• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 562)
چهارشنبه 4/2/1392 - 17:36 -0 تشکر 599738
سریال «پروانه»

«جلیل سامان» كارگردان سریال «پروانه» در گفت‌وگو با تهران امروز:
می‌خواهم مخاطب عمیق‌تری داشته باشم

 

 

آنقدر سریال ساختن در این ژانر سختی دارد و آنقدر با مشكل روبه‌رو شده‌ام كه یا باید خیلی حمایت شوم برای ادامه دادن یا كار خیلی جذاب باشد كه دوباره سریال تاریخی بسازم. همه چیز بستگی به قصه دارد


«جلیل سامان» را با سریال خوش‌ساخت و دهه‌فجری «ارمغان تاریكی» شناختیم؛ سریالی كه توانست در میان مخاطبان تلویزیونی حسابی جا باز كند. او در دومین كارش برای تلویزیون یك سریال دهه پنجاهی دیگر كارگردانی كرد كه از شبكه سه در حال پخش است. سریال «پروانه» با بازی «حامد كمیلی» این شب‌ها مردم را پای تلویزیون می‌نشاند. با سامان درباره این سریال گفت‌وگو كردیم.



حضور در تلویزیون را با سریال ارمغان تاریكی تجربه كردید، سریالی كه درباره گروهك منافقین و مربوط به قبل از انقلاب و اوایلش بود. نگران این نبودید به كه سریال پروانه به خاطر شباهت‌هایی كه ممكن است به ارمغان تاریكی داشته باشد، با افت مخاطب روبه‌رو شود؟

راستش نه، نگرانی‌ای در این‌باره نداشتم. چون این سریال از نظر داستانی با آن یكی تفاوت دارد.

از همان روزهای اول كه سریال شروع شد بعضی از مخاطبان نسبت به ریتم كندی كه داشت معترض بودند. خودتان قبول دارید كه در اوایل شروع سریال، كمی ریتمش كند و كسل كننده بود؟

قبول ندارم! فكر می‌كنم آنقدر حجم اتفاقات هر قسمت زیاد است كه دیگر ریتم كند برایش معنا پیدا نمی‌كند. من نمی‌دانم چطور بعضی‌ها گفته‌اند ریتمش كند بوده. شاید این بعضی‌ها به این دلیل می‌گویند كند است كه اتفاقاتی كه در هر قسمت رخ می‌دهد نیاز به تامل داشته و نمی‌شده بدون فكر از آنها گذشت و این افراد، افراد بی‌حوصله‌ای بودند!

یعنی می‌خواهید بگویید اتفاقات این سریال نیاز به تفكر دارد؟!

نه. منظورم این است كه مضمون حوادث رخ داده در هر قسمت گاهی وقت‌ها نه تنها كم نبود كه زیاد هم بوده. اینكه می‌گویند ریتم كند دارد را نمی‌دانم چطور! البته ریتم، بستگی به زندگی آدم‌ها دارد. برای بعضی افرادی كه زیاد اهل تامل نیستند و كارهایشان را به آرامی انجام می‌دهند شاید ریتم سریال تند باشد. ولی برای كسانی كه ریتم زندگی‌شان تند است و هر كاری را خیلی زود انجام می‌دهند و اهل تندكاری هستند، سریال ریتم كندی دارد. البته ریتم، یك مقیاس نسبی است همانطور كه گفتم نسبت به آدم‌های مختلف با هم فرق می‌كند.

اعتراض دیگری كه به سریال شما وارد بود این است كه بیشتر صحنه‌ها در شب گرفته شده وتمامی صحنه‌ها تاریك هستند. یعنی جلیل سامان برای اینكه برای ساخت دكور با آن ریزه‌كاری‌هایی‌اش در دهه 50 و 60 وجود دارد، زحمت زیادی به خودش ندهد، صحنه‌ها را در شب گرفته؟

خب بعضی از این صحنه‌ها از لحاظ حسی نیاز به تاریكی دارند، مثلا كسی كه در تاریكی نیاز دارد كاری انجام دهد و با خودش خلوت كند یا مثلا شمعی روشن كند و چیزی را مطالعه كند. اندازه نماها و تاریكی شب بستگی به این دارد كه كارگردان چه می‌خواهد بگوید و چه قصدی دارد. البته مشكلی كه در كشور ما وجود دارد این است كه فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، مخاطبان را به نور سقفی عادت داده‌اند. یعنی آنقدر صحنه سریال‌ها و فیلم‌ها روشن است كه مخاطب عادت دارد در همه صحنه‌ها و فیلم‌ها همه چیز را روشن ببیند. معمولا در فیلم‌ها نور را به سقف آویزان می‌كنند و همه جا پرنور می‌شود. این كار باعث شده اكثر مخاطبان ما با زیبایی‌شناسی بصری بیگانه باشند. من اصلا كسانی را مخاطب اصلی این سریال می‌دانم كه با این زیبایی‌شناسی آشنا باشند.

یعنی از روی عمد بیشتر صحنه‌ها را تاریك گرفتید؟!

عمد كه در كار بوده ولی نه به‌خاطر چیزی كه گفتم. بعضی از این صحنه‌ها را می‌شد روشن‌تر هم گرفت ولی به‌خاطر اینكه حسشان عوض می‌شد، این كار را نكردم. اصلا با این كار می‌خواستم در بعضی جاها مخاطب همراه فیلم شود. یعنی یك جایی من به‌خاطر آنها جلو بروم و یك جایی آنها به خاطر سریال جلو بیایند. در واقع با این كار می‌خواستم افرادی با قصه ارتباط قرار كنند كه زبان تصویری را خوب می‌شناسند. زبان تصویری زبانی است كه همه آن را می‌فهمند. زبانی است كه هر كسی با هر ملیتی با آن ارتباط برقرار می‌كند. وقتی زبان، گفت‌وگویی شود، دیگر زبان بین‌المللی نیست. وقتی یك صحنه عاشقانه پخش شود، بدون گفت‌وگو، همه مردم دنیا با آن ارتباط برقرار می‌كنند.

یعنی اصلا برایتان مهم نیست كه با این كار، با ریزش مخاطب روبه‌رو شوید؟

من ترجیح می‌دهم مخاطبانی داشته باشم با سلیقه بهتر. كسانی كه با عمق بیشتری به سریال نگاه می‌كنند. در واقع من برای كسانی سریال می‌سازم كه نگاه عمیق‌تری دارند.

در زمان پخش ارمغان تاریكی در مصاحبه‌ای كه با شما داشتم گفتید از بازیگران نه چندان معروف برای ایفای نقش اول استفاده كردید به این دلیل كه بازیگران شناخته شده‌تر نپذیرفته بودند كه با شما همكاری كنند. برای این سریال هم به چنین مشكلی برخورد كردید؟ یعنی باز هم برای ایفای نقش‌ها سراغ چهره‌های شناخته شده رفتید كه احیانا قبول نكرده باشند؟

بله. همیشه همین‌طور است. من برای این كار هم می‌خواستم از كسانی دعوت كنم كه چهره‌های شناخته شده‌تری هستند ولی نشد.

