• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 97)
سه شنبه 7/3/1392 - 9:51 -0 تشکر 606629
پانزده خرداد؛ عزای عمومی تا ابد

برگرفته از: http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2648 نوشته رحیم روحبخش

پانزده خرداد ، قیام ، نهضتی خودجوش و مردمی در تهران ، قم و برخی از شهرهای دیگر در اعتراض به دستگیری امام خمینی در 15 خرداد 1342. زمینه های سیاسی و اجتماعی و دینی این قیام به دهة 1330 ش و اقدامات تحریک آمیز نظام حاکم بازمی گردد.

تصویب لایحة انجمنهای ایالتی و ولایتی ، در 16 مهر 1341 در کابینة اسداللّه علَم ، عامل اصلی برانگیختن احساسات دینی مردم بود. هدف از تصویب این لایحه تشکیل انجمنهایی در روستاها و شهرها و استانها بر پایة آرای عمومی جهت ادارة غیرمتمرکز امور اعلام شده بود، اما سه شرط جدید مندرج در این لایحه (حذف قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان ، انجام مراسم تحلیف با هر کتاب آسمانی به جای قرآن و حق رأی زنان ) بشدت احساسات دینی مردم را برانگیخت و اعتراضات و مخالفتهای شدید مراجع و علما را درپی داشت . مراجع این لایحه را، که در آن «قرآن کریم را در عرض اوستای زرتشت و انجیل و بعض کتب ضالّه » قرار داده بودند (امام خمینی ، ج 1، ص 43)، رویارویی علنی و جسورانة نظام حاکم با اسلام و قانون اساسی و عامل جدی تهدید استقلال مملکت و قرار دادن آن «در معرض قبضة صهیونیستها» (همان ، ج 1، ص 41) می دیدند و به آگاه ساختن مردم از محتوای لایحه و مخالفت با آن پرداختند. به دعوت امام خمینی ــ که در آن زمان آیت الله حاج آقا روح الله خمینی خوانده می شد ــ و چند تن از علما و مراجع حوزة علمیة قم ، جلسه ای برای بررسی این موضوع در منزل مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری ، مؤسس حوزة علمیه ، تشکیل شد و در آن جلسه و جلسات بعدی تصمیم گرفتند که مخالفت با این لایحه با ارسال تلگرام به شاه اعلام شود. متعاقب این جلسات بیش از پنجاه اعلامیه و تلگرام و نامه از سوی مراجع و علمای بلاد در مخالفت با لایحة مذکور صادر شد. در غالب این اعلامیه ها برای ردّ این لایحه دلایلی چون مخالفت آن با شرع انور و قانون اساسی ، سوءاستفاده دشمنان دیانت و استقلال مملکت از آن ، تقلید از بیگانگان در تدوین آن ، و پیامدهای سوء اجتماعی حاصل از کشاندن نسوان به محافل سیاسی ذکر شده بود ( رجوع کنید به مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 25ـ50، ج 5، ص 17ـ 30). اعلامیه هایی نیز از سوی علما و روحانیان برای آگاه ساختن مردم از ماهیت و مضرات این لایحه و در نهایت فراخوان عمومی برای مبارزه صادر شد (برای متن برخی اعلامیه ها رجوع کنید به دوانی ، ج 3، ص 53 ـ56). بعضی از احزاب و جمعیتهای سیاسی نیز با این اعتراضات همراه بودند و بیانیه هایی در افشای ماهیت سیاستهای جدید شاه منتشر کردند (برای نمونه رجوع کنید به نهضت آزادی ایران ، ج 1، ص 174ـ 178). سرانجام اسدالله علم ، علی رغم مقاومت دو ماهه ، مجبور به اعلام لغو این لایحه در 10 آذر 1341 شد (منصوری ، ج 1، ص 261).

سه شنبه 7/3/1392 - 9:53 - 0 تشکر 606630

هنوز بیش از چهل روز از لغو لایحة انجمنهای ایالتی و ولایتی نگذشته بود که شاه در 19 دی در اولین کنگرة شرکتهای تعاونی روستایی ایران ، در واکنش به اعتراضات و مخالفتهای علما، موضوع اصلاحات زیربنایی را پیش کشید و تلویحاً علما را مخالف آن خواند. طرح این اصلاحات به سالهای آخر دهة 1330 بازمی گشت . به دنبال نفوذ روبه گسترش ایالات متحدة امریکا در ایران در این دهه ( رجوع کنید به ایران و آمریکا * ، روابط )، زمانی که در 1338 ش کندی ، رئیس جمهور امریکا، طرح اصلاحات زیربنایی برای کشورهای زیرنفوذ امریکا را به منظور جلوگیری از شکل گیری جنبشهای اعتراض آمیز مردمی و نفوذ کمونیسم شوروی مطرح کرد، شاه ایران از کسانی بود که این طرح را پذیرفت و اجرای اصلاحات ارضی را محور آن قرار داد.

