انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 5745)
يکشنبه 7/7/1387 - 22:25 -0 تشکر 61335
صندلی داغ "آقای صمد مهدوی" جانباز غیور 8سال دفاع مقدس، ویژه‌ی هفته‌ی دفاع مقدس (طرح چندانجمنی)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

باز هم صندلی داغی دیگر برای شما همراهان دوست‌داشتنی انجمن صندلی داغ.

صندلی داغ این دورمون یه مقدار با صندلی داغ‌های قبلیمون توفیر داره، قراره یه مهمون ویژه روی صندلی ما بشینن، مهمونی که کلی حق به گردن همه‌ی ماها دارن، زیاده‌گویی نمی‌کنم، چون دوس دارم بیشتر حرف‌ها و پرسش و پاسخ‌ها رو از زبون خود ایشون بشنوید.

مهمان ویژه‌ی این دوره از صندلی داغ ما جناب آقای صمد مهدوی یکی از جانبازان غیور دفاع مقدس ما هستن که لطف کردن و افتخار دادن تا در خدمتشون باشیم و در این صندلی چیزای قشنگی رو از ایشون یاد بگیریم، پس دوستان دست بجنبونید تا از قافله عقب نیوفتین که سرتون حسابی کلاه میره‌‌!!!

فقط من در چند خط بیوگرافی ایشون رو می‌نویسم و بقیه کار رو میسپارم به شما دوستان تا هر چه دل تنگتان میخواهد بپرسید:

"بنام خدا

من صمد مهدوی متولد دوم آذرماه سال 1347 در شهر تبریز هستم. در دوران دفاع مقدس افتخار حضور در جبهه های حق علیه باطل به مدت حدود 41 ماه را دارم. بجز سه ماه اول حضور در جبهه كه در كردستان (پیرانشهر) بودم بقیه ایام جبهه را در لشكر 31 عاشورا حضور داشتم. در طول حضورم در جبهه مدت حدود 5 ماه در گردان صاحب الزمان(عج) و 33 ماه نیز در گردان امام حسین(ع) حضور داشتم.

در دوران حضورم در جبهه توفیق شركت در عملیاتهای كربلای چهار و پنج و نصر 7 بیت المقدس 2 و 3 و مرصاد را دارم. ضمن اینكه در خطوط پدافندی حاج عمران، سردشت، شلمچه و كوشك نیز حاضر بوده ام. در دوران جنگ دو سه مورد مجروحیت داشتم كه فعلا جز جانبازان زیر 10 درصد (چیزی كه اصلا قابل ذكر نیست) میباشم."

این شما و این آقای صمد مهدوی:

مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

دوشنبه 8/7/1387 - 2:0 - 0 تشکر 61368

با سلام و تشکر

قبل از اینکه سوالاتم رو از ایشون مطرح کنم می خواستم بپرسم ایشون چطور وارد صندلی داغ شدند و از چه طریق با ایشون آشنا شدید؟

1-  نگاه به دفاع مقدس در جامعه :چه مقدار غرور افرین - ترحم آمیز - بی طرفانه - نگاه منفی

2-دفاع مقدس دیروز رزمنده ها با دفاع مقدس امروز چه تفاوتی کرده و آیا امروز چیزی داریم که در حال هجمه باشه و بخوایم ازش دفاع کنیم

3-  سنگر فرماندهی ای رو که باید در شهر احداث کنیم باید تو چه نقطه ای باشه که به همه ی امور اشراف داشته باشه و قابل دسترسی باشه

4-  اگر حضرت زینب (س) در جنگ ما شاهد تمامی وقایع و اتفاقات بود چطور واقعه رو تشریح می کرد و توقعشون  از ما چی بود؟

5- بزرگترین خدمت و خیانت به نظام چیه ؟

6- اگر شهیدان  در میان ما زنده بودند چکار میکردند که ما نکردیم و یا کوتاهی کردیم؟

7- اگر شهدا از ما راضی نباشند اولین و مهمترین شکایتشون چی خواهد بود؟

8- اگر دلتون بخواد قشنگترین خاطرتون رو در میان مردم تجربه کنید و همه افراد اون موقع رو هم در کنار خودتون داشته باشید اون خاطره چیه؟

9- توصیتون به جوانهایی که با نماد های اسلامی و حزب اللهی تصویری از یک اسلام خشن نشون مین چیه ؟

10- اگر لحظات پایانی عمر پر خیر و برکت  حضرت امام در کنار ایشون می بودید حرف آخرتون با امام در چه رابطه ای می بود

12 - فکر می کنید شهدا از مردم و دولت اسلامی راضی هستند

دوست عزیز خیلی محبت می کنید در پناه حق باشید

دوشنبه 8/7/1387 - 13:1 - 0 تشکر 61453

سلام بر یادآور ایثار
1- چرا به جنگ رفتید؟
2- دوست داشتید شهید بشوید؟
3- احساستان را درباره ی کلمات زیر بیان کنید
جنگ- امام خمینی- شهادت- ایثار
4- بهترین درسی که از جنگ گرفتید چه بود؟
5- بهترین خاطره شما از جنگ چیست؟

