• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعلیم و تربیت (بازدید: 1789)
شنبه 12/12/1391 - 21:49 -0 تشکر 592655
نقش معلمان در تعلیم و تربیت ,فرهنگ و اقتصاد

 منبع:کتاب تعلیم و تربیت شهید مطهری

مقدمه :

تربیت به طور کلی با صنعت یک فرق دارد که از همین فرق ، انسان‏ می‏تواند جهت تربیت را بشناسد . صنعت عبارت است از " ساختن " به‏ معنی اینکه شی‏ء یا اشیائی را تحت یک نوع پیراستنها و آراستنها قرار می‏دهند ، میان اشیاء و میان قوای اشیاء ارتباط برقرار می‏کنند ، قطع و وصلهایی صورت می‏گیرد در جهت مطلوب انسان و آنگاه این شی‏ء می‏شود مصنوعی‏ از مصنوعهای انسان . فرض کنید که از طلا یک حلقه انگشتر یا یک زیور دیگری می‏سازیم ، آن را شکل می‏دهیم یا به قول معروف پرداخت می‏کنیم ، وضع‏ مخصوصی به آن می‏دهیم ، و می‏شود یک مصنوع برای ما . ولی تربیت عبارت است از پرورش دادن ، یعنی استعدادهای درونی‏یی را که بالقوه در یک شی‏ء موجود است به فعلیت در آوردن و پروردن .

 و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است و اگر در مورد غیر جاندار این کلمه را به کار ببریممجازا به کار برده‏ایم نه اینکه به مفهوم واقعی ، آن شی‏ء را پرورش‏ داده‏ایم . یعنی یک سنگ و یا یک فلز را نمی‏شود پرورش داد آنطور که یک‏

گیاه یا یک حیوان و یا یک انسان را پرورش می‏دهند . این پرورش دادنها به معنی شکوفا کردن استعدادهای درونی آن موجودها است که فقط در مورد موجودهای زنده صادق است . و از همین جا معلوم می‏شود که تربیت باید تابع‏ و پیرو فطرت ، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت شی‏ء باشد . اگر بنا باشد یک شی‏ء شکوفا بشود باید کوشش کرد همان استعدادهایی که در آن هست بروز و ظهور بکند .

اما اگر استعدادی در یک شی‏ء نیست ، بدیهی است آن چیزی‏ که نیست و وجود ندارد ، نمی‏شود آن را پرورش داد . مثلا استعداد درس‏ خواندن در یک مرغ وجود ندارد . به همین جهت ما نمی‏توانیم یک مرغ را تعلیمات بدهیم که مثلا ریاضیات یاد بگیرد و مسائل حساب و هندسه را حل‏ بکند . استعدادی را که در او وجود ندارد نمی‏شود بروز داد . و باز از همین‏ جا معلوم می‏شود که ترس و ارعاب و تهدید ، در انسانها عامل تربیت نیست‏ ) تربیت به همان معنی پرورش ) ، یعنی استعدادهای هیچ انسانی را از راه‏ ترساندن ، زدن ، ارعاب و تهدید نمی‏شود پرورش داد ، همان‏طور که یک غنچه‏ گل را نمی‏شود به زور به صورت گل درآورد ، مثلا غنچه را بکشیم تا گل بشود ، یا نهالی را که به زمین کرده‏ایم و می‏خواهد رشد بکند ، با دست خودمان‏ بگیریم به زور بکشیم تا رشد بکند . رشد آن به کشیدن نیست .

 اعمال زور آنجا مفید نیست . فقط از راه طبیعی که احتیاج دارد بقوه زمینی و خاک ، آب ، هوا ، نور و حرارت { رشد می‏کند}

آموزش و تدریس کاری بسیار ظریف و حساس است: زیرا هر کس که سوادی یا معلوماتی در رشته خاصی کسب کرده است نمی تواندمعلم موفقی باشد.

