• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 701)
جمعه 27/2/1392 - 22:39 -0 تشکر 604336
☀ خاطرات شیرین حضرت امام خمینی رحمة الله علیه ☀


راز لبخند امام به روایت یک عکاس

اباصلت بیات در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و مقاومت باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: از سال 1359 در اداره بنیاد اندیشه اسلامی که 9 نشریه داشت، فعالیتم را آغاز کردم و عکس‌های متعددی از نمازهای جمعه، سوژه‌های مختلف خبری روز در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌گرفتم.
وی ادامه داد: در طول این سال‌ها از این اداره به بیت رهبری معرفی شدم تا در دیدارهای مردمی، نمایندگان و مهمانان خارجی عکس‌هایی بگیرم؛ روزهای مختلف به دیدار ایشان رفتم؛ یکبار در سال 1358 به همراه سایر خبرنگاران و عکاسان برای عکسبرداری به بیت رهبری معرفی شدم.



امام خمینی(ره)؛ عکس از اباصلت بیات

این عکاس انقلاب و دفاع مقدس یادآور شد: بعد از برنامه دیدار، 5 دقیقه هم به ما فرصت دادند تا از حضرت امام خمینی (ره) عکس بگیریم. بنده هم که شور و حال خاصی داشتم خیلی خودمانی به ایشان گفتم «حضرت امام، مردم به لبخند شما نیاز دارند». ایشان هم محبت کردند و لبخندی زدند که برای همیشه در قاب دوربین من ثبت شد و به نظر من یکی از ماندگارترین لبخندهای تاریخ است.


امام خمینی(ره)؛ عکس از اباصلت بیات

وی افزود: یک بار دیگر هم در سال 64 به دیدار امام خمینی(ره) مشرف شدم؛ در بیت رهبری هم مرا می‌شناختند؛ دیدم حضرت امام خیلی جدی هستند، به ایشان نزدیک شدم و گفتم «لطف کنید یک بار دیگر لبخند بزنید»؛ ایشان هم تبسم زیبایی کردند. اطرافیان امام به این حرف من خندیدند و گل لبخند دوباره بر لب‌های امام نقش بست.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:40 - 0 تشکر 604337






این لباس هیچ عیبی ندارد
من پیراهنی از حضرت امام «قدس سرة» دیدم که به ایشان گفتم خوب است بدهیم روزنامه ها عکس این پیراهن را چاپ کنند. این پیراهن ظاهراً آستینش کوتاه بوده و مادرم هم خواسته بود که حرام نشود و در ضمن تکّه لباس را هم از بین نبرند؛ لذا تکّه ای از وسط بازوی آستینش را بریده بودند و یک تکّه تقریباً چهار انگشت به جایش دوخته بودند؛ اما نه رنگش رنگ آن پارچه بود و نه جنسش. لباس نو بود و سفید تترون، اما آن پارچه چلوار بود. یکی دو تکّه از وسط دوخته بودند و خیلی ناهماهنگ بود. من وقتی نگاه کردم به امام گفتم: بدهید عکسش را در روزنامه بیندازند که ببینند لباس شما چه جور لباسی است. آقا گفتند: «نه؛ هیچ عیبی ندارد». گفتم: من که نمی گویم عیب دارد. ولی خوب، یک خورده ناهماهنگ است. فرمودند «نه؛ خیلی خوب است. دست به آن نزن، بگذار باشد، خیلی خوب است».

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:40 - 0 تشکر 604338


کسی برای ریاست من، حتی یک وجب قدم بر ندارد
آیت الله بروجردی «قدس سرة» که مرحوم شدند، همه مردم در صدد بودند ببینند چه کسی مرجع تقلید خواهد شد. ما شاگردان حضرت امام «قدس سرة» در صدد افتادیم که در تشییع جنازه آقای بروجردی «قدس سرة»، از امام تجلیل کنیم و از این طریق در عمل بفهمانیم که عده کثیری از طلاب حوزه طرفدار زعامت و مرجعیت امام هستند؛ لذا متر صد بودیم اطراف ایشان را در تشییع جنازه هر کجا باشد بگیریم و صلوات و سلامی هم به راه انداخته، هم ارادت قلبی خود را به امام ابراز کنیم و هم ایشان را به مردم معرفی کنیم. ولی هر چه در تشییع جنازه گشتیم، امام را پیدا نکردیم. خود امام بعداً فرمودند: «من که به تشییع جناره آقای بروجردی نیامدم، برای این نبود که کسالتم آنقدر شدید بود که نمی توانستم تشییع جنازه بیایم؛ بلکه نیامدم به خاطر اینکه دیدم تشییع جنازه تبعاتی دارد و در آنجا مسائلی مطرح خواهد شد. و من برای آنکه از آن مسائل دور باشم و کنار باشم، از تشییع جنازه صرف نظر کردم». بعد فرمودند: «هر کس که به من علاقه دارد، بگذارد آن علاقه در همان محدوده قلب او بماند. کسی برای ریاست من حتی یک وجب قدم بر ندارد».


