• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 168)
يکشنبه 20/12/1391 - 23:18 -0 تشکر 593852
وقتی خانه ای برای خانواده باش!

قتی خانه ای برای خانواده باش!

سبک زندگی آیت الله بهجت

کمتر کسی هست که نام آیت الله محمد تقی بهجت را نشینده باشد؛ بزرگمردی که سخن گفتن درباره اش کار سختی است. سیر و سلوک این عالم ربانی آن قدر معنویت داشت که شاید باورش برای خیلی ها سخت باشد اما برای بستگان و افرادی که رفت و آمد بیشتری با این عارف داشتند. عادی بود چرا که گذر زمان به آنها کمک کرد تا او را به خوبی بشناسند. اما برای ما بیشتر از سیر و سلوک و عرفان این عامل ربانی گفته اند و سبک زندگی ایشان تا حدی مغفول واقع شده است. رفتار و سلوک چنین بزرگانی، همه درس عشق و معرفت است و دانستن ذره ای از آن می تواند راهگشای زندگی باشد.

1. زندگی ساده و نورانی

زندگی ساده آیت الله بهجت در خانه ای قدیمی و محقر در قم نشان دهنده حیات زاهدانه این پیر فرزانه است. ساده زیستی ایشان تا آنجا بود که خیلی ها از آیت الله می خواستند خانه بزرگ تری تهیه کند اما ایشان قبول نمی کردند. آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در مورد زهد و ساده زیستی ایشان می گوید: «آیت الله بهجت ابتدا در خانه ای اجاره ای کنار مدرسه حجتیه زندگی می کردند اما بعد از مدتی منزلشان را تغییر دادند. و در خیابان چهارمردان فعلی خانه ای اجاره کردند. این خانه ظاهراً دو اتاق بیشتر نداشت؛ اتاق هایی کوچک با گلیم هایی که از 50 سال پیش نگه داشته بودند. وسط اتاقی که ما خدمت ایشان می رسیدیم، پرده ای کشیده بودند و پشت آن پرده خانواده شان زندگی می کردند. ما این طرف پرده می نشستیم و از حضور ایشان بهره می بردیم. حتی زمانی که افراد بیشتری به حضور ایشان می رسیدند، باز هم به فعالیت شان در همان خانه ادامه می دادند. بعد از اینکه ایشان به مقام مرجعیت رسیدند، باز هم منزلشان تغییر نکرد؛ بنابراین جای پذیرایی و ملاقات از بازدیدکنندگان بسیار کم بود به همین دلیل در اعیاد و ایام سوگواری در مسجد فاطمیه حضور داشتند تا افرادی که می خواستند ایشان را زیارت کنند آنجا خدمت شان برسند.»

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 20/12/1391 - 23:19 - 0 تشکر 593853



2. مهمان نواز بودند


حجت الاسلام محمدهادی مفتح، فرزند شهید دکتر محمد مفتح خاطره ای از مهمان نوازی آیت الله بهجت روایت می کند که خواندش خالی از لطف نیست؛ «سال 1377 روزی خدمت آیت الله بهجت رسیدم. در حالی که از قبل برای زیارت ایشان وقت گرفته بودم اما وقتی به منزلشان رسیدم، دیدم وزیر آموزش و پرورش وقت (دکتر مظفر) و همراهانان در محضر ایشان هستند. من که از این قضیه ناراحت شده بودم، در اتاقی دیگر با آقازاده ایشان به صحبت نشستم. وقتی مهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندرونی خدمت آیت الله رفتم اما دیگر قصد نداشتم مسئله ای را که می خواستم با ایشان در میان بگذارم مطرح کنم. به همین دلیل مباحث دیگری را خدمت شان عرض کردم ولی آیت الله بهجت، پاسخ سوالاتی را که به خاطر آنها به منزل ایشان رفته بودم دادند و از این طریق خواستند رسم مهمان نوازی را بجا آورده باشند. در آخر صحبت هایشان هم فرمودند حرف هایی که می خواهیم بزنیم، قبل از اینکه بیانش کنیم به گوش امام زمان (عج) می رسد. من از این حرف آیت الله خوشحال و متعجب شده بودم.»

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 20/12/1391 - 23:19 - 0 تشکر 593854



3. توجه به همسر و فرزند


توصیه های آیت الله بهجت درباره همسر و فرزندان هم خواندنی است. ایشان در کلاس هایشان به طلبه ها می فرمودند: « به خانه که می رسید، کتاب ها را بگذارید پشت در خانه. طوری نباشد که وقتی به خانه می روید، تازه بخواهید نوشتن یا خواندن کتابی را شروع کنید. یعنی نباید بند کتاب، مطالعه و...شوید. این کار اشتباه است. باید برای همسر و فرزندان هم وقت بگذارید.» ایشان روی این موضوع حساسیت خاصی نشان می دادند؛ به گونه ای که حاج مرتضی آقا تهرانی در این زمینه می گوید: « روزی آیت الله بهجت به من فرمودند شما سحر از خانه بیرون می آیید و به حرم می روید. سپس به خانه باز می گردید و صبحانه می خورید و بعد سر درس و کار تا ظهر. ظهر هم نماز خوانده و برای صرف ناهار به منزل بازمی گردید. اگر وقت خواب باشد، نیم ساعت هم می خوابید. بعد دوباره می روید بیرون سر کار و درس تا غروب. غروب هم نماز را می خوانید با این اوصاف نباید زمانی که به خانه می رسید و زن و بچه دوربرتان می آیند، کتاب را تازه باز کنید و بگویید می خواهم مطالبی را که از صبح تاکنون خوانده ام، مطالعه کنم. باید طوری برنامه ریزی کنید که وقت زن و بچه تان ضایع نشود و به آنها هم برسید. اهل خانواده حقوقی دارند که باید آن را رعایت کرد. بالاخره زن و بچه و حتی خود آدم نیازهایی دارند که باید برآورده شوند. اگر لذت های حلال نباشد، حتی عبادت هم نشاطی ندارد و درس خواندن هم بی نشاط می شود.»
آیت الله بهجت با تأکید بر این حدیث امام علی (ع) همیشه می فرمودند: « روزهای عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8ساعت کار و تلاش، 8ساعت خواب و استراحت و 8 ساعت هم برای لذت های حلال، تفکر، عبادت، کارهای شخصی و...»

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 20/12/1391 - 23:20 - 0 تشکر 593855

4. نوه هایشان را خیلی دوست داشتند


ارتباط ایشان با همسر و اعضای خانواده؛ به خصوص با نوه هایشان بسیار خوب بود و بسیار به آنها می رسیدند و نوه ها در پناه ایشان آزادی بیشتری داشتند. آیت الله بهجت در مورد نوه هایشان می فرمودند: « این عزیزان، جدیدالورود از عالم بالا هستند و معصومند. این معصومیت آنها باعث می شود آدم را به خودشان جذب کنند.» ایشان به همین دلیل بچه ها را خیلی دوست داشتند. آیت الله بهجت بسیار سفارش می کردند که همیشه برای بچه های کوچک وسیله ای بگیرید تا سرگرم باشند، زیرا زیاد مایل نبودند بچه ها سرگرمی های تلویزیونی داشته باشند؛ برای همین می گفتند پرنده ای بگیرید تا سرگرم شوند.

5. جلسه خصوصی برای نوه ها


روزی آیت الله بهجت از پسرشان حاج علی آقا خواستند نوه ها را جمع کند تا برایشان صحبت کنند و آنها را موعظه و راهنمای فرمایند. حاج علی آقا امر پدر را انجام دادند و همه بچه ها را جمع کردند و چون می دانستند پدر قطعاً در خلوت سخنان مهمی خواهند گفت، برای همین سعی کردند از صحبت های ایشان مطلع شوند. آیت الله بهجت از نوه هایشان خواستند انس بیشتری با قرآن داشته باشند. و سپس فرمودند: « آن موقع که در نجف مشغول تحصیل بودم، وقتی در مسجد سهله نماز مستحبی می خواندم، در رکعت اول به جای سوره توحید سوره بقره و در رکعت دوم سوره آل عمران را می خواندم.» در حالی که حتی قوی ترین حافظان قرآن هم از انجام چنین کاری عاجزند اما آیت الله بهجت نه تنها این کار را به صورت مداوم انجام می دادند بلکه اصرار داشتند هیچکس از حافظ قرآن بودن ایشان مطلع نشود. در واقع آیت الله بهجت وقتی در 16 سالگی برای تحصیل علوم دینی به نجف عزیمت کردند، کنار دروس حوزوی، قرآن کریم را هم حفظ شدند. ایشان همیشه بر حفظ و انس با قرآن مداومت داشتند و هیچکس از این ماجرا اطلاعی نداشتند.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 20/12/1391 - 23:21 - 0 تشکر 593856



6. علاقه به پرنده ها


آیت الله بهجت مقید بودند در منزل خروسی داشته باشند. نظرشان هم این بود که: « این حیوان در سحر ندای قدوسی سر می دهد. ما زبان آن را نمی فهمیم. آنهایی که باید بفهمند می فهمند».
ایشان دوست داشتند که خروس خوش صدا و سفید باشد و به موقع بخواند. یک بار نوه آیت الله سه جوجه گرفته بود. ایشان از وقتی جوجه ها به منزل آمدند، روزی چند بار احوال آنها را جویا می شدند. می پرسیدند آیا چیزی خورده اند یا نه، جایشان خوب است و... اگر جواب دلخواه را نمی شنیدند، خودشان گاهی در هوای سرد به حیاط می رفتند و خیالشان از آنها راحت می شد تا سردشان نباشد. حتی روزی به فرزندشان گفتند: «این جوجه ها را داخل بیاور! مبادا گربه آنها را بخورد.» فرزندشان پاسخ داد: « پدرجان! شاید این حیوان کوچک، رزق و روزی گربه باشند. ما نباید روزی گربه را بگیریم.» ایشان گفتند: « پناه بر خدا! سپس بلند شدند و آنها را به داخل آوردند».

7. مگس ها را نکش!


نه تنها بچه ها و نوه های آیت الله بهجت در پناه ایشان احساس آزادی می کردند بلکه موجودات و جنبده هایی هم که در خانه ایشان بودند، با حضور این عالم ربانی آرامش را احساس می کردند. ایشان هیچوقت اجازه سمپاشی و کشتن موجودات را نمی دادند. چندین بار فرزندشان را به خاطر کشتن مگس توبیخ کرده بودند. شیخ علی بهجت، پسر ایشان می گوید: « در فصل بهار معمولاً مگس به اتاق ایشان می آمد. پدرم صبح ها هنگام کار و مطالعه به وسیله بادبزن یا عصا مگس ها را این طرف و آن طرف هدایت می کردند. گاهی بنده زودتر از ایشان می رفتم و حساب همه مگس ها را می رسیدم تا اذیت نشوند. یک بار من را توبیخ کردند که مگر نگفتم این موجودات را نکش و فقط بیرونشان کن! من به شوخی گفتم نمی شود دانه دانه آنها را بگیری و بیرون کنی. باید چند نفر را بیاوریم اینها را بیرون کنند! تازه دوباره از یک سوراخ دیگر می آیند داخل. خب من هم آنها را بیرون کردم؛ فقط از هستی بیرونشان کردم. پدرم گفتند پناه بر خدا!»

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 20/12/1391 - 23:22 - 0 تشکر 593857



8. همسایه نمونه


همسایه های آیت الله بهجت هم خاطرات بسیاری از ایشان دارند. چندین بار اتفاق افتاده بود که خودشان برای همسایه ها غذا بردند. یکی از همسایه های ایشان می گوید: « آقا خیلی انسان با محبتی بودند. همواره نسبت به خانواده ما لطف داشتند. گاهی اوقات اگر می خواستند چیزی به ما بدهند یا هدیه کنند، خودشان جلوی درب خانه ما یا همسایه های دیگر می آمدند و هدیه را می دادند. حتی به همسر یا پسرشان یا فرد دیگری نمی دادند. ایشان هر چیزی که می خواستد بدهند، خودشان برای همسایه ها می بردند. همان موقع هم از همسایه ها به خاطر اینکه خانه شان پر رفت و آمد است عذرخواهی می کردند. یادم هست زمانی که همسرم فوت کرد و اقوام و دوستان از شهرهای مختلف آمدند، ایشان به منزلم آمدند و 15 هزار تومان به من دادند و گفتند این روزها به دردت می خورد. حتی در تشییع جنازه از درب منزل تا حرم آمدند و آنجا برای همسرم نماز خواندند. من به ایشان عرض کردم حاج آقا! شما تشریف ببرید منزل و به کارهایتان برسید. فرمودند نه، من هستم و با ما به قبرستان آمدند. دوباره به حاج آقا افتخاری گفتم شما از آقا خواهش کنید تشریف ببرند. ایشان دوباره فرمودند نه، من حالا هستم».
منبع مقاله: ماهنامه دین و زندگی همشهری آیه شماره 6 مهرماه 1391

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

يکشنبه 20/12/1391 - 23:34 - 0 تشکر 593864

سلام
ممنون از گذاشت این مطلب بسیار مفید آیت الله بهجت یک عالم واقعی بودند نه برای ریا و مردم برای همه عالم واقعی و برای خدا یک بنده تمام به عیار.
و من فکر میکنم روح لطیفشون باعث شده اینقدر مهربان باشن نسبت به خانواده و فرزندان و حتی حیوانات که این تونسته توی تمام جنبه های زندگیشون تاثیر مثبت بگذاره خدا کنه ما هم بتونیم راه اینا را ادامه بدیم حداقل یکم در حد خودمون.

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

دوشنبه 21/12/1391 - 11:25 - 0 تشکر 593932

سلام 

عجب شخصیتی بودند ایشون 

واقعا باید آیت الله بهجت رو که متدین و عالم واقعی بودند رو به جهان معرفی کنیم. باید همه جا رو از زندگی این بزرگوار پر کرد. 

واقعا کیف کردم و این مطالب رو خوندم. خیلی عالی بود. ممنون

انشالله ما هم بتونیم مسلمون واقعی باشیم. مسلمانی که به همه بخشهای دینش خودش پایبنده و یک بعدی نیست. 

ایشان عجب گوهری بودند. 




خدا در همین نزدیکی است
دوشنبه 21/12/1391 - 19:50 - 0 تشکر 594034

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

دوشنبه 21/12/1391 - 23:36 - 0 تشکر 594064

چقدر ساده زندگی کردن با اینکه از نظر مادی هیچ چیزی کم نداشتن هر چی باشه مرجع تقلید مردم بودن .
ساده زیستی نمونه بارز یه عالم واقعیه ما هم باید یاد بگیریم ساده زندگی کنیم و به حرف مردم هم نباشیم.

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی