• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 6440)
دوشنبه 31/4/1392 - 19:41 -0 تشکر 624472
فرهنگ لغت مازندرانی(حرف پ)

 
 http://tabarestan.ir/

زبان طبری یكی از زبانهای بازمانده از زبانهای كهن پهلوی ، سانسكریت و... است و ریشه در تاریخ دیرپای جهان دارد و هرگونه غفلت و سهل انگاری در حفظ این میراث در معرض خطر، می‌تواند بخشی از پیشینه ایران كهن را به مخاطره بیاندازد. د ر رابطه با زبان طبری، سیاحان و مستشرقان و اندیشمندانی چون "ملگونوف"، "خودزكو"، "درن" و... به تحقیق و مطالعه درباره این زبان پرداخته‌اند. این امر بیانگر ارزش و اعتبار زبان طبری بوده و سبب شده تا افراد بیگانه نیز در مورد این زبان به تحقیق بپردازند. گوناگونی گویش‌های مازندرانی به حدی است كه این تفاوت از محله‌ای به محله دیگر در شهرها و روستاهای مازندران كاملا مشهود می‌باشد هر یك از گویش‌های مازندرانی دارای لهجه خاص، اصطلاحات و فرهنگ مربوط به خود را داشته و با فرهنگ و زبان مختلف گفت وگو می‌كردند. نداشتن آشنایی اولیه با زبان مازندرانی موجب شده كه سایر استانهای كشور به ویژه تهرانی‌ها آن را با زبان گیلانی اشتباه بگیرند در حالی كه تفاوتهای عمده‌ای بین این دو زبان وجود دارد. این فرهنگ لغت اساس ان بر کتاب فرهنگ لغات تبری تالیف دکتر اشرفی میباشد تا کنون شامل حدود 35000 کلمه میباشد که برای هر کلمه فارسی ، معنی اصیل مازندرانی و گویش آن کلمه در شهرهای ساری ، یهشهر ، بابل ، آمل ، سوادکوه و تنکابن همراه بات آوانگاری هرکدام در دو ویرایش جستجوی فارسی به مازندرانی و مازندرانی به فارسی برای علاقه مندان جمع آوری شده است.

در این مبحث حرف پ

دوشنبه 31/4/1392 - 19:42 - 0 تشکر 624473

پا paa واحد نوبت در خرمن کوبی
پا paa تیرک چوبی پرچین
پا paa چیستان
پا paa ۱بخشی از جنگل و یا مرتع که تمام اهالی به صورت مشترک از آن ...
پا اناز paaennaaz هدیه ای که پدر داماد یا یکی از بزرگان فامیل داماد به عروس ...
پا اورنجن paa oorenjen خلخال
پائنگ paaeng سنگ و زنده ای که برای تعیین وزن ظرف در کفه ی ترازو قرار داده ...
پائنون paaenoon ۱زیرپا ۲در جهت حرکت گام – در راستای گام برداشتن
پائه paae تیرک های چوبی که جهت پرچین و حصار گیاهی در زمین فرو کنند
پائه نو paae noo نوپا بچه ای که تازه به راه افتاده باشد
پائیز شخم paaiz shoKhm شخم پاییزه
پائیش paaish پاییدن
پائین paain بصورت کنایی به مستراح گفته شود
پائین اوریم روآر paain oorim rooaar از توابع دهستان خانقاه پی سوادکوه
پائین بارکوم paain baarkoom منطقه ای در شیرگاه سوادکوه
پائین تلک paain talek ۱قسمت پایین ۲بخش پایین زمین
پائین زرگر paain zarger نام روستایی در حوزه ی بالاتجن قائمشهر
پائین زغال منزل paain zeghaal menzel از توابع دهستان گلی خواران شهرستان قائم شهر