چرا نشد؟

خب، بعضی از این افراد قبول نمی‌كردند. مثلا در این سریال تصمیم گرفته بودم كه امیر آقایی را برای گذشته بشرزاد دعوت به كار كنم. می‌خواستم برای قبل از انقلاب این شخصیت، از او كمك بگیرم ولی نیامد و من مجبور شدم كل شخصیت را عوض كنم و همین باعث شد لطمه بزرگی به كار بخورد. البته نمی‌خواهم بگویم به دلیل خاصی نیامد و اعتراض كنم. در آن زمان كار داشت و نمی‌توانست در سریال من بازی كند.

حامد كمیلی انتخاب اولتان برای نقش اول بود یا او را هم از روی جبر انتخاب كردید و شخص دیگری را به جای او می‌خواستید؟

من برای این نقش چند گزینه داشتم. وقتی با هر كدام حرف زدم و شرایط‌شان را سنجیدم كه ببینم در كار دیگری هستند یا نه، تنها گزینه باقی‌مانده حامد كمیلی بود كه می‌توانم بگویم او گزینه اول برای این كار است.

برای ساخت دكور هم به شیوه ارمغان تاریكی عمل كردید؟ چون در آن زمان دنبال خیابان‌ها و كوچه‌هایی در تهران رفته بودید كه كمتر دیده شده بودند و جزئیات را به خوبی رعایت كرده بودید.

بله. همان كار را كردم. ولی مشكل در كارهای تاریخی در طراحی صحنه است. ما در این كار خیلی مشكل داشتیم. طراحی صحنه باید در زمان پیش‌تولید انجام شود. ما 4 طراح صحنه داشتیم كه مدام عوض می‌شدند. حتی چهارمین نفر هم كه آمده بود رفت! بیشتر طراحی صحنه را خودم انجام دادم. طراحی‌های خارج را خودم انجام دادم و 40-50 درصد طراحی‌های داخلی هم با خودم بود.

مشكل چه بود كه طراحان صحنه می‌رفتند؟

مشكل اینجا بود؛ نفر اولی كه آمد نتوانست از پس كار بر بیاید. كوتاهی كرد و بقیه كسانی هم كه آمدند حتی فرصت خواندن فیلم‌نامه را نداشتند. طراحی صحنه باید در پیش تولید انجام شود كه چون این اتفاق در پیش تولید ما رخ نداد دیگرانی هم كه آمدند نمی‌توانستند كار را به خوبی انجام دهند. این كار هم هزینه زیادی برای ما برداشت و هم كسانی كه می‌آمدند نمی‌توانستند انتظار من را برآورده كنند و فشار زیادی به‌شان می‌آمد. همه‌اش تقصیر فرد طراحی بود كه در اول كار آمد.

در مصاحبه‌ای از شما خوانده بودم كه در زمان پخش ارمغان تاریكی ایده سریال پروانه به ذهنتان رسیده و از همان زمان تحقیق برای ساختش را شروع كردید. یعنی تحقیق سریال دو سال طول كشیده؟

نه. از همان زمان كه دقیقا شروع نكردم. كار دیگری در دست ساخت داشتم ولی انرژی اصلی‌ام روی این كار بود. یك سال مداوم روی كار متمركز بودم. زمان تصویر برداری هم همچنان روی فیلم‌نامه كار می‌كردم.

پس الان كه دارید سریال را می‌بینید باز در جاهایی از كار حتما با خود می‌گویید كه كاش بهتر ساخته بودم یا اگر اینطور می‌ساختم بهتر بود. نه؟

همیشه همینطور بوده. معمولا هنر برای آدم حسرت خلق می‌كند. وقتی سریال پخش می‌شود همش به این فكر می‌كنم كه اگر اینجا را اینطور ساخته بودم بهتر بود یا اگر آنجا را طور دیگری می‌گرفتیم جذاب‌تر از آب در می‌آمد. هنر همیشه رو به سوی كمال دارد و نقطه كمال، یك نقطه بی‌نهایت است.

شما دو سریال ساخته‌اید كه هردو درباره دوران قبل از انقلاب و زمان انقلاب بوده. می‌خواهید باز هم سریال ساختن در این ژانر را ادامه دهید

مگر دیوانه‌ام؟! آنقدر سریال ساختن در این ژانر سختی دارد و آنقدر با مشكل روبه‌رو شده‌ام كه یا باید خیلی حمایت شوم برای ادامه دادن یا كار خیلی جذاب باشد كه دوباره سریال تاریخی بسازم. همه چیز بستگی به قصه دارد. اگر قصه‌ای پیدا كنم كه آنقدر جذابیت داشته باشد كه خودم از ساختنش لذت ببرم حتما آن را می‌سازم و كاری ندارم كه مربوط به چه دورانی است. حتی اگر برای سال 2050 هم باشد، می‌سازم! اما این سریال، سریال آخرم درباره دهه فجر است.

قرار بود این سریال در دهه فجر پخش شود. چرا این اتفاق نیفتاد؟ مشكل چه بود؟

مشكل این بود كه سریال دیگری روی آنتن در حال پخش بود و ما باید منتظر می‌شدیم تا آن سریال تمام شود. بعدش كه می‌خواستند پخش كنند در اسفند بود كه خیلی زمان بدی بود. ما هم نخواستیم در اسفند پخش شود.
محبوبه شعاعی

منبع:روزنامه تهران امروز/شماره1152

گدای فاطمه(س)

يکشنبه 8/2/1392 - 20:25 - 0 تشکر 600431

گفت‌وگو با کارگردانی که برای خود دشمن‌تراشی می‌کند


جلیل سامان از آن کارگردان‌هایی است که با وسواس کار می‌کنند. او که دو سال پیش در همین روزها سریال «ارمغان تاریکی» را روی آنتن برده، حالا با «پروانه» به شبکه سه سیما بازگشته تا دومین سریالش را با فضای حوادث قبل از انقلاب به مخاطبان ارائه کند؛ سریالی که به نظر خودش، قصه‌ای سفارشی نیست بلکه برای بازگو شدن به بستری از ان تاریخ احتیاج دارد.


جلیل سامان در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا از تلاشش برای تولید سه‌گانه‌ای در همین حال و هوا هم گفته که البته ناکام مانده است! تا این کارگردان نتواند تکلیفش را با تاریخ، آدم‌ها و شخصیت‌ها روشن کند.


او شرایط این‌روزهای تلویزیون را هم نقد کرد و گفت: مشکل تلویزیون، مسائل مالی نیست. خیلی وقت‌ها هست که پول هست اما مدیریت و نظارت درستی بر آن نیست. او با صراحت می‌گوید بودجه در سازمان صداوسیما خراب می‌شود اما اذعان می‌کند که می‌داند با چنین نقدهایی برای خودش دشمن‌تراشی می‌کند.


کارگردان «پروانه» از سختی‌های تولید این سریال هم گفت؛ سریالی که نه معاصر است، نه یک سریال تاریخی که در شهرک‌های سینمایی فیلمبرداری شود.


همین است که یک سکانس تهران قدیم در شلوغی امروز خیابان‌های تهران، صبح تا شب وقت می‌گیرد تا گروه تولید با برخی ناملایمات از سوی همشهریانمان هم مواجه شوند. کسانی که گاه الفاظ تندی به کار می‌برند و کار سخت تولید را سخت‌تر می‌کنند. هر چند جلیل سامان تلاش می‌کند با این گروه هم با ملایمت برخورد کند و می‌گوید: این‌ها مردمی هستند که ما زندگی‌شان را به هم ریخته‌ایم.


*** سه‌گانه‌ای که ناکام ماند






جلیل سامان در ابتدای این گفت‌وگو درباره‌ی این‌که آیا قصد داشته با «ارمغان تاریکی»، «پروانه» و یک سریال دیگر، سه‌گانه‌ای را درباره حوادث منجر به انقلاب تولید کند؟ گفت: این خیال را داشتم؛ یعنی دوست داشتم که کار سومی هم وجود داشته باشد که تکلیفمان را بیشتر با تاریخ، آدم‌ها و شخصیت‌ها حل کنیم؛ منتهی فکر می‌کنم دیگر شرایطش وجود ندارد.


او ادامه داد:‌ شرایطی در حال حاضر وجود دارد و فشارهای عجیب و غریبی در برخی موارد به ما می‌آید که همیشه هم به خاطر مسایل مالی نیست. الان نه تنها تلویزیون، بلکه هیچ سازمان و ارگانی پول ندارد و ما باید در کارهایمان خیلی خیلی سختی بکشیم. اما وقتی هم هست که این شرایط وجود ندارد یعنی سازمان پول دارد اما باز هم مشکلات حل نمی‌شود. من در «ارمغان تاریکی» هم سختی‌ها و مشکلاتی داشتم که صرفا مشکلات مالی نبود.



*** هیچ وقت پول ویژه نگرفتیم


این کارگردان تاکید کرد:‌ وقتی کار «پروانه» را شروع کردیم، تلویزیون پول داشت. اما برآوردی که شد، برآورد واقع بینانه‌ای نبود. ما یک کار تاریخی می‌سازیم. من تعریف‌هایی مثل الف و الف ویژه را خیلی قبول ندارم. اما در هر کاری که انجام می‌دهیم چه تاریخی چه معاصر باشد تمام تلاشمان را می‌کنیم که خوب بسازیم. پول ویژه هم هیچ وقت نگرفتیم. اما سعی می‌کنیم کار ویژه‌ای بسازیم.


او سپس اشاره‌ای هم به ساخت سریال‌های تاریخی تلویزیون داشت و گفت: یک موقع کاری داریم که مربوط به 200 سال پیش 700 سال پیش یا 1000 سال پیش می‌شود. هر چه دورتر می‌شویم اطلاعات بیننده از آن زمان کمتر است؛ هر چه اطلاعات بیننده کمتر باشد، خاطره‌ای از آن زمان ندارد و اگر بگوییم در آن زمان پوشش و شرایط چگونه بوده، حتی اگر اشکلاتی هم وجود داشته باشد اما در حد معقول باشد، بیننده می‌پذیرد؛ مثلا اگر کلاهی طراحی کنید که در کلیتش درست باشد بیننده می‌پذیرد. اما این که آرم روی کلاه چه بوده باشد، فایده‌ای برای مخاطب ندارد. کسی دقیق نمی‌داند آرم روی کلاه قزاق‌ها چه بوده است اما همه‌ی کسانی که پای تلویزیون هستند، یک برادر خواهر، پدر یا مادر دارند که در آن دوره - سال 54 - بوده‌اند یا خودشان آن دوره را تجربه کرده‌اند؛ نه تنها تجربه کرده‌اند بلکه فیلم درباره‌ی آن دوره زیاد است. همین دهه فجر فیلم‌های زیادی پخش می‌شود که از راهپیمایی در خیابان‌ها بوده و مردم آدم‌ها، لباس‌ها، پوشش‌ها را می‌بینید.




*** «پروانه» را من به تلویزیون سفارش دادم


جلیل سامان یکی دیگر از دلیل کنار گذاشتن فصل سوم این سه گانه را برخورد سطحی برخی رسانه‌ها دانست و گفت: برخی رسانه‌ها به شدت سطحی برخورد می‌کنندY مثلا به بازیگران زنگ می‌کنند که چرا شما در کار سفارشی سامان بازی کرده‌اید. در حالی که این سفارش من به سازمان بود، من در طول عمرم حتی یک کار سفارشی انجام ندادم. فقط تیزر تبلیغاتی یک ساختمان بود، که من تیزری ساختم و خوب هم فروخت ولی هیچ کاری را نساختم و ننوشتم که سفارش جایی باشد؛ «ارمغان تاریکی» سفارش خودم بود. اصلا فضای سیاسی نداشت منتهی قصه من می‌طلبید که در چنین بستری باشد.


او در پاسخ به این پرسش که آیا «پروانه» هم بستر سیاسی دارد، تصریح کرد: به تعریف آدم‌هایی که به شکل عوامانه نگاه می‌کنند، این کار هم بستر سیاسی دارد. سیاست است که به ما می‌گوید باید چه کار کنیم که آینده خودمان، خانواده، سرزمین و جامعه‌مان دچار اشکال نشود. اگر بخواهیم پز این را بدهیم که من سیاسی نیستم، غلط است. با این وجود می‌گویم، «پروانه» فقط یک قصه است که سیاسی نیست.



*** چرا این فضا را دوست دارم؟


کارگردان سریال «پروانه» درباره‌ی علاقه‌اش به فضای سریال‌هایی مثل «پروانه» و «ارمغان تاریکی» هم توضیح داد: این کار سختی‌های زیادی دارد و برای تک‌تک پلان‌هایش سختی کشیدیم ولی چرا من این فضا را دوست دارم؟ به این خاطر است که خیلی از داستان‌ها در موقعیت خاص بهتر نتیجه می‌دهند.


او از «ارمغان تاریکی» مثال زد و گفت: یک مثال از «ارمغان تاریکی» می‌زنم، طرحی درباره یک جانباز بود که صورت همسرش بر اثر انفجار آبگرمکن می‌سوزد اما دوست ندارد شوهرش صورت او را ببیند. شوهر به خاطر این که او زجر نکشد، تا آخر عمر، خودش را به کوری می‌زند؛ از یک جانیاز یا روحانی بعید نیست همچنین کاری بکند. اما زمانی از لحاظ دراماتیک، قصه زیباتر است که تصمیم آدم‌ها موجب یک کار شود. انفجار آبگرمکن یک مساله کاملا اتفاقی است ولی اسید پاشیدن، انتخاب آدم‌هاست. اما بعد به این نتیجه رسیدیم که یک ازدواج باشد که دو طرف یکدیگر را اصلا دوست نداشته باشند. پس قصه ما شد ازدواج تشکیلاتی؛ ازدواج تشکیلاتی کجا بود؟ در سازمان مجاهدین.