لایحة اصلاحات ارضی در 20 دی 1340 تصویب و با مقاومتها و اعتراضهایی از جانب برخی گروهها مواجه شد و علی رغم تبلیغات گستردة نظام حاکم و شخص شاه در ارائة تصویری عدالت جویانه از این اصلاحات ( رجوع کنید به محمدرضا پهلوی ، 1347ش ، ج 3، ص 2938) و تلاش برای جلب نظر علما و مراجع تقلید (برای نمونه رجوع کنید به متن نامة حسن ارسنجانی ، وزیر کشاورزی وقت و مجری اصلاحات ارضی ، به آیت اللّه سیدمحمدرضا گلپایگانی ، در مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 19) آنان از موافقت با این طرح «استنکار» ورزیدند ( رجوع کنید به جوابیة آیت اللّه حکیم به «پرسشهای مسلمین در مورد اصلاحات ارضی »، همان ، ج 1، ص 24) واز لحاظ موازین شرعی آن را نادرست خواندند. وجود شواهد متعدد بر اغراض سیاسی نیز عامل مؤثری در مواجهة علما و برخی صاحبنظران و مردم با این اقدامات بود. پیش از آن نیز نمایندگانی از سوی شاه نزد مرجع تقلید وقت ، آیت الله حاج آقا حسین بروجردی * رفته و قصد دربار را برای اقدام به اصلاحات ارضی به اطلاع ایشان رسانده بودند؛ اما پاسخ صریح ایشان مبنی بر تقدم اصلاحات اساسی در حکومت بر اصلاحات ارضی موجب مسکوت ماندن طرح شده بود (محمدرضا پهلوی ، 1345 ش ، ص 16؛ سلطانی طباطبائی ، ص 50 ـ51؛ فاضل موحدی لنکرانی ، ص 154؛ لبانی ، ص 184؛ کرباسچی ، 1366 ش ، ص 51). بعد از درگذشت آیت اللّه بروجردی شاه اجرای این برنامه را آغاز کرد. لایحة اصلاحات ارضی در دی 1340 در کابینة علی امینی و درپی انحلال مجلسین به تصویب رسید، هرچند در اجرا با موانع و مخالفتهایی ، از جهات متعدد، روبرو شد ( رجوع کنید به اصلاحات ارضی * ). لغو اجباری لایحة انجمنهای ایالتی و ولایتی و عدم توفیق در اجرای اصلاحات ارضی و بروز مخالفتهای مختلف با آن ، موجب شد که شاه این بار در تحقق اصلاحات موردنظر خود، که آن را با عنوان «انقلاب سفید» (مشتمل بر شش اصل ) اعلام کرد، به استناد اصل 27 قانون اساسی و اصل 26 متمم آن خواستار برگزاری همه پرسی برای اجرای این اصول شود. اصول ششگانة انقلاب سفید عبارت بود از: 1) الغای رژیم ارباب و رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران براساس لایحة اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب 19 دی 1340 و ملحقات آن ؛ 2) تصویب لایحة قانون ملی کردن جنگلها در سراسر کشور؛ 3) تصویب لایحة قانون فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانة اصلاحات ارضی ؛ 4) تصویب لایحة قانون سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی ؛ 5) لایحة اصلاحی قانون انتخابات ؛ 6) لایحة ایجاد سپاه دانش به منظور تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری (محمدرضا پهلوی ، 1347ش ،

ج 4، ص 3046ـ 3058). گویا هدف نظام از برگزاری همه پرسی این بود که ضمن کسب تأیید مردم ، هرگونه مخالفت را ناموجه نشان دهد. اعلام اصول ششگانة انقلاب سفید و تصمیم به برگزاری همه پرسی برای تأیید آن ، حساسیت قشرهای مختلف ، بویژه مراجع و علما، را برانگیخت . امام خمینی ، در اعلامیه ها و نامه های متعدّد، نگرانی خود را از این امر ــ که از آن به «انقلاب سیاه » تعبیر کرد ــ اظهار داشت (امام خمینی ، ج 1، ص 53) و تأکید کرد که دشمنان اسلام می خواهند از راهی دیگر اغراض لایحة لغو شدة انجمنهای ایالتی و ولایتی را اجرا کنند و آن را مقدمه ای «برای از بین بردن مواد مربوط به مذهب » در قانون اساسی خواند که چون دولت متوجه شده که نمی شود با قوای مردم مقاومت کرد به «رفراندم اجباری » روی آورده است (همان ، ج 1، ص 50 ـ52). از نظر امام خمینی و دیگران ، در وضع رقّت بار کشور از نظر کشاورزی و غیره ، دولت به طرح تعبیرات فریبنده ، «امثال دخالت زنان در انتخابات » پرداخته (همان ، ج 1، ص 57) و «گمان کرده به اسم آزادی بانوان می تواند ملت مسلمان را اغفال کند تا مقاصد شوم اسرائیل را اجرا کند» (همان ، ج 1، ص 85). مجموعة اطلاعیه ها و تلگرافها و بیانیه ها حاکی از نگرانی جدّی علما از مواجهة دستگاه جبّار با اسلام و قرآن (همان ،

ج 1، ص 80) و «هدم احکام ضروریة اسلام » (همان ، ج 1، ص 61) و همپیمانی با اسرائیل در مقابل دُوَل اسلامی (همان ، ج 1، ص 83) و متعاقب آن فاصله افکندن بین ملت مسلمان ایران و سایر ملتهای مسلمان و نیز سیطرة اجانب بر مقدرات و اقتصاد کشور است (از جمله تعبیرات دیگر امام خمینی : «زیرچکمة اسرائیل ، این مملکت ما پایمال شود»، ج 1، ص 69؛ «ما باید به نفع یهود و امریکا... هتک شویم ، به

زندان رویم »، ج 1، ص 53؛ «الا´ن تمام اقتصاد مملکت در دست اسرائیل است »، ج 1، ص 98).

در این شرایط ، مراجع و علمای قم طی رایزنیهایی از آیت الله حاج آقا روح الله کمالوند ــ که از علمای متنفذ خرم آباد بود ــ خواستند تا برای اعلام مخالفت با همه پرسی ، با شاه دیدار و وی را از عواقب آن آگاه کند. شاه به پیشنهاد مراجع اعتنایی نکرد و حتی از مواجهة علما با سیاستهای رژیم گله کرد؛ لذا علما طی جلسة دیگری تصمیم گرفتند که با صدور اعلامیه هایی مردم را از شرکت در همه پرسی منع کنند. در این اعلامیه ها ضمن ردّ مقبولیت مراجعه به آرای عمومی در احکام شرعی و تأکید بر مضر بودن این همه پرسی برای استقلال و مصالح مملکت ، آن را مقدمه ای برای از بین بردن مواد مربوط به مذهب در قانون اساسی خواندند (مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 57 ـ71، ج 5، ص 31ـ32).


