انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 125)
سه شنبه 4/4/1392 - 8:10 -0 تشکر 614689
سید شیرسوار

منبع: http://anthropology.ir/node/18521  نوشته امیر هاشمی مقدم

1.jpg

سید شیرسوار، پسوند و شهرت خانواده ای نسبتاً بزرگ از سادات موسوی روستای خوریه (در هشت کیلومتری جنوب شهر نور و در کنار روستای ناتل) است

سه شنبه 4/4/1392 - 8:12 - 0 تشکر 614690

سید احمد و سید عبدالله، فرزندان سید میراسماعیل بن میربابا ابن سید میرعباس ابن سید هادی ابن سید احمد موسوی بودند که با چند نسل به امام موسی منتسب می شوند (بر اساس شعری که شاعری محلی متخلص به ترخان برای ایشان سروده شده است)  سید عبدالله فرزندی نداشت و بنابراین نسل این سادات شیرسوار همه از سید احمد هستند که در سال 1308 فوت کرد. سید احمد دو پسر به نامهای سید اسماعیل (متوفی به سال 1321) و سید رضا (متوفی به سال 1353) داشت که برای مردم معاصر این خطه، این دو شهرت شان بیش از سایرین است. شهرت این خانواده به شیرسوار، به دلیل باور اهالی است مبنی بر اینکه برخی از افراد این خاندان، سوار بر شیر به این سو و آن سو می رفتند. این سادات در مکتبخانه های روستاهای مختلف شهرستان نور به علاقمندان قرآن یاد می دادند. اما چون فاصله روستاها با یکدیگر زیاد بود، سوار بر شیر شده و به آنجا می رفتند. البته سوار شدن آنها را بر روی شیر، کسی ندیده، اما خودِ شیر را در مواقع دیگر دیده اند که به خدمت این سادات بوده است. ضمن آنکه درباره سوار شدن بر روی شیر هم شواهد بسیاری را بیان می کنند. مثلاً می گویند سیدعبدالله پایش درد می کرد و نمی توانست خوب راه برود، اما همیشه بسیار زودتر از افراد دیگر و از راه جنگل به مکتب قرآن اش می رسید. شیر در جنگل منتظر او بود و بعد از کلاس مکتبخانه هم منتظرش می ماند. همیشه موهای شیر را بر روی لباسهای این افراد دیده اند. پیرزتی که متولی سیدعبدالله بود و هر شب برای روشن کردن چراغ به قبرستان ناتل می آمد، تعریف می کرد که هر وقت به دلیل مشغله های روزانه کمی دیرتر به قبرستان می آمد، شیر را می دیده که چشم انتظارش بوده. پیرزن دیگری که خانواده اش در زمان حیات سیدرضا با وی ارتباط خانوادگی داشتند می گوید چون چندین سال از ناتل دور بوده، یکبار که به این روستا می آید، برای زیارت بر سر آرامگاه وی حاضر می شود؛ اما به محض اینکه درب اتاق آرامگاه را باز می کند، شیری که بر سر آرامگاه نشسته بود را می بیند. مشهورترین روایت درباره دیده شدن شیر، مربوط به مرگ سیدعبدالله است. هنگامی که می میرد، شیر می آید و کنار جنازه وی آنقدر ناله می کند و خودش را به این ور و آن ور می زند که می میرد. برای همین به روایتی در کنار سید عبدالله و به روایتی دیگر بیرون از آرامگاه وی دفن می شود. هم اکنون قبر این شیر درون قبرستان ناتل و به فاصله بیست متری از آرامگاه سیدعبدالله وجود دارد که با پارچه سبز پوشانده می شود. مردم هم زیارتش کرده و روی آن شمع روشن می کنند. این شیر[ها] پس از مرگ سید هم نقش شان در زندگی فرزندان و نوادگان وی پررنگ است. مثلاً خانه سید در روستای خوریه بزرگ بود و فرزندانش پس از مرگ وی می خواستند آنرا تقسیم کنند. بنابراین دیواری بین حیاط خانه کشیدند. شب شیر آمد و دیوار را خراب کرد. فردا صبح موهای شیر را بر خرابه های دیوار دیدند. یا آنکه برای مراسم ختم یکی از این سادات، گاوی خریداری شد که دزدی بود، اما صاحبان عزا نمی دانستند. شیر نیمه های شب آمد و گاو را خفه کرد تا عزاداران سید، گوشت حرام نخورند. همچنین یکبار که یکی از این سادات می خواست بمیرد، مردم روستا صدای ناله شیر شنیدند و فردا صبح آن فرد مرد. البته مرگ و میر در خاندان سادات سیرسوار به شگفتی این ماجرا می افزاید. بیشتر افراد این خاندان در سنین جوانی و میانسالی می میرند و کمتر فردی از این خاندان به پیری می رسد. شب بدون هیچ بیماری ای می خوابند و صبح بیدار نمی شوند. برای نمونه سید میربابا در 40 سالگی، سید سرور در 37 سالگی و سید جلال در 44 سالگی می میرد که هر سه از فرزندان سیداسماعیل بودند. اینها همه در آرامگاه خانوادگی شان دفن هستند. این آرامگاه ساختمانی کاهگلی است با درازای حدوداً 12 و پهنای 3 متر که از سه اتاق کنار هم تشکیل شده و کنار درب ورودی قبرستان در ضلع شمالی واقع شده است. در نخستین اتاق، سه قبر سیداحمد، سید اسماعیل و سید میربابا قرار دارد. در اتاق دوم قبر سیدرضا، سید سرور و سید جلال قرار دارد و در اتاق سوم، قبر سید جمال، یکی از اولاد جوانمرگ شده این خاندان. در کنار این بنای خشتی، قبور سایر سادات شیرسوار دیده می شود که سن بیشتر آنها زیر چهل سال است. البته هرچه تلاش کردم تا نظر مردم روستا درباره علت جوانمرگ شدن افراد این خاندان را بدانم، موفقیت چندانی به دست نیاوردم. تنها یک نفر با تردید می گفت: «شاید از سهم باشد» که منظورش از سهم، تأثیر جلال و هیبت ملکوتی به همراه نوعی خداترسی است. البته سید آقابزرگ که اکنون باقیمانده این خاندان است، برخلاف دیگر افراد خاندان معاصرش، به کهولت سن رسیده است. اما درباره سیدعبدالله و قبر وی. بنای آرامگاهی در وسط قبرستان ناتل قرار دارد که منسوب به سید عبدالله است؛ سنگ قبر آن سیمانی است و هیچ نامی بر روی آن نوشته نشده است. فقط اهالی بر این باورند که مقبره سید عبدالله است. معماری این بنا تقلیدی غیرماهرانه از معماری امامزاده ها در مازندران، از جمله امامزاده سید رضا کیاسلطان در همین قبرستان است. یک مقبره مخروطی شکل که در پایین مدور است و در بالا هشت ضلعی می شود. راه ورود به این مقبره هم مانند سایر امامزاده های این استان، اتاقکی است با سقف کوتاه که حکم راهروی ورودی را دارد. البته چند سالی است که بخشی دیگر به این اتاقک افزوده و آنرا بزرگتر کرده اند. اگرچه برای رفتن از اتاق (راهروی) جدید به اتاق (راهروی) قدیمی باید یک پله پایین رفت. بدنه بیرونی اتاق، سبز رنگ است. درون این آرامگاه می توان قبور سیده خدیجه و سیده ربابه، فرزندان سید احمد و همچنین سیده رقیه، از زنان این خاندان را دید. این بنا بارها و بارها حفاری شده است؛ به این امید که گنج دفن شده در آنرا بیابند! گویا حفاران گمان می کردند آنچه کنار سید دفن شده، نه شیر، بلکه طلا و نذورات مردم بود. حتی سقف بنا را هم شکافتند (بناهای امامزاده ها دو جداره است که حفاران در بسیاری موارد، یکی از جداره ها را می شکافند تا به فضای خالی بین دو جداره دست یافته و به خیال خود به گنج دست یابند). این بنا بعدها مرمت شد.

سه شنبه 4/4/1392 - 8:13 - 0 تشکر 614691

کرامات دیگری نیز به این سادات شیرسوار منتسب است. از جمله اینکه کفش های برخی از آنها خود به خود جفت می شد. یا حکایات بسیاری دیگر که اهالی آبادی بیان می کنند. همین باعث شده که مردم روستاها و شهرهای اطراف برای گرفتن حاجت به آرامگاه این سادات متوسل شوند. ضمن آنکه حیاط خانه سید که در روستای خوریه حکم حسینیه ای کوچک دارد، محل حضور مردم برای گرفتن حاجت است. در ماه محرم نیز دسته های عزاداری ابتدا می روند خانه سید و عرض ادب می کنند و سپس می روند به قبرستان ناتل. درب خانه سید شبانه روز باز است.


این توصیفها که به دلیل ارزش مردم شناختی و فرهنگی شان در اینجا ثبت می شوند، برای اهالی این خطه به شدت «ارزش» و «باور» به شمار می آیند. حتی برخی از خودروها، روی شیشه عقب شان جملاتی همچون «یا جد سید شیرسوار» و... می نویسند. در وصف این سادات، شعری هم توسط یک شاعر محلی سروده شده که در آرامگاه سیدعبدالله نصب شده است:


بقعه اهل دل و منـزل اسـرار اینجاست         مأمـن سوتـه دلان، مــلجأ احـرار اینجاست


قبر آن عبد خـدا، یـار سفــرکــرده حــق         سیـد شیــرسوار، آل مــه عــیار اینجـاست


آنکه بـر مرکب او بـاد صبا زیــن آراسـت         شیر در طی طریقش شده رهوار اینجاست


گفتم آن شیر که در منزل او جان بسپرد        قبر آن خارج از این بقعه، ولی یار اینجاست


ســــرو قدّی کـــه بـُوَد ورد زبــان مـردم         مـوطنـش خــوریه و طـالـب دیـدار اینجاست


یا رب این قبه سرسبز تماشاگه کیست       که نگاهش به سما همچو سپیدار اینجاست


زیـن سبب مـردم این خطـه به ناتل آیند        که ریـاضت کـش محراب به اسرار اینجاست


ای نسیـم سحر از جلگـه ما می گذری        سـوی ناتـل گـذری کـن که مرا یار اینجاست


خادم جمع شهیدانم و «ترخان» شهرت        فاش می گویـم و دلـدار، که دلدار اینجاست






برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی