• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
سينما و تلویزیون (بازدید: 279)
شنبه 21/11/1391 - 19:3 -0 تشکر 588549
خاطرات مـرد ناتمام


«
خـانه آمیزرکـن‌الدین عـطار»
وقتی همه خواب بودند!

 

کار کردن در یک گروه تلویزیونی و تولید آنچه روی آنتن می‌بینم، آنقدرها هم آسان نیست؛ از سختی‌های همیشگی گرفته تا شرایط غیرعادی که کمتر شغلی با آن دست و پنجه نرم می‌کند.

 

این مسائل، بیشتر اوقات در پس یک نگاه ناقدانه یا انگشتی که با فشار یک دکمه، کانال تلویزیون را عوض می‌کند گم می‌شوند تا خستگی در تن گروه تولید بماند؛ آن هم این روزها که تلویزیون هم شرایط خوبی ندارد و پنهان کردن آن، برای مسؤولان تلویزیون و دست‌اندرکارانش غیرممکن شده است.

روزی که خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا به لوکیشن سریال «خاطرات مرد ناتمام» که این روزها از شبکه اول سیما پخش می‌شود، سر زد، اهالی خانه قدیمی آمیزرکن‌الدین عطار، روز سختی را پشت سر می‌گذاشتند؛ آن‌ها که تا روز قبل شب‌کار بودند، حالا روزکار شده بودند و ساعت بیولوژیک بدنشان حسابی به هم ریخته بود. به طوری که هر کس در هر گوشه از این لوکیشن قدیمی، جایی پیدا کرده، چرت می‌زد یا خوابیده بود.

حوالی ظهر است که به لوکیشن اصلی سریال در پیچ شمیران می‌رسیم؛ جایی که به مدد تدوین تلویزیونی، مخاطبان فکر می‌کنند در شهرک سینمایی غزالی است. گروه، در زمان استراحت است و بعضی از بازیگران و عوامل تولید، روی تخت‌های سنتی که در حیاط خانه چیده شده، دراز کشیده یا خوابیده‌اند.

 

13 روز، شب‌کار بودیم؛ یک هفته طول می‌کشد بدن عادت کند

 

شهزاد صفوی، دستیار کارگردان و بازیگر نقش شیخ ابوتراب است. او درباره نقشش توضیح می‌دهد:‌ در سال‌های 27 و 28 که اتفاقات «خاطرات مرد ناتمام» رخ می‌دهد، آیت‌الله کاشانی به نجف تبعید شده است. در این میان ابوتراب، رابط بین آیت‌الله کاشانی و مبارزان مذهبی داخل کشور است؛ کریم با بازی سروش صحت هم روزنامه‌نگاری است که توسط این دو شخصیت از جریانات سیاسی مطلع می‌شویم. اما در «خاطرات مرد ناتمام» به این مسائل پرداخته نمی‌شود، فقط اوضاع و احوال آن زمان در سریال مطرح می‌شود.

 


صفوی ادامه می‌دهد: این سریال، تنها سریالی تاریخی است که سیاسی نیست و به مسائل خانوادگی می‌پردازد. پس‌زمینه طنز هم دارد. قدرت - سرایدار خانه -، بار طنز سریال را به دوش دارد؛ میرزا، شیخ و خان‌عمو هم طناز هستند.

شهزاد صفوی درباره‌ی فضای خواب‌آلود حاکم بر لوکیشن هم می‌گوید: 13 روز شب‌کار بودیم، هنوز سیستم بدن بچه‌ها برنگشته؛ برای همین است که همه خواب‌اند.

او اضافه می‌کند: یک هفته طول می‌کشد تا سیستم بدنی به شرایط سابق برگردد.

 

کریم، روزنامه‌نگاری که معاصر نیست



در اتاق گریم هم که طبقه‌ی بالاست چند نفری از بازیگران رو صندلی‌هایشان چرت می‌زنند. سروش صحت هم در اتاق کناری که اتاق همایون است، روی تخت خوابیده است.

سروش صحت درباره‌ی شخصیت کریم توضیح می‌دهد: این شخصیت دوست همایون با بازی امین زندگانی است که شخصیت اصلی داستان را بازی می‌کند. او یک روزنامه‌نگار معاصر نیست بلکه روزنامه‌نگاری در سال‌های 27 است. من برای بازی کردن این نقش از ویژگی‌های فیلمنامه، کمک کارگردان ‌و تجربیات قبلی خودم استفاده کردم؛ به علاوه خودم هم در مطبوعات گشتم تا به ویژگی‌های یک روزنامه‌نگار دهه 20 و 30 برسم.


او همچنین می‌گوید: یکی از جذابیت‌های «خاطرات مرد ناتمام» این بود که کار مربوط به دوره‌ی
معاصر نیست و قدیمی است. فیلم‌نامه‌ی جذابی هم دارد که من را به خود جلب کرد؛ البته این اولین باری نیست که نقشی قدیمی را بازی می‌کنم در کار دیگری هم به نام «رسم عاشقی»، بازی کردن در کاری را که متعلق به زمان معاصر نیست، تجربه کرده‌ام.

 

جمع غیرمنتظره‌ها!

 

حالا در پله‌ها تجهیزات نور را چیده‌اند؛ یکی از عوامل با صدای بلند همه بازیگران را به تمرین فرا می‌خواند که البته موفق نمی‌شود و فقط سروش صحت با چهره‌ای خواب‌آلود می‌آید.

 

در این صحنه، دوربین و کارگردان بیرون ساختمان مستقر می‌شوند و بازیگران در طبقات مختلف، پشت پنجره‌ها می‌ایستند و هر یک به نوبت سرشان را رو به دوربین از پنجره بیرون می‌آورند و چیزی می‌گویند؛ ظاهرا همه منتظرند تا شاغلام بیاید و خانم‌ها را به زیارت ببرد.

کریم، خان‌عمو، همایون، دولت‌شاهی و آمیزرکن‌الدین به ترتیب از پنجره سرک می‌کشند و می‌پرسند "اومد؟"

صحنه چند بار تکرار می‌شود و در یکی از تمرین‌ها، صدای افتادن چیزی می‌آید؛ امین زندگانی سرش را بیرون می‌آورد و می‌گوید: "این دفعه واقعا اومد؛ صندلی افتاد"؛ مشخص می‌شود چهارپایه‌ای که مهرداد ضیایی روی آن نشسته بود افتاده و باعث سقوطش روی پله‌ها شده اما
حادثه جدی‌ای برایش اتفاق نیفتاده.

بعد از چند بار ضبط، باز هم یک اتفاق جالب می‌افتد و این بار دری که مهوش صبرکن باید باز کند تا وارد حیاط شود، باز نمی‌شود؛ گروه باز هم از پیشامد به خنده می‌افتند.

 

اما اتفاقات غیرمنتظره باز هم ادامه دارد، صدای دزدگیر یکی از اتومبیل‌های پارک شده در کوچه، تصویربرداری را متوقف می‌کند. بعد از دقایقی با قطع شدن این صدا، کار گروه تصویر از سر گرفته می‌شود.

 

بالاخره بعد از چند بار برداشت و هماهنگ شدن همه چیز با هم، صحنه‌ی دلخواه کارگردان ضبط می‌شود.

 

یک طوطی سبز و یک جفت مرغ عشق

 

بعد از این سکانس، بازیگران پراکنده می‌شوند و عوامل تولید هم به سراغ آماده کردن مقدمات صحنه بعدی می‌شوند؛ ما هم به سمت اتاق لباس و صحنه می‌رویم که در زیرزمین است. یک طوطی سبز و یک جفت مرغ عشق اولین چیزهایی هستند که جلب نظر می‌کنند؛ بعد هم لباس‌های و ظرف و ظروف قدیمی در کنار یک چرخ خیاطی که ابزار کار حمید شهیری، طراح صحنه و لباس است.

روبه روی او، یک دفترچه قطور، حاوی اسناد و مدارک و عکس‌هایی است که برای طراحی از آ‌ن‌ها استفاده کرده‌اند. سکه‌ها و تمبرهای قدیمی، عکس‌ها فارغ‌التحصیلی و حتی خانوادگی هم در این میان پیدا می‌شود.

 

حمید شهیری می‌گوید‌: مشخصه‌ی هر کاری، فیلمنامه‌ی آن است. این کار متعلق به سال 1320 است، یعنی دهه‌ی 20؛ طبیعتا باید فاکتورهای دهه‌ی 20 در آن رعایت شود. در حال حاضر ما حداقل هشت دهه با آن زمان فاصله داریم؛ طبیعتا هیچ کدام از این لباس‌ها در بازار نیست. اگر 20 بازیگر اصلی در نظر بگیریم هر بازیگر هفت، هشت دست لباس دارد؛ البته لباس‌های فرعی هم همان است یعنی آدمی که فقط در یک تک‌سکانس است هم باید برایش لباس دوخته شود.

شهیری همان‌طور که دفتر قطور اسنادش را ورق می‌زند توضیح می‌هد: همه چیز را بر اساس اسناد و طبقه‌بندی اطلاعاتی تهیه کردیم؛ مثلا از عکس‌هایی که از آن دوره تهیه شده، استفاده کردیم. به عنوان مثال بر اساس عکس‌ها برای آزمایشگاهمان فضا طراحی کردیم و اگر وسایل آزمایشگاهی به این شکل در بازار نبوده،‌ همه چیز را ساختیم از نوع ماشین‌ها، کالسکه‌ها، ساختمان‌ها تا لباس‌ها. حتی تبلیغاتی هم روی دیوارها داریم که مال همان زمان است و حال و هوای آن زمان را به ما می‌دهد. هیچ کس نمی‌تواند بر ما خرده بگیرد، چون بر اساس این‌ها کار کردیم.

 

 

زوج هنری از سختی‌های کار می‌گویند


مهوش صبرکن و محمود پاک‌نیت، زوج هنری هستند که در این کار با هم بازی دارند. صبرکن می‌گوید بعد از «پشت کوه‌های بلند»، اولین بار است که نقش زن و شوهر را بازی می‌کنند، حتی می‌گوید خیلی اوقات در سریال‌هایی که هم‌بازی بوده‌اند، همزمان بازی نداشته‌اند و ادامه می‌دهد: مثلا در سریال «یوسف»، من با خانم کتایون ریاحی بازی داشتم و ممکن بود چند ماه آفیش باشم اما همان زمان آقای پاک‌نیت آف بود؛ برعکسش هم اتفاق می‌افتاد.

 

او به سختی‌های کار هم اشاره می‌کند و می‌گوید: بیننده متوجه سختی‌های ما نیست؛ مردم پشت صحنه‌ها را نمی‌دانند که اگر بدانند ارزش بیشتری برای کارها قائل هستند. با کمبود امکاناتی که در ایران برای فیلمسازی وجود دارد، آسایشی برای گروه بازیگری باقی نمی‌ماند. در مواقعی که بازیگر یک یا دو ساعت کار ندارد، باید جایگاهی وجود داشته باشد که او بتواند راحت و در امان باشد ولی چون اینها نیست، مزید بر علت است تا سختی‌ها بیشتر شود.

 

مهوش صبرکن ادامه می‌دهد: البته این سختی‌ها از قدیم بوده و متعلق به امروز و دیروز نیست؛ به خصوص در سریال‌های تاریخی کار در بیابان و دور از شهر، مشکلات را زیادتر می‌کند؛ مخصوصا وقتی در فصل تابستان هم باشد کار خیلی سخت‌تر می‌شود اما اصولا کار در بیابان‌ها را به تابستان موکول می‌کنند. یادم است در سریال «روشن‌تر از خاموشی» در بیابان‌ها کار داشتیم ماستی که سر صحنه می‌آوردند از شدت گرما بریده بود و قابل خوردن نبود؛ سختی‌هایی از این قبیل در کار ما وجود دارد. اینها خاطرات بدی است که در ذهن می‌ماند و وقتی یادمان می‌آید دیگر نمی‌خواهیم به آن شرایط برگردیم.

