• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 970)
جمعه 28/4/1392 - 13:59 -0 تشکر 623073
مقایسه منطق الطیر و رساله الطیر ابن سینا

http://yasnasarvestan.blogfa.com/post-8.aspx  نویسنده: علی سروستانی

رمز در قرآن کریم یک بار آمده است «قال رب اجعل لی آیه قال آیتک الا تکلم الناس ثلاث ایام الا رمزا»   

منطق الطیر، درست به مانند شعر حافظ است: هر جزء آن را که دنبال کنید در آثار متفکران وشاعران ونویسندگان قبل از عطار می توانید پیدا کنید. عطار خود بسیاری از این سخنان را درتذکره الاولیا اززبان مشایخ قبل از خود نقل کرده است. تمام این تمثیل ها وحکایات را می توان در اسناد قبل از عطار جستجو کرد، اما این ساختار هنری واین چشم انداز فراگیر وگسترده واین   نتیجه گیری شگفت آور چیزی است که ابداع اوست؛مثل تمام شاهکارهای بزرگ ادبیات جهان.

بسیاری از پژوهشگرانی که در عصر حاضر پیرامون اندیشه های عطار تحقیق نمودند اجماع دارند براین که عطار در پیرنگ منطق الطیر به دو اثر از امام محمد غزالی واحمد غزالی واحتمالا رساله ای از ابن سینا نظر داشته است.

استاد شفیعی کدکنی در مقدمه ی منطق الطیر ضمن اشاره به متون ذکر شده به یک سند بسیار مهم کهن از ابوالرجاء چاچی که تا کنون بدان توجه نشده است، می پردازد تا میزان خلاقیت عطار وتخیل شگرف او و نیروی ذهن او در داستان سرایی وخلق فضا های مناسب  برای القای اندیشه ی مورد نظرش روشن شود.

داستان سفر مرغان به سوی سیمرغ ریشه ای کهنسال داشته وحاصل تخیل وذهن ابوالرجاء چاچی یا محمد غزالی یا احمد غزالی یا ابن سینا نیست، بلکه در ادبیات ایران پیش از اسلام چنین داستانی وجود داشته وبا تحولات فرهنگی جامعه تغییراتی در آن روی داده است تا به دست این نویسندگان رسیده است وهر کس با تخیل خویش ونگاه فلسفی و عرفانی خود ساختاری برای این پیرنگ به وجود آورده است.    

 بی گمان آنچه در این تحقیق بدان پرداخته می شود به رموزی عرفانی اشاره دارد که در قالب داستان از دریافت های باطنی صاحبان این دواثر(منطق الطیرورساله الطیرابن سینا) ارایه شده است.

جمعه 28/4/1392 - 13:59 - 0 تشکر 623074

سفر مرغان به سوی مرغان


منطق الطیر عطار یکی از برجسته ترین آثار عرفانی در ادبیات جهان است و شاید بعد از مثنوی مولوی هیچ اثری در ادبیات منظوم عرفانی به پای این منظومه نرسد وآن توصیفی است از سفر مرغان به سوی سیمرغ وماجراهایی که دراین راه بر ایشان گذشته ودشواری های راه ایشان وانصراف بعضی از ایشان وهلاک شدن گروهی وسرانجام رسیدن سی مرغ از آن جمع انبوه به زیارت سیمرغ. دراین منظومه لطیف ترین بیان ممکن از  رابطه ی حق وخلق ودشواری های راه سلوک عرضه شده است.


جمعه 28/4/1392 - 14:0 - 0 تشکر 623075

زبان مرغان


جنبه رمزی منطق الطیر وزبان مرغان که در قرآن کریم بدان اشارت رفته است از نخستین ایام توجه صاحبان اندیشه را به خود جلب کرده است. جستجوی زبان مرغان ورمز وگفتار درادبیات فارسی قبل از عطار پیشینه ای دارد که به حدود دو قرن قبل از اومی رسد. یکی از کهن ترین متونی که درآن به مساله زبان مرغان وکشف رمز آوازهای ایشان پرداخته شده است، کتاب الفصول عبدالوهاب ابن محمد است که از علمای خراسان در نیمه ی دوم قرن چهارم بوده است. دراین زمینه ابوبکر عتیق سوریانی یاسورآبادی تفسیر گرانقدر خود را در نیمه ی دوم قرن پنجم پرداخته ویکی از مهمترین منابع تفسیر او همان کتاب الفصول عبدالوهاب است که نقل اندکی از آن دراینجا بی سود نخواهد بود. «واین خاصیت (فهم منطق الطیر ) سلیمان را بوده است چنانکه در اخبار آمده است که روزی در مجلس نشسته بود ومرغان بر زبر وی پر در پر دربافته وچتر ایستاده خروس بانگی بکرد . سلیمان گفت: او چه می گوید ؟ مرغان گفتند: الله ورسوله اعلم. گفت: می گوید الرحمن علی العرش استوی و...».  غرض از یادآوری پیشینه ی  تامل در آواز پرندگان بود که در هر صورت  می تواند از منابع پراکنده ی خلا قیت عطار به شمار آید.

جمعه 28/4/1392 - 14:1 - 0 تشکر 623077

عطار طرح کلی داستان خود را از اجتماع مرغان برای اختیار پادشاه ، شوق طلب و روی آوردن به حضرت سیمرغ ، ورسیدن اندکی از مرغان یعنی سی مرغ، به درگاه سیمرغ ، وآنچه میان مرغان وملک می رود در آغاز وصول آنها به درگاه از رساله الطیر غزالی گرفته است. اما آنچه خود افزوده است ، گذشته از توجه به تجانس لفظی ظریف میان سیمرغ وسی مرغ، واستفاده از آن ، یکی قراردادن هد هد به عنوان پیر ورهبر وراهنمای مرغان درطی سفرمخاطره آمیز شان به سوی سیمرغ است.  صفات وخصوصیات فطری و اساطیری هدهد،از پیش ، اورا برای پذیرفتن چنین نقشی مستعد ساخته است. دیگر آنکه عطار به عنقای رساله الطیر غزالی نام فارسی واساطیری او را بخشیده و وطنش را یکی از جزایر مغرب به کوه قاف- آنسوی قاف ، یعنی وطن اساطیری واشراقی وی آورده است. این تغییر مکان، به نوبه ی خود ، سفر مرغان را بر خلاف رساله الطیر غزالی و موافق با رساله الطیر ابن سینا بعدی عمودی می بخشد.  همان طوری که مرغان رساله الطیر ابن سینا بعد از وصول به کوه نهم یا همان کوه قاف جهانی به حضرت ملک می رسند، مرغان منطق الطیر نیز پس از قطع هفت وادی عرفانی (طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا ، توحید ، حیرت ،فقروفنا) است که به درگاه سیمرغ نایل می گردند.


گذشته از این  منطق الطیر مملو از تمثیل های متعدد است. وصف مرغان وبحث و گفتگوی میان آنها وهدهد، روشنگر نکات ودقایق مختلف عرفانی است واین منطق الطیر را سیمایی کاملا متفاوت از رساله الطیر ابن سینا می بخشد.

جمعه 28/4/1392 - 14:1 - 0 تشکر 623078

در منطق الطیر بعد از یاس واندوه مرغان، لطف سیمرغ شامل حال آنها  می گردد وعطار از این هم می گذرد واوج تجربه عرفانی را به نمایش   می گذارد. لطف سیمرغ مرغان را که غرقه ی درد شده اند، درمی یابد. حاجب لطف آنها را در مسند قربت می نشاند و  رقعه ای پیش آنها نهاده و می گوید که از آغاز تا انجام بخوانند:


رقعه ای بنهاد پیش آن همه             گفت برخوانید تا پایان همه


رقعه ی آن قوم از راه مثال                می شود معلوم این شوریده حال


دراینجا عطار حکایتی از یوسف وبرادران وی نقل می کند. در رقعه ای که به مرغان داده می شود تمام آنچه انجام داده اند، نقش شده است. راز این رقعه برای مرغان تنها با مقایسه داستان یوسف آشکار می شود. نا آگاه واقعه ای را که در گذشته ای دور اتفاق افتاده ودر خاطر حفظ شده است، به ضمیرآگاه مرغان می تاباند:


چون نگه کردند آن سی مرغ زار               در خط آن رقعه ی پر اعتبار


هر چه ایشان کرده بودند آن همه                  بود کرده نقش تاپایان همه


آن همه خود بود سخت این بود لیک        کان اسیران چون نگه کردند نیک


رفته بودند وطریقی ساخته                         یوسف خود را به چاه انداخته


در حقیقت، مرغان چون نیک تامل می کنند، خود را چون برادران یوسف می بینند که اکنون در شرف رسیدن به حضور وی اند- یوسفی که از آغاز، همدم وهمراه آنان بود اما آنان بادلبستگی وتعلق به دام ودانه ی دنیا وحرص و حسد ناشی ازاین دلبستگی، در هرنفس و در هر گامی که در جهت امیال پست شهوانی و مادی خود برداشته اند، او را به بهایی بس ارزان فروخته اند. خواندن آن رقعه ، که طومار سرنوشت مرغان است، انگیزه ی سوال بزرگ وعبرت آمیزی است که پاسخ آن پذیرش شرم و ملامت وتحقیر است:


می ندانی تو گدای هیچ کس                     می فروشی یوسفی درهر نفس    


یوسفت چون پادشه خواهد شدن                پیشوای پیشگه خواهد شدن


تو به آخر هم گدا، هم گرسنه                      سوی او خواهی شدن هم برهنه


چون ازاو کار تو بر خواهد فروخت               از چه او را رایگان باید فروخت


مرغان سالک چون بدین دل آگاهی می رسند، روحشان از شرم وتشویر می گدازد واز پای درمی آید. اما این استغراق فنای از همه چیز است ؛ هر چه کرده اندونکرده اند پاک وزدوده می شود، ودر پرتو این پالایش است که خورشید قربت می تابد وجانشان به مرز التهاب می رسد وراز آشکار می گردد وبا «من» ملکوتی نفس به صورت مخاطب ، دیدار به وقوع می پیوندد. سی مرغ در انعکاس چهره ی خود سیمرغ را می بینند. در حیرت ، کشف این راز را از سیمرغ می جویند. بی زبان ازآن حضرت خطاب می آید که این حضرت چون آینه است و هر کس خود را درآن می بیند. بدین ترتیب مرغان در پایان این کوشش پر رنج وسترگ وطولانی آنچه در می یابند وبرایشان آشکار می شود رازنفس خودشان است، نفسی که از خود تبعید شده است:


محو ما گردید درصد عز وناز               تابه ما در خویش را یابید باز

جمعه 28/4/1392 - 14:2 - 0 تشکر 623079

رساله الطیر ابن سینا


دررساله الطیرابن سینا قهرمان داستان مرغی است درمیان مرغان دیگرکه اسیردام صیاد می شودو بعداز آزادی ازاسارت دام، سفری مخاطره آمیز را همراه دیگرمرغان آزاد، آغازمی کند. این داستان از زبان اول شخص یعنی قهرمان داستان حکایت می شود. ماجرای اصلی در داستان رساله الطیرسفری است شورانگیزکه باقطع دشواری های راه وغلبه برسوانح ومشکلات آن همراه است. مسافران داستان رساله الطیرمرغان اند و مقصدشان درگاه ملکی است که قادر است بقایای بندهای دام را ازپایشان بردارد. دراین داستان سطرهایی چندازوضع وحال مسافران قبل ازشروع سفرتصویر می کندکه نقطه اوج داستان رسیدن به درگاه ملک است. در رساله الطیرابن سینا نه فلک در رمز نه کوه ظاهر می گردد. این نه کوه موانع یا مراحل مسیرعروج مرغان آزادشده ازدام هستند.


...پس من با ایشان پریدم. ایشان با من گفتندکه ما را در پیش راه های دراز است ومنزل های سهمناک ومخوف که ازآن ایمن نتوان بود...آن گاه میان دو راه بگرفتیم، وادی بود با آب وگیاه، خوش می پریدیم تا از آن دامگاه ها درگذشتیم. وبه صفیرهیچ صیاد باز ننگریستیم و به سرکوهی رسیدیم وبنگریستیم. درپیش ما هشت کوهی دیگربودکه چشم بیننده به سرآن کوه ها نمی رسیدازبلندی...پس رنج  بسیار برداشتیم تا برشش کوه بگذشتیم و به هفتم رسیدیم...پس براین کوه فرود آمدیم، بوستان های آراسته دیدیم وبناهای نیکو وکوشک های خوش و درختان میوه دار وآب های روان چنان که نعیم او دیده می بستد و زیبایی او عقل از تن جدا می کرد، والحان های مرغان که مثل آن نشنیده بودیم و بوی هایی که هرگز به مشام ما نرسیده بود. ازخوشی بس ازآن میوه ها بخوردیم وچندان مقام کردیم که ماندگی بیفکندیم پس آواز بر آمد که قصد رفتن باید کرد...