*** اولویت تلویزیون با کارهایی است که فورس پخش داشته باشند


سامان ادامه داد: قصه‌ی سازمان مجاهدین، این طور وارد داستان شد در صورتی که طرحی که مصوب شده بود، اسم سازمان مجاهدین در آن نبود. وقتی که فیلمنامه آماده شد و آن را خواندند، گفتند چقدر خوب است که برای دهه‌ی فجر آماده شود و من پذیرفتم چون وقتی کاری فورس پخش داشته باشد، ‌سازمان اقساطش را به موقع می‌دهد و تعهد هم می‌دهد که به موقع پخشش کند ولی کارهایی که الان در حال تولید هستند و فورس زمانی ندارند متوقف شده‌اند. اولویت با کارهایی است که فورس زمانی دارند.


این کارگردان و نویسنده، تاکید کرد: هر قصه‌ای به بستر خاصی احتیاج دارد. اگر من این بستر را انتخاب کردم به خاطر این بود که قصه می‌طلبد این اتفاق برایش بیفتد و در همین قصه، هر زمان دیگری بگذارم، تاریخ غلطی بود.







*** بعضی از مدیران سازمان، این‌کاره نیستند


او در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به پرسشی درباره مشکل بودجه و تاثیر آن بر تولید برنامه‌ها، گفت: من می‌گویم حتی اگر بودجه باشد، ‌خراب می‌شود؛ یعنی پول در سازمان خراب می‌شود. خیلی از کارهایی که ساخته شده و یا پخش شده، با این که بودجه خوبی صرفش شده، کارهای خوبی نشده است. مشکل مدیریتی همچنان در سازمان وجود دارد.


جلیل سامان ادامه داد: مشکلی در مدیریت کشور ما وجود دارد این است که انتخاب‌ها، انتخاب‌های سیاسی است؛ یعنی اگر مدیری برای کاری انتخاب می‌شود، قبل از این که توانایی‌اش اثبات شده باشد، تعهدش به ان جناح خاص اثبات شده است. بعضی از آدم‌هایی که برای شبکه‌ها، گروه‌هایی مختلف، بخش‌های نظارتی مختلف، انتخاب می‌شوند آدم‌های سیاسی هستند که این کاره نیستند؛ البته باید آقای تخشید (مدیر گروه سریال شبکه سه) را استثنا کنم. وقتی این کاره نباشی، قصه را نمی‌فهمی، داستان را نمی‌فهمی، فیلمنامه را نمی‌فهمی و کارگردان خوب و بد را نمی‌توانی تشخیص بدهی.


او سپس برخی مشکلات دیگر هم اشاره و عنوان کرد: اما یک سری چیزهای دیگر هم هست که از نظر واقع‌گرایی بر کار تاثیر می‌گذارد؛ مثلا سال 54 خیلی‌ها حجاب نداشتند. ولی نمی‌شود گفت بگذار دختران بدون حجاب باشند تا ما فیلم‌مان را بسازیم. اما من راهکاری برای آن دارم. که انشالله نتیجه را خواهید دید.


*** کارگردانی که برای خودش دشمن‌تراشی می‌کند


جلیل سامان در پایان این گفت‌وگو اذعان کرد: من البته این روزها با همین نقدهای ملایمم برای خودم خیلی دشمن تراشی کرده‌ام اما امیدوارم به کسی برنخورد؛ گاهی هم تکانه‌ای لازم است برای تجدید نظر.


******


به گزارش ایسنا، سریال پروانه به کارگردانی جلیل سامان و تهیه کنندگی منصور سهراب پور هر شب ساعت 20 و 45 دقیقه از شبکه سه پخش می‌شود.


حامد کمیلی، با معرفی سارا بهرامی،نیما رئیسی، مهدی سلوکی، قطب‌الدین صادقی، هدایت هاشمی، شهرام عبدلی، فرشید نوابی، سپیده خداوردی و الهام چرخنده از بازیگران این مجموعه هستند.


مدیرتصویربرداری «پروانه» محمد افسری است، صدابرداری را محمد جواد مقدس بر عهده دارد، طراح گریم جلال‌الدین معیریان است، جانشین تولید عباس نصرالله، مدیر تدارکات مهدی کرمی، دستیار اول کارگردان امیر سلیمانی و برنامه ریز سید بهمن حسینی است. تدوین «پروانه» را رضا بهارانگیز برعهده گرفته و منشی صحنه آن آتوسا شاسیاه است.


جلیل سامان کارگردانی مجموعه «ارمغان تاریکی» را در کارنامه دارد و فیلم سینمایی «وقت بودن» به کارگردانی او هنوز اکران نشده است.


ایسنا

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

جمعه 13/2/1392 - 1:28 - 0 تشکر 601033


«سارا بهرامی» از پروانه و بزرگترین شانس زندگی‌اش می‌گوید




درحالی نقش اصلی سریال «پروانه» به سارا بهرامی رسید كه او از دنیای تئاتر می‌آید. او مدت‌ها با نمایش‌های مختلف بازیگری را در عرصه نمایش تجربه كرده است. بازیگر سریال‌های «فرات» و «مثل یك كابوس» كه با «آئینه‌های روبرو» به سینما نیز ورود كرده است، در گفت‌و‌گو با «بانی فیلم» از ایفای نقش پروانه و مسیری كه او را به این نقش رسانده می‌گوید:

بعد از سریال «پروانه»‌مشغول كار نمایش جدیدی شده‌اید؟
ـ نه، برای مذاكره با یك گروه نمایش رفته بودم كه هنوز چیزی قطعی نیست.

بعد از سریال «پروانه» پیشنهادی از تلویزیون نداشتید؟
ـ الان ترجیح می‌دهم سریال «پروانه» و بازخوردش را ببینم و سرحوصله یك كار خوب انجام بدهم. قبل از پخش «پروانه» اوایل سال دو ـ سه تا پیشنهاد داشتم اما ترجیح دادم بعد از پخش این سریال تصمیم بگیرم.

و اما سال گذشته در تئاتری از علیرضا كوشك‌جلالی (راهزنان) بازی داشتید كه سریال «پروانه» پیش آمد؟
ـ بله، مشغول تمرین نمایش «راهزنان» بودم كه آقای سامان با من تماس گرفتند و برای این سریال صحبت كردیم.