یک قبا و لبّاده
حضرت امام «قدس سرة» همیشه زیاد به حمام می رفتند و زیاد لباس عوض می کردند.- ولی با این حال- شاید سال ها و سال ها یک قبا و لبّاده داشتند و می پوشیدند که همه به صدا در می آمدند که فلانی چقدر این یک قبا را می پوشد؛ ولی همین یک قبا، آن قدر تمیز بود که شاید کمتر کسی به نظافت ایشان در قم پیدا می شد.
شاید خیلی از مردم تقیّدی به مسواک کردن نداشته باشند، ولی امام مقیّد بودند. ایشان به استحمام به موقع و معطّر کردن بدن خیلی اهمیّت می دادند. ایشان در نجف هر وقت می خواستند به حرم مشرّف بشوند، همان طوری که خانم می گویند، همیشه کفش هایشان را دستمال می کشیدند. یک آینه هم توی حیاط داشتند که جلوی آینه می رفتند و محاستشان را شانه می کردند.- بعد هم- عطر می زدند و از خانه بیرون می رفتند.


خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:41 - 0 تشکر 604339



مگر منزل صدر اعظم است؟
فرش های بیرونی منزل حضرت امام «قدس سرة» در نجف که شب ها به آن تشریف می آوردند، ناقص بود؛ یعنی قسمتی از اتاق خالی بود. خدمت آقا عرض کردم اجازه بدهید یک فرش برای اینجا تهیه شود. فرمودند: «توی اندرونی هست». عرض کردم آنجا گلیم است و با این جور در نمی آید. امام فرمودند: «مگر منزل صدر اعظم است؟» عرض کردم: فوق صدر اعظم است، منزل امام زمان (عجل الله تعالی و فرجه و شریف) است. فرمودند: «امام زمان (عجل الله تعالی و فرجه و شریف) خودش معلوم نیست در منزلش چی افتاده است».


نهایت صرفه جویی
در احوالات حضرت امام «قدس سرة» نقل است که وقتی نیمه شب ها برای نماز شب بلند می شدند، وقتی می خواستند از اتاق خارج شوند، اول چراغ کوچک داخل اتاق را که روشن بود، خاموش می کردند و بعد چراغ بیرون را روشن می کردند. موقع برگشتن هم عکس این کار را می کردند، که مبادا یک لحظه برق اضافی مصرف شود. یعنی ایشان حاضر نبودند حتی برای یک لحظه دو چراغ با هم روشن باشد.



منبع: سایت تبیان

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:43 - 0 تشکر 604340



سلام کردن واجب نیست
حضرت امام «قدس سرة» صحبت بی مورد زن ها با نامحرم را ضرورت نمی دیدند. من 15 ساله بودم که مرحوم آقای اشراقی «رضی الله عنه» داماد ما شدند. یک روز ما منزل ایشان دعوت داشتیم. همین طور که من و امام با هم وارد شدیم، دیدم آقای اشراقی «رضی الله عنه» دارند به استقبال ما می آیند. من به امام گفتم: «سلام بکنم؟» آقا فرمودند: «واجب نیست». من هم از داخل باغچه رد شدم، تا با آقای اشراقی روبرو نشوم.