پس رفتیم تا به هشتم کوه ، از بلندی سرش به آسمان رسیده بود، چون به وی نزدیک رسیدیم الحان مرغان شنیدیم که ازخوشی آن ناله ها بالهای ماسست  می شد ومی افتادیم، ونعمت های الوان دیدیم وصورت ها دیدیم که چشم ازوی برنتوانستیم داشتن. فرودآمدیم، باما لطف ها کردند و میزبانی کردند بدین نعمت ها که هیچ مخلوق وصف وشرح آن نتوان کرد. چون والی آن ولایت ما را با خویشتن گستاخ کرد وانبساطی پدیدآمد واو را از رنج خویش واقف گردانیدیم ...گفت به سراین کوه شهری است که حضرت ملک آن جاست وهر مظلومی که به حضرت او رسید و بر وی توکل کرد آن ظلم و رنج از وی بردارد...و بر اشارت او قصد حضرت کردیم وآمدیم تا بدین شهربه فضای حضرت ملک نزول کردیم   ...


 دراین داستان نیز اولین کوهی که مرغان به سرآن می رسند با فلک قمرتطبیق می کند. هشت کوه بزرگتر دیگر، که مرغان ازسرکوه اول می بینند،هشت فلک دیگراست که با فلک قمر یا اولین کوه درمجموع نه کوه می شود. مرغان پس از گذشتن از شش کوه دیگر با محاسبه ی کوه اول در حقیقت از هفت کوه گذشته اند و وقتی به کوه هفتم می رسند وفرود می آیند در حقیقت به کوه هشتم فرودآمدندکه همان فلک هشتم یافلک بروج، یا فلک ستارگان ثابت است. بنابراین کوه هشتم که ازبلندی سرش به آسمان رسیده است- بعدازاولین کوه، کوه نهم می گرددکه همان فلک نهم یا فلک الافلاک یا به زبان رمزی همان کوه جهانی قاف است که گرد جهان برآمده است. افلاک هشتگانه هرکدام به وسیله ی فلک ما فوق خود محدود شده اند، اما فلک نهم از بالا بوسیله ی فلک دیگر محدود نشده است، بالای این فلک دیگر به وسیله ی هیچ فضای خارجی محدود نمی گردد، به همین علت در داستان می گوید: از بلندی سرش به آسمان رسیده بود. 


اینجا شهر فرشتگان یا نفس ها و عقلهاست، جایی که سهروردی در چندین داستان از داستانهای رمزی خود به آن نام ناکجاآباد داده است. اینجا جایگاه موجودات نور، انوار قاهره در سلسله ی طولی وعرضی وانوارمدبره است که درحکمت اشراقی، مشرق خوانده می شود، یعنی جهان نور محض یا جهان فرشتگان مقرب که از هر ماده یا تاریکی تهی و بنابراین در برابر دیدگان موجودات فناپذیر نامریی است. درمقابل این مشرق ومغرب ، که اولی آن سوی فلک نهم یا فلک الافلاک قراردارد ودومی در زیرفلک قمر، مغرب آسمانی یا مغرب وسطی وجود داردکه همان افلاک نجومی است. این مغرب آسمانی به علت نزدیکی به عالم انوار محض البته ازمغرب زمینی که درآن غلبه با ماده است- پاک تر ولطیف تر است، اما خالی از ماده نیست، همچنان که خالی از نور نیز نیست. بنابراین شرق و غرب یا مشرق ومغرب درحکمت اشراقی، شرق وغرب جغرافیایی نیست که درامتداد عرضی هم قرارگرفته باشند، بلکه می توان امتداد آن هارا در جهت عمودی و قاِیم تصورکرد: دربالا- آن سوی فلک نهم – عالم فرشتگان مقرب یا انوارمحض قرار داردکه شرق یا مشرق عالم است واصل و وطن روح انسانی است. در پایین- در زیر فلک قمر- عالم ماده وظلمت قرار داردکه غرب یا مغرب خوانده می شود و همان زندانی است که من انسان- نفس ناطقه وحقیقت انسان- درآن افتاده است و باید بکوشد تا از آن  بگریزد و به وطن اصلی خویش بپیوندد، و در میان این شرق وغرب، مغرب آسمانی قرارگرفته است که طبقات افلاک آسمانی است. بنابراین طرح ، دیگر مرز میان مشرق ومغرب، برخلاف فلسفه ی ارسطویی وحکمت مشایی، فلک قمر نخواهد بود بلکه فلک الافلاک حد ومرز میان عالم ملکی و روحانی یا میان مشرق ومغرب را مشخص خواهدساخت.                                                                  


رساله الطیر در واقع از نظرموضوع مرحله ی بعد ازآگاهی روح را نشان می دهد. مرحله ای که روح شرایط و وضع خویش را در اسارت وغربت دریافته است وبه موانع بازگشت به وطن اصلی خود آگاه  و واقف شده است و دراین حال قدم در راه سفرگذاشته است. مسیراین سفرازخاک به سوی افلاک است، ازاعماق چاه تاریک غرب به سوی بلندترین ودورترین نقطه شرق، ازمدینه ی قیروان ماده که اهل آن ظالمند تا عبادان که برای آن شهری نیست، تا ناکجاآبادفرشته- عقل هاوشهرستان جان. هم ازاین روست که دراین سفر، نفوسی که به این سفردست زده اند در رمزپرنده یاپرندگانی ممثل شده اندکه از دام تعلقات مادی رسته، به سوی مقصد درپروازند و با پروازخود موانع سفر را یکی پس از دیگری طی می کنند تا به اصل و پادشاه خویش برسند.


ابن سینا اولین کسی است که معراج روح را از عالم خاک به سوی افلاک، در رمز پروازمرغ وعبوراو ازکوه ها بیان کرده است. قصیده ی عینیه ی وی نیزنفس را به صورت مرغی نشان می دهدکه از عالم علوی هبوط کرده است وگرفتار دام تن گردیده است. هم قصیده ی عینیه و هم رساله الطیر را باید در شمارآن دسته از آثارابن سینا که به حکمت مشرقی وی مربوط می شود، آورد. در این رساله، بعد از مقدمه ای شامل پند واندرز به برادران وشرایط سلوک سالکان، داستان آغاز می شود...تا آنجاکه از ملک درخواست  می کنند که بقایای بند از پایشان بردارد اما ملک جواب می دهد که «بندازپای شماکس گشاید که بسته است، ومن رسولی به شما فرستم تاایشان را الزام کند تا بندها از پای شما بردارد».آخرین قسمت داستان بعد از سخن ملک چنین است:« وصاحبان بانگ برآوردند که باز بایدگشت. از پیش ملک بازگشتیم واکنون در راهیم با رسول ملک می آییم.»

جمعه 28/4/1392 - 14:3 - 0 تشکر 623080

عمرابن سهلان ساوجی درشرح خود بر رساله الطیر، این رسول را ملک الموت خوانده است که همان فرشته مرگ است و باید بقایای بند را از پای مرغان بردارد.


هنری کربن این نظر را قابل قبول اماکافی نمی داند. واین رسول راهمان عقل فعال یا جبرییل می داند. دلیل این تلقی یکی نام جبرییل است به عنوان رسول کریم در قرآن مجید «انه لقول رسول کریم».  این فرشته ، فرشته ی وحی الهی است وهمان است که فلاسفه با عقل فعالش یکی می دانند. در رساله الطیر رسولی با مرغان می فرستد تا آنها را که بند بر پای مرغان نهاده اند به گشودن بندها الزام کند. اگر این رسول ملک الموت بود، سفر روحانی مرغان به حد نهایی خود می رسید و مرغان به آن سوی فلک نهم می رسیدند: به شهرستان جان ، ناکجا آباد فرشته – عقلها. اما مرغان برمی گردند، در حالی که رسول ملک،  عقل فعال یا جبرییل ، با آنها همراه است. آنها اکنون خود فرشتگانی در زمین هستند وخود سیمرغ یا انسان کامل شده اند.


«کامل ترین انسان آن است که نفس او عاقل به فعل گردد، یعنی صورت معقولات در وی به برهان یقینی حاصل شود ، آنگاه او را عقل مستفاد خوانند وهیات صالح واخلاق جمیل در وی پدید آید به تکرار افاعیل وتعود به عادات پسندیده، تا آنگاه یکی شود با عقول مفارق وفاضل ترین وکامل ترین آنها آن است که به مرتبه نبوت رسد وخاصیت ها در نفس او پدید آید که نفوس دیگر را نبود چنانکه سخن خدای به گوش بشنود وفرشتگان را به چشم ببیند. و وجود چنین شخصی در عالم جایز است ودر بقای نوع انسانی واجب است».


مرغانی که تجربه دشوار روحانی وسفر مخاطره آمیز را به پایان برده وباز گشته اند واکنون فرشتگان زمینی شده اند، هنوز بقایای بند برپایشان وجود دارد. این بند با مرگ گشوده خواهد شد. آنگاه مرغان سفر نهایی خود را به عالم شرق آغاز می کنند وبه آن سوی کوه قاف جهانی به ماورای فلک الافلاک ، و وطن جاودانی خود خواهند رسید. مرغ قهرمان رساله الطیر، در سومین داستان رمزی ابن سینا نام شخصی وفرشته ای خود را یافته است «ابسال». با مرگ ابسال در «سلامان وابسال»، نفس یا سالک در واقع به سرحد تکامل معنوی خویش وپایان سرنوشت خود ، که بازگشت به شرق بی وجود بقایایی از بند برپای است، نایل می گردد.

جمعه 28/4/1392 - 14:3 - 0 تشکر 623081

آنچه از مقایسه ی این دو اثر دریک نگاه یافت می شود، دو دیدگاه متفاوت از رسیدن به سوی وحدت وجود است. در منطق الطیر این دیدگاه رنگ وبویی کاملا عرفانی دارد. سفر از طلب آغاز می شود. باید بتوان اراده کرد تا قدم برداشته شود. مرغان در واقع «من» گمشده ی خویش را در رسیدن به پادشاهی می دانند که غیر از آنان نیست. این پادشاه گمشده، همان روح بلند آسمانی آنان است که در تعلقات دنیوی و گرفتار شدن به لذت ها و خوشی های این جهانی، به مرور زمان کم رنگ ومحو می شود تا بدآنجا که دیگر فقط این تن شهوانی باقی می ماند اما هنوزبن مایه ای ازهمان روح لطیف آسمانی درگوشه ای ازاندیشه وقلب آنان جای داردوهمین کافی است تاآنان رابه خود آوردکه می توان ازاین تکرارمکررات رهایی یافت ودوباره به همان سبکبالی گذشته رسیدازاینجاست که:


هرکسی کودور ماند ازاصل خویش            بازجوید روزگار وصل خویش


این روح گمشده ی آسمانی ( پادشاه) درهفت منزل آن سوی تراز تن قراردارد. این هفت منزل درواقع هفت پوسته ی ضخیمی است که شهوات ولذات غریزی همچون برج وبارویی محکم قفس وزندانی برای پادشاه(روح یامرغ جان)ساخته اند.


درواقع سفرمرغان درمنطق الطیرسفری ازبیرون به درون است، دراثنای این سفر باید هفت خوان دشوارطی شود ودرطی آن هفت برج و بارو به دست رستم دل یا اسفندیارجان گشوده شود.آینه تمام نمای این جان درهمان قصرهفتمی یا درپشت آن جای دارد تا هنگام رسیدن این قهرمان آنچه به دنبال آن بوده است،دریابد.


مرغان منطق الطیر بی گمان عاشقانه ترین سرود را برای شکست این برج و باروها خوانده اند، سرودی که ازمعرفت حقیقی آنها سرچشمه می گیرد تا در رسیدن به یگانگی آن روح جاودان، آنان رابی نیازسازد. درمیان همین یگانگی وبی نیازی است که سرگشته می شوندتا ندایی برآمد که: آنچه به دنبال آن بودید درخود شماست.


ودرهمان آینه تمام نماست که به سیمرغ جان دست پیدا می کنند. این واقعه دیگر برگشتی ندارد، مرغان درخود یکی شدند واین یکی شدن درسیمرغ فناشده است. از آنچه حرص وطمع دنیوی آنان را وادارنموده است تا یوسف جان را به زر ناسره ی  لذات بفروشند، پاک می شوند و دیگر برای همیشه آن سی مرغ، سیمرغ اند.

جمعه 28/4/1392 - 14:3 - 0 تشکر 623082

اما آنچه در رساله الطیر ابن سینا اتفاق می افتد سفر نیمه فلسفی- نیمه روحانی(عرفانی) یک روح پای در بند است که نمی داند و نمی تواند این بندی را که دنیا بر پای اوبسته است، بگشاید. این روح سرگردان نیز همچون مرغان منطق الطیر به دنبال «من» گمشده ی خو یش است. اما این «من» گمشده فقط درشناخت (معرفت) باقی می ماند. یعنی همه ی تلاش این مرغ پای در بند برای رسیدن به ملک ماورای فلک الافلاک در این خلاصه   می شود تا از آن پادشاه ملک جان فقط کلید رهایی خویش را دریافت نماید و هنوز برای یکی شدن و وحدت وجود با پادشاه ملک جان راهی بس طولانی باید پیمود. تجربه ی این مرغ پای دربند نیز همچون مرغان منطق الطیر از دنیای سیاهی وتباهی شروع    می شود تا اورا به خود آوردکه این دانه ی لذت بخش حرص وطمع بودکه اورا به دام دنیا(صیاد) اسیر نمود. اراده این مرغ برای رسیدن به ماورای فلک الافلاک، دام دنیا را پاره می کند اما بند برپای را هنوز نمی تواندبگشاید زیرابسی مانده است تامستعداین رازگردد. نه فلک در رساله الطیردرواقع همان هفت وادی منطق الطیراست بااین تفاوت که درهفت وادی جان مستعدمرغان بایدهرلحظه تشنه ترشودوهمین عطش وآتش تشنگی است که سرانجام آنها را به چشمه ی آب حیات سیمرغ رهنمون می شود. اما نه فلک رساله الطیر به نه کوه تشبیه شده که مرغ پای در بند بر فراز آنها با پای بسته به پرواز در می آید او فقط به دنبال «منی» است که بند از پایش بردارد. در واقع تشنه نیست بلکه خسته از درماندگی وپای بندی است. در ماورای کوه نهم (فلک الافلاک ) در حضور حضرت حق (ملک) همین که خواسته اش را بیان می دارد هنوز بوی تعلقات از آن می آید. ملک نیز او را آگاه می سازد که آنکه بند از پای تو برمی دارد در وطن توست، آن کسی نیست جز همان «من» گمشده اش که در واقع آن را در وطن خود گم کرده، از اینجاست که ملک رسولی نیز به همراه او می فرستد تا مبادا دوباره سر در گم وپای در بند باقی بماند. این رسول مکمل همان «من» گمشده ی اوست. او دوباره نه کوه یا همان نه فلک را بر می گردد واین جزای گناه نادانی اوست که جان وجود خویش را در کنار خویش گم کرده است. بازگشت دوباره او به وطن، این بار با شناختی عمیق از فلسفه ی حیات همراه است. به همراه رسول (که در واقع می توان آن را همان رسول باطنی (عقل)نامید،این اندیشه در این سیر برگرفته از همان نگاه نیمه فلسفی ابن سینا در رساله الطیر می باشد که بدان اشاره شد) «من» گمشده ی خویش را می یابد ودوباره در سیر و سلوکی عرفانی قدم بر می دارد تا نیمه ی روحانی خویش را کامل کند. نگاه نیمه فلسفی- نیمه روحانی (عرفانی) ابن سینا به این سیر مرغ جان در جستجوی حقیقت( من گمشده ی خویش) ریشه در افکار فلسفی واندیشه های بزرگانی چون ارسطو و فارابی و... درجهان علم و حکمت دارد که روح وجسم انسان را دو نیمه ی گمشده ای از یک سیب می دانند تا در تکاپوی زندگی این دو نیمه،به واقع خویش را بیابند ومکمل هم شوند، آن گاه انسان کامل همان نشانه ی ملک یا پادشاه حقیقی عالم است.


«سی مرغ » زشوق ، بال و پر بگشودند      در جستن سیمرغ، هوا پیمودند


کردند شمار خویش چون آخر  کار        دیدند که «سیمرغ» هم اینها بودند




جمعه 28/4/1392 - 14:4 - 0 تشکر 623083

منابع:

-              منطق الطیر،مقدمه،تصحیح وتعلیقات دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی،ویرایش دوم ، انتشارات سخن ،1384


-              رمز وداستان های رمزی در ادب فارسی، دکتر تقی پور نامداریان، چاپ پنجم، انتشارات علمی وفر هنگی، 1383

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.