن كه سرانجام، در اواخر دهه‌ی پنجاه به پیروزی نهایی رسید. پس از آن نیز دشمنان از هیچ كوششی برای نابودی آن فروگذار نكردند، ولی ره به جایی نبردند. اینها در مرأی و منظر همه‌ی مردم جهان بود. آنان می‌دیدند كه مردم مسلمان ایران با نام دین و معنویت و به پیروی از رهبران دینی‌شان، از هیچ فداكاری و ایثاری در راه انقلاب اسلامی دریغ ندارند.


رهبر فرزانه و حكیم انقلاب، آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، درباره‌ی ویژگی‌های دوران جدید، كه آن را «عصر امام خمینی(رحمه الله)» می‌نامند، بیان می‌كنند: «ویژگی آن عبارت است از بیداری و جرئت ملت‌ها در برابر زورگویی ابرقدرت‌ها و سر برآوردن ارزش‌های معنوی و الهی. ما امروز نشانه‌های رشدِ معنویت و افول مادیت را در دنیا می‌بینیم... و قرن حاضر، قرن گرایش عمومی بشریت به معنویت و دین است» [8] در جایی دیگر اظهار می‌دارند: «آن روزی كه دین و معنویت ضدارزش به حساب می‌آمد و مورد استهزا قرار می‌‌گرفت، گذشته است. امروز بی‌دینی و از اعتقاد معنوی تهی بودن، یك ضدارزش است و این از ویژگی‌های عصر جدیدی است كه امام(ره)، این مرد بزرگ، پرچم آن را در جهان برافراشت» [9]


«پروفسور محمدحسین هدی»، از اندیشمندان مسلمان مقیم اتریش، در این باره می‌گوید: «اگر بنا باشد تاریخی برای احیای هویت دینی در جهان معاصر در نظر بگیریم، سال 1979م است، یعنی مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، كه خیزش عظیمی برای تفكرات دینی در تمام ادیان به وجود آورده است... . در تمام ادیان - از هندویسم گرفته تا بودیسم... و انواع فرقه‌های مسیحیت- همه از یك نوع بازگشت به تفكر دینی خبر می‌دهند و انقلاب اسلامی ایران موجب احیای تفكر دینی در جهان گشت» [10]


اندیشمند و نویسنده‌ی روسی، «والنتین پروساكوف»، درباره‌ی تأثیرگذاری امام خمینی(ره) در موج جدید معنویت‌خواهی می‌نویسد: «او جهان‌بینی مذهبی را احیا و نور ایمان را روشن كرد و بزرگ‌ترین حماسه‌ی عظیم فداكاری عصر ما را به وجود آورد» [11] وی می‌گوید كه امام خمینی(ره) مبشر عصر جدیدی در زندگی بشریت بودند كه «به نظر می‌رسد در این مرحله برای روحیه‌ی آشفته‌ی بشر، بیش از هر چیز به معنویت نیاز خواهد بود»[12]شبكه‌ی اول تلویزیونی بی بی سی در یكی از قسمت‌های مجموعه مستند خود به نام «قرن دوم»، كه به مناسبت نزدیك شدن قرن 21 تهیه كرده بود، در این باره می‌گوید: «آنچه در ایران در سال 1979م رخ داد، نه تنها برای ایرانیان، كه برای تمام ادیان جهانی نقطه‌ی عطفی بود؛ نقطه‌ی عطفی كه از بازگشت میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا به اصول‌گرایی مذهبی خبر می‌دهد... در سراسر جهان، پیروان ادیان دیگر، مانند مسیحیت، یهودیت و هندو نیز به اصول‌گرایی مذهبی روی آوردند. حتی در تركیه نیز كه هفتاد سال پیش با مذهب وارد جنگ شده بود، روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است» [13]


«آنتونی گیدنز»، از معروف‌ترین جامعه‌شناسان معاصر، می‌گوید: «پیش از این، سه غول فكری جامعه‌شناسی، یعنی «ماركس»، «دوركیم» و «ماكس وبر»، با كم و بیش اختلافاتی، فرایند عمومی جهانی را به سمت سكولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین می‌دیدند، ولی از آغاز دهه‌ی هشتاد میلادی و با انقلاب اسلامی ایران، شاهد تحقق عكس این قضیه هستیم، یعنی فرایند عمومی جهان روند معكوسی را آغاز [كرد] و به سمت دینی شدن پیش می‌رود» [14]

[ 7 ] . برای آشنایی بیشتر بر تأثیرات انقلاب اسلامی در معنویت‌گرایی بشر جدید در عرصه‌های گوناگون زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و علمی ر.ک: عصر امام خمینی(ره).