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

پنج شنبه 11/7/1387 - 9:52 - 0 تشکر 62022

بنام خدابا عرض سلام خدمت دوست عزیزم كه با نام mahdi313 می شناسمشقبل از هر صحبتی از اینكه افتخار هم صحبتی با شما را پیدا كردم خدا را شاكرم. ضمن این كه من یكبار سئوالات شما را پاسخ دادم ولی موقع ثبت اطلاعات مشكلی در كامپیوتر پیش آمد كه نمیدونم مطالب ثبت شد یا نه؟ در هر صورت اگر مطلب قبلی خدمتتون رسیده باشه و با این مطالب جدید تفاوتهای مفهومی داشته باشه قبلا عذر می خوام.1 - طیف های مختلفی در جامعه هستند كه دیدگاه خودشون رو دارند. تقریبا اكثریت جامعه نگاه افتخار آمیز به دفاع مقدس دارند. البته به نظر بنده دیدگاه منفی خیلی در اقلیت است چرا كه اكثر مردم ایران لااقل در حفظ تمامیت ارضی كشور اتفاق نظر دارند.2 - هویت و ایدئولوژی انقلاب و یك كلام آنچه باعث وقوع انقلاب شد چیزی است كه همواره از سوی استكبار در هال هجمه است و ما نیز ناچار از دفاع از آن. چرا كه هویتی كه مردم و كشور عزیزمان بعد از انقلاب به آن دست یافته اند ارزش آن را دارد كه هم از طرف مخالفان مورد هجوم باشد و هم از طرف ما كه مدافعان آن ارزشها و هویت هستیم مورد دفاع تا سر حد تقدیم جان باشد.3 - هر فرد ایرانی بایستی سنگری در دل خود برای دفاع داشته باشد. ملت ما با دل خود دفاع كرد چرا هرگز به عقل محاسبه گر نمی شد با گوشت و خون به مصاف تجهیزات سهمگین دشمن رفت. اینكه می گویم شعار نیست. ما باید دل خود را سنگر دفاع از دین و میهن كنیم. ضمن اینكه گوش به فرمان ولی امر مسلمین بودن چه در زمان جنگ و چه حالا رمز شكست ناپذیری ملت ایران است.4 - زینب (س) هر جا باشد با تبیین علل و انگیزه های دفاع، باعث و بانی ماندگاری و پویایی اسلام تا سر حد نابودی كفر است. چرا با با خطبه های آتشین حضرت، قیام سیدالشهداء جاودانه شده است. به نظر من یادگاران سالهای خون و حماسه بایستی در این مورد به عقیله بنی هاشم اقتدا كنند.5 - دو اصل مهم به نظر بنده بایستی در نظر باشد. ندیدن خود و دوری از منیت از طرف تك تك آحاد از افراد عادی گرفته تا به بالا و تطبیق حرف و عمل بدون هیچگونه تفاوت و انحراف. اگر چنین باشد خدمت است و در غیر این صورت خیانتی نابخشودنی6 - شهدا دنیا را حقیقتا مزرعه آخرت می دانستند بدینگونه كه كسب رضایت خدا اولویت آنها بود. چیزی كه اگر جسارت نباشد در جامعه امروزی ما تقریبا برعكس شده است البته دور از محضر انسانهای وارسته ای كه در عصر امروزی فقط رضایت خدا را می خواهند.7 - خدا كند كه راضی باشند. بزرگترین كابوس زندگی ام دقیقا همین چیز است. به نظرم سخن آنها این باشد كه چرا به هدف مشتركی كه با هم داشتیم وفادار نماندید. ضمن اینكه اعتقاد دارم وظیفه افرادی كه افتخار همسنگری با شهدا را داشتند سنگین تر است.8 - شب عملیات كربلای 5 كه دوست عزیزم شهید غلامرضا نوحه خوان دعای توسل می خواند و موقع حركت به طرف خط مقدم دشمن با شیشه عطر خود بچه های معطر می كرد و از همه آنها قول شفاعت می گرفت. از بهترین لحظات عمرم بود كه دوست دارم همه در آن سهیم باشیم.9 - با افراط و تفریط در هر نوع آن مخالفم. به نظرم شیوه برخورد پیامر گرامی اسلام در صدر اسلام با افرادی كه دارای رفتار و اعتقادات و حتی ادیان مختلفی بودند می تواند الگوی مناسب و یا به عبارتی بهترین الگو باشد ضمن اینكه یادمان باشد دین ما دین رحمت است و به فرموده معصوم (ع) مردم را با غیر زبانتان (عمل تان) به اسلام دعوت كنید.10 - در ایام دفاع مقدس دو بار توفیق داشتم در رویای خود امام (ره) را دیدم. در هر دوبار از حضرت ایشان خواستم برایم دعای شهادت بكنند. اگر اكنون نیز آن توفیق را پیدا كنم باز می خواهم كه دعا كنند عمرم با شهادت ختم شود.12 - سئوال سختی است . فكر می كنم همه تلاش دارند رضایت امام و شهدا را جلب كنند لكن به نظرم كار سختی است و جامعه امروزی ما تفاوتهای زیادی با آن روزها دارد.در آخر از اینكه با حوصله فراوان با بنده همصحبت شدید ممنونم.

پنج شنبه 11/7/1387 - 10:11 - 0 تشکر 62025

بنام خدابا

عرض سلام خدمت دوست عزیزم كه با نام  drmgangineh می شناسمش قبل از هر صحبتی از اینكه افتخار هم صحبتی با شما را پیدا كردم خدا را شاكرم. ضمن این كه من یكبار سئوالات شما را پاسخ دادم ولی موقع ثبت اطلاعات مشكلی در كامپیوتر پیش آمد كه نمیدونم مطالب ثبت شد یا نه؟ در هر صورت اگر مطلب قبلی خدمتتون رسیده باشه و با این مطالب جدید تفاوتهای مفهومی داشته باشه قبلا عذر می خوام.

1 - همجواری با رزمندگانی كه قبل از من توفیق حضور در جبهه را داشتند و نیز حضور در پایگاه تقریبا مسیر را هموار نموده بود. ضمن اینكه پدر بنده قبل از من در جبهه حاضر شده بود. لكن چیزی كه غیر قابل كتمان است روح مسیحایی حضرت امام (ره) و فرمایش آن بزرگوار كه فرموده بود حضور در جنگ واجب كفایی است دیگر جای درنگی باقی نمی گذاشت.

2 - بی تعارف بله! ولی حیف كه ما جزو تجدیدی ها و یا بهتر بگم مشروطی های دانشگاه جنگ شدیم

3 - جنگ : معركه آزمون مردی و مردانگی، واژه ای كه در عین اینكه نباید طالب آن بود ولی زمانی كه نیاز باشد و بقول شهید چمران شیپور جنگ نواخته می شود مرد و از نامرد شناخته می شود.

امام: مراد و مرشدم. امام زندگی همه را متحول كرد.

شهادت: مزد و پاداش صداقت و ایثار و شجاعت در راه خدا. لذت همجواری با خود خدا

ایثار: چیزی كه در همه به نوعی دوست دارند و عمل به آن و تجلی در عمل واقعا سخت است

4 - اینكه می شود با داشته هایت بزرگترین و غیرممكن ترین كارها را انجام دهی. جنگ اعتماد به نفس و بزرگواری را به ملت یاد داد. یاد كوچولهای بزرگ مرد جنگ هم یاد بخیر. شهید باقر كبیر علوی (شهید 15 ساله تبریز) در جمع برادران پایگاه گفت: دیگر شعار بس است كمی هم عمل كنید.

5 - شهید حسن نیكی برادرش در عملیات بدر مفقود شده بود. این شهید عزیز قد بلندی داشت كه او را در جمع گردان از همه متمایز می كرد. همیشه به شوخی به او می گفتیم : حسن اگه شهیدی بشی باید یك تابوت ویژه برایت سفارش بدهیم. و او نیز با لبخند ملیحی می گفت : فكر آنجایش را كرده ام. حسن دركوههای پوشیده از برف ماووت عراق در عملیات بیت المقدس 2 به خدا پیوست. حدود 10 سال بعد كه پیكر حسن را حسینیه لشكر عاشورا دیدیم گویی دنیا را بر سرم خراب كردند. ... آری حسن فكرش را كرده بود و جز پلاك و استخوانی چند از پیكر پاكش نمانده بود.

در آخر از اینكه با حوصله فراوان با بنده همصحبت شدید ممنونم.

جمعه 12/7/1387 - 2:28 - 0 تشکر 62257

به نام خدای مهربون

سلام... اول از همه ممنون از میهمان عزیزمون كه پاسخ سوالای دوستان رو خیلی خوب نوشتند... فقط كاش اصل سوالا رو هم مینوشتید... ممنون

و اما سوالات

1_یادمه چن وقت پیش تلویزیون یه برنامه ای نشون میداد... یكی از رزمنده ها میگفت كه یه رزمنده ی دیگه... پشت پیرهنش نوشته بوده " میرم تا انتقام خون مادرم زهرا (س) رو بگیرم...  " و خودشو روی مین ها پرتاب میكنه تا باقی رزمنده ها از روش رد شن! اما وقتی دوستانشون این جمله رو میدیدن... دلشون نمیومده تا از رو ایشون رد بشن! بالاخره با هدف اینكه برن تا اونها این انتقام رو بگیرن رد میشن! 

حالا این همه حرف زدم... تا یه سوال بپرسم... واقعن چی باعث میشد یه نفر این جوری از خون و زندگی خودش بگذره؟ چه فكری؟ یا بهتره بگم چه طرز فكری! واقعن انتقام خون! مگه هدف جنگ ما این بود؟ چرا؟

2_ شهدا به هدفشون رسیدن؟؟ جانبازای عزیز چی؟ 

3_یه جانباز قبل از اینكه جانباز بشه هدفش چی بود؟ بعد از اینكه جانباز شد هدفش چی شد؟

4_از زبون خیلی از جانبازا شنیدم كه میگن كاش شهید شده بودن و... میگن حتمن لایق نبودیم كه شهید نشدیم و كلی ناراحتن! شما چی؟ شما هم ناراحتید؟ اگه ناراحتید چه جوری خودتون رو از شر این ناراحتی خلاص میكنین؟ یا نه اصلن به نظرتون این ناراحتی شیرینه؟

5_شهدا كه رفتند و یه جامعه موند و جای خالیشون! این جانباز كه هست! چی میخواد از این جامعه كه الآن در حال حاضر در جامعه  نیست؟

6_دیدن چه صحنه هایی براتون دردناك تره؟ دیدن شهید شدن دوستان! یا هلاك شدن جوونای الآن تو هزار جور مسیر بد؟ چه باید كرد!

7_اونكه جانبازه! اونكه خانواده ی شهیده! آیا وظیفش با اهدای عضوش و یا پاره ای از وجودش تموم شده؟ یا نه؟ فكر میكنین جامعه ی الآن ما چه نیازی به این افراد داره؟

8_حالا كه جنگ تموم شده! خیلی هم ازش گذشته! دیدگاهتون نسبت به مردم عراق!

9_دشمن همیشه دشمنه؟ یا نه!

10_اگه خدایی نكرده باز جنگ بشه! حاضرید برید؟

11_فكر میكنین الان در حال حاضر تو ایران جنگ نیست! ؟ چه در ظاهر چه در باطن! اگه هست چه جنگی؟

12_دوستان شما از اینكه به خاطر وضعیت جسمیشون نمیتونن به جامعه شون خدمت كنن ناراحتن... شما از چی ناراحت میشید؟

13_زندگی الآنتون با چه چیزی زیباست!؟

14_اون جوون چه انگیزه ای داشت كه رفت جبهه؟ چقدر از اون انگیزه هنوزم مونده؟

خب دیگه تا همین جا فك كنم كافی باشه

منتظر حضور سبزتون هستیم

مواظب خودتون و دلای پاكتون باشید

یا علی 

جمعه 12/7/1387 - 3:16 - 0 تشکر 62263

به نام خدای مهربون
سلام خدمت جناب مهدوی
اول از همه تشکر می‌کنم ازتون به خاطر جواب‌هاتون
حالا اگه اجازه بدین چند سوالی هم من از خدمتتون بپرسم (فقط اگه لطف کنید متن سوال رو هم موقع جواب دادن قید کنید ممنونتون میشم)، فقط اگه اجازه بدین دوست دارم خیلی خودمونی و امروزی سوالام رو بپرسم البته اگه از سوالی ناراحت شدین اصلا نیازی نیست جواب بدین، ممنونم:
1) چطوری میشه یه جانباز، کسی که یه پاشو از دست داده، کل صورتش از بین رفته، دیگه نمی‌تونه ببینه و ... میاد میگه اگه بازم همون موقع جنگ میشدو سالم می‌بودم، می‌رفتم؟ چی هستش که بعد از این همه مدت با اینکه قسمت‌های اصلی بدنش نیست همچنان همین شور و انگیزه درشون هست؟
2) جانباز!!! چرا جانباز؟؟ چرا نگفتن عشق‌باز؟؟ چرا واقعا؟
3) یه بنده خدایی میگفت اگه دختری که دوستت داره و عاشقته، و به خاطر تو نماز میخونه و حجابشو رعایت می‌کنه، تو نباید با اون دختره ازدواج کنی، بعد گفت برا اینکه مطمئن شی کارشو فراموش نمی‌کنه (نماز خوندنش رو) ازش یه مدت دور شو اینا، بعد میگفت من مطمئنن که این ماز خوندنا الکیه و از یادش میره،‌ میخوام ببینم نظر شما چیه؟ مگه نمیگن از عشق زمینی به عشق حقیقی برس؟ من میگم باید به اون دختر در حین زندگی یاد داد تا پله پله به خدا برسه، نه اینکه ولش کرد تا آخر عمرش بی دین و ایمون بمونه، نظر شما چیه؟
4) شما گفتین تو دانشگاه جنگ مشروط شدین و اونایی که شهید شدن قبول شدن،‌ ولی من میگم این طور نیست، من میگم خدا شمایی که موندی و جانباز شدی رو خیلی بیشتر تر از اون شهیدی که دیگه رفته بهشت و تا ابد هم همون جا میمونه، دوس داره، شما موندی و این همه بدی، شهید اونجاست و اون همه خوبی، خب با عقل من همه جوره این مدلی در میاد که خدا چون شمارو بیشتر دوس داشته نگهتون داشته تا شما بیشتر امتحان کنه تا مقامتون حتی بالاتر از شهدا بره، نظرتون درباره حرفام چیه؟ لطفا اگه نظر دیگه‌ای داشتین منو حسابی توجیه کنید
5) میگن دنیا دوروزه؟ شما چی میگین؟
6) آدمایی که بیشتر اومدن جبهه بیشر از چه قشری بودن، با چه میزان ایمان؟
7) قشنگترین چیزی که از جبهه یاد گرفتین؟
8) قشنگترین دعایی که در حق مردم ایران می‌کنید؟
9) خدای عزیزمون رو تا حالا کی با تمام وجودتون حس کردین؟
10) از دست دادن دوست و اقوام خیلی سخته، وقتی دوستتون جلو چشتون پرپر شد و شهید شدن مشا چه حسی داشتین؟
11) رفتن و از مناطق جنگی دیدن کردن به نظرتون چقدر مثمر ثمر هستش؟
12) خیلی دوس دارم برم مناطق جنگی، شما کدوم منطقه رو بهم پیشنهاد میکنید؟
13) به عنوان یه جانباز، به عنوان کسی که از وطنمون دفاع کردین، چه خواسته هایی از من جوان امروزی دارین؟(لطفا بگین، کامل)
14) اگه بهتون بگن یه نفر رو میتونی برای چند لحظه ببینی(از کسانی که تو این دنیا نیستن) چه کسی رو دوس دارین ببینین؟
15) به نظرتون اگه جوونای امروزی تو دوران شما میبودن چند درصدشون میومدن و مثل شما از وطن دفاع می‌کردن(منظورم شناختتون از جوونای امروزیه در این مورد)؟
ببخشید سوالات زیاد شد
ممنونم از حضورتون در این برنامه، ایشالله اگه قسمت شد بازم مزاحم میشم.
مراقب خودتون باشید

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

عمر دست خداست، پراید فقط وسیلس 

 

جمعه 12/7/1387 - 11:39 - 0 تشکر 62315

بنام خدا

سلام دوست عزیزم navaaye_asemani

1_یادمه چن وقت پیش تلویزیون یه برنامه ای نشون میداد... یكی از رزمنده ها میگفت كه یه رزمنده ی دیگه... پشت پیرهنش نوشته بوده " میرم تا انتقام خون مادرم زهرا (س) رو بگیرم...  " و خودشو روی مین ها پرتاب میكنه تا باقی رزمنده ها از روش رد شن! اما وقتی دوستانشون این جمله رو میدیدن... دلشون نمیومده تا از رو ایشون رد بشن! بالاخره با هدف اینكه برن تا اونها این انتقام رو بگیرن رد میشن! 

دوست خوبم، هدف جنگ ما انتقام نبود ولی با مطالعه ای اجمالی در طول تاریخ ملاحظه می كنیم در جنگ تقریبا تاریخ به نوعی تكرار شد. مگر فرموده حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) چی بود؟ مگر اونا چیزی جز اجرای دقیق فرامین دین را می خواستند؟ كسی كه با اعتقاد به انتقام خون حضرت زهرا(س) می رود می خواهد همه بدانند كه هدف و انگیزه انقلاب ما ادامه راه ائمه هست و اصلا به همین خاطر دچار جنگ شده است. البته گویا در یكی از عملیاتها یكی از رزمنده ها به دوستش میگه می رویم تا انتقام شهدا را بگیریم كه شهید بزرگوار مهدی باكری (فرمانده لشكر سرافراز عاشورا) اون برادر را از رفتن به عملیات منع می كنه و میگه هدف ما اجرای تكلیف الهی است. كه صد البته این بحث با پاسخ سئوال بنده توفیر دارد.

2_ شهدا به هدفشون رسیدن؟؟ جانبازای عزیز چی؟ 

فكر می كنم جانبازان هم مدال افتخاری گرفته اند. لكن مقام شهادت رتبه والایی كه حتی انبیاء هم به آن غبطه خورده اند. ولی باز معتقدم اگر اهداف شهدا عملی شود همه ما ثمره مجاهدتها را خواهیم گرفت.

3_یه جانباز قبل از اینكه جانباز بشه هدفش چی بود؟ بعد از اینكه جانباز شد هدفش چی شد؟

جانباز چه قبل از جانبازی و چه بعد از آن هدف مشخصی دارد. در هر دو حالت اعتلای میهن اسلامی و ادای تكلیف وظیفه همه ماست. لكن بعد از جانبازی وظیفه و مسئولیت سنگین تری بر گردن جانبازان ماست.

4_از زبون خیلی از جانبازا شنیدم كه میگن كاش شهید شده بودن و... میگن حتمن لایق نبودیم كه شهید نشدیم و كلی ناراحتن! شما چی؟ شما هم ناراحتید؟ اگه ناراحتید چه جوری خودتون رو از شر این ناراحتی خلاص میكنین؟ یا نه اصلن به نظرتون این ناراحتی شیرینه؟

اینكه انسان از قافله شهدا جا مانده است بزرگترین خسران است لكن در صدر اسلام هم بودند كسانی كه دوستانشان در جنگ شید می شدند و خدمت حضرت رسول اكرم (ص) شكوه و گلایه می كرند كه حضرت آیه : من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا را یادآوری می فرمودند. خلاصه اینكه به نظرم اگر جانبازی با صبر و تحمل سختیهای جانبازی و پایدار ماندن به هدف عمرش را با پایان برساند اجر و پاداشی كمتر از شهدا نخواهد داشت. لكن باز معتقدم دل شیدایی و عاشق جانبازان تنها با شهادت آرام می گیرد.

5_شهدا كه رفتند و یه جامعه موند و جای خالیشون! این جانباز كه هست! چی میخواد از این جامعه كه الآن در حال حاضر در جامعه  نیست؟

جانباز ادعا و درخواستی ندارد. اگر هم درد می كشد از فاصله گرفتن جامعه (در مواردی) از ارزشهای اصیل انقلاب است. رك و پوست كنده عرض كنم ولی جانباز دو صحنه دیروز و امروز را مقایسه می كند در خود می شكند. شما هم مقایسه كنید:

دیروز همرزمان جانباز برای حضور در گردانهای خط شكن از هم دیگر سبقت می گرفتند تا جایی كه بعضا كار به قرعه كشی هم می كشید و امروز برای به یك پست و مسئولیت چه افتراها و تهمت ها كه به همدیگر می بندند.

6_دیدن چه صحنه هایی براتون دردناك تره؟ دیدن شهید شدن دوستان! یا هلاك شدن جوونای الآن تو هزار جور مسیر بد؟ چه باید كرد!

با دیدن شهید شدن دوستانم متاثر می شدم ولی متاسف نه! حالا هم موقع زیارت مزار پاك آنها با یاد و خاطره آن روزها حال می كنم. و راست و حسینی دیدن صحنه های كه جوان پانزده و شانزده ساله سیگار بدست تو خیابان راه میره دلم آتش می گیره و  یا وقتی میبینم جوان ایرانی كه روزگاری دنیا شاهد هنرنمایی اش در جبهه ها بود الان قادر نیست مدل لباس و موی سرش را هم خودش انتخاب كند دلم می لرزد. من نمی گم همه ریش داشته باشند و پیراهن خود را روی شلوارشون بندازن. ولی ایرانی باید ایرانی بماند. (ببخشید)

7_اونكه جانبازه! اونكه خانواده ی شهیده! آیا وظیفش با اهدای عضوش و یا پاره ای از وجودش تموم شده؟ یا نه؟ فكر میكنین جامعه ی الآن ما چه نیازی به این افراد داره؟

اصلا چنین چیزی نیست. اتفاقا قسمتی از آسیب های فعلی جامعه مربوط به كم كاری ماست. باید آنهایی كه در صحنه های مختلف بودند در تبیین و شناساندن آن به نسل كنونی تلاش كنند. جامعه ما هم باید از این افراد بعنوان پیشكسوتان عرصه های جهاد و شهادت ، تفكر ایثار و تلاش خستگی ناپذیر  را در كارهای و پروژه های كشور نهادینه كند. بهتر بگویم الان جانبازان و خانواده های شهدا بعنوان نرم افزار و تفكر پیش برنده كارها می توانند موثر  باشند.

8_حالا كه جنگ تموم شده! خیلی هم ازش گذشته! دیدگاهتون نسبت به مردم عراق!

ببینید به نظر من تقریبا اكثر مردم عراق به نوعی خود قربانی جنگ و یا بهتر بگیم افكار صدام بودند. با صرف نظر از افرادی كه واقعا عناد و كینه دیرینه با تفكر شیعی ایرانیها دارند بقیه مردم عراق را نمی شود مقصر صد در صد تلقی كرد. ضمن اینكه مردم ایران را نمی شود در هیچ جای دنیا یافت. به نظر من ایرانی صرف نظر از مسلمان بودن و نبودنش ذلت را نمی پذیرد. اگر مردم  عراق گوشه چشمی به فرموده سالار شهیدان كه می فرماید هیهات من الذله داشتند الان گرفتار این همه مصایب نمی شدند.

من معتقدم هر كشور و مردمی اگر در هر لحظه چشم طمع به مملكت و دین ناموسم داشته باشد دشمن محسوب می شود.

9_دشمن همیشه دشمنه؟ یا نه!

بله دشمن همیشه دشمنه. ولی این دلیلی نمی شده ما به صرف همین دیدگاه به او حمله كنیم. اگر دیدیم توطئه و نیت بدی نسبت به ما دارد. اون وقت با به فكر چاره باشیم. ضمن اینكه من معتقدم وظیفه مسلمان جنگ و حمله نیست. بلكه دفاع است. مگر اینكه یقین حاصل كنیم كه هدف دشمن آسیب رساندن است.

10_اگه خدایی نكرده باز جنگ بشه! حاضرید برید؟

مگر می شود ببینی تمامیت ارضی كشورت و دین و ناموست مورد تعدی و تجاوز است و تو ساكت باشی. نه من بلكه به نظرم آحاد مردم ایران همین كار را می كنند حتی كسانی كه به نظر ما در ظاهر شكل و قیافه ای متفاوت تر از ما دارند.

11_فكر میكنین الان در حال حاضر تو ایران جنگ نیست! ؟ چه در ظاهر چه در باطن! اگه هست چه جنگی؟

این قضیه را نه رد می كنم نه تایید. ولی یك آدرس به شما می دهم. اگر چنین جنگی وجود دارد یقین بدانید این ها دلشان به كشور و انقلاب نمی سوزد. آری در مواردی شاید شاهد جنگ پنهانی قدرت هستیم كه این دلیل وجود منیت و دنیا طلبی كه همان دور شدن از اهداف شهداست.

12_دوستان شما از اینكه به خاطر وضعیت جسمیشون نمیتونن به جامعه شون خدمت كنن ناراحتن... شما از چی ناراحت میشید؟

البته خدمت كردن تنها با جسم نیست. وجود مبارك آن جانبازان برای هر جمع و جامعه ای مبارك است و الهام بخش. من بی تعارف خود را در آن حدی نمی دانم كه انتظاری از جامعه داشته باشم. بلكه خودم را موظف می دانم كه چندین برابر افرادی كه جنگ را ندیده اند و یا در جنگ نبوده اند تلاش كنم تا جامعه بداند برای من جنگ و صلحی وجود ندارد. بلكه الان سنگرها عوض شده است.

13_زندگی الآنتون با چه چیزی زیباست!؟

با یاد شهدا! بگذارید بی تعارف عرض كنم شاید روزی نباشد كه به شهدا و دوستانم فكر نكنم. ولی روزی كه بتونم كار مفیدی برای جامعه خود و همنوعم بكنم روحم آرام است تا چه در نظر افتد.

14_اون جوون چه انگیزه ای داشت كه رفت جبهه؟ چقدر از اون انگیزه هنوزم مونده؟

انگیزه ای جز دفاع نبود. البته اینهم اضافه كنم كه احساس تكلیف خودش مهمتره. چون در زمان جنگ شاید همه می دیدند كه جنگه و به كشورشون حمله شده. ولی عده ای اصلا احساس مسئولیت نمی كردند. به نظر اینا دلشون مشكل داشت. وقتی از شهیدی پرسیدم آیا پیامی به مردم داری در مورد اومدن به جبهه؟ گفت جایی كه امام فرموده واجب كفایی دیگه جایی برای اظهار نظر من نمونده.

موفق باشید امیدوارم كلام ناقص من بتونه كفایت بكنه.

جمعه 12/7/1387 - 11:58 - 0 تشکر 62322

به نام خدای مهربون

سلام

جناب مهدوی ممنون كه خیلی سریع جواب سوالهامو دادین...

مطمئنم خیلی خیلی از ته دل بود... چون واقعن به دلم نشست.. ممنون...

حتمن حتمن دوباره برمیگردم برای پرسیدن سوال...

پاسخ هاتون واقعن دلنشین بود... ممنون

مواظب خودتون و دلای پاكتون باشید

یا علی 

جمعه 12/7/1387 - 12:43 - 0 تشکر 62333

بنام خدا

دوست عزیزم  MCLAREN

سلام . وقتت بخیر

1) چطوری میشه یه جانباز، کسی که یه پاشو از دست داده، کل صورتش از بین رفته، دیگه نمی‌تونه ببینه و ... میاد میگه اگه بازم همون موقع جنگ میشدو سالم می‌بودم، می‌رفتم؟ چی هستش که بعد از این همه مدت با اینکه قسمت‌های اصلی بدنش نیست همچنان همین شور و انگیزه درشون هست؟

 دوست خوبم. فكر كنم در جواب دوست دیگرم دادم. اما محض اطلاع وجود گل شما عرض می كنم مگر ادای تكلیف حد و مرز داره. زمان جنگ پیر مرد هفتاد ساله اصرار می كنه كه من باید برم جبهه. بهش میگن تو با سنت و سالت میخوای چیكار كنی اونجا؟ میگه هر كاری از دستم بر نیاد می تونم سیب زمینی پوست بكنم. سقایی بكنم. این همون احساس تكلیفه. رهبر انقلاب می فرماید: دفاع از انقلاب تعطیل بردار نیست.

حالا اون جانباز كه در متن بوده و خاطرات و عالمی دارد چطور میتونه ساكت باشده. به نظرم این دلیل طوفانی بودن روح جانباز است كه در هر لحظه آماده جانبازی در صحنه ای دیگر است.

2) جانباز!!! چرا جانباز؟؟ چرا نگفتن عشق‌باز؟؟ چرا واقعا؟

 به نظر من هم جانباز درست نیست. چون او جانش را نباخته بلكه قسمتی از بدنش را ایثار كرده است. حتی مسئولین نظام هم حالا دارن به اینكه نتیجه می رسن كه میگن : بنیاد شهید و امور ایثارگران!  من خودم سراغ دارم شهیدی را كه نذر كرده بود 14 بار به نیت چهارمعصوم (ع) مجروح بشه بعد به شهادت برسه كه چنین هم شد.

3) یه بنده خدایی میگفت اگه دختری که دوستت داره و عاشقته، و به خاطر تو نماز میخونه و حجابشو رعایت می‌کنه، تو نباید با اون دختره ازدواج کنی، بعد گفت برا اینکه مطمئن شی کارشو فراموش نمی‌کنه (نماز خوندنش رو) ازش یه مدت دور شو اینا، بعد میگفت من مطمئنن که این ماز خوندنا الکیه و از یادش میره،‌ میخوام ببینم نظر شما چیه؟ مگه نمیگن از عشق زمینی به عشق حقیقی برس؟ من میگم باید به اون دختر در حین زندگی یاد داد تا پله پله به خدا برسه، نه اینکه ولش کرد تا آخر عمرش بی دین و ایمون بمونه، نظر شما چیه؟

ببینید این سئوال مقداری تخصصی شد. از عشق زمینی به خدا میشه رسید. در این شك نكنید. ولی كسی كه میخواد این وظیفه را (یاد دادن نحوه پله پله رسیدن به خدا) عمل كنه باید خیلی ریز و دقیق باشد. كسی كه حاضر شده بخاطر تو كاری كه انجام نمی داده انجام بده، پس با قدری شناخت دادن میتونه اون عملو بخاطر خدا بكنه. ولی باید انسان بقدری قوی و بقولی كاریزما باشد كه كم كم دختر خانوم را به سمت و سوی درست ( راه خدا) بكشه. به نظر استفاده از نظرات انسانهای مطلع معنوی كمك زیادی در این راه می كنه.

4) شما گفتین تو دانشگاه جنگ مشروط شدین و اونایی که شهید شدن قبول شدن،‌ ولی من میگم این طور نیست، من میگم خدا شمایی که موندی و جانباز شدی رو خیلی بیشتر تر از اون شهیدی که دیگه رفته بهشت و تا ابد هم همون جا میمونه، دوس داره، شما موندی و این همه بدی، شهید اونجاست و اون همه خوبی، خب با عقل من همه جوره این مدلی در میاد که خدا چون شمارو بیشتر دوس داشته نگهتون داشته تا شما بیشتر امتحان کنه تا مقامتون حتی بالاتر از شهدا بره، نظرتون درباره حرفام چیه؟ لطفا اگه نظر دیگه‌ای داشتین منو حسابی توجیه کنید

نظر شما خیلی خوب و منطقیه. اینكه من میگم اینه كه می ترسم توان ادای تكلیف بعد از شهدا رو نداشته باشم. از طرفی شاید این مقایسه خوب نباشه ولی اگه كسی به شما بگه دوس داری با بهترین رفیق جون جونی كه داری با هم باشی یا تو رو ببریم بهترین و دیدنی ترین جاها رو ولی تنها بگردی و حال كنی، شما خودتون كدوم انتخاب می كردین؟ البته ببخشیدها مث اینكه خیلی احساسی شد ولی ما هم با آن گل های خوشبو عالمی داشتیم.

5) میگن دنیا دوروزه؟ شما چی میگین؟

نمیدونم منظورتون چیه. به نظر من دنیا اگر برای آدمی هزار سال هم باشه مزرعه آخرته. اگر بتونی توشه ای برداری برنده ای در غیر صورت ول معطلی. ضمن اینكه شاید منظور این باشه دنیا یك روزش كسب تجربه است و روز دیگرش بكاربستن آن تجربه و دیگر جای آزمون خطا نیست.

6) آدمایی که بیشتر اومدن جبهه بیشر از چه قشری بودن، با چه میزان ایمان؟

همه جور افراد در جبهه بودن. ببینید جبهه یك دریا بود. منتها اونكه باعث می شد اونجا همه یك رنگ بشن روح حاكم بر اونجا بود. افرادی بودن كه آدم فكر می كرد اینا فردای عملیات پاشون می لرزه. ولی می دیدی روز عمل ذره ای خوف به دل ندارن. واقعا یاد اون روزا بخیر. میزان ایمان افراد نزد خداست. درسته كه میزان ایمان در اعمال انسان متجلی می شود ولی تنها اعمال نمی تواند ملاك باشد. چون خدا نكرده بعضا در اعمال انسان ریا وارد می شود. كسی كه ایمان ضعیف داشته باشه نمی تونه به جبهه بیاد. پس ایمان داشتن . خوبشم هم داشتن و شدت و ضعف ایمان فقط در عمل مشخص می شود.

7) قشنگترین چیزی که از جبهه یاد گرفتین؟

 من از جبهه صداقت، سادگی و ایثار را  یاد گرفتم. یك رنگی جبهه را  در هیچ جا ندیده ام.
8) قشنگترین دعایی که در حق مردم ایران می‌کنید؟

 خدا عزت و سرافرازی مردم ایران را دائمی بفرماید. و این مردم شریف را  هر روز در راه ترقی و اعتلا یاری فرماید. حضرت امام فرمود مردم ایران حتی از مردم صدر اسلام نیز بهتر هستند

9) خدای عزیزمون رو تا حالا کی با تمام وجودتون حس کردین؟

ببینید خدا در لحظه لحظه زندگی حاضره و بقول معرف آنتنها و گیرنده های ما مشكل داره. ولی در شب عملیاتهای كربلای 5   -   بیت المقدس 2  و نصر 7  آن را لمس كردم. ضمن اینكه در تولد یگانه فرزندم نازنین زهرا خدا را دیدم.

10) از دست دادن دوست و اقوام خیلی سخته، وقتی دوستتون جلو چشتون پرپر شد و شهید شدن شما چه حسی داشتین؟

خیلی از دوستان شهید شدند. اما وقتی شهید عزیزم خلیل مشكین باغ در پانزده  رمضان  سال 1366 در كربلای شلمچه در اثر تركش توپ پر كشید و تقریبا همه سرش متلاشی شد گویی تمام دنیا را بر سرم خراب كردند. چون تا اون لحظه فكر می كردم با هم شهید می شیم. من او لحظه را با عكس ثبت كردم و الام هم دارم. خلیل منو داداش صدا می كرد نمیدونم چطور شد كه تنها رفت
11) رفتن و از مناطق جنگی دیدن کردن به نظرتون چقدر مثمر ثمر هستش؟

بی تاثیر نیست. شاید مقایسه ای خوبی نباشه. ولی آیا رفتن به زیارت اماكن متبركه و عتبات بی تاثیره؟ قدم گذاشتن در مناطقی كه محل حشر و نشر شهدا بوده یقینا دل آدم را به اونا نزدیكتر می كنه. مناطق جنگی متبرك به روح شهداست و انسان را می تونه متحول كنه
12) خیلی دوس دارم برم مناطق جنگی، شما کدوم منطقه رو بهم پیشنهاد میکنید؟

فكر نكنم تفاوت چندانی داشته باشه، ولی شلمچه، فكه و طلائیه شاه بیت مناطق جنگیه. خیلی از شهدا از اونجا پرواز كردند. ضمن  اینكه مناطق غرب و كوههای صعب العبور غرب و كردستان سند گویای مظلومیت بچه هاست
13) به عنوان یه جانباز، به عنوان کسی که از وطنمون دفاع کردین، چه خواسته هایی از من جوان امروزی دارین؟(لطفا بگین، کامل)

دوست خوبم، من اون روز ادای وظیفه كردم. و عرض كردم اصلا انتظاری از دیگران ندارم. ولی تو عزیز خوبم می خواهم بدانی الان دیگر سنگر سنگر جنگ نیست اگه بتونی در دانشگاهت، در اداره ات یا هر جای دیگری كه هستی به تكلیف خود عمل كنی كارت شاید از كار اون زمان من هم با ارزش تر باشه. عرض می كنم الان وظیفه سخت تره. جوان امروزی باید در همه كارهایش تفكر ارزشی داشته باشد. این را بدانیم دیگران به هیچ عنوان خیرخواه ما نیستند. این را باور داشته باشید. مقام معظم رهبری فرمایشاتی دارند كه واقعا تبیین كننده اهدافی است كه الان اگر شهدا هم بودند به اون عمل می كردند.
14) اگه بهتون بگن یه نفر رو میتونی برای چند لحظه ببینی(از کسانی که تو این دنیا نیستن) چه کسی رو دوس دارین ببینین؟

دوست داشتم چندین نفر را ببینم. اولش پدرم را و بعد دو سه نفر از شهدا را. ولی اگه قرار باشه یه نفر رو ببینم ترجیح می دم حضرت امام (ره) را ببینم و از او بپرسم تا به امروز تونستم رضایت اونو جلب كنم یانه؟ كه اگه جوابش مثبت باشه برام یه دنیا ارزش داره
15) به نظرتون اگه جوونای امروزی تو دوران شما میبودن چند درصدشون میومدن و مثل شما از وطن دفاع می‌کردن(منظورم شناختتون از جوونای امروزیه در این مورد)؟

بی تعارف فكر میكنم اكثرشون می اومدن. ببینید این جوونا تفاوت ظاهری با اونا دارن. تفاوت ماهوی ندارن. لكن دوست داشتم چنانكه در بالا نیز عرض كردم جوان ایرانی لااقل بتونه لباس و مدل موهاشو خودش انتخاب كنه. هر چند مخالف مد و تمیزی و تنوع نیستم. همه جوانان ایرانی لااقل در دو نقطه با هم اشتراك نظر دارن: دفاع از دین -  دفاع از كشور. لكن اگر بعضا تفاوتهایی مشاهده می شود حاصل تفاوت سلیقه هاست.

دوست عزیزم اصلا مایل نیستم این قسمت بحث من رنگ و بوی سیاسی داشته باشه. ولی ناچار م بگم متاسفانه روحیه پاك جوانان ما مورد سوءاستفاده قرار میگیرد و بسیاری از سیاسیون اهداف خود را با استفاده از احساسات و شور جوانان بر كرسی می نشانند. از اینكه این قسمت بحث را مجبور شدن مقداری سیاسی جواب بدم  از حضور گل شما و شهدای عزیز عذر می خوام.

جمعه 12/7/1387 - 13:20 - 0 تشکر 62341

سلام

الحمدلله رب العالمین

*******

جناب مهدوی عزیز ... اول لهتون خوش آمد میگم ...

ممنون که روی صندلی داغ انجمن های تبیان نشستید ...  

چه حسی دارید ؟؟؟

*چه کسی بیش ترین تاثیر رو تو رفتن شما به جبهه داشته ؟؟؟

*یه جمله قشنگ از شهید آوینی ؟؟؟ ( آخه من خییییلی شهید آوینی رو دوست دارم )

*شده بود که شما سربند کسی رو ببندید و بعد اون شخص بره و شهید بشه ... دیدید که

 کسی این اتفاق براش افتاده باشه ؟؟؟

*فضای دوستانه ای که تو جبهه های ما وجود داشته هیچ جای دنیا پیدا نمیشه ... یعنی حتی

شاید هیچ جای ایران خودمون هم پیدا نشه ...در مورد شوخ طبعی هایی که داشتید تو

جبهه ... شوخی هایی که با رزمنده ها داشتید ... کمی برای ما بگید ...

*شما تو جبهه چه اصطلاحاتی داشتید ... این اصطلاحات چه طوری پیدا می شد ؟؟؟ و چه

 طوری موندگار می شد ؟؟؟

*ما هم میتونیم آرزوی شهادت داشته باشیم ؟؟ چه طوری باید برای شهادت آماده بشیم ؟؟؟

 خدا چه طوری گل هاشو دست گلچین میکرد ؟؟ همه کسانی که شهید شدن ، آدم های

بزرگی بودن ؟؟؟ منظورم اینه که یه جورایی همه معصوم بودند ؟؟؟ معصوم البته یعنی

آسمونی ... نمیدونم چه طوری بگم ... یعنی همه از قبل حالت شهید شدن رو داشتند ...

*شما وقتی خبر حمله عراق رو شنیدید چه حالی داشتید ... یه بچه دوازده سیزده ساله

 ساله تصورش از حمله دشمن به سرزمینش چی بوده ... مخصوصا در اوایل جنگ ....

*شما چه آموزش هایی دیدید قبل از این که اعزام بشید ... توی یه جنگ با اون عظمت سربازا

 رو چه طوری آماده می کردند ...

*شما شناسنامه تون رو دست کاری کردید یا نه ؟؟؟ دوستانتون چه طور ؟؟ کسی رو

 میشناسید که با دست کاری شناسنامه رفته باشه و شهید شده باشه ؟؟

*کسایی که شهید می شدند ، قبلش می فهمیدند که امشب شب آخرشونه ؟؟ چه طوری ؟؟

شب آخر رو چه طوری می گذروندند ؟؟

ادامه دارد ...

اللهم عجل لولیک الفرج

ماندگار باشید

یا حق

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی