• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 336)
شنبه 25/3/1392 - 2:39 -0 تشکر 611556
نشست سریال "مهرآباد"



نویسنده "مهرآباد" معتقد است این سریال شخصیت‌های قلابی ندارد، بهروز شعیبی می‌گوید نقش طاهر را قاپیده، مهران احمدی خودش را بازیگری می‌داند که صاحب اندیشه است نه تاجر کشک و همه عوامل متفق القول این سریال را اثری اخلاقی می‌دانند.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و هنر: در روزگاری که برخی فیلم‌ها و سریال‌های کمدی ضعیف پرده سینماها و تلویزیون را تصاحب کرده‌اند، پخش کمدی‌هایی نظیر "مهرآباد" یک اتفاق خوب در سیما به حساب می‌آید. سریالی که مجموعه پرمخاطب "شمس العماره" را از نویسنده‌اش امید سهرابی به خاطر داریم و سریال تاریخی "بانو" را از کارگردانش سیدفرید سجادی حسینی.

 

کمدی درام "مهرآباد" که این شب‌ها از شبکه تهران روی آنتن می‌رود با اتفاقات گوناگونی که ریتم اثر را بالا برده‌اند، با بهره‌گیری از نکات اخلاقی فراوانی که خلأ آنها در جامعه به چشم می‌خورد و با طرح مسائل اجتماعی به کمک طیف متنوعی از بازیگران توانسته اثری موفق با جذابیت‌های بصری قابل توجه باشد. گرچه در هر کاری ضعف‌هایی نیز به چشم می‌خورد اما اینکه حداقل با یک سریال استاندارد طرف هستیم، فرصتی برایمان ایجاد کرد تا از اخلاق حرف بزنیم؛ عنصر گمشده جامعه امروز به ویژه در کلان‌شهرهایی چون تهران...

 

از همین رو در نشستی دو ساعته با سیدفرید سجادی حسینی کارگردان، علی تقی‌پور تهیه‌کننده، امید سهرابی و امیررضا طلاچیان نویسندگان، داوود امیری مدیر تصویربرداری، بهروز شعیبی و مهران احمدی بازیگران و آزاده سهرابی روابط عمومی، درباره اخلاق و ساختار این سریال در حال پخش "مهرآباد" گپ زدیم.


*نشستی که پیش از آغاز پخش سریال برگزار شد، این فرصت را ایجاد کرد تا بتوانیم امروز از سوالات مرسوم و البته تکراری چون نحوه نگارش فیلمنامه، انتخاب بازیگران، شیوه کارگردانی و... بگذریم و وارد فضای دیگری شویم که فکر می‌کنم مهم‌ترین آن مباحث اخلاقی است که "مهرآباد" به طرح آن می‌پردازد از عنوان سریال گرفته تا اتفاقاتی که زندگی چند خانواده را در هم تنیده و در خلال آن زمانی برای پرداخت به مسائل اجتماعی فراوان در نظر گرفته می‌شود.

جالب آنکه در طرح این مباحث تلاش شده از شعار دوری شود. مثل سکانسی که در قسمت‌ 18 راننده تاکسی به کیا مقدم می‌گوید تو اگر می‌خواستی زود برسی چرا با تاکسی آمده‌ای؟ دیالوگ بامزه‌ای که انتقادات اجتماعی را در خود دارد. این موضوع جایی پررنگ‌تر می‌شود که متاسفانه کمدی‌های امروز تلویزیون به سمت و سویی گرایش پیدا کرده‌اند که صرفا بازیگران ثابت این آثار، جوک می‌گویند تا مردم بخندند، اما در "مهرآباد" شاهد کمدی موقعیت هستیم.


امید سهرابی، نویسنده: اول اینکه خوشحالم شما به این نکات با این دقت توجه کرده‌اید و بیشتر از آن خوشحالم که از خیر سوالات تکراری گذشتید.

واقعیت این است که ماهیت این درام، اخلاقی است. به زعم من همه درام‌های دنیا به محض اینکه شکل می‌گیرند، اخلاقی هستند. از سوفوکل به این طرف حداقل من شاهد هیچ درام ضداخلاقی نبوده‌ام اما برای رسیدن به این اخلاق که در مقطعی به شعار مبتذلی هم تبدیل شده بود این سوال طرح می‌شود که چطور می‌توانیم آن را ترویج کنیم. اخلاق زمانی معنا پیدا می‌کند که ما بتوانیم معضلات و آسیب‌های اجتماعی را نشان دهیم. ما نمی‌توانیم با شعار به سمت مسائل اخلاقی برویم. ما تلاش بسیاری کرده بودیم که این سریال شعار ندهد اما انسان معاصر را در بستر امروز جامعه نشان دهد. ما خواستیم مناسبات امروزی زندگی مدرن را به تصویر بکشیم، بنابراین شخصیت‌هایی طراحی شدند که از دل جامعه هستند. به زعم من آدم‌هایی که این نقش‌ها را بازی می‌کنند یا همان کاراکترهای طراحی شده، هیچ کدام قلابی نیستند.

وقتی شخصیت قلابی نباشد، نیازی به تعریف کردن جوک هم نیست. همه این افراد دارای داستان هستند و از دل اجتماع خودشان درآمده‌اند. برای همین مخاطب آنها را باور می‌کند چون دارای مشکلاتی هستند. درام بدون مشکل وجود ندارد.

 


*نکته‌ای که در سریال‌های کمدی وجود دارد، حضور افراد تیپیکالی است که این آثار را جلو می‌برند و حتی بازیگران ثابتی هم هستند که برخی تهیه‌کنندگان حضور آنها را برای ساخت یک سریال کافی می‌دانند و می‌گویند اگر فلان بازیگر بیاید، سریال می‌گیرد، فیلمنامه هم نمی‌خواهیم، دوربین را هم که می‌کاریم و حل است! اما وقتی با یک فیلمنامه کامل با این سر و شکل طرف هستیم، قطعا یک بازیگر نیز برخورد متفاوتی با آن کار خواهد داشت. اول اینکه نمی‌تواند تیپ‌های مرسوم را برای ایفای نقش خود و خنداندن مردم انتخاب کند و دوم اینکه با فیلمنامه‌ای طرف است که دغدغه‌های اخلاقی خود را نیز در آن می‌بیند.