دوشنبه 31/4/1392 - 19:42 - 0 تشکر 624474

پائین سالدوز کلا paain saaldooz kelaa از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
پائین سر pain sar سمت پایین
پائین سراج کلا paain seraaj kelaa از توابع دهستان تالارپی قائم شهر
پائین سولده paain soolde از توابع دهستان ناتل رستاق نور
پائین فوتم paain footem از توابع دهستان کیاکلای قائم شهر
پائین کارکو paain kaarkoo منطقه ای از گلیجان قشلاقی تنکابن
پائین کال نو paain kaalno منطقه ای بین بالاجاده و درازنو بعد از مدیان لیلم کردکوی
پائین کروای pain kervaay از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
پائین کله سی paain kelesi ۱قسمت پایین اتاق ۲جلوی در
پائین کوهپر paain kooh par از توابع دهستان کوه پرات نوشهر که به آن جیرپالو jir aao هم گویند ...
پائین لرگویی paain largooi منطقه ای کوهستانی و جنگلی دربالا جاده کردکوی
پائین لموک paain lamook از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
پائین مرزناک paaein marzanaak نام آبادی از دهستان بابل کنار بابل
پائین نقیب کلا paain naghib kelaa از توابع بابلسر
پائین ورزاده paain varazde از توابع دهستان میان رود پایین نور
پائین هشتل paain heshtel از توابع دهستان دشت سر آمل
پا بجار paa be jaar ۱کفش ۲شیب ملایم
پا برنه paa berene پابرهنه
پابزار paa bzaar کفش پاپوش
پابزان paabezaan ۱لگد زدن ۲گشتن ۳پای کوفتن
پابزه paabeze آبی که از زمین زراعی خارج شده به هدر رود
پابس paa bas ۱دلیر ۲ماندگار
پا بس بئن paa bas baen درگیر شدن – گرفتار کار شدن
پابشار paa bshaar تخته ی زیرپای بافنده ی کارگاه سنتی پارچه بافی،که به نخ یا ...
پا بکشیین paa bakeshiyen قطع ارتباط کردن
پابلوس pabloos ۱تکه ای از پوست پشم دار گوسفند به اندازه ی سکه ی دو ریالی ...
پا بل هکاردن paa bel hekaarden شخم عمیق توسط بیل
پا بن paa ban ۱گرفتار اسیر ۲دلباخته
پابن بیین paa ban babeyan ۱گرفتار شدن ۲پای بند گشتن
پابند paaband ۱گرفتار ۲اسیر
پا بند paa band از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
پابند بویین paaband baviyen ۱درگیر شدن ۲گرفتار کار شدن
پا به پا paa be paa جوراب یا کفش را لنگه به لنگه پوشیدن
پا به پا بویین paa be paa baviyen لنگه به لنگه شدن کفش ها
پا به پا هاکردن paa be paa hakordan ۱وقت را تلف کردن ۲حرکتی حاکی از تردید و دودلی
پابه پا هکاردن paa be paa hekaarden ۱وقت تلف کردن – این پا آن پا کردن ۲معاوضه کردن ۳حرکتی حاکی ...
پا به دوش هکردن paa be doosh hakorden روشی در استفاده از بیل به هنگام شخم
پا به کله paa be kale نوعی نشستن گالشان که پاهای خود را به سمت آتش دراز کنند
پا به ما paa be maa ماه آخر حاملگی
پا بییتن paa baeiten ۱آغاز ۲آغاز و شروع دوباره ی کاری ۳طرح چیستان ۴برقرار شدن ...
پابییتن paabaeiten ۱پی ریزی کردن ۲بنیان نهادن
پاپالوس paapaaloos سفره مار
پا پت خوردن paa pet Khorden پیچیدن پا و در رفتگی و یا معیوب شدن آن
پاپتی paa pati ۱لخت و عور ۲ندار فقیر
پا پچ paa pech پارچه و بندکی که با آن پای کودک را در گهواره بندند
پا پس کشیین paa pas kaashiyan پاپس کشیدن دوری کردن کنار رفتن
پاپشار paapshaar پوشا
پاپش بیشتن paa pesh beyshtan ۱پا جلو گذاشتن ۲پا در میانی کردن
پا پشت بزان paa pesht bazaan ۱پشت پا زدن ۲زیر پا را خالی کردن و واژگون نمودن
پاپک paa pek نوعی گیاه با ساقه و برگ نرم و ترد که در سایه ی درختان روید ...

دوشنبه 31/4/1392 - 19:43 - 0 تشکر 624475

پا پک paa pek ۱نام تپه ای در لفور سوادکوه ۲از روستاهای لفور واقع در سوادکوه ...
پاپلو paappeloo ۱پروانه ۲گاوهای زردرنگ نیز به این نام خوانده می شوند
پاپلوس paapalos نوعی گیاه یا گل های زرد
پاپلوک پاپلوک paapelook paapelook
پاپلی paappeli ۱چادر ۲گاوی که در زمینه ی پوست سفید رنگ آن لکه های سیاه باشد ...
پاپلی paappeli ۱پروانه ۲سبک – چالاک
پاپلیچ paa pelich ۱پیچ خوردن پا ۲سرگردانی در کار که خود شخص مسبب آن باشد
پاپلی منگو paappeli mangoo گاو ماده ی خالدار و سیاه و سفید
پا پور paa poor تفاله به خصوص تفاله ی چای
پا پون paa poon دنبه ی مرغ
پا په paa pe ۱پیگیر شدن و در جستجو بودن ۲مواظب بودن ۳ایجاد مزاحمت
پاپی paapey
پاپی بین paapey bayyan ۱پیگیری کردن ۲ایجاد مزاحمت کردن
پا پیج paa pij پا پیج
پاپیچ بوئن paapich boan گیر دادن – ایجاد زحمت نمودن – مزاحمت پی گیر و مستمر
پاپیش بنیان paapish banyaan اقدام به کاری کردن،به ویژه قدم پیش گذاشتن در امر ازدواج
پا پیش بیشتن paa pish beyeshten برای کاری پا پیش گذاشتن
پا پیشی paa pishi با نوک پنجه – با پنجه ی پا
پاتال paataal پیر و چروکیده
پا تاوه paa taave پاپیچ –پاتاوه
پا تئه paa toe ساق بند پاتاوه
پا تچکوت paa tachkoot پوست سفت غوزه ی پنبه
پاتچ کول paatch kol پلاسمک
پاتختی paa taKhti هدیه هایی که روز بعد از عروسی از طرف زنان فامیل به عروس داده ...
پاتشا وزیر paateshaa vazir ۱قاپ بازی ۲شاه وزیر بازی
پاتشوار شا paateshvaarshaa فرمانروای سرزمین هایی در میان ری،سمنان و دامغان و بسطام ...
پاتک paa tek نوک انگشتان پا
پاتک زن paa tok zan ۱با نوک پا زدن – تیپا زدن
پاتکه paateke ۱چیزی را با نوک پا زدن ۲اخراج نمودن کسی یا از کار یا عملی ...
پاتک هگیتن paatok hagiten ۱با نوک پا بازی کردن ۲بی ارزش ساختن و به زیر پا انداختن
پاتکی paateki نوک پا
پا تکی paa teki ۱فرش کوچک در ورودی اتاق ۲پارچه ی کهنه ای که در گذشته جلوی ...
پاتکی راه بشیین paateki raah basheyan با نوک پا راه رفتن
پاتل paatel پاتیل دیگ بزرگ دهان گشاد
پاتله paatale بهانه جویی کردن
پاتم paatam مرتعی جنگلی در حومه ی نوشهر
پاتن paaten ۱پاشیدن ۲پاشید
پا تو paa to ۱ساق کج ۲پارچه ی نوار مانند ضخیم و پشمی که به ساق پا و پنجه ...
پا توبه paa tobe ۱ساق پیچ ۲پاتاوه
پا ته paa te پاپیچ شال پارچه ای ضخیمی که بدور ساق می پیچند پاتاوه
پاتیسا paa tisaa پی تسا تی ساپه
پاتیل دربردن paatil dar borden از پا در آمدن – از خستگی به مرز بی تابی رسیدن
پاتیل رنگ رجی paatile rang reji دیگ مسی یا چدنی بزرگ و دهان گشاد رنگرزی
پاج paaj پارج
پاجا paajaa از توابع دهستان چهاردانگه سورتچی ساری
پاج بزوئن paaj bazooen ۱پاشیده شدن ۲متلاشی
پاجنگ paajang ۱بز بزرگ نر که یک بار پشم آن را چیده باشند ۲بز نر قوی و پیشاهنگ ...
پاجوش paajoosh جوانه ی روییده در پای درختان
پاچال paachaal چاله ی کارگاه بافندگی که در واقع مکان قرار گرفتن تمهیدات ...
پاچاله paachaale ۱جای پا ۲گودی ردپای حیوانات

