• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 136)
يکشنبه 6/5/1392 - 0:53 -0 تشکر 626498
مازندران در دوران باستان

http://sajjadmsn.persianblog.ir/post/46

در روزگار سلطه کیانیان بر ایران، کاووس کیانى که داستان صفا و نزهت بهشتى مازندران یا رزمین دیوان را از زبان نغمه‏ساز مى‏شنود، به وسوسه رامشگر آهنگ تسخیر مازندران مى‏نماید: *شنیدم یکى نو سخن بس گران که شه دارد آهنگ مازندران* پس با لشگرى گران به مازندران مى‏رود،اما در تلاقى دو سپاه، سپاهش از دیوان مازندرانى (مازنى ـ مزنى) شکست مى‏خورد و خود نیز اسیر دیو سپید مى‏گردد.قبل از ورود آریائى‏ها به این سرزمین طوایف مختلفى در آنجا سکونت داشته‏اند. از جمله این اقوام مى‏توان از تپورى‏ها، آماردها و کادوسى‏ها نام برد. اقوام تپورى در مازندران زندگى مى‏کردند. آماردها در نواحى کوهستانى بین رودخانه هزار آمل و تنکابن تا دیلمستان و سفید رود به سر مى‏برده‏اند. کادوسى‏ها نیز در گیلان سکنى گزیده بودند.
 
دوره مادها در زمانى که فلات ایران به خصوص نواحى زاگرس صحنه جنگ و خونریزى آشوریان و اقوام دیگر بود، مردمان نواحى جنوبى دریاى خزر در آرامش و امنیت و شرایط مناسب اجتماعى زندگى مى‏کردند و اقوام نواحى دیگر به آنها پناهنده مى‏شدند. یکى از طوایفى که به نواحى جنوب خزر پناهنده شده است طایفه مغان، یکى از طوایف شش گانه ماد بوده است. در دوره حکومت آرته یس مادى (شاه قبل از دیا اکو) جنگى بزرگ بین کادوسیان و مادها اتفاق افتاد. علت این جنگ بدبینى یکى از پارسى‏هاى صاحب نفوذ در دربار شاهى به نام پارسد (پارساداس) نسبت به شاه بود. او زمانى از شاه رنجیده خاطر گردید و با سه هزار نیروى جنگى به سرزمین کادوس‏ها مى‏رفت و حمایت آنها را جلب مى‏کند و آنها بر علیه مادها تحریک نمود. آرته یس سپاهى انبوه را به مقابله با او فرستاد. در جنگى که بین آنها رخ داد، سپاه ماد شکست خورد و کادوسى‏ها پارسد را به پادشاهى خود انتخاب کردند.

يکشنبه 6/5/1392 - 0:54 - 0 تشکر 626499

او همواره به قلمرو ماد تجاوز مى‏کرد و به غارت آن حدود مى‏پرداخت.آمردهاآمارد، آمرد، آمار یا ماردها (به زبان سکایی: آمارد، Amard؛ به زبان پهلوی: آمویی، Amui) قومی آریایی و سکایی که در تبرستان زندگی می‌کردند. در کتاب گیلان (سال ۱۳۸۰) قوم آمارد قومی مستقل شناخته می‌شوند. شاید تات‌ها و دیلمیان و آموییان را بتوان فرزندان آنان دانست.اشکانیان پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن مسیر تجاری بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت بدل گشت. اشکانیان از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران، آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانیان بود.دوره هخامنشیان حکومت هخامنشیان از حدود 675 ق.م آغاز شده و تا سال 330 ق.م ادامه یافته است. سر سلسله این دودمان هخامنش بوده که پس از آن چیش پیش اول، کمبوجیه اول، کورش اول، چیش پیش دوم، کوروش دوم، کمبوجیه دوم، کوروش سوم (بزرگ)، کمبوجیه سوم و... بر این سرزمین حکومت کردند. کوروش پس از فرو ریزى دولت آریائى ماد، مشغول تهیه مقدمات یک حکومت نیرومند شد. او ارتشى از عناصر سپاه ایران و حاشیه دریاى خزر فراهم کرد. اقوام ساردى، تپوران، کادوسیان و سکائیان از جمله نیروهاى برجسته شرکت کننده در اردوى کوروش بودند. در این نبرد کوروش تپوران مازندرانى و کادوسیان گیلانى را از ارتش جدا نمود و آنها را ترغیب به حمله نمود. در اثر حمله این نیروها سپاه لیدى شکست خورد و شهر سارد به محاصره سربازان کوروش در آمد. بعد از این جنگ آماردها و کادوسیان همچنان در حلقه اتحاد کوروش باقى ماندند و در اکثر جنگ‏هاى زمان او شرکت فعال داشتند. در زمان ذوالقرنین، ایران به صورت ملوک الطوایفى اداره مى‏شد و مازندران و طبرستان به یکى از اعیان فارس سپرده شده بود.

يکشنبه 6/5/1392 - 0:55 - 0 تشکر 626500

در جنگ خانگى مشهور به «کوناکسا» بین اردشیر هخامنشى و برادرش کوروش کوچک، کادوسیان به حمایت از اردشیر پرداختند. در این جنگ فرمانده قواى کادوسى به نام آرته گرس کشته شد. 14 سال بعد از جنگ کوناکسا، کادوسیان علیه هخامنشیان قیام کردند. اما اردشیر با سپاهى انبوه آن را سرکوب نمود و آنها نیز اطاعت از دولت مرکزى را پذیرفتند.دوره سلوکیان به هنگام حمله اسکندر در سال 331 ق.م، تمامى اقوام کناره خزر یعنى آماردها، کادوسى‏ها، تپورى‏ها، هیرکانى‏ها و کاسپى‏ها سپاهى مرکب از هشت هزار نفر پیاده و سواره تشکیل داده و به کمک داریوش سوم هخامنشى فرستادند. این قشون تحت فرماندهى یکى از فرماندهان شجاع به نام «مازه» قرار گرفت. در این نبرد که «جنگ گوگمل» خوانده مى‏شد، جنگى هولناک میان گارد شاه و جنگجویان نخبه یونانى درگرفت. شجاعتهاى اقوام مزبور در این جنگ عظیم یکى از درخشان‏ترین فصول جنگ‏هاى ایران و یونان شناخته مى‏شود.اسکندر پس از فتح و غارت و آتش زدن تخت جمشید، پایتخت ایران هخامنشى، چون شنید که داریوش قصد بازسازى سپاه خود را دارد، سپاه خود را به سه قسمت کرد. او «پارمن ین» را مأمور فتح سرزمین کادوس [گیلان] نمود تا راه کمک آنان به داریوش را قطع نماید. «کراتر» دوست نزدیک اسکندر و سردار لایق وى نیز جهت اشغال سرزمین تپوران [طبرستان] مأموریت یافت. این دو سردار مأمور بودند پس از تسخیر سرزمین‏هاى گیلان و مازندران، در گرگان به اسکندر که خود با بخشى از ارتش خویش داریوش را تعقیب مى‏کرد، بپیوندند. «کراتر» با سازشى که با «فرادات» تپورى سردار این قوم نمود، طبرستان را به راحتى اشغال کرد، ولى پارمن ین از تسلط بر سرزمین دلیران کادوس عاجز ماند. اسکندر پس از قتل داریوش، خود تصمیم به یکسره کردن کار مردم آمارد و کادوس، گرفت.قواى اسکندر در بیشه‏ هاى متراکم خزرى و ارتفاعات جنگلى با آماردها درگیر شدند و تلفات و خسارات فراوانى متحمل شدند. سرانجام آماردها نمایندگانى اعزام داشتند و راه سازش پیش گرفتند. پس از مصالحه، رسیدگى به امور منطقه آمارد نشین نیز به «فرادات» تپورى [طبرستانى] که قبلاً تسلیم کراتر سردار اسکندر شده بود، واگذار گردید. لازم به ذکر است که بعدها، در روزگار فرمانروایى جانشینان اسکندر در ایران، در جنگ رافیا [217 ق.م]، کادوسیان را از جمله لشگریان سلوکى مى ‏بینم دوره ساسانیان بعد از اسکندر و جانشینانش گیلان و مازندران حالت استقلال داشته‏ا ند. 

يکشنبه 6/5/1392 - 0:55 - 0 تشکر 626501

گشنسب شاه در این دوران بر مازندران حکومت مى‏کرده است و خاندان او از 330 ق.م تا 529 .م نزدیک به نهصد سال حکومت کرده‏اند. در دوران سلطنت بهرام گور (420ـ438 .م)، پس از آنکه بهرام بر خاقان پادشاه ترکان پیروز شد، با خبر شد که یکى از سران دیلم با لشکرى انبوه به رى و سرزمین‏هاى اطراف آن حمله و جمعى را اسیر نموده است. او همچنین نگهبانان مرزى آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرام‏گور، مرزبان را با سپاهى به رى فرستاد. سپس خود بهرام نیز به او پیوست و بى‏درنگ به سوى دیلم روان شد. دو سپاه در میانه راه به یکدیگر رسیدند. بهرام، سردار دیلمى را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهیانش را بخشید و آنها در شمار یاران نزدیک بهرام قرار گرفتند.دوام حکومت و فرماندهى خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانى ادامه داشته است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهاى تپورستان (طبرستان) تاخته‏اند. کارى از خاندان گشنسب برنیامد ولى کیوس (کى وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانى، به امر پدر به کمک مردم طبرستان و گیلان شتافت و ترکان را تار و مار ساخت. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد. ظهور مزدک و افکار مزدکى، قباد شاه ساسانى را مجذوب خود ساخت و او نیز پس از قبول این آیین، به تبلیغ آن پرداخت. اما دیرى نپایید که شاه ساسانى قربانى یک توطئه پنهان گردید و از قدرت برکنار شد و به این ترتیب نهضت مزدکى نیز خاتمه یافت. مدتى بعد کیوس، شاه گیلان و مازندران و برادر خسرو انوشیروان ـ فرمانرواى ایران ـ به کیش مزدکى درآمد. در دوران انوشیروان مزدکیان سرکوب شدند و بیشترین تلفات را مزدکیان در گیلان و بلوچستان دادند.کیوس، حاکم مازندران و گیلان به دعوت برادر خود انوشیروان جهت همکارى در سرکوب ترکان ماوراء جیحون با مردان مازندران، دیلمیان و گیل‏ها بر ترکان تاخت. او بعد از حمله دوم خود به ترکان و کسب پیروزى، هواى حکومت ایران کرد و به مدائن حمله برد، ولى اسیر شد و سر خود را در این داعیه از دست داد. (529 ـ 536 .م). پس از قتل کیوس، انوشیروان حکومت طبرستان و مازندران را به فرزندان امیر سوخرا (که از امراى فیروز بن هرمز بود) سپرد. پنج نفر از این خاندان به نام‏هاى زرمهر بن سوخرا، داد مهر بن زر مهر، ولاش بن داد مهر، دار مهر بن ولاش و آذرولاش بن داد مهر به مدت 110 سال بر نواحى ساحلى خزر حکومت کردند. 

يکشنبه 6/5/1392 - 0:55 - 0 تشکر 626502

پس از آذر ولاش، این ولایت به گیل بن گیلانشاه گاو باره که از نوادگان جاماسب بن فیروز ساسانى بود سپرده شد.گیلان بن گیلانشاه فرمانروایى مقتدر بود که حکومتى قوى در روزگار یزدگرد سوّم در گیلان و مازندران برپا کرد. مازندرانى‏ها او را گیل گاو باره نامیدند. گاو باره پایتخت را از ماندران به گیلان انتقال داد و از گیلان تا گرگان عمارات و قصرهاى عالى ساخت. مدت فرمانروایى او بر دو منطقه بزرگ خزرى پانزده سال بود. بعد از او دابویه فرزندش بر این منطقه حکومت کرد. در این زمان اعراب مسلمان به ایران حمله کردند و پایتخت ساسانیان مدائن را متصرف شدند. پس از جنگ قادسیه، یزدگرد ساسانى که از سلطنت کردن نا امید شده بود، «باو» را از آتشکده اصطخر فارس دعوت به همکارى نمود.باو پس از عزل از حکومت مازندران و گیلان در زمان شیرویه ساسانى در این آتشکده منزوى شده بود. او تا رى یزدگرد را همراهى کرد ولى از شاه ساسانى خواست تا به زیارت آتشکده کوسان پایتخت باستانى طبرستان که بناى جدش کیوس بود رفته و از آنجا در گرگان به شاه ملحق شود، ولى پس از رسیدن به آتشکده چون از سقوط ساسانیان مطمئن بود، در همانجا معتکف شد. سقوط ساسانیان زمینه تاخت و تاز ترکان ماوراء النهر به مازندران را فراهم کرد و چون حاکم وقت یعنى «باو» حکومت را رها کرده بود، مردم دچار صدمات زیاد شدند مردم از «باو» که در آتشکده کِوَسان معتکف شده بود، خواستند قدرت را به دست گیرد و او با تعهد گرفتن از مردم مبنى بر حکومت مطلق وى بر مازندران، به حکومت بازگشت و نوادگان او به نام آل باوند یا باوندیان در مازندران و بعضا گیلان قرن‏ها حکومت داشتند. بعدها فرخان بزرگ، فرزند دابویه از سلسله گاوباره حکومتى پرصلابت ابتدا در گیلان و سپس در مازندران تشکیل داد و در مرز و بوم خود دست به عمران و آبادانى زد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.