بهروز شعیبی: این ویژگی "مهرآباد" است. قرار نبود هیچ کدام از ما اینجا تیپ باشیم، تنها یکی از بازیگران بود که پیشنهاد داد از بیان و فیزیک متفاوت استفاده کند، او هم مهران بود که بسیار دقیق مختصات نقش را پیدا کرده بود. حالا که کار را می‌بینم فکر می‌کنم اگر نعیم اینطور نبود چه می‌شد و آنقدر خاصیت و جذابیت پیدا نمی‌کرد. این ناشی از تجربه مهران است. اما ما قرار نبود تیپ باشیم. در سیر سریال قرار بود قصه به ما این اجازه را بدهد که لحظه‌های متفاوتی را تجربه کنیم و بدانیم کجا می‌توانیم واکنش و اتفاق متفاوتی رقم بزنیم. ما هر کدام با یک سوم فیلمنامه درگیر کار شدیم اما این بخش هم آنقدر ما را درگیر و جذب کرد که روی ماهیت کار فکر نمی‌کردیم بلکه به شکل‌گیری شخصیت‌هایمان می‌اندیشیدیم.

 

*این موضوع به ویژه درباره شما صدق می‌کند که نقش کاملا متفاوتی از تمام آثارتان را ایفا کرده‌اید و البته به سبب دست داشتن خودتان در کارگردانی نگاه وسیع‌تری نیز به سریال داشته‌اید.

شعیبی: اگر بخواهم صادقانه بگویم من این کار را قاپیدم. پس از دادن فیلمنامه به من، در اولین جلسه همه چیز قطعی شد و فرصت اینکه حضور در "مهرآباد" را عقب بیندازم را هم برای خودم قائل نشدم. گروهی که با این انگیزه در دل کار بروند کمتر هستند و دوم اینکه کمتر این نوع قصه به پست بازیگران می‌خورد؛ قصه‌ای که هم پرسوناژ و هم نوع بیان روایی متفاوتی داشته باشد.

جریانی در این قصه پیش می‌رود که انسان‌ها مدام به هم تنه می‌زنند و رد می‌شوند و زندگی‌شان را می‌کنند. این برای من جذاب بود. واقعیت این است که من وقتی سر فیلمی به عنوان بازیگر می‌روم، حتی فیلمنامه را هم به عنوان بازیگر می‌خوانم. برای همین چندان خودم را در یک تعریف کلی قرار نمی‌دهم. این کار برای من ویژگی‌های فراوانی داشت و آن را بسیار دوست داشتم. بازی با بازیگران خوب تجربه خوبی بود. چون وقتی بازیگری مهم‌ترین چیز پرسوناژ روبرویت است.

 


*آقای احمدی شما چطور؟ نگاه فیلمنامه‌نویس به نقش با نگاه بازیگر به نقش تفاوت دارد. نکته‌ای که در شما وجود دارد این است که بازیگر مولفی به حساب می‌آیید. از منظر یک بازیگر مولف که برای ایفای نعیم پیشنهاداتی داشتید، چقدر با اخلاقی بودن "مهرآباد" موافقید. چقدر از این منظر نگاه کردن به یک اثر نمایشی برایتان مهم است و چقدر به جنبه فیزیکال نقشتان در یک فیلمنامه فکر می‌کنید؟


مهران احمدی: اگر اینطور نباشد که اسم من بازیگر نیست و آهن فروش یا تاجر کشکم. من اگر هنرمند و بازیگر هستم اول باید صاحب اندیشه بوده و برایم مهم باشد متنی که به من می‌دهند در حیطه اندیشه‌ای من می‌گنجد یا خیر. وقتی متنی که امید سهرابی و امیررضا طلاچیان نوشته‌اند به دست من می‌رسد دنبال این نیستم که ببینم نقش من چند کیلو است، آن را در وزنه خانه‌مان نمی‌گذارم، دنبال این هستم که ببینم متن چقدر وزن دارد و آیا این وزن در اندیشه من جایگاهی دارد یا شرایط بی وزنی را طی می‌کند.

 

اگر نظر شخصی من درباره سینما و درام را بخواهید من به معضلات و مسائل اجتماعی بیش از هر چیز دیگری اهمیت می‌دهم. سرمنشأ تمام گرفتاری‌های ایران ما را نه سیاسی می‌دانم نه حتی فرهنگی. بلکه ریشه تمام گرفتاری‌های ما اجتماعی است. خرده روابط اجتماعی که ما در آن مسئله داریم و هنوز بلد نیستیم چطور رفع‌اش کنیم. من متاسفم برای مملکتی که خوب رانندگی کردن در آن یک فرهنگ است و راننده خوب آدم بافرهنگی به حساب می‌آید! در حالی که این امر جزو بدیهیات روابط اجتماعی است که ما باید رعایتش کنیم. اگر رعایت نکنیم آدم نیستیم، جزو وحوشیم و انسان نیستیم. هر کس زباله‌اش را ساعت 9 شب در سطل زباله سر کوچه نیندازد، حداقل‌های رفتاری را رعایت نکرده است. این معادله ساده‌ای است. اما در مملکت ما اسم این شده فرهنگ. هر کسی ساعت 12 و یک نیمه شب در آپارتمانش شلوغ کند و نگذارد دیگران استراحت کند، انسان نیست.

 

من به این حرف‌ها معتقدم. خودم هم بچه پایین شهر هستم. در جردن و آمریکا و پاریس هم بزرگ نشدم. بچه میدان امام حسین (ع) هستم و بعد هم به شهرستانی رفتیم که بعضی‌ها حتی اسمش را هم بیاوری نمی‌دانند کجای این مملکت است. می‌خواهم بگویم من جزو جامعه متوسط هستم و این چیزها را بلد شده‌ام. کسی به من یاد نداده است. بلکه فهمیده‌ام باید این بدیهیات را انجام دهم.

متن "مهرآباد" همین چیزها را متذکر می‌شود. اما برخی از بیننده‌ها این موضوع را برنمی‌تابند. من با برخی بینندگانی مواجه شده‌ام که می‌گویند سریال شلوغ است. می‌دانید چرا؟ چون آنها "خنده بازار" را دوست دارند. نمی‌توانند معادلات اجتماعی پیچیده‌ای را که اکنون متاسفانه تمام مشکلات ما زیر سر همین‌ها است، در ذهنشان بربتابند. بس که با ساده اندیشی و دلالی زندگی کرده‌اند. از صبح که از خواب بیدار می‌شوند دنبال این هستند که ببینند ماشین و خانه‌شان چقدر می‌ارزد. تلفن دست می‌گیرند که الو 206 تیپ پنج چند شده؟! به این فکر نمی‌کنند که من امروز باید درست رانندگی کنم، من امروز باید به همسایه‌ام احترام بگذارم، نباید آشغالم را از شیشه ماشین بیرون بیندازم، دروغ نگویم و...