سه شنبه 7/3/1392 - 9:54 - 0 تشکر 606631

گروهی از روشنفکران و تشکلهای سیاسیِ ملی نیز، در همراهی با علما و مردم ، بیانیه هایی در مخالفت با اصول ششگانه منتشر کردند و اصلاحات مذکور را ترفندی از سوی شاه برای تحکیم موقعیت خود در خارج از کشور به عنوان مصلح کبیر قلمداد کردند. بعلاوه ، این اصول را سیاستی برای فروپاشی قدرت ملاّ کین بزرگ در داخل کشور دانستند تا کانونهای مخالفت با حکومت ایجاد نشود، و هدف این اصلاحات را دل مشغولی رعایا به مالکیت زمین و پیشگیری از هرگونه طغیان ارزیابی کردند (بازرگان ، 1350 ش ، ص 281ـ 294). با صدور این اعلامیه ها، بازارها تعطیل شد و اعتصاب و تظاهرات تهران را فراگرفت . مردم از آغاز بهمن 1341 تا روز همه پرسی (ششم بهمن ) به شکل وسیعی در تظاهرات شرکت کرده در تجمعات برخی از مساجد حضور یافتند و در مخالفت با نظام حاکم و همه پرسی شعار دادند. در درگیری نیروهای امنیتی با مردم ، تعدادی مجروح شدند. در چهارم بهمن در هجوم این نیروها به دانشگاه تهران ، دانشجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند (روحانی ، ج 1، ص 244ـ 245). اوج خشونت نیروهای دولتی زمانی بود که آیت الله سیداحمد خوانساری ، از مراجع طراز اول تهران ، را در مسیر پیوستن به تجمع چند هزار نفری بازاریان و مردم مورد اهانت قرار دادند و پس از آن نیز به دستگیری روحانیان پرداختند ( رجوع کنید به کرباسچی ، 1368 ش الف ، ص 47ـ 48). قاطبة علما و مراجع با صدور اعلامیه هایی هتک حرمت به آیت الله خوانساری را محکوم کردند. در این مدت رسانه های تبلیغی نظام حاکم سعی داشتند عوامل مرتجع بخصوص زمینداران را محرک مخالفان نشان دهند. همچنین ، پیش از همه پرسی تعدادی از روحانیان و مبارزان سیاسی ، از جمله آیت الله سیدمحمود طالقانی * و مهندس مهدی بازرگان * ، که با صدور اعلامیه ای در مخالفت با همه پرسی به سیاستهای شاه تاخته بودند، دستگیر شدند (بازرگان ، 1375ش ، ج 1، ص 388ـ390؛ نیز رجوع کنید به امام خمینی ، ج 1، ص 98).

در پی این وقایع ، شاه با ادعای همراهی روحانیت با برنامه های اصلاحی خویش در چهارم بهمن عازم قم شد. در قم نیز، مانند تهران ، در این روز بارها تظاهرات و درگیریهای پراکنده با نیروهای امنیتی روی داد و در واکنش به سفر شاه ، مردم قم به توصیة علما از حضور در خیابانها و استقبال از شاه خودداری کردند (منصوری ، ج 1، ص 342). شاه نیز طی سخنانی در مراسم اعطای اسناد مالکیت اراضی در قم ، ضمن حملة شدید به روحانیان ، مخالفان برنامه های اصلاحی خود را ارتجاع سیاه خواند (محمدرضا پهلوی ، 1347ش ، ج 4، ص 3081ـ 3090). با اینهمه ، همه پرسی که اولین بار زنان نیز در آن شرکت داشتند (منصوری ، ج 1، ص 344) در ششم بهمن برگزار شد. حاصل همه پرسی ، بنابه گزارش رسمی حکومت ، پنج و نیم میلیون رأی موافق (179ر271 رأی بانوان ) و 115 ، 4 رأی مخالف به اصول ششگانه بود ( رجوع کنید به اطلاعات ، سال 37، ش 010 ، 11، 8 بهمن 1341، ص 1). بعد از همه پرسی نیز دولت امریکا این موفقیت را به شاه تبریک گفت (منصوری ، همانجا)؛ هر چند قراین و شواهد از «بی اعتنایی مردم به رفراندم » با توجه به مخالفتِ یکپارچة علما با آن ، حکایت می کرد (امام خمینی در یک سخنرانی بعد از رفراندم مطلبی به این مضمون گفته بود که احتمالاً به شاه دروغ گفته اند؛ ج 1، ص 70ـ71، نیز رجوع کنید به ص 92).



سه شنبه 7/3/1392 - 9:55 - 0 تشکر 606632

دو روز پس از برگزاری همه پرسی ، ماه رمضان 1382 آغاز شد. این همزمانی فرصت مناسبی در اختیار روحانیان گذاشت تا با عزیمت به نقاط مختلف کشور و ایراد سخنرانی ، مردم را از وقایع آگاه سازند. اسدالله علم برای مقابله با این فرصت تبلیغی قبلاً، در 6 بهمن ، در بخشنامه ای به استانداران و فرمانداران دستور داده بود به وعاظ تذکر دهند که فقط به امور دینی بپردازند ( قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک ، ج 1، ص 487). همچنین ، به مراکز ساواک اعلام کرده بود که کلیة وعاظ و اهل منبر به شهربانی احضار و تذکرات لازم به آنها داده شود (همان ، ج 1، ص 486؛ منصوری ، ج 1، ص 352). با وجود این ، فعالیتهای روحانیان در این ماه ادامه یافت و به تداوم نهضت انجامید. چون روز دوم فروردین 1342 با سالروز شهادت امام صادق علیه السلام (بیست و پنجم شوال ) مقارن بود، به پیشنهاد امام خمینی ( رجوع کنید به روحانی ، ج 1، ص 314) و با همراهی مراجع تقلید، با توجه به «مصیبتهای مهمی ] که [ بر عالم اسلام و مسلمین وارد» و «شریعت مقدسة خاتم انبیاء (ص ) و طریقة حقة جعفریة اثناعشریّه ملعبة دست مهاجمین به دین » شده بود و «جمعی از علما و رجال متدین و استادان و دانشجویان در زندان » به سر می بردند و «ابتلا و فقر و گرسنگی ملت را تهدید» می کرد، عید آن سال عزا اعلام شد و برگزاری جشنهای نوروزی تحریم گردید (مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 72، ج 5، ص 37؛ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک ، ج 1، ص 543 ـ 545؛ رجوع کنید به کرباسچی ، 1368 ش ج ؛ ص 39، 46ـ47). از سوی دیگر، به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام سخنرانیهای متعددی در مساجد برپا شد و از جمله واقعة مدرسة فیضیة قم رخ داد. مراسم سوگواری امام صادق علیه السلام هرسال از سوی آیت الله سیدمحمدرضا گلپایگانی ، از مراجع تقلید وقت ، در عصر روز بیست و پنجم شوال در مدرسة فیضیه برگزار می شد. آن سال نیز همین دعوت اعلام شده و جمع زیادی در مراسم شرکت کرده بودند. عوامل ساواک که با طراحی قبلی در این مراسم حضور یافته بودند، از فرصتهایی برای برهم زدن مجلس و ایجاد آشوب و بلوا و فراهم آوردن زمینة مداخلة نیروهای نظامی و امنیتی بهره گرفتند و در حالی که یکی از وعاظ معروف قم مشغول سخنرانی بود، نیروهای امنیتی به جمع عزاداران حمله بردند و با سرکوب شدید آنان مراسم عزا را بر هم زدند. در این واقعه مأموران امنیتی بویژه به ضرب و شتم طلاب پرداختند که یکی از آنها، به نام سیدیونس رودباری ، به شهادت رسید (امام خمینی ، ج 1، ص 82). همچنین ، حجره های طلاب را غارت کردند (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 202، ص 59، 62، 63؛ منصوری ، ج 1، ص 555 ـ 558). نظیر چنین واقعه ای در مدرسة طالبیة تبریز نیز رخ داد و درگیری میان مأموران امنیتی و طلاب به مصدوم شدن و دستگیری تعدادی از طلاب انجامید (کرباسچی ، 1368ش ب ، ص 29ـ31).

درپی این وقایع ، که به جریحه دار شدن عواطف دینی و ملی انجامید، مراجع تقلید و علما و دانشگاهیان و بعضی از گروههای سیاسی با صدور اعلامیه هایی اقدامات شاه و دولت را محکوم کردند. با پخش اخبار این وقایع در سراسر کشور و شکست رسانه های رسمی نظام حاکم در تحریف واقعه و مطرح ساختن آن به عنوان درگیری میان عده ای از طلاب و دهقانان شاهدوست ، افکار عمومی بشدت متأثر و ملتهب و بتدریج زمینه برای قیام آماده شد. نکتة مهم در این مرحله ، تغییر لحن اعلامیه های مراجع بود که بشدت و این بار به طور مستقیم شاه ، نظام حاکم و اسرائیل و عمّال آن را نشانه گرفته بود (مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 108ـ117). در این میان ، اعلامیه امام خمینی از همه شدیداللحن تر بود و ایشان با افشای این واقعیت که «عده ای با شعار جاویدشاه به مرکز امام صادق و به اولاد جسمانی و روحانی آن بزرگوار حملة ناگهانی کردند» و با تعبیراتی چون «شاه دوستی یعنی غارتگری » «تجاوز به احکام اسلام » و «کوبیدن روحانیت » خطاب ه رژیم شاه تصریح کرد که «من اکنون قلب خود را برای سرنیزه های مأموران شما حاضر کرده ام » (امام خمینی ، 1، ص 73ـ 75). صراحت بیان این اعلامیه ها بازتاب وسیعی در افکار عمومی یافت و نقشة سران نظام حاکم ، یعنی حمله به مدرسة فیضیه و ارعاب روحانیان ، را با شکست مواجه ساخت . آیت الله سیدمحسن حکیم ، مرجع بزرگ تقلید در آن زمان ، نیز در تلگرافی از عراق به 32 تن از مراجع و علمای ایران ضمن اعلام همدردی با ایشان خواستار مهاجرت آنان به عتبات عالیات در اعتراض به عملکرد نظام حاکم شد که البته در پاسخ به این دعوت ، بر لزوم حضور علما در ایران و تداوم بخشیدن به مبارزه با شاه تأکید گردید (مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 84، 89 ـ91).

سه شنبه 7/3/1392 - 9:57 - 0 تشکر 606633

بعد از این حوادث ، شاه در سخنرانیهای متعددی حملات خود را علیه روحانیت تشدید و رسماً اعلام کرد که برای پیشبرد اقدامات اصلاحی خویش باکی از خونریزی ندارد (محمدرضا پهلوی ، 1347ش ، ج 4، ص 3200ـ3204). از سوی دیگر، با فرارسیدن محرم 1383 (3 خرداد 1342) مبارزه شدت گرفت . امام خمینی با صدور اعلامیه ای خطاب به وعاظ و مبلغان دینی خواستار استفاده از این ایام در جهت مبارزه با نظام حاکم و یادآوری «مصیبتهای وارده بر اسلام و مراکز فقه و دیانت و انصار شریعت » شد و تأکید کرد که خطر ضدیت حکومت شاه با اسلام «کمتر از خطر بنی امیه نیست » و ضمن هشدار نسبت به همکاری حکومت با اسرائیل و این که دستگاه جبّار به اسم آزادی بانوان قصد اغفال ملت را دارد و می خواهد «مقاصد شوم اسرائیل را اجرا کند» و نیز با اشاره به نفوذ ایادی فرقة ضالّه در دستگاههای دولتی از وعاظ خواست تا خطر اسرائیل را به مردم تذکر دهند و گوشزد کرد که «سکوت در این ایام تأیید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است » (امام خمینی ، ج 1، ص 85 ـ 90). مراجع تقلید و سایر علما نیز این رویارویی با حکومت را تأیید کردند و بدین ترتیب ، در محرم آن سال ، کمتر شهری بود که پیام امام خمینی و علما را دریافت نکرده اشد (هاشمی رفسنجانی ، ج 1، ص 28). در واقع ، با توجه ه حضور مردم در مجالس عزاداری و سخنرانی و نوحه خوانی ــ علی رغم این که مسئولان امنیتی از وعاظ تعهد گرفته بودند که بر ضد اسرائیل و شاه و در مخاطره قرار گرفتن اسلام سخنی نگویند ــ مراسم عزاداری در بیشتر شهرها و قراء و قصبات ، از جمله در تهران و قم و تبریز رنگ سیاسی به خود گرفت و مطالب سخنرانیها و نوحه ها جنبة انتقادی از حکومت و افشاگری یافت و به تعبیر یکی از گزارشهای ساواک «مراسم عزاداری ... تبدیل به مجالس حمله به دولت و حمله به رژیم سلطنتی » شد (فلسفی ، ص 256ـ 265؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 112، ص 32). این نکته نیز درخور تأمل است که در این مرحله از مبارزه ، به رغم تبلیغات دستگاههای دولتی ، مراجع و علما غالباً اقداماتی چون اصلاحات ارضی را پیش نمی کشیدند و برای احتراز از هرگونه بهره برداری منفی حکومت ، به مسائل اساسی چون سلطة بیگانگان و پیوند با اسرائیل و اسلام زدایی می پرداختند ( رجوع کنید به کرباسچی ، 1368ش ج ، ص 32ـ42).

تظاهرات عظیم روز عاشورا در تهران و قم که با سازماندهی هیئتهای مؤتلفة اسلامی برگزار شد، بخصوص با همراهی هیئتهای بزرگ تهران ، نظیر هیئت طیب حاج رضایی ، اوج اعتراضات مردم را نشان داد (عراقی ، ص 175ـ176؛ زری باف ، ص 84ـ85؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، همانجا؛ اسنادی از جمعیتهای مؤتلفة اسلامی ، جاما، حزب ملل اسلامی ، ص 5). این تظاهرات از لحاظ کثرت و تنوع شرکت کنندگان ، از روحانیان و دانشگاهیان و کارگران ، اهمیت کم نظیری داشت . اجتماع کنندگان این روز را در مقابل مسجد حاج ابوالفتح واقع در خیابان ری ، بین 70 تا 120 هزار تن و طبق گزارشهای دیگر بین 30 تا 50 هزار تن برآورد کرده اند (عراقی ، ص 180؛ صالحی ، ص 120؛ مقصودی ، ص 222ـ223). اجتماع کنندگان از مقابل مسجد جامع ابوالفتح به سمت سرچشمه و میدان بهارستان و مخبرالدوله حرکت کردند و از آنجا به سمت دانشگاه تهران رفتند. در مقابل دانشگاه ، دو تن سخنرانی کردند و سپس جمعیت تا حوالی کاخ مرمر به راهپیمایی و شعار ادامه داد (عراقی ، ص 180ـ181). عصر عاشورا نیز دانشجویان وابسته به نهضت آزادی ایران و برخی از احزاب ملی ، پس از اجتماع در مسجد هدایت واقع در خیابان استانبول (نام کنونی آن : جمهوری اسلامی )، در حالی که شعارهایی برضد حکومت دیکتاتوری و به حمایت از امام خمینی سر می دادند، راهپیمایی کردند (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 118، ص 149).


مه

سه شنبه 7/3/1392 - 9:57 - 0 تشکر 606634

مترین حادثه این ایام سخنرانی امام خمینی در مدرسة فیضیة قم و پخش خبر آن در کشور بود. امام خمینی در این سخنرانی بشدت و بصراحت به شاه و اسرائیل حمله کرد و اظهار داشت که دستگاه سفاک ایران با اساس (اسلام ) مخالف است و اسرائیل نمی خواهد در این مملکت احکام اسلام جاری باشد. او ضمن نصیحت به شاه ، وی را به عبرت گرفتن از سرانجام پدرش فراخواند (امام خمینی ، ج 1، ص 91ـ94). به دنبال این سخنرانی ، امام خمینی در سحرگاه 15 خرداد در منزل خود در قم دستگیر و به تهران منتقل شد. همزمان با دستگیری امام ، آیات عظام حاج آقا حسن قمی در مشهد، حاج شیخ بهاءالدین محلاتی در شیراز و تعدادی از علما و وعاظ در تهران و برخی از شهرها دستگیر شدند. با انتشار وسیع و سریع این خبر بلافاصله بازار تهران تعطیل شد (نیری ، ص 238) و مردم همان روز در قم و تهران و دیگر شهرها به خیابانها ریختند و قیام پانزده خرداد شکل گرفت . دانشجویان تهران با تعطیل کردن کلاسها به تظاهرات پرداختند، مردم نیز بتدریج در میدانهای اصلی و اطراف بازار و خیابانهای نزدیک به میدان ارک تجمع کردند و با شعار «یا مرگ یا خمینی » به تظاهرات پرداختند. این قیام خودجوش که برخاسته از احساس وظیفة دینی و شور ایمانی بود و هیچ تشکیلاتی آن را سازماندهی نکرده بود ( رجوع کنید به در مکتب جمعه ، ج 2، ص 176) تا بعدازظهر ادامه یافت . مردم قصد تصرف ادارة رادیو و کاخهای مرمر و گلستان را داشتند، اما نیروهای نظامی و امنیتی بشدت آنها را سرکوب و تعداد زیادی را شهید و مجروح کردند. دربارة تعداد شهدای این قیام نظر واحدی وجود ندارد؛ خبرگزاری فرانسه تعداد شهدای سراسر کشور را ــ بدون در نظر گرفتن اجسادی که مخفیانه دفن شدند ــ حدود 150 تن و آمار رسمی ، شهدای تهران و قم را 86 تن اعلام کرد. در اسناد ساواک تعداد شهدا صدها تن ثبت شده است (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 118، ص 192؛ بنیاد شهید انقلاب اسلامی ، زندگینامة 36 تن از شهدا را به انضمام فهرست نامهای اعدام شدگان این واقعه در کتابی با عنوان یادنامه : زندگینامه شهدای انقلاب اسلامی تهران منتشر کرده است رجوع کنید به ج 1، ص 27ـ64). پیکرهای شهدای تهران را پس از جمع آوری به شکل دسته جمعی در گورستان مسگرآباد تهران دفن کردند. تظاهرات به صورت پراکنده تا 18 خرداد ادامه داشت ولی بتدریج نیروهای امنیتی قیام را سرکوب کردند (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 113، ص 26، 31، 39، 92، 101).

علاوه بر تهران ، در روز 15 خرداد عده ای از دهقانان اطراف ورامین (بویژه امامزاده جعفر) و عده ای از اهالی کَن نیز با شنیدن خبر دستگیری امام خمینی ، کفن پوش و با شعار «یا مرگ یا خمینی » به سمت تهران حرکت کردند که در طول راه بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی تعداد زیادی از آنان شهید شدند (همان ، پروندة ش 117، ص 50، 84، 127؛ در این گزارش ، شمار کفن پوشان ورامینی چهار هزار تن نوشته شده است ). در قم نیز مردم ــ که زودتر از شهرهای دیگر از خبر اطلاع یافتند ــ بلافاصله به طرف منزل امام خمینی و از آنجا به همراه فرزند ارشد ایشان ، مرحوم حاج آقا مصطفی ، به طرف حرم حضرت معصومه حرکت کردند. حاج آقا مصطفی در سخنرانی کوتاهی شرح حادثه را برای مردم بازگو کرد، مردم نیز با شعار «یا مرگ یا خمینی » فریاد اعتراض سردادند و ضمن درگیری با نیروهای نظامی و انتظامی ، کلانتری منطقة سة قم را محاصره کردند (همان ، پروندة ش 202، ص 127). گفته می شود رژیم شاه که در سرکوب قیام ناتوان بود، با فرستادن هواپیمای بمب افکن به قم قصد داشت در صورت لزوم شهر را بمباران کند (روحانی ، ج 1، ص 478).

هیئت دولت ، به ریاست عَلَم ، در آن روز تشکیل جلسه داد و به اتفاق آرا در تهران و شیراز برای شش هفته مقررات حکومت نظامی برقرار کرد ( کیهان ، ش 5960، 16 خرداد 1342، ص 1، ش 5961، 18 خرداد 1342، ص 1). مذاکرات جلسة مزبور نیز حکایت از نگرانی جدی وزرا و ارکان دولت دارد؛ آنها در حالی که مایل بودند این قیام را به کشورهای خارجی (مانند مصر و عراق ) و کمکهای نقدی آنان نسبت دهند، گستردگی و خطیر بودن قیام ، حتی در مقایسه با قیام سی ام تیر، و تجلی پیوند مردم با علما را در این شورش عمومی پذیرفتند ( رجوع کنید به ایران . هیأت دولت ، ص 22ـ 45). نخست وزیر نیز در نطق رادیویی خود رسماً بر وجود یک «توطئة سیاسی » که «هدفش واژگون کردن رژیم بوده » تأکید کرد (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 117، ص 62ـ64). وی همچنین با اعلام سلطة کامل دولت بر امور اظهار کرد که «دولت مصمم است با کلیة قوا آخرین تلاش مذبوحانة مرتجعین را درهم کوبد» ( کیهان ، ش 5960، 16 خرداد 1342، ص 10). شاه نیز چند روز بعد در مصاحبه با خبرنگار دیلی تلگراف عده ای از مالکان بزرگ و یکی از کشورهای منطقه را عاملان واقعه قلمداد و بر ادامة «اصلاحات اجتماعی » تأکید کرد (همان ، ش 5968، 26 خرداد 1342، ص 1).

سه شنبه 7/3/1392 - 9:59 - 0 تشکر 606635

در پی این وقایع ، مراجع و علما، بخصوص مراجع قم و مشهد و نیز نجف ، با صدور اعلامیه هایی تند و مبارزه طلبانه این اقدامات را محکوم کردند. این اعلامیه ها که از سوی آیات عظام سیدمحسن حکیم ، سیدمحمدهادی میلانی ، سیدمحمدرضا گلپایگانی ، سیدابوالقاسم خویی ، سیدشهاب الدین مرعشی ، سیدکاظم شریعتمداری و برخی دیگر صادر شد، بر استقامت تا آخرین لحظه تأکید و بر «تأیید تمام علمای شیعه و ملت مسلمان ایران و جهان » نسبت به «اعتراضات شرعی و قانونی معظم له ] امام خمینی [ به دولت » تصریح شد. آنان خواستار آزادی سریع امام خمینی شدند: «خون ما رنگین تر از خون برادر عزیزمان حضرت آیت الله العظمی خمینی نیست ، مادامی که ایشان را صحیح و سالم به دست ما ندهند دست از اقدام برنمی داریم ». همچنین ، با اشاره به این که «دولت فعلی ایران برای پیشرفت مقاصد شوم خود... از هرگونه تعدی و ظلم ... مضایقه ندارد» اعلان کردند که «بر هر فردی از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامی که باشند واجب است که از همکاری با این دولت خائن خودداری نمایند» (مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 119ـ 128، ج 5، ص 68ـ71).

تظاهرات و اعتراضات در شهرهای دیگر، از جمله مشهد و شیراز و تبریز، نیز به وقوع پیوست . همچنین ، بیش از پنجاه تن از مراجع و علمای طراز اول شهرهای مختلف کشور در اعتراض به دستگیری امام خمینی و به منظور رایزنیهای لازم برای آزادی و پیشگیری از اعدام ایشان و دو مرجع تقلید دیگر، آیت الله قمی و آیت الله محلاتی ، به تهران مهاجرت کردند. مهاجران همراه با روحانیان و علما و تجار تهران آیت الله کمالوند را به نمایندگی نزد شاه فرستادند، اما شاه ضمن گلایه از مواجهة علما با نظام حاکم گفت «ما خمینی را نمی کشیم تا امامزاده درست شود» (روحانی ، ج 1، ص 556). علمای مهاجر همچنین با صدور اعلامیه با استناد به اصل دوم متمم قانون اساسی مبنی بر مصونیت قضایی مراجع و مجتهدان طراز اول کشور، بر موقعیت برتر علمی و مرجعیت امام خمینی تأکید کردند و با توقف نسبتاً طولانی در پایتخت ، پس از اطمینان از رفع خطر اعدام ، به شهرهای خود بازگشتند. امام خمینی و دو مرجع دستگیرشدة دیگر، پس از مدتی نزدیک دو ماه ، به منزلی در قیطریة تهران انتقال یافتند.

قیام پانزده خرداد بازتابهای متفاوتی به جای گذاشت . گذشته از واکنش هیئت دولت که به طرق مختلف سعی در مخدوش جلوه دادن واقعه داشتند، حزب تودة ایران با آنکه اصلاحات را سیاست امریکاییها برای تشکیل پایگاهی در مقابل شوروی و ایجاد دریچة اطمینان جهت جلوگیری از شورشهای دهقانی تلقی می کرد (کیانوری ، ص 405ـ406) نه تنها در تکوین قیام هیچگونه همسویی با روحانیان و مردم نداشت ، بلکه آن را حرکتی مرتجعانه در طرفداری از مالکان بزرگ قلمداد کرد (مرکز اسناد انقلاب اسلامی .

آرشیو، پروندة ش 118، ص 179؛ نیز رجوع کنید به طبری ، ص 21). روشنفکران نیز غالباً از هرنوع همکاری خودداری کردند و حتی برخی از آنان ، به تعبیر آل احمد (ص 277ـ 278)، روحانیت را «نمایندة ارتجاع » خواندند و گمان کردند حضرات به قصد بازگرداندن مالکیت یا حجاب زنان ] ! [ به اعتراض برخاسته اند». این در حالی است که خود او معتقد است که حرکت روحانیت گامی «به سوی عدالت و استقرار حقوق اجتماعی » بوده است (ص 291). مورخان و تحلیل گران مسایل ایران نیز محور اصلی مبارزة امام خمینی را مخالفت با اساس سیاستهای شاه می دانند (آبراهامیان ، ص 523؛ کدی ، ص 237).

سه شنبه 7/3/1392 - 10:0 - 0 تشکر 606636

قیام پانزده خرداد در کشورهای همجوار نیز بازتاب وسیعی داشت . شیعیان پاکستان به حمایت از امام خمینی تظاهرات کردند و با مقابلة پلیس پاکستان مواجه شدند (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 117، ص 320)؛ شیخ محمود شلتوت ، رئیس دانشگاه الازهر مصر، اقدام مستبدانه دولت ایران را علیه رهبران مذهبی تقبیح کرد (همان ، پروندة ش 118، ص 201)؛ جراید غربی نیز با درج گزارشهایی به ریشه یابی واقعه پرداختند، از جمله روزنامة لوموند پاریس در ارزیابی خود، علت قیام را بی عدالتی و بحران اقتصادی و فساد در دستگاه حکومتی ذکر کرد و یادآور شد که از نظر مردم اصلاحات شاه تحت تأثیر امریکاییها بوده است (همان ، پروندة ش 117، ص 224ـ226). ولی روزنامة ایزوستیا ارگان رسمی دولت شوروی در حمایت از اصلاحات شاه به روحانیان تاخته آنان را مرتجع خواند ( کیهان ، ش 5961، 18 خرداد 1342، ص 10). دفاع مطبوعات شوروی از برنامه های اصلاحی شاه مسرت خاطر وی را فراهم ساخت (همان ، ش 5968، 26 خرداد 1342، ص 1). روزنامة اورشلیم پُست در واکنش به حوادث ایران اظهار امیدواری کرد که این جریان در روابط ایران با اسرائیل اثر سوئی نخواهد داشت و «دولت ایران اجازه نخواهد داد که سیاست خارجی او را عوامفریبان دیکته کنند» (مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 118، ص 226).

از سوی دیگر، امام خمینی که در فروردین 1343 از حصر آزاد شد و به قم بازگشت ، در نخستین اعلامیة خود از مصیبت پانزده خرداد یاد کرد و اظهار داشت که «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است » (امام خمینی ، ج 1، ص 101) و در سالگرد حادثه نیز همراه با چند تن از مراجع تقلید، پانزده خرداد را روز عزا اعلام کردند (همان ، ج 1، ص 118ـ120). در سالگرد قیام ، همه ساله برای زنده نگه داشتن یاد شهدای 15 خرداد و رویارویی مستقیم امام خمینی با حکومت شاه ، مراسم یادبودی به صورت غیررسمی و مخفیانه در قم برگزار می شد؛ از جمله در 17 خرداد 1354 در مدرسة فیضیة قم ، گروهی از طلاب با برپایی مجلسی برای بزرگداشت دوازدهمین سالگشت قیام ، به ابراز مخالفت با حکومت پهلوی پرداختند که به هجوم مأموران دولتی و دستگیری 350 تن از طلاب منجر شد ( حماسة 17 خرداد 1354 ، مقدمه ، ص 11ـ12). پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بار دیگر امام خمینی به پاس قیام دینی پانزده خرداد و به یاد شهدا و مصیبت دیدگان واقعه ، روز پانزده خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام کرد و اظهار داشت که این روز در عین حالی که مصیبت بود، از آن جهت که به استقلال و آزادی کشور منتهی شد، مبارک است (امام خمینی ، ج 4، ص 354، ج 7، ص 297).

