• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن شمال > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
شمال (بازدید: 282)
پنج شنبه 30/3/1392 - 19:40 -0 تشکر 613583
استان گلستان زیبا و باصفا

استان زیبا و باصفای گلستان در شمال خاوری ایران واقع شده و محل سکونت یکی از بزرگ ترین و با سابقه ترین عشایر منطقه شمال خاوری ایران (ایل ترکمن) است.

 

كلبه ای بر دامان طبیعت - در مسیر جنگل ابر ، گلستان

 

استان گلستان یکی از قطب های اقتصادی مهم کشور در زمینه کشاورزی، دام داری و صنایع وابسته به آن ها بوده و از معادن و صنایع با ارزشی نیز برخوردار است. پارک ملی گلستان که بزرگ ترین و با ارزش ترین پارک ایران است، درمحدوده این استان واقع شده و جنگل های خزری درمحدوده این استان به پایان می رسد. استان گلستان با دریای خزر ساحل دارد و از مواهب طبیعی چون سواحل دریا، جنگل های زیبا، کشتزارهای پررونق و باصفا و باغ های مطلوب برخوردار است. انواع جاذبه های طبیعی چون کوه، دریا، جنگل، آبشار، رودخانه، چشمه وانواع گونه های جانوری دراین استان قابل دسترسی و مشاهده است. به لحاظ این که این استان محل زندگی عشایر ترکمن ایران بوده، از جاذبه های متعدد اجتماعی چون جلوه های عشایر کوچ رو و آداب و رسوم حاکم بر آن ها، موسیقی سنتی و خاص منطقه به همراه انواع جشن ها و آیین ها برخوردار است.  به روایت تاریخ ، دین اسلام در اوایل قرن دوم هجری جایگزین دین مزدیسنا در طبرستان شده است . اکنون بیشتر ساکنان منطقه شیعه مذهب اند ؛ ولی در ناحیة ترکمن نشین گنبد و گرگان که در مجاورت با نواحی ترکمن نشین آسیای میانه قرار دارد اکثر اهالی سنی حنفی هستند . در استان گلستان ، اغلب گرگانی ها به زبان فارسی روان سخن می گویند . هر چند که در گذشته آنان زبان مخصوص به خود داشتند ، امابه مرور زمان ، این زبان به فراموشی سپرده شد . البته در قدیم دشت گرگان سرزمین مستقلی به شمار می رفته ولی چون در بین دو منطقة مازندران و خراسان واقع شده بود فرهنگ و زبانش از آن ها تاثیراتی هم گرفته است . در ترکمانان نیز زبان ترکمنی رایج است .

پنج شنبه 30/3/1392 - 19:41 - 0 تشکر 613584

تاریخچه استان گلستان

این استان بزرگترین و آبادترین سرزمین در شمال ایران در سده های اولیه اسلامی و قبل از آن بوده است. این سرزمین تا قرن هفتم موسوم به ایالت گرگان بوده و از قرن هفتم تا چهاردهم به نام ایالت استرآباد نامیده شد. سابقه تمدن در آن با توجه به كاوشهای چهاردهم به نام ایالت استرآباد نامیده شد. سابقه تمدن در آن با توجه به كاوشهای باستان شناسی به حدود شش هزار سال پیش بر می گردد


درحقیقت یكی از قدیمترین ایالتهای ایران و مركز عمده تمدن نشین آریاییها در شمال ایران بوده است. در گذشته وسعت آن به تنهایی بیش از وسعت ایالت طبرستان ( مازندران ) و گیلان بوده و با سرزمینهای وسیعی چون سعده و خوارزم برابری می كرد


ابن اسفندیار می نویسد كه گرگین پسر میلاد مؤسس گرگان بوده ست . ابوالفداء می نویسد ، اسم شهر از نام شخص معروف به استر گرفته شده است . حال آنكه در كتاب جامع الانبیاء اصل آن به استره زن شاهزاده كیخسرو نسبت داده شده است . این ایالت در قرن هفتم با تهاجم مغولان ویران گشت .این استان از زمان هخامنشیان به بعد به صورت یك ایالت ، با تشكیلات منظم درآمد ، در آن دوران با نام هیركانی یا هیركانیا كه از معروفترین ایالات ایران بوده است


زمان سامانیان به همراه چندین ایالت دیگر كه در مجموعه سرزمین خورآسان ایران قرار داشت . با ورود اسلام و در سده های اولیه آن بخصوص دوران طلایی اسلام و بعد ار آن گرگان نقش مهمی در شكوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی داشته است ، به طوری كه دانشمندان و شاعران بزرگی همچون عبدالقاهر جرجانی ( مؤلف اسرار ابلاغه و دلایل الاعجارو غیره ) ، سید اسماعیل جرجانی ( مؤلف ذخیره خوارزمشاهی اولین و بزرگترین دایره المعارف پزشكی به زبان فارسی ) ، فخرالدین اسعد گرگانی ( سراینده ویس و رامین ) و میرداماد ( مؤلف قبسات و صراط المستقیم ) ، میر فندرسكی و … می باشد. گرگان امروز تا اسفند 1316 استرآباد خوانده می شد ، در عهد صفویه به دارالمومنین مشهور بوده است



استان گلستان در سال 1376 از استان مازندران جدا شده است و عنوان آن از چشم انداز های طبیعی و بكر استان به ویژه پارك ملی گلستان گرفته شده است

پنج شنبه 30/3/1392 - 19:43 - 0 تشکر 613585


وجه تسمیه


این استان بزرگترین و آبادترین سرزمین در شمال ایران در سده‏هاى اولیه اسلامى و قبل از آن بوده است. این سرزمین تا قرن هفتم موسوم به ایالت گرگان بوده و از قرن هفتم تا چهاردهم به نام ایالت استرآباد نامیده شد.


سابقه تمدن در آن با توجه به كاوشهاى باستان‏شناسى به حدود شش هزار سال پیش بر مى‏گردد.


در حقیقت یكى از قدیمى‏ترین ایالت‏هاى ایران و مركز عمده تمدن نشین آریائى‏ها در شمال ایران بوده است.


در گذشته وسعت آن به تنهایى بیش از وسعت ایالت طبرستان (مازندران) و گیلان بوده و با سرزمینهاى وسیعى چون سعده و خوارزم برابرى مى‏كرد.


ابن اسفندیارى مى‏نویسد كه گرگین پسر میلاد مؤسس گرگان بوده است.


ابوالفداى مى‏نویسد اسم شهر از نام شخص معروف به استر گرفته شده است. حال آنكه در كتاب جامع انبیاء اصل آن به استره‏زن شاهزاده كیخسرو نسبت داده شده است. این ایالت در قرن هفتم با تهاجم مغولان ویران گشت. این استان از زمان هخامنشیان به بعد به صورت یك ایالت، با تشكیلات منظم در آمد در آن دوران با نام هیركانى یا هیركانیا كه از معروفترین ایالات ایران بوده است.


زمان سامانیان به همراه چندین ایالت دیگر در مجموعه سرزمین خور آسان ایران قرار داشت. بنابراین گرگان از روزگاران كهن تا امروز به نام‏هاى: وهركانه، وركانه، ووركان، گورگان هیركان، جرجان، استرآباد، ستارباد، استاروا و... خوانده شده است.


گرگان در اوستا، رهركانه، در آثار پهلوى و وركان و گورگان نوشته شده و یونانیان آن را هیركانى مى‏گفته‏اند و عربى شده آن، جرجان است.


اعتماد السلطنه در مرات البلدان مى‏نویسد: این شهر قدیم لفظش مركب از استر و آباد است. استر مخفف استار به معنى ستاره و آباد و عمارت است و استرآباد مخفف استاره آباد است. زیرا زمان زرتشت ایرانیان اجرام نورانى را مظاهر انوار قدسیه مى‏دانستند و ستاره‏ها را معظم و بزرگ مى‏پنداشتند از اینرو این شهر را بنا كرده و به این اسم موسوم نموده‏اند.


بعضى نیز نوشته‏اند: «چون مردم این سامان سخت، لجوج و با شهامت بوده‏اند و پیوسته با مهاجمان و تركهاى شمالى و هتپالیها و... در ستیز بودند و از نظر تهور و بى‏باكى بى‏مانند این خصلت ستیزه‏گرى باعث شد آنها را مانند گرگ تشبیه كنند». اخیرا این استان به نام گلستان از مازندران تفكیك شد زیرا تمام این سامان گلستان است. جنگلهاى انبوه، مزارع سرسبز و پربركت، آب‏هاى فراوان و هواى مناسب دست به دست هم داده گلستانى فراهم آورده‏اند. از اینرو نامى غیر از این زیبنده این خطه نبود.


علاوه بر آن جنگلى در ناحیه شرقى استان در مسیر گرگان بجنورد به همین نام وجود دارد كه زمینه ساز این نام گذارى بوده است.


پنج شنبه 30/3/1392 - 19:44 - 0 تشکر 613586


تاریخ منطقه از آغاز پیدایش تاكنون


نویسندگان عهد قدیم از دو مملكت به نام گرگان و پارت در جنوب شرقى دریاى خزر مى‏برند، ولى به طور قطع و یقین نمى‏توان حدود این گرگان و پارت را معین كرد.


چیزى كه محقق به نظر مى‏رسد كه گرگان در سمت شمال و غرب این صفحه بوده و پارت در طرف جنوب و شرق قرار داشته است یعنى بزرگترین قسمت و ادعاهاى رود اترك و گرگان جزء گرگان و كمترین قسمتش جزء پارت بوده است.


دوره مادها


یكى از دسته‏هاى مهم آریایى در شمال غربى ایران مادها بودند كه به گفته هرودوت به شش قبیله بومها، پارتاكنها، شروخانها، آرى سانتها، بودیها، و مغها تقسیم مى‏شدند. این قبایل در دهكده‏هاى مختلف زندگى مى‏كردند. رئیس یكى از این قبایل به نام «دیااكو» قبایل مختلف را متحد كرد و خود به عنوان پادشاه، اولین پایتخت خود را هگمتانه انتخاب نمود. مدتى بعد پارسها و پارتها هم متحد شدند تا مادها جبهه ضد دشمن (آشوریها) را تقویت كنند.


در كتیبه‏هایى كه در سال 673 ق.م نوشته شده اشاره به سرزمین «پاتوش آرى» در خاك ماد مى‏كند كه كوه بیكنى «دماوند» در كنار آن بود و آشورى‏ها به آنجا حمله كردند تا اسبان سوارى و گان و احشام مورد نیازشان را بدست آورند. مردم این منطقه از آشورى‏ها شكست خوردند و سه تن از سركردگان آنها به نینوا «پاى تخت آشور» رفتند. آنها در خواست كردند تا بار دیگر به ریاست شهرى‏هاى خود گمارده شوند. این سه تن عبارت بودند از «اوپیس» از شهر پاتاكو، «زاناسانا» از شهر پارتوكا و «راماته یا» از شهر او را كازابارنا. بعضى از مورخین احتمال داده‏اند این شهرها متعلق به سرزمین‏هاى پارت و هیركانیا (گرگان) بود.


پس از دیااكو فرزندش «فرورتیش» به حكومت رسید و در مدت 22 سال حكومتش همچنان درگیر جنگ‏هاى متعدد با آشورى‏ها بود تا اینكه در یكى از این جنگها كشته شد. جانشین وى پسرش، «هوخشتره» بود. زمان وى مادها در اوج قدرت بودند و علاوه بر سرزمین خود، در سال 612 ق.م بر پارس، آشور شمالى، كاپاد درگیر، ناحیه كاسپیان، پارت و هیركانیا (گرگان) مسلط گردیدند.


دوره هخامنشیان


دسته‏اى دیگر از آریاییها پارسها بودند كه در حدود فارس فعلى مستقر بودند. آنها 6 قبیله شهرى و 4 قبیله چادرنشین بودند. چادر نشین‏هاى آنها: راهه‏ها، مردها و دوربیكها و بودند. راهه‏ها در شمال گرگان مى‏زیستند و ارتباط دایم با گرگانیها داشتند. در دوره هخامنشى گرگان جزء ایالت پارت بود و در زمان كوروش كبیر و یشتاسب پدر داریوش كبیر را به عنوان والى خود پذیرفتند. در زمان تاجگذارى كوروش كبیر نیز پارت و گرگان در فرمانروایى هخامنشیان بود. گرگانیان از بهترین افراد سپاه جاویدان داریوش كبیر به شمار مى‏رفتند. گارد شخصى پادشاهان هخامنشى از گرگانیان بودند.


حمله اسكندر به ایران


در زمان آخرین پادشاه هخامنشى، داریوش سوم اسكندر پس از تصرف مناطق مختلف به سوى ایران آمد و طى چند جنگ داریوش را شكست داد و با تصرف همدان و تخت جمشید، خزاین پارس را بدست آورد. اسكندر براى اداره كشور پهناور ایران از بزرگان ایرانى استفاده كرد، سپس خود با دختر داریوش سوم، استاتیرا ازدواج كرد. اسكندر پس از فتح ایران براى ورود به گرگان از گردنه شهمیرزاد و از طریق چهار دانگه به این منطقه آمد.


در این زمان سپاهش را سه قسمت كرد. قسمتى كه زیادتر و سبك اسلحه بود خود تحت فرماندهى گرفت، قسمت دیگر را به «كراتر» سپرد و به تپورستان (طبرستان) فرستاد و قسمت سوم را به سردارى «ارى گیوس» مامور نمود پشت سر لشكر خودش حركت كند. وى پس از ورود به گرگان به سوى زاد راكرت (استرآباد قدیم و گرگان فعلى) آمد. كراتر چندى بعد در همین شهر به او پیوست. «ارته باذ» نیز با سه پسر خود كه یكى آریو نام داشت به نزد اسكندر آمدند. اسكندر فرتافرن والى گرگان را در مقام خودش باقى گذاشت. سپس از زادراكرت بیرون رفت. اسكندر مدتى بعد «مناپیس» را والى گرگان نمود. سپس 1500 نفر از مزدوران یونانى كه علیه خود وى به نفع ایرانیان جنگیده بودند در گرگان نزد او آمده و همگى مورد عفو قرار گرفتند.


دوره اشكانیان


در زمان اسكندر به ویژه دوران حكومت سلوكوس سعى زیاد مى‏شد تا فرهنگ و تمدن یونانى را بر ایران مسلط كنند ولى با مقاومت قشرهایى از اجتماع آن دوران روبرو شد. همین عامل سبب گردید تا بعدها «ارشك» رئیس پارتها مردم را علیه سلوكیان تحریك كند. قبیله پرنى كه از اتحادیه راهه‏ها و در شمال هیركانیها در منطقه ماوراءالنهر مى‏زیستند به این منطقه آمدند. پرنیها به رهبرى ارشك طى درگیریهاى متعدد با سلوكیان، گرگان را تصرف كردند. در زمان حكومت مهرداد گرگانیها شورش بزرگى راه انداختند علت این شورش از دست دادن امتیازاتى بود كه گرگانیها در زمان هخامنشیان داشتند. بعلاوه تحریكات احتمالى مادها كه رقیب پارتها بودند بى تاثیر نبود. این شورش سركوب شد ولى مجددا در سال 141 ق.م زمانى كه مهرداد مشغول فتح بین النهرین بود. گرگانیها شورش كردند. مهرداد به گرگان لشگر كشید و پس از سركوبى شورش، اردویى سلطنتى را ایجاد نمود. از این به بعد تا مرگ مهرداد گرگان زیر نفوذ پارتها باقى ماند.


دوره ساسانیان


سرسلسله ساسانیان «ساسان» پریستار معبد بزرگ اناهیتا در استخر فارس بود. پسر وى بابك با «روتك» دختر فرمانرواى فارس ازدواج كرد و اردشیر بابكان محصول همین وصلت است. اردشیر نماینده مخالفین فارس علیه پارتها (اشكانیان) و مورد حمایت موبدان (روحانیون زرتشتى) بود. وى با اردوان پنجم آخرین شاه اشكانى به جنگ پرداخت. اردوان كشته و سلسله ساسانى رسما تأسیس گردید. اردشیر در سال 227 م به شمال شرقى ایران هجوم آورد و سیستان و گرگان را تصرف كرد. پس از اردشیر پسرش شاپور اول جانشین وى شد. او در اوایل حكومتش به سركوب آذربایجانیها، گیل‏ها و گركانیها پرداخت. بهرام پسر دیگر شاپور بر گیلان و نواحى ساحل دریاى خزر از جمله گرگان حكومت مى‏كرد.


بهرام پنجم (بهرام گور) در سال 412 م به حكومت رسید. وى به آزار مسیحیان ایرانى پرداخت كه این امر در تحریك موبدان زرتشتى بسیار موثر بود. این مسئله نیز به جنگ با تئودوزیوس امپراتور روم انجامید. بهرام براى سركوب هیاطله هجومى به آن نواحى داشت كه بر اساس ابیات شاهنامه در مسیر حركت به سوى شمال خراسان و مرزهاى شمال شرقى ایران، از ساحل خزر و گرگان عبور كرد. در زمان یزدگرد در مرزهاى شمال و شمال شرقى اغتشاشات همچنان ادامه داشت وى از راه گرگان و خراسان به آنجا لشكر كشید و پادشاه یكى از قبایل «هون» به نام «چول» را در شمال گرگان شكست داد. او حدود سالهاى 443 م در گرگان و خراسان اطراق نمود

پنج شنبه 30/3/1392 - 19:46 - 0 تشکر 613587


دوران اسلامى


فتح گرگان در دوران حكومت عمر بن خطاب بعد از فتح نهاوند صورت گرفت. پس از آنكه نعمان بن مقرن كشته شد برادرش سوید بن مقرن به جانشینى او برگزیده شد. او به رى آمد و آنجا را فتح كرد و سپس به قومس لشكر كشید و آنجا را هم بگشود و بعد از آن راهى فتح گرگان شد.


زمانى كه سوید بن مقرن در بسطام بود نامه‏اى به پادشاه گرگان «رزبان صول» نوشت و پس از آن به سوى گرگان حركت كرد. رزبان صول در پاسخ او نامه‏اى نوشت و بر صلح و دادن جزیه تاكید كرد و از سوید خواست كه از جنگ با مردم گرگان در گذرد و اگر در جنگى مغلوب گردید رزبان او را یارى دهد. سوید آن را پذیرفت و رزبان قبل از ورود سوید به گرگان به دیدار او رفت. سپس سوید وارد شهر شد و رزبان را در نزد خود نگاه داشت تا خراج آنجا را جمع كند.


عقیده برخى دیگر از مورخین بر این است كه یگانه بخشى كه مدتها در مقابل اعراب ایستادگى كرد همین بخش گرگان بود تا اینكه در سال 115 تا 125 هجرى اعراب پس از دادن تلفات زیادى طبرستان و گرگان را فتح كرده و شهر گرگان یا جرجان را به علت رشادت فوق العاده ویران ساختند و پس از كمى مركز مخالفین دولت اموى و مأمن پیروان على علیه‏السلام شد. در زمان خلافت عثمان (سال 30 ه .ق) همزمان با شورش مردم خراسان، سعید بن العاص و ابن عامر به این دیار فرستاده شدند. سعید با والى گرگان در مقابل 200000 درهم صلح كرد. چند سال بعد مردم گرگان از دادن خراج سرباز زدند. در سال 41 ه .ق معاویه خلیفه مسلمین شد. او مصقله بن هبیره بن شبل را مأمور فتح طبرستان كرد. او نخست گرگان را فتح كرد ولى سپهبد فرخان حاكم طبرستان سپاه مصقله را شكست داد و مصقله نیز در این نبرد كشته شد.


در زمان حكومت حجاج، محمد بن اشعث بن قیس راكندى مأمور فتح گرگان و طبرستان شد. او با مردم این نواحى صلح كرد. مردم گرگان پس از چندى پسر محمد بن اشعث، ابوبكر را كشتند و كم كم كار بر خود او نیز سخت شد و این منطقه را ترك كرد. در زمان سلیمان بن عبدالملك، یزید بن مهلب مأمور تصرف گرگان و طبرستان شد. او گرگان را فتح كرد و با مردم آن صلح كرد و به سوى استر آباد آمد. سپس روانه سارى گیلان شد كه مردم گرگان دوباره شورش نمودند. یزید بن مهلب سپاهى را روانه گرگان نمود و خود نیز به آنها پیوست و شهر را محاصره نمودند. پس از شش ماه محاصره، سرانجام بین آنها صلح برقرار شد و یكى از مردم «ازد» به نام اسد از سوى یزید بن مهلب به حكومت گرگان گماشته شد و سپس روانه طبرستان شد.


مجددا مردم گرگان شورش نمودند و یزید دوباره به گرگان حمله نمود و پس از هفت ماه محاصره شهر، سرانجام شهر گرگان به دست یزید افتاد و عده زیادى از مردم گرگان كشته شدند. پس از آن یزید به تمیشه رفت و گرگانى‏ها مجددا اقدام به شورش نمودند و یزید دوباره جهم بن زحر جعفى را به سوى گرگان فرستاد. در این حمله عده زیادى از مردم گرگان كشته شدند و عده زیادى از خانواده‏ها به اسارت برده شدند و عده‏اى را به عنوان برده فروختند و امیر گرگان را به نزد خلیفه فرستادند. وى آنجا مسلمان شد و به گرگان برگشت. در این زمان خود جهم بن زحر حاكم گرگان گردید. مدتى بعد یزید بن مهلب از سوى خلیفه به قتل رسید و حاكم جدیدى به گرگان فرستاده شد.


از این زمان به بعد مردم این خطه همواره با فرستادگان بنى امیه در ستیز بودند. از وقایع مهم این دوره قیام یحیى بن زید علیه حكومت بنى امیه بود. یحیى بعد از كشته شدن پدرش بر علیه هشام بن عبدالملك شورید و بنا به نقلى به گرگان آمد. جنگى بین او و سپاه نصر بن سیار به فرماندهى مسهم بن احور المازنى در روستاى ارغون در نزدیكى گرگان (حوالى گنبد كاووس فعلى) روى داد كه یحیى كشته شد. محل دفن احتمالى او امروز در نزدیكى شهر گنبد است. بعدها فرقه‏اى بنام زیدیه به وجود آمد كه مدتها در طبرستان و گرگان حكومت كردند.


پنج شنبه 30/3/1392 - 19:48 - 0 تشکر 613588

دوره عباسى


بنى امیه در اثر تبعیض و ظلم بسیار روز به روز ضعیف‏تر مى‏شدند و در این زمان بنى عباس شروع به دعوت مردم به قیام كردند. ابو مسلم خراسانى كه از سرداران طرفدار عباسیان بود قحطبه را به همراه چند سردار به فتح توس و نیشابور روانه كرد. در این زمان نباته بن حنظله از جانب یزید بن عمر بن هبیره حاكم گرگان بود و 40000 مرد شامى را در اختیار داشت. این عده در حقیقت مروانیانى بودند كه از اصفهان به گرگان آمده بودند. در سال 130 ه .ق قحطبه به همراه سرداران بزرگ ابو مسلم مثل خالد بن برمك ابوعون، موسى بن كعب مرادى و چند تن دیگر از راه رى به سوى گرگان آمدند.


در گرگان جنگى سخت بین طرفین در گرفت، نباته بن حنظله كشته شد و سرش را به همراه پسرش نزد ابومسلم فرستادند. قحطبه سى هزار مروانى را در گرگان به قتل رساند. در سال 158 ه .ق مهدى به خلافت رسید. در اوایل حكومت او سرخ‏پوشان گرگان به رهبرى عبدالقهار قیام كردند و گرگان را تصرف كردند و بسیارى را به قتل رساندند. آنها قصد تصرف رى را داشتند. مهدى خلیفه دستور داد عمر بن علاء والى طبرستان بر آنها تاخته و در گرگان آنها را به خاك و خون كشید سپس مهلهل ابن صفوان به حكومت گرگان منصوب گردید.


مهدى در سال 163 ه .ق مهلهل بن صفوان را معزول و هشام بن سعید جانشین را به جانشینى او گمارد. در سال 166 ه .ق ابو یوسف، یعقوب بن ابراهیم به قاضى القضاتى گرگان منصوب گردید و ولایت گرگان به یحیى حرشى واگذار شد. سال بعد عمر بن علاء جانشین او شد. در همین زمان، هادى پسر مهدى به گرگان آمد تا شخصا قیام مردم این منطقه را كنترل كند. وى فراشه را حاكم گرگان نمود. بعد از چندین نبرد بین سپاه خلیفه و مردم گرگان، ونداد هرمز از هادى پوزش و امان خواست و به گرگان نزد او آمد.


در سال 170 ه .ق هارون الرشید به خلافت رسید و براى اداره قلمرو وسیع عباسیان از ایرانیان استفاده نمود و ولایات را به آنها سپرد. در سال 176 گرگان كه جزیى از خراسان بود در اختیار فضل برمكى قرار گرفت. خاندان برمكى در درگیرى‏ها و نزاع‏هاى قدرت بین هادى و هارون، از هارون حمایت كردند. هارون على بن عیسى بن ماهان را به امیرى خراسان فرستاد و او به مردم گرگان و نواحى ولایت خراسان ستم فراوان نمود تا آنجا كه مردم گرگان از غذاى بومى خود نیز بدور ماندند. او در سال 177 پسرش قاسم را والى گرگان نمود. هارون در دوره خلافتش با شورش‏هاى مختلفى مواجه شد. در سال 176 یحیى بن عبدالله بن حسن، برادر نفس زكیه در گرگان شورش نمود. در این زمان فضل بن یحیى، والى گرگان به دستور هارون سپاهى را براى دفع یحیى بن عبدالله فرستاد. او با نامه‏هاى فراوان توانست یحیى را اغفال و او را وادار به تسلیم نماید. سرانجام یحیى پس از فرستاده شدن به نزد خلیفه به فتواى مفتیان دربار به قتل رسید.


در سال 180 ه .ق «سرخ پوشان گرگان» به رهبرى عمر بن محمد عمركى اقدام به شورش نمودند. آنها خود را پیروان زید بن على بن حسین مى‏دانستند و مدتى هم بر گرگان مسلط شدند. رهبر این قیام به دستور هارون كشته شد و قیام به شدت سركوب گردید. در سال 191 ه .ق شورش خوارج در خراسان اتفاق افتاد. در مقابله با این شورش، رهبر خوارج به استرآباد فرار كرد. حاكم خراسان ـ على بن عسیى بن ماهان ـ سپاهى را براى سركوبى او فرستاد ولى او موفق به سركوبى قیام نگردید در نتیجه خود هارون به گرگان آمد و به رهبر خوارج حمزه بن عبدالله خارجى، نامه‏اى نوشت و او را دعوت به تسلیم نمود. پس از آن حاكم خراسان را عزل و هرثمه بن اعین را والى خراسان نمود. هرثمه نیز اسماعیل بن حفص را والى گرگان نمود.


بعد از هارون فرزندش امین در سال 193 ه .ق به خلافت رسید. او در سال 198 توسط طاهر سردار سپاه مأمون به قتل رسید. پس از قتل او گرگان به وسیله یكى از برادران مأمون به نام موتمن فتح شد. در سال 203 مأمون به گرگان آمد. در سال 232 ه .ق متوكل عباسى به حكومت رسید و تا سال 247 خلافت نمود. در اواخر خلافت او گرگان و طبرستان به دست داعیان علوى افتاد.



پنج شنبه 30/3/1392 - 19:48 - 0 تشکر 613589

دوره طاهریان


طاهریان اولین سلسله مستقل ایرانى بعد از عباسیان بودند. طاهر در سال 207 ه .ق در گذشت. زمانیكه ابوالعباس بن عبدالله طاهر به قدرت رسید (212 ه .ق)، بزرگترین خطر براى طاهریان از سوى ایالات ساحلى دریاى خزر (دیلم، طبرستان و گرگان) بود. در زمان او مازیار علیه حكومت مركزى قیام كرد. ابوالعباس سپاهى را به مقابله با او فرستاد. سپاه وى با ورود به گرگان با استفاده از مخالفین مازیار، او را دستگیر و به عراق فرستاد و او در سال 244 ه .ق به قتل رسید. گرگان تا قیام حسن بن زید علوى (داعى كبیر) زیر نفوذ طاهریان بود.



پنج شنبه 30/3/1392 - 19:49 - 0 تشکر 613590

دوره صفاریان


هنگامى كه دولت طاهریان رو به ضعف مى‏رفت و خوارج در سیستان و خراسان بلوا كرده بودند. یعقوب لیث كه از عیاران بود به كمك دو برادرش على و عمر به جنگ با خوارج پرداخت و در سال 247 ه .ق با شكست خوارج، حكومت صفاریان را پایه‏گذارى كرد. در سال 260 ه .ق یعقوب لیث صفارى گرگان را از حسن بن زید پس گرفت. یعقوب 14 ماه در گرگان و طبرستان بود و بسیارى از شترهایش كه براى سپاه او اهمیت بسزایى داشتند، از بین رفتند. وى براى جبران خسارت، خراج و مالیات سنگینى از مردم این مناطق گرفت كه سبب نفرت شدید مردم نسبت به او شد. بعد از مرگ یعقوب مردم طبرستان و گرگان شورش كرده و عاملان یعقوب را از این مناطق بیرون راندند. عمرو لیث در سال 265 جانشین یعقوب شد. وى مدتى با برادرش بر سر قدرت درگیرى‏هاى شدیدى داشت و براى تثبیت حكومت خود به خلیفه معتمد و سپس به معتضد تكیه نمود. خلیفه هم فرمان حكومت فارس، كرمان، اصفهان، گرگان، سیستان و ماورالنهر را برایش صادر كرد.


بعد از فوت عمرولیث به سال 287 ه .ق پنج تن دیگر از صفاران حكومت كردند كه آخرین آنها ابو حمد خلف بن احمد بود. او از سال 352 تا 393 (سال انقراض صفاریان) حكومت كرد.



پنج شنبه 30/3/1392 - 19:49 - 0 تشکر 613591

دوره علویان


ظلم و اجحاف حكومت‏هاى محلى، همچنین ظلم نمایندگان و دست نشاندگان خلفا باعث شد كه مردم به علویان گرایش پیدا كنند و در قدرت‏گیرى آنها نقش داشته باشند. به تعبیر دیگر علویان را باید نماینده شورش روستاییان و فقراى شهرى تحت ستم عاملان خلفا و حكومتهاى محلى در ولایات طبرستان و گرگان دانست. در زمان علویان به ویژه از زمان حسن بن زید مذهب تشیع در این مناطق رشد زیادى نمود. تا قبل از حكومت علویان، حاكمان محلى به تبعیت از خلفا سنى مذهب بوده و عده‏اى از مردم هم به تبعیت از حاكمان خود سنى بودند. ولى در این دوره شیعه در طبرستان و شرق آن یعنى استرآباد و گرگان طرفداران فراوانى یافت. این شیعیان كه به زیدیه معروف بودند، بعد از امام‏سجاد علیه‏السلام به پسر دیگرش زید اعتقاد داشتند. بعد از حسن بن زید برادر وى محمد بن زید به قدرت رسید.


در سال 273 ه .ق رافع بن هرثمه به تحریك اسپهبد رستم بن قارن به گرگان حمله برد. محمد در نزدیك گرگان به مقابله وى شتافت ولى شكست خورد و به استرآباد عقب نشست. در سال 282 ه .ق رافع از صفاریان روى گردان شد و پس از شكست از عمرولیث صفارى نزد محمد بن زید آمد و از او كمك خواست. پنج سال بعد با پیروزى امیر اسماعیل سامانى بر عمرولیث، سردار خود محمد بن هارون را به جنگ محمد بن زید فرستاد. جنگى در نیم فرسنگى گرگان در گرفت كه منجر به مرگ محمد بن زید گردید. سر او را بریده به بخارا فرستادند و تن او را در محلى به نام گور داعى مجاور قبر محمد دیباج دفن كردند. گرگان و طبرستان از این زمان بدست سامانیان افتاد.



پنج شنبه 30/3/1392 - 19:49 - 0 تشکر 613592

دوره سامانیان


امیر اسماعیل سر سلسله سامانیان در سال 279 ه .ق به قدرت رسید. وى هشت سال بعد با شكست عمرو لیث صفارى و فرستادن او نزد خلیفه معتضد، از طرف خلیفه منشور حكومت طبرستان و خراسان و رى را دریافت كرد و سپس به مناطق دیگر پرداخت. در همین زمان محمد بن زید با سپاهى عازم تسخیر خراسان شد. وى ابتدا گرگان را تصرف و مدتى در این شهر اقامت گزید. امیر اسماعیل بوسیله نامه از او خواست كه به طبرستان برگردد و گرگان را به او واگذار نماید، ولى محمد بن زید نپذیرفت. على‏رغم كوشش‏هاى رسول محمد بن زید در بازداشتن اسماعیل از حمله به گرگان، امیر اسماعیل سپاهى به سردارى محمد بن هارون براى فتح گرگان فرستاد. در جنگى كه در گرفت محمد بن زید علوى كشته شد و حكومت گرگان و طبرستان به محمد بن هارون سپرده شد. وى سال بعد بر امیر اسماعیل شورید و در گرگان و طبرستان اعلام استقلال كرد. اسماعیل در رأس سپاهى در سال 288 ه .ق به گرگان و طبرستان آمد و این مناطق را تصرف نمود. اسماعیل در این مناطق املاك اشراف وسادات علوى را كه مدتها قبل از آنها گرفته بودند به صاحبان قبلى برگرداند و به گرفتن خراج سالانه قناعت كرد. سپس حكومت گرگان را به پسرش احمد سپرد. یك سال بعد او از حكومت گرگان عزل و حاجب بزرگ اسماعیل به نام پارس كبیر به حكومت گرگان منصوب شد.


دوره زیاریان


پس از سرنگونى علویان بدست سامانیان، بسیارى از سربازان و سرداران دیلمى كه در خدمت علویان بودند به سامانیان روى آوردند. یكى از آنها مرداویج بود. وى در سال 316 اسفاربن شیرویه را كه در گرگان به همراهى على ابن خورشید حكومت مى‏كرد، به كمك حاكمان كشت و بر طبرستان حاكم شد. او در سال 319 ه .ق همدان، اصفهان، رى، اهواز، خوزستان، قم، كاشان را فتح و مجددا گرگان را تصرف كرد. پس از مردآویج برادرش وشمگیر كه در رى بود، جانشین او شد.


در زمان وى اختلاف با آل بویه و سامانیان به اوج خود رسید. او در اوایل حكومت، شیرج پسر لیلى بن نعمان و ابوالقاسم نانجین را به طبرستان فرستاد تا ماكان را از آنجا بیرون برانند. از سال 357 ه .ق آل بویه شروع به دست اندازى به متصرفات آل زیار نمودند. وشمگیر در دوران حكومت خود با اغتشاش قرمطیان (باطنیان) گرگان روبرو بود. بازماندگان قرمطى در زمان ابوحاتم كینتى، داعیانى براى دعوت به طبرستان و گرگان فرستاده بودند. مدتى ابوالحسن سیمجور دست به كشتار قرمطیان زد. سپس وشمگیر و پسرش قابوس شدت عمل زیادى در سركوب آنها به خرج دادند. باطنیان را در شهرهاى مختلف به نامهاى گوناگون مى‏شناختند. در سبزوار «سبعى» در بغداد و ماوراءالنهر «قرمطى» و در گرگان آنها را «محمره» مى‏نامیدند.


بعد از مرگ وشمگیر پسرش بهستون به كمك آل بویه در كشمكش با برادرش پیروز شد و گرگان و سمنان را گرفت، سپس با دختر عضدالدوله ازدواج كرد. در سال 360 ه .ق المطیع خلیفه به او لقب ظهیرالدوله داد و سپس لواء ولایات طبرستان، گرگان، سالوس و رویان به او سپرده شد. مرگ او را برخى از مورخان در استرآباد دانسته‏اند. با در گذشت بهستون شمس المعالى برادرش پس از درگیریهاى شدید با دباج پدر زن بیستون به قدرت رسید. دباج گرگان را تصرف و قصد داشت پسر كوچك بیستون را به قدرت برساند. شمس المعالى یكبار از حكومت خلع و چندى بعد دوباره به حكومت رسید. بار اول از 366 تا 371 ه .ق و بار دوم از سال 388 تا 403 ه .ق حكومت كرد. در زمان وى در جنگى كه بین عضدالدوله دیلمى و مؤیدالدوله از یكطرف و برادرشان فخرالدوله از طرف دیگر در گرفت، فخر شكست خورد و به گرگان نزد قابوس آمد. عضدالدوله بوسیله نامه استرداد فخرالدوله را در خواست كرد، ولى شمس المعالى نپذیرفت. سپس با سپاهى عظیم به گرگان تاخت و به سال 371 ه .ق در نزدیك استرآباد جنگى سخت واقع شد. وشمگیر مغلوب و به همراه فخر به نیشابور گریخت. عضدالدوله و مویدالدوله پس از استقرار در گرگان ظلم زیادى به اهالى نمودند. قابوس از نوح بن منصور سامانى كمك خواست. نوح حسام الدوله تاش، سردار معروف خود در راس سپاهى به كمك او فرستاد. تاش طى چند درگیرى و نبرد بى نتیجه، قلعه گرگان را در محاصره نگه داشت. عاقبت بر اثر قحطى در گرگان كه مردم نخاله جو را با گل خمیر كرده مى‏خوردند، و بقولى یك من سبوس را به دانگى زر مى‏خریدند، از حصار بیرون آمدند و درگیر نبرد شدند. نهایتا قابوس و فخر شكست خوردند و مجددا به نیشابور گریختند. با حبس قابوس ابن وشمگیر در قلعه چناتك، بزرگان و اعیان گرگان با طرح توطئه‏اى او را مقتول و جدش را در گرگان دفن كردند، سپس منوچهر پسر وى را به حكومت رساندند.


از طرف خلیفه القادر بالله بلافاصله نامه تسلیت به همراه منشور اداره حكومت طبرستان، جرجان (گرگان) و توس براى منوچهر ارسال و به او لقب فلك المعالى عطا گردید. از این تاریخ به بعد منوچهر فلك المعالى حكومت غزنویان را پذیرفت و تحت سلطه آنان در آمد.



پنج شنبه 30/3/1392 - 19:50 - 0 تشکر 613593

دوره غزنویان


سلطان محمود قدرتمندترین سلطان سلسله غزنویان است كه با تصرف مناطق زیادى از جمله سیستان، خراسان، ماوراءالنهر، گرگان و طبرستان، قلمرو غزنویان را به بیشترین خود رساند. در زمان حكومت سلطان محمود، فلك المعالى منوچهر قابوس حاكم گرگان بود. وى در گرگان و طبرستان خطبه به نام سلطان محمود خواند و مقرر گردید سالانه پنجاه هزار دینار به سلطان محمود بپردازد. منوچهر در سال 420 ه .ق زندگى را به درود گفت و بعد از وى پسرش به شرط پرداخت خراج به محمود غزنوى به قدرت رسید. چون نوشیروان خرد سال بود زمام امور در دست ابوكالیجار قرار گرفت. اوایل حكومت نوشیروان مصادف با مرگ سلطان محمود و به قدرت رسیدن پسرش سلطان مسعود شد. سلطان مسعود با دختر كالیجار ازدواج كرد و سپس عده‏اى از گرگانیها به همراه عروس به نیشابور رفتند. زمانى كه سلطان مسعود مشغول جنگ با هندوستان بود، كالیجار از پرداختن خراج امتناع كرد. مسعود پس از هند به گرگان و طبرستان لشكر كشید.


كالیجار و نوشیروان و بسیارى از بزرگان گرگان به سارى گریختند. سلطان مسعود صاحب دیوانى گرگان را به سعید صراف داد و وى هم اموال زیادى از گرگانى‏ها گرفت.



برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.