پیش از این كه با جلیل سامان سابقه همكاری نداشتید؟
ـ خیر، به واسطه تست‌هایی كه از من توسط آقای سلیمانی دیده بودند شناختی داشتند. یادم هست كه به آقای سلیمانی گفتم من همزمان اجرای یك نمایش را خواهم داشت و آیا این هماهنگی می‌تواند صورت بگیرد؟! آقای سلیمانی گفتند حالا تو بیا و... من خدمت آقای سامان رفتم، فیلمنامه را گرفتم و قرار شد بروم و پس از خواندن فیلمنامه بازگردم تا فیلمنامه را بازخوانی داشته باشیم تا مشخص شود من می‌توانم ایفاگر این نقش باشم یا خیر! من چند روز بعد رفتم دفتر و 6 تا 7 سكانس مختلف را با حس و حال مختلف خواندم و اتود زدم. خلاصه من حدود 3 هفته می‌رفتم و می‌آمدم، متن را می‌خواندیم، تست گریم داشتیم و كنار بازیگران دیگر فیلمنامه را دورخوانی می‌كردیم و...

و هنوز هیچ چیزی قطعی نبود، شما سه هفته دلهره داشتید؟
ـ بله و هر روز هم بیشتر می‌شد.

یكی از اهالی تئاتر می‌گفت بازیگران تئاتر دلهره ندارند؟
ـ مگر می‌شود بازیگر دلهره نداشته باشد. به نظرم همه بازیگران دلهره دارند.

و تصمیم نهایی در مورد حضور شما در نقش پروانه چه زمانی اتفاق افتاد؟
ـ شاید چند روزی قبل از آغاز تصویربرداری...

حس می‌كردید كه ممكن است كاندیدای دیگری هم برای این نقش اصلی سریال باشد؟
ـ (مكث می‌كند) نمی‌دانم، شاید برای من یك شكل مبارزه داشت. از سویی درگیر یك نمایش بودم و درجایی به من گفتند شاید مجبور شوی یكی از دوكار را انتخاب كنی! من یك جور تعهد قلبی به نمایش داشتم و نمی‌توانستم آن را به راحتی كنار بگذارم. می‌دانید كه تئاتر چه وضعیت وخیمی دارد نه مركز با تو قرارداد می‌بندد، نه می‌دانی وضعیت مالی‌ات چگونه است و...

بالاخره كدامیك فدای دیگری شد؟
ـ ما دو روز پس از كلید خوردن سریال، نمایش را روی صحنه بردیم. شرایط خیلی سخت و نفس‌گیر بود. صبح ساعت 5ـ6 آفیش می‌شدم، 9 شب هم در سالن اصلی روی صحنه می‌رفتم.

و این به كار شما لطمه نمی‌زند؟
ـ به خودم واقعاً لطمه خورد.

گروه راجع به این مسئله با شما همكاری كرد؟
ـ آقای جلالی گفتند تو سر نمایش بیا، همزمان یك نفر كنار من تمرین كرد و پس از دو هفته اجرا، جای ما تغییر كرد...

یعنی شما دیگر روی صحنه نرفتید؟
ـ بله، جا به جا شدیم. من حدود پانزده، شانزده اجرا همراه گروه بودم، مابقی را بازیگر دیگری اجرا كرد. خیلی شرایط سخت بود. آقای جلالی واقعاً لطف كردند...

و تو هم نمی‌توانستی وسوسه بازی در نقش اصلی یك سریال را در اولین تجربه جدی‌ات نادیده بگیری؟
ـ بله اما آقای جلالی ضمن اینكه می‌دانستند من چه انگیزه‌ای برای این كار دارم، از تعهد قلبی‌ام نسبت به كار نمایش نیز مطلع بودند. یادم هست یك روز آقای سامان به من گفتند اگر مجبور به انتخاب باشی چه می‌كنی؟ واقعاً آن روز خیلی روز تلخی برای من بود! گفتم واقعاً به لحاظ اخلاقی من نمی‌توانم دو هفته مانده به اجرا از این تئاتر كنار بكشم. آقای جلالی واقعاً كمك كرد.



شخصیتی شبیه به «پروانه»‌را هرگز در دنیای تئاتر تجربه كرده بودید؟
ـ خیر. من در نمایش «متولد 61» پیام دهكردی، نقشی نزدیك و از نسل خودم را بازی كرده بود. آنجا هم یك دختر جسور، مادر، مهربان و... را بازی كرده بودم كه به نظرم خیلی مشابه پروانه نبود.

و حالا باید از نقش «پروانه» به عنوان اولین پله نردبان ترقی‌ات در دنیای بازیگری بیشترین سود را ببری.
ـ با خودم گفتم این بزرگ‌ترین شانس زندگی تو است، البته تا اینجا، پس من باید با چنگ و دندان به آن بچسبم و همه سعی‌ام را به خرج بدهم. این مهم‌ترین تصمیمی بود كه برای پروانه گرفتم. وقتی كه این تصمیم را گرفتم می‌دانستم باید همه تلاشم را به خرج بدهم. من واقعاً روزهای سختی را پشت سر گذاشتم. از یك سو می‌دانستم كه مسؤولیت سنگین نقش اصلی یك فیلمنامه را بر عهده دارم. از سویی دیگر می‌دانستم به عنوان یك بازیگر تئاتری كه تجربه چند كار تصویر هم داشته، حالا باید خودم را تثبیت كنم و ثابت كنم من می‌توانم.

در حقیقت در كنار این تیم حرفه‌ای من یك تازه‌وارد بودم كه باید تلاش دو چندان و صد چندان می‌كردم تا اعتماد اعضای این پروژه را به كارم و خودم جلب كنم. حدود سه هفته من از ساعت 10 صبح می‌رفتم سر تمرین تا 4 بعدازظهر، بعد از تئاترشهر با سرعت می‌رفتم سعادت‌آباد پیش آقای سامان، آنجا دورخوانی ‌داشتیم و راجع به نقش و فیلمنامه حرف می‌زدیم، یك عالم سؤال به من داده بودند راجع به شخصیت كه باید جواب می‌دادم و...

جالب اینكه همه این شرایط در حالی بود كه هنوز نمی‌دانستم قرار است این نقش را بازی كنم یا خیر! در آن سه هفته من، آقای سامان، شیوه كاری و سخت‌گیری‌هایشان را شناخته بودم و می‌دانستم كارگردانی نیستند كه راحت از كنار مسئله‌ای عبور كنند. در طول كار هم تعامل بسیار خوبی داشتیم و در نزدیك شدن من به نقش بسیار كمك بودند.

رابطه شما با دیگر بازیگران جوان پروژه كه هر كدام برای خودشان دارای تجاربی بودند چگونه بود؟ آیا پاسكاری‌های حسی بین شما با تعامل ایجاد می‌شد یا شما به عنوان یك بازیگر تا حدودی تازه‌وارد در این ارتباط...
- یكی از كارهایی كه كارگردان كرد. این بود كه قبل از تصویربرداری برای من با تك‌تك بازیگران كار دورخوانی گذاشتند من چند جلسه با آقای كمیلی، آقای سلوكی و دكتر صادقی كه در دانشگاه استاد من بودند و تا حدودی به ایشان نزدیك‌تر بودم دورخوانی داشتم بعد با خانم چرخنده همین طور، روزهای اول كار سخت بود، به هر حال آنها حرفه‌ای بودند.