قیام پانزده خرداد نقطة عطفی در مبارزات ملت ایران در برابر حکومت پهلوی بود که استمرار یاد و خاطرة آن به قیام سراسری 1357 ش و پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. درواقع ، این قیام بود که «نطفة جمهوری اسلامی را به وجود آورد... و اگر نهضت و قیام پانزدهم خرداد با آن ابعاد در آن روز به وجود نمی آمد جنبش ] اسلامی مردم ایران [ سرنوشت دیگری داشت » ( در مکتب جمعه ، همانجا).

سه شنبه 7/3/1392 - 10:1 - 0 تشکر 606637

منابع : یرواند آبراهامیان ، ایران بین دو انقلاب : درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران معاصر ، ترجمة احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتّاحی ولی لایی ، تهران 1377ش ؛ جلال آل احمد، در خدمت و خیانت روشنفکران ، تهران 1374ش ؛ اسنادی از جمعیتهای مؤتلفة اسلامی ، جاما، حزب ملل اسلامی ، تهران : نشر نصر، 1353ش ؛ ایران . هیأت دولت ، متن کامل مذاکرات هیأت دولت طاغوت در پانزده خرداد 1342 ، تهران ] بی تا. [ ؛ مهدی بازرگان ، خاطرات بازرگان : شصت سال خدمت و مقاومت ، گفتگو با غلامرضا نجاتی ، ج 1، تهران 1375ش ؛ همو، مدافعات در دادگاه غیرصالح تجدیدنظر نظامی ، تهران 1350ش ؛ حماسة 17 خرداد 1354 مدرسة فیضیه ، به کوشش علی شیرخانی ، تهران : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، 1377ش ؛ روح الله خمینی ، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، صحیفة نور ، تهران 1370ش ـ ؛ در مکتب جمعه : مجموعة خطبه های نماز جمعه تهران ، ج 2، تهران : وزارت ارشاد اسلامی ، 1364ش ؛ علی دوّانی ، نهضت روحانیون ایران ، ج 3، تهران 1377ش ؛ حمید روحانی ، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی در ایران ، ج 1، تهران 1358ش ؛ عباس زری باف ، « ] خاطرات [ سیدعباس زری باف »، در خاطرات 15 خرداد ، دفتر 4: بازار ، چاپ علی باقری ، تهران 1375ش ؛ محمدباقر سلطانی طباطبائی ، «مصاحبه با آیة الله سیدمحمدباقر سلطانی طباطبائی »، حوزه ، سال 8 ، ش 1 و 2 (فروردین ـ تیر 1370)؛ حسین صالحی ، « ] خاطرات [ حسین صالحی »، در خاطرات 15 خرداد ، دفتر 4: بازار ؛ احسان طبری ، کژراهه : خاطراتی از تاریخ حزب توده ، تهران 1367ش ؛ مهدی عراقی ، ناگفته ها: خاطرات شهید حاج مهدی عراقی ، به کوشش محمود مقدسی ، مسعود دهشور، و حمیدرضا شیرازی ، تهران 1ش ؛ محمدفاضل موحدی لنکرانی ، «مصاحبه با آیة الله محمدفاضل لنکرانی »، حوزه ، سال 8 ، ش 1 و 2 (فروردین ـ تیر 1370)؛ محمدتقی فلسفی ، خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفی ، تهران 1376ش ؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک ، ج 1: زمینه ها ، تهران : وزارت اطلاعات ، مرکز بررسی اسناد تاریخی ، 1378ش ؛ نیکی کدی ، ریشه های انقلاب ایران ، ترجمة عبدالرحیم گواهی ، تهران 1369ش ؛ غلامرضا کرباسچی ، «انقلاب اسلامی ایران به روایت خاطره »، قسمت 2، یاد ، سال 4، ش 14 (بهار 1368 الف )؛ همان ، قسمت 4، یاد ، سال 5، ش 17 (زمستان 1368 ب )؛ همو، «زمینه های انقلاب اسلامی به روایت خاطره »، یاد ، سال 3، ش 9 (زمستان 1366)؛ همو، «موضع احزاب و گروههای سیاسی در مبارزة روحانیت علیه مسئلة رفراندم و لوایح شش گانه »، یاد ، سال 4، ش 16 (پاییز 1368 ج )؛ نورالدین کیانوری ، خاطرات نورالدّین کیانوری ، تهران 1372ش ؛ محسن لبانی ، « ] خاطرات [ محسن لبانی »، در خاطرات 15 خرداد ، دفتر 4: بازار ؛ محمدرضا پهلوی ، شاه مخلوع ایران ، انقلاب سفید ، تهران 1345ش ؛ همو، مجموعة تألیفات ، نطقها، پیامها، مصاحبه ها و بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران ، تهران ?] 1347 [ ؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، اسناد انقلاب اسلامی ، تهران ، ج 1، 1374 ش ، ج 5، 1374ش ؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، «پرونده های اسناد ساواک : قیام پانزده خرداد»؛ جواد مقصودی ، « ] خاطرات [ جواد مقصودی »، در خاطرات 15 خرداد ، دفتر 4: بازار ؛ جواد منصوری ، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ، ج 1، تهران 1377ش ؛ نهضت آزادی ایران ، صفحاتی از تاریخ معاصر ایران : اسناد نهضت آزادی ایران ، 1340ـ1344 ، ج 1: بیانیه ها و تفسیرهای سیاسی ، تهران 1361ش ؛ رضا نیری ، « ] خاطرات [ سیدرضا نیری »، در خاطرات 15 خرداد ، دفتر 4: بازار ؛ اکبر هاشمی رفسنجانی ، هاشمی رفسنجانی : دوران مبارزه ، چاپ محسن هاشمی ، تهران 1376ش ؛ یادنامه : زندگینامة شهدای انقلاب اسلامی تهران از 15 خرداد 42 تا پایان سال 57 ، ج 1، تهران : بنیاد شهید انقلاب اسلامی ، 1373 ش .

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.