 

بنویسید مهران احمدی می‌گوید: هرکسی دروغ بگوید آدم نیست. این ظرایف در متن "مهرآباد" وجود دارد. این ویژگی‌ها باعث شد فکر می‌کنم می‌توانم کاری کنم. من در این زمان به گنجینه خاطراتم که در ذهنم است کلید می‌اندازم و بازش می‌کنم و مجموعه‌ای از آدم‌هایی که دیدم را از آن بیرون می‌کشم.

 

*یعنی نعیم در گنجینه‌تان بود؟

احمدی: قطعا بود. تمام این مسائل و ماجراها را پیش از این دیده‌ایم. من می‌توانم با هزار جور وسیله به خبرگزاری مهر بیایم. می‌توانم با وسیله شخصی بیایم اما نیامده‌ام. چرا؟ عذاب می‌کشم از اینکه می‌بینم در خیابان آدم‌ها در ماشین‌های تک سرنشین نشسته‌اند. ما باید بپذیریم که خودخواه شده‌ایم. من آن گنجینه را باز کردم و رویدادهایی که در اجتماع دیده‌ام و اذیتم کرده‌اند به یاد آوردم. دور و بر ما پر از امثال نعیم است. خود ما هر صبح که از خواب بیدار می‌شویم هزار ماسک به صورتمان می‌زنیم. با هر کس طوری رفتار می‌کنیم تا از قافله عقب نمانیم و بتوانیم پولی دربیاوریم. نعیم نمونه بارز دلالی تهران امروز است. او هر طور شده می‌خواهد از کسی پولی بگیرد و مسائلش را حل کند. تازه او به نظرم انسان باشرافتی است و تمام پولی که درمی‌آورد خرج کس دیگری می‌کند.

 

اما اصولا او نقشی است که دائم نقش بازی می‌کند. این ویژگی در "مهرآباد" تنها مختص نعیم است و قبول کنید بازی کردن این نقش اندکی سخت است. گرچه نمی‌دانم از عهده این سختی برآمده‌ام یا خیر. دوما پرسوناژی که من بازی می‌کنم لاجرم و ناچارا گاهی به سمت تیپ می‌رود. حتی خودش هم می‌گوید و ابایی ندارد. به طاهر در دادگاه می‌گوید باید در زندگی‌ات نقش بازی کنی و اگر این کار را نکنی کلاهت پس معرکه است. هرچقدر نقشت بزرگتر باشد هم برای آدمها قابل باورتر است. او برای سودابه زنش، کیا مقدم، عادل، طاهر و... نقش بازی می‌کند. تنها جایی که او هیچ نقشی بازی نمی‌کند زمانی است که مخاطب برای او گریه می‌کند. ما اگر قرار بود نعیم واقعی را در 30 قسمت سریال ببینیم 30 بار گریه می‌کردیم، شک نکنید!

تا به حال دوبار نعیم واقعی را دیده‌ایم. جایی که در خانه‌اش می‌رود و می‌بیند تمام زندگی‌اش را بیرون ریخته‌اند و خیلی‌ها به من زنگ زدند و گفتند گریه‌شان گرفته‌ و جای دیگر وقتی که در حمام می‌گوید بگذار من اینجا بخوابم، جان مادرت... اما او را می‌کشند و می‌برند. اینجا اشک دختر 7 ساله من هم درآمد. او آنجا پدرش را نمی‌بیند، بلکه یک نعیم بیچاره کپل بربری می‌بیند که گرفتار است...

 

سهرابی: مهران احمدی در بازیگری مثل رودخانه‌ای می‌ماند که از هرجایش که بخواهی می‌توانی آب برداری.

سجادی حسینی: زمانی از مرحوم شهید دستغیب کتابی به نام "قلب سلیم" می‌خواندم که از دیدگاه اسلام امراض قلبی را در انسانی مینیاتوری جزء به جزء بررسی کرده بود. طمع، حسد، خودخواهی و... به زیبایی در آن کتاب بررسی شده بود. من خیال می‌کنم ما آینه‌ای به نام "مهرآباد" داریم که انسان را در آن نگاه می‌کنیم و به انسان و امراض قلبی او می‌پردازیم،‌ ویژگی‌هایی که او را به سمت مثبت یا منفی بودن می‌برد. گرفتاری‌های ما از میزان انسانیت‌مان است.

 

*فکر می‌کنم "مهرآباد" به یک کمدی اصیل نزدیک شده است. سریالی که گرچه موقعیت‌های کمدی دارد اما همانطور که آقای احمدی اشاره کرد خیلی وقت‌ها تراژدی است. مثل زمانی که طاهر با ماشین تصادف کرده و درد می‌کشد اما نعیم او را از قماش خود فرض می‌کند و می‌گوید بلند شو طرف در رفته است.


سهرابی: این ژانر کمدی است برای کسی که می‌اندیشد و تراژدی است برای کسی که احساس می‌کند. من فکر می‌کنم بالانسی بین احساس و تعقل در این کار است که آن را به کمدی تراژدی نزدیک می‌کند. اگر رسالتی برای خودمان قائل شویم آن پیوند بین تعقل و احساس است. برای همین وقتی شما با کاراکتری مثل نعیم روبرو می‌شوید جایی که شما را می‌خنداند تعقلتان درگیر است و زمانی که شما را می‌گریاند احساستان درگیر شده است. ما خیلی دلمان می‌خواست پیوندی بین عقل و احساس برقرار کنیم.

 

احمدی: هر کدام از این موقعیت‌هایی که نویسندگان در متن نوشته‌اند کافی است برای اینکه یک سری آدم سکته کنند، بمیرند، بروند قبرستان، مریض شوند، یقه همدیگر را بگیرند، همدیگر را خونین و مالین کنند و... یک نمونه‌اش را می‌گویم؛ کیا و نعیم در آسانسور گیر می‌کنند، این یکی از وحشتناک‌ترین اتفاقات است که بارها برای هر کدام از ما رخ داده اما در این سکانس ما مدام می‌خندیم. این یکی از نمونه‌های کمدی درام در "مهرآباد" است. این را امید سهرابی در دهان ما انداخت، من که دروغ نگویم تا به حال آن را نشنیده بودم. کمدی درامی که سهرابی ابداعش کرد یا از اول بوده است...

سهرابی: نه من ابداع نکرده‌ام!

طلاچیان: فرم معمولی در سینمای جهان است.

احمدی: در همین قسمت آخری که دیدید خانمی دارد تصادفی را گردن می‌گیرد که اصلا کار خودش نبوده است. ببینید چقدر دردناک است، اما ما داریم می‌خندیم! در واقع این ماجرا آنقدر طنازانه روایت می‌شود که احساس بدی نداریم. این به نظرم خیلی ویژگی است و در هر کاری آن را نمی‌بینیم. اینکه یک زن بی گناه به زندان برود و ما احساس بدی نداشته باشیم.

 

*البته یکی از نکات مثبت فیلمنامه این است که ما در شرایط بد اجتماعی قرار داریم که هرچقدر بخواهیم فیلم‌های اخلاقی با آن شعارهای بزرگ را به عنوان غذای روح به مخاطب بخورانیم با بازخورد منفی روبرو می‌شویم. خوبی این فیلمنامه، بازی‌ها، کارگردانی و... این است که راحت، با آرامش و با لبخند اشتباهات مخاطب را به او نشان می‌دهد و می‌گوید درست زندگی کنید.


امیری: "مهرآباد" هیچ چیزش را به رخ نمی‌کشد و در آن نصیحتی وجود ندارد و فقط معضلات را به مخاطب نشان می‌دهد. موضوع دیگری که شما به آن اشاره نکردید، شخصیت‌های خانم این قصه است که برای من هم مهم بود. زمانی هم که حضور در سریال به من پیشنهاد شد به خاطر زن‌های متفاوت قصه آن را پذیرفتم. زنانی کاملا باشعور. زنانی که موقعیت‌سنج هستند و دست مردان را در این قصه می‌گیرند و به جای درست هدایت می‌کنند. مثل دیگر کارها نیست که زن موجودی در بک‌گراند باشد؛ جامد، مایع، گاز! فرقی نمی‌کند.

 

طلاچیان: از منظر روایت و فیلمنامه هم که بخواهیم بررسی کنیم در کمرکش داستان حضور پررنگ زنان اتفاق می‌افتد. وقتی سریال تمام شود می‌بینید که خانم‌ها در این کار عقل کل‌تر از مردها هستند. مردان به خاطر مردسالاری یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذاریم، افسار کار را به دست می‌گیرند و زندگی را به آتش می‌کشند و در نیمه دوم سریال ـ بدون هیچ تعمدی که صرفا از ناخودآگاه ما ناشی شده است ـ خانم‌ها مثل ققنوس از خاکستر بیرون می‌آیند و ماجراها را حل و فصل می‌کنند.

 

سهرابی: تا همین جای سریال هم دو فداکاری بزرگ را خانم‌ها انجام داده‌اند. حمیرا کلیه‌اش را اهدا کرده، تارا تصادف را گردن گرفته و باز هم از این نمونه‌ها خواهیم داشت چرا که زن‌ها در اجتماع کنونی فداکارانه‌تر برخورد می‌کنند.

 

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

شنبه 25/3/1392 - 2:41 - 0 تشکر 611557





توصیه تهیه‌کننده:


"مهرآباد" را دانلود کنید/ ایجاد فضای پرنشاط و اخلاقی در ایام انتخابات

تهیه‌کننده سریال مهرآباد با اعلام جزئیاتی درباره میزان کمّی و کیفی مخاطبان این مجموعه پخش آن را همزمان با انتخابات ایجادکننده یک فضای مثبت با طرح مضامین اخلاقی دانست.




علی تقی‌پور تهیه کننده سریال "مهرآباد" درباره میزان استقبال از این مجموعه تلویزیونی به خبرنگار مهر گفت: طبق نظرسنجی باشگاه مخاطبان شبکه تهران "مهرآباد" مخاطبان زیادی دارد که با رضایتمندی بالا آن را دنبال می‌کنند.


وی ادامه داد: از نظر من مخاطبان دو دسته هستند برخی از ابتدا تمام قسمت‌ها را دیده اند و به خوبی تماشای آن را ادامه می‌دهند و برخی دیگر تعدادی از قسمت‌ها را ندیده‌اند و با این حال سریال را دنبال می‌کنند.



وی افزود: روز گذشته پنجشنبه 16 خرداد ماه، خلاصه 15 قسمت اول سریال روی آنتن رفت و این اتفاق به اصرار شبکه و بر مبنای تعداد بالای مخاطبان رخ داد و فرصتی ایجاد کرد تا مخاطبانی که برخی از قسمت‌های سریال را ندیده بودند، آن را تماشا کنند.


تقی پور ادامه داد: من به این دسته از مخاطبان توصیه می کنم قسمت‌هایی که ندیده اند را از اینترنت دانلود کنند. "مهرآباد" به واسطه قصه، روایت و تعلیقی که دارد و همچنین ریتم تند آن سریالی است که مخاطب می تواند حتی یک قسمت آن را چند بار ببیند و در این تکرارها است که برخی از جزئیات را درمی‌یابد.


تقی‌پور با بیان اینکه سریال شب‌های دوشنبه، چهارشنبه و جمعه روی آنتن می رود و تکرار آن روز بعد ساعت 13:30 و 19:00 است، اظهار کرد: در این‌باره نیز این آمار ثبت شده که مخاطبان برخی مهرآباد را همان ساعت 23:00 تماشا می‌کنند و برخی دیگر تکرار آن را می‌بینند. یک دسته دیگر از مخاطبان نیز هستند که دو بار هر قسمت را تماشا می کنند.


تهیه‌کننده مجموعه "دا" درباره سریال تازه‌اش تصریح کرد: وقتی یک محصول از سازمان صدا و سیما تولید می شود محصول کل سازمان به حساب می‌آید نه اینکه به تنهایی خروجی یک شبکه خاص باشد بلکه خروجی کل مجموعه رسانه ملی است بنابراین شبکه‌های دیگر نیز باید با شبکه تولیدکننده همکاری داشته و فضایی برای تبلیغ تولیدات یکدیگر در نظر بگیرند گرچه سریال از شبکه استانی تهران نیز بیش از انتظارات ما را برآورده کرده است.


تقی پور همچنین درباره پخش "مهرآباد" همزمان با ایام انتخابات نیز تاکید کرد: مهرآباد جزو معدود سریال های تولید شده در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که با مضامین اخلاقی در یک برهه زمانی مثل حالا که بحث های انتخاباتی در جریان است توانسته شور و نشاط و فضای مثبتی را برای مخاطبان ایجاد کند.


لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

دوشنبه 3/4/1392 - 18:0 - 0 تشکر 614535



آدم‌های "مهرآباد" چوب اشتباهاتشان را می‌خورند/ ممنوع‌التصویرم كنند می‌روم كشاورزی

تهیه‌کننده "مهرآباد" شخصیت‌های آن را آدم‌هایی معرفی می‌کند که چوب اشتباهاتشان را می‌خورند، مهران احمدی می‌گوید اگر ممنوع‌التصویر شود می‌رود كشاورزی و کارگردان هم معتقد است در این سریال انسان را به نقد کشیده‌اند نه صنف یا افراد خاصی.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و هنر: شبکه‌ تهران این شب‌ها آنتن پخش آخرین قسمت‌های کمدی درام "مهرآباد" است. سریالی که همانطور که از عنوان ژانرش برمی‌آید، تفاوت‌های گسترده‌ای با آثاری دارد که چند سالی است با نام طنز و کمدی از شبکه‌های سیما روی آنتن می‌رود. از سوی دیگر پرداخت به تکنیک، سازندگان این سریال را از پردازش محتوا غافل نکرده و در مجموع با اثری اخلاقی روبرو هستیم که فارغ از ضعف‌ها، لباسی در حد و اندازه استانداردهای فراموش شده تلویزیون بر تن خود کرده؛ عناصری که ما را به گپ و گفتی با عوامل سریال ترغیب می‌کند.


از همین رو در نشستی دو ساعته با سیدفرید سجادی حسینی کارگردان، علی تقی‌پور تهیه‌کننده، امید سهرابی و امیررضا طلاچیان نویسندگان، داوود امیری مدیر تصویربرداری، بهروز شعیبی و مهران احمدی بازیگران و آزاده سهرابی روابط عمومی، درباره اخلاق و ساختار این سریال در حال پخش گپ زدیم که بخش دوم آن را از نظر می‌گذرانید:



*تلاش عوامل سریال برای طرح مسائل اخلاقی قبول اما تلاش مهم‌تری که قابل توجه است، باورپذیر ارائه کردن این مضامین است.


تقی‌پور: ما موضوعات اخلاقی را در "مهرآباد" گنجاندیم به نحوی که شعار نمی‌دهیم و موضوعی را گل درشت مطرح نمی‌کنیم. سهرابی از روز اول که موضوعات مطرح بود، دو آیتم داشت که فراموششان نمی‌کرد. اول اینکه موضوع طرح شده بسیار دراماتیزه باشد و دوم اینکه فرضیه اینفورمیشن در آن رعایت شود.


*ماجرای این فرضیه چیست؟


تقی پور: توضیح آن با خود آقای سهرابی! واقعا در "مهرآباد" یک سکانس زاید نمی‌بینید و تمام سکانس‌ها بار دراماتیکی در جهت پیشبرد قصه دارند. برای مثال یکی از قسمت‌های ما 57 دقیقه بود. پخش تلویزیون بیشتر از 45 دقیقه از ما قبول نمی‌کند و ما اصلا نمی‌توانستیم چیزی از سریال کم کنیم و می‌دیدیم اگر یک سکانس برداریم قصه به مشکل می‌خورد. خالق این اثر در سابقه‌اش نیز همواره به ریزه کاری‌ها و جزئیات توجه داشته است، در حالی که مخاطبان شاید بار اول نتوانند به تمامی آنها پی ببرند. سریال ما به واسطه قصه پر و ریتم تند، این خاصیت را داراست که می‌توان آن را چند بار تماشا کرد. به نظرم "مهرآباد" در پخش‌های مجدد خود می‌تواند مورد استقبال بیشتری قرار گیرد. همین امروز هم برای مثال در یوتیوب هر قسمت ما حدود پنج شش هزار بار دانلود شده است. در حالی که سریال‌های شبکه نمایش خانگی که مردم برای تماشای آنها هزینه می‌کنند بعد از دو سال 11 هزار بار دانلود می‌شوند اما "مهرآباد" حین پخش این تعداد دانلود شده است.


*از طرفی طرح یک مضمون اخلاقی آن هم بدون شعار به نحوی است که انگار باید از برخی خطوط عبور کنیم...


سهرابی: خطوط نارنجی!



*فکر می‌کنم روبرو شدن با متنی که ممکن است در ساخت دچار ممیزی شود، برای یک تهیه‌کننده کمی ترسناک است. اما حالا با پخش سریال شاید مخاطب برخی مواقع از سکانس‌هایی که در این فیلم می‌بیند، تعجب کند.


تقی‌پور: واقعا تلویزیون چیزی نیست که مردم درباره‌اش فکر می‌کنند. تلویزیون خطوط قرمزی را که آدم‌ها برای خودشان تعریف کرده‌اند، ندارد. "مهرآباد" سریالی به شدت انتقادی است و هیچ کدام از عوامل نمی‌توانند این موضوع را کتمان کنند. ما از تعداد بانک‌هایی که در سطح شهر هستند شروع کرده‌ایم، به مهاجرت نقد کرده‌ایم، نقد طلاق، ازدواج، بچه‌دار شدن، پول، دروغ، بیمار در بیابان رها کردن، مصرف گرایی، بی اخلاقی و روابط اجتماعی را هم داریم. از ریزه کاری‌هایی که به آنها پرداخته شده بگذریم. نقد باید سازنده باشد و درست تعریف شود. به نظرم آثاری که با ممیزی روبرو می‌شوند نقد درست را بلد نیستند یا آن را به واسطه درام برای افراد خوشایند نمی‌کنند. اگر ما آمار ارائه دهیم که روزی فلان قدر طلاق در کشور رخ می‌دهد یا این تعداد مهاجرت داریم، خب که چه؟ در تمام کشورها چنین مسائلی وجود دارد. نکته چگونگی طرح این موضوعات و آسیب شناسی آنها است. ما افرادی که درست و سازنده نقد کنند، نداریم.


احمدی: ما بدون تخصص نمی‌توانیم درباره چیزی حرف بزنیم. من درباره جراحی قلب تخصص ندارم. نمی‌توانم بگویم فلانی بد جراحی کرده است! آخر من چه می‌دانم که بگویم.


تقی‌پور: یکی دیگر از مشکلات روابط اخلاقی و اجتماعی و فردی ما این است که با هم درباره دیگران حرف می‌زنیم. این کاری بد است و بهتر است اگر به کسی نقدی داریم با خودش صحبت کنیم. در غیر این صورت فردی که شنونده حرف‌های ما درباره دیگری است امکان دارد آن حرف‌ها را با تحلیل‌های شخصی خود و شنیده‌های دیگر و... بیامیزد و تحویل آن فرد دهد. این موضوع از عدم شفافیت ناشی می‌شود. ما زوج‌هایی مثل نعیم و سودابه در سریال داریم. اما موضوع به همین سادگی نیست. "مهرآباد" به زمانی اشاره می‌کند که نعیم نعمتی به خواستگاری سودابه رفته و مهریه‌ای که برایش در نظر گرفته یک لاف بزرگ بوده که او را اکنون درگیر مشکلات و معضلاتی کرده است که حالا باید خودش را جلوی ماشین‌ها بیندازد تا آدم‌ها را تلکه کند شاید تاوان لافی که زده را بدهد. تارا و کیا، عادل و نهال، مینو و طاهر همه مشکلاتی دارند که در این سریال چوب عملکرد اشتباه خودشان را می‌خورند این حلقه وصل، استادی سهرابی است که زندگی این افراد به هم مرتبط شده.


احمدی: همانطور که جلو می‌رویم می‌بینیم این افراد چقدر شبیه هم می‌شوند حتی شبیه هم حرف می‌زنند. کیا مقدم روز اول را تصور کنید که آن موقع مودب از فرودگاه آمد و حالا می‌گوید: هوی! بی شعور! او دارد شبیه نعیم می‌شود. نعیم به عادل شباهت پیدا می‌کند و... همه دارند شکل هم می‌شوند. طاهر را در روزی که می‌خواست کلیه بدهد به یاد بیاورید، می‌گفت همین دو میلیون را هم کم کن. اما در یکی از قسمت‌ها می‌خواست زنش را بیندازد زندان!



تقی‌پور: این سریال لایه‌های مختلفی دارد.


احمدی: که به دست آوردنش کار سختی است.


تقی‌پور: تمام عوامل نسبت به سریال عِرق خاصی دارند. لایه‌های درونی این کار عامل این موضوع است. اخلاقی‌ترین و دینی‌ترین اثر دراماتیکی که من در تلویزیون با آن مواجه بودم، "مهرآباد" است. ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که می‌گوییم اسلامی است. ما در ایران از نظر سخت افزاری پیشرفت زیادی داشته‌ایم، اورانیوم غنی می‌کنیم، فضانورد می‌فرستیم، سلول‌های بنیادین داریم، مجتمع رویان هست که گوسفند تکثیر می‌کند و... اما اسلام دین اخلاق است و ما از نظر نرم افزاری که اصل و اساس کشور بر آن پایدار باید باشد کوتاهی می‌کنیم. من به خودم، دوستانم و افرادی که در این حرفه هستند توصیه می‌کنم اخلاق مدارانه به آثارشان نگاه کنند و دنبال موضوعات سخیف بی اثر نباشند. معضل بزرگ مملکت ما کمبود اخلاق است. "مهرآباد" تبلور اخلاق به صورت دراماتیک است.


احمدی: اینکه من گفتم هر کس درست رانندگی نکند آدم نیست، خیلی جمله‌ سنگینی است. اما به شخصیتی به نام دایی رجوع می‌کنم که من نعیم را از روی او دزدیده‌ام. او همه جا به ما کمک می‌کرد. با سه میلیون بدهی در سال 73 به تهران آمد و با یک موتور قراضه با هر ترفندی که بود بدهی‌اش را پرداخت کرد. اکنون هم هفته‌ای یک بار به من زنگ می‌زند و می‌گوید دایی تو با نقشی که بازی کرده‌ای دوباره ابوالفضل را در تهران زنده کرده‌ای. خودش هم می‌داند این نقش چقدر به او نزدیک است. او یک جمله فیلسوفانه داشت: یه چیزی بهت میگُم دردت کنه یَک روزگاری مردت کنه! با این حرف هم شاید بعضی‌ها دردشان بگیرد و مرد شوند.


*ممیزی نامحسوس در سینما و تلویزیون آنقدر زیاد است که حتی نویسنده و کارگردانی که یک اثر را تولید می‌کند دچار خودسانسوری می‌شود. اما در "مهرآباد" از این خودسانسوری‌ها خبری نیست. این ریسک از کجا می‌آید. از طرفی سریال‌هایی که روی جامعه خاصی انگشت می‌گذارند و آن را نقد می‌کنند معمولا با بیانیه‌ها و اعتراض‌های اصناف گوناگون رو به رو می شوند، اما در این زمینه نیز "مهرآباد" استثنا است...


احمدی: دوره‌ای که شما می‌گویید گذشت. چون مردم حال داشتند اما اکنون مردم حال ندارند!


تقی‌پور: اتفاقا خیلی‌ها دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود می‌گردند.


احمدی: مشکلات اقتصادی و ماجراهای اجتماعی زیاد شده است ما مخاطبان تلویزیون را از دست داده‌ایم. تعارف نداریم. من از خدایم است ممنوع التصویرم کنند تا بروم کشاورزی کنم. کسانی که اعتراض می‌کنند همه اقشار این توهم را دارند که بسیار فرهیخته هستند و اعتراضی که صورت می‌گیرد از این حیث است. این به خاطر توهمی است که ما داریم و حاضر نمی‌شویم یک آینه روبروی خود بگذاریم و زشتی‌هایمان را ببینیم. اگر آینه‌ای هم اینها را به ما نشان داد برنمی‌تابیم. سنگ برمی‌داریم و آن را می‌شکنیم. در "مهرآباد" اگر این اتفاق نمی‌افتد به این خاطر است که روزگار معترض طی شده.


تقی پور: دید منتقدانه باید از زاویه فرهنگی باشد. اگر ما به موضوعات محترمانه بپردازیم در هر صنفی افراد محترم منصفانه برخورد می‌کنند. بحث ریسک کردن نبود. این به قلم و نوع نگاه امید سهرابی برمی‌گردد که با نگاه فرهنگی انتقاد می‌کند نه مغرضانه و بی هدف. بنابراین دافعه ندارد.



امیری: نکته مهمی در نقد مستقیم و غیر مستقیم وجود دارد. باید بگویم بسیاری از نقدهای مطرح شده، کلی بوده‌اند. اصلا یکی از مشکلات مملکت ما کلی گویی است. هیچ حرف جدیدی در جهان زده نمی‌شود. همه حرف‌ها قبلا گفته شده‌اند. خوبی خوب است، بدی بد است، این را که همه می‌دانند... خیلی وقت‌ها به من برای کار فیلمنامه‌هایی می‌دهند که کاملا مشخص است 90 دقیقه می‌خواهند همه را سرکار بگذارند تا نقدی به نظام یا ارشاد داشته باشند... خب که چی؟


ما در "مهرآباد" بیشتر دنبال قصه بودیم. پیش نمی‌آید بگوییم خوب شد فلان چیز را نوشتی تا حال فلان کس را بگیری. اصلا ما چنین نیتی نداشتیم. ما به مختصات مخاطبان دقت کردیم. سعی کردیم به آدم‌هایی از جنس خودشان بپردازیم. شاید کسی که جردن زندگی می‌کند بگوید من امثال نعیم را ندیده‌ام اما کافی است چهارراه حافظ به جمهوری را قدم بزنی آنجا آدمی می‌بینی که کلیه برایت می‌خرد، تلویزیون دست دوم می‌خرد، پورشه وارد می‌کند و...


احمدی: من وقتی نعیم را بازی کردم، تمام شد و رفت، با نعیم واقعی در تهران روبرو شدم! او به من ماشین چپی انداخت و هشت و نیم میلیون ضرر کردم. کت و شلوار تنش بود و کیف دستش. جدی می‌گویم! یک ال 90 به من انداخت در حالی که باور نمی‌کردم او کلاهبردار باشد. شرط می‌بندم توی کیف چرمی‌اش هیچ چیز نبود. او خودش را مدیر مالی مترو جا زد و من به عنوان کسی که خودم نقش نعیم را بازی کردم گول خوردم. او حتی مرا شناخت و به عیالش زنگ زد و تلفن را داد دست من با همسرش صحبت کنم که می‌گفت ماشین مال خودتان است!! زنش هم کلاهبردار بود. فکر کنم اسمش نعیمه بود!! هر کدام از ما گیر چنین آدم‌هایی افتاده‌ایم و می‌افتیم..



*البته اگر خودمان جزوشان نباشیم.


امیری: معمولا خودمان نیستیم!


تقی‌پور: ضروری است به این دغدغه‌های اجتماعی در سریال‌ها پرداخت. خوشبختانه پایه کار جدید ما "اکباتان" هم بر همین اساس است. موضوع اخلاق در آن مهم است. مسائل اجتماعی و شهروندی نیز در آن پررنگ شده است.


سجادی: البته از طرفی آقای سهرابی در کارش هیچ صنفی را به نقد نکشیده بلکه به انسان نقد داشته است. کیا مقدم به عنوان یک وکیل را در جایی می‌بینیم که چندین پرونده را می‌گیرد و چقدر دنبال پول است و جای دیگری می‌بینیم چک میلیونی را پاره می‌کند و زیر بار بی غیرتی نمی‌رود. "مهرآباد" در صدد نبود یک وکیل را نقد کند بلکه دنبال نقد انسان بود. بازیگران پر از ایده بودند. مدیر تصویربرداری پر از ایده بود. حتی روزبه دستیارم، سلیقه و نگاه من را می‌شناخت و خودش کارهایی انجام می‌داد و به فکر بک گراند کار بود. یک تعداد آدم با ایده‌های بسیار، در "مهرآباد" دور هم بودیم.

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

جمعه 14/4/1392 - 2:58 - 0 تشکر 617950

سرابی: اوضاع من که در تئاتر به سامان است
احمدی: تئاتر خوردن نان و پنیر و خیار و گوجه است


به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "مهرآباد" حضور فرید سجادی حسینی کارگردان، علی تقی پور تهیه کننده، مهران احمدی، هومن سیدی و علی سرابی بازیگران و امید سهرابی و امیررضا طلاچیان نویسندگان، با اجرا و کارشناسی احسان ناظم بکایی عصر امروز سه شنبه 11 تیرماه در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.


تقی‌پور در این نشست در پاسخ به پرسشی مبنی بر دلیل انتخاب زمان پخش نامناسب برای سریال اظهار کرد: دوستانی که به بهترین شکل شرایط دیده نشدن سریال را فراهم کرده اند باید به این سوال جواب بدهند.


سجادی حسینی نیز درباره انتخاب بازیگران توضیح داد: اینکه فلان بازیگر گران باشد یا نباشد، تئاتری باشد یا نه و فاکتورهای دیگر آنقدر مهم نبود بلکه می‌خواستیم آنها شخصیت‌ها را آن طور که فکر می‌کنیم، درست‌ ایفا کنند. نویسنده نیز علاقه داشت در این سیر دخیل باشد و حدود یک ماه و نیم تا 2 ماه وقت صرف دورخوانی شد.


از میان بازیگران مهران احمدی نیز با بیان اینکه تعجب می کنم چرا از میان بازیگران زن کسی در نشست حضور ندارد و با نام بردن از هنرمندانی چون ندا مقصودی و شقایق دهقان اظهار کرد: این موضوع برای من سوال است. شاید چون خانم‌های جلسه بیشتر هستند به خاطر این حرف من امروز بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.


تعجب می‌کنم چطور برخی 40 سال نقش‌های تکراری بازی می‌کنند


وی تصریح کرد: من تعجب می کنم از بازیگرانی که 40 سال نقش های شبیه به هم بازی می کنند و برخی سوپراستار هم می شوند. البته جز این فاکتور خوش تیپ و خوشگل بودن شرایطی است که سوپراستار می سازد و من فاقد آن هستم. درباره شخصیت نعیم باید بگویم بچه‌ها می‌دانند من چقدر عاشقانه شخصیت نعیم را دوست دارم و زمان پخش نیز پا به پایش گریه می کردم.


وی با اشاره به یکی از دیالوگ‌های نعیم که می‌گفت عیال گذشته دارم عیال آینده هم دارم اما عیال حال ندارم اظهار کرد: اتفاقا عیال حال من همین جا در سالن نشسته است.


این بازیگر در خصوص طنز جاری در سریال و شباهت آن با آثار رضا کاهانی توضیح داد: طنز زیرپوستی این فیلم هم در نوشته های امید سهرابی و هم در آثار رضا کاهانی وجود دارد که شاید همین شباهت دلیل حضور من در این سریال بود.


در "مهرآباد" بازیگر محض نبودم


در ادامه سیدی نیز با بیان اینکه دوست دارد در هر کاری وظیفه ای را که به او سپرده اند به بهترین شکل انجام دهد، اظهار کرد: اگر کارگردانی علاقه‌مند به مشارکت اعضای سریال و یک انسان گروهی باشد حتما از ارزشی که او برای حرف‌های عوامل قائل است استفاده می کنم و نظراتم را می گویم. در مهرآباد هم همینطور بود من بازیگر محض نبودم که صرفا 12 ساعت کارم را انجام بدهم و بروم.