کسی اینجا هست
حضرت امام «قدس سرة» در خصوص ارتباط زن و مرد و برخورد با نامحرمان بسیار حساس بودند. مثلاً در خانه خودشان وقتی که یکی از نوه های پسرشان مکلّف می شد، دیگر با آن ها در یک اتاق نمی نشستیم. البته جالب اینجاست که وقتی ما نزدشان بودیم، نمی گفتند که ما از اتاق بیرون برویم، بلکه به آن نوه پسر می گفتند بیرون برود. یا اگر من پهلوی ایشان بودم و نوه مکلّف شده شان که مثل پسر خود من بود، می خواست وارد بشود، آقا می گفتند: «کسی اینجا هست».



خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:43 - 0 تشکر 604341


چادر برای زن بهتر است

من وقتی از فرانسه آمدم، هنوز مانتو شلوار تنم بود. در مهران که پایم صدمه خورده بود و عصایی زیر دستم بود، با آن مانتو شلوار خدمت حضرت امام «قدس سرة» رسیدم تا گزارش بدهم. ایشان فرمودند: «شما- اگر- چادر ندارید، بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ «گفتم: نه حاج آقا چادر دارم، اما چون به کوه می رفتم و اسلحه روی دوش و فشنگ به کمرم بود، قمقمه هم به پهلویم آویزان بود، و گاهی هم سه پایه تیر بار را حمل می کردم و از کوه بالا می رفتم، این بود که اگر هم چادر به سر می کردم، خیلی مشکل بود. امام فرمود: «چادر برای زن بهتر است». من از همان جا آمدم و چادر سرم کردم و دیگر برنداشتم. قبلاً هم چادری بودم، ولی بعد مانتو شلوار می پوشیدم. در فرانسه هم خدمتشان با مانتو و شلوار و مقنعه خاص خودم بودم.














خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:44 - 0 تشکر 604342



این غیبت است
یک شب بعد از نماز، حضرت امام «قدس سرة» نشسته بودند و من هم در خدمتشان بودم. فاطمه خانم- خدمتکار منزل- چای آورد و جلوی ما گذاشت. خدمتکار دیگر منزل هم در گوشه اتاق مشغول کار بود. به آقا عرض کردم: این فاطمه خانم خیلی خدمتکار خوبی است. آقا فرمودند: «غیبت نکنید». عرض کردم: آقا من که غیبت نکردم، گفتم ایشان خوب هستند. آقا فرمودند: «همین که شما می گویید این خوب است، چون او- خدمتکار دیگر- می شنود، به نظر می آید که شما می خواهی بگویی. او خوب نیست و این غیبت است».


خدا هم خوشش می آمد
حضرت امام «قدس سرة» در خصوص نماز خواندن بچه ها، عنایت ویژه ای داشتند. گاهی که امام پسر هشت ساله ام را می دیدند، به او می گفتند: «نمازت را خوانده ای؟» من می گفتم: آقا او هنوز به سنّ تکلیف نرسیده است. می فرمودند: «بچه ها قبل از رسیدن به سنّ تکلیف باید رو به نماز بایستند تا عادت کنند». هر وقت ایشان بچه ها را می دیدند، می پرسیدند: «نمازت را خوانده ای؟» اگر نخوانده بودند، آقا جا نماز خودشان را به آن ها می دادند و می گفتند: «برو وضویت را بگیر و بیا نمازت را بخوان» و بعد از نماز رو به آن ها نصیحت می کردند که: «ببین! اگر همین نماز را به موقع می خواندی، چقدر بهتر بود؛ خدا هم خوشش می آمد».
یک روز امام داشتند توی حیاط قدم می زدند. من که آمدم از کنارشان رد شوم، به من گفتند: «بیا اینجا». وقتی پیش ایشان رفتم به من گفتند: «نمازت را خوانده ای؟» گفتم: نه. امام فرمودند: «زود برو نمازت را بخوان که از ارزشش کم نشود». که من هم رفتم و نمازم را خواندم.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:44 - 0 تشکر 604343




برنامه چهارده ساله نجف
رسم حضرت امام «قدس سرة» در طی اقامت در نجف آن بود که شب ها ساعت دو و نیم و در این سال های اخیر ساعت دواز شب گذشته از داخل منزل به بیرونی تشریف می آوردند و طلاب و مردم را به حضور می پذیرفتند. سپس در ساعت سه از شب گذشته- پس از مغرب- به حرم مطهر امیرالمومنین علیه السلام مشرف می شدند و زیارت امین الله را ایستاده و زیارت جامعه کبیره را نشسته می خواندند و بعد از خواندن نماز زیارت، به منزل مراجعت می فرمودند. این برنامه آقا در تمام چهارده سال سکونت شان در نجف بود، به استثنای شب های شنبه در فصل تابستان که وقت شستشوی حرم و رواق ها بعد از نماز مغرب و عشاء بود که امام در این شب به حرم مشرف نمی شدند.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 27/2/1392 - 22:45 - 0 تشکر 604344


حفظ نظم

تقیّد و التزام حضرت امام «قدس سرة» به قوانین و مقرّرات منحصر به نظام اسلامی نبود. ایشان حتی در رژیم باطل پهلوی نیز مشابه این روش را داشتند. مرحوم آیت الله شهید حاج آقا مصطفی خمینی «قدس سرة» نقل می کرد در شهر همدان امام به هنگام عبور از عرض یکی از خیابان ها، مسافت زیادی را طی می کردند تا از تقاطع عابر پیاده عبور کنند و مجبور نباشند قدم روی چمن ها بگذارند.
در نجف شبی در محضر امام بودم که یکی از طلاب حاضر در مجلس، از ایشان سوال نمود که آیا می توان برای تمبر هشت ریالی دو ریال داد؟ اما در پاسخ فرمودند: «این کار جایز نیست» و اضافه کردند: «حتی اگر استالین هم روی کار باشد، حفظ نظم از اهم واجباب است».



از این گوشت نمی خورم

یکی از خصوصیات بارز حضرت امام «قدس سرة» این بود که حتی در مملکت کفر هم حقوق و قوانین اجتماعی آن جامعه را رعایت می کردند. از جمله وقتی در پاریس برادران پولی جمع کرده و گوسفندی خریدند و آن را در پشت حیاطی که امام برای نماز به آنجا می آمدند، ذبح کردند و به مناسبت شب عاشورا مقداری از آن خوراک تهیه کردند و مقداری از آن را هم برای منزل امام فرستادند. چون در فرانسه قانونی وجود دارد که طبق آن ذبح هر حیوانی در خارج از کشتارگاه به خاطر رعایت مسائل بهداشتی ممنوع است، تا امام از چنین قانونی اطلاع یافتند، فرمودند: «چون تخلف حکومت اینجا شده است، من از این گوشت نمی خورم».


تنظیم ساعت با وقت نماز امام
نظم در ترتیب زندگی حضرت امام «قدس سرة» در پاریس طوری بود که حتی روی برنامه و کار پلیس های فرانسه هم اثر گذاشته بود. من از داخل پنجره اتاقم که در منزل امام بود، می دیدم که هنوز درب منزل امام باز نشده، آن ها از ماشین ها پیاده می شدند تا امام را بدرقه کنند. پلیس ها چند بار به برادرها گفته بودند که ما اگر ساعتمان عقب یا جلو باشد، از روی تنظیم وقت امام برای نماز، ساعت صحیح را می توانیم بفهمیم و این نظم برای آن ها خیلی عجیب بود.


می توانم فکر نکنم

حضرت امام «قدس سرة» در برابر اصرار ما که از ایشان می خواستیم از خاطرات زندان ترکیه برایمان تعریف کنند، به طور منظم هر شب فقط ده دقیقه تعریف می کردند و نه بیشتر؛ چرا که این زمان را به این کار اختصاص داده بودند و بعد هم به رختخواب می رفتند و می فرمودند: «اگر چه خوابم نمی برد، اما ساعت خواب است». من می گفتم: توی رختخواب که بیدار هستید، بالاخره فکر و اینها هم به سویتان می آید؛ پس برایمان تعریف کنید. ایشان می گفتند: «نه، می توانم فکر نکنم». می گفتم: اگر نیم ساعت در رختخواب می غلطید و خوابتان نمی برد، فکر هم نمی کنید؟ امام می گفتند: «می توانم فکر نکنم».
من تا آن موقع عظمت آن حرف را نفهمیده بودم که چگونه می شود تسلط انسان بر نفسش به حدّی باشد که حتی بتواند فکر هم نکند.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

شنبه 28/2/1392 - 10:40 - 0 تشکر 604433

چقد دلم برا امام خمینی تنگ شده بود

مرسی

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.