 

محمود پاک‌نیت هم دل خوشی از اوضاع ندارد؛ او از ماهواره‌ها شاکی است که خوراک نامناسبی به خورد مخاطبان می‌دهند و با لحن دلسوزانه‌ای می‌گوید: نگرانی از دیدن ماهواره در صورتی که کارهای خوب داریم یک نگرانی واقعی است‌، چیزی هم نیست که من هم بخواهم از آن فرار کنم. این نگرانی وجود دارد. هشداری که من برای جامعه خودمان دارم این است که خیال نکنند شبکه‌های ماهواره‌یی نفع ما را می‌خواهند؛ آنها جز فساد و تباهی و متلاشی کردن فرهنگ ما کار دیگری ندارند. هدف از ساخت و بخش این کارها همین است. البته دیدن یا ندیدن این کارها انتخاب خود ماست.

 

پاک‌نیت ادامه می‌دهد: زمانی قبل از انقلاب می‌گفتند در سینمای ایران‌، فیلم خانوادگی نیست که مردم ببینند،‌ یا زمانی که یک نفر می‌خواست با دختر یا خواهرش به سینما برود، وقتی به سردر سینماها نگاه می‌کرد و عکس‌ها را می‌دید دیگر این کار را نمی‌کرد. چون یک نوع غذا در سینما بود. الان که انواع غذاها در سینما و تلویزیون و ماهواره هست انتخاب با مردم است؛ یعنی خودشان باید تشخیص دهند چه چیزی به درد وجود خانواده و جامعه‌شان می‌خورد و چه چیزی مضر است. خانواده الگوی بقیه‌ی اعضا و کوچک‌ترهاست؛ بنابراین هر چیز فاسدی که ماهواره نشان می‌دهد و فاسد و مسموم است، خانواده نباید بگذارد مصرف شود؛ سینما و تلویزیون مثل رستوران است. در رستوران انواع غذاها باید باشد. منتهی ممکن است یک غذا برای بدن یک فرد مضر باشد که نباید آن را بخورد.

 

 

گریه‌ای که قطع نمی‌شود

 

 

حالا صحنه برای سکانس بعدی آماده شده؛ سکانسی که شاغلام آمده و می‌خواهد خانم‌ها را که در ورودی ساختمان جمع شده‌اند به زیارت ببرد. اما باز هم گروه با یک مشکل مواجه می‌شود: کودکی که بغل یکی از خانم‌هاست مدام گریه می‌کند.

مشکل اینجاست که او به پستانکی که می‌مکد عادت دارد و گرفتن پستانک با گریه کردن او همراه می‌شود اما چاره دیگری هم نیست؛ مهوش صبرکن پیشنهاد می‌دهد پستانک را از او نگیرند ولی یکی از عوامل توضیح می‌دهد در دهه 20 پستانک وجود نداشته است.


مردان ناتمامی که زندگی را ناتمام نمی‌گذارند


با پایان این صحنه که بالاخره تمام می‌شود، صادق کرمیار - کارگردان - هم فرصتی پیدا می‌کند تا درباره «خاطرات مرد ناتمام» توضیح دهد؛ او می‌گوید: داستان «خاطرات مرد ناتمام» داستان مردان ناتمام است که هر یک در زندگی‌شان به شکلی به بن بست می‌رسند اما در عین حال زندگی را تعطیل نمی‌کنند. آمیز رکن‌الدین با بازی محمود پاک‌نیت هم به عنوان پدر خانواده سعی می‌کند کانون گرم خانواده را حفظ کند و با وجود همه کارهای ناتمام‌، زندگی ادامه پیدا می‌کند و ناتمام نمی‌ماند.

او می‌گوید: مقطعی که انتخاب کردیم از سال 1327 تا 1329 است؛ یعنی دوره ملی شدن صنعت نفت. این دوره، دوره حساس تاریخ معاصر ایران است که همه مناسبات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی آن می‌تواند برای الان ما درسی آموختنی باشد که بدانیم چه دوره‌ای را طی کردیم، چه چیزهایی را از دست دادیم و چه چیزهایی به دست آوردیم اما همانطور که در این قصه می‌گوییم باید بتوانیم زندگی را با سربلندی ادامه بدهیم.

کرمیار اشاره‌ای هم به مشکلات مالی تلویزیون می‌کند و می‌گوید: ما در یک فضای خوب و پرانرژی کار می‌کنیم و با وجود اینکه مشکلات مالی داریم دوستان بازیگر و عوامل پشت صحنه آن را تحمل می‌کنند امیدوارم تلویزیون قدر زحمات آنها را بداند و تلاش کند پرداخت بودجه سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی تسریع‌ شود.

 

ایسنا

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

چهارشنبه 2/12/1391 - 3:0 - 0 تشکر 590902



کارگردان «خاطرات مرد ناتمام»: خبرنگاران باید این سریال را بیشتر دوست داشته باشند




صادق کرمیار همزمان با پخش آخرین قسمت از سریالش گفت: پخش هر شبی امتیاز مثبتی برای «خاطرات مرد ناتمام» بود که باعث بیشتر دیده شدن این مجموعه از سوی مخاطبان شد.



کارگردان سریال «خاطرات مرد ناتمام‌» در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افزود: به اعتقاد من پخش هر شبی در ارتباط با سریال‌های تلویزیونی به طور کلی می‌تواند به بیشتر دیده شدن کار کمک کند، چرا که زندگی ما ریتم تندی دارد و هیچ یک از ما نمی‌دانیم قرار است به کجا برسیم. بر این اساس وقتی یک سریالی هر شبی برای مخاطب پخش می‌شود، وی را در جریان قرار می‌دهد و در واقع بیننده بیشتر با داستان ارتباط برقرار می‌کند.


وی پخش هر شبی «خاطرات مرد ناتمام» را امتیازی برای دیده شدن مجموعه‌اش دانست و خاطرنشان کرد: علاوه بر پخش هر شبی سریال «خاطرات مرد ناتمام» زمان پخش مناسب این مجموعه در تایم شبانگاهی شبکه یک به دیده شدن این سریال کمک کرد و موجب شد تا مخاطبان آن را دنبال کنند.



کرمیار در ادامه با اشاره به بازخوردهای «خاطرات مرد ناتمام»ش در بین مخاطبان، اظهار کرد: آنچه که تاکنون از سوی علاقمندان به ما رسیده است خوب بود اما بازخورد نهایی و آمار واقعی مخاطبان از سریال «خاطرات مرد ناتمام» را خود شبکه یک سیما باید اعلام کند.



کارگردان سریال «خاطرات مرد ناتمام» در پاسخ به اینکه خودتان به عنوان کارگردان چقدر فرصت کردید کارتان را از تلویزیون دنبال کنید؟ گفت: در واقع من هر لحظه کارم را دنبال می‌کردم اما نه از طریق تلویزیون چرا که تا آخرین لحظات درگیر صداگذاری و مونتاژ مجموعه بودم و خیلی فرصت نمی‌کردم پای تلویزیون بنشینم و کار را دنبال کنم.


همچنین او درباره‌ی پایان داستان «خاطرات مرد ناتمام» اینگونه بیان کرد: به هر حال پایان هر کاری باید با نام سریال همخوانی داشته باشد. فقط در همین حد می‌توانم بگویم که در شرایط جدیدی به همایون پیشنهاداتی می‌شود برای اینکه لابراتوارش فعال‌تر شود، او سعی می‌کند کارهایش را دنبال کند اما با مشکلات خاص خودش مواجه می‌شود.



کرمیار در پایان صحبت‌هایش با تاکید بر اینکه اگر تلویزیون بیشتر به سمت سریال‌های خانوادگی برود، قطعا موفق‌تر می‌شود به ایسنا گفت: من فکر می‌کنم سریال‌هایی مثل «خاطرات مرد ناتمام» که سبک زندگی ایرانی را نشان می‌دهد لازمه تلویزیون است، چرا که تاثیر زیادی بر مخاطبان می‌گذارد. اگر تلویزیون فضای سریال‌سازی در جهت سبک زندگی ایرانی را جدی بگیرد و خیلی به سمت غرب‌گرایی گرایش پیدا نکند قطعا مخاطب هم ارتباط بیشتری با اثر برقرار می‌کند. درباره‌ی سریال خاطرات مرد ناتمام هم باید بگویم که با توجه به داستانش، خبرنگاران باید بیشتر از این کار خوششان آمده باشد که قصه حول محور روزنامه‌نگاران می‌گذرد.


ایسنا

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

پنج شنبه 3/12/1391 - 1:36 - 0 تشکر 591109

فضای سیاسی، خاطرات " امین زندگانی" را ناتمام گذاشت



صادق کرمیار کارگردان " خاطرات مرد ناتمام" در خصوص انتخاب نام این مجموعه در گفتگو با خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون  باشگاه خبرنگاران گفت:  همایون( امین زندگانی) تمام توانایی های خود را برای خدمت به مردم کشورش به کار می گیرد ولی شرایط سیاسی آن دوران اجازه فعالیت کامل به او را نمی دهد.


وی افزود: به این دلیل وظایف و اهداف " همایون" ناتمام می ماند و این امر انگیزه ای برای انتخاب نام " خاطرات مرد ناتمام" در ذهن من شد.

کرمیار با اشاره به لحن صمیمی و شیوای " خاطرات مرد ناتمام" و درگیری به جای مخاطب با فضای سیاسی آن دوران، تصریح کرد: می خواستم فضای علمی آن دوران و شخصیتی که در خارج از کشور دارو سازی می خواند را بیشتر نشان دهم.


وی ادامه داد: بنا به این دلایل برای نام فامیلی آن ها " پورسینا" که از نسل " ابوعلی سینا" است، را برگزیدم.


این کارگردان تصریح کرد: با توجه به محوریت آن داستان در شرایط سیاسی دهه 20، نیاز به روزنامه نگار و دفتر مجله ای داشتم.


وی اظهار داشت: سراغ روزنامه های واقعی و اسامی تاریخی نرفتم چون مجبور بودم همه آن اتفاقات را به تصویر بکشم و این کمی کار را با دشواری روبرو می کرد.

کرمیار با اشاره به ایجاد فضای غیر واقعی افزود: به این دلیل فضایی را برای روزنامه نگار " خاطرات مردم ناتمام" انتخاب کردم که تخیلی و داستانی بود.

این نویسنده با اشاره به زیر ساخت و چیدمان صحیح بازیگران افزود: هدفم نزدیک بودن زیر ساخت بازیگران نسبت به حس زندگی جاری در این اثر تلویزیونی بود.

کرمیار ادامه داد: کاراکتر " سید مهرداد ضیایی" و " داود فتحعلی بیگی" در داستان متفاوت بوده ولی خوشبختانه از یک زیرساخت یکسانی برخوردار بودند که حداقل در مردها و زن ها تا حدودی این اتفاق افتاد.

وی ادامه داد: حضور بزرگان عرصه تئاتر و بازیگری و داشتن زیر ساخت یکسان باعث اطمینان بیشتر من به متن شد.

این کارگردان در خصوص بروز خلاقیت هنرمندان در " خاطرات مرد ناتمام" گفت: من اجازه بروز خلاقیت به همه هنرمندان را دادم و فقط زمانی نکاتی را متذکر می شدم.

کرمیار در خصوص فضای گرم و برقراری ارتباط خوب مخاطبان با " خاطرات مرد ناتمام" ابراز داشت: زمانی محصول کاری خوب می شود که فضای گرم و صمیمی در پشت دوربین فراهم شود.

وی ادامه داد: من تمام سعی خود را برای ایجاد رابطه ای دوستانه با عوامل این کار به کار گرفتم و امیدوارم موفق بوده باشم.

لبخند تنها گلی است که خار ندارد .
-------------------------------------------------

 

يکشنبه 20/12/1391 - 12:58 - 0 تشکر 593738

دوست دارم تکرارش رو توی عید بذارن تا بتونم ببینم. سریالش قشنگ و دوست داشتنیه.

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

يکشنبه 20/12/1391 - 23:27 - 0 تشکر 593858

سلام
من اصلا ندیدم خیلی دلم میخواد ببینم :(

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.