و شما نمی‌خواستید كم بیاورید؟
- بله ولی خدا را شكر می‌كنم به خاطر حضور آدم‌هایی كه بدون هیچ حاشیه و غل و غشی با من راه آمدند و به من كمك كردند. به پدرم یك روز گفتم آقای كمیلی تمام وقت در طول كار به من كمك می‌كند، انرژی می‌دهد تا موتور من راه بیفتد.

بودند بازیگرانی كه در این سال‌ها مثل یك جرقه آمدند و نتوانستند از فرصت به دست آمده استفاده كنند و خیلی زود كنار رفتند و فروغی نداشتند؛ برنامه شما برای حفظ این موقعیت چیست؟
- من دوست ندارم «پروانه» اتفاق زندگی‌ام و  شروع حرفه‌ای من باشد. ادعایی ندارم كه این محیط و فضا را می‌شناسم، پس می‌دانم كه باید مشورت كنم. بازیگری برای من اینگونه تعریف نشده كه همیشه باشم، استادان من و كسانی كه من بازیگری را از آنها آموخته‌ام، كسانی بودند كه حضورشان درست و به موقع بوده است. امیدوار هستم برای من هم این اتفاق بیفتد كه درست انتخاب كنم و مسیری منطقی را در پیش‌ بگیرم.

بانی فیلم

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 22/2/1392 - 23:55 - 0 تشکر 603201



«پروانه» و عشقی که در بازار مسگرها نتوان یافت



سریال پروانه این شب‌ها به کارگردانی جلیل سامان روی آنتن شبکه 3 می‌رود؛ سریالی که به یکی از ویژه‌ترین دوران مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق در سال‌های 54 و 55 می‌پردازد.


پروانه البته بیش از آنکه به تاریخ صرف بپردازد داستانی عاشقانه است که «پروانه» با بازی «سارا بهرامی» از یک طرف عاشق شوی خود است و «نرگس» از سوی دیگر عاشق «امیر» است.


شاید بسیاری بگویند که عشقی که یک زن به مرد ابراز دارد مذموم و ناپسند است اما اینجا «عشق» نه از یک جایگاه مذموم برخاسته که از عشقی فراتر است.


«امیر»، قهرمان داستان سامان خود باقیمانده قیامی است که سال 42 امام خمینی(ره) آن را به راه انداخته و اینک او در سازمانی است که در مبارزه نه با قاتلان پدر و مادر او بلکه در مبارزه با رژیمی ظالم است؛ مبارزه‌ای که رنگ مذهبی دارد.


عشق به «امیر» در پروانه و نرگس هر دو از عشقی که هر سه به مبارزه‌ای در راه خدا و آرمان‌های خود دارند برخاسته است و این چنین عشقی که در سریال پروانه دیده می‌شود عشقی است که مسئولیت‌آور، متعهد و متعالی است.


عشقی که این روزها در بازار مسگرهای عشق مثلثی سریال‌ها و فیلمفارسی‌ها نمی‌توان یافت و شاید تنها در برخی کتاب‌های رمان و خاطراتی که این سال‌ها منتشر شده یافت شود.


عشقی که اگر چه در دهه 50 باقی نماند و در دهه 60، 70 و 80 و اینک در دهه 90 نیز می‌توان سراغی از آن گرفت اما کمتر کسی چنین قوی به آن پرداخته است.


عشقی که در دهه 60 در تلاش برای حفظ انقلاب و اسلام در دفاع مقدس نمایان شد و در دهه 70 در تلاش برای حفظ پیام شهدای انقلاب و جنگ و زینب‌گون نمایان شد و در دهه 80 در جنگ و مبارزه با هجمه فرهنگی به عرصه وجود درآمد و در دهه 90 ....


اما نکته دیگری که می‌توان درباره سریال «پروانه» جلیل سامان گفت اشاره او به مردان و زنانی است که در پاره‌ای از تاریخ مبارزات اسلامگرایانه این ملت در میان منگنه نو مارکسیست‌شدگان مجاهدینی و ساواک قرار گرفتند.


کسانی که مردم شاید کمتر درباره آنها شنیده و خوانده باشند و شهدایی چون مجید شریف واقفی و مهدی صمدیه لباف تنها یادهایی است که در اسامی خیابان‌ها از آنها باقیمانده است.


بعد مهمتر در این نکته این است که «جلیل سامان» در این سریال و همچنین سریال قبلی خود «ارمغان تاریکی» نشان داد که تاریخ معاصر این سرزمین مملو از داستان‌های دراماتیکی است که با هنرمندی والا می‌توان آنها را به بهترین شیوه در فیلم‌ها و سریال‌ها عرضه کرد.



فارس

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

دوشنبه 23/2/1392 - 10:54 - 0 تشکر 603252

سلام 

فرصت نشد این سریال رو ببینم 

چطور بود؟

در حد ارمغان تاریک بود یا بهتر از اون؟؟

خدا در همین نزدیکی است
دوشنبه 23/2/1392 - 11:6 - 0 تشکر 603253

heaven_h گفته است :
[quote=heaven_h;612899;603252]
سلام 

فرصت نشد این سریال رو ببینم 

چطور بود؟

در حد ارمغان تاریک بود یا بهتر از اون؟؟


سلام 
به نظرم افتضاح بود 
اخرش جفتشون مردن 
خیلی بد بود 
من که پشیمونم که وقت گذاشتم دیدم 
خوب شد ندیدی 

Wink
سه شنبه 24/2/1392 - 20:52 - 0 تشکر 603756



«پروانه» کمیلی را به تلویزیون برگرداند/ سریالی که قصد اندرزگویی نداشت



به گزارش خبرگزاری فارس، بعد از ظهر روز یکشنبه (بیست و دوم اردیبهشت ماه) نمایش و نشست نقد و بررسی سریال «پروانه» در قالب سی و هشتمین برنامه خانه فیلم فردوس با حضور جلیل سامان (کارگردان)، منصور سهراب‌پور (تهیه‌کننده)، حامد کمیلی، سارا بهرامی، سپیده خداوردی، شهرام عبدلی، الهام چرخنده، فرید نوابی و نیما رئیسی (بازیگران) و محمد افسری(فیلم‌بردار) و محمدرضا لطفی مجری و منتقد در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.


در ابتدای این نشست لطفی سریال «پروانه» با وجود محدودیت‌های که در بیان قصه و طراحی لباس صحنه و البته گریم داشت توانست نمره قبولی را از مخاطبان بگیرد.


در ادامه این نشست و پس از نظر منتقد جلسه منصور سهراب پور عنوان کرد: من در همان ابتدا از حضار پوزش می‌خواهم که خلف وعده شد و قسمت آخر را نتوانستیم به نمایش در بیاوریم. حقیقت این است که اختلاف نظری بین ما و مسوولان در چند صحنه نتیجه‌گیری در قسمت آخر وجود دارد که هنوز تکلیف آن مشخص نیست و به همین دلیل امکان نمایش به خاطر نامشخص بودن وضعیت قسمت پایانی فراهم نشد.


**خداحافظی تهیه‌کننده «پروانه» از تهیه‌کنندگی!


پس از این توضیح سهراب پور بیان داشت که به دلیل دشواری‌ها و فضا بدی که بوجود امده قصد دارم تا با تهیه کنندگی در تلویزیون و سینما خداحافظی کنم. تردید نکنید که پروانه آخرین کاری بود که از من دیدید. مجموعه‌ای که من چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی تا این لحظه مدیون همه عزیزان حاضر هستم.من دو سال در عرصه تهیه‌کنندگی فعالیت نکرده بودم و وقتی که متن سریال پروانه از سوی آقای سامان به من پیشنهاد شد،فضای خود قصه و فیلمنامه مرا ترغیب به تهیه و ساخت آن کرد و البته این را هم باید بگویم که دلگرمی‌های آقای پورمحمدی هم بسیار موثر و مفید بود.



**«پروانه» نقد به جامعه امروز است


پس از منصور سهراب پور نوبت به جلیل سامان رسید که وی در صحبت های خود گفت:من در ساخت چنین آثاری به هیچ وجه قصد ندارم تا درس تاریخی یا چیزی از این دست بدهم و یا بگویم.هدف من و نشان رفتن من جامعه امروز است.نقد فضای فعلی است و من برای مردم امروز و جامعه امروز کار می سازم و تلنگر می‌زنم. ضمن اینکه نباید در ساخت یک اثر تلویزیونی و سینمای فراموش کرد که اصل و اساس بر پایه قصه است و اگر شما بلد باشید که قصه را به خوبی و در بستر درست روایت کنید دیگر با مشکلاتی نظیر شعارزدگی و.. مواجه نیستید ما در سریال «پروانه» یک ماجرای عشقی را تعریف کردیم که در دهه پنجاه رخ می‌داد و خب این عشق به نوعی با حوادث تاریخی و سیاسی آن دوران همراه شد. در واقع در این سریال ما از قصه به تاریخ رسیدیم و همین موضوع هم در نهایت باعث شد تا کارمان سیاست زده نشود. متاسفانه صدا و سیما در تلاش بود تا یک پایان الحاقی را به قسمت آخر پروانه اضافه کند که ما تا این لحظه مقاوت کردیم و بی‌شک اگر این اتفاق بیفتد از تلویزیون به شدت مایوس می‌شوم.


**سطح برنامه‌های تلویزیون افت کرده است


شهرام عبدلی هم در این جلسه گفت: در طول چند سال اخیر سطح برنامه‌های تلویزیون به شدت افت پیدا کرده است و به همین جهت دیگر مانند گذشته ما شاهد استقبال مخاطبان نسبت به آثار این رسانه نیستیم. متاسفانه بینندگان تلویزیونی بیشتر جذب آثار ماهواره‌ای شده‌اند. و اکثر سریال‌های که در این رسانه هم تولید می‌شود شکل انحصاری دارد و صرفا در اختیار یک اکیپ خاص است و به همین جهت اکثر بازیگران و کارگردانان مطرح ما این روزها بیکار هستند. جای تعجب دارد که در شرایط کنونی تلویزیون به جای آن‌که مخاطبان را باردیگر با ساخت برنامه‌های خوب بازگرداند اصلاحات خود را هر روز بیشتر می‌کند و همین موضوع هم در نهایت سبب گشته است که این روزها ملاک بازیگران در انتخاب یک نقش در درجه اول پرداخت به موقع دستمزدباشد  و در مراحل بعدی به این موضوع فکر کند که آیا نقشی که قرار است آن را ایفا کند اگر به اعتبار حرفه‌ای او کمک    نمی‌کند حداقل از آن کم نکند. و درادامه بازیگر مسائلی را مانند فیلم‌نامه ،کارگردان و تهیه‌کننده را در نظر می‌گیرد.


**نقش منفی و بدون کلیشه رئیسی در «پروانه»


در ادامه نیما رییسی دیگر بازیگر این مجموعه در پاسخ به این پرسش که چه تفاوتی بین سریال‌های پرمخاطب دهه هشتاد و هفتاد با مجموعه‌های پرمخاطب امروز افتاده است، گفت: قرار نیست ما به واسطه برنامه یا سریال‌سازی به جنگ رسانه‌های دیگر برویم گفت: این روزها متاسفانه شرایط مناسبی بر سریال‌سازی حاکم نیست و به همین جهت ما شاهد ریزش مخاطب هستیم از طرفی در شرایط کنونی تلویزیون دیگر بی‌رقیب نیست و مخاطبان به بسیاری از رسانه‌ها دسترسی دارند در مورد سریال «پروانه» هم باید بگویم وقتی فیلم‌نامه این کار را خواندم از همان ابتدا متوجه شدم که با یک کار حرفه‌ای سر و کار دارم که همه عناصر در آن به درستی قرار دارد از طرفی در طول چند سال اخیر با وجود کم کاری‌ام در عرصه بازیگری بیشتر در نقش‌های مثبت حضور داشتم به همین خاطر به دنبال فرصتی می‌گشتم تا در نقش متفاوتی ظاهر شوم و سریال «پروانه» این امکان را در اختیارم قرار می‌داد تا یک نقش منفی را به دور از کلیشه‌های رایج بازی کنم در طول کار هم انرژی بسیار خوبی را از عوامل دریافت کردم و در بسیاری از   صحنه‌ها به دلیل میزانسن و دکوپاژ خوب اصلا فکر نمی‌کردم که جلوی دوربین ظاهر شدم و حس می کردم که زندگی می‌کنم.



**درام قوی «پروانه»، حامد کمیلی را به تلویزیون برگرداند


حامد کمیلی در این نشست درباره شایعه‌اش پیرامون خداحافظی از تلویزیون و علت و دلایل ترغیب شدن برای بازی در سریال پروانه این طور توضیح داد که: بعد از سریال اغما تصمیم گرفتم مدتی از بازی در تلویزیون فاصله بگیرم و تمرکزم را روی کارهای سینمایی بگذارم. در طول این مدت هم پیشنهادهای زیادی برای بازی در این رسانه داشتم اما هیچ‌یک از آن‌ها برای بازی کردن من را ترغیب نمی‌کردند و به همین دلیل ترجیح دادم که فعلا در هیچ سریالی بازی نکنم اما حکایت سریال« پروانه» برایم تا حد زیادی متفاوت بود چون این کار از بار درام بسیار خوبی برخوردار بود. زمانی که فیلم‌نامه این کار را خواندم به نوعی شیفته قصه آن شدم به همین دلیل تصمیم گرفتم با وجود پیشنهادهای سینمای که داشتم در این اثر حضور پیدا کنم  از طرفی کار از شعار زدگی به دور بود و کاراکترهای که در آن وجود داشت قابلیت پرداخت زیادی داشتند و از شخصیت‌پردازی خوبی برخوردار بودند  ناگفته نماند برای بازی در این نقش نگرانی‌های داشتم که البته بعد از صحبت کردن با تهیه‌کننده و کارگردان سریال این نگرانی‌ها تا حد زیادی بر طرف شد . نکته قابل اهمیتی که در مورد سریال«پروانه» برایم وجود دارد این است که از بازی در آن احساس رضایت می‌کنم و می‌توانم سرم را در مقابل مخاطبان بالا بگیرم.



**تجربه بزرگ سارا بهرامی در «پروانه»


سارا بهرامی هم در راستای این نشست و این که نوع حضورش در این مجموعه با تمام بازیگرهای دیگر فرق می کرد و به واسطه اینکه دیگر بازیگران همگی با تجربه و کار کرده بودند و وی از عرصه تئاتر قرار بود تا پا در چنین عرصه ای بگذارد توضیح داد که: من تجربه چند کار تصویری کوتاه را در کارنامه هنری‌ام داشتم اما سریال «پروانه» تجربه بزرگی برایم محسوب می‌شد و جا دارد همین جا از اعتمادی که تهیه‌کننده و کارگردان این کار نسبت به من داشتند تشکر کنم بی‌شک بازی در صحنه تئاتر و جلوی دوربین با یکدیگر متفاوت است در واقع شرایط من در این سریال با دیگر بازیگران متفاوت بود چون آن‌ها تجربه بازی جلوی دوربین را داشتند اما این قضیه در مورد من صدق نمی‌کرد و از این جهت نیاز به راهنمای بیشتری داشتم. برای من که بازی جلوی دوربین  را بلد نبودم کار دشواری بود که بتوانم خودم را با همه عناصر تطبیق بدهم اما خب معلمان سخت‌گیری در حین کار داشتم که کمک زیادی به من برای بهتر شدن ایفای نقشم کردند.



**چرخنده و ایفای نقشی ساختارشکنانه در «پروانه»


الهام چرخنده دیگر بازیگر این مجموعه نیز در توضیحات خود این طور بیان کرد که: ابتدا همسرم فرشید نوابی برای بازی در نقش فرهاد انتخاب شد و زمانی که متوجه کاراکتری به اسم عاطفه در فیلم‌نامه شد به جلیل سامان توصیه کرد که از من هم تست بگیرد البته ناگفته نماند آقای سامان در آن مقطع هیچ اطلاعی در مورد این‌که ما زن و شوهر هستیم نداشتند و بعد از صحبت‌های که با یکدیگر داشتیم این نقش را به من واگذار کردند عاطفه کاراکتر بسیار تاثیر گذاری در سریال پروانه به شما می رود و بخشی از بار درام را بر دوش می کشد و شما به هیچ عنوان نمی توانید نقش او را در سریال حذف یا کمرنگ کنید از آن‌جای که همواره از نقش‌های کلیشه‌ای فاصله گرفته‌ام و ترجیح‌ام این بوده است در نقش‌های متفاوت و به عنوان کاراکتر اصلی زن قصه ظاهر شوم سریال «پروانه» به نوعی این امکان را در اختیار من قرارم‌ داد تا تصویر متفاوتی را از یک زن نمایش دهم «عاطفه» یک زن مبارز بود. شاید او در زندگی‌اش مسیر را به نوعی اشتباهی طی کرد اما چریک بودنش و روحیه مبارزجویانه او این امکان را در اختیار من قرار می داد تا کاراکتری ساختار شکنانه را به تصویر بکشم.


در ادامه  فرشید نوابی و سپیده خداوردی نیز هرکدام خیلی کوتاه توضیحاتی را بیان کردند.


نوابی در ابتدا ضمن عذرخواهی از صریح بودن بیان و توضیحاتش عنوان کرد که: متاسفانه این نقش با وجود قابلیت‌های که داشت اما در عمل نتوانست آن‌طور که باید دیده شود چرا که در شخصیت‌پردازی ناقص بود تمام تلاش من بر این بود که بتوانم با تکیه بر توانایی‌های خودم و بدون وام گرفتن از دیگر شخصیت‌های که تا به حال بازی کردم و یا دیگران آن را ایفا کردند این نقش را بازی کنم از نظر من هیچ نقش منفی وجود ندارد و نباید برای بازی در نقش‌های  منفی به المان‌های کلیشه‌ای مانند کلام و نگاه سرد  متکی بود بلکه بازیگر باید تلاش کند عمل‌کرد منفی را به خوبی نشان دهد.


خداوردی نیز گفت: حضور در این سریال برایم یک نقطه عطف به شمار می‌رود و خوشحالم که این امکان در اختیارم قرار گرفت تا در این اثر حضور پیدا کنم با اینکه نقش کوتاهی را در این سریال بازی کردم اما هرگز به کوچکی نقشم فکر نمی‌کنم بلکه به عظیم و بزرگی کار می‌اندیشم.در مورد کاراکتر نرگس هم باید بگویم این نقش با وجود کوتاهی‌اش برای جلیل سامان از اهمیت زیادی برخوردار بود و به همین دلیل روی جزییات این نقش تاکید زیادی داشتند و فکر می‌کنم در نهایت «نرگس» به آن کاراکتری که مد نظر ایشان بود نزدیک شد.


در انتها نیز محمد افسری مدیر تصویربرداری این مجموعه که دومین همکاری مشترک او و سامان محسوب می شود در پاسخ به این پرسش که چقدر نور کمک به ایجاد فضای تاریخی می کند گفت: من خود را متعلق به تلویزیون می دانم و اغراق نمی کنم اگر بگویم با دیدن کار های ضعیف در تلویزیون حالم واقعا بد می شود و تا چند ساعت عصبی هستم.من به شدت به این زسانه تعصب و تعلق دارم و با وسواس ان را دنبال می کنم،در این مجموعه هم پس از همکاری با آقای سامان در ارمغان تاریکی متوجه شدیم که نقاط مشترک زیادی بین ما وجود دارد و حرف یکدیگر را به خوبی می فهمیم.یکی از همان نقاط اشتراک ما این است که هردو می دانستیم که نور و تصویر کمک بسیار زیادی به القاء فضای مورد نظر می کند و با همفکری و همکاری طراح صحنه می توان به ان بافت و فضا دست پیدا کرد.در واقع در چنین شرایطی و اساسا در تمام کارها،اما این نوع آثار خیلی بیشتر طراحی صحنه و فیلمبردار و همفکری و مشورت این دو با یکدیگر خیلی می تواند به درامدن فضا و صحنه مورد نظر کارگردان کمک کند.


لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

سه شنبه 24/2/1392 - 20:54 - 0 تشکر 603757

heaven_h گفته است :
[quote=heaven_h;612899;603252]
سلام 

فرصت نشد این سریال رو ببینم 

چطور بود؟

در حد ارمغان تاریک بود یا بهتر از اون؟؟



سلام
سریال خوبی بود
نسبت به ارمغان تاریکی فضای کمتر سیاسی داشت
ولی داستان و شخصیت پردازی خوبی داشت
پایان تلخ و همراه ممیزی داشت و اصلا هندی نبود

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.