دوشنبه 31/4/1392 - 19:44 - 0 تشکر 624476

پاچک بزئن paachak bazoen ۱بی تابی کردن ۲دست و پا زدن
پاچکوت paachkoot ۱خلط شده ی داخل بینی ۲پوست روی زخم
پاچ کول paach kool پوست روی زخم
پا چمر paa chemer صدای پا
پاچن paa chan پاشیدن
پا چو paa choo داهله کا
پا چو paa chchoo ۱دو چوب شاخک دار که پا بر آن نهاده و راه روند ۲وسیله ای در ...
پاچو paachoo ۱پایه ی پرچین – چوبی که قیم پرچین است
پا چو paa cho ۱چوبی که برای استحکام بیل به محل اتصال دسته ی آن فرو می کنند ...
پاچوب paa choob نوعی چوب قیم که به صورت جفت چپ و راست برای عبور از گل و لای ...
پا چو بن paa cho ben جوانه هایی که از پای گیاه روییده باشد
پاچوک paachook کوچک،بسیار کوچکاین واژه در مناطق مختلف مازندران به رغم ...
پاچه paachche ۱پا ۲بخش پایینی شلوار ۳پاچه ی شلوار
پاچه سمر paache somor صدای پا
پاچه گل paache gel ساق پا تا مچ
پاچه لوبیا paache lobiyaa نوعی لوبیای خاص در شمال ایران
پاچی paachi از توابع دهستان بنافت ساری
پاچه ورمال paache varmaal آدم رند حقه باز
پاچیدن paachidan ۱پاشیدن ۲پراکندن برنج در باد توسط پارو که بخشی از عمل خرمن ...
پاچین paachin نوعی لباس زنانه – پیراهن بلند که تا مچ پا را می پوشاند
پاخ paaKh صدای به زمین افتادن و پاره شدن هندوانه و برخی چیزهای دیگر ...
پاخه پاخه paaKhe paaKhe صدای سرفه های پی در پی
پادار paadaar بلندکن
پادرجا paa dar jaa درجا – بی درنگ
پاداش paadosh نوعی چرم چرمی ویژه ی دوخت و دوز کفش
پادشا paadshaa پادشاه
پادشامیر paadshaamir ۱منطقه ای میانه راه الیمسان به شیرگاه ۲روستایی در بخش بندپی ...
پادشا وزیر paade shaa vazir نوعی بازی است – قاپ بازی
پادگان دوآب paadegaan doaab از توابع دهستان خانقا پی پل سفید
پادم paadom تور ماهیگیری در ساحل کم عمق دریا با قیم های چوبی
پا دم paa dam استراحت کوتاه به هنگام کار یا راه رفتن
پا دمال paa domaal ۱پایین پا ۲طرف پا ۳دنباله رو
پا دنگ paa dang آسیاب پایی دنگی که با نیروی پا کار کرده و غلات را آرد کند ...
پا دنگ پا paa dang paa پادنگ چو
پادنگ تاقله paa dang taaghele حلقه ی آهنی متصل به طرفین سر پادنگ و دندانه های آن
پا دنگ تیر paadang tir تیراصلی پادنگ
پادنگ چال paa dang chaal چاله ای که شلتوک را در آن ریخته و ضربه ی دنگ پایی آنرا تبدیل ...
پادنگ چپلاغ paa dang cheplaagh قسمت انتهایی آبدنگ
پا دنگ چو paa dang choo چوبی که دنگ پایی از آن ساخته شود
پادنگ دنون paadang dannoon دندانه های پادنگ که تعدادی معادل یازده عدد و برخی مواقع ...
پادنگ سر paa dang sar محلی که دنگ پایی در آن نصب شود
پادنگ کله paa dang kalle سرپادنگ که دندانه ها روی آن نصب شود
پادنگ ناف paadang naaf چوب رابطی که تیر پادنگ را روی دو چوب عمودی کاشته شده قرار ...
پادوسبانان paadoosbaanaan از امرای مازندران،افراد این خاندان بر رستمدار و رویان و ...
پادوسبان بن خورزاد paadoosbaan ebne Khoorzaad از شاهان پادوسبانی رویان که مدت چهل سال حکمرانی کردـ۱۰۵ ...
پادوسبان بن گیل paadoosbaan ebne gil از شاهان پادوسپانی رویان که حدود سی سال در رویان باستانی ...
پار paar ۱پارسال یکسال گذشته ۲واحد آبادی
پارپیرار paar piraar ۱در زمان قدیم ۲سه سال پیش از زمان حال
پارت paart ۱باز شدن – گشادگی زیاد ۲فاصله ای زیاد گام های از یک دیگر ...
پارت پارت paart paart نوعی راه رفتن که با گام های بلند همراه باشد

دوشنبه 31/4/1392 - 19:45 - 0 تشکر 624477

پارت – شاخ paart shaaKh شاخ باز شاخ هایی با فاصله ی زیاد از یکدیگر
پارت کلا paart kelaa از توابع دهستان فریم شهرستان ساری
پارج parj ۱پخش گشاد ۲کومه ای با مصالح چوب و پوشال برنج یا گیاهان مردابی ...
پارچ paarach چوبهایی که در حدفاصل جایگاه دو گاو،در طویله نصب شود تا گاوها ...
پارچ paarch روستایی از دهستان عشرستاق هزار جریب بهشهر
پارچ paarch ۱ظرفی حلبی و استوانه ای شکل که در آن آب را به جوش آورند ۲قهوه ...
پارچ paarch از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
پارچ بزوئن paarch bazooen ۱پخش شدن و باز شدنی ناگهانی ۲پاشاندن ۳پخش کردن
پارچو paarchoo پایه چوبی پرچین
پارچه پارچه paarche paarche ۱تکه تکه ۲لخته لخته
پارچه ورمال paarche var maal ۱کلاهبردار ۲فریبکار
پارچین کلی paarchin keli مرتع و کشتزاری در روستای کدیر نوشهر
پارچین کیلی paarchin kili نام زمینی در دهکده ی کدیر از دهستان کلرودپی شهرستان نوشهر ...
پارس paars ۱گوه ۲وسیله ای برای بستن روزنه یا سوراخ ۳ابزار فلزی یا چوبی ...
پارسا paarsaa از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری در هزار جریب بهشهر
پارس اغز paars aghoz پوست سبز گردو
پارسال paarsaal سال گذشته یک سال پیش
پارسالینه paarsaaline ۱مربوط به پارسال پارساله ۲آنچه در پارسال گذشت
پارس بزان paars bezaan ۱به کار بردن چوب یا فلزی که جهت تسهیل در شکافتن و دو نیمه ...
پارس تلم paars tolom تکه چوبی که برای بستن سوراخ تلم یا ظرف چوبی کره گیری به کار ...
پارسگا paarse gaa محل قرار دادن گوه بین دو سنگ آسیاب آبی
پارسنگ paar sang سنگ مقیاس وزنه – سنگ ترازو
پارسنگ بازی paar sang baazi پارسنگ کا
پارسنگ کا paar sang kaa این بازی رایج ترین بازی برای کودکان و نوجوانان به خصوص دخترها ...
پارس هاکردن paars haakordan پوست کندن گردو برداشتن پوست سبز گردو
پارسی paarsi از توابع دهستان ولوپی شهرستان سوادکوه
پارکه paareke ۱واحد آبادی ۲تکه
پارکه پارکه paareke paareke ۱تکه تکه ۲پاره پاره
پارم paarem روستایی از دهستان عشرستاق هزارجریب بهشهر
پارو paaroo پارو
پاروش paaroosh نامی برای گاو سبک پا و تند و تیز
پاروش بزئن paaroosh bazoen جست و خیز کردن
پاره paare پارچه ای کهنه و زبر که بعد از قشو پشت اسب را با آن تمیز کنند ...
پاره paare ۱بخشی از مزرعه ی برنج که یک دهنه آبخور دارد ۲وسیله ای در ...
پاره بازی paare baazi نوعی بازی با توپی بسیار ابتدایی که از تکه ای پوست گوسفند ...
پاره بئن paare baen پاره شدن
پاره ببیه paare babeye پاره شده
پاره ببین paare babeyan پاره شدن
پاره بزئن paare bazoen نشانه گذاری روی چوبی مخصوص برای مشخص نمودن مقدار محصول هر ...
پاره پندلیک paare pendelik پاره – چیز کهنه و مندرس
پاره پنیک paare pennik پاره پندلیک
پاره هاکردن paare haakorden پاره کردن
پاره هاکن paare haakon پاره کن
پاریجان paarijaan از دهستان فیروزجاه شهرستان بابل
پاریجن paarijen ۱طبق چوبی یا فلزی ۲محرف پرویزن فارسی – الک – غربال
پاریجن paarijen مرتع و کشتزاری در حوالی روستای کدیر نوشهر
پاریکلا paari kelaa از توابع دهستان بندپی شهرستان بابل
پارین paarin ۱پیراز سال – دو سال گذشته ۲واژه ی پار و پیراز در نقاط مختلف ...
پاری وقت paari vaght زمانی – برخی اوقات
پازئن ‌paazean ۱پا زدن ۲تفاله ی چای ۳نیم جویده ی بعضی میوه جات