[ 8 ] . همان، ص56-57.

[ 9 ] . همان، ص57.

[ 10 ] . همان، ص9. به نقل از مصاحبه‌ی نامبرده با روزنامه‌ی کیهان 25 و 29/ 11/76.

[ 11 ] . همان، ص34.

[ 12 ] . همان، ص35.

[ 13 ] . همان، ص60، به نقل از فصل‌نامه‌ی حضور، شماره‌ی 19.

[ 14 ] . ر.ک: همان.

دوشنبه 4/6/1392 - 12:53 - 0 تشکر 637458

از این جلسه به بعد می‌كوشیم، به اختصار، با اصول اندیشه‌ای برخی از مهم‌ترین فرقه‌های فعال در ایران و جهان اسلام آشنا شده، آنها را نقد و بررسی كنیم. در این جلسه، برخی از افكار و اندیشه‌های مكتب معنوی اوشو را بررسی می‌نماییم.

بررسی مكتب  اوشو

اوشو در سال 1981م به امریكا مهاجرت كرد. در ظاهر چنین گفته شد كه وی به منظور معالجه به امریكا می‌رود، ولی با توجه به اصرار مریدانش، در امریكا اقامت گزید. مریدان امریكایی اوشو زمین‌هایی در نقطه‌ای دورافتاده در ایالت اوریگان خریدند و در چهار ماه شهری به نام راجنیش پورام (Rajneeshpuram) بنا نهادند. طولی نكشید كه راجنیش پورام مركز آیین اوشو شد. برخی (بیشتر طرفداران اوشو) می‌گویند چون دولت امریكا از محبوبیت روزافزون اوشو احساس خطر كرد، كوشید برای اخراج او بهانه‌ای بجوید و سرانجام او را به جرم نقض قانون مهاجرت و امثال آن، در سال 1986م اخراج كرد. برخی دیگر نیز گفته‌اند به دلیل فسادهای اخلاقی و جنسی بی‌حد و حصر اوشو و مریدانش، دولتمردان امریكایی تصمیم به اخراج وی گرفتند. در كتاب فرقه‌ها در میان ما، نویسنده چنین تلقی‌ای درباره‌ی فرقه‌ی اوشو دارد و مدعی‌ است موجب فروپاشی خانواده‌ها و فساد اخلاقی جوانان و اغوای آنان شده بود.


هر چند بعید نیست كه همه‌ی اینها شگردهای تبلیغاتی غربیان به منظور جلب توجه مردم، به ویژه مردم كشورهای شرقی، به اوشو و آموزه‌های او باشد، زیرا:


تعالیم اوشو در موارد زیادی كاملاً متأثر از فرهنگ و تمدن غرب و لیبرالیسم در همه‌ی ابعاد است، با این تفاوت كه اوشو همه‌ی بی‌بند و باری‌ها و هرزگی‌های جنسی را با انگیزه‌ی معنویت و عرفان ترویج می‌كرد!


سرانجام، اوشو در سال 1990م به طرز مشكوكی از دنیا رفت. برخی گفته‌‌اند در اثر مسمومیت با گاز تالیوم به دست نیروهای امنیتی امریكا در سال 1986م آرام آرام بیمار شد! برخی گفته‌اند او را در بازداشتگاه در معرض تشعشعات رادیواكتیو قرار دادند و پس از چهار سال از دنیا رفت و برخی دیگر نیز گفته‌اند به دلیل فسادهای اخلاقی و جنسی شدید، در اثر ابتلا به ایدز از دنیا رفت.


 مبانی نظری معنویت اوشو


خدا در عرفان اوشو!


  «مردم نزد من می‌آیند و می‌گویند ما آرزوی جست‌وجوی خداوند را داریم. من به آنها می‌گویم كه در این باره با من صحبت نكنید. این مقوله را به بحث نكشید؛ هر گونه صحبتی درباره‌ی جست‌وجوی خدا بی‌فایده است. هیچ معنا و مفهومی در آنچه می‌گویند، نیست»«كلمه‌ی خدا فقط بهانه است. ابزاری است برای ابراز احساسات ما به كل. در واقع، كل هستی، خداست. كل،‌ الهی است و وقتی شما لبریز احساس الوهیت شوید، با كل هستی یكی خواهید شد. راه حل مشكل شما رسیدن به آن وحدت است... هر گاه انسان به نقطه‌ای برسد كه خودش را كاملاً خارج از ذهن ببیند، آن گاه خدا شده است» _ «... خدای من حتی شخص نیست، بلكه حضور است. ... خدای من چیزی عینی، آن جا، نیست. خدای من همان ذهنیت است،‌ این جا» 


نفی عقلانیت، فلسفه و منطق

اُشو با افتخار می‌گوید: «من صاحب هیچ نظام فلسفی نیستم. ... من حتی نمی‌دانم كه دیروز چه گفته‌ام! به این موضوع اصلاً فكر نمی‌كنم. من فقط پاسخ‌گوی این لحظه‌ام. من پاسخ‌گوی حرف‌های دیروز نیستم. برو از دیروزی بپرس. قطعاً پیدایش نخواهی كرد. فردا نیز مرا نخواهی یافت. نه دیروزی وجود دارد و نه فردایی. تنها همین لحظه واقعیت دارد»


«فكر چیزی نیست، مگر غباری در چشم كور ذهن، زیرا نمی‌توانی به چیزی فكر كنی كه پیشاپیش شناخته نشده باشد- و به فكر كردن به چیزی كه پیشاپیش شناخته شده است، نیازی نیست.- رویارویی، همواره، با ناشناخته صورت می‌گیرد. ناشناخته، همه جا حضور دارد، در درون و در بیرون و تفكر، همیشه، در درون شناخته‌ها و در اطراف ناشناخته‌هاست. تو نمی‌توانی از خلال شناخته‌ها، با ناشناخته‌ تماس بگیری. پس شناخته‌ها را دور بریز و با ناشناخته تماس بگیر و من این را مراقبه می‌نامم»


«گرایش خود را از ذهن به قلب تغییر بده. این نخستین تغییر است. كمتر فكر كن. بیشتر احساس كن. كمتر هوشمندی به خرج بده. بیشتر از شمّ خود مدد بگیر. فكر كردن، فرایندی بسیار فریبنده است؛ سبب می‌شود احساس كنی كارهای مهمی انجام می‌دهی، ولی فقط در هوا، در بالای ابرها قصر می‌سازی. افكار، چیزی جز قصرهای معلق در هوا نیست»


نقد و بررسی

اگر كسی مدعی باشد با اصول فلسفه، منطق و عقل می‌تواند همه‌‌ی رازها و حقایق عالم را كشف نماید، روشن است كه ادعایی بلندپروازانه و دست‌نایافتنی دارد. در عین حال، اگر كسی گمان كند كه با بی‌اعتنایی به عقل و منطق نیز می‌تواند به حقایق دست یابد نیز در خیالی خام به سر می‌برد.


عرفان حقیقی، «عرفانی عقلانی» است كه نه تنها با عقلانیت سازگار است، كه همراه آن می‌باشد. عرفان بدون عقلانیت، عرفانی انسانی نخواهد بود، همان گونه كه عقلانیت منهای عرفان، از انسان موجودی تك‌ساحتی، خشك و خشن می‌سازد.


از دیدگاه اسلام، همه‌ی ابعاد وجودی انسان كامل، هماهنگ با هم پیشرفت می‌نمایند و وی هیچ بعدی را فدای بعد دیگر نمی‌كند.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.