وی ادامه داد: من سجادی  حسینی را از قبل می شناختم و از طرفی برایم مهم بود بدانم چه بازیگرانی در این سریال حاضر هستند. من پیش از این نیز ثابت کرده بودم برایم نقش اول و دوم مهم نیست همانطور که در "تا ثریا" با مهران احمدی همبازی بودم  و پس از "یک تکه نان" و "پابرهنه در بهشت"، برای اصغر فرهادی در "چهارشنبه سوری" دو سکانس کوتاه بازی کردم که از این کار پشیمان نیستم. زمانی که علی سرابی به جمع بازیگران "مهرآباد" اضافه شد هم که نور علی نور شد.


در ادامه سرابی درباره موضوعی که ناظم بکایی در خصوص پیچیدگی های شخصیت کیا مطرح کرده بود، گفت: امید سهرابی باید به این موضوع جواب دهد. او شخصیت ها را طراحی کرد و من هم به متن وفادار بودم. اعتقاد دارم بازی در مدیوم های مختلف ذاتا هیچ تفاوتی ندارد. بازیگر کارش بازی کردن است و سپس از لحاظ ارائه تکنیک است که نقش ها با هم فرق می کنند. تاکنون جسته و گریخته نیز کارهای کوتاه تصویری داشته ام.


وی ادامه داد: بزرگترین بازیگران سینما و تلویزیون پیشینه طولانی تئاتر داشتند همچون انتظامی، کشاورز، نصیریان، پرستویی، کیانیان تا مهدی هاشمی و مهران احمدی حتی محسن تنابنده.


اگر شرایط اجتماعی اجازه می‌داد همه چیز جز تئاتر را رها می‌کردم


احمدی نیز در این خصوص افزود: اگر شرایط اجتماعی اجازه می داد همه چیز به جز تئاتر را رها می کردم. تئاتر نان و پنیر و خیار و گوجه همراه با چای شیرین است. تئاتر عقب افتادن اجاره خانه است. در واقع همین فقر است که به تئاتر اصالت داده  و وقتی که کویر است آب را هر طور شده بدست می آورد و ریشه هایش را در خاک قوی تر می کند. به نظرم هر کسی لیاقت مقابل دوربین آمدن را ندارد مگر اینکه nv d; پروسه طولانی روی صحنه تئاتر کار کرده باشد.


وی یادآور شد: از همین رو که باید به احترام امثال پرویز پرستویی و مهدی هاشمی بایستیم و در مقابل برخی دیگر پایمان را روی پایمان بگذاریم و به سادگی بگذریم. این بخش از حرفهای احمدی با تشویق حضار همراه بود.


سرابی در ادامه در خصوص حضور اهالی تئاتر در مدیوم تصویر گفت: دوستان تهیه به عرصه تازه ای روی آورده اند و از بازیگران تئاتر استفاده می کنند و آنها هم اکثرا بازی‌های شگفت انگیزی ارائه می کنند. از طرفی حضور بازیگران تصویری در تئاتر هم تبادل خوبی بوده و باعث رونق تئاتر شده است. به نظر من اوضاع مالی در تئاتر به سامان است و حداقل برای من خوب بوده است.


سهرابی نویسنده سریال نیز با بیان اینکه کار کردن در تلویزیون برای او دشوار است، گفت: شما در یک سریال فرمتی طراحی کرده اید که پخش آن با شما نیست. این مدیریت شبکه است که باید بداند چطور پخش یک سریال را طراحی کند. فکر می کنم با این وجود دیگر چنین قصه ای برای تلویزیون ننویسم و به سمت داستان خطی بروم.


وی ادامه داد: "شمس العماره" به خاطر تک لوکیشن بودن به ادبیات پهلو می زد و من در آن به طنزپرداز خوب ایرانی ایرج پزشک زاد ادای دین کردم اما فضای مهرآباد به تیم ما نزدیک تر بود.


این نویسنده یادآور شد: ما چیزی به نام بازیگری کمدی نداریم بلکه موقعیت کمدی داریم در سریال ما هم اینکه وکیل کسی را با ماشین می زند و بعد وکالت تمام شخصیت ها را به عهده می گیرد برای من که "دزد دوچرخه" فیلم محبوبم است، کمدی است.


راستی چرا هیچ‌کدام از خانم‌ها در نشست نیست؟


طلاچیان دیگر نویسنده سریال نیز در پاسخ به پرسش بکایی مبنی بر اینکه چطور دو نفری سریال می‌نویسید؟ به شوخی گفت: نمی توانیم رمز کار را بگوییم. من در این کار از سهرابی آموختم و از آن رو که فرم ذهنی‌مان شبیه به هم است و مهندسی شده فکر می کنیم کارمان راحت بود. راستی برای من هم سئوال شد چرا هیچ کدام از خانمها در نشست حاضر نیستند.


در این لحظه یکی از جمع حاضران گفت از آقای تقی پور بپرسید و آقای تقی پور هم پاسخ داد من در کار خانم‌ها دخالت نمی کنم.


به نقش زنان در سریال‌ها اجحاف شده است


در ادامه طلاچیان در خصوص حضور کاراکترهای زن در تلویزیون اظهار کرد: زنهای "مهرآباد" مثل ققنوسی هستند که از خاکستر بیرون می آیند و معتقدم به نقش زنها در سریالهای تلویزیونی احجاف شده است. گاهی مثل اکسسوار صحنه هستند و گاهی نقش های عجیب و غریب و باور ناپذیر به آنها سپرده می شود اما ما سعی کرده ایم کارمان را درست انجام دهیم.


در ادامه جلسه یکی از مخاطبان سریال که در نشست حضور داشت از مهران احمدی درباره بچه‌های شخصیت نعیم پرسید و اینکه او بالاخره چند فرزند دارد. احمدی پاسخ داد: او جاهایی از سریال می گوید به جان جفت بچه هایم، بار دیگر می گوید به جان 4 تا فرزندانم و حتی یک بار هم شد که گفت به جان تک فرزندم؛ او که کلا دو ماه با همسرش زندگی کرده است. نعیم شخصیتی است که مدام دروغ می گوید.


این مراسم با اهدای لوح تقدیر به عوامل سریال با حضور قنبرزاده مشاور مدیر شبکه تهران و سعیدی مدیر روابط عمومی آن شبکه به پایان رسید.


لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.