دوشنبه 31/4/1392 - 19:46 - 0 تشکر 624478

پازهر paazahr نوعی تسبیح گران بها
پازیک خل paazik Khel از توابع دهستان کیاکلای قائم شهر
پاس paas از قبایل ساکن در کرد محله(کردکوی)
پاس paas تفاله ی تخم پنبه بعد از روغن کشی که برای خوراک دام به کار ...
پاس paas گوه هر نوع گوه اعم از چوبی یا فلزی
پاس paas ۱فشار آوردن ۲مزاحم
پاس paas ۱درپوش مجرای خروجی تلم ۲چوبی که مجرای دوغ تلم را می بندد ...
پاساعت paasaaet یکی از میادین قدیمی و مشهور شهرستان ساری
پاس اغوز paas aghooz پوست سبز گردو
پاسان paasaan قسمت سایه ساختمان
پاس بزئن paas bazoen ۱چیزی را با فشار در سوراخ و شکافی نهادن ۲فریب دادن ۳سرکسی ...
پاسبون paasboon پاسبان
پاس به پاس paas be paas ۱حالت در فشار بودن ۲فشار زیاده از حد
پاسر paasar تفاله ی چای
پاسر paa sar فاصله ی میان جام های شیشه ای درب های قدیمی
پاسک paasek ۱پاس کوچک ۲گوه ی کوچک
پاسکوت paaskoot آشغال درون بینی
پاسمه paasme گوه
پاسن paasen نگهبانی دادن
پاسند paasend از توابع دهستان پنج هزار شهرستان بهشهر
پاسنگ paasang وزنه و سنگ ترازو
پاسو paaso هدیه های گران بها که از سوی خانواده ی داماد به عروس داده ...
پاسور paasor تفاله چای
پاسو هکاردن paaso hekaarden با پا خزانه ی شالی زار را صاف کردن
پاس هاکردن paas haakerdan برداشتن پوست سبز گردو
پاس هدائن paas hedaaen انبوه شدن – متراکم گشتن
پاشا paashaa تخته پدال مانند در کارگاه نخ ریسی یا کارچال
پاشا امیر paashaa amir از توابع دهستان بندپی بابلپادشاه امیر
پاشاک paashaak ملات ساختمان
پاشا کلا paashaa kelaa ۱از توابع دهستان دشت سر از بخش مرکزی آمل پاش کلا ۲از توابع ...
پاشاکلا paashaa kelaa از توابع دهستان بالاتجن قائم شهر
پاشاکلا paasaa kelaa از توابع دهستان لفور قائم شهر
پاشا کلا انتقالی paashaa kelaa enteghaali از توابع دهستان اسفیورد شورآب ساری
پاشا کلای اربابی paashaa kelaaye erbaabi از توابع دهستان اسفیورد شورآب ساری
پاشا کله paashaa kelaa نام روستایی در حوزه ی بالاتجن قائم شهر
پاش بخاردن paash beKhaarden پاشیده شدن متلاشی گشتن
پاش بزئن paash bazoen بوجاری کردن دانه ها با طبق،پارو و غیره
پاش پاش paash paash ۱پراکنده ۲ریز و خرد شده
پاش چلی paash chali پاش چلی
پاشره paashere پا بر زمین کشیدن گاوان جنگی،پیش یا پس از نبرد
پاشره paashare بهانه جویی
پاش کلا paash kelaa از توابع دهستان دابوی جنوبی از بخش مرکزی آمل – پاشاکلا
پاش کلا paash kelaa از توباع دهستان بندرج ساری – پاشاکلا
پاشنقاب paashne ghaab وسیله ای که به کمک آن پا در کفش کنند – پاشنه کش
پاشور paa shoor ۱جای شستن پا ۲شستن پا به منظور پایین آوردن حرارت بدن به هنگام ...
پا شور سنگ paa shoor sang سنگ پا
پاشوره paashoore پاشویه – شستن پا در آب سرد جهت پایین آوردن تب
پاش وزیر paash vazir قاپ بازی – نوعی بازی که نقش اصیلی را در آن قاب یا کشکک زانوی ...
پاشه پریت paashe perit ۱داد و فریاد ۲طلب کار بودن ۳مورد حمله قرار دادن
پاش هدائن paash hedaaen پخش کردن – پاشیدن

دوشنبه 31/4/1392 - 19:47 - 0 تشکر 624479

پاغارس paa ghaars ۱دلیر ۲ماندگار
پاغه paaghe جدا کردن و دسته کردن نی بریده شده ی نیزار
پاف paaf از اصوات – آوای ترکیدن توپ لاستیکی و یا برخورد اشیا با آب ...
پاف بکارده چش paaf bakaarde chesh چشم درشت و باد کرده
پافتول paaftool ۱کلک – حقه ۲چاق – خپل
پافشار paa feshaar تخته ای که در زیرپای بافنده ی پارچه در کارگاه سنتی قرار دارد ...
پاقله paaghle باقلا
پاک paak ۱پاک ۲درست کامل ۳یکسره – همگی
پا کار paa kaar پادوی کدخدا جهت فرمان بردن و ارتباط رعایا
پاکال paa kaal هریک از دو چوبی که در چولنگ بازی مورد استفاده قرار گیرددو ...
پاکان paakaan ۱آردی که بر روی سینی ریزند تا خمیر به سینی نچسبد ۲بسیار نرم ...
پاک بخوردن paak boKhordan واژه پاک علاوه بر مفهوم خاص خود به معنی تمام و همگی را دارد ...
پاک بلشتن paak baleshten لیسیدن به صورت تام و تمام
پاک بنه paak bene ۱پایان کامل ۲زمین خالی و عاری از هرگونه بنا
پاک بنه هکاردن paak bene hekaarden ۱تاراج کردن ۲تمام کردن و بردن چیزی از جایی ۳همه ی اموال را ...
پاک ترا paak teraa مرحله ی پایانی رشد خوشه های گندم،جو و برنج
پاکتل paa katel از ابزار بافندگی سنتی که با پا پایین و بالا شود
پاکتلی paa kateli
پاک چین paak chin چیدن همه ی محصول درخت به گونه ای که چیزی بر آن باقی نماند ...
پاک دیم paak dim ۱همگی ۲به طورکامل
پا کرایه paa keraaye ۱مزد ۲حق القدم
پاک رس paak res اماده ی دروگشتن کشت برنج و رسیدن کامل محصول
پاک زار paak zar هرگونه پای افزار صرفنظر از کیفیت آن مطلق پاپوش
پاک سر paak sar خوشه بستن یکنواخت و کامل برنج در شالی زار
پاک شور هکاردن paak shoor hekaarden خوب و کامل شستن
پاک گر paak gar آن که وظیفه ی پاک کردن برنج در شالی کوبی را به عهده دارد
پاکل paakol ۱موی جلوی سر ۲جلوی سر
پاکل paakel رد به جا مانده از چیزی
پاک نزا paak nezaa مرحله ای از رشد شالی به هنگام دانه بستن
پاکنه paakene آرد برنج
پاکوتا paa kootaa نوعی برنج ساقه کوتاه
پاکوتل paakootal
پاکول paakool فکل
پاک هاکردن paak haakerden پاک کردن – از آلودگی و ناخالصی پیراستن
پاکه چش paake chesh چشم پاک – کسی که نگاه شهوانی به ناموس دیگران نداشته باشد ...
پاکی paaki ۱تمیزی ۲داروی نظافت جهت زدودن مو
پاگا paagaa فوری
پاگشا هکاردن paagoshaa hekaarden رفتن عروس به خانه ی پدر بعد از مراسم عقد و عروسی یا اولین ...
پا گل paa gal ساق پا تا مچ
پاگیتن paa giten بازگشت به خانه ی فرد مرده پس از مراسم تدفین و جهت دلجویی ...
پاگیر paa giri دامن گیر شدن
پاگیزون paa gizon مکانی مناسب جهت اطراق کردن و نشستن به هنگام گردش و تفریح ...
پالان paalaan پلان
پالان دوز paalaandoz ۱کسی که شغل پالان دوزی دارد ۲بافنده – جولاه
پالان کل paalaan kol برجستگی جلو و عقب پالان
پال دره paal darre مرتع و چشمه ای در روستای کوهپر نوشهر
پالکا paalekaa آخور چارپایان
پالن paalon پالن
پالن paalen از توابع دهستان ولوپی سوادکوه
پالن دوج paalen dooj پالان دوز – جولاه

دوشنبه 31/4/1392 - 19:48 - 0 تشکر 624480

پالن روآر paalen roaar از توباع دهستان ولوپی سوادکوه
پالن کول paalon kool برجستگی جلو و عقب پالان
پالنه paalone ۱پالانه ۲لوله ی سفالی یا سیمانی
پالنی paaleni مرتعی جنگلی در منطقه ی رویان نوشهر
پالنی هکاردن paaloni hekaarden ۱اسب را رام کردن ۲اسب جوان و تازه کار را به تحمل پالان و بار ...
پالوج paalooj ۱اهل روستای پالوی ازکوهپر کجور ۲نام طایفه ای در شهرستان ...
پالوژده paaloozhde روستایی میان چالوس و نوشهر
پالوک paalook کاسه ی کوچک
پالوکا paalookaa آخور بیشتر به آخور گاو و گوسفند گویند
پالوکابنی paalookaa beni پس مانده ی علف و کاه در آخور گاو و گوسفند
پالون paaloon مرتعی پرتاسی در حوزه ی لفور سوادکوه
پالون بزوئن paaloon bazooan رام کردن کره اسب و عادت دادن آن به تحمل پالان
پالون پر paaloon par انتهای پالان – بخش پایین و جانبی پالان
پالون دوج paaloon dooj پالان دوز
پالونکی paalooneki ۱پالانی – عادت دادن چارپا به تحمل پالان ۲حیوانی که تازه ...
پالونه paaloone لوله های سفالی جهت استفاده در قنوات و چاه با هدف جلوگیری ...
پالونی paalooni نام طایفه ای در سوادکوه
پالونی paalooni پالانی حیوان رام شده
پاله paale جوانه ی درخت
پاله کا paalekaa آخور
پامار paamaar دستیار در اداره ی امور گاو سرا در دامداری سنتی
پاماس paa maas زمین گلی و چسبناک
پامال paamaal ۱روستایی در هزار جریب در حوزه ی شهرستان بهشهر ۲لگدکوب ۳از ...
پامال دشت ظهوری paamaal dasht zohoori از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
پامال ویشه paamaale vishe منطقه ی جنگلی حد غربی آلش رو به جاده ی چمستان که اکنون مزروعی ...
پامال هاکردن paamaal hekerden ۱پایمال کردن از میان بردن ۲از بین بردن آثار
پامت paamet شخص آراسته و خوش لباس – متضاد ژولیده
پامرز paa marz مرز قابل عبور و مرور در میان زمین مزروعی
پا مرزی paa marzi مرز کم عرض در زمین شالی زاری – متضاد مرز عریض یعنی پامرز ...
پامقر paa magher جای پا – رد پا
پامنبری خن paa manbary Khon خواننده ی شعرهای مذهبی و سوزناک در پای منبر پیش از مرحله ...
پامیز paamiz عملی در پاره بازی که هر حرکت مثبت آن دارای پنج امتیاز است ...
پا میزانی paa mizaani دفتری باریک با جلد چرمی که صورت توزین را در آن یادداشت نمایند ...
پانئن paanaen پاگذاشتن گام نهادن با هدف اقدام درکار
پانون paa noon خوابیدن دو نفر در جهت مخالف یکدیگر
پانه فرو هاکردن paane fero haakerden ۱کنایه از:پدر کسی را درآوردن – دمار از روزگار کسی در آوردن ...
پاوجین paavejin وجین با پا آهسته در شالی زار گام برداشتن و با پا علف های هرز ...
پاوزار paave zaar کفش
پاوند paa vand ۱پای بند ۲منطقه ای در بهشهر
پاه paah ۱بخشی از زمین که دارای خاربن و بوته ی تمشک باشد ۲جنگل محصور ...
پاها paahaa پایه هایی که برای برپا کردن پرچین مورد استفاده قرار گیرد ...
پاهدائن paa hedaaen ۱فرصت یافتن ۲روی آوردن شانس و بخت
پاهه چو paahe choo پایه ی چوبی پرچین
پای دله paay dele داخل بیشه – درون جنگل
پایه paaye پایه چوب عمودی پرچین
پایه بیتن paaye baytan پی ریزی کردن
پایه چو paaye choo پایه ی چوبی پرچین
پاییزه می paaeize mi پشم پاییزه ی گوسفند یا بز
پایین paaein زیر
پایینا paaeinaa ۱سرازیری سرپایینی ۲سمت پایین مکان و جایی مشخص

دوشنبه 31/4/1392 - 19:49 - 0 تشکر 624481

پایین افراکتی paaein efraa keti از توابع دهستان علی آباد سوادکوه
پایین بارکوم paayin baar koom منطقه ای در شیرگاه قائم شهر
پایین بالا کاردن paaein baalaa kaarden ۱برآورد کردن ۲آمد و شد نمودن ۳سبک سنگین کردن و ارزش کاری ...
پایین پلک paaein pelek از توابع دهستان دشت سر(بخش مرکزی آمل)که به آن پلک پایین هم ...
پایین جابرون paayin jaabroon از توابع دهستان زیرآب سوادکوه
پایین جلیکان paayin jalikan از توابع دهستان میان رود پایین نور
پایین جلین payin jelin روستایی از دهستان استرآباد جنوبی گرگان
پایین خرابه paayin Kheraabe از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
پایین دزا paein dezaa از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
پایین دسه paayin dasse از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
پایین دوآب paayin do aab از توابع دهستان خانقاه پی سوادکوه
پایین ده paaein de از توابع دهستان نرم آب دوسر ساری
پایین رسم paaein ressem از توابع دهستان تالارپی قائم شهر
پایین زرگر paayin zarger از توابع دهستان بالاتجن قائم شهر
پایین زرندین paaein zarendin از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
پایین زرین کلا paaein zarrin kelaa از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
پایین سرست paayin serest از توابع دهستان گنج افروز بابل
پایین سمسکنده paaein semeskande از توابع دهستان میان دو رود ساری
پایین سید کلا paayin seyd kelaa از توابع دهستان گنج افروز بابل
پایین شاهکوه paaein shaahkoo شاه کوه پایین – روستایی از دهستان کوه پایه گرگان
پایین شمشک paaein shemshek روستایی از دهستان روش آباد شهرستان گرگان مشهور به شموشک ...
پایین کال نوچشمه paayin kaal no cheshme چشمه ای در شمال شرقی درازنو در منطقه ی شهرستان کردکوی
پایین کله paayin kele قسمت پایین اجاق
پایین کلهور دشت paayin kal hoor dasht از توابع دهستان بیشه ی بابل
پایین کولا paaein koolaa از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
پایین گناب paaein gataab از توابع دهستان گنج افروز بابل
پایین گل چوب paaein gel choob
پایین گلما paaein golmaa از توابع دهستان میان دو رود ساری
پایین گنج روز paarin ganj rooz از توابع دهستان گنج افروز بابل
پایین لرگویی paooin largooi منطقه ای کوهستانی و جنگلی در مسیر درازنوی کردکوی
پایین مازو paaein maazoo از توابع شهرستان رامسر
پایین مرزبال paaein marzebaal از توابع دهستان گنج افروز بابل
پایین مرزناک paayin marzonaak از توابع دهستان گنج افروز بابل
پایین مرگو paaein margo از توابع دهستان بندرج ساری
پایین منزل paaein menzel از توابع دهستان گلی خواران قائم شهر
پایین – میرکلا paaein mirkelaa ازتوابع دهستان گنج افروز بابل
پئا peaa ۱پنهان ۲از پشت
پئسن peessen پاییدن
پئن paen پهن – گسترده
پئنو paeno ۱راندن حیوانات ۲راندن جانوران به سوی دام یا شکارگاه
پئه pee آرد و شکر بریان شده
پئه چو pee choo چوبی که جهت پایه ی پرچین و حصار به کار رود
پئی peei ۱کنار رفتن ۲عقب گرد ۳دنبال
پئی بور peei boor عقب برو برگرد
پئی بوردن peei boordan رفتن – به پشت گام برداشتن
پئی پئی بوردن peei peei boordan عقب عقب رفتن – به پشت گام برداشتن
پئی پشی هاکردن peei peshi haakerden ۱از وضع یکدیگر خبر داشتن ۲در ارتباط بودن ۳عقب جلو کردن – ...
پئی پئشی peei pishi پس و پیش عقب و جلو
پئیز paeiz پاییز
پئیزبن paeiz ben از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاه کوه و ساور استرآباد

دوشنبه 31/4/1392 - 19:50 - 0 تشکر 624483

پئیز چر paeiz char چرای پاییزه درمراتع
پئیز سر paeiz sar هنگام پاییز
پئیز شلاب paeiz shelab باران سیل آسای پاییزی
پئیز کا paeiz kaa بره ای که در پاییز زاده شده باشد
پئیز کل paeiz kel شخم پاییزه
پئیز ما paeize maa هنگام پاییز
پئیزه paeize ۱پاییزه ۲درخت یا گیاهی که در پاییز ثمر دهد
پئیزی paeizi ۱ پئیزی ۲ پییزی
پئیس peeis ۱پایان ۲تمام شد(به زبان کودکانه)
پئی سرو peei saroo بین پی گیری
پئینک peinek ۱پشت ۲پشت سری ها ۳اعقاب وابستگان
پئی نواله peei nevale نام مرتعی در شهرستان سوادکوه
پئی ورزا paei varzaa گاو نری که منفرد برای شخم زدن مورد استفاده قرار گیرد
پئی هاکردن peei haakerden ۱برگش کردن – بازگشتن ۲منصرف شدن
پئی هاکردن peri haakerdan کنار رفتن
پئی –هکردن peei hekorden ۱برگشتن ۲منصرف شدن
پئیی بوردن peei boordan کنار رفتن
پئیی پئیی بوردن peei peei boordan عقب عقب رفتن
پئیی جه paei je مرتع تعلیف شدن
پئییز peyiz پاییز
پب pab موی آشفته – موی پف کرده
پبس pebas پیوسته – پیاپی
پبنه pabne واحد وزن برابر با پانزده کیلوگرم
پپ pap ۱ورم و آماس ۲پرنده ای که از سرما پف کند ۳پرهایش
پپاس pe paas ۱فشار آوردن ۲مزاحم – سرخر ۳فشرده و انبوه
پپاس pe paas ۱تکیه گاه ۲چوبی که به پرچین تکیه دهند و از خرابی پرچین جلوگیری ...
پپاش هدائه pe paash hedaae انبوه شده متراکم
پپ جول pap jool موهای ژولیده و پف کرده
پپره pepre محلی که گوسفندان ندوشیده را در آن جای دهند
پپسکه papaeske چای تلخ
پیشا شار pishaa shaar از توابع شهرستان رامسر
پپ علف pep alef بامشی دم
پپ کله pap kalle ۱مو وزوزی ۲کسی که سرش از پشت صاف باشد
پپلوس pepeloos ۱سفره مار – نوعی مار زرد و قهوه ای که آزار نمی رساند ۲مارچوبه ...
پپلیک pepelik ۱چیز بسیار ریز و کوچک ۲سبک و بسیار بالا رونده
پپو papoo ۱ذرتی که بریان شود ۲باقی مانده ی برخی میوه جات نیم خورده ...
پپوبزئن papoo bazoen ۱با بیانی پوشیده و پرابهام سخن گفتن ۲مادینگی
پپوک papook برنج بریان شده
پپول papool ۱مادینگی ۲فرج دختر
پپون papoon دنبالچه ی مرغ
پپه pappe مواظب باش – مواظبت کن
پپه pape بی عرضه – تحریف کلمه پخمه
پپه هکاردن pape hekaarden پف کردن و ژولیده شدن موهای بلند
پپی papi گیاهی است
پپی او papi o پس آب
پپین pappin موهای ژولیده و پف کرده – موی درهم و باد کرده
پپین papin از توابع دابوی جنوبی بخش مرکزی شهرستان آمل
پت pet لوچ چپ چشم دوبین
پت pot باد کردن و برآمدن سبزیجات هنگام پختن

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.