• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 87)
چهارشنبه 2/12/1391 - 20:14 -0 تشکر 591037
حکایت ایستادگى اصحاب اخدود تا پاى جان‏

حکایت ایستادگى اصحاب اخدود تا پاى جان‏

 

خداى متعال در قرآن مجید، از «اصحاب اخدود» یاد كرده است. از نظر قرآن كریم اینان جرمى جز ایمان به خدا نداشتند.

داستان آنان بنا به نقل تفاسیر چنین است:

مردى وارد شهر «صنعا» پایتخت یمن شد و به سوى كاخ حكومتى «ذونواس» حركت كرد، دربان كاخ از ورودش جلوگیرى نمود و گفت: در این گرماى سوزان به چه علت به درب این خانه آمده‏اى؟ گفت: خطر بزرگى پیش آمده است باید ذونواس را از این خطر آگاه كنم.

دربان گفت: پادشاه الآن از پذیرفتن تو معذور است، فعلًا قتلى را پشت‏سر گذاشته و از اضطراب شهر «صنعا» كاسته و مسئله یهودیّت را به مانند زمان تبّع رسانده و اكنون آماده است، تا در جنگى كه در شرق و غرب روى مى‏دهد شركت كند، او قصد دارد یهودیّت را دین عمومى نموده و حكم تورات را در زمین حاكم كند.

در هر صورت پادشاه نزدیك غروب آماده ملاقات است، مسافر گفت: خبر من با برنامه شاه فاصله زیادى ندارد و مربوط به همین دین است. دربان گفت: لحظه‏اى صبر كن تا شاه وارد باغ شود. پس از آن كه ذونواس بیرون آمد دربان به او گفت: مردى از «نجران» واقع در كشور حجاز براى ملاقات با شما آمده است و مى‏خواهد خبر از دین جدیدى بدهد كه خطر بزرگى براى یهودیّت است.

ذونواس گفت: دین جدید! كدام دین؟ او را پیش من آورید، مرد آمد و پس از احترام گفت: اى پادشاه! من براى درخواست كمك نزد تو نیامده‏ام؛ بلكه براى حادثه بزرگى كه در «نجران» پیش آمده است به حضورت رسیده‏ام.

ذونواس گفت: منظورت چیست؟ گفت: مدّتى است در نجران دین جدیدى پیدا شده و به نام عیسى مسیح بشارت مى‏دهد، بت‏پرستان نجران آسایش فكر خود را در این مسلك یافته و دسته دسته به این دین مى‏گروند. آنچه مهم است این است كه عدّه‏اى از یهودیان از دین خود دست كشیده و داخل دینى مى‏گردند كه بت‏پرستان با كمال اشتیاق به آن روى مى‏آورند؛ اگر پادشاه یهودیّت را حفظ نكند به زودى آثار آن از نجران معدوم مى‏گردد.

ذونواس گفت: این دین چگونه به «نجران» راه یافت؟ گفت: در میان عدّه‏اى كه به «نجران» آمده بودند دو نفر وارد شدند، یك مرد رومى به نام «فیمیون» و دیگرى مردى به نام «صالح» یكى از بت‏پرستانى كه درخت خرما مى‏پرستید فیمیون را خرید، او را شخص بزرگوارى یافت، مى‏دید در كار خستگى ندارد و هیچ‏گونه شكایتى از سنگینى كار نمى‏كند، تمام روز را كار كرده و شب را به اتاقى براى عبادت پناه مى‏برد. یك روز او را در حال نماز دید، از اتاقش بدون چراغ نورى مشاهده كرد، از كارش تعجّب كرد، از او پرسید: آیا غیر از آن درخت خرما را عبادت مى‏كنى؟ فیمیون گفت: من خدایى را پرستش مى‏كنم كه مالك عالم و اداره كننده آن است، همان خدایى كه مسیح به وجودش راهنمایى كرده و قدرتش را به ما نمایانده است. این درخت مالك نفع و ضرر نیست؛ بلكه خودش را نمى‏تواند حفظ كند و ضررى را از خود دور نماید. اگر من بخواهم مى‏توانم از خداوند تقاضا كنم بادى بفرستد و آن را خشك نماید، یا آتشى فرستاده آن را بسوزاند.

ارباب گفت: آیا مى‏توانى چنین كارى را انجام دهى؟ گفت: آرى، اگر انجام دهم به آیین حق مى‏گروى؟ گفت: بلى، فیمیون نماز خواند و از خدا خواست تا دعایش را مستجاب كند؛ بادى بر درخت وزید و درخت خشك شد. در این هنگام ارباب فیمیون به حق ایمان آورد، این مسئله در نجران منتشر شد و بسیارى از مردم آیین مسیح را پذیرفتند.

سپس آن مرد مطالب دیگرى درباره فیمیون گفت در حدّى كه غضب و خشم ذونواس به جوش آمد و با لشكرى انبوه به سوى نجران حركت كرد، شهر را محاصره كرد بزرگان و صاحبان رأى را جمع نمود و گفت: قبل از این كه دست به كشتار شما بزنم به شما مهلت مى‏دهم كه یا یهودیت را قبول كنید و یا اعدام و شكنجه در انتظار شماست.

مردمى كه حق را یافته بودند، مردمى كه لذّت حق‏پرستى را چشیده بودند، مردمى كه از معرفت الهى برخوردار شده بودند. مردمى كه مى‏دانستند در این دنیا جز وجود او چیزى اصالت ندارد، در پاسخ آن ستمگر گفتند: این دین جدید با جان ما درهم آمیخته و به تار و پود وجود ما راه یافته است، ما از آن دست برنمى‏داریم چه به ما مهلت دهى، چه ما را به كام مرگ دراندازى.

ما با خداى خود معامله كرده‏ایم و هرگز او را به هیچ چیز ترجیح نمى‏دهیم. دنیا محلّى است زودگذر و سهم ما از آن بسیار اندك است و ما همه چیز خود را كه خداست با این سهم اندك عوض نمى‏كنیم.

ذونواس كه پافشارى مؤمنان را به این دین ملاحظه كرد، دستور داد خندقى حفر كنند و آتشى سهمگین برافروزند، از پیرمرد زمین‏گیر وپیره‏زن قد خمیده، از جوان رشید و طفل شیرخوار از خرد و كلان، چشم نپوشید و همه را در كام آتش افكند و آنان نیز از حقّ دست برنداشته، كشته شدن را بر ننگ دنیا ترجیح دادند و جان خود را نثار معشوق حقیقى كردند.

و به فرموده امام صادق علیه السلام از آنان شدند كه ایثار محبوب بر ماسوا كردند: وَدَلیلُ الحُبّ إیثارُ الْمَحْبُوبِ عَلى‏ ما سِواهُ‏

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.