• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 5618)
شنبه 28/11/1391 - 22:22 -0 تشکر 590199
نسیم رحمت1 (تفسیر سوره نور)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
بنام خداوند بخشنده مهربان

     
سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿1﴾

1 - ایـن سـوره اى اسـت كـه مـا آن را فرو فرستادیم و واجب نمودیم ، و در آن آیات بینات نازل كردیم ، شاید شما متذكر شوید.



الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿2﴾

2 - زن و مـرد زنـاكـار را هـر یك ، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رافت (و محبت كـاذب ) شـمـا را نـگـیـرد اگـر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهى از مؤ منان مجازات آنها را مشاهده كنند.


الزَّانِی لَا یَنكِحُ إلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِیَةُ لَا یَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ ﴿3﴾

3 - مرد زناكار جز با زن زناكار یا مشرك ازدواج نمى كند، و زن زناكار را جز مرد زناكار یا مشرك به ازدواج خود در نمى آورد، و این كار بر مؤ منان تحریم شده استمفهوم ((سوره ))در آیه اول سوره نور

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

شنبه 28/11/1391 - 22:23 - 0 تشکر 590200

مى دانیم نام این سوره , سوره نور است

این سوره در ((مدینه )) نازل شده و 64 آیه است .

محتواى سوره :.
این سوره را در حقیقت مى توان سوره پاكدامنى و عفت و مبارزه با آلودگیهاى جنسى دانست كه در چند مرحله پیاده شده است .

مـرحله اول: بیان مجازات شدید زن و مرد زناكار است كه در دومین آیه این سوره با قاطعیت تمام مطرح گردیده .

مـرحـله دوم:
به این امر مى پردازد كه اجراى این حد شدید مساله ساده اى نیست , و از نظر موازین قضائى اسلام شرط سنگینى دارد.

در مـرحـلـه سوم: براى این كه تصور نشود اسلام تنها به برنامه مجازات گنهكارقناعت مى كند به یـكـى از مـهـمترین راههاى پیشگیرى از آلودگیهاى جنسى پرداخته ,مساله نهى از چشم چرانى مردان نسبت به زنان و زنان نسبت به مردان و موضوع حجاب زنان مسلمان را پیش كشیده چرا كه تا دو مساله چشم چرانى و بى حجابى ریشه كن نشوند آلودگیها برطرف نخواهد شد.

مـرحله چهارم: باز به عنوان یك پیشگیرى مهم از آلوده شدن به اعمال منافى عفت دستور ازدواج سهل و آسان را صادر مى كند.

مـرحله پنجم: بخشى از آداب معاشرت اصول تربیت فرزندان نسبت به پدران و مادران را در همین رابطه بیان مى كند.

مرحله ششم: بخشى از مسائل مربوط به توحید و مبد و معاد و تسلیم بودن در برابر فرمان پیامبر را ذكر مى كند.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

دوشنبه 30/11/1391 - 21:51 - 0 تشکر 590659

بیان آیات

غرض این سوره همان است كه سوره با آن افتتاح شده و آن بیان پاره‏ای از احكام تشریع شده ، و سپس پاره‏ای از معارف الهی مناسب با آن احكام است ، معارفی كه مایه تذكر مؤمنین می‏شود .

سورة انزلناها و فرضناها و انزلنا فیها آیات بینات لعلكم تذكرون .

كلمه سوره به معنای پاره‏ای از كلمات و جمله‏بندی‏هایی است كه همه برای ایفای یك غرض ریخته شده باشد ، و به همین جهت در این آیه شریفه یك بار مجموع آیات سوره به اعتبار معنایی كه دارند یك سوره نامیده شده ، و فرموده : این سوره را نازل كردیم و

ترجمة المیزان ج : 15ص :112

بار دیگر ظرف برای بعضی آیاتش اعتبار شده ، از باب ظرفیت مجموع برای بعض و فرموده : در آن آیاتی روشن نازل كردیم .و این كلمه از كلماتی است كه قرآن كریم آن را وضع كرده و هر دسته از آیاتش را یك سوره نامیده ، و استعمال آن در كلام خدای تعالی مكرر آمده ، و مثل اینكه وجه این نامگذاری معنای لغوی آن است ، كه همان دیوار دور شهر باشد كه بر شهر احاطه می‏كند ، چون سوره قرآن نیز حصاری است كه چند آیه و یا یك غرض معینی را كه در مقام ایفای آن است در بر گرفته است .

راغب می‏گوید كلمه فرض به معنای بریدن چیز محكم و تاثیر در آن می‏باشد ، مانند ، فرض آهن و ... سپس گفته : فرض ، همان معنای ایجاب را می‏دهد ، با این تفاوت كه واجب كردن چیزی را به اعتبار وقوع و ثباتش ایجاب می‏گویند ، و به اعتبار بریده شدن ، و یك طرفی شدن تكلیف در آن ، فرض می‏گویند ، همچنان كه خدای تعالی فرموده : سورة انزلناها و فرضناها ، یعنی سوره‏ای كه ما عمل به آن را بر تو واجب كردیم .


و نیز می‏گوید : این كلمه هر جا كه در جمله فرض الله علیه - خدا بر او فرض كرد واقع شده باشد ، معنای ایجابی را می‏دهد كه خدای تعالی مكلف را بدان وارد و تكلیف كرده ، و هر جا در جمله فرض الله له واقع شده باشد ، معنای توسعه و رخصت را می‏دهد ، مانند : ما كان علی النبی من حرج فیما فرض الله له - در آنچه خدا نصیب كرده برای پیغمبر حرجی بر او نیست .


پس اینكه فرمود : سورة انزلناها و فرضناها ، معنایش این است كه این سوره را ما نازل كردیم ، و عمل به آن احكامی كه در آن است واجب نمودیم ، پس اگر آن حكم ایجابی باشد ، عمل به آن این است كه آن را بیاورند ، و اگر تحریمی باشد عمل به آن این است كه ترك كنند و از آن اجتناب نمایند .و اینكه فرمود : و انزلنا فیها آیات بینات لعلكم تذكرون مراد از آن - به شهادت سیاق - آیه نور ، و آیات بعد از آن است كه حقیقت ایمان و كفر و توحید و شرك را ممثل می‏سازد ، و این معارف الهی را تذكر می‏دهد .

الزانیة و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة ... المؤمنین كلمه زنا به معنای جماع بدون عقد یا بدون شبه عقد یا بدون خرید كنیز است ، و كلمه


ترجمة المیزان ج : 15ص :113

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

دوشنبه 30/11/1391 - 21:53 - 0 تشکر 590661


جلد به معنای زدن تازیانه است و كلمه رأفت به معنای دلسوزی و تحریك شدن عواطف است ، بعضی از لغویین گفته‏اند : به معنای رحمت آمیخته با دلسوزی است و كلمه طائفه در اصل به معنای جماعت است وقتی كه كوچ می‏كنند ، بعضی گفته‏اند : این كلمه بر دو نفر و حتی بر یك نفر هم اطلاق می‏شود .



الزانیة و الزانی ... جلدة - مراد مرد و زنی است كه این عمل شنیع از آن دو سر زده ، كه باید به هر یك از آن دو صد تازیانه بزنند ، و صد تازیانه حد زنا است به نص این آیه شریفه ، چیزی كه هست در چند صورت تخصیص خورده ، اول اینكه زناكاران محصن باشند ، یعنی مرد زناكار دارای همسر باشد ، و زن زناكار هم شوهر داشته باشد ، یا یكی از این دو محصن باشد كه در این صورت هر كس كه محصن است باید سنگسار شود ، دوم اینكه برده نباشند كه اگر برده باشند حد زنای آنان نصف حد زنای آزاد می‏باشد .

بعضی از مفسرین گفته‏اند : اگر زن زناكار را جلوتر از مرد زناكار ذكر كرده ، برای این بوده كه این عمل از زنان شنیع‏تر و زشت‏تر است و نیز برای این بوده كه شهوت در زنان قویتر و بیشتر است .


و خطاب در آیه متوجه به عموم مسلمین است ، در نتیجه زدن تازیانه كار كسی است كه متولی امور مسلمانان است ، كه یا پیغمبر است و یا امام ، و یا نایب امام .و لا تاخذكم بهما رأفة فی دین الله ... - این نهی كه از رأفت شده از قبیل نهی از مسبب است به نهی از سبب ، چون رقت كردن به حال كسی كه مستحق عذاب است باعث می‏شود كه در عذاب كردن او تساهل شود ، و در نتیجه نسبت به او تخفیف دهند ، و یا به كلی اجرای حدود را تعطیل كنند ، و به همین جهت كلام را مقید كرد به قید فی دین الله تا جمله چنین معنا دهد كه در حالتی كه این سهل‏انگاری در دین خدا و شریعت او شده است .


بعضی از مفسرین گفته‏اند : مراد از دین الله همان حكم خدا است ، همچنان كه در آیه ما كان لیاخذ اخاه فی دین الملك بدین معنا است ، یعنی رأفت ، شما را در اجرای حكم خدا و اقامه حد او نگیرد .



ترجمة المیزان ج : 15ص :114

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

دوشنبه 30/11/1391 - 21:54 - 0 تشکر 590663

ان كنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر - یعنی اگر شما چنین و چنان هستید در اجرای حكم خدا دچار رأفت نشوید و این خود تاكید در نهی است .و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین - یعنی و باید جماعتی از مؤمنین ناظر و شاهد این اجرای حد باشند ، تا آنان نیز عبرت گیرند و نزدیك عمل فحشاء نشوند .الزانی لا ینكح الا زانیة او مشركة ، و الزانیة لا ینكحها الا زان او مشرك ، و حرم ذلك علی المؤمنین .


ظاهر آیه و مخصوصا با در نظر گرفتن سیاق ذیل آن ، كه مرتبط با صدر آن است ، چنین می‏رساند كه : آیه شریفه در مقام بیان حكمی تشریعی تحریمی است ، هر چند كه از ظاهر صدر آن بر می‏آید كه از مساله‏ای خبر می‏دهد ، چون مراد از این خبر تاكید در نهی است ، چون امر و نهی وقتی به صورت خبر بیان شود .

امر و نهی مؤكد می‏شود ، و این گونه تعبیرها زیاد است ، ( مثلا می‏گوییم فلانی این كار را می‏كند ، و یا دیگر از این كارها نمی‏كند ، یعنی به هیچ وجه نباید كند) .


و حاصل معنای آیه با كمك روایات وارده از طرق اهل بیت (علیهم‏السلام‏) این است كه : زناكار وقتی زنای او شهرت پیدا كرد ، و حد بر او جاری شد ، ولی خبری از توبه كردنش نشد ، دیگر حرام است كه با زن پاك و مسلمان ازدواج كند ، باید یا با زن زناكار ازدواج كند و یا با زن مشرك ، و همچنین زن زناكار اگر زنایش شهرت یافت ، و حد هم بر او جاری شد ولی توبه‏اش آشكار نگشت ، دیگر حرام می‏شود بر او ازدواج با مرد مسلمان و پاك ، باید با مردی مشرك ، یا زناكار ازدواج كند .




پس این آیه ، آیه‏ای است محكم و باقی بر احكام خود كه نسخ نشده و احتیاج به تاویل هم ندارد ، و اگر در روایات حكم را مقید كرده‏اند به صورت اقامه حد و ظهور توبه ، ممكن است این قید را از سیاق آیه نیز استفاده كرد ، برای اینكه حكم به تحریم نكاح ، در آیه شریفه بعد از امر به اقامه حد است ، و همین بعد واقع شدن ظهور در این دارد كه مراد از زانی و زانیه ، زانی و زانیه حد خورده است و همچنین اطلاق زانی و زانیه ظهور در كسانی دارد كه هنوز به این عمل شنیع خود ادامه می‏دهند ، و شمول این اطلاق به كسانی كه توبه نصوح كرده‏اند ، از دأب و ادب قرآن كریم بعید است .مفسرین در معنای آیه مشاجراتی طولانی و اقوالی مختلف دارند .

یكی اینكه گفتار در آیه به منظور اخبار از مقدار لیاقت مرتكبین این عمل زشت


ترجمة المیزان ج : 15ص :115

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

دوشنبه 30/11/1391 - 22:0 - 0 تشکر 590664


است ، و می‏خواهد بفرماید : افراد پلید همان پلیدی‏ها را دوست می‏دارند ، و لیاقت بیش از آن را ندارند آدم زناكار به خاطر خباثت و پلیدی ذاتش جز به زنی مثل خود میل نمی‏كند ، او از زنی خوشش می‏آید كه چون خودش زناكار و پلید ، و یا بدتر از خودش زنی مشرك و بی دین باشد و همچنین زن زناكار جز به مردی مثل خود متعفن و پلید ، و یا بدتر از خودش مشرك و بی دین تمایل ندارد .پس آیه شریفه در مقام بیان اعم اغلب است ، همچنان كه در آیه دیگر از همین سوره فرموده : الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات .



یكی دیگر اینكه مراد از آیه شریفه تقبیح اینگونه افراد است ، و معنایش این است كه لایق به حال مرد زناكار این است كه جز زن زناكار و یا بدتر از او را نگیرد و لایق به حال زن زناكار هم این است كه جز به مرد زناكار و یا بدتر از او یعنی مشرك ، شوهر نكند و مراد از نكاح عقد نكاح و ازدواج مشروع است و جمله و حرم ذلك علی المؤمنین عطف است بر اول آیه ، و مراد این است كه زنا بر مؤمنین حرام شده ، ( نه ازدواج با زناكار) ولی این دو وجه از این رو صحیح نیستند كه با سیاق آیه و مخصوصا با اتصال صدر و ذیل آن به یكدیگر كه قبلا بدان اشاره رفت سازگار نیستند .


وجه سوم اینكه اصلا این آیه شریفه نسخ شده ، و ناسخ آن آیه و انكحوا الایامی منكم و الصالحین من عبادكم و امائكم است .جواب این وجه هم این است كه نسبت میان آیه مورد بحث و این آیه نسبت عموم و خصوص مطلق است ، یعنی این آیه عام است و آیه مورد بحث آن را تخصیص زده ، فرموده : اینكه در آنجا به طور عموم گفتیم دختران خود و صالحان از برده و كنیزان خود را همسر دهید مخصوص است به غیر زناكاران مصر در زنا و در اینگونهموارد كه عامی بعد از خاص وارد می‏شود آن را نسخ نمی‏كند .

بله اگر هم بگوییم نسخ شده مناسب‏تر آن است كه بگوییم ناسخ آن ، آیه 221 سوره بقره است ، كه می‏فرماید : و لا تنكحوا المشركات حتی یؤمن و لامة مؤمنة خیر من مشركة و لواعجبتكم و لا تنكحوا المشركین حتی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرك و لو اعجبكم اولئك یدعون الی النار و الله یدعوا الی الجنة و المغفرة باذنه .



به این بیان كه كسی ادعا كند كه این آیه نیز هر چند عامی است بعد از خاص ، و لیكن لسان آن لسانی است كه تخصیص نمی‏پذیرد و وقتی آیه خاص آن را تخصیص نزد ، قهرا آیه عام ، ناسخ خاص می‏شود ، بعضی از مفسرین هم ادعا كرده‏اند كه نكاح كافر با زن مسلمان تا سال ششم از هجرت جایز بوده ، بعد از آن در آیه 221 سوره بقره تحریم آن نازل شده ، پس شاید آیه مورد بحث كه مربوط به زانی و زانیه است و ازدواج زن زناكار مسلمان را با مشرك جایز دانسته قبل از نزول تحریم بوده ، و آیه تحریم بعد از آن نازل شده ( در نتیجه آیه 221 سوره بقره ازدواج زناكار با مشرك را نسخ كرده ) البته درباره این آیه اقوال دیگری نیز هست كه چون فسادش روشن بود متعرض نقل آنها نشدیم .


ترجمة المیزان ج : 15ص :116

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

سه شنبه 1/12/1391 - 22:39 - 0 تشکر 590873

بنام خدا
سلام
چرا این سوره را سوره نور نام نهاده شده است؟وفضلیت خواندن آن چیست؟


1- نامگذاری سوره به نوربه خاطروجود آیه نور(آیه 35 این سوره) كه یكى از چشمگیرترین آیات سوره است، ولى گذشته از این، محتواى سوره نیز از نورانیت خاصى برخوردار است، به انسانها، به خانواده‏ها، به زن و مرد نور عفت و پاكدامنى مى‏بخشد، به زبانها و سخنها نورانیت تقوى و راستى مى‏دهد، به دلها و جانها نور توحید و خدا پرستى و ایمان به معاد و تسلیم در برابر دعوت پیامبر ص مى‏دهد.


2-در روایتی از علی (ع) آمده است که ایشان توصیه می کنند به زنها سوره نور را یاد دهید که درآن مواعظی است که برای زنها سودمند است..به مردها هم سوره یوسف را آموزش دهید.
فضلیت خواندن آن





قرآن کتاب هدایت، عمل و انسان سازی است، لذا تلاوت آن مقدمه ای برای تفکر و ایمان، و در مرحله بعد وسیله ای است برای عمل به محتوای آن، و رسیدن نتیجه نهایی که همان تکامل و سعادت ابدی است. بنابراین، همۀ قرآن نور است و نباید هیچ فردی از برکات آن محروم بماند.



دربارۀ فضیلت سوره نور احادیثی از ائمه اطهار (ع) رسیده است، از جمله:



پیامبر اسلام (ص) فرمود: "هر که سوره نور را بخواند، خداوند ده حسنه به او می دهد، به اندازه اجر همۀ مؤمنان گذشته و آینده".[1]



امیرمؤمنان على(ع) فرمود: «... به زنانتان سوره‏ نور را بیاموزید که در آن پندها است».[2]



از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: "مال و عورت خود را به خواندن سورۀ نور حفظ کنید و زنان خود را به وسیلۀ آن در حصار عفت قرار دهید؛ زیرا کسی که این سوره را در شب و روز بخواند هیچ یک از خانواده اش هرگز زنا نمی کند تا بمیرد. در وقت مردن هفتاد هزار ملک تا کنار قبر او را تشییع و برای او دعا و استغفار می کنند تا وارد قبر شود".[3]

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

سه شنبه 1/12/1391 - 22:40 - 0 تشکر 590874

همچنین در باره آیۀ نور که یکی از آیات این سوره است، فضائل بسیاری نقل شده است. منظور از آیه شریفه نور این آیه است: "اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضی‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ"؛ خداوند نور آسمان ها و زمین است؛ مثل نور خداوند همانند چراغ دانى است که در آن چراغى (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گیرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنى افروخته مى‏شود که از درخت پربرکت زیتونى گرفته شده که نه شرقى است و نه غربى (روغنش آن چنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‏ور شود، نورى است بر فراز نورى و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت مى‏کند، و خداوند به هر چیزى داناست.[4]



از جمله روایاتی که در فضیلت این آیه وارد شده است:



1. از عبد الله عباس منقول است که: "هر کس آیۀ نور را بسیار بخواند روشنایی چشم او محفوظ ماند".[5]



2. "اگر کسی درد چشم دارد آیه نور را تا "نور علی نور" بر چشم بخواند و هر صبح سه بار بر این دستور عمل نماید درد چشم او زایل شود".[6]



3. شیخ ابوالعباس بونی گفته است: "که هر کس این آیه را بر آینه نقش کند شب جمعه آخر ماه و مدّت چهل شب چهل نوبت این آیه را بر آینه بخواند بعد از آن هر مریضی که در آن آینه نگاه کند، مرض او زایل شود و نیز نقل شده که اگر کسی آیۀ نور را بر لباس کبود با زعفران و گلاب بنویسد و اسم غایب و مادر او را بر آن بنویسد و آن را در خانه غایب بر باد آویزد به زودی شخص غایب بر می گردد".[7]



4. "هر کس آیه نور را تکثیر، بر فضه نقش، و آن را بر دایره آن نقش کند و در روز جمعه هنگام طلوع آفتاب و در وقت نقش کردن، غسل کند و لباس پاک بپوشد و با خود داشته باشد، و هر روز آیه را چهارصد بار بخواند و شروع کند به هر امر مهمی که بخواهد؛ از تقرب سلاطین و خلاصی محبوسان و اسیران و نجات یافتن از کسانی که حکم قتل او را دارند بسیار مجرب است".[8]



5. "خواندن آیه نور قبل از خواب با حضور قلب به عدد الله (66 مرتبه) به خصوص در حال صفای روحانی، موجب دیدن خواب های شیرین می گردد".[9]



6. "ختم آیۀ مبارکۀ نور به عدد نور (256 مرتبه)، هرگاه روز اول ماه جمعه باشد، به مدت پانزده روز این ختم را انجام دهد و در روز شانزدهم به عدد نور کلمۀ طیبۀ "لااله الاالله" را بگوید و همه روزه به عدد مزبور ادامه دهد تا پایان ماه جهت کفایت امور مهم کبریت احمر است".[10]



7. "ختم آیۀ نور تا "بکل شیء علیم" برای دیدن امام زمان (ع)، یک اربعین به عدد نور، بین اذان صبح تا طلوع آفتاب مؤثر است".[11]



8. "برای معنویت و رزق ختم آیه نور به عدد "256 مرتبه" بعد از نماز عشا مفید و مؤثر است".[12]



9. "جهت امور مهم در خلوت بعد از هر نماز، هزار بار اسم جلاله "الله" و پنجاه بار آیۀ نور را بخواند و در حین روز نیز باید روزی ده هزار بار بگوید".[13]



10. "ختم آیه مبارکه نور جهت کشف علوم الهیه و افاضات خاصه خداوند بدین گونه است که در اربعین اول چهارده مرتبه صلوات بفرستد به حضور قلب که گویا خدمت پیامبر و اهل بیتش (ع) نشسته است با کمال خضوع و خشوع، سر برهنه نموده در زیر آسمان چهارده مرتبه آیه مبارکه نور را تلاوت کند و بعد از آن چهل و یک مرتبه صلوات بفرستد".[14]



اما جواب قسمت دوم سؤال؛ آیه نور به حساب ابجد کبیر 256 است. در مورد ختم آیات و اذکار، عدد نقش بسیار مهمی دارد و باید آن آیه یا ذکر را به عدد معین گفت تا اثر خاص خود را بگذارد.



اعداد به منزلۀ روح و حروف اشباح آن هستند و عدد مانند دندانه کلید است اگر کم شود یا زیاد شود در را باز نمی کند و زیادی بر عدد مطلوب اسراف و کمتر از عدد مطلوب موجب اخلال در ذکر است.[15] و این گونه ختم آیات به عدد معین حکایت از رمزی است که بین حروف و اعداد وجود دارد.



آنچه که تذکر آن مهم و قابل توجه است این نکته است که ختم آیات قرآن به عدد معین یا هر ذکر دیگری شرایط خاصی را می طلبد. پس اگر کسی این آیه شریفه را بر طبق عدد معین ختم کند و نتیجه ای برایش حاصل نشود مانعی در شرایط و مقدمات آن پیش آمده است که باید آن مانع را برطرف کند تا ختم آیه یا ذکر اثربخش باشد[16]؛ یعنی آنچه بیان شده است تنها علت معدّ محسوب می گردند.


خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

سه شنبه 1/12/1391 - 22:41 - 0 تشکر 590875

[1] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، سید ابراهیم میرباقری، ج 7، ص 195، سوم، ناصر خسرو، تهران، 1372 ش.



[2]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 11، ص 184، دار الحدیث، قم، چاپ اول، ‏1429ق.



[3] حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، سید هاشم رسولی محلاتی، ج 3، ص 568، چهارم، اسماعیلیان، قم، 1415 ق.



[4] نور، 35.



[5] نجفی اصفهانی، محمد تقی، خواص آیات و تمامی سوره های قرآن کریم، ص 95، ادیبه، تهران، 1345 ش.



[6] نجفی اصفهانی، محمد تقی، خواص آیات و تمامی سوره های قرآن کریم، ص 95، ادیبه، تهران، 1345 ش.



[7] نجفی اصفهانی، محمد تقی، خواص تمامی آیات و سوره های قرآن کریم، ص 95.



[8] ابوسعید الهروی، محمد، بحر الغرائب و منتخب الختوم، ص 182، محمودی، تهران، 1281 ق.



[9] نراقی، ملااحمد، الخزائن، حسن حسن زاده آملی، ص 350، علمیه اسلامیة، تهران، 1378 ق.



[10] نصراللهی بروجردی، محمد ابراهیم، رهنمای گرفتاران، ص 62، چاپ دوم، زهیر، تهران، 1382 هـ.ش.



[11] رهنمای گرفتاران، ص 117.



[12] همان.



[13] مقدم، سید محمد تقی، خزانة الاسرار فی الختوم والاذکار، علاءالدین الاعلمی، ج 1، ص 297، چاپ اول، مؤسسه الاعلمی، بیروت، 1423 ق.



[14] نائینی، محمد حسن، گوهر شب چراغ، محمد فربودی، ج 1، ص 229، چتپ ششم، دیوان، قم، 1381.



[15] حسن زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، ج 1، ص 121، چاپ دوم، نشر فرهنگی رجاء، قم، 1365 ق.



[16] مقدم، سید محمد تقی، خزانة الاسرار فی الختوم والاذکار، علاءالدین الاعلمی، ج 1، ص 13، چاپ اول، مؤسسه الاعلمی، بیروت، 1423 ق.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

سه شنبه 1/12/1391 - 22:44 - 0 تشکر 590876

سوال

آیا زنای پنهانی باز هم فاحشه است؟؟ چرا که فاحشه گناه آشکار است؟

منظور از فاحشه گناه آشکار است ولی منظورش این نیست گناهی که آشکارا انجام بشه بلکه منظورش اینه که قبح و زشتی اون گناه برای همگان آشکار و روشنه به همین دلیل به اون فاحشه میگویند.

زشتی و قبح عمل زنا نیز نزد همه آشکاره پس یک فاحشه محسوب میشه.

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

سه شنبه 1/12/1391 - 22:48 - 0 تشکر 590877

سوال
از دوستان که همراهی میکنند می خوام در بحث شرکت کنند...........نظرشون اعلام کنند ما هم  استفاده کنیم....

1-آیا شلاق زدن دو انسان نشان از قساوت قلب مجری ندارد؟
2-یک رابطه دو نفره بوده دیگه به جامعه چه ربطی داره؟
3-آیا وقتی میگوید که مرد زناکار جز با زن زناکار ازدواج نمی کند داره خبر از این میده که این مدل آدمها دست آخرش هم با هم ازدواج میکنن یا اینکه این هم قسمتی از مجازتشون هست؟
4- حضور عده ای از مومنین انجام بشه؟ عده چند نفرند؟ آِیا این باعث نمیشه روح مردم ضربه ببینه با مشاهده یک چنین صحنه ای ؟
5-چگونه اثبات میشه که یک مرد و زن رابطه داشتند با هم؟ و این آیه شاملشون میشه؟
6-چرا اونها که شاهد هستند باید مو من باشند؟

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.