معلم شایسته فقط آن کسی نیست که در یک دبستان یا دبیرستان تدریس می کند، بلکه می تواند هر فرد واجد شرایطیباشد که در یک پرورشگاه و سازمان تربیتی، یک دانشکده، یک کارگاه یا کارخانه، یک ورزشگاه، یک زندان یا یک ندامتگاه فعالیت می کند وبخواهد در کار تدریس و فن آموختن موفقیت به دست آورد. بنا بر آنچه گذشت هر داوطلب شغل معلمی باید با ویژگی های معلمان خوب وپرورشکاران نمونه آشنایی حاصل کند و بداند که معلمان کامیاب از چه صفات و مزایایی برخوردارند و چه پیشرفت های علمی و آموزشی دربالا بردن سطح کارآیی و مهارت آنان موثرترند.

به علاوه به عنوان یک کارشناس و منتقد تربیتی چگونه می توانند به پرورش داوطلبان شغل معلمی یاری کند و نارسایی و ناتوانی معلمانناکام را مشخص سازد و معلم کند چگونه می توان به رفع آنها توفیق یافت. در واقع چنین شرایطی تنها موجب سازندگی و پیشرفت کارمعلمان شایسته و برجسته نمی شوند، بلکه به طور کلی با افراد کامیاب و موفقی نیز ارتباط پیدا می کنند که به نوعی با مردم داد و ستداجتماعی دارند.

شنبه 12/12/1391 - 21:50 - 0 تشکر 592656



نقش تربیتی معلم


برای معلمان به طور کلی دو نقش یا دو وظیفه منظور گردیده است. نخستین وظیفه آنان مسوولیتی است که در برابر فرهنگ جامعه خودبه عهده گرفته اند و دیگر، وظیفه ای که در قبال شاگردان پذیرفته اند. این دوگانگی وظیفه اغلب همزمان با یکدیگر انجام می گیرد. در موردنخست ممکن است معلمان نسبت به فرهنگ حاکم بر رفتار جامعه خود نظرهای خاصی را دنبال کنند و در مورد دوم فقط به آموزش کودکانو نوجوانان توجه نمایند.


پس، معلمان هم با فرهنگ هر قوم و ملتی و هم با شاگردان آن منطقه ارتباط دارند.


منظور از فرهنگ طرز زندگی معمول یا میراث اجتماعی مردم است و محصول همه گونه تجربه های انسانی است که در پرتو آن گروهی ازمردم به راه و رسم زندگی خود ادامه می دهند. فرهنگ به طور کلی به اموری مانند زبان، آداب و رسوم، اخلاق، ابزارها و روش هایمعمول، معلومات ساخته های هنری و نمایشی، آرمان ها و ملاک های رفتاری یک جامعه یا یک کشور اطلاق می گردد.



شنبه 12/12/1391 - 21:52 - 0 تشکر 592658


نقش معلم نسبت به فرهنگ


یکی از وظیفه های مهم هر معلمی انتقال بخشی از ویژگی های فرهنگ ملت خود به نسل جوان جامعه است که مورد تایید اکثر مردم قرارگرفته باشد، اما باید توجه داشت کوششی که در راه اجرای چنین وظیفه ای به کار می رود امر تربیت را در وضع محافظه کارانه ای قرار میدهد و آموزش و پرورشی که فقط به حفظ دستاوردهای گذشت و فرهنگ موجود بپردازد نمی تواند پویا، مترقی و متحول به شمار آید.


از یک فرهنگ ایستا نمی توان امید هیچ گونه موفقیت و پیشرفتی داشت. فرهنگی که نتواند خود را با دگرگونی های زمان تطبیق دهد و بامعیارهای نو سازگاری برقرار نماید محکوم به شکست و عقب ماندگی است.


اگرچه در بسیاری از جامعه ها اکثر مردم، هم به حفظ میراث های فرهنگی و هم به اصلاح و پیشرفت آن اظهار علاقه می کنند. اما دشواریهای کار معلم در این است که چگونه بتواند میان این دو قطب متضاد سازش و هماهنگی به وجود آورد. در اینجا برای معلم ممکن است چهاروضع یا حالت پیش بیاید:



۱) نفی فرهنگ موجود


معلمانی که میراث فرهنگ ملی را نادیده می انگارند، آن را عاملی عقب مانده، واپس گرا، یا حتی زیان بار می شمارند و معتقدند که چنینفرهنگی برخلا ف طبیعت، آزادی و آرزوهای بشری است و نباید به آن بها یا اعتباری داده شود. پیروی از آداب و رسوم آن نادرست و ابلهانه است. به این جهت، می کوشند شاگردان خود را از تعلق به چنین فرهنگی نومید و دلسرد نمایند و حتی از اصلاح عیب و نقص آن سر باز میزنند. آنچه می خواهند نفی هرگونه فرهنگی است. به عقیده آنان انسان باید آزاد باشد تا هر طور که می خواهد رفتار کند.



۲) طرح فرهنگ نو


چون این دسته از معلمان افرادی نوجو و تجدد طلبند به طرح و ایجاد فرهنگ آرمانی و متعالی خود دست می زنند. برای اجرای این منظوربه شاگردان خود، نگرش ها، ارزش ها و معلوماتی را می آموزند که سبب حرکت آنان به سوی آرمان های آنان می گردد و چون از فرهنگمی نامند از قوه به فعل در آورند. «



۳) حفظ فرهنگ موجود


گروه دیگری از معلمان با شور و عشقی سرشار خود راحامی و پشتیبان فرهنگ جامعه خود می شمارند و برای ارزش ها، اعتقادها، نگرشها، دانش های ملی و میهنی اهمیت و احترام فراوانی قائلند، فرهنگ موجود را، آنگونه که هست ارج می نهند، به تجلیل و ستایش نقاط مثبتآن می پردازند و می کوشند آن را دست نخورده و بی کم و کاست به نسل های جدید تحویل دهند. این افراد انکار نمی کنند که رویدادهای تاریخی دگرگونی های فرهنگی به وجود می آورند و اگر خوشی و نیکبختی مردم را فراهم آورند با فرهنگ مردم پیوند می یابند و جزو آن میشوند.__


در هر حال معلمانی که حافظ فرهنگ هستند خود را در دگرگونی های فرهنگی سهیم نمی دانند، بلکه هر تغییردهنده ای را بدعت گزار یاخائن می شمارند.


می شناسند و هر شاگردی که بکوشد برخلاف سنت و « درست آیین » این دسته از معلمان را غالبا محافظه کار نامیده اند. اما، آنان خود راقراردادهای اجتماعی مرسوم رفتار کند در برابرش سخت ایستادگی می کنند و همانند بازسازان و تجدید نظرطلبان اجتماعی از راه ارشاد وخیرخواهی به تلقین عقاید خود می پردازند و هدف های مطلوبشان را در اندیشه و رفتار شاگردان منعکس می سازند.


این دسته از معلمان برخلاف سه دسته دیگر مانند دانشمندان و پژوهشگران در آزمایشگاه رفتار می کنند. بدین معنا که وقتی موضوع مورداست کوشش نمی کنند که بی دلیل منطقی به نقی و تغییر یا حفظ فرهنگ اقدام کنند، بلکه آن را مورد ارزیابی دقیق قرار « فرهنگ » تحقیق می دهند، جنبه های مثبت و منفی، سودمند و زیان بار و به طور کلی میزان مشروعیت آن را مشخص می کنند.


به طوری که دیده می شود این افراد می کوشند تضاد ها تناقض هایی که در فرهنگ وجود دارد روشن سازند و راه حل احتمالی آنها را بیابندتا از صدمه زدن به معیارهای ارزشمند آن جلوگیری کنند. امید واقعی این معلمان اصلاح طلب و آزادمنش این است که وقتی شهروندان بیاموزند، مسائل را با اندیشه ای معقول مورد بررسی قراردهند رفته رفته فرهنگ شکل منطقی به خود می گیرد و پالایش می یابد.


روش آموزشی اینان برخلاف معلمان دیگر برپایه حقیقت جویی، طرد هرگونه پیشداوری و نظم و سازندگی موثر، استوار است و به شاگردان شان می آموزند که برای ایجاد یک فرهنگ مترقی و پایدار باید همواره از روی بینش و با دلایل عقلی رفتار کنند.




شنبه 12/12/1391 - 21:52 - 0 تشکر 592659



لزوم توأم بودن عقل و علم



مسأله دیگر اینست که عقل و علم باید با یکدیگر توأم باشد ، و این نکته‏ بسیار خوبی است . اگر انسان تفکر کند ولی اطلاعاتش ضعیف باشد ، مثل‏ کارخانه‏ای است که ماده خام ندارد یا ماده خامش کم است ، قهرا نمی‏تواند کار بکند یا محصولش کم خواهد بود . محصول بستگی دارد به اینکه ماده خام‏ برسد . اگر کارخانه ماده خام زیاد داشته باشد ولی کار نکند باز فلج است‏


و محصولی نخواهد داشت . حضرت در آن روایت می‏فرماید : « یا هشام ثم بین ان العقل مع العلم » عقل و علم باید توأم باشد . عرض کردیم علم ، فراگیری است ، به منزله‏ تحصیل مواد خام است ، عقل ، تفکر و استنتاج و تجزیه و تحلیل است .


آنگاه حضرت استناد می‏کنند به آیه : " « وتلک الامثال نضربها للناس وما یعقلها الا العالمون »" (1 ) . ببینید عقل و علم چگونه با هم توأم شده‏ است .


پاورقی :


 1.سوره عنکبوت ، آیه 43 : این مثلها را برای مردم می‏زنیم و جز دانشمندان تعقل نمی‏کنند .


شنبه 12/12/1391 - 21:53 - 0 تشکر 592660


تربیت


بحث راجع به این مطلب که " تربیت " همانطور که مفهوم این لغت‏ دلالت می‏کند پرورش دادن استعدادهای انسانی است که البته شامل پرورش‏ جسم نیز می‏شود . و اینچنین گفتیم که " تربیت " ساختن نیست آنطور که‏ مثلا خانه‏ای را می‏سازند که اجزاء و اشیائی را با هم ترکیب می‏کنند و نظمی‏ میانشان برقرار می‏سازند ، بلکه از نوع پرورش یک موجود زنده یعنی فراهم‏ کردن زمینه رشد استعدادی که در موجود زنده هست می‏باشد ، آنچنان که گلها و درختها را رشد و پرورش می‏دهند ، که البته در پرورش انسان مسائل‏ بیشتری وجود دارد .


 مثلا شاید در گلها و درختها نشود یک استعداد را پرورش داد و استعداد دیگری را راکد گذاشت، ولی در انسان این جهت ممکن‏ است که یک استعداد از استعدادهای انسان پرورش یابد و استعدادهای دیگر پرورش نیابد و این خود منشأ عدم تعادل در انسان بشود ، و بنابراین‏ ضرورت دارد که در پرورش انسان تعادلی میان همه استعدادهای طبیعی باشد که فعلا این بحث مطرح نیست . گفته شد که تربیت ، ساختن و از نوع صنعت نیست ، صرف پرورش است . ممکن است کسی چنین بگوید که قسمتی از تربیت ، پرورش است و قسمت دیگر ساختن ، و یا لااقل بگوید اینجا دو نظریه است : { نظریه علمای قدیم و نظریه علمای جدید غرب}



شنبه 12/12/1391 - 21:54 - 0 تشکر 592662


تربیت از نظر علمای قدیم


از نظر علمای تربیت قدیم در این جهت شک و تردیدی نبود که قسمتی از اخلاقیات را باید در وجود بشر تکوین کرد و به اصطلاح علمای اخلاق باید فضائل را به صورت ملکات در انسان ایجاد نمود . از نظر علمای قدیم آدم‏


تربیت شده آدمی بود که آنچه که فضیلت نامیده می‏شود ، در او به صورت‏ خوی و ملکه درآمده باشد ( 1 ) و مادامی که یک فضیلت به صورت ملکه در نیامده باشد یا به طبیعت ثانوی انسان بدل نشده باشد " حال " است نه‏ فضیلت ، زیرا امری زایل شدنی است ، باید ملکه شود تا زوالش مشکل باشد علمای قدیم در تعریف عدالت می‏گفتند : عدالت ملکه تقوا و پرهیزکاری‏ است ، یعنی تقوا و پرهیزکاری برای انسان ، ملکه شده باشد ،



پاورقی :


. 1 و لذا در اخلاق همواره صحبت از ملکه فلان صفت است ، فی‏المثل ملکه‏


شجاعت ، ملکه سخاوت .



و حتی‏ می‏گفتند انسان آنوقت دارای اخلاق فاضله است که در عالم خواب هم ضد آن‏ اخلاق از او صادر نشود ( 1 ) مثلا آنقدر راستگو باشد که حتی در عالم خواب هم دروغ‏ نگوید . و بر این اساس است که اهتمام زیادی می‏شود که تربیت در سنین‏ کودکی صورت گیرد . اصلا گفته می‏شود : تربیت ، فن تشکیل عادت است . روحیه انسان در ابتدا حکم ماده شل و قابل انعقادی مثل گچ را دارد که‏ ابتدا که آن را در آب می‏ریزند شل است و بعد سفت می‏شود . وقتی این ماده‏ شل است آن را در هر قالبی بریزیم به همان شکل درمی‏آید .


می‏توان آن را به‏ صورت انسان درآورد یا به صورت خوک و یا خروس . در هر قالبی که بریزیم‏ همینکه سرد شد همان شکل را می‏گیرد و سفت می‏شود . می‏گویند روح انسان در زمان کودکی حالت قابل انعطافی دارد و مانند همان ماده شل است ، و هر چه‏ انسان بزرگتر شود قابلیت انعطاف آن کمتر می‏شود . اینکه گفته‏اند : " العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر " اختصاص به علم ندارد ، بلکه باید گفته شود : التربیة فی الصغر کالنقش فی الحجر .


البته علمای امروز هم به‏ تربیت دوران کودکی بیشتر اهمیت می‏دهند . بچه‏ای که در کودکستان است ، از بچه دبستان - و بچه دبستان از نوجوان دبیرستان ، و نوجوان دبیرستان از جوان دانشگاه - جنبه پذیرشش بیشتر است . انسان در سن پنجاه سالگی‏ شخصیتش منعقد می‏شود . البته مبالغه نباید کرد . انسان یک موجود قابل‏ تغییر و قابل توبه و بازگشت است و ممکن است در سن صدسالگی هم خود را تغییر دهد . ولی شک نیست که حالات روحی کم‏کم ملکه می‏شود و برگرداندن‏ آنها دشوار می‏گردد .



پاورقی :


. 1 مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری می‏گفتند من حتی اگر در خواب هم زن‏


نامحرم ببینم چشمهایم را می‏بندم .





شنبه 12/12/1391 - 21:56 - 0 تشکر 592663


اهمیت ویژگی های رفتاری معلمان


روان شناسان تربیتی همان گونه که برای شاگردان مدرسه ویژگی هایی یادآور شده اند برای معلمان موفق نیز شرایطی تعیین کرده اند که در گزینش آنان و پیشرفت تحصیلی شاگردان دارای اهمیت فراوانی است. از سویی برخی تصور کرده اند که شرایط لازم برای معلمان خوب اموری فطری و ذاتی هستند و با آموزش و پرورش ارتباطی ندارند. اگر چنین نظری درست باشد، در این صورت سازمان های تربیت معلم دیگر معنایی نخواهند داشت. اما در واقع چنین نیست. تجربه نشان داده است که معلمان خوب، متوسط و ضعیف با گذراندن یک دوره آموزشی پربار پرورشکارانی بهتر و موثر تر شده اند.



شاید بعضی ها شرایط و ویژگی هایی را برای معلمان شایسته و موفق پیشنهاد کنند، اما ممکن است ویژگی های آن دسته از پرورشکاران ارزشمندی که براساس پژوهش های روان شناسان فراهم آمده اند با نظر آنان مغایر باشند. گروهی دیگر نیز تصور کرده اند که معلم خوب همیشه به موقع سرکلاس حضور می یابد از شاگردان راضی است و شاگردان هم از او رضایت کامل دارند. اما پس از رسیدگی به کارنامه اودر پایان هر دوره درسی مشاهده می شود که نتیجه کار رضایت بخش نیست.


همچنین، اگرچه تشویق شاگردان نرم خویی و همدلی با آنان از ویژگی های جالب و مهم هر معلم موفقی به شمار می آید، ولی تحقیق و تجربه کارشناسان تربیتی نشان داده اند که این صفات از ویژگی های درجه اول معلمان برجسته نمی باشند. البته، معلمان خوب و بد همه جا دیده می شوند. تربیت معلمان خوب، که یکی از هدف های روانشناسی تربیتی است، تنها به مدارس اختصاص ندارد، بلکه به همه واحدهای اجتماعیمربوط می شود. چنانکه هر پدر و مادری به نوبه خود معلم به شمار می آیند.بنابراین، آموزش صحیح و تضمین موفقیت یادگیرنده شرط اصلی واساسی پیشرفت های علمی، اجتماعی و اخلا قی است.


در اینجا پیش از آنکه به تشریح شرایط لا زم برای معلمان موفق پرداخته شود، لا زم است یادآور شویم که روان شناسان این ویژگی ها را ازدیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داده و اصولی را پیشنهاد کرده اند. ما این شرایط را، تا حدودی که امکان پذیر باشد، بیان می کنیم و در باره آن به بحث می پردازیم.


شنبه 12/12/1391 - 21:56 - 0 تشکر 592664


پیش نیاز ویژگی های معلمان




گروهی از پژوهشگران تربیتی برای شغل معلمی دو پیش نیاز اصلی را که عبارتند از علا قه به تدریس و ایجاد علا قه در شاگردان، مورد توجه قرار داده، یادآور شده اندکه برای گزینش معلمان واجد شرط نخست باید مسلم شود که آیا داوطلب زمینه دریافت این دو پیش نیاز را داراست یا نه؟


۱) علا قه به تدریس


پژوهشگران عشق و علا قه به تدریس را نخستین پیش نیازمعلمی دانسته اند و این نباید به آن علت باشد که معلمی شغلی شریف و مورد احترام مردم است. بلکه بدان سبب است که تا کسی به کار تدریس علا قه مند نباشد، هرگونه شرایط دیگری بی حاصل خواهد بود. و حتی معتقدند که معلم باید موضوع درس و تدریس را بیشتر از شخص خود دوست داشته باشد، یعنی ، معلم ریاضی نخست باید به ریاضی علا قه مند باشد و گرنه نباید آن را تدریس کند و از هیچ معلمی نیز نباید خواست موضوعی را که دوست ندارد درس بدهد. معلمی که به عللی در برخی از کلا س ها چندین موضوع مختلف را درس می دهد، معلم خوبی نیست، مگر آنکه نخست ثابت شود که وی همه آن درس ها را دوست دارد.


البته کم اتفاق می افتد که یک نفر به چندین موضوع درسی به طور یکسان علا قه داشته باشد.


گویا درس تاریخ داریم یا مثل اینکه امروز تاریخ داریم، یا، خواه ناخواه » وقتی معلمی از روی بی میلی و با قیافه ای حاکی از بیزاری بگوید بیانگر این واقعیت است که معلم خود به درس تاریخ علا قه ای ندارد و به طور ضمنی می رساند که تاریخ درس « درس تاریخ را باید آغاز کنیم مهمی نیست و وقتی شاگرد می بیند معلم نسبت به درس بی تفاوت است او نیز بی تفاوت می شود.__


در واقع هر معلمی باید کار خود را به یک موضوع درسی محدود کند و در صورت امکان بیش از روزی یک بار آن را تدریس نکند، زیرا کلا س های مکرر غالبا خسته کننده و کم بار است و در نتیجه به آمادگی ذهنی معلم و یا پیشرفت تحصیلی شاگردان زیان وارد می کند.


۲) ایجاد علا قه در شاگردان


تنها علا قه معلم به موضوع درس کافی نیست، بلکه او باید بتواند این علا قه را در شاگردان خود نیز ایجاد کند. تدریس خوب نیاز به مهارت دارد و آن هنگامی حاصل می شود که معلم نشان دهد هم به شغل خود و هم به کار تدریس علا قه مند است. معلمانی که به درس علا قه دارند، اما نسبت به شاگردان خود بی تفاوت هستند کلا سشان غالبا سرد و کسل کننده جلوه می کند بدین معنا که توجه و کنجکاوی شاگردان را که لا زمه یادگیری و پیشرفت تحصیلی است بر نمی انگیزد معلم خوب همانند یک هنرپیشه نیرو و مهارت خود را در برانگیختن علا قه وتوجه شاگردان به کار می برد. دو عامل پیش نیازی که در بالا بیان شد، بی شک دو شرط اصلی برای هنر معلمی است ونباید تصور نمود که انها اموری فطری و ذاتی هستند و با آموزش و پرورش ارتباطی ندارند. دلیل وجود سازمان های تربیت معلم به همین علت است. در واقع همانگونه که شاگردان در کوشش برای آموختن تغییر می کنند و امکانات و پیشرفت های نوینی در آنان پدید میآید، سطح کارآیی معلمان را با تنظیم برنامه های خاص می توان بالا برد.



شنبه 12/12/1391 - 21:58 - 0 تشکر 592667


نقش معلمان در فرهنگ سازی جهاد ااقتصادی


آموزش وپرورش به عنوان سرمایه ی ملی ونهادی که تربیت آینده سازان کشور را برعهده دارد نقش کلیدی را در جامعه ایفا می کند. ونقش بسیار مهمی در پیشبرد اهداف جهاد اقتصادی دارد .زیربنای آموزش وپرورش معلم است وآنان با ارایه ی برنامه های خود می توانند نقش اثرگذاری در آموزش وپرورش داشته باشند.اگر روحیه ومحور تلاش های مدیران در آموزش وپرورش صرفا اسقاط تکیف نباشد روند مطلوبی را ایجاد خواهد کرد که شرط اصلی آن روحیه ی جهادی است.الزام استحکام بخشی به معنویات وتدین در دانش آموزان وجوانان از جمله امور مهم مدیران آموزش وپرورش است.ایجاد روحیه ی اعتماد سازی و علاقه مندی به یکدیگر ،مهرورزی،دوری واجتناب از اجرای برنامه های نمادین وشتاب زده از دیگر تاکیدات رسیدن به هدف جهاد اقتصادی در آموزش وپرورش است.



اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده


در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من


آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست


با این گچ عشق تخته ی جانم زن
خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام
یک درس ز عشق جان ویرانم زن


يکشنبه 13/12/1391 - 19:56 - 0 تشکر 592779

به نام خدا و سلام

ممنون از استاد گرامی بابت ایجاد  این مطلب

نقش معلم در یادگیری مطالب تربیتی و فرهنگ و اقتصاد نقش پر رنگ و مهمی است چراکه در زمانی فرد در اختیار معلم است که تاثیر پذیری بسیار بالایی دارد

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

دوشنبه 14/12/1391 - 9:10 - 0 تشکر 592863

teachman گفته است :
[quote=teachman;521731;592779]به نام خدا و سلام

ممنون از استاد گرامی بابت ایجاد  این مطلب

نقش معلم در یادگیری مطالب تربیتی و فرهنگ و اقتصاد نقش پر رنگ و مهمی است چراکه در زمانی فرد در اختیار معلم است که تاثیر پذیری بسیار بالایی دارد


بله عزیز
این نقش غیر قابل انكار معلمان عزیز در تمتم زمینه های تربیتی مشهوده
انشالله مسئولین امر بتوانند قدردان زحمات معلمین بزرگوار باشند.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.